نقش اخلاص در سعادت انسان ۱۳۹۹/۰۲/۳۱ - ۶۰۴ بازدید

سلام علیکم. ایا ممکن است شخصی مثل حاج قاسم سلیمانی در کودکی (مثلا) اصلا هیچ استعدادی در زمینه نظامی و فرماندهی نداشته ولی به خاطر عملی با ارزش یا دعا خداوند به ایشان چنین هوش و ذکاوت و شجاعت و قدرت فرماندهی عطا کرده است یعنی علم خدادادی. ایا ممکن است ؟ما چگونه می توانیم به چنین مقامی برسیم که خداوند به ما از علم بی پایان خودش عطا کند؟ممنون

دوست گرامی. امثال حاج قاسم سلیمانی به خاطر اخلاص در عبودیت حق به چنین مقامات رسیده بودند. خالص ساختن و قصد از غیرخدا و پرداختن نیت از ماسوى اللّه ، (معراج السعاده، ملا احمد نراقى، بحث اخلاص).
امام صادق (علیه السلام) مى فرمایند: «لابد للعبد من خالص النیه فى کل حرکه و سکون اذ لو لم یکن بهذا المعنى یکون غافلاً والغافلون قد وصفهم الله تعالى بقوله: ان هم الا کالانعام بل هم اضلّ و قال: اولئک هم الغافلون...؛ براى بنده (خدا) در هر حرکت و سکونى از خالص ساختن نیت (براى خدا) چاره و گریزى نیست زیرا اگر چنین نباشد غافل است و غافلان را خداوند تعالى اینگونه توصیف فرموده: اینان مانند چهارپایان بلکه گمراه تر هستند و نیز فرموده: اینان همان کسانى هستند که غافلند»، (میزان الحکمه، محمد محمدى رى شهرى، ج ۳، روایت ۴۷۴۸). «مراحل اخلاص»:
۱- اخلاص در نیت:
اخلاص در این مرحله، به معنی خالص نمودن نیت از هرگونه شائبه شرک و ریا و اهداف غیر الهی است. انسان در زندگی خود سر دو راهی انتخاب بسر می برد؛ راهی به سوی معنویت، باطن هستی، خدای متعال و جهت تجردی عالم و راهی به سوی مادیت، دنیا، ظاهر هستی و جهت مادی حیات.
در روایتى از پیامبر (صلی الله علیه و اله) خطاب به ابوذر آمده است: و ما بلغ عبد حقیقةالاخلاص حتى لایحب ان یحمد على شى ء من عمل للَّه. بنده هرگز به حقیقت اخلاص نمى رسد، جز آن که دوست نداشته باشد او را بر عمل خدایى بستایند. بحارالانوار، ج ۸۲، ص ۲۰۴ و ج ۵۱، باب ۱۱۶
اولیاء الهی نه تنها نیت خویش را از انگیزه های دنیوی و مادی تخلیه می نمودند، بلکه حتی انگیزه عبادت خود را از ترس از جهنم و طمع بهشت نیز خالص می ساختند. آنها تنها و تنها خدای را از روی محبت و به این دلیل که شایسته عبادت است، عبادت می نمودند و این در حقیقت اوج اخلاص است.
۲- اخلاص در عمل:
اخلاص در عمل به معنی خالص شدن اعمال از گناهان و رسیدن انسان به ملکه تقوی و ورع است و مراتبى دارد:
مرتبه اول ترک محرمات و انجام واجبات است.
مرتبه دوم ترک مکروهات و انجام مستحبات به ویژه اهتمام به نماز شب است.
مرتبه سوم ترک آنچه موجب اشتغال قلب به غیر خداى مى شود مانند بسیارى از مباحات، و همواره در جست و جوى خدا بودن و التزام به آنچه که باعث تقرّب درگاه الهى است.
بهترین راه شروع براى ورزیدگى در اخلاص، نماز است که کون جامع و عبادت تام است و اگر بتوان در آن اخلاص داشت و همواره آن را قربة الى اللَّه به جاى آورد، این خود آمادگى و تمرین مى شود که انسان در تمام شؤونات زندگى، اخلاص را رعایت کند.
اگر کسى این مراحل را به طور جدى پشت سر گذاشت، یک قدم به پیش برداشته و آن تسلیم نمودن اقالیم سبعه تن، تحت فرمان الهى است.
