نظریه های تکامل جدید (۱) ۱۳۹۴/۱۰/۵ - ۲۴ بازدید

پس از داروین و با پیدایش اشکالات نظریه تکامل برخی از دانشمندان در پی آن برآمدند که با ارائه نظریه های جدید، اشکالات آن را برطرف کنند یا دیدگاه دیگری را ارائه کنند و  نظریه تکامل را، تکامل بخشند.
رویکرد اول) زیست شناسانه یا مکانیکی[۱]
رویکردهای زیست شناسانه در اصلِ تکامل و چگونگی چینش کلی اصول آن با داروین موافق هستند. برخی اشکال های زیست شناسانه بر نظریه داروین، گروهی از دانشمندان را برانگیخت تا در موارد مشکل دار تکامل تغییراتی ایجاد کنند. این رویکردها با رویکرد داروینی در جزئیاتی از مسائل زیست شناسانه اختلاف دارند. به چند رویکرد مهم از این گروه اشاره می کنیم.
پس از داروین و با پیدایش اشکالات نظریه تکامل برخی از دانشمندان در پی آن برآمدند که با ارائه نظریه های جدید، اشکالات آن را برطرف کنند یا دیدگاه دیگری را ارائه کنند و  نظریه تکامل را، تکامل بخشند.
رویکرد اول) زیست شناسانه یا مکانیکی[۱]
رویکردهای زیست شناسانه در اصلِ تکامل و چگونگی چینش کلی اصول آن با داروین موافق هستند. برخی اشکال های زیست شناسانه بر نظریه داروین، گروهی از دانشمندان را برانگیخت تا در موارد مشکل دار تکامل تغییراتی ایجاد کنند. این رویکردها با رویکرد داروینی در جزئیاتی از مسائل زیست شناسانه اختلاف دارند. به چند رویکرد مهم از این گروه اشاره می کنیم.
۱ـ  موتاسیون (جهش گرایی)
موتاسیون (Mutation) توسط «گرگوریوهان مندل» (Johann Gregor Mendel) کشیش اتریشی از پیشگامان مطالعه روی وراثت، ابداع شد. این رویکرد مدت ها مورد پذیرش دانشمندان زیست شناسی بود و امروزه نیز رویکردی زنده و بلکه غالب است.
موتاسیون عبارت از عقیده به تکامل از راه جهش است. معتقدان موتاسیون منشاء تغییرات در سیر تکامل را جهش هایی می دانند که در ترکیب و مواد سلول های جنسی اثر می کند و سبب تحول و بروز صفات جدید می شود[۲].
این جهش ها ناگهانی، بی دلیل و کاملاً تصادفی اند و به نسل بعد به ارث می رسند و منشاء تغییر جنسی و ایجاد یک تیپ حیوانی جدید می شوند[۳].
اکنون با پیشرفت علم، تعریف موتاسیون علمی تر شده است. در سال های اخیر، ماهیت ماده ژنتیکی شناخته شد. ماده منتقله از یک نسل به نسل دیگرDNA  است که همه اطلاعات و خصوصیات یک فرد بالغ را به صورت رمز دارد؛ از این رو موتاسیون را شکست ها یا جایگزین هایی تعریف می کنند که در مولکول DNA اتفاق می افتد[۴].
دلائل طرفداران این نظریه مشاهداتی است که دانشمندان در نقاط مختلف جهان به آن دست یافته اند، مثلا گوسفند مرینوس با پشمی لطیف در سال ۱۸۲۸ م ظاهر گردید. همچنین نبود شاخ در سال ۱۸۸۰ م در کشور پاراگوئه منشأ نژاد جدیدی شد[۵].
این جهش ها عوامل مختلفی دارند که تنها برخی از آن ها شناخته شده اند؛ بنابراین عقیده، تغییرات ناشی از موتاسیون و ترکیب جدید ژنتیک اتفاقی است و تا حدّی به نیازهای اورگانیسم بستگی دارد[۶].
برخی از عوامل موتاسیون از این قرارند:
۱ـ اشعه ماوراء بنفش: از تجزیه نور سفید حاصل می شود و خواص فیزیکی بسیاری دارد.
۲ـ اشعه گاما: از تشعشع اجسام رادیواکتیو بروز می کند. این اشعه ها از خورشید و سایر کرات به زمین می رسند و در جزئیات زندگی انسان و سایر جانداران تاثیر فراوان دارند.
۳ـ کسوف و خسوف: در تغییر نطفه و تغییر شکل و تکامل نقش فراوان دارد.
۴ ـ دورگه بودن و جمع شدن دو سلول جنسی متفاوت: این مسئله می تواند در سلول های جنسی نسل تاثیر بگذارد[۷].

