نظام جمهوری اسلامی - عزت - شجاعت - ولایت فقیه ۱۳۹۵/۳/۲۳ - ۱۷۵ بازدید

عزت نظام جمهوری اسلامی ایران بخاطر شجاعت و شهامت ولی فقیه و شهداست یا بخاطر مذاکرات اقای ظریف و این دولت؟
عزت نظام جمهوری اسلامی به خاطر تلاش برای احیای اسلام ناب و حاکمیت ارزش های دینی و ایستادگی در برابر متجاوزان و نظام استکباری است . عزت امروز نظام جمهوری اسلامی مرهون فداکاری و ایثار شهدا و جانبازان و ایستادگی ملت غیور ایران در برابر تجاوزات و تهدیدات و زیاده خواهیهای نظام استکباری و تلاش برای حفظ استقلال خویش است . عزت نظام جمهوری اسلامی مرهون پیروی از ولایت فقیه به عنوان تداوم خط امامت است که همچون کوه در برابر دشمنان ایستاده و مردم ولایتمدار نیز پشتیبان ایشان بوده و هستند و اگر نتیجه ای در مذاکرات به دست آمد به دلیل ایستادگی و مقاومت ملت ایران در برابر زیاده خواهیها و تحریم های آمریکا بود که آنان را ناچار به مذاکره با جمهوری اسلامی نمود و صلابت رهبری و حمایت مردم موجب شد تا خطوط قرمزی برای هر گونه توافق ترسیم شود که ترسیم کننده عزت و اقتدار جمهوری اسلامی بود . بی تردید مذاکرات هسته ای
بدون پشتوانه ایستادگی و مقاومت مردم و صلابت رهبری به سرانجام نمی رسید و از این منظر که جمهوری اسلامی توان مذاکره و گفت گو برای به دست آوردن حقوق خود را داشته و در برابر قدرتهای بزرگ مقاومت می کند ، نقطه عزتی برای کشورما محسوب می گردد هر چند جمهوری اسلامی ناچار شد برای اثبات صداقت و شفافیت در فعالیت های خود از برخی از حقوق خود صرف نظر نماید ، اما هیچگاه از اصل حق غنی سازی و حقوق هسته ای خود که طرف های مقابل به دنبال چشم پوشی نکرد گرچه طرف های مقابل به دلیل ماهیت سلطه جویانه و غیر قابل اعتمادشان در روند اجرای برجام تا کنون کارشکنیهایی انجام داده اند . اما جمهوری اسلامی مذاکرات هسته ای را با چند هدف دنبال کرد که مهمترین آن عبارتنداز:
۱-اثبات صداقت کشورمان در فعالیت های هسته ای و خنثی کردن تبلیغات منفی علیه کشورمان ؛ آمریکا و رژیم صهیونیستی و برخی از کشورهای اروپایی تبلیغات گسترده ای را در راستای ارایه چهره جنگ طلب از نظام جمهوری اسلامی در سطح جهان را به راه انداخته بودند و در سایه آن ، موج جدیدی از ایران هراسی را ایجاد نمودند و فضای نامناسبی بر علیه فعالیت های هسته ای کشورمان ایجاد گردیده بود که لازم بود از این فضا به نوعی غبار زدایی شود که رویکرد جدید، چنین زمینه ای را ایجاد نمود و با طرح شعار جهان عاری از خشونت و برخوردار از صلح و امنیت تلاش آنان را در نمایش چهره نامناسبی از کشورمان را خنثی نمود .
