نقش فرهنگ در سیاست خارجی ؟ ۱۳۹۲/۱/۲۶ - ۲۲ بازدید

الف)نقش فرهنگ در سیاست خارجی جمهوری اسلامی:فرهنگ از جایگاه بالایی در نظام جمهوری اسلامی برخوردار است . اصولاً انقلاب اسلامی ایران در ادبیات دنیا به عنوان انقلابی فرهنگی تعریف شده و در کلام رهبران انقلاب نیز فرهنگ از جایگاه محوری برخوردار است. با توجه به اینکه سیاست خارجی به عنوان چهره بین المللی هر نظامی از جمله نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران شاخته می­شود، مقوله فرهنگ را جزو اساسی ترین لایه های اتخاذ تصمیمات راهبردی و تاکتیکی قرار داده است.
global_iran.jpgالف)نقش فرهنگ در سیاست خارجی جمهوری اسلامی:فرهنگ از جایگاه بالایی در نظام جمهوری اسلامی برخوردار است . اصولاً انقلاب اسلامی ایران در ادبیات دنیا به عنوان انقلابی فرهنگی تعریف شده و در کلام رهبران انقلاب نیز فرهنگ از جایگاه محوری برخوردار است. با توجه به اینکه سیاست خارجی به عنوان چهره بین المللی هر نظامی از جمله نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران شاخته می­شود، مقوله فرهنگ را جزو اساسی ترین لایه های اتخاذ تصمیمات راهبردی و تاکتیکی قرار داده است. «ان شاء اللَّه بعد از اینکه حکومت اسلامى استقرار پیدا کرد، نقیصه ها را همه با هم باید رفع بکنیم، که در رأس آنها فرهنگ است. فرهنگ اساس ملت است، اساس ملیت یک ملت است، اساس استقلال یک ملت است و لهذا آنها کوشش کرده اند که فرهنگ ما را استعمارى کنند. کوشش کردند که نگذارند انسان پیدا بشود. آنها از انسان مى ترسند، از آدم مى ترسند.»[۱] «کانَّه فرهنگ سایه اى است از نبوت.»[۲] تعیین سطوح و کیفیت دیپلماسی عمومی و دولتی، ابزار فرهنگی در دیپلماسی، تعیین اهداف، مبانی و اَشکال دیپلماسی، تعریف هویت رفتارهای سیاست خارجی، بحث دیپلماسی فرهنگی از جمله موضوعاتی است که فرهنگ کشورمان نقش تعیین کننده ای دارد.


ب) پارامترهای موثر در روابط فرهنگی ایران در عرصه بین الملل:[۳]


۱. ایدئولوژی و ارزش ها


۲. میزان یکپارچگی قومی – مذهبی جامعه


۳. زبان


۴. تاریخ


۵. رسانه ها و افکار عمومی


۶. جاگاه علمی وتخصصی


ج) عدم توجه به ایران در آثار هانتینگتون (ایران در آثار هانتینگتون):


