نقش سلمان در قادسیه ۱۳۹۷/۰۸/۰۲ - ۲۱۸۱۷ بازدید

ایا سلمان فارسی هم در جنگ قادصیه به سپاه ایران خیانت کرده؟

متاسفانه حس ایران دوستی و ایران پرستی گاهی اوقات انسان را آنچنان افراطی می کند که چشم به روی تمامی واقعیات بسته و تنها به این فکر می کند که چرا باید به ایران حمله می شد. نمونه آن همین مطالب است که ذکر کردید که سلمان تا چه اندازه در پیروزی مسلمانان نقش داشته است. اگر خوب دقت کنیم می بینیم که افرادی چون سلمان فارسی با حضورشان در این فتوحات عملا باعث شدند که بسیاری از کارشکنیها و اعمال خلاف انسانیت و مسلمانیت از بین برود چراکه اگر سلمان چنین اقدامی را نمی کرد و کار به دست عناصر تندروی دستگاه حاکم می افتاد معلوم نبود چه بلایی سر ایرانیان می آمد. علاوه بر اینکه حضور برخی خواص و شیعیان در راس قدرت می توانست تا حدی به اعتلا و زنده نگه داشتن آرمانهای ائمه اطهار و پیامبر اکرم(ص) کمک کند چنانچه نقل شده سلمان فارسی با الهام از شیوۀ پیامبر(ص) مسجد را مرکز تعلیم، تربیت، تزکیه، هدایت و پایگاه فعالیت های اجتماعی ساخته بود و خود در مسجد برای مردم سورۀیوسف را تفسیر می کرد تا در سایۀ آن، مردم با درسهای عفت، صداقت و شیوۀ درست حکومت آشنا شوند.( ابن سعد، طبقات الکبری،ج 4 / 79 – 80)البته سلمان نقش بسیار زیادی در بعضی از فتوحات مسلمانان داشته است تا جایی که نقل می کنند در ماجرای فتح مدائن، سعد وقاص، فرمانده سپاه اسلام بود، او فرمان داد تا سپاه از رود دجله عبور کنند. در آن وضع دلهره آمیز و نگران کننده که حتی فرمانده در اضطراب بود،سلمان در کنار فرمانده لشکر بود و او را با این سخنان دلداری می داد: مردم تازه مسلمان شده اند و به گناه آلوده نیستند. از این رو آب و دریا همچون خشکی برایشان رام شده است. سوگند به خدایی که جان سلمان در دست اوست، همه دسته دسته از این رودخواهند گذشت...(تاریخ طبری، ج ۴، ص ۱۲؛ ترجمه اخبار الطوال، ص ۱۶۰ - ۱۶۱ )نیز نقل شده خود سلمان پیشاپیش گروههایی بود که با اسب از رودخانه گذشتند و به کنار حصار مدائن رسیدند. سخنان سلمان در مدائن سبب شد تا دو شهر از شهرهای مدائن و ایوان و کاخ مدائن، از جمله تیسفون که سالها پایتخت ساسانیان بود، بدون درگیری به دعوت وی تسلیم لشکر اسلام شود، وحدود چهار هزار نفر از سپاه ویژه و گارد ایران که تحت فرماندهی «رستم فرخ زاد» بودند، ازسپاه او جدا شده، به سپاه مسلمانان بپیوندند. دعوت سلمان برای اسلام آوردن ایرانیان در مدائن بدین صورت بود: «همانا اصل و نسب من از شما ایرانیان می باشد و من در سه چیز خیرخواه شما هستم، و صلاح شما در آنها است: الف. اگر اسلام بیاورید، برادر ما هستید و در اموال ما شریک بوده و بر شما است همان تکلیفی که بر ما است. ب. تسلیم شوید و به مسلمانان جزیه بدهید. ج. در غیر این دو صورت، با شما می جنگیم، همانا خدا، خائنان را دوست ندارد( تاریخ طبری ج ۴ ص ۱۴ ) و...
