نشانه های پیامبر اسلام در ادیان گذشته ۱۳۹۳/۰۶/۲۶ - ۲۶۲۰ بازدید

با عرض سلام و خسته نباشید
با توجه به آیاتی در قرآن کریم که می گوید ((یعرفونه کما یعرفون اباءهم..)) میخاهم توضیحات کاملی راجع به نشانه های پیامبر اسلام در ادیان گذشته و دلییل انطباق این نشانه ها با حضرت محمد(ص) برایم توضیح دهید به ویژه مساله ای که ذهنم را مشغول کرده اینست که خداوند در قران فرموده از زبان عیسی که عیسی یارانش را به پیامبری مژده داده که((...اسمه احمد...))در حالی که اسم پیامبر اسلام محمد(ص) است نه احمد. این تفاوت چگونه قابل توجیه است؟ اسم پیامبر ما احمد است یا محمد؟
عجیب است برایم که چرا در زمان خود پیامبر و پس از نزول این آیه کسی به پیامبر نگفت که تو پیامبر نیستی زیرا آیه میگوید نام پیامبر آخرالزمان احمد است و نام تو محمد است نه احمد؟

لطفا در پاسخ به مطالب زیر توجه کنید:
مطلب اول.
همان طور که ذکر کرده اید جمله ی « یَعْرِفُونَهُ کَما یَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ» در آیه 146 سوره بقره و آیه 20 سوره أنعام آمده است.
آیات می فرمایند: «علماى اهل کتاب، پیامبر اسلام(ص) را به خوبى همچون فرزندان خود مى شناسند. »
یعنى نه تنها از اصل ظهور و دعوت او آگاهند، بلکه جزئیات، خصوصیات و نشانه هاى دقیق او را نیز مى دانند، بنا بر این اگر جمعى از مکه می گفتند ما مراجعه به اهل کتاب کرده ایم و اطلاعاتى از پیامبر نداشته اند یا واقعا دروغ مى گفتند و تحقیقى نکرده بودند و یا اهل کتاب حقائق را کتمان کرده و به آنها بازگو نمى کردند، همانطور که آیات دیگر قرآن مانند آیه 147 سوره بقره اشاره به کتمان آنها مى کند.
نام، نشان و مشخصات جغرافیایی، جسمی و روحی آخرین پیامبر و فرستاده ی خدا(ص) که در کتب آسمانی قبل از قرآن و در آموزه های پیامبران پیشین(ع) آمده و علما اهل کتاب به آشنا بوده و هستند، مانند: از مکه و منطقه عربستان بودن؛ از نسل ابراهیم، عرب و قریشی بودن؛ چهره نورانی و قامت متعادل داشتن؛ از هوش سرشار و ادب و اخلاق الهی برخوردار بودن؛ ... سابقه شرک نداشتن؛ علم، ایمان و یقین به خدا و معاد؛ ادعای نبوت و آخرین پیامبری؛ نزول وحی به او؛ دادن شعارهای توحید؛ جمع شدن عقلا و مردم عادی به دور او؛ مخالفت مستکبران و مستبدان با او، ارائه اعجاز و ... .
مطلب دوم.
طبق منابع دینی، رسول گرامی اسلام(ص) چندین نام دارند از جمله محمد و احمد است. و طبق برخی روایات نام مبارک پیامبر اسلام(ص) در زمین محمد و در آسمان احمد است. بنابر این بیان حضرت عیسی(ع) طبق آیه 6 سوره مبارکه صف(1) وقتی نام مبارک احمد را می برند ناظر به نام دیگر و یا نام آسمانی پیامبر اسلام(ص) است.
اشتقاق محمد و احمد هر دو از حمد هستند. محمد یعنی ستوده شده در زمین، و احمد یعنی بسیار ستوده شده در آسمان، که نشانه ی معروفیت و مورد شناخت بودن بیشتر پیامبر اسلام(ص) در آسمانها و میان آسمانیها است.
مفسرین گفته اند: هنگامى که پیامبر آیات سوره صف را براى مردم مدینه و مکه خواند، قطعا به گوش اهل کتاب نیز رسید. اما هیچکس از مشرکان و اهل کتاب ایراد نکردند که انجیل بشارت از آمدن احمد داده نام تو محمد است، این سکوت خود دلیل بر شهرت این اسم در آن محیط است، زیرا اگر اعتراضى شده بود براى ما نقل مى شد، چه اینکه اعتراضهاى دشمنان، حتى در مواردى که بسیار زننده بوده، نیز در تاریخ ثبت است.
و شاید علت به مسلم بودن پیامبری رسول خدا(ص) با توجه به نشانه های مسلم دیگر مانند اعجاز قرآن و ... نیز بر می گردد که مانع اعتراض و رسوایی خودشان شده است.
