نقش تقوی در نجات از جهنم و رفتن به بهشت ۱۳۹۹/۰۸/۲۳ - ۱۳۷ بازدید

با سلام و عرض ادب و احترام میخواستم بدونم که چه کار هایی انجام دهیم تا از بهشت رفتن ۱۰۰ ٪مطمن شویم

پرسشگر محترم. دوست گرامی. نجات از جهنم و بهشتی شدن، در گرو ایمان و عمل صالح است و عمل صالح همان تقوا و انجام وظایف دینی است. کسی که گناه نمی کند و واجبات دین را عمل می کند حتما بهشتی خواهد بود.
تقوی و کارکرد آن:
به طور کلی تقوا نیرو و ملکه بازدارندگی و محافظت از بدی ها و گناهان در انسان مومن است. اگر جسم آدمی به مراقبت، پرورش و نیرومندی نیازمند است روح آدمی نیز به حفاظت و صیانت و تکامل و رشد نیاز دارد. اگر جسم خود را در لباس می پوشانیم و در هر محیطی قرار نمی دهیم قصد محدود کردن آن را نداریم بلکه به جهت حفظ بهتر آن، چنین می کنیم و اگر روحمان را از آفات و آسیب ها محافظت می کنیم برای آن است که آلودگی ها و پستی ها دامن آن را نیالاید.
این گونه صیانت از قلب و روح را «تقوا» نامیده اند. تقوا از ماده «وقایه» عبارتست از «محافظت چیزی از هر چه که به آن زیان می رساند و تقوا یعنی حفظ نفس از آنچه بیم آن می رود.» (۱)
از سالکی پرسیدند که «تقوا چگونه است؟» گفت: «هرگاه در زمینی وارد شدی که در آن خار وجود دارد چه می کنی؟» گفت «دامن برمی گیرم و خویشتن را مواظبت می نمایم.» گفت: «در دنیا نیز چنین کن که تقوا این گونه است» (۲)
«عبدالله معتز» این سخن را به صورت زیبایی چنین بیان داشته است:
گناهان را چه کوچک یا بزرگ ترک کن که تقوا همین است. همانند کسی که از خارستان عبور می کند و از آنچه می بیند حذر می کند عمل کن.
گناهان کوچک را تحقیر مکن و کوچک مشمار که کوهها از همین سنگریزه ها تشکیل می شود. (۳)
در حدیثی از پیامبر اکرم(ص) حقیقت تقوا «آموختن آنچه آدمی نمی داند و عمل به آنچه می داند» معرفی شده است: «تمام التقوی أن تتعلم ما جهلت و تعمل بما عملت» (۴) احادیث دیگری از معصومین نیز در بیان حقیقت تقوا به پرهیز از گناه، (۵) ترک شهوات (۶) و رهانیدن دنیا (۷) و اموری از این دست اشاره شده است که وجه مشترک همه این بیانات در مسأله تقوا رسیدن به خیرات و دفع مضرات است.
ارزش تقوا :
در متون دینی ارزش فراوانی برای تقوا برشمرده تا حدی که کمتر موضوعی از موضوعات در حد اهمیت، به پایه آن می رسد و دلیل آن نیز روشن است چراکه هدف خلقت آدمی که همان سعادت و رشد و کمال دنیوی و اخروی است به وسیله «تقوا» به دست می آید.
تقوا رئیس و سرسلسله اخلاق انسانی و اخلاق انبیاء شمرده شده است. در دو حدیث از امام علی (ع) این حقیقت منعکس شده است. ایشان می فرمایند: «التقی رئیس الاخلاق» (۸) و در جای دیگر آمده است: «علیک بالتقی فأنه خلق الانبیاء» (۹)
در زمینه فضایل معنوی، «تقوا» و «خویشتن داری» موفق به کسب مدال های زرین و درخشانی گردیده و گوی سبقت را از دیگر مؤلفه های اخلاقی ربوده است علاوه بر آنچه گفته شد در احادیث دیگری از معصومین شاهد بیان گوشه ای دیگر از این گوهر ارزشمند اخلاقی هستیم.
