نماز اول وقت -حضور قلب در نماز ۱۳۹۱/۰۲/۱۱ - ۴۰۲۸ بازدید

میخواستم بدانم اگر کسی بخواهد نماز اول وقتش ترک نشود و در نماز کاملا دقت داشته باشد چه کاری باید انجام دهد؟

دانشجوى گرامى قبل از هر چیز از نسبت به توجه ای که در قبال نماز خود دارید به شما احسنت مى گوئیم و از خداوند متعال برایتان پاداش نیک مسئلت مى نمائیم.همانطور که می دانید مستحب است انسان تا آنجا که ممکن است بدون عذر شرعی نماز را از اول وقت تأخیر نیندازد، مگر این که کاری که انجام آن شرعا مقدم بر نماز باشد رخ دهد مانند نجات جان یا مال انسانی و یا دادن طلب یا امانت مردم یا تطهیر مسجدی که نجس شده و همین طور اگر منتظر برپا شدن جماعت باشد که در این موارد تأخیر نماز اشکال ندارد. و نماز هر چه به اول وقت نزدیکتر باشد از فضیلت بالاتری برخوردار است. که به جهت اختصار در نوشتار، می توانید برای دانستن اوقات فضیلت نماز به رساله عملیه مراجعه نمایید.«علم به تأثیر عبادات»
شرط اصلی در اهمیت دادن به مسائل دینی، آگاهی و علم داشتن از تأثیراتی است که با رعایت این آموزه ها حاصل می شود. انسان موجودی است که در راه رسیدن به هدف از هیچ کوششی دریغ نمی کند مخصوصا اگر یقین داشته باشد و بداند که این هدف سعادت دنیوی و اخرویش را تأمین می کند، حاضر است برای رسیدن به آن از جانش نیز بگذرد. این علم و یقین به تأثیرات آموزه های دینی از دو راه قابل کسب می باشد: راه اولی که انسان می تواند به یقین برسد، راه مطالعه، تحقیق و تفکر در منابع دینی اعم از قرآن و روایات می باشد که کسب علم از این طریق را علم حصولی گویند. راه دوم که به علم حضوری معنا شده است، رسیدن به علم و یقین از راه عبادت و بندگی است. یعنی هرچه علم انسان نسبت به اهمیت کاری که انجام می دهد بیشتر باشد، از ذوق و اشتیاق بیشتری برای انجام آن برخوردار است و هرچه عباداتش را با نظم و اخلاص و تواضع بیشتری انجام دهد، تأثیرات آن را بیشتر مشاهده کرده و در نتیجه در انجام آن از ذوق و اشتیاق بیشتری برخوردار است.
انسان زمانی که بیمار می شود، برای رسیدن به بهبودی، تمامی دستورات پزشک را مو به مو عمل می کند و داروهای تلخ و بد مزّه ای را که هیچگاه حاضر به خوردنشان نبود، به راحتی می خورد، چرا که - یقین - دارد راه علاج بیماری و حاصل شدن بهبودی خوردن داروی تلخ و بد مزّه است. یقین و علم به این موضوع، داروی تلخ را شیرین می کند. علم به تأثیرات عبادات بالاخصّ نماز اول وقت نه تنها ذوق و اشتیاق انسان را در انجام آنها بیشتر می کند بلکه سختیها و دشواریهای مسیر را نیز هموار می کند.
«اهمیت نماز اول وقت»
روایاتى فراوانى در مورد فضیلت نماز اول وقت ، از پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم و امامان معصوم علیهم السلام رسیده است ، از جمله :
1- پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: وقتى اول ظهر شد و خورشید از دایره نصف النهار به طرف مغرب حرکت کرد، درهاى آسمان و تمام درهاى بهشت باز مى شود و در آن وقت ، دعاها به اجابت مى رسند. خوشا به حال کسى که در آن وقت ، عملى صالح و حسنه اى شایسته انجام دهد تا آن عمل را به سوى آسمان بالا برند.