مقام معظم رهبری در این رابطه فرمودند:« موافقت با این مذاکرات برای شکستن فضای خصمانه جبهه استکبار بر ضد ایران بود و این مذاکرات باید ادامه یابد اما همه بدانند که با وجود ادامه مذاکرات، فعالیتهای جمهوری اسلامی ایران در زمینه تحقیق و توسعه هسته ای به هیچ وجه متوقف نخواهد شد و هیچیک از دستاوردهای هسته ای نیز تعطیل بردار نیست، ضمن آنکه روابط آژانس بین المللی انرژی اتمی با ایران نیز باید روابط متعارف و غیرفوق العاده باشد...هدف آنها این است که با این بهانه، فضای بین المللی را بر ضد ایران حفظ کنند و بر همین اساس بود که با طراحی جدید دولت برای مذاکره درخصوص موضوع هسته ای موافقت شد تا این جوّ جهانی شکسته و ابتکار عمل از طرف مقابل گرفته شود و حقیقت نیز برای افکار عمومی دنیا مشخص شود. » ( بیانات در دیدار جمعی از مداحان اهل‌بیت (علیهم‌السلام) به مناسبت میلاد فاطمه‌ زهرا (سلام‌الله‌علیها)، ۲۰/۱/۹۴)
۲. راستی آزمایی اراده طرف های مقابل برای حل وفصل پرونده هسته ای کشورمان؛ بعد از گذشت یک دوره پر فراز و نشیب از پرونده هسته ای کشورمان و ایستادگی و پافشاری بر حقوق هسته ای و دستیابی به موفقیت های چشمگیری در این عرصه با وجود همه تحریم ها و فشارها ، لازم بود تا از سوی کشورمان رویکردی اتخاذ شود که اراده طرف های مقابل برای حل وفصل این مسأله مورد آزمایش قرار بگیرد و اینکه آیا با وجود آمادگی کشورمان برای مذاکره و حل وفصل این موضوع آیا این کشورها نیز اراده جدی در حل این مسأله دارند ؟ و به اصطلاح با این سیاست توپ به زمین آنان افتاد و افکار عمومی متوجه نوع رفتار آنان گردید.
۳- تجربه برای مردم و خنثی شدن برخی تبلیغات داخلی ؛ در عرصه داخلی نیز به دنبال دوره ای از ایستادگی و اعمال فشار و تحریم از سوی طرف های مقابل، تبلغات گسترده ای به راه افتاده بود که در صورتی که مشکل پرونده هسته ای کشورمان حل وفصل گردد، تحریم های بین المللی از بین خواهد رفت و مشکلات کشور برطرف خواهد شد که لازم بود پاسخ عملی و مناسبی به این تبلغات و افکار عمومی داخلی داده شود که رویکرد دولت آقای روحانی چنین زمینه ای را ایجاد نمود .
بر این اساس مقام معظم رهبری ضمن حمایت از مذاکرات هسته ای فرمودند: « هیچ‌کس نباید این مجموعه‌ مذاکره‌کنندگان ما را با مجموعه‌ شامل آمریکا - همان شش دولت، به‌اصطلاح پنج بعلاوه‌ یک - سازش‌کار بداند؛ این غلط است؛ اینها مأموران دولت جمهورى اسلامى ایران هستند، اینها بچّه‌هاى خودمان هستند، بچّه‌هاى انقلابند؛ یک مأموریّتى را دارند انجام می دهند. کار سختى هم هست [که‌] بر عهده‌ اینها است؛ دارند با تلاش فراوان آن کارى را که بر عهده‌ آنها است انجام می دهند. بنابراین نباید مأمورى را که مشغول یک کارى است و مسئول یک فرایندى است مورد تضعیف یا توهین یا بعضى از تعبیراتى که گاهى شنیده میشود - که اینها سازش‌کارند، و مانند اینها - قرار داد؛ نه، این حرفها نیست. بنده هم اوّلِ امسال در مشهد مقدّس در سخنرانى گفتم [که‌] مذاکره در موضوعات خاص اشکالى ندارد؛ منتها گفتم من اعتماد ندارم، خوشبین نیستم به مذاکره، لکن می خواهند مذاکره کنند، بکنند؛ ما هم به اذن‌الله ضررى نمی کنیم.