به هر حال اگر کمی به تاریخ ایران در دوران پایانی سلطنت ساسانی ها دقت کنیم علت این عملکرد سلمان فارسی و حتی شکستهای مکرر و پی در پی ایرانیان ساسانی به روشنی معلوم خواهد شد. ظلمها و ستمها و فساد شدید دستگاه حکومت ساسانی و سختگیری شدید به قاطبه مردم که در حکم نوکران حکومت به حساب می آمدند و نیز قرار داشتن ثروت و کسب علم و همه امتیازات مادی و حتی معنوی به طبقه حاکم و ثروتمند ساسانی یکی از عمده دلایل این شکستها و حمایتهای خود مردم از مسلمانان و نیز عملکرد سلمان فارسی می باشد.
این واقعیت تا جایی نمود پیدا می کند که نقل میکنند اهل مدائن تیسفون، نان و خرما به دست در کوچه ها به پیشواز اعرابی ایستاده بودند که به غارت کاخ شاهی و فرش بهارستان می رفتند.(تاریخ خلفا، ج 2، ص 126)
واقعیت آن است که اسلام یک دین جهانی بوده و هست و نمی توانست هدایت خود را در مهد اسلام و شهر مکه و یا نهایتا جزیره العرب محصور کند، هرچند لشکر کشی های انجام شده در عهد خلفای نخست کاستی ها بسیاری را در پی داشت. آثار این ضعف هم در کشورهای مفتوحه و هم در مرکز و گستره دولت اسلامی آشکار بود البته در هر یک به نوعی باید این کاستی ها مورد مطالعه و دقت قرار گیرد. اما در دراز مدت، به دلیل آشنایی ملل و کشورهایی که اسلام به آنجا راه یافته بود با حقیقت و روح دین اسلام، کم کم مردم خود به اسلام روی آوردند.
البته ما معتقدیم اگر حرکتی که از سوی رسول خدا(ص)شروع شد، پس از فوت ایشان ادامه می یافت و زمام امامت و خلافت به دست وصی ایشان امیرمؤمنان(ع) می افتاد، بی شک دعوت اسلامی پیامبر(ص) به میدان وسیع تری گسترش می یافت و همسایگان دولت اسلامی و سایر ملل خود به پذیرش این دین الهی پیشقدم می شدند و فتوحات خونین و لشکرکشی های دوران خلفا، به گونه ای دیگر رقم می خورد، اما متاسفانه با غصب خلافت توسط خلفای غاصب این امر محقق نشد.
4- برخی کتبی که در این زمینه می تواند شما را کمک کند به شرح ذیل می باشد:
-تاریخ سیاسی اسلام ؛ رسول جعفریان
- تاریخ خلفا، رسول جعفریان، قم، انصاریان، 1380ش.
- تاریخ سیاسی اسلام، دکتر سید جعفر شهیدی، مرکز نشر دانشگاهی، این کتاب به بررسی تاریخ صدر اسلام تا پایان امویان پرداخته است .

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
سلام اینجانب چند سوال دارم ۱.عجم یعنی چی عده ای گفتند یعنی برده ازاد شده ۲.جنگ جنگ است و تجاوز کننده ها که علی ع را قبول نکردند پس به ایران هم حرمت نکردند و در سریال مختار نامه این مطلب چند بار امده است
پرسمان
سلام علیکم، واژهٔ عجم در درازای تاریخ کاربردهای گوناگون و مفهوم مختلف داشته‌است. واژگان ابتدا معنی بسیط و ساده داشته‌اند ولی با گذشت زمان معنی و مفهوم‌های دیگری بر آن بار می‌شود؛ به ویژه وقتی واژه به زبان دیگر می‌رود. عجم ابتدا به پارس‌زبان‌ها گفته می‌شده، بعدها به ترک‌ها و دیگران هم اطلاق شده‌است و امروزه در ادبیات عرب، «عجم» در معنای غیرعرب بکار می‌رود. اما در دوره‌ای کوتاه واژه‌ای بشکل اعجمی ساختند و از آن مفهومی نو اختراع کردند یعنی افراد بیگانه، خارجی، دشمن عرب و ...