مطلب سوم.
همان طور که در مطلب اول اشاره شد گروهی از اهل کتاب کتمان نشانه ها و مژده های الهی بر نبوت حضرت محمد (ص) نموده و می کنند.
قرآن در این باره در آیه 147 سوره بقره می فرماید:
ولى گروهى از اهل کتاب سعى دارند آگاهانه حق را کتمان کنند (وَ إِنَّ فَرِیقاً مِنْهُمْ لَیَکْتُمُونَ الْحَقَّ وَ هُمْ یَعْلَمُونَ).
هر چند گروهى از آنها با مشاهده این نشانه هاى روشن اسلام را پذیرا گشتند، چنان که از عبد اللَّه بن سلام که از علماى یهود بود و سپس اسلام را پذیرفت نقل شده که مى گفت: من پیامبر اسلام (ص) را بهتر از فرزندم مى شناسم! (انا اعلم به منى یا بنى).( المنار، ج 2 ؛ تفسیر کبیر فخر رازى ذیل آیه مورد بحث)
این آیه پرده از حقیقت جالبى بر مى دارد و آن اینکه بیان صفات جسمى و روحى و ویژگیهاى پیامبر اسلام (ص) در کتب پیشین به قدرى زنده و روشن بوده است که ترسیم کاملى از او در اذهان کسانى که با آن کتب، سر و کار داشته اند، مى نمود.
آیا کسى مى تواند احتمال دهد که در آن کتب هیچ نامى از پیامبر اسلام و نشانى از وى نبوده ولى پیغمبر اسلام با این صراحت در مقابل چشم آنها بگوید تمام صفات من در کتب شما موجود است؟ آیا اگر چنین بود همه دانشمندان اهل کتاب به مبارزه شدید و صریح بر ضد او بر نمى خاستند؟ و به او نمى گفتند این تو و این کتابهاى ما، در کجاى آن نام و صفات تو ثبت است؟ و آیا ممکن بود حتى یک نفر از علماى آنان در برابر پیامبر اسلام تسلیم شود؟! پس این گونه آیات خود دلیل بر صدق و حقانیت خودش مى باشد.2
پاورقی:
1- « وَ إِذْ قالَ عیسَى ابْنُ مَرْیَمَ یا بَنی إِسْرائیلَ إِنِّی رَسُولُ اللَّهِ إِلَیْکُمْ مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیَّ مِنَ التَّوْراةِ وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ یَأْتی مِنْ بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جاءَهُمْ بِالْبَیِّناتِ قالُوا هذا سِحْرٌ مُبینٌ؛ و به یاد آورید هنگامى را که عیسى پسر مریم گفت: اى بنى اسرائیل! من فرستاده خدا به سوى شما هستم در حالى که تصدیق کننده کتابى که قبل از من فرستاده شده یعنى تورات مى باشم، و بشارت دهنده به رسولى هستم که بعد از من مى آید، و نام او احمد است، هنگامى که او (احمد) با معجزات و دلائل روشن به سراغ آنها آمد گفتند این سحرى است آشکار!.»
2- جهت اطلاع بیشتر ر. ک: تفسیر نمونه، ج 1، ص 499 – 500 (سوره بقره)؛ تفسیر نمونه، ج 5، ص 178 – 182 (سوره انعام)؛ تفسیر نمونه، ج 24، ص 69 – 79 (سوره صف).

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
ایا از اعراب ستمگری وارد ایران شدند و دست به تجاوز به زنان ایرانی شدند بچه های باقی مانده هم سید نامیده شدند ؟
پرسمان
سلام علیکم، ۱- از این نوع قضاوت که ریشه در جهل و عدم اطلاعی دارد متاسفیم
۲- شما حتما احتیاج به مطالعات تاریخ از روی منابع موثق داریدنه شنیده های شخصی و یا فضای مسموم مجازی.
۳- بر فرض صحت حمله اعراب به ایران و کشت و کشتار و تجاوز به ایران و ایرانیان و... ( که تماما دروغ است و در منابع اصیل تاریخی وجود ندارد ) اهل بیت ع و سادات ( فرزندان اهل البیت و ائمه ع ) در این حملات و کشت و کشتار و تجاوزات و... !!! حضور نداشتند .
۴- سادات فرزندان و نوه ها و نوادگان اهل البیت ع هستند نه فرزندان اعراب حمله کننده به ایران .
۵- ایرانیان و اهل البیت و سادات ارادت قلبی و دیرینه ایی به یکدیگر داشتندو ربطی به حمله اعراب به ایران ندارد.

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.