نشانه های قدرت خدا ۱۳۹۲/۶/۱۱ - ۴۱ بازدید

برای پاسخ دادن به این سؤال ابتدا راجع به قدرت خدای تعالی سپس چند آیه از قران را به همراه شرح مختصری از آیات می آوریم.

۱- توضیحى راجع به قدیر بودن خداى تعالى

کلمه قدیر یکى از اسماء حسناى خداى تعالى است که مرکز همه قدرتها است.
jpg_25.برای پاسخ دادن به این سؤال ابتدا راجع به قدرت خدای تعالی سپس چند آیه از قران را به همراه شرح مختصری از آیات می آوریم.

۱- توضیحى راجع به قدیر بودن خداى تعالى

کلمه قدیر یکى از اسماء حسناى خداى تعالى است که مرکز همه قدرتها است.

راغب مى گوید:
« کلمه قدرت هر گاه وصف انسان قرار گیرد نام هیئتى براى انسان است که با آن مى تواند کارى را که مى خواهد انجام دهد. و چون خداى تعالى با آن وصف شود،معناى عاجز نبودن را مى دهد. این کلمه تنها در مورد خداى تعالى بطور مطلق استعمال مى شود، و تنها در مورد او است که مى توان بطور مطلق گفت قادر است، و اما غیر خداى تعالى محال است کسى قادر مطلق باشد، هر چند که لفظ قادر بطور مطلق در باره آن اطلاق بشود. پس هر گاه بخواهیم غیر خدا را قادر بخوانیم حق کلام این است که بگوییم فلانى قادر بر فلان کار است. و اگر بگوییم فلانى قادر است، صرف تعبیر است و گر نه معنایش مقید است، چون آن کس، قادر بر کار معینى است، نه قادر مطلق. و به همین جهت است که غیر از خدا احدى به این صفت توصیف نمى شود، مگر آنکه به ضدش نیز توصیف مى شود، چون غیر خدا هر که را فرض کنیم به هر کارى که قادر باشد، از کارهاى دیگر عاجز است، تنها کسى که بطور کلى عجز از او منتفى است و به هیچ وجه متصف به آن نمى شود، خداست.
و کلمه قدیر به معناى آن فاعلى است که هر چه بخواهد مى کند، و بر مقتضاى حکمت هم مى کند، نه زائد بر آن، و نه ناقص از آن، و به همین جهت صحیح نیست که غیر از خداى تعالى کسى به این صفت متصف شود: انه على ما یشاء قدیر- او است که بر هر چه بخواهد قدیر است. کلمه مقتدر نیز قریب المعناى با کلمه قدیر است و به همین معنا است جمله عِنْدَ مَلِیکٍ مُقْتَدِرٍ چیزى که هست در غیر خداى تعالى هم استعمال مى شود، و در غیر خدا معنایش متکلف و مکتسب قدرت است، یعنى کسى که براى به دست آوردن قدرت خود را به زحمت مى اندازد، و خود را قدرتمند وانمود مى کند »
و حقا خوب معنا کرده، چیزى که هست در آنجا که گفت و چون خداى تعالى با آن وصف شود معناى عاجز نبودن را مى دهد پیداست که سهل انگارى نموده، چون صفات ذاتى خداى تعالى از قبیل حیات و علم و قدرت معانى ایجابى هستند، نه سلبى براى اینکه عین ذاتند، و معقول نیست معناى سلبى عین ذات باشد، مثلا معناى حیات، نداشتن مرگ، و معناى علم، نداشتن جهل، و معناى قدرت، نداشتن عجز باشد این عقیده صابئین است، و لازمه اش این است که ذات خدا خالى از صفات کمال باشد.
پس حق مطلب این است که: معناى قدرت در خداى تعالى نیز قدرت بر انجام هر کارى باشد که اراده کرده، و لازمه آن این است که مطلق عجز از ساحت او نفى شود.