۲ـ  سوخت و ساز (متابولیسم)
سوخت و ساز رویکرد جدیدی است که «رابو» آن را مطرح کرد و با نام «متابولیسم» شهرت یافت. طبق این فرضیه، موجود به محیط وابسته است و آن چه در محیط می گذرد، روی او منعکس می شود و موجود زنده با محیط، به تناسب احتیاجاتش، روابط نزدیک برقرار می کند. موجود زندگی نمی کند و رشد نمی یابد؛ مگر آن که مواد ضروری را از محیط می گیرد و باقیمانده حاصل از اعمالش را بدان برمی گرداند.
هر بار که موجود زنده محیط خود را عوض کند یا عوامل جدیدی وارد میدان شوند، تعادل تبادلات (متابولیسم) فوری تغییراتی پیدا می کند؛ فرد اگر رشدش را تمام کرده باشد، از نظر رشد، دیگر تغییر نمی کند یا کم تغییر می کند؛ ولی حالت فیزیولوژیکی اش تغییر می کند، تمام بافت های موجود زنده حتی عناصر جنسی اش تحت تاثیر این واکنش واقع می شوند؛ بنابراین اعقاب او ممکن است با خودش فرق داشته باشند[۸].
«لینسکو» یکی از معتقدان متابولیسم بود و اعتقاد داشت اختصاصات ارثی با نوع متابولیسم مشخص می شود. کافی است نوع متابولیسم را در بدن یک جاندار تغییر دهیم؛ برای آن که تغییری در اختصاصات ارثی آن حاصل کنیم. اختصاصات ارثی نتیجه تجمع اثر شرایط خارجی محیط زندگی است که به وسیله جاندار در یک سلسله نسل های پیشین پذیرفته شده است. او همچنین می گفت: علت تغییر طبیعت جسم زنده را باید در تغییر نوع جذب و در تغییر مبادله مواد جست وجو کرد[۹].

۳ـ تئوری ترکیبی
تئوری ترکیبی تکامل در حدود سال ۱۹۳۰م ارائه شد. این تئوری حاصل تلفیق اصول و دیدگاه هایی است که قبلا به صورت پراکنده از سوی متخصصان رشته های زیست شناسی بیان شده بود.
تئوری های ارائه شده در زمینه روند تحول جانداران در قرن نوزدهم به بعد، تحول موجودات زنده را بیشتر به وسیله یک روند واحد و از طریق تاثیر یک عامل برتر تفسیر می کردند. برخی معتقد شدند؛ تکیه بر نقش انحصاری یک عامل، دلیل گمراهی و ناکامی آن تئوری ها بوده است؛ از این رو تئوری ترکیبی را ارائه دادند، تا با کنار هم گذاشتن نقطه قوت تئوری های قبلی و دور ریختن نقطه ضعف آن ها، تئوری جامعی ارائه دهند؛ از این رو رویکرد ترکیبی با نگاه به تمام آن چه زیست شناسان تکاملی در گذشته گفته بودند، پا به میدان گذاشت.
این رویکرد، آمیخته ای از تئوری های گذشته است؛ از این جهت برای نمونه عوامل تغییر را جامع عوامل معرفی شده در سابق می داند که عبارت اند از: پیدایش تغییرات تصادفی (جهش)، پیدایش ساختمان ژنتیک متنوع از طریق نو ترکیبی (ترکیبات و آرایش جدید ژن ها)، عوامل خارجی (عکس العمل در برابر رخ دادهای تصادفی) و انتخاب طبیعی[۱۰].

رویکرد دوم) خداباورانه
رویکردهایی در این بخش منظور است که در برابر انگاره اتفاقی بودنِ رویکرد داروین نسبت به خلقت، به وجود آمده اند. برخی از صاحبان این رویکردها از نظر زیست شناسانه به رویکرد داروین معتقدند؛ البته وجه تمایز این رویکردها با رویکرد داروین این است که این رویکردها شاخصه تصادف و اتفاق را از رویکرد داروینی حذف و دخالت مستقیم خدا را جایگزین کرده اند.
۱ـ تکامل کیهانی
برخی، مطابق رویکرد تکامل کیهانی، معتقدند جهش ها و تغییرات موجودات متاثر از اشعه های کیهانی اند. پیدا نشدن علت قطعی تغییرات در موجودات، از یک سو، و جست وجوی علتی برای تغییرات که احتمال انتسابش به خداوند بیشتر باشد، توسط برخی دین داران، از سوی دیگر، باعث مطرح شدن این نظریه شده است.