۳-تصفیه دل:
یکی از مراحل مهم اخلاص هم بیرون راندن تمام رذایل نفسانى، حب دنیا، لذت ها و آرزوهای دنیوی، از نهان خانه دل است. آن کس که بتواند شیطان و نفس اماره را از خانه دل بیرون افکند، آن گاه خواهد دید که خداى سبحان- که صاحبخانه است- فضاى دل او را چگونه پر خواهد نموده . در حدیث قدسى آمده است که: قلب المؤمن عرش الرحمان عرش خدای رحمان نشیمن گاه خدای سبحان است. «راههای کسب اخلاص»:
کسب اخلاص در نیت و عمل، از دشوارترین گردنه های راه ایمان است. کوتاهترین راه عقلى براى رسیدن به اخلاص، تقویت توحید در دل خود مى باشد. منظور از توحید در این مقام، توحید افعالى مى باشد یعنى، انسان باور کند که فاعل و مؤثرى در عالم جز خداوند نیست؛ «لا مؤثر فى الوجود الا اللَّه».
اگر براى ما روشن شود که هیچ کس به غیر از خدا منشأ اثرى نیست و بفهمیم که رزق، عطا، منع، غنا، فقر، مرض، سلامتى، ذلت، عزت، زندگى، مردن و... همه در دست خداوند است و هر آنچه در جهان هست مقهور امر حاکم بى شریک مى باشد، دیگر دل به دیگران نمى بندیم و خودنمایى در مقابل دیگران برایمان لذتى نخواهد داشت؛ زیرا ریشه «ریا» یا طمع در مال و منافع دیگر انسان ها است، و یا محبت و دوست داشتن مدح و ستایش انسان ها، و یا خوش نداشتن و کراهت از مذمت و ملامت مردم است.
اگر انسان این سه مشکل را حل نماید، دیگر دلیلى براى خودنمایى در مقابل انسان ها وجود نخواهد داشت.
انسان عاقل رغبت به کارى که براى او نفعى ندارد پیدا نمى کند و به امرى که به حال وى ضرر رساند بى میل مى باشد. ریا همان ضرر و نبود نفع است؛ زیرا دل بستن به تعریف یا دل گیر شدن از نکوهش مردم نفعى به حال انسان ندارد؛ علاوه این که نظر مردم به اندک چیزى متغیر مى شود.
رضا و خشنودى آدمیان زودگذر و ناپایدار است و شخص ریاکار مضطرب، دل نگران، متزلزل و مشوش است. در مقابل، اخلاص و چشم نداشتن به مخلوقات، اطمینان و آرامش دل را افزون مى کند.
براى رسیدن به اخلاص و درک توحید افعالى، راه هاى زیر توصیه مى شود:
الف) مطالعه و تفکر راجع به یگانگى مطلق خداوند.
ب) توجه به عجز و ناتوانى مخلوقات و قطع طمع از مردم.
ج) تلقین این مطلب که مؤثرى در جهان غیر از خداوند نیست و مبدء و مرجع اوست و همه فقیر درگاه اویند و او غنى بالذات است. یا أَیُّهَا اَلنَّاسُ أَنْتُمُ اَلْفُقَراءُ إِلَى اَللَّهِ وَ اَللَّهُ هُوَ اَلْغَنِیُ
د) تفویض و توکل به خداوند در کارها و تمرین در جهت تقویت آن.
ه) توجه به بی اعتباری و آفات امور دنیوی از قبیل مال و جاه و بیرون نمودن محبت دنیا و متعلقات آن از دل.
و) مبارزه با حبّ نفس (زیرا ما خود را دوست داریم و همیشه مى خواهیم خواسته هایمان برآورده شود و مورد تکریم و ستایش دیگران واقع شویم).
ز) توجه به اینکه ریا عمل و عبادت انسان را بی اثر می نماید و بلکه اثر سوء پدید می آورد و صفت زشت نفاق را در دل مى پرورد.
«آثار و برکات اخلاص»
خوب است بدانید برکات ارزشمند دنیوی و اخروی شاملش کسی که به مرحله اخلاص رسیده خواهد شد که دیگران از آن بهره ای ندارند، که در اینجا مهم ترین آنها را ذکر می نمائیم:
اوّل آنکه به نصّ کریمه قرآن دیگر شیطان را به هیچ وجه من الوجوه برایشان تسلّط و اقتدارى ندارد: «قالَ فَبِعِزَّتِکَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعینَ - إِلاَّ عِبادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصینَ»( ص(۳۸)؛آیه ۸۲ – ۸۳)؛« گفت: «به عزّتت سوگند، همه آنان را گمراه خواهم کرد، مگر بندگان خالص تو، از میان آنها!»