بهرحال عجم یعنی غیر عرب و البته به ایرانیان عجم ها گفته می شد .
بله جنگ ، جنگ است اما همین جنگ در تمام ادیان و ملل دارای قواعدی است .
اسلام هم در باره جنگ قواعد و قوانین خاصی دارد . و مسلمانان در جنگ ها به خصوص در جنگ با ایرانیان ملزم به رعایت آن بودند .
این که تجاوز کنندگان ( اعراب در حمله به ایران ) به هیچ‌وجه علی ع را قبول نداشتند دقیق نیست تا حدی هم محل تامل و سوال است، چون اکثریت اصحاب و یاران پیامبر حتی خلفا پس از پیامبر علی ع را به عنوان شخصی فاضل و عالم قبول داشتند و از او در امور مختلف مشاوره می گرفتند، اما او را به عنوان حاکم و خلیغه پس از پیامبر(ص) بر نمی‌تافتند و قبول نکردند .
گزارش ها در باره تجاوزات ( کشتن و تجاوز به زنان و... ) اعراب به ایرانیان در جنگ بین اعراب و ایرانیان چنان دارای تناقض و پراکنده گویی است که گاهی بنظر می‌رسد خیلی از آنها دروغی بیش نیست که البته امروزه به بهانه ایران پرستی و عرب ستیزی بیش از حد معمول برجسته می شود .
سریال محتار نامه صرفا یک کار هنری و سریال تلویزیونی است، به عنوان منبع معتبر محسوب نمی شود، هرچند اکثر سپاه مختار را عجمان ( ایرانیان ) تشکیل داده بودند .
میهمان
باسلام
من مسلمانم وشیعه،
باورندارم که مردم ایرانزمان ساسانیان باتمام ظلم وستمی که بهشون ازطرف پادشاهی ساسانی شده به اعراب خوش آ مدگفته وخرمادادن،اصلا اگراینطوربودچراشهرتیسفون یک سال محاصره شددرصورتی که گفته میشه ایرانیان خرمابه اعراب پیش کش کردن،آ یا کسانی که تااخرین نفس وخونشون ازایران دفاع کردن نمیدونستن آخرکشته میشن؟
اصلااگرهدف اعراب اسلام بودچرازنان وکودکان رابه اسارت بردن،شایدبنای اسلام این کاراست،
درکل هرکس به اعراب پیوست خائن و وطن فروش بود،چه سلمان وچه دیگران،
پرسمان
سلام علیکم،
سوال: عملکرد اعراب مسلمان درحمله به ایران تاچه میزان با رویکرد اسلام به ازادی عقیده واندیشه افراد تطابق داشت؟ جواب اجمالی :
اسلام دین آزادی ، عقیده و تبلیغ است . و ایرانیان نیز با اختیار و آزادی و تبلیغ ، دین اسلام و مذهب تشیع را پذیرفتند .
