نسخه آزمایشی

نکاتی آموزنده از امام صادق(ع) ۱۳۸۸/۷/۲۵ - ۵۶۹۷ بازدید

نکاتی آموزنده از امام صادق(ع)

امام جعفر بن محمد
صادق (ع) ششمین امام از ائمه اطهار (ع) است که پیامبر اسلام (ص) بر جانشینی آن ها
پس از خود، تصریح فرموده است.

آن حضرت در سال ۸۳ ه.ق
دیده به جهان گشود و در سن ۶۵ سالگی در سال ۱۴۸ هجری دیده از جهان فروبست و در
قبرستان معروف «بقیع» در کنار مرقد پدر بزگوارش به خاک سپرده شد.

امام صادق (ع) در سال
۱۱۴ یعنی در سن ۳۱ سالگی به امامت رسید. دوران امامت آن حضرت با اواخر حکومت امویان
که در سال ۱۳۲ به پایان رسید و اوایل حکومت عباسیان که از این تاریخ آغاز شد، مصادف
گردید.

امام صادق (ع) از میان
خلفای اموی با افراد زیر هم معاصر بود:

۱ ـ شهام بن عبدالملک
(۱۵-۱۲۵ ه.ق)

۲ ـ ولید بن یزید بن
عبدالملک (۱۲۵-۱۲۶)

۳ ـ یزید بن ولید بن
عبدالملک (۱۲۶)

۴ ـ ابراهیم بن ولیدبن
عبدالملک (وی فقط ۷۰ روز حکومت کرد، آن هم در سال ۱۲۶)

۵ ـ مروان بن محمد
مشهور به مروان حمار (۱۲۶ -۱۳۲)

امام صادق (ع) همچنین
در اواخر عمر بابرکت خود با دو خلیفه عباسی هم معاصر بودند:

۱ ـ عبدالله بن محمد،
مشهور به سفاح (۱۳۲ –
۱۳۷)

۲ ـ ابوجعفر، مشهور به
منصور دوانیقی‌(۱۳۷ –
۱۵۸)

شرایط زمان امام صادق
(ع) ویژه بود؛ بدین شرح که آن دوره از نظر سیاسی دوره ضعف و تزلزل حکومت بنی‌امیه و
فزونی قدرت بنی‌عباس بود و این دو گروه مدتی در حال کشمکش و مبارزه با یکدیگر
بودند. از زمان هشام بن عبدالملک تبلیغات و مبارزات سیاسی عباسیان آغاز گردید و در
سال ۱۲۹ وارد مرحله مبارزه مسلحانه و عملیات نظامی شد و سرانجام در سال ۱۳۲ به
پیروزی رسید. از آنجا که بنی‌امیه در این مدت گرفتار مشکلات سیاسی بودند، لذا فرصت
ایجاد فشار و اختناق نسبت به امام و شیعیان را نداشتند از طرفی عباسیان چون پیش از
دست‌یابی به قدرت در پوشش شعار طرفداری از خاندان پیامبر و گرفتن انتقام خون آنان
عمل می کردند، فشاری از طرف آنان مطرح نبود. از این رو این دوران، دوران آزادی نسبی
امام صادق (ع) و شیعیان و فرصت مناسبی برای فعالیت فرهنگی و علمی آنان به شمار می
آمده؛ لذا امام صادق (ع) با توجه به فرصت مناسبی که بوجود آمده بود شاگردان بزرگ و
برجسته ای مانند هشام بن حکم، ابان بن تغلب، هشام بن سالم، مومن طاق، مفضل بن عمر،
جابر بن حیان و ... را تربیت کرد که تعداد آنها را بالغ بر چهار هزار نفر نوشته
اند. هر یک از این شاگردان از چهره های علمی و درخشان جهان اسلام شدند که به اسلام
خدمت نمودند به طور نمونه جابربن حیان بیش از دویست جلد کتاب در زمینه علوم گوناگون
به خصوص رشته های عقلی و طبیعی و شیمی تصنیف کرد که به پدر علم شیمی معروف شد.