بدیهى است که این استثناء تشریعى نیست بلکه به واسطه اقتدار ذاتى مخلصین در مقام توحید، دیگر شیطان را قدرتى نبوده و به علّت ضعف و ناتوانى خود نمى تواند در این مرحله به آنان دست یابد. بارى چون مخلصین خود را براى خدا خالص نموده به هر چیز که مى نگرند خدا را مى بینند، و شیطان به هر قسم و کیفیّتى بر ایشان ظهور کند باز با نظر الهى در آن شى ء مى نگرند و استفاده الهیّه مى کنند، لذا شیطان از اوّل امر نزد این طایفه اعتراف به عجز و مسکنت خود نموده و سپر مى اندازد و الا شیطان ذاتش براى اغواء بنى آدم است و کسى نیست که بخواهد به کسى ترحّم نموده و دست از گمراهی او بردارد.
دوّم، این گروه از محاسبه و حضور در عرصه محشر معاف و فارغ هستند.
در قرآن کریم آمده: «وَ نُفِخَ فِى الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِى السَّماواتِ وَ مَنْ فِى الْأرْضِ الا مَنْ شَاءَ اللهُ »(الزمر(۳۹) ،آیه ۶۸)؛« و در«صور» دمیده مى شود، پس همه کسانى که در آسمانها و زمینند مى میرند، مگر کسانى که خدا بخواهد» از این آیه به طور حتم دستگیر مى شود که به طور اجمال جماعتى از فزع و صعقه قیامت در امانند، خداوند متعال در آیه دیگر فرموده است: «فَإنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ - الا عِبادَ اللَهِ الْمُخْلَصینَ »( الصافات (۳۷)،آیه ۱۲۷- ۱۲۸)« ولى به یقین همگى(در دادگاه عدل الهى) احضار مى شوند! مگر بندگان مخلص خدا! »
هنگامی که این آیات به یکدیگر ضمیمه گردد معلوم مى شود که آن گروه که از صعقه قیامت در امانند عبارتند از: بندگان مخلَص خدا، زیرا بندگان مخلص به یک معنى ابدا داراى اعمالى نیستند تا آنان را براى حساب آن در عرصه قیامت حاضر سازند. چرا که آنان در همین دنیا همواره اعمال خود را محاسبه نموده و جبران مافات نموده اند.
سوّم، آنچه از ثواب و اجر به هر کس برسد و در روز قیامت به او عطا شود
تمامی پاداش های اخروی در مقابل عمل انسان ها خواهد بود مگر این صنف از بندگان که کرامت الهیّه بر ایشان ماوراء پاداش عمل است خداوند متعال در این باره می فرماید:وَ ما تُجْزَوْنَ الا ما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ - إلا عِبَادَ اللَهِ الْمُخْلَصینَ »( الصافات(۳۷) ،آیه ۳۹-۴۰)؛« و جز به آنچه انجام مى دادید کیفر داده نمى شوید، مگر بندگان مخلص خدا»
و نیز در آیه دیگر مى فرماید:
لَهُمْ ما یَشَاؤُنَ فیها وَ لَدَیْنَا مَزیدٌ»( ق(۵۰)،آیه ۳۵)؛«هر چه بخواهند در آنجا براى آنها هست، و نزد ما نعمتهاى بیشترى از مقدار اراده و مشیّت آنان براى آنان خواهد بود است(که به فکر هیچ کس نمى رسد) ».
پس معلوم مى شود که از کرامات الهیّه چیزهائى که فوق اراده و مشیّت و بالاتر از سطح فکر و میزان طیران مرغ اختیار و اراده آنهاست داده خواهد شد و این نکته شایان دقّت است و قابل توجّه.
چهارم، آنان داراى مقامى منیع و منصبى رفیع و مرتبه اى عظیمند
مخلصین از چنان جایگاه رفیعی برخوردارند که می توانند حمد و سپاس ذات احدیّت و ثناى الهى را کما هو حقّه همانطور که سزاوار آن ذات اقدس است بجا آورند. در قرآن کریم می خوانیم:«سُبْحَانَ اللَهِ عَمَّا یَصِفُونَ - الا عِباد اللَهِ الْمُخْلَصینَ»( الصافات(۳۷)، آیه ۱۵ )«خداوند منزّه است از هر چه وصف کنند، مگر (وصف) بندگان پاک شده و خالص شده ما». و این غایت کمال مخلوق و نهایت منصب ممکن است.( ر.ک : رساله لب اللباب ص : ۴۴- ۴۷)
پنجم: خداوند متعال بالاترین مصلحت های خود را برای وی مقرر می نماید
حضرت زهرا(سلام الله علیها) در این باره فرموده اند:« مَنْ أَصْعَدَ إِلَى اللَّهِ خَالِصَ عِبَادَتِهِ أَهْبَطَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیْهِ أَفْضَلَ مَصْلَحَتِهِ»( عدة الداعی و نجاح الساعی، ص۲۳۳)؛« «کسى که عبادت پاک و خالص خود را به بالا بفرستد، خداوند عزیز و جلیل، بهترین مصالحش را بر او نازل مى گرداند»
ب: جاری شدن چشمه های حکمت
در روایتی از پیامبر (ص) آمده است که فرمود: «مَنْ أَخْلَصَ لِلَّهِ أَرْبَعِینَ یَوْماً فَجَّرَ اللَّهُ یَنَابِیعَ الْحِکْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلَى لِسَانِهِ»( عدة الداعی و نجاح الساعی ، ص۲۳۲)؛« هر کس چهل روز براى خدا اخلاص ورزد خداى تعالى چشمه هاى حکمت را از قلبش به زبانش سرازیر مى کند
در پایان ذکر چند نکته پیرامون ریا ضروری می نماید:
اول : ریا، یعنی طلب منزلت و مقام در دل هاى مردم به وسیله عبادات و طاعات خداوند متعال که این گونه ریا حرام است و سبب باطل شدن عبادت مى شود . به تعبیر دیگر شخص ریاکار در بین مردم نشان مى دهد که مخلص و مطیع واقعى خداوند است ، در صورتى که در حقیقت چنین نیست.