برخی از عملکردهای اعراب در جنگ با ایرانیان ممکن است مورد تایید دین و اسلام نباشد . گرچه اکثر اخبار و گزارش ها در باره عملکرد اعراب در جنگ با ایرانیان و کشت و کشتار ایرانیان دقیق و واقعی نیست و دیگر منابع تاریخی آن را تایید نمی کند. توضیح بیشتر :
به ظاهر برای گسترش اسلام و مسلمان کردن مردم ایران که در روش این امر مهم خیلی بد عمل شد .جنگهایی که برای فتح ایران صورت گرفت تماما بعد از زمان پیامبر اکرم (ص) و در دوران سه خلیفه بعد از ایشان صورت گرفت و شیوه ای بود که قطعا نحوه و اهداف آن مورد تایید پیامبر نبوده است چراکه تا زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ایشان تنها توانست اسلام را در شبه جزیره عربستان پایه گذاری کند اما برنامه های خاصی را برای اسلام آوردن دیگر مناطق و کشورها داشت مانند فرستادن نامه به سران تمام امپراتوریها و کشورهای بزرگ و دعوت از آنان برای پذیرش اسلام. اما پس از آن حضرت، مسلمانان که در تعیین جانشین پیامبر از فرمان رسول خدا پیروی نکرده بودند، خود به شیوه ای غیر از شیوه پیامبر به کشورگشایی پرداختند که هرچند این کشورگشاییها مورد تایید وصی و جانشین به حق پیامبریعنی امیرالمومنین علی علیه السلام نبود ولی ایشان به خاطر مصالحی از مخالفت صریح با این قضیه خودداری کردند. متاسفانه چون بعضی از مسلمانان صدر اسلام تنها در این فتوحات به فکر کشورگشایی و گسترش سرزمینهای خود بودند این فتوحات نتوانست مفید واقع شود و بسیاری از مناطقی هم که فتح می شد مردم آن مناطق اسلام نمی آوردند یا اگر هم اسلام می آوردند اسلام آنان اسلام ظاهری بود مانند بسیاری از مناطق ایران که تا قرن سوم هم هنوز اسلام نیاورده بودند. پس اینگونه کشورگشاییهای بی حساب و کشتارهایی که صورت گرفت ربطی به اسلام ندارد بلکه شیوه ای بود که خلفا بدون در نظر گرفتن نظر امام معصوم به کار بردند که اثرات مخربی هم به جای گذاشت.
چند نکته در خصوص این جنگ لازم است بدانیم:
- گزارش‌های تاریخی در باره جنگ های ایران و اعراب ،اغلب با هم در تناقض است.
بسیاری از منابع فتح ایران را فتح به عدم جنگ و فتح به صلح می دانند در بسیاری از شهرهای ایران مردم صلح را پذیرفتند و جنگی در نگرفت تا عده ایی در این جنگ ها کشته شوند. در برخی از منابع آمده است ، اعراب بر هیچ غیر نظامی شمشیر نکشیدند وهرکس تمایل به صلح داشت مال و جان او و فرزندان محترم بود .
فتح تمام ایران ( محدوده ایران در این سالها کجاست معلوم نیست ! ) در حدود بیش از ۵۰ سال ( از حدود سالهای ۱۶ هجری تا سال های هجری ۷۰ هجری ) طول کشید . و برخی از مناطق ایران ( جبال و دیلمان) هرگز فتح نشدند تا اینکه دردوران آل بویه ، همگی و بدون جنگ اسلام( با گرایش شیعی و زیدی ) آوردند. - تاریخ نگاری جنگهای ایران و روم و ایران و اعراب بیش از دو قرن ( ۲۰۰ سال !! ) پس از این جنگها نوشته شده است .
تاکید می شود هیچ کتاب و منبع تاریخی از این جنگ ها در زمان وقوع این جنگ ها وجود ندارد .