در این تحقیق قصد
داریم نکاتی آموزنده از زندگانی حضرت امام صادق (ع) را ارائه دهیم که با بهره گیری
از این آموزه ها در مسیر تکامل و قرب الی الله سبحانه و تعالی قدم بگذاریم.
 


۱ ـ تاکید بر «تعبد» و بندگی
خدا

حضرت به مسلمانان
آموختند که مسائل تعبدی را نباید با قیاس عقلی سنجید و برای اثبات آن در مناظره با
ابوحنیفه پیشوای سنی های حنفی مثالهایی آوردند که ابوحنیفه مدافع سرسخت قیاس عقلی
نتوانست دفاعی را از عقیده اش ارائه دهد. حضرت به ابوحنیفه فرمودند. به نظر تو کشتن
کسی به ناحق مهمتر است یا زنا؟ ابوحنیفه پاسخ داد: کشتن کسی به ناحق حضرت فرمود: پس
چرا برای اثبات قتل، دو شاهد کافی است، ولی برای ثابت نمودن زنا چهار گواه لازم
است؟

آیا این قانون اسلام
با قیاس توافق دارد؟ ابوحنیفه پاسخ داد. نه

امام صادق (ع) در مثال
دیگر فرمودند. بول کثیف تر است یا منی؟

ابوحنیفه پاسخ داد:
بول. امام صادق (ع) فرمودند: پس چرا خداوند در مورد اول مردم را به وضو امر کرده،
ولی در مورد دوم دستور داده غسل کنند؟

آیا این حکم با قیاس
توافق دارد؟ ابوحنیفه پاسخ داد: نه حضرت باز هم مثال دیگری آوردند و فرمودند نماز
مهمتر است یا روزه؟ ابوحنیفه گفت: نماز حضرت فرمودند: پس چرا بر زن حائض قضای روزه
واجب است ولی قضای نماز واجب نیست؟ آیا این حکم با قیاس توافق دارد؟

ابوحنیفه در حیرت و بی
پاسخی فروماند. (ر.ک: سیره پیشوایان از صفحه ۳۶۳ تا ص ۳۶۶)
 


۲ ـ نهی از منکر

نهی از منکر گاهی با
زبان و گاهی با اعضا و جوارح به طور عملی صورت می گیرد و در هر صورت عکس العمل در
مقابل عمل حرام لازم است مگر در ضرورت.

امام صادق (ع) در جشنی
که از سوی منصور دوانیقی ترتیب یافته بود حضور یافتند در آن مجلس سفره غذا پهن شد و
در این میان یکی از حاضران آب خواست، به جای آب به او شراب دادند. امام صادق (ع) بی
درنگ برخاست و به عنوان اعتراض مجلس را ترک کرد و گفت: رسول خدا (ص) فرمود: کسی که
در کنار سفره ای که در آن شراب نوشیده شود بنشیند ملعون است.

به این ترتیب امام
صادق (ع) با قاطعیت نهی از منکر عمل کرد و با کمال بی اعتنایی به سفره منصور خشم
خود را به آن سفره و حاضران نشسته در آن، ابراز داشت (رک سیره چهارده معصوم محمدی
اشتهاردی ص ۵۶۲)

این قبیل رفتارها از
اهل بیت (ع) می تواند الگوی خوبی برای ما در جهت نهی از منکر در جامعه باشد.
 


۳ ـ شکر نعمت و اشتیاق به
عبادت

معاویه بن وهب می
گوید: همراه امام صادق (ع) بودم، آن حضرت سوار بر مرکب بود، در مسیر راه، پیاده شد
و سجده طولانی انجام داد، پس از سجده، از علت آن پرسیدم، فرمود: به یاد نعمتی
افتادم از این رو سجده به جا آوردم. هم چنین حفض بین غیاث می گوید: امام صادق (ع)
را دیدم در کنار درختهای باغهای کوفه عبور می کرد تا کنار یکی از نخل ها رسید، در
آنجا وضو گرفت و مشغول نماز شد و به سجده رفت، شمردم پانصد مرتبه در سجده فرمود:
سبحان الله، سپس بر تنه آن درخت تکیه نمود و به دعا و راز و نیاز پرداخت.