2- رسول گرامى اسلام صلى الله علیه و آله و سلم فرمود:هنگامى که اول وقت نماز فرا مى رسد، ملکى از زیر عرش الهى ندا مى کند و مى گوید: ایها الناس آماده نماز شوید و به وسیله آن ، آتش هایى را که براى خودتان روشن کرده اید خاموش نمایید. در این جا، آن حضرت مى خواهد بفرماید، کسى که اول وقت مشغول نماز شود، اولین کسى است که به سرعت جواب نداى آن ملک را داده و مبادرت به عمل صالح کرده است و این سرعت و مبادرت نمودن در اعمال صالح از روش پیامبران است .
3- نیز از آن حضرت چنین نقل شده است که فرمود: ملک الموت روزى پنج مرتبه ، موقع نماز به سوى پرونده اعمال انسان نظر مى کند، در این موقع اگر انسانى مشغول نماز باشد، ملک الموت موقع مرگ شهادتین را به او تلقین مى کند و شیطان را از او دور مى سازد.
4- در روایتى از زبان ملک الموت آمده که فرمود:هیچ خانه اى در شرق و غرب عالم نیست مگر این که من هر روز روزى پنج بار هنگام نماز پنجگانه با اهل آن مصافحه مى کنم . هر کس بر نماز اول وقت ، مواظبت کند، هنگام مرگ خودم بر بالین او حاضر مى شوم و شهادتین را بر زبانش جارى مى سازم و شیطان را از او دور مى نمایم . حضرت رسول صلى الله علیه و آله و سلم در این حدیث به دو موضوع مهم اشاره مى فرماید: اول این که ، کسانى که نماز خود را در اول وقت ، انجام مى دهند، موقع مرگ که خطرناک ترین مواقع براى انسان است (و اگر کسى ایمانش ضعیف و سست باشد، ممکن است شیطان ایمان او را ببرد) زبانش باز مى شود و شهادتین را جارى مى کند.
در نتیجه با ایمان کامل از دنیا مى رود، در این موقع اگر کسى هم نباشد که آن محتضر را تلقین کند خود ملک الموت او را تلقین مى کند. دوم این که : شیطان که هنگام مرگ هر انسانى بر بالین او حاضر مى شود و کوشش مى کند ایمان محتضر را بگیرد تا او با حال کفر از دنیا برود، ملک الموت ، آن ملعون را دور مى سازد که ایمان او را نبرد.
5- امام صادق (علیه السلام ) در این باره مى فرماید: هنگامى که وقت نماز داخل شد، تمام درهاى آسمان باز مى شود و فرشتگان ، اعمال انسان را در آن وقت بالا مى برند. دوست ندارم عمل هیچ کس از عمل من جلوتر به آسمان بالا رود و دوست ندارم عمل کسى در پرونده عملش جلوتر از عمل من نوشته شود.
6- نیز امام صادق (علیه السلام ) مى فرماید: من باید در مسابقه به نماز و اعمال صالح از همه جلوتر باشم و نماز خود را در اول وقت که هنوز کسى آن را شروع نکرده بخوانم و در این مسابقه برنده باشم .
7- امام رضا (علیه السلام ) فرمود: هر رکعتى از نماز در اول وقت ، مطابق با هزار رکعت در غیر وقت آن است .
8- امام جعفر صادق (علیه السلام ) نقل شده است که فرمود: شیعیان ما را به مواظبت نمودن نماز اول وقت ، امتحان کنید! (امام (علیه السلام ) مى خواهد این مطلب را بیان کند که اگر نمازگزار، نماز خود را در اول وقت بخواند از شیعیان ما مى باشد.)