طبری ( ابوجعفر محمد بن جریر بن یزید بن کثیر بن غالب طبری مشهور به جریر طبری (زادهٔ ۲۲۴ در آمل – درگذشتهٔ ۳۱۰ هجری قمری در بغداد) و ابن اعثم (اَحمد بن اَعْثَم کوفی (درگذشت: بعد از ۳۲۰ق)، معروف به ابن اَعثَم کوفی، مؤلف کتاب تاریخی الفُتوح که برخی از این گزارها را بیان می کنند حداقل ۲۰۰ تا ۳۰۰ سال پس از جنگ ایران و اعراب این تاریخ را نوشتند. - با مطالعه منابع تاریخی می توان گفت ، بلی ایرانیان نه تنها با آغوش باز اسلام را پذیرفتند که خدمات متقابل بسیاری بین اسلام و ایران اتفاق افتاد که مهم ترین آن اینکه اکثرعالمان و اندیشمندان اسلامی و مسلمان، ایرانی بودند و بسیاری از علوم و فنون محصول ایرانیان مسلمان بوده است . در باره جنایات !!! اعراب در حمله به ایران دروغ بزرگی است که در برخی از منابع تکرار می شود . متأسفانه درباره فتح ایران توسط مسلمانان، بویژه در این اواخر، تهمت‌ها و مطالب خلاف واقع زیادی مطرح شده است. این مطالب، گاهی با هدف اسلام‌ستیزی به طور غیر مستقیم و گاهی بر اثر خصلت‌های نژادپرستانه و با انگیزه عرب‌ستیزی صورت می‌گیرد؛ از این‌رو لازم است برای کشف حقیقت درباره مسائل مطرح شده، به کتاب‌های معتبر تاریخی مراجعه شود و به مجرّد شنیدن داستان یا جریانی، آن‌را نپذیرفت.
شبهه کشتار ایرانیان توسط اعراب از کدام منبع شروع شد ؟
شبهه کشتار اعراب توسط ایرانیان توسط «فارسنامه ابن بلخی» شروع شد .
شبهه پیرامون شورش مردم اصطخرمی باشدکه نقل شده امام دستوردادکه مردم راسرکوب کنندوکشتارزیادی انجام دادندکه این مطلب معتبرنیست واین چنین بیان شده است که منابع تاریخی و جغرافیایی اشاره به واقعۀ شورش مردم شهر اصطخر فارس، در دورۀ خلافت حضرت علی(ع) نموده اند. اما در میان بعضی از منابع مانند «فارسنامه ابن بلخی» اشاره به کشتار شورشیان توسط عبد الله بن عباس و زیاد بن ابیه کرده اند. با بررسی دقیق گزارش های مزبور در می یابیم که شورش مردم در شهر اصطخر در این دوره بیش از یک بار به وقوع نپیوسته است. در این واقعه امام علی(ع) با مشورت ابن عباس که در این زمان والی منطقه بود، زیاد ابن ابیه را به منظور فرونشاندن غائله یاد شده به آن ناحیه مأمور نمودند. زیاد ابن ابیه اگر چه دارای سوابق آن چنانی بود، اما در این مأموریت با درایت توانست شورش را بدون خونریزی مهار ساخته و با مردم آن سامان به ملاطفت رفتار نماید. از این رو، مردم فارس او را به انوشیروان تشبیه نمودند. ضمن این که در این بررسی سستی گزارش ابن بلخی نیز که مستندی نداشته و برخی از منابع به تبع او آن را نقل نموده اند، روشن می شود.
بنابر نقل طبری، ابن اثیر، ابن خلدون، ابن کثیر و.... زمانی که ابن حضرمی کشته شد، اهل فارس و کرمان سر به شورش برده و والیان خود را بیرون راندند. حضرت علی(ع) در این مورد که چه کسی را برای سروسامان دادن به اوضاع روانۀ آن منطقه کند با برخی به مشورت نشست. یکی از یاران حضرت به نام جاریة بن قدامه، زیاد بن ابیه را برای این منظور پیشنهاد داد. حضرت علی(ع) نیز با پذیرش این پشنهاد به ابن عباس دستور داد تا ولایت فارس را به زیاد سپرده و او را به همراه سپاهی به آن ناحیه روانه سازد. زیاد پس از حضور در فارس و بررسی اوضاع سیاسی و اجتماعی منطقه و با سیاست زیرکانه ای که به کار بست، توانست بدون جنگ و خونریزی بر فارس مسلّط شود. منابع یاد شده تصریح دارند که زیاد با مردم آن سامان با عدالت و رعایت امانت رفتار نمود.[۱]
با استفاده از گزارش فوق باید به دو نکتۀ اساسی اشاره کرد: نخست این که، زیاد بن ابیه در تسلّط بر فارس نه تنها با شورشیان آن سامان نجنگید، بلکه با زیرکی و استفاده از روش های مسالمت آمیز توانست بر اوضاع به هم ریخته آن سامان چیره شود. نکتۀ دیگر، در بارۀ تشبیه زیاد بن ابیه به انوشیروان است. باید گفت آنچه از گزارش های تاریخی استفاده می شود آن است که تشبیه نمودن زیاد به انوشیروان توسط مردمان فارس -بر خلاف ادعای در این پرسش- به جهت نرمش، مدارا و عدل او بوده است.[۲]
مسئلۀ دیگری که در این قسمت باید به آن پرداخت؛ بررسی ادعای سرکوب شورش ایرانیان توسط عبد الله ابن عباس است که در فارسنامه ابن بلخی به آن اشاره شده است.