یک تجربه‌اى در اختیار ملّت ایران است - که حالا من مختصراً عرض خواهم کرد - این تجربه ظرفیّت فکرى ملّت ما را بالا خواهد برد؛ مثل تجربه‌اى که در سال ۸۲ و ۸۳ در زمینه‌ تعلیق غنى‌سازى انجام گرفت، که آن‌وقت تعلیق غنى‌سازى را در مذاکرات با همین اروپایى‌ها، جمهورى اسلامى براى یک مدّتى پذیرفت. خب ما دو سال عقب افتادیم، لکن به نفع ما تمام شد. چرا؟ چون فهمیدیم که با تعلیق غنى‌سازى، امید همکارى از طرف شرکاى غربى مطلقاً وجود ندارد. اگر ما آن تعلیق اختیارى را - که البتّه به‌نحوى تحمیل شده بود، لکن ما قبول کردیم، مسئولین ما قبول کردند - آن روز قبول نکرده بودیم، ممکن بود کسانى بگویند خب یک ذرّه شما عقب‌نشینى می کردید، همه‌ مشکلات حل میشد، پرونده‌ هسته‌اى ایران عادى میشد. آن تعلیق غنى‌سازى این فایده را براى ما داشت که معلوم شد با عقب‌نشینى، با تعلیق غنى‌سازى، با عقب افتادن کار، با تعطیل کردن بسیارى از کارها مشکل حل نمی شود؛ طرف مقابل دنبال مطلب دیگرى است؛ این را ما فهمیدیم، لذا بعد از آن شروع کردیم غنى‌سازى را آغاز کردن. امروز وضعیّت جمهورى اسلامى با سال ۸۲، زمین تا آسمان فرق کرده؛ آن روز ما چانه میزدیم سرِ دو، سه سانتریفیوژ، [ در حالى که‌] امروز چندین هزار سانتریفیوژ مشغول کارند. جوانهاى ما، دانشمندان ما، محقّقین ما، مسئولین ما همّت کردند، کارها را پیش بردند. بنابراین از مذاکراتى هم که امروز در جریان است، ما ضررى نخواهیم کرد. البتّه بنده همچنان که گفتم خوشبین نیستم؛ من فکر نمیکنم [از] این مذاکرات آن نتیجه‌اى را که ملّت ایران انتظار دارد، به‌دست بیاید، لکن تجربه‌اى است و پشتوانه‌ تجربى ملّت ایران را افزایش خواهد داد و تقویت خواهد کرد؛ ایرادى ندارد امّا لازم است ملّت بیدار باشد. ما از مسئولین خودمان که دارند در جبهه‌ دیپلماسى فعّالیّت می کنند، کار می کنند، قرص و محکم حمایت می کنیم، امّا ملّت باید بیدار باشد، بداند چه اتّفاقى دارد مى‌افتد [تا] بعضى از تبلیغاتچى‌هاى مواجب‌بگیر دشمن و بعضى از تبلیغاتچى‌هاى بى‌مزدومواجب - از روى ساده‌لوحى - نتوانند افکار عمومى را گمراه کنند.
یکى از ترفندها و خلاف‌گویى‌ها این است که این‌جور القا کنند به افکار عمومى مردم که اگر ما در قضیّه‌ هسته‌اى، تسلیم طرف مقابل شدیم، همه‌ مشکلات اقتصادى و معیشتى و غیره حل خواهد شد؛ این را دارند تبلیغ می کنند. البتّه تبلیغاتچى‌هاى خارجى با شیوه‌هاى کاملاً ماهرانه‌ تبلیغاتى خط می دهند، در داخل هم بعضى از روى ساده‌لوحى و بدون اینکه نیّت سوئى داشته باشند، بعضى هم واقعاً از روى غرض همین را دارند تبلیغ می کنند که اگر ما در این قضیّه کوتاه آمدیم و تسلیم شدیم در مقابلِ طرف مقابل، همه‌ مشکلات اقتصادى و مانند اینها حل خواهد شد؛ این خطا است.... قبل از اینکه مسئله‌ هسته‌اى مطرح باشد، همین دشمنى‌ها، همین مخالفتها از اوّل انقلاب بود؛ ... مسئله مسئله‌ دیگرى است؛[ مسئله این است که‌] ملّت ایران به خواسته‌هاى آمریکا نه گفت، ملّت ایران گفت آمریکا علیه ما هیچ غلطى نمی تواند بکند. اینها با موجودیّت جمهورى اسلامى مخالفند، با نفوذ و اقتدار جمهورى اسلامى مخالفند. آن روزى اینها راضى میشوند که ایران یک ملّت ضعیف، کنارمانده، منزوى، بى‌اعتبار و بى‌احترام باشد.» (بیانات در دیدار دانش‌آموزان و دانشجویان به مناسبت روز ملّى مبارزه با استکبار جهانى‌، ۱۲/۸/۱۳۹۲)