9- امام صادق (علیه السلام ) نیز درباره نماز اول وقت مى فرماید: کسى - به نماز اول وقت اهمیت دهد و سعى کند که آن را در اول وقت به جاى آورد، من (چهار چیز را) براى او زمانت مى کنم (و آن ها عبارت اند از): اول این که : هنگام مرگ با حالت شادمانى ، خوشحالى ، راحتى و سرور از دنیا مى رود. دوم این که ، تمام غم ها و غصه ها و ناراحتى هاى او (در دنیا و آخرت ) برطرف مى گردد. سوم این که ، از عذاب الهى و آتش سوزان جهنم نجات پیدا مى کند. چهارم این که ، (اول صبح قیامت ) داخل بهشت هاى پر نعمت مى شود.
«نماز امام زمان (عج) در اول وقت»
یکى از کسانى که حتما نماز خود را اول وقت مى خواند وجود نازنین ، امام زمان حضرت مهدى (علیه السلام ) روحى و ارواح العالمین لمقدمه الفداه مى باشد و غیر ممکن است ایشان نماز خود را در غیر وقت خودش ‍ اقامه نماید. و بعد از آن حضرت افراد صالح و بندگان مخلص خداوندند که به انجام عبادت مبادرت می ورزند. بعضى از محدثان بزرگوار نقل کرده اند که : نماز اول وقت ، حتما بالا مى رود و اگر کسى نماز خود را در اول وقت بخواند ملائکه آسمان ، نماز او را با نماز امام زمان (علیه السلام ) و افراد صالح خداوند، بالا مى برند و از فضل وجود و کرم خداوند دور است نمازى که با نماز امام زمان بالا رود و به آن توجه نکنند و آن را قبول ننمایند.
قرآن مجید، نماز اول وقت را یکى از صفات مؤ منان مى داند و مى فرماید:مؤ منان کسانى هستند که نمازهایشان را حفظ مى کنند. حفظ نماز به این است که نمازگزاران آن را از اول وقت به تأخیر نیندازند. ((بخشی از کتاب سجاده عشق اثر نعمت الله صالحی حاجی آبادی).
«آثار نماز اول وقت»
نماز اول وقت در نصوص دینی، مورد تأکید بسیار قرار گرفته و فضایل فراوانی برای آن نقل شده است. از نظر تأثیرات روحی، روانی و اجتماعی، می توان امور زیر را نام برد:‌
الف) عادت دادن شخص به نظم.
ب) وجود نشاط و آمادگی و حضور قلب بیشتر جهت انس و ارتباط با خدا و تقویت کمالات نفسانی.
ج) زمینه سازی جهت برگزاری جماعت های بزرگ و انس و الفت واتحاد بیشتر مسلمانان. توضیح آنکه: وقتی جامعه اسلامی مقید به خواندن نماز در اول وقت باشند، در هر منطقه غالب مردم هم زمان به نماز خواهند ایستاد. این مسأله آمادگی آنان را برای جماعت و ایجاد صفوف گسترده و پرجمعیت و یکدست شدن در برابر مشکلات بیشتر می کند. در حالی که نماز در غیر اول وقت، در بین زمان های مختلف پراکنده می شود و از اجتماع و شکوه عبادی و انس و الفت مؤمنان در مراکز دینی می کاهد.
در مورد ارزش نماز اول وقت آیت الله مصباح می گوید: آیت الله بهجت از مرحوم آقای قاضی (ره) نقل می کردند که ایشان می فرمود: « اگر کسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد مرا لعن کند!
اول وقت سرّعظیمی است « حافظوا علی الصلوات: در انجام نمازها کوشا باشید. » خود یک نکته ای است غیر از « أقیموا الصلوة: و نماز را بپا دارید. » و همچنین که نماز گزار اهتمام داشته باشد و مقید باشد که نماز را اول وقت بخواند فی حدّ نفسه آثار زیادی دارد، هر چند حضور قلب هم نباشد. »
سیره امام خمینی: از خصوصیات مهم حضرت امام (ره ) این بود که همیشه نماز را در اول وقت می خواندند و به نافله ها اهمیت می دادند این خصوصیات از همان آغاز جوانی وقتی که هنوز بیشتر از بیست سال نداشتند در ایشان وجود داشت چند تن از دوستان نقل می کردند . ما ابتدا فکر می کردیم که خدای نکرده ایشان از روی تظاهر نماز اول وقت می خوانند به همین خاطر سعی داشتیم کاری کنیم که اگر اینکار از روی تظاهر است جلوی آن را بگیریم مدت زیادی در این فکر بودیم و بارها به طرق مختلف ایشان را امتحان کردیم مثلا درست اول وقت نماز سفره غذا را می انداختیم و یا رفتن به مسافرت را اول وقت نماز قرار می دادیم اما ایشان می فرمودند : شما غذایتان را بخورید من بعد می خورم و یا موقع مسافرت می فرمودند شما بروید من هم می آیم و به شما می رسم .