در بررسی منابع تاریخی سندی که دلالت بر سرکوب و کشتار شورشیان فارس توسط عبدالله بن عباس کند، دیده نمی شود. شاید منشأ این ادعا آن باشد که عبد الله بن عباس در زمان خلافت حضرت علی(ع) به ولایت بصره گماشته شد و تا زمانی که آن حضرت به شهادت رسید در این مسند قرار داشت.[۳] در آن دوره بصره و کوفه دو مرکز مهم به شمار می آمدند که سایر مناطق همجوار، تحت اشراف این دو مرکز اداره می شدند. از آن جمله اداره مناطقی از ایران مانند خوزستان و فارس به عهدۀ استاندار و والی بصره بود. حضرت علی(ع) در واقعۀ شورش برخی از مردم آن ناحیه بعد از مشورتی که با برخی از یاران خود نمودند به ابن عباس دستور دادند تا زیاد بن ابیه را به فرمانداری فارس بگمارد.[۴] لذا زمانی که نام عبدالله بن عباس در خصوص این واقعه؛ یعنی شورش مردم فارس و تسخیر آن در تواریخ به میان می آید،[۵] به این جهت است که وی استاندار منطقه بوده و زیاد بن ابیه از کارگزاران تحت نظر او به شمار می آمد.
امّا در مورد انتساب کشتار ایرانیان توسط ابن عباس که در فارسنامه ابن بلخی مطرح گردیده است؛[۶] باید به این نکته توجه داشت که منابع اصلی فارسنامه ابن بلخی که در سال ۵۱۰ ق نگاشته شده است، «تاریخ طبری»، «سنی ملوک الارض و الانبیاء» و «المسالک و الممالک اصطخری» است و در این سه کتاب تاریخی گزارشی به این شکل ذکر نشده است، مگر این که این سخن نیکلسن را بپذیریم که ابن بلخی شنیده ها و دریافت های خود را نیز بر کتابش می افزوده است،[۷] که در این صورت پذیرفتن این دسته از گزارش ‌ها از ابن بلخی خالی از اشکال نخواهد بود.
باید اضافه کرد که برخی از منابع متأخر نیز مانند «جغرافیای حافظ ابرو» این واقعه را بی هیچ کم و کاستی از ابن بلخی نقل نموده اند.[۸]
با این‌حال، نمی‌توان برخی از کارهای مغایر با دستورات اسلامی را که برخی اوقات در این فتوحات انجام شده، نادیده گرفت و از آنها چشم‌پوشی کرد. اما باید توجه داشت که نباید خطاهای برخی افراد را که در سپاه اسلام بودند و با انگیزه‌های غیر الهی در جنگ شرکت داشته‌اند، به اسلام نسبت داد. بلکه به جای این‌که اسلام مورد سرزنش قرار بگیرد، باید آن افراد به دلیل رعایت نکردن دستورات اسلامی مذمت شوند. یکی از این موارد، اقدام سعید بن عاص در نیرنگ زدن به کسانی بود که در محاصره‌اش قرار داشتند. افرادی که تحت محاصره او قرار گرفته بودند، از او امان خواستند تا خود را تسلیم کنند. سعید به آنان امان داد و گفت: یک نفر از شما را نخواهم کشت. وقتی محاصره شده‌گان خود را تسلیم کردند، او با استفاده از آن حرف دو پهلویی که زده بود، همه را کشت و فقط یک نفر را زنده نگه داشت. در نتیجه از آنچه گفته شد روشن می شود که:
۱. شورش برخی از ایرانیان در منطقه اصطخر فارس در زمان حضرت علی(ع) یک بار بیشتر واقع نشده است.