۲- آیاتی از قرآن: [سوره الروم (۳۰): آیات ۲۲ تا ۲۵]
(وَ مِنْ آیاتِهِ خَلْقُ السماوات و الارض) از نشانه هاى بزرگ خدا آفرینش آسمانها و زمین است
آسمانها با آن همه کرات، با آن همه منظومه ها و کهکشانها، آسمانهایى که اندیشه بلندپرواز انسان از درک عظمت آن عاجز و فکر از مطالعه آن خسته مى شود و هر قدر علم و دانش انسان پیش مى رود نکته هاى تازه اى از عظمتش آشکار مى گردد.
یک روز بود که انسان کواکب آسمان را همین تعدادى مى دانست که با چشم دیده مى شود (دانشمندان آنچه را با چشم غیر مسلح دیده مى شود حدود پنج الى ششهزار احصاء کرده اند).اما هر قدرتلسکوپهاى قویتر و عظیمترى ساخته شد عظمت و کثرت ستارگان آسمان فزونتر گردید، تا آنجا که امروز معتقدند تنها کهکشان ما که یکى از انبوه کهکشانهاى آسمان است بیش از یکصد میلیون ستاره دارد که خورشید ما با عظمت خیره کننده اش یکى از ستارگان متوسط آن محسوب مى شود!، و تنها خدا مى داند که در همه کهکشانها که تعداد آنها بر هیچکس روشن نیست چقدر ستاره وجود دارد.
همچنین هر قدر علوم طبیعى، زمین شناسى، گیاه شناسى، حیوانشناسى و علم تشریح و فیزیولوژى و روانشناسى و روانکاوى پیشرفت مى کند عجائب تازه اى در باره آفرینش زمین کشف مى شود که هر یک آیتى از آیات عظمت وقدرت خدا است.
سپس به یکى از آیات بزرگ انفسى سخن را منتقل ساخته مى گوید: اختلاف زبانها و رنگهاى شما نیز از آیات عظمت او است! (وَ اخْتِلافُ أَلْسِنَتِکُمْ وَ أَلْوانِکُمْ).بى شک زندگى اجتماعى بشر بدون شناخت افراد و اشخاص ممکن نیست که اگر یک روز همه انسانها یک شکل و یک قیافه و داراى یک قد و قواره باشند در همان یک روز شیرازه زندگى آنها بهم مى ریزد، نه پدر و فرزند و همسر از بیگانه شناخته مى شوند، و نه مجرم از بیگناه، بدهکار از طلبکار، فرمانده از فرمانبر و رئیس از مرءوس، و میزبان از مهمان، دوست از دشمن شناخته نمى شود و چه جنجال عجیبى بر پا خواهد شد! اتفاقا گاهى این مساله در مورد برادران دوقلو که از هر نظر شباهت با هم دارند پیش مى آید و چه مشکلاتى در برخورد مردم و مناسبات با آنها روى مى دهد تا آنجا که شنیده ایم گاهى یکى از برادران دو قلوى همرنگ و هم شکل، بیمار بوده و مادر دارو را به دیگرى داده است! لذا براى سازمان یافتن اجتماع بشر خداوند صداها و رنگها را مختلف قرار داده است.
به گفته فخر رازى در ذیل آیه مورد بحث، شناسایى انسان نسبت به انسان یا باید از طریق چشم حاصل شود یا به وسیله گوش، خداوند براى تشخیص چشم رنگها و صورتها و شکلها را مختلف آفریده، و براى تشخیص گوش اختلاف آوازها و آهنگهاى صدا را ایجاد کرده است، بطورى که در تمام جهان نمى توان دو انسان را پیدا کرد که از نظر چهره و آهنگ صدا از تمام جهات یکسان باشند یعنى صورت انسان که عضو کوچکى است و آهنگ صداى انسان که موضوع ساده اى است به قدرت پروردگار به میلیاردها شکل مختلف در مى آید و این از آیات عظمت او است.
البته این احتمال نیز وجود دارد- و بعضى از مفسران بزرگ به آن اشاره کرده اند- که اختلاف السنه به معنى اختلاف زبانها از قبیل عربى و فارسى و مانند آن باشد، و اختلاف رنگها اشاره به اختلاف نژادها که هر نژادى رنگى دارد.
ولى مى توان معنى وسیعى از کلمه اختلاف استفاده کرد که شامل این تفسیر و تفسیر ما قبل آن هر دو شود، و به هر معنى این تنوع خلقت شاهد عظمت و قدرت او است.
