نفحه‌ای دیگر بیامد، هوش باش ۱۳۸۸/۰۶/۱۷ - ۳۳۳۳ بازدید

نفحه‌ای دیگر بیامد، هوش باش


نمی‌دانم آیا شما هم در زمره کسانی هستید که روزه را یک تکلیف و کار بر گردن آمده،
می‌دانند و ماه رمضان را ماهی چون ماه‌های دیگر؛ با این تفاوت که این ماه سی یا
بیست و نه روز تشنگی و گرسنگی و محرومیت‌های دیگر است که باید به هر روی با آن کنار
آمد و به پایان رسیدنش را به انتظار نشست؟ باشد که شما از این دست نباشید؛ زیرا
پندار ایشان باطل و نشانه بی‌معرفتی نسبت به حقیقت روزه و عظمت ماه رمضان است.
بی‌شک نمی‌توان درباره ماهی که منسوب به خدای تعالی و تاج افتخار دیگر ماه‌هاست،
چنین دیدگاه ناقصی داشت. بر ماست که اندکی تأمل کنیم؛ هم در این گونه باورها و هم
در چگونه سپری کردن روزها و شب‌های این ماه خجسته و عزیز که بهترین روزها و
روشن‌ترین شب‌هایند. این ماه، با دامن آکنده از رحمت و آمرزش و برکت خدا به ما روی
می‌آورد و چون به آخر می‌رسد، کوله‌باری بزرگ از گناهان ما را با خود می‌برد. ماه
رمضان، آن اندازه در نزد پروردگار قرب و منزلت دارد که به خاطرش درهای بهشت را به
روی بندگان گنه‌کار می‌گشایند و درهای جهنم را مسدود می‌کنند و بر خواب و بیداری ما
در این ماه، ثواب و پاداش می‌نویسند. پس چشم‌ها را باید شست و جور دیگر باید دید؛
ماه رمضان را. ماه رمضان اگر چه یک ماه است، اما تفاوت آن با ماه‌های دیگر بسیار
است و نه تنها حقیقت آن که ظاهرش نیز ما را به وضعیتی دیگرگون و غیر آن چه دراوقات
دیگر هستیم، فرا می‌خواند. این ماه در واقع، «خلاف آمدِ عادتِ»۱ گذشت روزها و
هفته‌ها و ماه‌های هر سال است و فرصتی برای کام طلبیدن و کسب جمعیت کردن. می‌پرسی
چگونه؟ می‌گویم خُرده‌ای معرفت و اندکی همت و چشم طمعی به لطف باری‌تعالی می‌خواهد
تا بی‌خبر و نابرخوردار از بهره‌های آسمانی این ماه، آن را پشت سرنگذاریم و با دلی
پر از حسرت و دریغ، بدرودش نگوییم. پس بیایید:



۱. روبه سوی خدا، عقب‌گرد کنیم؛

آدمی ترکیبی است از جسم و جان که جسمش از خون و گوشت و... است و جانش از عقل و روح
و عاطفه و وجودش میدان کشمکش و جدال میان نیکی‌ها و بدی‌هاست. گاه با افکار متعالی
و اعمال نیک و الهی هم‌ردیف ملائکه قرار می‌گیرد و گاهی از پرتگاه شهوات و لغزش‌ها
به فروترین مراتب حیوانیت سقوط می‌کند. در این افتادن‌ها و برخاستن‌ها، آن چه ضرور
می‌نماید، وجود پنجره‌ای است که در لحظات دوری انسان از خدا و آلوده شدنش به
تیرگی‌های گناه و نافرمانی، از آن نور امید تابیدن بگیرد و جان معصیت‌زده را شوق
پرگشودن به سوی معبود ببخشد. «توبه»، همان پنجره نورانی امید است که خداوند پیش روی
بندگانِ عاصی و پشیمان خود گشوده است.