روزی امام صادق (ع) را
مشاهده کردند که پس از تلاوت آیات قرآن از حال رفت و پس از لحظاتی به حال عادی
بازگشت حاضران از او پرسیدند: این چه حالی بود که به شما دست داد؟

امام (ع) فرمود: آیات
قرآن همواره تکرار کردم تا اینکه به حالتی رسیدم که گویی آن آیات را به طور مستقیم
از زبان خداوند نازل کننده آیات شنیدم  (سیره پیشوایان محمدی اشتهاردی ص ۵۹۰-۵۹۱)

امام صادق (ع) به
شیعیان فرمودند: همانا بوی بهشت از فاصله مسیری که در دو هزار سال پیموده می شود می
رسد، ولی همین بوی بهشت را انسانی که پدر و مادرش را بیازارد و یا قطع رحم کند
استشمام نخواهد کرد. (ر ک فروع کافی ج ۷ ص ۵۵)
 

۴
ـ توصیه به نماز

حضرت در لحظات پایانی
عمر شریفشان دستور دادند تا بستگانش را حاضر نمایند پس از حضور بستگان به آنها نگاه
کردند و فرمودند: همانا شفاعت ما به کسی که نماز را سبک بشمارد نرسد. (ر ک ریاحین
الشریعه ج ۲ ص ۱۹)

خصوصیات واقعی شیعیان
از زبان آن حضرت:

امام صادق (ع)
فرمودند: شیعیان ما که پیروان علی (ع) هستند ـ آنهایی هستند که در راه ولایت از بذل
جان و مال دریغ نکنند و در راه دوستی ما با یکدیگر نیز مهر ورزند.

و در راه زنده نگه
داشتن اهداف ما، با یکدیگر رفت و آمد کنند، در هنگام خشم ستم نکرده و در هنگام
خشنودی زیاده روی نکنند، با هر کس همسایه شوند مایه برکت او با هر کس بیامیزند مایه
سلامت وی باشند (تحف العقول ۲۹۵ و ۳۰۰)

امام صادق (ع) در جای
دیگری می فرمایند: هرگاه یکی از شما دیندار و راستگو بوده،‌ امانت را حفظ کند و با
مردم با اخلاق خوب برخورد نماید به طوری که اگر گفته شود این شخص شیعه جعفری است،
موجب خشنودی شود. (رک اصول کافی ۲/۶۳۶)
 


ماجرای شهادت حضرت:

محمد بن عبدا...
اسکندر می گوید: روزی بر منصور وارد شدم و او را غمگین یافتم، به او گفتم : در چه
فکری هستی؟

منصور پاسخ داد: ای
محمد، از اولاد فاطمه صد و اندی کشته شده اند (البته این فقط تعداد کسانی است که
خود منصور کشته است)

اما آقا و امامشان
هنوز باقی مانده است. گفتم منظور تو کسی است؟ منصور پاسخ داد: جعفر بن محمد صادق
اسکندری سعی بسیار کرد تا منصور را از این تصمیم منصرف کند. وی به منصور گفت: جعفر
بن محمد مردی است که از شدت عبادت ضعیف شده و اشتغال به عبادت خدا وی را از طلب ملک
و خلافت رویگردان کرده است.

اما منصور کلام او را
نپذیرفت و به او گفت: می دانی آگاهم که تو او را قبول داشته و به امامت او اعتقاد
داری. اما بدان که سلطنت عقیم است (مهیج الدعوات/۲۴۷) سرانجام منصور عباسی (علیه
اللعنه) سم مهلکی را برای حاکم مدینه فرستاد و او نیز آن سم را به امام صادق (ع)
نوشانید.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.