نقش سلمان در حمله به ایران ۱۳۹۷/۰۴/۰۴ - ۳۴۸۹ بازدید

اگر عمر که به ایران حمله کرد بر حق نیست چگونه امام علی(ع) به سلمان فارسی اجازه داد در قادسیه شرکت کند این تناقضات آزار دهنده است؟

متاسفانه حس ایران دوستی و ایران پرستی گاهی اوقات انسان را آنچنان افراطی می کند که چشم به روی تمامی واقعیات بسته و تنها به این فکر می کند که چرا باید به ایران حمله می شد. نمونه آن همین مطالب است که ذکر کردید که سلمان تا چه اندازه در پیروزی مسلمانان نقش داشته است.
اگر خوب دقت کنیم می بینیم که افرادی چون سلمان فارسی با حضورشان در این فتوحات عملا باعث شدند که بسیاری از کارشکنیها و اعمال خلاف انسانیت و مسلمانیت از بین برود چراکه اگر سلمان چنین اقدامی را نمی کرد و کار به دست عناصر تندروی دستگاه حاکم می افتاد معلوم نبود چه بلایی سر ایرانیان می آمد. علاوه بر اینکه حضور برخی خواص و شیعیان در راس قدرت می توانست تا حدی به اعتلا و زنده نگه داشتن آرمانهای ائمه اطهار و پیامبر اکرم(ص) کمک کند چنانچه نقل شده سلمان فارسی با الهام از شیوۀ پیامبر(ص) مسجد را مرکز تعلیم، تربیت، تزکیه، هدایت و پایگاه فعالیت های اجتماعی ساخته بود و خود در مسجد برای مردم سورۀیوسف را تفسیر می کرد تا در سایۀ آن، مردم با درسهای عفت، صداقت و شیوۀ درست حکومت آشنا شوند.( ابن سعد، طبقات الکبری،ج ۴ / ۷۹ – ۸۰)
البته سلمان نقش بسیار زیادی در بعضی از فتوحات مسلمانان داشته است تا جایی که نقل می کنند در ماجرای فتح مدائن، سعد وقاص، فرمانده سپاه اسلام بود، او فرمان داد تا سپاه از رود دجله عبور کنند. در آن وضع دلهره آمیز و نگران کننده که حتی فرمانده در اضطراب بود،سلمان در کنار فرمانده لشکر بود و او را با این سخنان دلداری می داد: مردم تازه مسلمان شده اند و به گناه آلوده نیستند. از این رو آب و دریا همچون خشکی برایشان رام شده است. سوگند به خدایی که جان سلمان در دست اوست، همه دسته دسته از این رودخواهند گذشت...(تاریخ طبری، ج ۴، ص ۱۲؛ ترجمه اخبار الطوال، ص ۱۶۰ - ۱۶۱ )نیز نقل شده خود سلمان پیشاپیش گروههایی بود که با اسب از رودخانه گذشتند و به کنار حصار مدائن رسیدند. سخنان سلمان در مدائن سبب شد تا دو شهر از شهرهای مدائن و ایوان و کاخ مدائن، از جمله تیسفون که سالها پایتخت ساسانیان بود، بدون درگیری به دعوت وی تسلیم لشکر اسلام شود، وحدود چهار هزار نفر از سپاه ویژه و گارد ایران که تحت فرماندهی «رستم فرخ زاد» بودند، ازسپاه او جدا شده، به سپاه مسلمانان بپیوندند. دعوت سلمان برای اسلام آوردن ایرانیان در مدائن بدین صورت بود: «همانا اصل و نسب من از شما ایرانیان می باشد و من در سه چیز خیرخواه شما هستم، و صلاح شما در آنها است: الف. اگر اسلام بیاورید، برادر ما هستید و در اموال ما شریک بوده و بر شما است همان تکلیفی که بر ما است. ب. تسلیم شوید و به مسلمانان جزیه بدهید. ج. در غیر این دو صورت، با شما می جنگیم، همانا خدا، خائنان را دوست ندارد( تاریخ طبری ج ۴ ص ۱۴ ) و...
به هر حال اگر کمی به تاریخ ایران در دوران پایانی سلطنت ساسانی ها دقت کنیم علت این عملکرد سلمان فارسی و حتی شکستهای مکرر و پی در پی ایرانیان ساسانی به روشنی معلوم خواهد شد. ظلمها و ستمها و فساد شدید دستگاه حکومت ساسانی و سختگیری شدید به قاطبه مردم که در حکم نوکران حکومت به حساب می آمدند و نیز قرار داشتن ثروت و کسب علم و همه امتیازات مادی و حتی معنوی به طبقه حاکم و ثروتمند ساسانی یکی از عمده دلایل این شکستها و حمایتهای خود مردم از مسلمانان و نیز عملکرد سلمان فارسی می باشد.
این واقعیت تا جایی نمود پیدا می کند که نقل میکنند اهل مدائن تیسفون، نان و خرما به دست در کوچه ها به پیشواز اعرابی ایستاده بودند که به غارت کاخ شاهی و فرش بهارستان می رفتند.(تاریخ خلفا، ج ۲، ص ۱۲۶)
واقعیت آن است که اسلام یک دین جهانی بوده و هست و نمی توانست هدایت خود را در مهد اسلام و شهر مکه و یا نهایتا جزیره العرب محصور کند، هرچند لشکر کشی های انجام شده در عهد خلفای نخست کاستی ها بسیاری را در پی داشت. آثار این ضعف هم در کشورهای مفتوحه و هم در مرکز و گستره دولت اسلامی آشکار بود البته در هر یک به نوعی باید این کاستی ها مورد مطالعه و دقت قرار گیرد. اما در دراز مدت، به دلیل آشنایی ملل و کشورهایی که اسلام به آنجا راه یافته بود با حقیقت و روح دین اسلام، کم کم مردم خود به اسلام روی آوردند.
البته ما معتقدیم اگر حرکتی که از سوی رسول خدا(ص)شروع شد، پس از فوت ایشان ادامه می یافت و زمام امامت و خلافت به دست وصی ایشان امیرمؤمنان(ع) می افتاد، بی شک دعوت اسلامی پیامبر(ص) به میدان وسیع تری گسترش می یافت و همسایگان دولت اسلامی و سایر ملل خود به پذیرش این دین الهی پیشقدم می شدند و فتوحات خونین و لشکرکشی های دوران خلفا، به گونه ای دیگر رقم می خورد، اما متاسفانه با غصب خلافت توسط خلفای غاصب این امر محقق نشد.
۴- برخی کتبی که در این زمینه می تواند شما را کمک کند به شرح ذیل می باشد:
-تاریخ سیاسی اسلام ؛ رسول جعفریان
- تاریخ خلفا، رسول جعفریان، قم، انصاریان، ۱۳۸۰ش.
- تاریخ سیاسی اسلام، دکتر سید جعفر شهیدی، مرکز نشر دانشگاهی، این کتاب به بررسی تاریخ صدر اسلام تا پایان امویان پرداخته است .