اگر چه توبه کردن و بازگشت به آغوش رحمت الهی، ویژه ساعات و روزهای خاصی نیست و
بنده گنه‌کار می‌تواند در هر وقت و در هر مکان از کرده خویش نادِم گردد و توبه
نماید، اما اوقاتی نیز وجود دارند که توبه کردن در آنها سفارش شده است و امکان و
مقتضیات توبه در آن زمان‌ها فراهم‌تر است؛ اوقاتی همچون ماه مبارک رمضان که هر لحظه
و ساعتش به خاطر آکنده بودن از لطف و عنایت و غفران خدا، انسان را به بازگشت به سوی
پروردگار و واقع شدن در معرض نسیم‌های آمرزش و بخشش او فرامی‌خواند. از این‌رو، یکی
از آداب ویژه روزه‌داران این ماه، و مقدم‌ترین آنها، انجام توبه و درخواست مغفرت
الهی است، و در هر شب این ماه، فرشته‌ای روزه‌داران را ندا می‌دهد که «آیا توبه
کننده و آمرزش خواهنده‌ای نیست؟»۲ پس وای به حال ما اگر ماه رمضان را به پایان بریم
و همچنان باری‌گران از گناه و نافرمانی خدا بردوش داشته باشیم، که
پیامبرصلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: «تیره بخت کسی است که از مغفرت خدا در این ماهِ
بزرگ محروم گردد».۳



۲. قرآن را از لب طاقچه عادت برداریم؛

ما به قرآن عادت کرده‌ایم و این عادت بدجور خوره رابطه درست و بایسته ما با آن شده
است؛ چنان که به دیگر اعمال عبادی نیز عادت کرده‌ایم؛ بی‌آن که حقیقت آنها را
دریابیم یا خود را در مسیر دریافت آن حقایق قرار دهیم. ما عادت کرده‌ایم که قرآن را
نخوانیم و اگر می‌خوانیم، چندان توجّهی به معانی و پیام‌های آن نداشته باشیم و بدون
تأمل و درنگ، هر گاه، تنها برای وقت گذرانی و داشتن نشانی از مسلمانی، آیاتش را
قرائت کنیم، و چه ظلمی در حق قرآن، بالاتر از این، این که رسول
خداصلی‌الله‌علیه‌وآله می‌فرماید: «قرآن پیمانی است از سوی خداوند در میان بندگان و
هر مسلمانی باید هر روز در این پیمان بنگرد و لااقل پنجاه آیه از آن را بخواند».۴
بی‌شک این سخن، بدین معناست که ما باید با خواندن روزانه پنجاه آیه از این پیمان
الهی، پیوسته آن را پیش چشم بداریم و مفادش را یادآور شویم و زندگی هر روز خود را
با آموزه‌های حیات بخش آن توأم سازیم تا هدایتی که از فروفرستادن آن به سوی بندگان
مقصود بوده است، این گونه تحقق یابد. والا صِرف خواندن این عهد و پیمان و آن گاه
کنار گذاشتن آن، مایه هیچ هدایت یافتن و راه‌جویی نخواهد بود. اینک ماه رمضان، ماه
بهار قرآن و فصل شکوفایی جان‌ها و اندیشه‌ها در پرتو تلاوت توأم با تأمل قرآن،
فرصتی است غنیمت شمردنی تا دست از بی‌توجهی و توجّه سطحی و ناسودمند به این
تحفه‌گران‌ارج آسمانی بردرایم و رابطه خود را با آن از مرتبه نقوش و خطوط، به مرتبه
شناخت حقایق و لطایف جانفزایش فراتر بریم و بالاتر و بالاتر رویم.۵



۳. قدر «قدر» این ماه را بدانیم؛

روزها و شب‌هایی که به ظاهر تفاوتی با یکدیگر ندارند، با رویدادهای
گوناگونی که در آنها رخ می‌دهند، ویژگی و اهمیت می‌یابند. نمونه آشکار و مثال زدنی
در این باره، شب بی‌همتای قدر - یعنی یکی از شب‌های نوزدهم، بیست و یکم و بیست و
سوم ماه رمضان - است که بانزول قرآن و امور خاص و سرنوشت‌سازی که در آن روی می‌دهد،
و ارزش آن را تا برتری بر هزار ماه، تعالی می‌بخشد، از تمام روزها و شب‌های سال
متمایز گردیده است؛ زیرا شب قدر دارای خصوصیات ارزش‌مند زیر است:

الف) شب فرود آمدن یک باره قرآن است (انا انزلناه فی لیلة القدر).