بر این اساس ، مقام معظم رهبری از آغاز با مذاکرات هسته ای موافقت نموده و از تیم مذاکره کننده حمایت کردند و موافقت خود را با هر توافق عزتمندانه ای که مصالح کشور در آن رعایت شود ، اعلام داشته فرمودند: « ما دنبال توافقیم. اگر کسى بگوید که در مسئولین جمهورى اسلامى کسى هست که توافق را نمیخواهد، خلاف گفته؛ این را همه بدانند. مسئولین جمهورى اسلامى - بنده، دولت، مجلس، قوّه‌ى قضائیّه، دستگاه‌هاى گوناگون امنیّتى، نظامى، غیره - همه در این جهت متّفقیم و موافقیم که توافق باید انجام بگیرد. در این جهت هم باز همه متّفقند که این توافق باید عزّتمندانه باشد، مصالح جمهورى اسلامى بدقّت و با وسواس باید در آن رعایت بشود؛ در این هم هیچ اختلافى نیست؛ دولت، مجلس، بنده، دیگران و دیگران همه در این جهت متّفقیم، نظرمان یکى است. توافق بایستى توافقى باشد منصفانه و منافع جمهورى اسلامى را بایستى تأمین بکند.» ( بیانات در دیدار مسئولان نظام ، ۲/۴/۹۴)
در ادامه نگاهی به مهمترین عوامل عزت در آیات و روایات خواهیم داشت .
« سرچشمه عزت»
سرچشمه اصلی عزت خداوند است، و تمام عزتها از آن اوست . «فلله العزة جمیعا» (سوره فاطر ، آیه ۱۰ ) ; «پس همه عزتها از آن خداوند است .»
اگر پیامبر صلی الله علیه و آله و مؤمنان نیز عزت دارند، عنایتی است الهی، و عزتی است اعطائی .
وقتی که سرمنشا واقعی عزت خداوند است، بدست آوردن عزت از غیر طریق الهی، به هر صورتی که باشد ذلت است .
امام علی علیه السلام می فرماید: «من اعز بغیر الله اهلکه العز; (بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۱۰) کسی که از طریق غیر خدا به عزت برسد، همان عزت [غیر واقعی] او را به هلاکت می رساند .»
شخصیت هر کس در گرو عزت اوست، از این رو خداوند متعال اجازه نداده است که هیچ مؤمنی تن به ذلت دهد . امام صادق علیه السلام فرمود: «ان الله فوض الی المؤمن اموره کلها ولم یفوض الیه ان یکون ذلیلا . اما تسمع الله یقول: «ولله العزة ولرسوله وللمؤمنین ولکن المنافقین لا یعلمون » (سوره منافقون ، آیه ۸) ) فالمؤمن یکون عزیزا ولایکون ذلیلا; (میزان الحکمة، ج ۵، ص ۱۹۵۷) خداوند تمام امور مؤمن را به خود او واگذار نموده، ولی به او واگذار نکرده است که ذلیل باشد . آیا سخن خدا را نشنیده ای که می فرماید: «عزت از آن خدا و رسول او و مؤمنان است ولی منافقان نمی دانند» ؟ پس مؤمن همیشه عزیز است و ذلیل نمی باشد .»
« عوامل عزت در آیات و روایات»
روشن شد که عزت به دست خدا است، و در خانه غیرخدا رفتن ذلت است و به مؤمن اجازه داده نشده است که ذلت پذیر باشد . حال چه باید کرد که عزت اسلامی به دست آید، و یا آنچه به دست آمده تداوم یابد . در این جا به برخی از عوامل عزت آفرین اشاره می کنیم .