مدتها از این مسئله گذشت و نه تنها نماز اول وقت ایشان ترک نشد بلکه ما را هم واداشتند که در اول وقت نمازمان را بخوانیم . ایشان به نماز جماعت هم خیلی اهمیت می دادند و تا آنجا که ما می دیدیم همیشه در نماز جماعت حاضر می شدند حساسیت امام برای نماز اول وقت به قدری بود که اگر در حضور شخصیت های مهم و با وجود مطلب مهم وقت نماز که می شد ایشان جلسه را ترک می گفتند و به نماز می ایستادند .
روزی طلبه های رزمنده آمدند تا با امام ملاقات کنند وقت ملاقات امام تمام شده بود و درست سر ظهر بود وقتی موضوع را به ایشان گفتند در کمال تعجب نماز را سریعتر خواندند (اول وقت را از دست ندادند) و برای این عزیزان سخنرانی مفصلی نیز ایراد فرمودند .(محمد عبایی )
دقت امام در خصوص وقت نماز و حق نماز آن قدر چشمگیر بود که پلیسهای فرانسه از روی رفت و آمد ایشان ساعتشان را میزان می کردند . خضوع و خشوع ایشان هنگامی که با خدای خود راز و نیاز می کردند توصیف ناپذیر است حضرت امام هیچ کاری را بر اقامه نماز اول وقت ارجح نمی دانستند این منش بسیار والای ایشان از همان زمان جوانی و طلبگی زبانزد کسانی بود که ایشان را می شناختند . (مرضیه حدیده چی ) و ( علی اکبر آشتیانی )
روزی که شاه فرار کرد ما در پاریس در نوفل لوشاتو بودیم پلیس فرانسه خیابان اصلی نوفل لوشاتو را بست تمام خبرنگاران از تمام قاره ها و شاید 150 دوربین فقط صحبت امام را مستقیم پخش می کردند و می خواستند بدانند امام چه تصمیمی دارند اما چند دقیقه صحبت کردند به محض اینکه متوجه شدند که ظهر شده فرمودند و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته و این در حالی بود که ایشان میلیونها بیننده داشتند و خبرنگار از C.N.Nو B.B.C و خبرنگاران و خبرگزاران از قاره های مختلف و از آسویتدپرس و یونایتد پرس و رویتر و مجلات و روزنامه های دیگر و رادیو و تلویزیون داشتند . (احمد خمینی )
آقا همیشه و هر روز از ساعت دوازده نماز را شروع می کردند و ساعت یک و پنج دقیقه نمازشان تمام می شد و ناهار می خوردند در روز وفات ایشان ، ایشان مرتب وقت اذان ظهر را می پرسیدند و مرتب از اطرافیان می پرسیدند که ظهر شده یا خیر بعد از اینکه نماز ظهر و عصر را خواندند بعد از ساعتی بیهوش شدند و شرایط جسمی ایشان بدتر شد تا وقت اذان مغرب که پزشکان خواستند ایشان را با یادآوری نماز به هوش آوردند وقتی به ایشان گفتند غروب شده ایشان با دست راست اشاره کردند و متوجه مطلب شدند و با حرکت ابرو نماز خواندند و البته سوال ایشان برای ساعت و وقت نماز بیشتر بر این اصل بود که نکند نماز اول وقت بجا نیاوردند نه بخاطر اینکه نمازشان قضا شود . (اشراقی) و (‌جمارانی)
«عوامل سستی در نماز»
سستی نسبت به نماز وترک نماز اول وقت ،عوامل متعدد و فراونی دارد که به مهم ترین آنها اشاره می شود :
1- همانطور که گفتیم عدم آگاهی لازم از آثار و خیرات و برکات نماز در زندگی فردی و اجتماعی و در تامین سعادت دنیا و آخرت انسان و نیز غفلت و فراموشی فلسفه و آثار نماز و عدم معرفت نسبت به خالق یکتا و حقیقت نماز که باعث می شود توجّه به نماز در ما کمتر شود .