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
ببخشید پس شما وجود سلمان رو به عنوان یکی از فرماندهان اعراب در جنگ با مردم خودش حاضر بوده تایید میکنید که این خودش هر دلیلی هم براش بیاریم غیر قابل بخششه حتی در صورتی که حکومت خیلی ظالم بوده این حمله ی اعراب و کار سلمان رو تایید نمیکنه این یه مشکل داخلی بوده و اعراب درواقع از آب گل آلود ماهی گرفتن و شما در تایید کار سلمان دلیل عجیبی آوردین در صورتی که همه میدونیم عمر جز برای کشور گشایی هیچ دلیل دیگه ای برای این لشکر کشی نداشت و هیچ اهمیتی هم به دین نمیداد چرا سلمان اصلا باید قبول کنه تحت فرماندهی چنین فردی باشه؟اگر واقعا هدف سلمان گرایش مردم ایران به دین اسلام بوده میتونسته خیلی زودتر به ایران برگرده و مخفیانه مردم رو هدایت کنه نه این که روی مردم خودش شمشیر بکشه اونم مردمی که به زور به فیل بسته شده بودن بعد واقعا انتظار دارید آدم باور کنه سلمان تو اون اوضاع جنگ به دنبال آموخته های دین مبین اسلام بوده؟ خیلی میبخشید ولی این دلایل برای توجیه خیانت سلمان به مردمش کمی بچگانه به نظر میاد
پرسمان
اولا اینجا محل و مرکز پاسخگویی به سوالات و شبهات تاریخی در خصوص اسلام و سیره اهل بیت علیهم السلام است نه دادگاه رسیدگی به جنگهای بین اعراب تازه مسلمان شده و ایران . ثانیا داوری در باره یک موضوع که جزییات آن ثبت نشده و تمام شرایط عملکرد افراد در آن زمان معلوم نیست کار آسانی نیست به خصوص موضوعی که به گذشته های دور مربوط است . ثالثا هر کسی در باره آن موضوع تخصص لازم و کافی نداشته باشد نمی تواند اظهار نظر کند چرا که دنیای امروز دنیای تخصص هاست . رابعا منهای گرایشهای دینی و مذهبی اگر کسی زندگی سلمان را درست بشناسد خواهد دید که او انسان بسیار ارزشمند است . خامسا سلمان خود هدایت یافت و تمام تلاشش برای هدایت انسانها بود تا دیگران نیز مثل خودش از جهالت و گمراهی نجات دهد. سادسا او فرد مسنی بود که حضورش بیشتر برای هدایت و مشورت در امور ایران بود که با اذن امام علی(ع) صورت گرفت چون زبان ایرانیان را بلد بود عمده کار او تبلیغ بوده نه کشتار چون سن او اقتضای جنگ را نمی داده و مسلما حضورش مانع بیشتر شدن کشتار ایرانیان بوده است. سابعا اگر کسی دین اسلام را حق بداند که چنین هم هست سلمان را تمجید خواهد کرد و همه مسلمانان او را بزرگترین شخصیت پس از معصومان(ع) می دانند و اگر مسلمان نباشد ولی محقق باشد سلمان را شخصیت برجسته و بزرگی در کیش انسانیت خواهد یافت . ثامنا فرض کنید اگر سلمان فردی باشد که مورد تعقیب حکومت ایران بوده باشد چطور می توانست بیاید در اوضاع نابسامان ایران تبلیغ دین کند؟ چنانچه پادشاه ایران دستور دستگیری پیامبر(ص) و احضار او به ایران را به والی یمن داده بود. خلاصه کلام اینکه اگر کسی چشم به روی حقیقت ببندد و از روی تعصب جاهلانه هرچه دلش بخواهد بگوید و پایبند اصول علمی نباشد نمی توان با اینگونه انسان گفتگوی علمی کرد و حرف زدن با چنین آدم بی مبنایی تلف کردن وقت و تضییع عمر گرانمایه است.

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.