پیامبر اکرم(ص) تقوا را «رزق و روزی» می دانند که هرکسی که از آن بهره مند گردد خیر دنیا و آخرت نصیبش گشته است :
«من رزق فقد رزق خیر الدنیا و الآخره » (۱۰)
آن حضرت در توصیه به جناب ابوذر تقوا را در رأس همه امور و سرآمد همه کارها معرفی می کنند و می فرمایند :
«علیک بتقوی الله فأنه الأمر کله» (۱۱
و هنگامی که از امام علی(ع) از با فضیلت ترین کارها سؤال می شود امام انگشت تأکید خود را بر همین مسأله می گذارند: (۱۲) در تمثیلات و تشبیهات حدیثی نیز می توان زوایای دقیقی از مسأله تقوا و ارزش آن را جستجو کرد.
ساختمان باشکوهی را تصور کنید که با نقشه ای دقیق، مصالح فراوان و تلاشی گسترده بنا شده است اما چون بر سرزمینی با خاک سست و بی استحکام قرار گرفته دیری نمی پاید که فرو می ریزد و نیز زراعتی را درنظر بگیرید که در شوره زار کشت شده که چون خاک مناسبی ندارد و آب درست به آن نمی رسد به بار نمی نشیند، اعمال آدمی نیز چنین اند. بنیان کار خیر اگر بر سرزمین تقوا که محکم ترین سرزمین است بنا شود مستحکمترین ساختمان خواهد بود که طوفان های کبر و ریا، غفلت و هواپرستی و گناه آن را ویران نخواهد کرد.
ریشه درخت عمل آدمی اگر در کشتزار تقوا زرع شود هیچگاه بی آب نخواهد شد و بی ثمر نخواهد ماند بلکه سرزمین تقوا سرزمینی با آب فراوان و خاک حاصلخیز است. آنچه گفته شد تفسیر کوتاه حدیثی پرمغز از مولاعلی(ع) است که نقش تقوا را در رشد عمل آدمی ذکر کرده اند: «لا یهلک علی التقوی سنخ اصل ولا یظما علیها زرع قوم»(۱۳)
سخن در باب ارزش و اهمیت تقوا بسیار است که با توجه به مجال اندک این نوشتار که رسالت اصلی آن تبیین مفصل تر آثار و ثمرات تقوا است به همین کوتاه سخن بسنده می کنیم.
مراتب تقوا :
تقوا را مراتبی است که دانستن آن به کمال روحی آدمی و پیشگیری از ایستائی و رخوت در خودسازی کمک شایانی می کند. سالکان طریق کمال با پیمودن هر مرحله از قله های رفیع سلسله جبال شامخ پرهیزکاری عزم خود را برای فتح دیگر قله ها جزم می کنند.
در کتاب شریف «بحار الانوار» سه مرحله برای تقوا بیان شده است:
۱) نگهداری نفس از عذاب جاویدان از طریق تحصیل اعتقادات صحیح
۲) پرهیز از هرگونه گناه اعم از ترک واجبات و انجام معاصی
۳) خویشتن داری در برابر آنچه قلب آدمی را به خود مشغول می سازد و از حق منصرف می کند و این تقوای خواص بلکه خاص الخاص است» (۴۱)
چنین مرحله ای نتیجه بینش درست آدمی نسبت به ذات اقدس ربوبی است که او را نه فقط به خاطر ترس از عذاب و یا طمع به بهشت عبادت کند بلکه ارزش و لیاقت وشدت عشق و حب به آن ذات مقدس موجب می شود که هر آنچه غیر اوست هیچ تلقی گردد. چنان که مولاعلی(ع) عبادت خود را چنین توصیف می کند آنجا که می فرماید «ما عبدتک خوفا من نارک و لارغبه فی جنتک بل و جدتک اهلا للعباده فعبدتک» «من تو را از ترس آتشت و میل به بهشتت عبادت نمی کنم بلکه چون تو را شایسته پرستش یافتم به عبادتت پرداختم.»(۱۵)
آثار و ثمرات تقوا :
طبیعت آدمی منفعت جو و طالب سود و فایده است و تا فایده کاری را نداند به آن دست نمی زند. از این رو داشتن انگیزه نخستین گام برای حرکت در یک مسیر است. قرآن و روایات علاوه بر آن که به ارزش و اهمیت تقوا، تفسیر آن و عوامل و موانع خویشتنداری و اوصاف و ویژگی های متقین اشاره می کند به طور گسترده به تبیین آثار و ثمرات تقوا در زندگی فردی و اجتماعی و دنیوی و اخروی این مساله پرداخته و از این طریق در راستای تحریک انگیزه ها قدم برمی دارد.