مهمترین مشکل ما با نماز این است که خود را نیازمند به نماز خواندن , نمی دانیم بلکه تنها به چشم یک تکلیف به آن نگاه می کنیم ؛ تکلیف هم همانطور که از لفظ آن معلوم است یعنی کاری که با مشقت و سختی انجام پذیرد . همه ی اینها به این خاطر است که نسبت به خالق خویش , معرفت صحیحی نداشته و از اسرار نماز آگاه نیستیم . اگر پی به عظمت خدای یکتا ببریم و بدانیم که او معشوق هستی است و نماز عشق بازی با این معشوق است و او با همه عظمت خود به ما اجازه داده که به دیدارش برویم، آیا در انجام آن کوتاهی خواهیم کرد؟
انبیاء الهی و اولیاء خدا چون عظمت حق تعالی را درک کرده بودند نماز را نور چشم خود می دانستند و ندا در می دادند که «کفی بی عزا ً ان اکون لک عبدا ً و کفی بی فخرا ً ان تکون لی ربا ً»- برای من همین عزت , که عبد تو باشم و برای من همین فخر , که تو رب من باشی کفایت می کند. و اینان همانها هستند که قرآن در وصفشان می گوید : «یخرون للاذقان سجدا – همه با کمال خضوع و فروتنی سر طاعت بر حکم آن فرود آورند».
2- از مهم ترین عوامل بی توجهی به نماز و سستی در آن گناه است . حضرت حق ( جل و علا ) دستور فرمودند که با شیطان طرح دوستی نریزید و از دستورات او پیروی نکنید ؛ چرا که مطیع شیطان , از خدا اطاعت نمی کند. وقتی انسان , آلوده ی به گناه می شود یا اصلا به سمت نماز و نیایش با خدا نمی رود و یا از نماز و عبادت خویش حظ و بهره ی کافی نخواهد برد و از ذوق و اشتیاق لازم برای انجام عبادات بی بهره خواهد ماند. بطور طبیعی هر فردی به چیزی گرایش دارد که از آن لذت می برد ! بنابراین چون فرد گناهکار از نمازش لذت نمی برد ممکن است کم کم نماز را ترک کند و شیطان را به هدفش برساند.
3- گرایش به سمت دنیا درست در مقابل گرایش به سمت خدا است. به هر مقدار که انسان به سمت دنیا می رود از خدا دور می گردد و برعکس. بنابراین باید توجه کرد که حب افسار گسیخته به دنیا و علاقه ی قلبی به تمایلات نفسانی , ریشه ی همه ی خطاها و گناهان است و در اثر این محبت است که انواع گناهان از انسان سر خواهد زد و حتی در نماز هم , تمام توجه کسی که محب دنیا است، به سمت دنیا و منابع آن خواهد بود و در نتیجه لذتی از نماز نمی برد و کم کم کاهل نماز شده و چه بسا نماز را ترک کند و به خسران ابدی گرفتار شود .