این رویکرد گرچه در نگاه نخست توجیهی طبیعی برای تکامل به نظر می آید؛ اما در واقع یک نظریه خداباورانه است و ارائه کنندگان این نظریه به دنبال یافتن خداوند در فرآیند تکامل بوده اند. از نظر بعضی از این محققان، خداوند به صورت یک نیروی کیهانی بدون تشخص و هویت در آمده است[۱۱]. یکی از صاحبان این نظریه لیال واتسون نویسنده کتاب فوق طبیعت می باشد. وی تاثیر اجرام و اتفاقات کیهانی ـ به عنوان فراطبیعت ـ بر روی موجودات زنده را مسیری برای کشف تاثیر فرا طبیعت (خداوند) بر موجودات تبیین می کند.
واتسون برای بیان دیرپذیر بودن باور انحصار علت تغییرات در تصادف، به قول وادینگتون دانشمند ژن‌ شناس اشاره می کند که این امر شبیه ریختن تعداد زیادی آجر بر روی یک دیگر است؛ به این امید که آجرها اتفاقی به شکل خانه ای مسکونی روی هم قرار گیرند[۱۲].
واتسون یکی از عوامل تغییرات را تأثیر اتفاقات آسمانی در روند تکامل و سرنوشت موجودات زنده می داند. به اعتقاد وی موجودات زنده از کیهان تاثیر می پذیرند. هیچ دانشمندی و به یقین هیچ زیست شناسی که با آخرین تحقیقات بر روی آب و هوا و ضرب آهنگ های طبیعی آشنا باشد، نمی تواند با اصل تاثیرگذاری پدیده های آسمانی روی رویدادها و موجودات زنده مخالفت کند[۱۳].
نگارنده کتاب فوق طبیعت معتقد است:
«گر چه احتمالات دیگر، اثر مهمی در فرایند تغییر به عهده دارند؛ اما با وجود این نحوه عمل حیات بر طبق الگو و نمونه ای از اطلاعات است که از قبل در پراکندگی کیهان نیمه پنهان بوده است. حیات توسط طرحی قبلی، ساخته شده و این طرح از نیروهای کیهانی که حیات در معرض آن ها قرار داشته و دارد، جداشدنی نیست. این تاثیرات محیطی، زمینه قسمت اعظم فوق طبیعت است»[۱۴].
ت کنون برخی از تغییراتی که آسمان بر روی موجودات زنده می تواند به وجود آورد، کشف شده است؛ از جمله تأثیر اشعه های کیهانی در تغییر نژاد است. همچنین لکه هایی که هر ۱۱ سال و ۳ ماه یک بار روی خورشید ظاهر می شوند، در تکامل و تغییر نژاد جانداران و مواد معدنی بسیار موثرند. منجم مشهور آمریکایی حساب کرده است که سرعت نمو درختان و کیفیت و کمیت محصولات کشاورزی به لکه های خورشید بستگی دارد[۱۵].
۲ـ تکامل هدف دار یا جهت دار
برای تعریف تکامل جهت دار ابتدا باید متوجه باشیم که از ترکیب «تکامل جهت دار» یک خط مستقیم ناگسسته را اراده نکرده ایم، چون گرایش های موضعی کوتاه مدتی هست که با گرایش های دراز مدت تعارض دارد و در یک مسیر نیست[۱۶].
قطعاً ما در قول به جهت داری نمی توانیم بگوییم که تکامل آن قدر جهت دار است که هیچ‌ گاه به بیراه نمی رود؛ چون برخی از انواع موجودات به خاطر ضعفشان منقرض شده اند و کسی نیست که از این نکته آگاهی نداشته باشد.
کسانی که جهت داری را در تکامل می بینند، از این جهت نیست که تمام موجودات در مسیر هدف معینی تکامل پیدا می کنند؛ بلکه از این جهت است که با نگاه به کلیت سیر تکامل، نمی توان پذیرفت که این سیر جهت مشخصی ندارد؛ چون کلیت تکامل قطعاً مسیری، مثلاً از ساده به پیچیده را پیش گرفته است و این انکارپذیر نیست.
صدها یا هزارها مورد مسلم وجود دارد که تکامل در آن ها یک خط سیر معینی را پیموده است؛ بنابراین نباید تصور کرد که نتیجه بدون نقشه و مقصد به دست آمده باشد و تغییرات حاصل شده، حتماً هدف و جهتی داشته است[۱۷].