بخشی از آثار و برکات تقوا در دنیا و بخشی از آن در آخرت به انسان متقی عطا می گردد که در حد وسع این مساله به آن می پردازیم:
۱. برخورداری از برکات دنیوی :
یکی از سنت های خداوند در زمین رابطه مستقیم بین گناه و تنگی معیشت از یک سو و استغفار و معنویت با وسعت روزی از سوی دیگر است. برخلاف حساب های دنیوی که آدمی به دنبال آن است تا با ترک صدقات واجب و مستحب و دغل بازی و حیله گری و هزار ترفند دیگر، به جلب منفعت و دفع مضرت بپردازد آیات قرآن و احادیث معصومین به روشنی به نقش تقوا در افزایش برکات الهی و تاثیر گناه در کم شدن نعمات دنیوی اشاره می کند: «آگر اهل سرزمین ها ایمان می آوردند و تقوا پیشه می کردند بر آنها برکات را از آسمان و زمین می گشودیم ولی چون تکذیب کردند، آنها را به آنچه انجام دادند گرفتیم.» (اعراف /۹۶)
در جای دیگر بر پا داشتن تعالیم آسمانی مایه جلب رحمت آسمانی و زمینی معرفی شده است.
اگر آنان تورات و انجیل و آنچه را از سوی پروردگارشان بر آنها نازل شده (قرآن) بر پای دارند، از آسمان و زمین روزی خواهند خورد.» (مائده/۶۶) در احادیث معصومین نیز این ارتباط تنگاتنگ به چشم می خورد و استغفار را مایه جلب رزق و روزی و بهره مند شدن از نعمات الهی معرفی می کند.
خداوند سبحان استغفار را مایه فراوان رسیدن روزی و رحمت بندگان قرار داده و فرموده است: «از پروردگار خویش طلب آمرزش کنید که او بسیار آمرزنده است تا باران های پربرکت آسمان را پی درپی بر شما فرستد.(نوح/ و ۱۱)
در حدیثی دیگر از حضرت علی(ع) بطور کوتاه به این مهم اشاره شده و آمده است: «اکثرالاستغفار تجلب الرزق» (۶۱) جدای از وعده الهی بر پاداش دنیوی متقین، کشف رابطه تقوا با عمران و آبادی و رشد و ترقی در حوزه مسایل اجتماعی و فرهنگی و سیاسی کار دشواری نیست، با اندکی تامل در زندگی فردی و اجتماعی روشن می شود که کفر و بی ایمانی سرچشمه عدم احساس مسئولیت، قانون شکنی، سستی خانواده ها و جوامع، تفرقه، از بین رفتن پایه های اطمینان به یکدیگر، هدر رفتن نیروی انسانی و بر هم خوردن تعادل اجتماعی است. به یقین در جامعه ای که مولفه های فوق وجود دارد رشد و ترقی با شکست و بن بست رو به روست. با دقت در چالش ها و مشکلات فرا روی فرد، خانواده و اجتماعی که به تصمیم سازی های غلط و انحرافات متعدد می انجامد روشن می گردد که ریشه آن در عدم تقوای فردی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و... بوده است و به یقین هر یک از آثار عمیق بیان شده مضرات مادی فراوانی را بر دوش فرد و خانواده و اجتماع خواهد گذاشت. بسیاری از کارهای نادرست ما در زندگی زیان های مادی به ما می رسانند که ما از آن بی اطلاعیم و بالعکس اعمال معنوی ما منافعی را به همراه دارد که رسیدن به ریشه آن از حدس و گمان ما خارج است یا نیاز به تامل بیشتری دارد از این روست که در آیات قرآن به این بعد از ثمرات تقوا اشاره داشته است و می فرماید هر کس تقوا پیشه کند خداوند راه نجاتی برای او فراهم می کند و از جایی که گمان ندارد به او روزی می دهد.» (طلاق ۲ و ۳) در حدیثی از پیامبر (ص) آن حضرت با استناد به این آیه تقوا را تجارتی معرفی می کند که روزی فراوانی را بدون سرمایه کار به انسان نایل می کند.(۱۷)
۲. روشن بینی :
یکی دیگر از آثار شگرفت تقوا رسیدن به روشن بینی در امور زندگی است. با نظر به مردم دنیا گروهی را می بینیم که از مسایل فقط چهره آنی و موقتی آن را می بینند و گروهی دیگر از دوراندیشی، تیزبینی، آینده نگری و توجه به عمق و کنه قضایا برخوردارند. براساس معارف دینی بین گروه اول و گروه دوم تفاوت بسیاری در میزان بهره مندی از «خویشتنداری» وجود دارد چراکه تقوا و ایمان مایه روشن بینی می گردد و گناه و عصیان موجب لغزش عقل، غفلت و خطا می شود.