۲. این شورش با درایت کامل زیاد بن ابیه بدون خونریزی مهار گردید.
۳. گزارش کشتار مردم در این واقعه درست نیست، و سند معتبر و محکمی ندارد.
.......................................................................................................
[۱]. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری، ج ۵، ص ۱۳۸، دار التراث، بیروت، چاپ دوم، ۱۳۸۷ق؛ ابن جوزی، عبد الرحمن، المنتظم، ج ۵، ص ۱۵۹، دار الکتب العلمیة، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۲ق؛ ابن اثیر، عزالدین، الکامل، ج ۳، ص ۳۸۲، دار صادر- دار بیروت، بیروت ۱۳۸۵ق؛ ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، ج ۷، ص ۳۲۰، دار الفکر، بیروت، ۱۴۰۷ق؛ ابن خلدون، عبد الرحمن،تاریخ ابن خلدون،ج ۲، ص ۶۴۴، دار الفکر، بیروت، چاپ دوم، ۱۴۰۸ ق؛ ابن اثیر، عز الدین، أسد الغابة، ج ۲، ص ۳۱۸، دار الفکر، بیروت، ۱۴۰۹ق.
[۲]. ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، ج ۷، ص۳۲۰؛ المنتظم، ج ۵ ،ص ۱۵۹؛ طبری، محمد بن جریر تاریخ الطبری، ج ۵، ص ۱۳۷.
[۳]. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری، ج ۶، ص ۲۶۹۸، ترجمه ابو القاسم پاینده، اساطیر، تهران، چاپ پنجم، ۱۳۷۵ش ؛ ابن خلدون عبد الرحمن، تاریخ ابن خلدون، ج ۱، ص ۶۳۹، ترجمه آیتى، عبد المحمد، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگى، چاپ اول، ۱۳۶۳ش.
[۴]. ابن اثیر، عز الدین، الکامل، ج ۳، ص ۳۸۲.
[۵] . بلاذری، احمد بن یحیی، فتوح البلدان، ج ۲، ص ۵۴۳، ترجمه محمد توکل، نشر نقره، تهران، چاپ اول، ۱۳۳۷ش.
[۶]. ابن بلخی، فارسنامه، ص ۲۸۹، سازمان چاپ و انشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، شیراز، چاپ اول، ۱۳۷۴ش.
[۷]. ابن بلخی، فارسنامه، ص ۳.
[۸]. حافظ ابرو، شهاب الدین عبد الله خوافى ، جفرافیاى حافظ ابرو، ج ۲، ص ۱۰۶، میراث مکتوب ، تهران ، چاپ اول، ۱۳۷۵ش . برای مطالعه بیشتر به منابع زیر مراجعه نمایید :
- مدخل دائره المعاف ها و دانشنامه ها در باره جنگ های ایران و اعراب
- کارنامه‌ی اسلام، دکتر عبدالحسین زرین کوب.
- خدمات متقابل اسلام و ایران، شهید مرتضی مطهری؛
- تاریخ ایران از آغاز اسلام تا پایان صفویان، رسول جعفریان
- تاریخ ایران اسلامی از پیدایش اسلام تا زوال حکومت صفویه رسول جعفریان
- بلاذری، فتوح البلدان، ترجمه آذرتاش آذرنوش، تهران، سروش، ۱۳۶۴ش، چاپ دوم،
- طبری، تاریخ الامم و الملوک، (ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، اساطیر، ۱۳۶۴ش،
- یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ترجمه محمد ابراهیم آیتی، تهران، علیم و فرهنگی، ۱۳۶۲ش،.