از این رو در تعریف تکامل جهت دار می توان گفت وقتی کلیت تکامل را با تفاصیل و جزئیات بیشتری مورد بررسی قرار می دهیم، می بینیم؛ تکامل در بسیاری از خصوصیات خود (نه تمام موارد) کاملاً دنبال جهت معینی را گرفته و پیش رفته است. مسیری که خداوند آن را برنامه ریزی و هدایت کرده است و به وجود آمدن تک تک موجودات را در این مسیر اراده کرده است؛ بنابراین تکامل هدفدار، یعنی خداوند، موجودات را در این چنین وضعیتی قرار داده و جهش ها را در درون نطفه آن ها نهفته است و این جهش ها چندی یک بار بروز می کنند[۱۸].
۳ـ نظریه تکامل های کوچک
این رویکرد با مشاهده و تجربه به اثبات رسیده و به نام نظریه تکامل کوچک (Microevolution) مشهور است. از هیچ کدام فرضیات ارائه شده توسط علم درباره تکامل به قطعیت نرسیده اند و تنها تحلیلی که توسط مشاهده در طبیعت و آزمایشگاه به اثبات رسیده، تکامل کوچک (در حد تغییر صفات غیر ذاتی) و تکامل بزرگ (در حد تغییر انواع) تا کنون دیده نشده است، این یکی از اشکالات وارد شده بر نظریه تکامل پس از داروین بود.
این اشکال باعث شد برخی نظریه تکامل کوچک را تغییر بدهند و بگویند تکامل تنها در محدوده تغییر صفات غیر ذاتی واقع شده است[۱۹]؛ تکاملی که در گذشته وجود داشته و اکنون نیز هست، تکامل کوچک است، یعنی تغییر نژاد، رنگ، حجم و... به وسیله تکامل؛ اما تکامل بزرگ تر که جنس ها، خانواده ها، دسته ها، رده ها و شاخه ها را از هم جدا می سازد، بر پایه هیچ دلیل مستقیمی استوار نیست[۲۰].
امروزه تکامل کوچک تنها نظریه قطعی در رابطه با بحث تکامل است، به طوری که طرفداران تکامل برای اثبات تکامل، به شواهدی از تکامل کوچک استناد می کنند.
نتیجه
از نظر قرآن که توسط ظواهر آیات به دست می آید، با نظریه تکامل کوچک که تنها نظریه اثبات شده در زمینه تکامل است، تعارضی، حتی ظاهری، ندارد. علم و قرآن در این حیطه برخوردی با یک دیگر ندارند و قرآن درباره آن چه که علم درباره آن صحبت کرده و به نتایجی قطعی رسیده، سکوت کرده است. این رویکرد چون تلاقی ای با نظریه قرآنی ندارد از میان رویکردهای تکاملی، رویکردی هماهنگ با ظاهر آیات است.


پی نوشت ها:
[۱] . در این قسمت از مقاله «قرآن و رویکردهای جدید نظریه تکامل» آقای دکتر ابراهیم کلانتری و روح الله رضایی در مجله قرآن و علم شماره ۶ استفاده شده است که البته این مطالب برگرفته از پایان نامه ایشان در دانشگاه معارف بوده که مؤلف این سطور مشاور آن پایان نامه بوده اند.
[۲]. باب الحوائجی، همان، ص ۱۶۰.
[۳]. همان، ص ۱۶۵ و ۱۶۶.
[۴]. یحیی، هارون، فروپاشی علمی داروینیسم، ۱۱۳
[۵]. زمانی قمشه ای، علی، آغاز آفرینش، ۴۶
[۶]. باربور، همان، ص ۴۰۳.
[۷]. باب الحوائجی، همان، ص ۲۴۰ ـ ۲۴۱؛ باربور، همان، ص ۴۰۳
[۸]. روویر، هـ . حیات و هدفداری، ص ۱۹۰ و ۱۹۱
[۹]. همان، ۱۸۵ و ۱۸۷.
[۱۰]. نیشابوری، همان، ص ۱۸۰ ـ ۱۸۴، با تلخیص
[۱۱]. باربور، همان، ص ۱۲۶
[۱۲]. واتسون، لیال، فوق طبیعت، ۲۱
[۱۳]. همان، ص ۶۸.
[۱۴]. واتسون، همان، ص ۲۱
[۱۵]. باب الحوائجی، همان، ۲۴۳ ـ ۲۴۴
[۱۶]. باربور، همان، ص ۴۲۲.
[۱۷]. زابلین، پیدایش و تکامل حیات، ص ۱۱۵
[۱۸]. روویر، هـ ، حیات و هدفداری، ص ۱۹۵ ـ ۱۹۸
[۱۹]. جی بال، جیم، زیست شناسی تکاملی فن آوری قرن ۲۱
[۲۰]. صباغی، یوسف، فرضیه داروین و خداشناسی، ص ۱۸۲

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.