۱- طاعت و بندگی:
بندگی رمز پیشرفت اولیاء الهی و زمینه ساز سعادت و عزت انسان است . در حدیث قدسی می خوانیم که خداوند می فرماید: «انی وضعت العز فی قیام اللیل والناس یطلبونها فی ابواب السلاطین فلم یجدوه ابدا; (سید محمد حسینی عاملی، اثنا عشریة، ص ۱۵۵) من عزت را در شب بیداری (و نماز شب) قرار دادم و مردم در خانه شاهان به دنبال آن می گردند، پس هرگز آن را نخواهند یافت .»
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «ان ربکم یقول کل یوم: انا ربکم انا العزیر فمن اراد عز الدارین فلیطع العزیز; (میزان الحکمة، ج ۵، ص ۱۹۵۸، روایت ۱۲۸۳۸) به راستی پروردگار شما هر روز می گوید: من پروردگار شما هستم . من عزیز هستم . هر کس عزت دو جهان را می خواهد باید عزیز را اطاعت کند .»
امام علی علیه السلام می فرمایند: «من اذل نفسه فی طاعة الله فهو اعز ممن تعزز بمعصیة الله; ( کنزالعمال، ج ۲، حدیث ۴۲۰۸۴) هر کس نفس خود را در طاعت خدا خوار کند، عزیزتر از کسی است که با نافرمانی خدا به عزت برسد .»
امام حسن مجتبی علیه السلام فرمود: «اذا اردت عزا بلا عشیرة وهیبة بلا سلطان فاخرج من ذل معصیة الله الی عز طاعة الله; (بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۱۳۹) هرگاه اراده عزتی بدون دار و دسته و هیبتی بدون سلطنت داشتی، از خواری معصیت الهی به سوی عزت اطاعت خداوند خارج شو .»
۲- تقوا و پرهیزگاری:
حضرت علی علیه السلام می فرمایند: «من اراد ان یکون اعز الناس فلیتق الله عزوجل; (بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۲۸۵) هر کس می خواهد عزیزترین مردم باشد، باید تقوای الهی داشته باشد .»
آن حضرت در جای دیگری فرمود: «لا عز اعز من التقوی; (نهج البلاغه، محمد دشتی، حکمت ۲۷۱) هیچ عزتی، بالاتر از تقوا نیست .»
امام حسین علیه السلام فرمود: «و الشرف التقوی; (سیدمحمد حسینی تهرانی، لمعات الحسین، انتشارات باقر العلوم، ص ۱۰) شرف [و عزت انسان] در تقوا است .»
۳- تمسک به قرآن و اسلام:
پای بندی به قرآن و عمل کردن به دستورات آن، عامل عزت و شکست ناپذیری جامعه اسلامی است .
امام علی علیه السلام در این باره می فرماید: «ثم انزل علیه الکتاب نورا لاتطفا مصابیحه . . . وشفاء لاتخشی اسقامه وعزا لا تهزم انصاره وحقا لا تخذل اعوانه . . . ومعقلا منیعا ذروته وعزا لمن تولاه; (نهج الیلاغه ، خطبه ۱۹۸، ص ۴۱۸) [خداوند قرآن را بر او (پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله) نازل فرمود، قرآن نوری است که چراغهای آن خاموش نمی شود . . . ، شفا دهنده ای است که از بیماریهایش ترسی وجود ندارد و عزت [و قدرتی] است که یارانش شکست ندارند و حقی است که یاری کنندگانش خوار نشوند . . . و پناهگاهی است که قله آن بلند است و عزتی است برای کسی که ولایت آن را بپذیرد .»
۴- ولایت مداری:
قرآن عزت را مخصوص خدا و رسولش و مؤمنان می داند . (سوره منافقون ، آیه ۸)
مصداق بارز مؤمنان راستین، ائمه اطهار علیهم السلام می باشند; لذا هر کسی به دنبال عزت و سربلندی است باید مطیع و پیرو آنان باشد . امام سجاد علیه السلام فرمود: «طاعة ولاة الامر تمام العز; پیروی از صاحبان امر [ائمه اطهار علیهم السلام] تمام عزت است .»