ب) شبی ناشناخته است و ناشناختگی‌اش به دلیل عظمت آن است. (و ما ادریک ما لیلة ا
لقدر).

ج) شبی است که عبادت کردن خدا در آن، پاداش بیش از هزار ماه عبادت را دارد (لیلة
القدر خیر من الف شهر).

د) شب نزول فرشتگان و روح است برای تدبیر امور انسان‌ها (تنزل الملائکه و الروح...
من کل امر).

ه) شبی است که با لطف و عنایت باری، از رحمت و مغفرت خدا در حق بندگانِ روی کرده به
او آکنده است و ایشان آن شب را تا به صبح، از آفات ظاهری و باطنی در امان می‌مانند.
(سلام هی حتی مطلع الفجر).

اینک چون نیک بنگریم در می‌یابیم که بی‌اعتنا بودن به چینن شبی که مقدرات سال آینده
ما را رقم می‌زند و آن را چون شب‌های دیگر با بی‌خیالی و خواب و بدون عبادت خدا طی
کردن، قرار می‌دهد؛ زیرا حسرت و زیان جبران ناپذیری به بار می‌آورد، و اعمال ما در
آن شب، نقشی بسزا و حیاتی دارند؛ در این که آینده‌مان را رنگ روشن و چشم‌نواز سعادت
بزنند یا نقش تیره بدبختی و شقاوت و از همین‌رو است که در روایات رسیده از
معصومان‌علیهم‌السلام بر بیدار خوابی و عبادت و انجام دادن نیکی‌ها و دست‌گیری از
بیچارگان و به جای آوردن اعمال و آداب مخصوص در شب‌های قدر تأکید و سفارش بسیار شده
است.۶ از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله روایت است که موسی علیه‌السلام به خداوند عرض
کرد: «من نزدیکی به تو را می‌خواهم.» و خداوند فرمود: «نزدیکی به من، برای کسی است
که شب قدر را اِحیا بدارد». موسوی گفت: «خدایا! من رحمتت را خواهانم.» فرمود: «رحمت
من برای کسی است که در شب قدر از بیچارگان دست‌گیری کند.» گفت: «خدایا! من جواز
عبور از صراط را می‌خواهم». فرمود: «آن برای کسی است که در شب قدر، چیزی صدقه
بدهد». گفت:«خدایا! من درختان بهشت و میوه‌هاشان را خواهانم». فرمود: «آنها برای
کسی است که در شب قدر تسبیحی بگوید». گفت: «خدایا! من رهایی از آتش را می‌خواهم».
فرمود: «آن، برای کسی است که در شب قدر آمرزش بخواهد». گفت: «خدایا! من خشنودی‌ات
را خواهانم». فرمود: «خشنودیِ من برای کسی است که در شب قدر، دو رکعت نماز به جای
آورد».۷



۴. عید جایزه‌ها را فراموش نکنیم؛

بی‌شک نخستین گام برای درک هر چه بهتر و تمام‌تر روزهایی که در اسلام عید دانسته
شده‌اند و بهره‌مندی از آثار و برکات جاودان آنها، این است که ما تعریف خودرا از
عید تصحیح کنیم و آن را مطابق تعریفی که اسلام ارائه کرده است، قرار دهیم. عامه
مردم، عید را در گوناگونی مظاهر شادی و سرور، و دگرگونی‌های ظاهری، چون پوشیدن
جامه‌های نو، پخش کردن شیرینی و شربت، چراغانی گذرگاه‌ها و شرکت در مجالس شادی که
معمولاً با آواز و موسیقی و کف‌زدن و مانند آن همراه است، می‌دانند و این با دیدگاه
اسلامیِ عید، ربط چندانی ندارد و جز در مواردی بسیار اندک، با آن ناسازگار است.
اسلام اگر چه به شادی کردن و خوش بودن، به طور کلی - مخالف نیست؛ اما برای این
امور، حدود و احکام و آدابی قائل است و اگر در روزهای عید کارهایی چون پوشیدن
جامه‌های تمیز و خوشبو کردن بدن و رویی‌گشاده و خندان داشتن، توصیه شده است، چندان
اصالتی برای آنها در نظر ندارد و تأکید را بر انجام دادنِ اعمال و آدابی می‌گذارد
که مقدمه حضور در پیشگاه خدای تعالی هستند؛ برای دریافت صله‌ها و بخشش‌های وعده
داده شده در روز عید.