پیامبر اکرم(ص) در حدیثی به نقش ایمان در روشن بینی اشاره کرده اند: «از زیرکی مومن بترسید چرا که او با نور الهی می نگرد.» (۱۸)
از سوی دیگر امام علی (ع) گناه را که مخالف تقوا است مایه لغزش عقل می دانند. ایشان می فرمایند: «بیشترین لغزشگاه های عقل ها زیر درخشش طمع هاست.»(۱۹)
یکی از مفسران نقش نور الهی را در شناخت حقیقت به نحو لطیفی بیان می کند و می فرماید:
«قلب آدمی همچون آینه است و وجود و هستی پروردگار همچون آفتاب عالمتاب، اگر این آینه را زنگار هوی و هوس تیره و تار کند نوری در آن منعکس نخواهد شد اما هنگامی که در پرتو تقوا و پرهیزکاری صیقل داده شود و زنگارها از میان برود نور خیره کننده آن آفتاب پروفروغ، در آن منعکس می شود و همه جا را روشن می کند.»(۲۰)
این نور روشنگر زندگی در آیات قرآن مورد اشاره قرار گرفته است در آیه ۸۲ سوره حدید می خوانیم: «ای کسانی که ایمان آورده اید تقوای الهی پیشه کنید و به رسولش ایمان بیاورید تا دو سهم از رحمتش به شما ببخشاید و برای شما نوری قرار دهد که با آن (در میان مردم و در مسیر زندگی خود) راه بروید و گناهان شما را ببخشد و خداوند آمرزنده مهربان است.»
در روایات منظور از نور را «نور ایمان»، «نور قرآن» و «امام معصومی که از او تبعیت کنند» دانسته اند که در هرحال وجه مشترک آن رسیدن به حقیقت و تشخیص راه صحیح به وسیله هرکدام از این نورهاست. تعبیر دیگری که قرآن برای این بعد از آثار تقوا مطرح کرده است، اصطلاح «فرقان» است.
اگر تقوای الهی پیشه کنید خداوند برای شما وسیله ای جهت جداساختن حق از باطل قرار می دهد. (انفال/۲۹)
در آیه ۲۸۲ بقره نیز تعلیم الهی از برکات تقوا معرفی شده و آمده است: «از خدا بترسید و خدا به شما تعلیم می دهد.»
۳. مصونیت :
کارکرد دیگر تقوا که به دنبال روشن بینی حاصل می شود، مصونیت است. علاوه بر آن که خداوند، انسان متقی را تحت حمایت خود قرار می دهد و بارها در قرآن به نقش ولایت خداوند و سرپرستی او از مومنان اشاره کرده «والله ولی المتقین» (جاثیه/۱۹)
انسان پرهیزگار در پرتو نور تقوا بسیاری از خطراتی که ناشی از غفلت و عدم آینده نگری ممکن است به او برسد را دفع می کند و تکلیف خویش را در فتنه ها، ناهنجاری ها و التهابات خانوادگی و اجتماعی می داند و مجهز به سپری محکم و لباسی محفوظ به نام «تقواست» از این روست که در تشبیه جالبی در قرآن از تقوا به لباس تعبیر شده است «ولباس التقوی ذلک خیر؛ لباس تقوا بهتر است»(اعراف/۲۶)
امام باقر(ع) در تفسیر این فراز از آیه می فرمایند: «لباس» همان جامه هایی است که می پوشند و «لباس تقوا» عفاف و پاکدامنی است زیرا شخص پاکدامن اگرچه برهنه از لباس باشد، عیبی از او آشکار نمی شود و آلوده دامن هرچند پوشیده از لباس باشد، عیب هایش آشکار است. خداوند می فرماید: «و لباس التقوی ذلک خیر» یعنی «العفاف خیر»(۲۱)
می توان گفت همانگونه که «لباس مادی» آدمی را در برابر سرما و گرما و خطرات حفظ می کند، عیوب جسمانی را می پوشاند و مایه زینت آدمی است، تقوا نیز چنین تاثیراتی را بر جسم و روح آدمی به همراه دارد.