در دعای ندبه می خوانیم: «این معز الاولیاء ومذل الاعداء; کجاست عزت دهنده دوستان و خوار کننده دشمنان .»
اگر جامعه اسلامی از اول در مسیر ولایت و امامت قرار می گرفتند، این همه ذلت دامنگیر آنان نمی شد .
۵- جهاد و شهادت:
رزمندگان و جهادگران راه خدا همیشه در صف مقدم پاسداری از عزت و شرافت قرار دارند . آنها تلاش می کنند تا با نثار جان خویش از مرز عزت و شرافت پاسداری کنند و خود نیز به عزت ابدی برسند . روایات اهل بیت علیهم السلام جهاد را مایه عزت اسلام می دانند . مثلا روایتی از امام علی علیه السلام آمده است: «فرض الله الجهاد عزا للاسلام; (نهج البلاغه، ص ۶۸۲، حکمت ۲۵۲) خداوند جهاد را برای عزت یافتن اسلام واجب کرده است .» همچنین آن حضرت در جای دیگر فرمود: «اف لکم لقد سئمت عتابکم! ارضیتم بالحیاة الدنیا من الاخرة عوضا؟ وبالذل من العز خلفا؟ اذا دعوتکم الی جهاد عدوکم دارت اعینکم کانکم من الموت فی غمرة; (نهج البلاغه، ص ۸۶، خطبه ۳۴) نفرین بر شما [کوفیان] ! که از فراوانی سرزنش شما خسته شدم . آیا به جای زندگی آخرت به زندگی دنیا رضایت دادید؟ و بجای عزت، ذلت را انتخاب کردید؟ هرگاه شما را به جهاد با دشمنان دعوت می کنم، چشمانتان [از ترس] در کاسه می گردد گویا ترس از مرگ عقلهای شما را ربوده است .»
و همچنین فرمود: «قد استطعموکم القتال فاقروا علی مذلة، وتاخیر محلة او رووا السیوف من الدماء ترووا من الماء . فالموت فی حیاتکم مقهورین والحیاة فی موتکم قاهرین; (همان، ص ۱۰۲، خطبه ۵۱) [شامیان با بستن آب] شما را به پیکار دعوت کرده اند، [اکنون بر سر دوراهی قرار دارید;] یا به ذلت و خواری اقرار کنید و بر جای خود بنشینید و یا شمشیرها را از خونها سیراب سازید تا از آب سیراب شوید . پس [بدانید که] مرگ در زندگی توام با شکست و زندگی در مرگ پیروزمندانه شماست .»
۶- بصیرت و آگاهی:
بصیرت و دانائی عامل دیگری برای عزت است، چرا که انسان آگاه در معرض هجوم نقشه های ذلت آور دشمن قرار نمی گیرد; چنان که متقابلا جهل و بی خبری باعث ذلت و خواری می شود . امام علی علیه السلام می فرماید: «والجهل ذل; نادانی ذلت و خواری است .»
این که یاران امام حسین علیه السلام بهترین یاران خوانده شده اند، یکی از امتیازات مهم آنها، بصیرت دینی و آگاهی آنان بود و در راس همه یاران و بستگان، حضرت ابی الفضل العباس قرار داشت که زیر بار ذلت امان نامه دشمن نرفت، چرا که به قول امام صادق علیه السلام «کان عمنا العباس نافذ البصیرة; (شیخ عباس قمی، نفس المهموم، ص ۱۷۶) عموی ما عباس بصیرتی ژرف داشت .»
۷- انصاف:
عامل دیگر در عزت آفرینی اجتماعی انسان، مراعات انصاف در حق دیگران است . امام علی علیه السلام می فرماید: «الا انه من ینصف الناس من نفسه لم یزده الله الا عزه; (اصول کافی (دارالکتب الاسلامیة)، ج ۲، ص ۱۴۴) آگاه باشید، کسی که با مردم با انصاف رفتار کند، خداوند بر عزت او خواهد افزود .»