فرید وجدى در دائرة المعارف خود ( جلد اول صفحه ۴۹۶(ماده اله) از قول نیوتن دانشمند معروف غربى چنین نقل مى کند که مى گوید: در باره آفریدگار جهان و خداوند هرگز شک نکنید، زیرا معقول نیست ضرورت و علت و معلول فاقد شعور به تنهایى رهبر وجود باشد، چون ضرورت کور و یکسان در هر مکان و هر زمان متصور نیست که اینهمه کائنات متنوع و موجودات رنگارنگ از او صادر گردد، و ممکن نیست که وجود با نظام و ترتیب اجزائش و تناسبهاى لازم و هماهنگ با تغییرات زمان و مکان ظاهر گردد، بلکه همه این امور حتما باید از مبدئى سرچشمه گرفته باشد، که داراى علم و حکمت و اراده است.
قرآن در پایان آیه فوق مى گوید: در این امور نشانه هایى است براى عالمان و اندیشمندان (إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ لِلْعالِمِینَ).
چرا که آنها بیش از هر کس از این اسرار آگاه مى شوند.
وَ مِنْ آیاتِهِ مَنامُکُمْ بِاللَّیْلِ وَ النَّهارِ وَ ابْتِغاؤُکُمْ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَسْمَعُونَ (۲۳) وَ مِنْ آیاتِهِ یُرِیکُمُ الْبَرْقَ خَوْفاً وَ طَمَعاً وَ یُنَزِّلُ مِنَ السَّماءِ ماءً فَیُحْیِی بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ (۲۴) وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ تَقُومَ السَّماءُ وَ الْأَرْضُ بِأَمْرِهِ ثُمَّ إِذا دَعاکُمْ دَعْوَةً مِنَ الْأَرْضِ إِذا أَنْتُمْ تَخْرُجُونَ (۲۵)
ترجمه:
۲۳- و از نشانه هاى او خواب شما در شب و روز است، و تلاش و کوششتان براى بهره گیرى از فضل پروردگار (و تامین معاش) در این امور نشانه هایى است براى آنها که گوش شنوا دارند! ۲۴- و از آیات او این است که برق (و رعد) را به شما نشان مى دهد که هم مایه ترس است و هم امید (ترس از صاعقه، و امید به نزول باران) و از آسمان آبى فرو مى فرستد که زمین را بعد از مردن به وسیله آن زنده مى کند، در این نشانه هایى است براى جمعیتى که عقل خود را به کار مى گیرند.
۲۵- و از آیات او این است که آسمان و زمین به فرمان او برپاست سپس هنگامى که شما را (در قیامت) از زمین فرا مى خواند ناگهان همه خارج مى شوید (و در صحنه محشر حضور مى یابید). تفسیر: باز هم نشانه هاى عظمت او در برون و درون
به دنبال بحثهاى گذشته پیرامون آیات پروردگار در آفاق و انفس، آیات مورد بحث به گفتگو پیرامون بخش دیگرى از این آیات بزرگ مى پردازد.
نخست پدیده خواب را به عنوان یک پدیده مهم آفرینش و نمودارى از نظام حکیمانه آفریننده آن مورد توجه قرار داده مى گوید:
از آیات او خواب شما در شب و روز است، و نیز تلاش و کوشش شما براى بهره گیرى از فضل پروردگار و تامین نیازمندیهاى زندگى (وَ مِنْ آیاتِهِ مَنامُکُمْ بِاللَّیْلِ وَ النَّهارِ وَ ابْتِغاؤُکُمْ مِنْ فَضْلِهِ).
و در پایان مى افزاید: در این امور آیات و نشانه هایى است براى آنها که گوش شنوا دارند (إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَسْمَعُونَ).
این حقیقت بر هیچ کس پوشیده نیست که همه موجودات زنده براى تجدید نیرو و به دست آوردن آمادگى لازم براى ادامه کار و فعالیت نیاز به استراحت دارند، استراحتى که به طور الزامى به سراغ آنها بیاید، و حتى افراد پر تلاش و یا حریص را ناگزیر به انجام آن سازد.