اما روز عید فطر، که روز دادن جایزه‌ها و به ظهور رسیدن آثار و نتایج ماه رمضان
است، روزی است که حقیقت تشنگی‌ها و گرسنگی‌ها و دیگر محرومیت‌های توأم با پرهیزگاری
و خداترسی و شب بیداری‌های عاشقانه و نجوا کردن‌های عذرخواهانه، در آن آشکار
می‌گردد. عارف بزرگ، میرزا جواد آقا تبریزی قدس‌الله‌روحه درباره عظمت و والایی روز
عید فطر می‌فرماید: «این روز، با همه لحظه‌ها و حالاتش، در عظمت و مقام، همرتبه ماه
رمضان است؛ زیرا روز به ثمر نشستن میوه‌ها و دادن جایزه‌ها و فرو افتادن پرده از
حقیقت قبول ورد و خشنودی و خشم و نزدیکی و دوری و تیره‌روزی و بهره‌وری است. بنده
سعادت‌مند را این امکان هست که به لطف به جای آوردن اعمال و آداب این روز، آن گونه
که باید، همه آن چه را که در ماه رمضان از کف داده است، جبران نماید و گناهان و
بدی‌هایش را، به چندین برابر، به نیکی‌ها مبدّل سازد و به والاترین مرتبه‌ها نایل
گردد».۸

این وعده شگرف و راستین را آن هم از سوی عارفی بزرگ و کم‌نظیر، نمی‌توان نادیده
گرفت و بدان بی‌اعتنا بود. پس شایسته است که اگر در طول ماه رمضان روزه‌دارانی
شایسته و حقیقی نبودیم و فرصت‌های ناب آن را یکی پس از دیگری از دست دادیم، لااقل
در یک روزِ عید فطری به هوش باشیم و نفخه‌های جانبخش الهی را که به اندازه تمام ماه
رمضان، یک جا و در این روز وزیدن می‌گیرند، غنیمت شماریم.


گفت
پیغمبر که نفحت‌های حق

اندر این ایام می‌آرد سبَق‌

گوش هش دارید این اوقات را

در ربایید این چنین نفحات را

نفخه‌ای آمد شما را دید و رفت‌

هر که را می‌خواست جان بخشید و رفت‌

نفحه‌ای دیگر بیامد هوش باش‌

تا از آن هم وانمانی خواجه تاش‌۹




پی‌نوشت‌

۱. اشاره است به این شعر حافظ که:

از خلافْ آمدِ عادت بطلب کام که من

کسب جمعیت از آن زلف پریشان کردم

۲. صدوق، ثواب الاعمال، ص‌۱۳۸.

۳. شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، ج‌۱، ص‌۲۹۵.

۴. کلینی، اصول الکافی، ج‌۲، ص‌۶۰۹.

۵. ر.ک: میرزا جواد ملکی تبریزی، المراقبات، ص‌۱۰۷.

۶. برای آگاهی بیشتر از اعمال شب‌های قدر، ر.ک: مفاتیح الجنان، باب دوم، فصل سوم،
اعمال شب قدر.

۷. ابن طاووس، اِقبال الاعمال، ج‌۱، ص‌۳۴۵.

۸. المراقبات، ص‌۱۴۷.

۹. جلال‌الدین محمد رومی، مثنوی معنوی.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.