نظریه داروین ۱۳۹۲/۹/۲۹ - ۱۴ بازدید

نظریه تکامل) Evolution (دیدگاه هاى گوناگونى را در میان زیست شناسان و عالمان دینى برانگیخته است؛ انگاره هاى موجود در فلسفه علم نیز گمانه هاى متفاوتى را درباره این نظریه رقم مى زند. تکامل باورى) Evolutionism (و به عبارت دقیق تر نظریه تبدل انواع) Transformism (از بدو پیدایش تاکنون، مراحل گوناگونى را پشت سر گذاشته و همواره مورد نقد و اصلاحاتى واقع شده که اهم آنها عبارت است از: ۱. داروینیسم، ۲. نئوداروینیسم، ۳. لامارکیسم، ۴. نئولامارکیسم، ۵.
موتاسیونیسم) Mutationism (.
نظریه تکامل) Evolution (دیدگاه هاى گوناگونى را در میان زیست شناسان و عالمان دینى برانگیخته است؛ انگاره هاى موجود در فلسفه علم نیز گمانه هاى متفاوتى را درباره این نظریه رقم مى زند. تکامل باورى) Evolutionism (و به عبارت دقیق تر نظریه تبدل انواع) Transformism (از بدو پیدایش تاکنون، مراحل گوناگونى را پشت سر گذاشته و همواره مورد نقد و اصلاحاتى واقع شده که اهم آنها عبارت است از: ۱. داروینیسم، ۲. نئوداروینیسم، ۳. لامارکیسم، ۴. نئولامارکیسم، ۵.
موتاسیونیسم) Mutationism (.
داروین بر آن بود که جانوران و گیاهان، تولید مثل بسیار دارند؛ به طورى که پایایى آنها موجب اشغال همه زمین و کمبود غذا و مسکن براى آنها خواهد شد. در نتیجه هر موجودى براى بقاى خود در برابر دیگر رقیبان، باید بکوشد و در این تنازع مستمر، آنکه اصلح و داراى صفت برترى است، باقى خواهد ماند. این صفت برتر- که موجب بقاى یک فرد مى شود- از طریق وراثت به افراد دیگر منتقل شده و به این وسیله نسل موجودات ادامه مى یابد.
همچنین براساس نظریه «جهش») Mutation (، گاهى صفات جدیدى به طور ناگهانى در موجودى پیدا مى شود و جاندار به وسیله آن مى تواند به حیات خود ادامه دهد. تجمع جهش هاى مساعد در طول زمان، موجب دگرگونى انواع جانداران و ادامه حیات به صورت نوع جدید مى شود.
اکنون به اختصار از سه منظر یاد شده، به بررسى نظریه مى پردازیم:
یک. زیست شناسى
از منظر زیست شناختى) Biologic (اشکالات چندى بر نظریه تکامل وارد است؛ از جمله اینکه:
۱- ۱. چگونه عضو جدیدى به وجود مى آید، یا بعضى سازگارى هاى شگفت حاصل مى گردد، یا چگونه گونه هاى بزرگ جانوران و گیاهان تشکیل شده اند و ...
هنوز بر جهان دانش روشن نیست.
۱- ۲. وجود نوع پیچیده پس از نوع ساده و تشابه بعضى از موجودات با یکدیگر- که قائلان تحول انواع به آن استناد مى کنند «۱»- دلیل بر آن نیست که انواع پسین، از انواع پیشین مشتق شده باشند «۲».
۱- ۳. داروین از تفاوت هاى عمده و اساسى بین انسان و اجداد حیوانى مورد ادعا (میمون) غافل بوده است! بعضى از این تفاوت ها- که «والاس») Wallace (به آنها اشاره کرده- عبارت است از:
الف. فاصله عمیق میان مغز و قواى دماغى انسان و میمون؛
ب. تمایز زبانى آشکار بین انسان و میمون؛
ج. استعداد و توانایى آفرینش هنرى در انسان؛
د. عدم تفاوت مغزى بین انسان متمدن کنونى و قبایل بدوى که داروین آنها را
حلقه فاصل بین انسان متمدن و میمون خوانده است. «۱»
«فیزیکو») Phisico (طبیعى دان آلمانى و متخصص در تاریخ طبیعى انسان) Antropology (مى گوید: «پیشرفت هاى محسوسى که علم تاریخ طبیعى انسان نموده، روز به روز خویشاوندى انسان و میمون را دورتر مى سازد» «۲».
دو. فلسفه علم
از منظر فلسفه علم) Philosophy of Science (- که معرفتى درجه دوم است و راهبردهاى علمى، روش هاى برگزیده از سوى دانشمندان، حاصل کار آنها و عوامل دخیل در نظرپردازى هاى علمى را مورد سنجش و داورى قرار مى دهد- دیدگاه هاى گوناگونى در باب چیستى و منطق دانش تجربى عرضه شده که عبارت است از:
الف. پوزیتویسم منطقى) Logical Positivism (،
ب. مینوگروى) ldealism (،
ج. واقع گروى خام) NaiveRealism (،
د. واقع گروى نقدى) CriticalRealism (.
