نشانه ها و شاخص های نفاق جدید ۱۳۹۰/۹/۱۱ - ۴۶ بازدید

همانطور که می دانید مسئله نفاق هم در صدر اسلام و هم در قران بازگو شده ابتدا به تعریف و شاخصه های آن و سپس بیانات مقام معظم رهبری می پردازیم . شاخصه های خط نفاق در قرآن : یکی از خطراتی که همواره اسلام را در طول دوران ۲۳ ساله پیامبر اعظم(ص) مورد تهدید قرار می داد، مسئله نفاق بود.
همانطور که می دانید مسئله نفاق هم در صدر اسلام و هم در قران بازگو شده ابتدا به تعریف و شاخصه های آن و سپس بیانات مقام معظم رهبری می پردازیم .
شاخصه های خط نفاق در قرآن : یکی از خطراتی که همواره اسلام را در طول دوران ۲۳ ساله پیامبر اعظم(ص) مورد تهدید قرار می داد، مسئله نفاق بود. منافقین با قدرت یافتن اسلام، بر قدرت خویش افزودند و با شکل گیری اولین حکومت اسلامی در مدینه النبی، به عنوان مهمترین تهدید داخلی در برابر اسلام قد علم کردند انقلاب اسلامی نیز امروز به طور جدی از ناحیه « خط نفاق» دچار تهدید شده است و قضایای اتفاق افتاده بعد از انتخابات ۲۲ خرداد، نشان از اقدامات جدی این خط نفاق در جامعه دارد.آنچه که در ادامه ارائه می گردد. ریشه کلمه منافق ؛ منافق در همان اول سوره بقره به عنوان کسی که به زبان چیزی را می گوید که در دل اعتقاد به آن ندارد، می گوید ما ایمان داریم به خدا و قیامت «و ما هم بمومنین» در حالی که ایمان ندارد، برای همین منافق تعریفی که در عرف پیدا کرده است به انسان «دو چهره» و«دو رو» یا به انسانی که زبانش با دلش یک سو نباشد گفته شده است. یعنی کسی است که در جامعه شکاف ایجاد می کند! ویژگی دیگر که در همین آیات سوره بقره شما اگر ادامه اش را بخوانید این است که می آیند در جامعه خودشان را اهل اصلاح نشان می دهند، می گویند ما مصلحیم «و اذا قیل لهم لا تفسدوا فی الارض»((بقره:۱۱) وقتی به آن ها می گویند آقا جامعه را به تلاطم نیندازید، شکاف ایجاد نکنید، فاصله ایجاد نکنید، می گویند: «انما نحن مصلحون» می گویند نه ما داریم اصلاح می کنیم! بنابراین به صرف این که کسی در دل چیزی داشته باشد ولی در زبان چیز دیگری بیان کند، یعنی دو رو باشد، به صرف این منافق نمی شود. منافق زمانی منافق می شود که در صدد ایجاد شکاف در جامعه باشد، یعنی بخواهد در جامعه تزلزل ایجاد کند، بخواهد آن انسجامی که در جامعه باید وجود داشته باشد را برهم بزند. این جا است که عنوان منافق بر او بار می شود. بنابراین اصطلاح منافق یک اصطلاح کاملاً سیاسی و اجتماعی است نه یک اصطلاح شخصی و عبادی و آن چه که از قرآن به دست می آید این است که منافق کافر است. البته حضرت امام(ره) فرمودند که منافقین بدتر از کفارند! چون در قرآن داریم که «ان المنافقین فی الدرک الاسفل من النار»(نساء:۴۵) یعنی اگر جهنم طبقه بندی شده باشد،
حوادث سال های اخیر موجب شده است تا یک جریان خاص سیاسی خود را متولی تعیین منافق و مومن کرده و بر حسب مقتضیات و منافع روزمره خود، دیگران را به نفاق متهم کنند و طبعاً برای تنوع و تفکیک، از انواع القا نظیر منافق جدید و قدیم، منافق ظاهر و پنهان و منافق جعلی و خفی استفاده می کنند. بر همین اساس، به نظر می رسد برای تبیین پدیده نفاق، نیاز به اصول و معیارهای مشخصی است که افراد خود را با آن ها بسنجند و در صورت لزوم، دیگران را نیز با آن ها تطبیق بدهند، نه آن که خود مرجع و معیار تشخیص نفاق و منافق باشند.
بر این اساس می توان از تصریحات قرآن کریم معیارهای نفاق را استخراج کرد:
۱. عدم اعتقاد به خدا: منافقین بر خلاف آنچه که می گویند، به خداوند اعتقاد راسخی ندارند و بر همین اساس به احکام دینی تنها به مصلحت پای بندند، در ظاهر و محیط عموم متدینند و در خلوت و حریم خصوصی مشرک. در حضور مومنان خداوند را تکریم می کنند و در محافل خود به تمسخر می گیرند، بنابراین ریا یکی از خصوصیات بارز منافقین است، البته نه به آن معنا که هر کس ریاکار است، منافق عقیدتی است، بلکه ریاکاری یکی از مراتب عملی و خصوصیات منافقین است.