- حسین مفتخری و حسین زمانی، تاریخ ایران از ورود مسلمانان تا پایان طاهریان، تهران، سمت، ۱۳۸۱
- برتولد اشپولر، تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی، ترجمه جواد فلاطوری، تهران، علمی وفرهنگی، ۱۳۶۴ش،
- آژند، یعقوب (۱۳۸۵). ایران باستان. تهران: انتشارات مولی.
- زرین‌کوب، عبدالحسین. تاریخ ایران بعد از اسلام. چاپ سوم. تهران: انتشارات امیرکبیر ۱۳۶۲
میهمان
شما با این مقاله تون دقیقا رو حرف کسانی که میگن اسلام با جنگ گسترش پیدا کرده، صحه گذاشتین!!! مردم ایران با حمله اعراب به ایران مسلمان نشدن بلکه ۴ قرن طول کشیده مسلمان شدنشون. مشکلاتی که شما از دولت ساسانی گفتین تو خیلی از کشورای اون زمان خیلی بدتر از اونا بوده. کی گفته مردم ایران از ورود اعراب به ایران استقبال کردن؟ شما اگه تاریخ رو بخونین می بینین که همه شهرهای ایران به غیر از تیسفون با مقاومت خود مردم نه دولت ساسانی به تصرف اعراب دراومدن. اگه جدا شدن سربازای لشکر از سپاه نشان از ظلم و ستمکاری حکومت حاکم هست، چرا در جنگ تحمیلی حدود ۵۰۰۰-۱۰۰۰۰ نفر از ایرانیا در قالب سازمان مجاهدین خلق به عراق ملحق شدن؟ یعنی جمهوری اسلامی هم ستمکار بوده؟ سلمان فارسی در جریان فتح مدائن با تزویر به مردم مدائن وعده های خوب داد تا مقاومتشون رو بشکنه. بعد که مقاومت شون رو شکست شروع به غارت شهر کردند!!!! بر اساس تاریخ طبری قبل از رسیدن اعراب به مدائن مردم زیادی از شهر مدائن فرار کردند و وقتی سعد ابی وقاص به شهر رسید از کوچه ها و خیابان های خلوت عبور کرد تا به کاخ تیسفون رسید. حالا ممکنه یه عده لاشخور و پاچه خوار این وسط چنتا خرما به اعراب تعارف کرده باشن.
پرسمان
سلام علیکم، حتما به مطالعه در خصوص تاریخ ایران باستان به ویژه دوره ساسانیان بیشتر اهتمام بورزید . از این رو منابعی را جهت مطالعه ارائه می نماییم: (البته اکثر مولفان این کتاب ها غیرمسلمان و غیرایرانی اند)
دکتر محمود جعفری دهقی / از ورود باستان شناسی آریایی ها تا سقوط امپراطوری ساسانی / چاپ دوم / ۱۳۹۰
آرتور کریستن سن / ایران در زمان ساسانیان / ترجمه رشید یاسمی / تهران: دنیای کتاب / چاپ ششم / ۱۳۶۸
رومن گیرشمن / ایران از آغاز تا اسلام / ترجمه محمود بهفروزی / تهران: انتشارات جامی / چاپ اول / ۱۳۷۹
محمدجواد مشکور / تاریخ ساسانیان (جلد ۴) / تهران: دنیای کتاب / چاپ دوم / ۱۳۶۷
ولادیمیر گریگوریویچ لوکونین/ ایران باستان از اشکانیان تا پایان ساسانیان/، مسعود گلزاری، مهردخت وزیرپور کشمیری

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.