چه عاملى براى وصول به این هدف بهتر از خواب تصور مى شود که الزاما به سراغ انسان مى آید و او را وادار مى کند که تمام فعالیتهاى جسمانى و بخش مهمى از فعالیتهاى فکرى و مغزى خویش را تعطیل کند، تنها دستگاه هایى از جسم همانند قلب و ریه و بخشى از فعالیتهاى مغزى که براى ادامه حیات لازم است به کار خود ادامه مى دهند آنهم بسیار آرام و آهسته.
این موهبت بزرگ الهى سبب مى شود که جسم و روح انسان به اصطلاح سرویس شود، و با بروز حالت خواب که یک نوع وقفه و تعطیل کار بدن
آرامش و رفع خستگى حاصل گردد، و انسان حیات و نشاط و نیروى تازه اى پیدا کند.
مسلما اگر خواب نبود روح و جسم انسان بسیار زود پژمرده و فرسوده مى شد، و بسیار زود پیرى و شکستگى به سراغ او مى آمد، به همین دلیل خواب متناسب و آرام، راز سلامت، و طول عمر، و دوام نشاط جوانى است.
قابل توجه اینکه اولا خواب را قبل از ابتغاء فضل اللَّه که در آیات قرآن به معنى تلاش براى روزى است قرار داده، اشاره به اینکه پایه اى براى آن محسوب مى شود، چرا که بدون خواب کافى ابتغاء فضل اللَّه مشکل است.
ثانیا درست است که خواب معمولا در شب است و تلاش معاش در روز، اما چنان نیست که انسان نتواند این برنامه را به هنگام لزوم تغییر دهد، بلکه خداوند انسان را چنان آفریده که مى تواند برنامه خواب خود را تغییر داده، و بر ضرورتها و نیازها منطبق سازد، تعبیر به مَنامُکُمْ بِاللَّیْلِ وَ النَّهارِ (خواب شما در شب و روز) گویا اشاره به همین نکته است.
بدون شک برنامه اصلى خواب مربوط به شب است، و شب به خاطر آرامشى که از تاریکى پدید مى آید اولویت خاصى در این مورد دارد، اما گاه شرائطى در زندگى انسان پیدا مى شود که مثلا مجبور مى شود شبانه سفر کند و روز استراحت نماید، اگر برنامه تنظیم خواب در اختیار انسان نبود چه مشکلى پیش مى آمد؟
اهمیت این مطلب مخصوصا در عصر ما که بسیارى از مؤسسات صنعتى و پزشکى و درمانى مجبورند بطور مداوم در تمام شبانه روز کار کنند و تعطیل برنامه هاى آنها ممکن نیست، و لذا کارگران در سه نوبت به کار مى پردازند، از هر زمان دیگرى روشنتر است.
نیاز جسم و روح انسان به خواب به اندازه اى زیاد است که توانایى و تحمل انسان در برابر بى خوابى بسیار کم است و از چند شبانه روز تجاوز نمى کند، به همین جهت جلوگیرى از خواب همیشه به عنوان یکى از دردناکترین شکنجه ها نزد جباران و طاغوتیان شناخته شده است.
و نیز به همین دلیل یکى از طرق درمان مؤثر بسیارى از بیماریها این است که بیمار را در خواب عمیق فرو مى برند، و از این راه توان و نیروى بیمار را افزایش مى دهند.
آیه بعد که پنجمین قسمت از آیات عظمت خدا را بیان مى کند باز به سراغ آیات آفاقى مى رود، و مسئله باران و رعد و برق و حیات زمین را پس از مرگ
مورد توجه قرار داده، مى گوید: از نشانه هاى خدا این است که برق را که هم مایه ترس است هم مایه امید، به شما نشان مى دهد (وَ مِنْ آیاتِهِ یُرِیکُمُ الْبَرْقَ خَوْفاً وَ طَمَعاً).
ترس از خطرات ناشى از برق که گاه به صورت صاعقه در مى آید و هر چیز را در حوزه آن قرار گیرد آتش مى زند و خاکستر مى کند، و امید از نظر نزول باران که غالبا بعد از رعد و برق به صورت رگبار فرو مى ریزد.