۲. افراط در تظاهر: منافقین به جهت تقویت جایگاه خود و جلوگیری از نمایان شدن نیت واقعیشان، به مقدس مابی می پردازند.
۳. عدم تقوی: تصریح قرآن کریم در آیه ۱۰۸ سوره توبه در معرفی بانیان مسجد ضرار بر عدم تقوی و تجاوز آن ها از حدود الهی استوار است، کسانی که به تقوای الهی پایبند نیستند و از حریم ها به آسانی گذر می کنند.
برای درک بهتر موضوع از سخنان رهبر فرزانه انقلاب بهره بیشتر می گیریم ؛
۱) شیوه برخورد امام با منافقین
«امام به گروهک منافقین که خواسته بودند بیایند با ایشان ملاقات کنند، پیغام دادند که اگر شما به حق عمل کنید، من مى آیم سراغ شما؛ اگر دست از این کارهاى خلاف بردارید، خود من مى آیم سراغ شما. یعنى امام تا این حد با اینها مدارا کردند و حرف زدند . خوب، وقتى احساس خطر شد؛ بخصوص آن وقتى که مسئله، مسئله ى رسوخ دادن مبانى غلط در کالبد نظام و انقلاب است، این دیگر مثل سمِ مهلک است. آن وقت امام رعایت نکردند، مدارا نکردند؛ برخورد کردند. این در مورد آن چیزهائى است که در اختلافات بنیانى است. »
۲)دگر اندیشان منافق نیستند
«البته کسى عقیده اى مخالف داشته باشد، کارى به کار نظام نداشته باشد، نظام با او کارى ندارد. بعضى رائج کرده اند: «دگراندیشان». نظام با دگراندیشان چگونه رفتار میکند؟ نظام با دگراندیشان کارى ندارد. این همه دگراندیش هست. دگراندیش سیاسى که بالاتر از دگراندیش دینى نیست. خوب، ما اقلیتهاى دینى داریم که دگراندیشند، توى مجلس شوراى اسلامى هم عضو دارند، در مناصب مختلف هم حضور دارند. بنابراین بحث دگراندیشى نیست؛ بحث مخالفت است، بحث معارضه است، بحث ضربه زدن است، در مقابل نظام و در مقابل انقلاب شمشیر کشیدن است. آنى که نظام با او برخورد میکند، این است. اما اگر اختلاف، اختلاف در سلائق است، در روشهاست، نه، این اختلافات مضر نیست؛ نافع هم هست. »
۳)دیدگاه رهبری پیرامون منتقدین
«اشکالى ندارد که مسئولان کشور، متولیان امور کشور منتقدینى داشته باشند که ضعفهاى آنها را به خود آنها نشان بدهند. وقتى انسان در مقام رقابت قرار بگیرد، مقابل منتقد قرار بگیرد، بهتر کار میکند. اینجور نیست که وجود منتقدین و کسانى که این روش را قبول ندارند، آن روش را قبول دارند، براى نظام ضررى داشته باشد؛ منتها باید در چهارچوب نظام باشد؛ این اشکالى ندارد، این مخالفت هیچ مخالفت مضرى نیست؛ نظام هم مطلقاً با یک چنین مخالفتى برخورد نمیکند. البته انتقاد باید در چهارچوب اصول باشد.»
۴)شاخصه های های اصلی نظام
«اصول انقلاب هم مشخص است که چیست. اصول انقلاب امور سلیقه اى نیست که هر که از یک گوشه اى در بیاید، سنگ اصول را به سینه بزند؛ بعد که سراغ این اصول میرویم، مى بینیم بیگانه ى از انقلاب است. اصول انقلاب، اسلام است؛ قانون اساسى است ؛ رهنمودهاى امام است ؛ وصیت نامه ى امام است؛ سیاستهاى کلى نظام است که در قانون اساسى معین شده است که این سیاستهاى کلى بایست تدوین بشود. در این چهارچوب، اختلاف نظر، اختلاف ممشا، اختلاف سلیقه عیب نیست، که حسن است؛ مضر نیست، که مفید و نافع است. این یک مطلب است که در میدان معارضات اینچنینى، نظام با هیچ کس برخورد نمیکند. آنجائى که افراد در چهارچوب اصول رفتار کنند، دنبال خشونت نروند، درصدد بر هم زدن امنیت جامعه نباشند، آسایش جامعه را نخواهند به هم بزنند - از این کارهاى خلافى که انجام میگیرد؛ دروغ پراکنى و شایعه - نظام هیچگونه مسئله اى ندارد. مخالفینى هستند، نظراتى دارند، نظرات خودشان را بیان میکنند؛ نظام برخورد نمی کند. بناى نظام در اینجا، جذب حداکثرى و دفع حداقلى است. این، روش نظام است؛ این را همه توجه بکنند. آن کسانى هم که نظر مخالف دارند، نظرات مخالف با نظرات رسمى دارند، در این چهارچوب میتوانند خودشان را مقایسه کنند. اگر کسى با مبانى نظام معارضه کند، با امنیت مردم مخالفت کند، نظام مجبور است در مقابل او بایستد.