۴.نجات از مشکلات و آسان شدن کارها :
در حدیثی از ابوذر غفاری نقل شده که پیامبر فرمود: «من آیه ای را می دانم که اگر مردم به آن چنگ زنند، آنها را کفایت می کند و آن این آیه است: کسی که تقوا پیشه کند، خداوند راه نجاتی برای او فراهم می کند و...» (۲۲)
در حدیث دیگری از پیامبر(ص) مفهوم نجات در حدیث فوق را نجات از شبهه های دنیوی، سختی های مرگ و روز قیامت معرفی کرده اند.(۲۳)
جمعی از مفسران گفته اند که این آیه درباره عوف بن مالک نازل شده که از یاران پیامبر(ص) بود. دشمنان اسلام فرزندش را اسیر کردند. او به محضر پیامبر(ص) آمد و از این ماجرا و نیز فقر و تنگدستی شکایت کرد. پیامبر(ص) فرمود: تقوا پیشه کن و شکیبا باش و بسیار ذکر «لاحول ولا قوه الا بالله» بگو. او این کار را انجام داد. ناگهان درحالی که نشسته بود، فرزندش از در وارد شد و معلوم شد که از یک لحظه غفلت دشمن، استفاده کرده و فرار نموده و حتی شتری از دشمن را نیز با خود آورده است.(۲۴)
اما نکته قابل توجه این که ذکر این بیانات به معنی گوشه نشینی و سستی به امید فضل الهی نیست بلکه انسان باید نهایت تلاش خود را در زندگی انجام دهد و در عین حال در مشکلات از خدا یاری بخواهد.
در حدیثی از امام صادق(ع) آمده است: «وقتی آیه «و من یتق الله یجعل...» نازل شد، جمعی از یاران رسول خدا(ص) درها را بر روی خود بستند و به عبادت رو آوردند و گفتند خداوند روزی ما را عهده دار شده است، این جریان به گوش پیامبر رسید. کسی را نزد آنها فرستاد که چرا چنین کرده اید؟ گفتند: ای رسول خدا! چون خداوند روزی ما را تکفل کرده ما به عبادت مشغول شدیم. پیامبر(ص) فرمود: کسی که چنین کند، دعایش مستجاب نمی شود و طلبش برآورده نمی گردد.(۲۵)
آری «آسانی کار» که خداوند وعده داده است و فرموده است: هرکس تقوای الهی پیشه کند، خداوند کارها را برای او آسان می سازد. (طلاق/۴) و نیز فرموده است: «اما آن کس که در (راه خدا) انفاق کند و پرهیزگاری پیش گیرد و جزای نیک (الهی) را تصدیق کند ما او را در مسیر آسانی قرار می دهیم» (لیل ۵ تا ۷) این ها همه به دست نمی آید مگر در گرو گذشتن از کوره های سخت آزمایش الهی و تحمل رنج و مشقت و کار و تلاش و اساسا سنت الهی در دنیا بر این امور است نه تن پروری و انزوا و رخوت و سستی که «نابرده رنج گنج میسر نمی شود...»