دوم : نباید فراموش کرد که تحقق ریا مشروط به قصد ریا است یعنى اگر قصد و نیت بر ریا نباشد، گناه نیز محسوب نمى شود اگر چه مردم عبادت انسان را ببینند و احیانا تعریف هم بکنند. علاوه بر اینکه ریا وابسته به داشتن غرضی از اغراض دنیوى نظیر کسب محبوبیت، ثروت و جاه و مقام مى باشد.
سوم : ریشه ریا فراموشی جایگاه واقعی خداوند متعال و جایگزین نمودن آن با دوستى جاه و مقام، شهرت طلبى و کسب آوازه نزد مردم می باشد بنابراین ریشه هاى این رذیله اخلاقى عمدتا به بینش و معرفت و شناخت فرد نسبت به خداوند متعال باز مى گردد. پس در مبارزه با این رذیله اخلاقی باید به ابعاد معرفتى توجه بیشتری شود ، که در این میان عقل مهمترین وسیله و ابزار شناسایى را برای مبارزه با این موضوع در اختیار انسان قرار مى دهد . چراکه عقل ایجاب مى کند که آدمى به چیزى که سود دارد برود و از چیزى که ضرر و زیان دارد دوری کند و این در حالی است که فرد ریاکار بر خلاف عقل سلیم لذت پایدار و سود بى منتها را جایگزین ضرر و زیان نموده و اعمال پسندیده خود را در ازای کسب آوازه و شهرت ، نابود می نماید .
چهارم : گاهی حساسیت نسبت به این موضوع برای برخی از جوانان به صورت وسواس در می آید و آنها خیال می کنند که آدم های بسیار ریا کاری هستند و از این موضوع بسیار هم ناراحت می شوند، این گروه باید بدانند که تصور ریا خصوصا برای جوانان، بسیار نادر است. و چه بسا این موضوع بیشتر نسبت به بزرگسالان مصداق داشته باشد تا جوانان و دانشجویان.
پنجم : این نکته را نیز باید در نظر داشت که بسیاری از مواقع انسان کار اخلاقی خوبی انجام می دهد که اطلاع دیگران از آن باعث تشویق آنها برای انجام کار نیک می شود، بدون اینکه شخص خواهد قصد قربتش را نسبت به خدای تعالی خدشه دار نماید، اگر انسان در باطن برای خدای متعال کار می کند، اشکالی ندارد که در ظاهر دیگران مطلع شوند . کسی که حقیقتا در مسیر الهی و قرب به خداوند حرکت می کند، رفتار آشکار او حتی ممکن است نوعی امر به معروف حساب شود و در افراد دیگر انگیزه کار نیک را فراهم می آورد. (مانند زمانیکه در ماه رجب روزه مستحبی گرفته اید و اگر دیگران نیز از ثواب های بیشمار آن مطلع شوند آنها نیز به این عمل تشویق می شوند و روزه می گیرند).
براى آگاهى بیشتر ر. ک:
۱- آسمان معرفت حسن زاده آملى
۲- نشان از بى نشان هامقدادى
۳- فضیلت هاى فراموش شده تربتى
۴- مجموعه دیدار با ابرار
۵- اربعین حدیث (حدیث ۲) امام خمینى (ره)
۶- نقطه هاى آغاز در اخلاق عملى آقاى کنى، ص ۴۲۷ و ۴۲۶
۷- «عجب و ریا» سید احمد فهرى.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.