ما درباره ى افرادى که به آنها اهانت میشود، تهمت زده میشود، میگوئیم اینها حق دفاع دارند؛ خوب، نظام هم همین جور است؛ نظام هم حق دفاع از خودش را دارد. این خطاست که کسى خیال کند چون نظام حاکمیت است و قدرت سیاسى است، نباید دفاع کند؛ بى دفاع بماند؛ در مقابلش هرگونه مخالفتى، معارضه اى، قانون شکنى اى، مرزشکنى اى انجام بگیرد، باید عکس العمل نشان ندهد؛ این درست نیست؛ هیچ جاى دنیا هم چنین نیست. »
۴)توصیه های رهبری پیرامون نخبگان برای پرهیز از نفاق
«نکته دیگرى که فعالان سیاسى، مسئولان، صاحبان قدرت، صاحبان مسئولیتهاى گوناگون و متنفذین بشدت بایستى مراقب آن باشند، مسئله ى انحراف و فسادپذیرى شخصى است؛ همه مان باید مراقبت کنیم. انسانها در معرض فسادند، در معرض انحرافند. گاهى لغزشهاى کوچک، انسان را به لغزشهاى بزرگ و بزرگتر و گاهى به پرتاپ شدن در اعماق دره هائى منتهى میکند؛ خیلى باید مراقب بود. قرآن هشدار داده است. در موارد متعدد، در قرآن این هشدار وجود دارد. یک جا میفرماید: «ثمّ کان عاقبة الّذین اساؤا السّوأى ان کذّبوا بأیات اللَّه»؛ عاقبت بعضى از کارها این است که انسان به آن خانه ى بدترین میرسد که تکذیب آیات الهى است. یک جا میفرماید: «فأعقبهم نفاقا فى قلوبهم الى یوم یلقونه بما اخلفوا اللَّه ما وعدوه»؛ خلف وعده ى با خدا کردند، این موجب شد نفاق در دلهایشان به وجود بیاید. یعنى انسان گناهى انجام میدهد، این گناه انسان را به وادى نفاق میکشاند؛ که نفاق، کفر باطنى است. همین جا در قرآن، کافرین و منافقین در کنار هم هستند. در یک آیه ى دیگر میفرماید: «انّ الّذین تولّوا منکم یوم التقى الجمعان انّما استزلّهم الشّیطان ببعض ما کسبوا». اینى که مى بینید یک عده اى در مقابل دشمن منهزم میشوند، طاقت نمى آورند، نمیتوانند ایستادگى کنند، به خاطر آن چیزى است که قبلاً از اینها سر زده است؛ باطن خودشان را با گناه و با خطا خراب کرده اند. لغزشها انسان را فاسد میکند. این فساد، به انحراف در عمل و گاهى به انحراف در عقیده منتهى میشود. این هم بمرور پیش مى آید؛ دفعتاً پیش نمى آید که ما فکر کنیم یک نفرى شب مؤمن میخوابد، صبح منافق از خواب بیدار میشود؛ نه، بتدریج و ذره ذره پیش مى آید. این، علاجش هم مراقبت از خود است. مراقبت از خود هم یعنى همین تقوا. بنابراین علاجش تقواست. مراقب خودمان باشیم. نزدیکان افراد مراقبت کنند؛ زنها از شوهرهایشان، شوهرها از زنهایشان، دوستان نزدیک از همدیگر؛ «و تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصّبر». از یکدیگر مراقبت کنیم، براى اینکه دچار نشویم. مردم مسئولین را موعظه کنند، نصیحت کنند، خیرخواهى کنند، بنویسند براى آنها، بگویند براى آنها، پیغام بدهند تا مبادا دچار لغزش بشوند. خطرات لغزش مسئولین هم براى نظام، براى کشور و براى مردم بیشتر است. انسان گاهى در بعضى از حرفها، در بعضى از اقدامها و تحرکات، این را احساس میکند؛ نشانه هاى یک چنین انحرافى را انسان مشاهده میکند. به خدا باید پناه برد، از خدا باید کمک خواست.
همچنین از سخنان دیگر ایشان نیز می توان نشانه و یا شاخصه های اصلی منافقین جدید را شناخت
مقام معظم رهبری می فرمایند: « امروز برای شناسایی منافقین جدید نشانه وجود دارد که همراهی با دشمن شناخته شده مانند جهان استکبار که در صدر آن آمریکا است، نمونه آن است. » (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبری، کد: ۱/۱۰۰۱۲۱۷۰۰)

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.