چهارمین نگرش بر آن است که اساساً تئورى هاى علمى، برآیند مشاهدات صرف و تحویل پذیر به داده هاى حسى نیست؛ بلکه اینها برآیند هم کنشى داده هاى حسّى و ساخته هاى ذهنى دانشمندان است. بنابراین نظریات علمى، اکتشافات محض نیست و جنبه اختراعى نیز دارد. از این رو نمى توان این گونه نظریات را کاملًا مطابق با واقعیت و عینیت خارجى دانست. «۳»
سه. دین
در میان عالمان دینى و دیگر کسانى که در پى تبیین دیدگاه اسلام درباره نظریه تکامل بر آمده اند، روى کردهاى گوناگونى به شرح زیر وجود دارد:
۳- ۱. ادعاى اینکه در قرآن به تکامل تدریجى و تحول انواع و پیوستگى نسلى اشاره شده است «۱»؛
۳- ۲. رد نظریه تحولى خلقت «۲»؛
۳- ۳. در صورت اثبات نظریه تکامل در مورد دیگر جانداران، انسان حساب جداگانه و مستقلى دارد و پیوستگى نسلى با دیگر حیوانات ندارد «۳»؛
۳- ۴. امکان برداشت هر دو نظریه از قرآن «۴»؛
۳- ۵. تفکیک زبانى علم و دین. «۵»
اکنون از میان آراى یاد شده، به اختصار دیدگاه علامه طباطبایى بیان مى شود:
یک. اساساً پیوستگى نسلى انسان با دیگر حیوانات، از نظر تجربى ثابت نشده و دلیل علمى قاطع و وفاق و اجماعى بر آن نیست.
دو. آیات قرآن با صراحت و نص قطعى از هیچ یک از دو نظریه ثبات انواع) Fixism (و تحول انواع) Transformism (دم نزده است؛ لیکن ظاهر آیات مربوط به خلقت انسان، با دیدگاه اول انطباق دارد.
سه. ظواهر کتاب و سنت تا زمانى که با حجت برتر دیگرى در تعارض نباشد، به حجیت خود باقى است.
چهار. نمى توان از مدلول ظاهرى آیات قرآن، در این باره دست کشید.
نتیجه آنکه انگاره «تحول انواع»، قابل انتساب به قرآن نیست. از آنجایى که نص قطعى و ضرورى نیز برخلاف آن وجود ندارد، در صورت اثبات پیوستگى نسلى انسان با اجداد حیوانى در زیست شناسى، مى توان ظواهر آیات قرآن را تأویل کرد؛ لیکن چنین چیزى در علوم اثبات نشده و حجتى معارض ظواهر قرآن وجود ندارد.
بنابراین در حال حاضر دلیلى بر تأویل آیات دلالت کننده بر استقلال نسلى انسان وجود ندارد «۱».
ذکر چند نکته در این باره بایسته است:
یکم. اینکه خداوند آفرینش خود را از طریق نظام علیت و اسباب و مسببات به انجام مى رساند، دلیل بر این نیست که لزوماً آفرینش از طریق روند تحولى و از تک سلولى به پُر سلولى یا از حیوان به انسان باشد؛ بلکه آن مسأله، قاعده اى فلسفى و کلى است که به انحاى گوناگون، قابل تصور و تحقق است. بنابراین قاعده علیت، به تنهایى نه اثبات کننده نظریه تکاملى داروین است و نه رد کننده آن.
دوم. مستفاد از ظاهر قرآن این است که انسان هاى کنونى، همه از نسل آدم و حوا علیهما السلام مى باشند و هیچ واسطه نسلى دیگرى بین آنها نیست، بنابراین حتى اگر انسان هاى دیگرى پیش از آدم بر زمین مى زیسته اند، آنان بین حضرت آدم و انسان هاى پس از وى اختلاط نسلى ندارند.
سوم. نفى نظریه تکامل داروین، لزوماً به معناى دفعى دانستن خلقت نیست؛ چنان که تدریجى بودن آفرینش نیز منحصر به نظریه تحول انواع نمى باشد. از سوى دیگر آیات قرآن بر اصل تدریجى بودن خلقت دلالت روشن دارند، ولى انطباق آنها با نظریه تبدل انواع، نیازمند تأویل و دست کشیدن از ظواهر است و چنان که گذشت تا زمانى که این نظریه، در بوته نقض و ابرام است، تأویل آیات قرآن و کنار نهادن ظواهر کتاب آسمانى روا نیست.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.