۸- قناعت:
علی علیه السلام می فرماید: «القناعة تؤدی الی العزة; (غررالحکم، شماره ۱۱۲۲) قناعت [و بسنده نمودن به آنچه موجود است] عزت را در پی دارد .»
۹- عدم وابستگی و طمع ورزی در مال دیگران:
عدم وابستگی به دیگران و چشم امید به دیگران نداشتن نیز از عوامل عزت در زندگی اجتماعی و فردی انسان است .
امام علی علیه السلام می فرماید: «العز مع الیاس; (میزان الحکمه، ج ۵، ص ۱۹۵۹، حدیث ۱۲۸۵۷) عزت در ناامیدی [از دیگران است .
همچنین آن حضرت در این زمینه فرمودند: «الطامع فی وثاق الذل; (نهج البلاغه، حکمت ۲۲۶) طمع کار [همواره] در بند خواری و ذلت است .»
امام باقر علیه السلام فرمود: «اطلب بقاء العز باماتة الطمع; (میزان الحکمه، ج ۶، ص ۲۹۳، حدیث ۱۲۵۸۱) دوام عزت را با از بین بردن طمع جستجو کن .»
۱۰- چشم پوشی از دنیا:
دنیازدگی و دنیاخواهی عامل اصلی برای ذلت جامعه و افراد آن است و آنهایی که از چنگ دنیا رها شدند به عزت و افتخار ست یافتند .
امام علی علیه السلام در این باره می فرماید: «من سلا عن مواهب الدنیا عز; (غررالحکم، ، ۹۱۴۸) هر کس از موهبتها [و لذتها] ی دنیا چشم بپوشد، عزیز می شود .»
۱۱- دوری از شرارت:
انسانهای شرور و بدکار همیشه ذلیل بوده اند، و آنان که مردم از دست و زبانشان در آسایش بوده اند عزیز شده اند .
علی علیه السلام می فرماید: «من بری ء من الشر نال العز; (تحف العقول، ص ۲۱۶) هر کس از شرارت به دور باشد، به عزت می رسد .»
۱۲- گذشت و بخشش:
عفو و گذشت و بخشش به دیگران، در فرهنگ اسلامی جایگاه خاص و ویژه ای دارد و آثار زیادی بر آن مترتب است که از جمله آنها دستیابی به عزت و سربلندی است .
امام باقر علیه السلام فرمودند: «ثلاث لا یزید الله بهن المرء المسلم الا عزا: الصفح عمن ظلمه واعطاء من حرمه و الصلة لمن قطعه; (میزان الحکمة، ج ۶، ص ۲۹۳، حدیث ۱۲۵۳۸) سه چیز باعث می شود که خداوند عزت انسان مسلمان را افزایش دهد: گذشت از کسی که در حق او ستم روا داشته است و بخشیدن به کسی که او را محروم ساخته، و ارتباط [و رفت و آمد] با کسی که با او قطع رابطه نموده است .»
۱۳- راستگویی:
امام حسین علیه السلام می فرماید: «الصدق عز والجهل ذل; ( تحف العقول، ص ۲۶۵) راستی مایه عزت و نادانی مایه ذلت است .»
۱۴- حلم و بردباری:
امام علی علیه السلام فرمود: «لا عز ارفع من الحلم; (میزان الحکمة،ج۵، ص ۱۹۵۹) هیچ عزتی بالاتر از بردباری نیست .»
۱۵- توکل:
امام باقر علیه السلام می فرماید: «الغنی والعز یجولان فی قلب المؤمن فاذا وصلا الی مکان فیه التوکل اقطناه; (همان، ج ۵، ص ۱۹۵۹، حدیث ۱۲۸۶۲)
بی نیازی و عزت در قلب مؤمن می گردند، وقتی به مکانی رسیدند که در آن توکل وجود دارد، آن را تصرف می کنند .»
(www.hawzah.net/fa/Magazine/View/۲۶۸۹/۴۲۵۰/۲۷۲۷۶)

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.