بنا بر این، برق آسمان پیشاهنگى است براى نزول باران (علاوه بر فوائد گوناگون مهمى که در این برق نهفته شده و دانش امروز از آن پرده برداشته و ما در آغاز سوره رعد به آن اشاره کردیم) «۱».
سپس مى افزاید: و از آسمان آبى نازل مى کند که زمین را بعد از مرگش حیات مى بخشد (وَ یُنَزِّلُ مِنَ السَّماءِ ماءً فَیُحْیِی بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها).
زمین خشک و سوزانى که بوى مرگ از تمام آن به مشام مى رسد بعد از نزول چند باران حیاتبخش آن چنان جان مى گیرد و زنده مى شود و آثار حیات به صورت گلها و گیاهان در آن نمایان مى گردد که گاه باورکردنى نیست که این همان زمین مرده سابق است.
در پایان آیه به عنوان تاکید مى افزاید: در این امور آیات و نشانه هایى است براى جمعیتى که تعقل و اندیشه مى کنند (إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ).
آنها هستند که مى فهمند در این برنامه حساب شده دست قدرتى در کار است که آن را رهبرى و هدایت مى کند و هرگز نمى تواند معلول تصادفها و ضرورتهاى کور و کر باشد. در آخرین آیه، بحث از آیات آفاقى را در زمینه تدبیر نظام آسمان و زمین و ثبات و بقاى آنها ادامه داده، مى فرماید: یکى دیگر از آیات عظمت حق این است که آسمان و زمین به فرمان او برپا است (وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ تَقُومَ السَّماءُ وَ الْأَرْضُ بِأَمْرِهِ).
یعنى نه تنها آفرینش آسمانها که در آیات قبل به آن اشاره شد آیتى است که برپایى و ادامه نظام آنها نیز آیتى دیگر مى باشد، چه اینکه این اجرام عظیم در گردش منظم خود احتیاج به امور زیادى دارد که مهمترین آنها محاسبه پیچیده تعادل نیروى جاذبه و دافعه است.
پروردگار بزرگ آن چنان این تعادل را سامان بخشیده که میلیونها سال بدون کمترین انحراف در مسیر خود گردش مى کنند.
و به تعبیر دیگر آیه گذشته اشاره به توحید خلقت بود، و این آیه اشاره به توحید ربوبیت و تدبیر است.
تعبیر به قیام و برپایى آسمان و زمین، تعبیر لطیفى است که از حالات انسان گرفته شده، چرا که بهترین حالات انسان براى ادامه فعالیتها حالت قیام است که قادر بر انجام همه حوائج خود مى باشد و تسلط کامل بر اطراف خویش دارد.
تعبیر به امر در اینجا اشاره به نهایت قدرت پروردگار است که براى ادامه حیات و نظم این جهان پهناور تنها یک فرمان او کافى است.
و در پایان این آیه با استفاده از زمینه بودن توحید براى معاد بحث را به این مسئله منتقل ساخته مى فرماید: سپس هنگامى که شما را از زمین فرا مى خواند ناگهان همه خارج مى شوید (ثُمَّ إِذا دَعاکُمْ دَعْوَةً مِنَ الْأَرْضِ إِذا أَنْتُمْ تَخْرُجُونَ).
کرارا در آیات قرآن دیده ایم که خداوند مساله معاد را با تکیه بر نشانه هاى قدرت او در آسمان و زمین اثبات مى کند و آیه مورد بحث نیز یکى از آنها است. تعبیر به دعاکم (شما را فرا مى خواند) اشاره به این است که همانطور که براى تدبیر و نظم جهان یک فرمان او کافى است، براى بعث و نشور و رستاخیز نیز یک دعوت او کفایت مى کند، مخصوصا با توجه به جمله إِذا أَنْتُمْ تَخْرُجُونَ که اذا در آن به اصطلاح براى مفاجاة است روشن مى سازد که با یک دعوت او همه ناگهان بیرون مى ریزند.
ضمنا تعبیر دَعْوَةً مِنَ الْأَرْضِ نشانه روشنى بر معاد جسمانى است که انسان در رستاخیز از این زمین فرا خوانده مى شود (دقت کنید).

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.