۵. تعظیم شعایر الهی :
یکی از آثار بی ایمانی که خود منجر به گناهان فراوان دیگری می شود، بی توجهی به ارزش های دینی و شعایر الهی است. یکی از آثار پرمنفعت تقوا در قرآن آن است که فضیلت بزرگ شمردن شعایر دینی تنها از آن کسانی است که تقوای الهی پیشه کنند و پرهیزکار باشند: کسی که شعائر الهی را بزرگ شمارد این کار نشانه تقوای دلهاست.(حج/۳۲)
۶. پذیرش عمل :
هریک از اعمال نیکی که در دنیا انجام می دهیم، جدای از پاداش و بهره اخروی منافع دنیوی فراوانی را به انسان می رساند. بهره مندی از این منافع و نیز پاداش اخروی در گرو قبولی عمل است. در آیات قرآن ملاک قبولی عمل تقوا ذکر شده است. عملی که در سرزمین تقوا کاشته شود، ثمر می دهد و به بار می نشیند و تخم عملی که در شوره زار ریا و غفلت و طمع ریخته شود، بی حاصل است. آیه شریفه: «انما یتقبل الله من المتقین» خطابی عام و حکمی عمومی برای همه اعمال آدمی و ملاکی قطعی برای پذیرش عمل است. این آیه به دنبال حکایت هابیل و قابیل آمده است که هرکدام از آن ها برای تقرب به پروردگار کاری را انجام دادند که از یکی قبول شد و از دیگری مقبول نیفتاد که این فراز پایانی آیه، دلیل قبولی عمل هابیل را تقواپیشگی او می داند: «واتل علیهم نبا ابنی ءادم بالحق اذقربا قربانا فتقبل من احدهما ولم یتقبل من الاخر قال لاقتلنک قال انما یتقبل الله من المتقین» «داستان دو فرزند آدم را به حق بر آنها بخوان هنگامی که هرکدام عملی را برای تقرب (به پروردگار) انجام دادند اما از یکی پذیرفته شد و از دیگری پذیرفته نشد (قابیل) گفت: به خدا سوگند تو را هم خواهم کشت (هابیل) گفت: خدا تنها از پرهیزکاران می پذیرد.» (مائده/ ۲۷)
در حدیثی از پیامبر اکرم(ص) ارزش عملی که از روی تقوا انجام شده و مورد پذیرش خداوند واقع گشته، روشن شده است ایشان می فرمایند: «کوشش تو در عمل همراه با تقوا بسیار بیشتر از عمل بدون تقوا باشد زیرا عمل همراه با تقوا قلیل شمرده نمی شود و چگونه عملی که مورد قبول خداوند قرار گرفته اندک شمرده شود. به خاطر سخن خداوند بلندمرتبه که فرمود: خداوند تنها از تقواپیشگان قبول می کند.»(۲۶)
۷. رهایی از ترس و اندوه :
مشکلات و گرفتاری های زندگی، آرزوها و تمایلات بشری گاه موجبات ترس و اضطراب و یأس و اندوه را برای آدمی به همراه دارد. در این میان مردم در شیوه مواجهه با آن دو گروهند؛ عده ای در مقابل آن منفعل و عده ای فعالند. گروه اول قدرت برخورد با این مشکلات را در خود نمی بینند و چون پشتوانه محکمی ندارند همواره یأس و اضطراب، پوچی و بی هویتی سیمای زندگیشان را تیره و تار می نمایند و گروه دوم با اتکا به نیروی الهی و صبر و تحمل در برابر سختی و خویشتن داری و پرهیزکاری به مقابله با مشکلات می پردازند پاداش و ثمره این مجاهدت آن ها را خداوند این چنین بیان می کند: «هان، همانا اولیای الهی را نه ترسی است و نه اندوهی، همان کسانی که ایمان آوردند و تقوا پیشه می کردند، بشارت در دنیا و آخرت برای آن هاست. وعده های خدا را تبدیلی نیست، این همان رستگاری بزرگ است.» (یونس ۶۲-۶۴)
ایمنی از ترس و اندوه برای اولیای الهی از آن روست که در همراهی خدایند و خدا نیز امر آن ها را کفایت می کند:«خداوند با کسانی است که تقوا دارند و نیکوکارند.» (نحل/۱۲۸)
۸. محبوبیت نزد خداوند :
دوست داشتن و محبوب واقع شدن غریزه ای است که از ذات آدمی سرچشمه می گیرد و از نشانه های ارزش و فضیلت آدمی و نشان از نوع شخصیت او دارد. اما این که چه کسی را دوست بداریم و محبوب چه کسی واقع شویم از اهمیت به سزایی برخوردار است هرچه محبوب افراد مهمتر باشیم و بزرگان را بیشتر دوست بداریم ارزش وجودی ما بیشتر است. در این میان تقواپیشگان محبوب ارزشمندترین وجود هستی اند و چه سعادتی از این بالاتر که آدمی محبوب خالق خویش باشد.»