همانطور که اشاره فرمودید هانتینگتون در آثار خود از جمله در مقاله برخورد تمدنهای خود نامی از ایران و تمدن آن به میان نیاورده است. آنچه که از آثار خود او قابل استنباط است این است که اصلی ترین دلیل این اقدام، در مبانی اندیشه او نهفته است. وی معتقد است « تمدنهای اصلی در تاریخ بشر دقیقاً با مذاهب بزرگ شناسایی شده­اند.[۴]، مذهب خصوصیت اصلی و بارزِ تمدنهاست و مذاهب بزرگ، پایه­های اصلی تمدنها هستند.[۵] و مذاهب اصلی جهان شامل مسیحیت، اسلام، هندو و کنفسیوس می­باشد که همگی با تمدنهای بزرگ مرتبط گردیده­اند. [۶] بنابراین تلویحاً گفتمان انقلابی مردم ایران را ذیل تمدن عرب مطرح می­کند که به اعتقاد وی و بسیاری دیگر از مستشرقین واستراتژیستهای غربی، خاستگاه ذاتی اسلام است.[۷] اما اینکه نیت واقعی هانتینگتون از این کار چیست خیلی قابل بررسی نیست. آنچه که از آثار وی برمی­آید این است که او جزو شاخصترین متفکران آمریکایی است که خود را با اهداف و آرمانهای انقلاب اسلامی ایران درگیر کرده است. برای مثال حضرت امام تنها کسی است که از میان سیاستمداران مطرح دنیا به طور رسمی و صریح، سخن از جنگ تاریخی میان جبهه فقر و غنا را به میان آورده است. «امروز جنگ حق و باطل، جنگ فقر و غنا، جنگ استضعاف و استکبار، و جنگ پابرهنه ها و مرفهین بى درد شروع شده است .»[۸]«جنگ ما جنگ حق و باطل بود و تمام شدنى نیست، جنگ ما جنگ فقر و غنا بود، جنگ ما جنگ ایمان و رذالت بود و این جنگ از آدم تا ختم زندگى وجود دارد.»[۹] هانتینگتون بدون نام بردن از حضرت امام به صراحت این استراتژی را از حیث بُعد بین المللی زیر سوال می­برد. « به طور کلی درگیری میان غنی و فقیر جز در موارد خاص اتفاق نمی­افتد زیرا کشورهای فقیر فاقد اتحاد سیاسی، قدرت اقتصادی و توناییهای نظامی هستند و نمی­توانند با کشورهای غنی مبارزه کنند... یک جنگ بین­المللی طبقاتی میان جنوب فقیر و شمال ثروتمند، بسیار دور از حقیقت است. ».[۱۰] و یا در کتاب اهمیت فرهنگ، در نمودار تقسیم بندی فرهنگی جهان، خبری از ایران نیست.[۱۱] با اینکه موضوع فرهنگ جدای از بحث تمدن بوده و هر کسی که دارای اندک مطالعه در باب فرهنگ داشته باشد به وجود فرهنگی ایرانی مستقل شهادت می­دهد. با توجه به این شواهد و نتایجی که وی در موضوع سرانجام جنگ میان تمدنها می­گیرد، می­توان اینگونه ادعا کرد که ترس از قدرت و اقتدار روزافزون فرهنگی ملت ایران، می­تواند انگیزه ای لازم و کافی برای دشمنان قسم خورده عقده ای و کینه ای باشد که به دلیل حفظ پرستیژ ابرقدرتی پوشالی خود و عدم وجود جوابهای عقلایی برای شکستها و نقص های موجود در اقدامات جبهه استکبار جهانی به رهبری آمریکا علیه انقلاب و فرهنگ اصیل ایران زمین، اسمی از ایران در آثار خود نبرده ولی در عوض آرمانهای آن را با ادعاهای واهی و بدون کمترین استدلال منطقی و یا تاریخی رد کند.








--------------------------------------------------------------------------------




[۱] صحیفه امام ج ۷ ص : ۵۷


[۲] صحیفه امام ج ۷ ص : ۴۲۹


[۳] برای مطالعه بیشتر رک: کتاب دیپلماسی فرهنگی (نقش فرهنگ در سیاست خارجی و ارائه مدل راهبردی) علی اکبر رضایی و محمدعلی زهره ای، انتشارات جامعه شناسان تهران ۱۳۹۰


[۴]کتاب تمدنها، بازسازی و نظام جهانی ، هانتینگتون ترجمه مینو احمد سرتیپ، نشر کتاب سرا، چاپ اول ۱۳۸۰، ص ۴۰
[۵] همان ص ۴۶
[۶] همان
[۷] پرفسور ادوراد سعید در کتاب شرق شناسی خود این تلقی غلط و البته رایج میان مستشرقین مطرح کرده ومورد نقد جدی قرار داده است.
[۸] صحیفه امام ج ۲۱ ص ۸۵ پیام به ملت ایران در سالگرد کشتار خونین مکه (قبول قطعنامه ۵۹۸)
[۹] صحیفه امام ج ۲۱ ص ۲۸۴ پیام(منشور روحانیت) به روحانیون، مراجع، مدرسین، طلاب و ائمه جمعه وجماعات
[۱۰] کتاب تمدنها، بازسازی و نظام جهانی ، هانتینگتون ترجمه مینو احمد سرتیپ، نشر کتاب سرا، چاپ اول ۱۳۸۰
صص ۳۱ و ۳۲
[۱۱] کتاب اهمیت فرهنگ ؛ هریسون و هانتینگتون، ترجمه گروهی ، امیرکبیر ۱۳۸۳ ص ۱۸۹





ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.