(آل عمران/۷۶)
چنین مهر و محبتی که دو سویه و متقابل است همواره ادامه دارد و هیچگاه به دشمنی بدل نمی شود برعکس دوستی هایی که منشأ آن علایق دنیوی است. چنانکه در روز قیامت بعضی از دوستان دنیوی به شدت از یکدیگر نفرت دارند و باهم دشمنند اما دوستی متقین چون همراه با حب الهی است جاودان و ماندگار است.» «دوستان در آن روز بعضی دشمن یکدیگرند، جز متقین.» (زخرف/۶۷)
۹. بخشیده شدن گناهان و رهایی از آتش :
از دیگر ثمرات مهم تقوا آن است که گناهانی که پرهیزکار از روی غفلت در گذشته انجام داده بخشیده می شود و این چنین مایه رهایی او از آتش جهنم می گردد. «هرکس از خدا پروا کند خداوند بدیهایش را از او بزداید و پاداشش را بزرگ گرداند.» (طلاق/۵) و در آیه ۱۷ سوره «لیل» وعده رهایی از آتش به متقین داده می شود و می فرماید: «از آتش جهنم» با تقواترین مردم دور داشته می شوند»
۱۰. حسن عاقبت و پاداش بهشتی :
کلید سعادت، فرجام نیک است چه بسا افرادی که مدتی عمل نیک انجام می دادند اما بعد از آن از حق رویگردان شدند.
بهترین نمونه این بدفرجامی شیطان است که پس از سالها عبادت از درگاه الهی رانده شد. حسن عاقبت بالاترین نعمتی است که خداوند به متقین می دهد: «سرانجام پسندیده از آن متقین است.» (اعراف/۱۲۸)
بدنبال چنین حسن عاقبتی، بهشت و انواع نعمت های آن که در قرآن وعده داده شده به آدمی می رسد و از این نعمات متنعم می گردد: «این همان بهشتی است که به هریک از بندگان ما که پرهیزکار باشند به میراث می دهیم.» (مریم/۶۳)
و در آیه دیگر به تفصیل بیشتری از این نعمات بهشتی می پردازد و می فرماید: «در حقیقت مردم پرهیزکار در میان باغ ها و نهرها در قرارگاه صدق نزد پادشاهی توانایند.» (قمر/۵۴-۵۵) امید است که خداوند ما را از جمله متقین قرار دهد و حسن عاقبت عطا فرماید.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پانوشت ها:
.۱مفردات الفاظ القرآن کریم، راغب اصفهانی، ص .۵۳۰
.۲ سفینه البحار، شیخ عباس قمی، ج ۲، ص .۶۷۸
.۳ تفسیر ابوالفتوح رازی، ج ۱، ص .۶۲
.۴ تنبیه الخواطر و نزهه النواظر، ج ۲، ص .۱۲۰
۵- غرر الحکم، حدیث .۲۱۶۲
.۶ منبع پیشین، .۱۸۷۱
.۷ همان، .۹۷۲۱
.۸ نهج البلاغه، حکمت .۴۱۰
.۹ غرر الحکم، ۶۰۸۶
.۱۰ کنز العمال، حدیث .۵۶۴۱
.۱۱ بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۲۸۹، ح .۲۱
.۱۲ بحارالانوار: ج ۷۰، ص ۲۸۸، ح .۱۶
.۱۳ نهج البلاغه، خطبه .۱۲
.۱۴ بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۱۳۶؛ نقل از: تفسیر نمونه، ج۲۲، ص .۲۰۵
.۱۵ میزان الحکمه، ج ۱۴، ص .۷۰۲۶
.۱۶ نورالثقلین، ج۵، ص .۴۲۴
.۱۷ کنزالعمال، حدیث .۵۶۶۶
.۱۸ بحارالانوار، ج ۶۷، ص ۶۱، حدیث .۵
.۱۹ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج ۱۹، ص .۴۱
.۲۰ تفسیر نمونه، ج ۷، ص .۱۴۲
.۲۱ تفسیر القمی، ج ۱، ص .۲۶۶
.۲۲ مجمع البیان، ج ۱۰، ص .۳۰۶
.۲۳ تفسیر نوالثقلین، ج ۵، ص .۳۵۶
.۲۴ تفسیر مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۳۰۶ و با تفاوت هایی: تفسیر فخر رازی و روح البیان ذیل آیه مذکور.
.۲۵ تفسیر نور الثقلین، ج ۵، ۳۵۴؛ نمونه، ج ۲۴، ص .۲۳۸
.۲۶ بحارالانوار، ۷۰/۲۸۶/.۸
موفق باشید.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.