4- از جمله مهمترین عامل سستی در نماز آسیب پذیری مقطع نوجوانی و جوانی است. این مقطع سنّی، مقطع حساس و بحرانی برای جوانان و نوجوانان است، مسایل و بحران های بلوغ از یک طرف، شکّ و تردیدهای مذهبی از طرف دیگر، ناپختگی و بی تجربگی و گرایش سریع به الگوهای غیرواقعی که اهل نماز نیستند، زمینه هایی است که در خود فرد وجود دارد و باعث می شود که جوانان و نوجوانان علاقة چندانی به نماز نداشته باشند. و در انجام آن نیز از خود کاهلی نشان دهند.
5- یکی از عوامل موثر در بروز این حالت بی حوصلگی و کم صبری است . انجام هر تکلیفی در آغاز راه , صبوری و استقامت می خواهد . امام خمینی ( رحمة الله علیه ) در توضیح صبر در اطاعت فرموده اند : [ یعنی ] انسان در فرمانبرداری حق تعالی , خود دار باشد و نفس اماره عنان از دست انسان نگیرد , و افسار گسیخته نکند . در حدیثی از امام علی ( علیه السلام ) آمده است که فرمودند : کسی که بر اطاعت صبر کند خداوند برای او ششصد درجه بنویسد که فاصله ی هر درجه از پایان زمین تا عرش می باشد. هر چند شاید مواظبت بر نماز اول وقت کار دشواری به نظر رسد اما با صبر بر انجام آن، و سعی در رعایت نماز اول وقت این کار نیز آسان شیرین می شود.
«اشتیاق و لذت بردن از نماز»
یکی از شرطهای اساسی پذیرفته شدن نماز در نزد خدای متعال و همچنین لذت بردن از اقامه نماز مسأله (حضور قلب) یا همان تمرکز پیدا کردن در حین نماز است؛ از این رو آیات و روایات فراوانی در این باره وارد شده که همه بر این مطلب تصریح می کنند که میزان قبولی نماز، بستگی به میزان توجه انسان در نماز دارد و این در حالی است که متأسفانه بسیاری از ما عبادتهای خود را بدون حضور قلب و با حواسپرتی کامل انجام می دهیم و به همین جهت است که یک عمر نماز می خوانیم، اما اثری از آثار معنوی و روح نواز آن در خود نمی بینیم.
«لزوم تحصیل حضور قلب»
در ضرورت تحصیل حضور قلب همین بس که بدانیم: نماز بی حضور قلب، نماز حقیقی نیست و وقتی نماز از حقیقت و باطن خود جدا شد و به صورت یک عمل بی روح در آمد، تمام ثمرات و فوایدی که در آیات و روایات، برای نماز آمده، در چنین نمازی وجود ندارد وچه بسا موجب دوری از خدا هم بشود.
احادیث فراوانی دراین باره وارد شده که همه بر این مطلب تصریح می کنند که میزان قبولی نماز، بستگی به میزان حضور قلب در نماز دارد و به تناسب وجود حضور قلب، نماز مورد قبول واقع می شود. امام صادق ـ علیه السلام ـ می‌فرماید: «اَن العبدَ لیُرفعُ لهُ مِن صلاتهِ نصفُها او ثلُثها او ربعُها او خمسُها و ما یرفعُ لهُ الّا ما اقبلَ علیهِ بقلبهِ؛( بحارالانوار، ج 84، ص 238) همانا از نماز انسان، نصفش، ثلثش، ربعش یا خمسش بالا برده می شود و آن مقداری از نماز که توجّه قلبی داشته باشد بالا برده می شود.»
گر چه حضور قلب از شرایط صحت نماز نیست؛ یعنی با نبودن حضور قلب نماز باطل نمی شود و از لحاظ فقهی اشکالی ندارد. و لیکن چنین نمازی، قالبی، بی فضیلت و غیر مقبول است، یعنی بالا نمی رود و اثر معراجی خود را از دست می دهد.
البته بیان این مطلب به این معنا نیست که تصور کنیم، تحصیل حضور قلب از امور مُحال است و از کسب آن، ناامید شویم و به یک عبادت صوری و ظاهری اکتفاء کنیم. زیرا ممکن است این ناامیدی، از فریب شیطان نشأت گرفته باشد، به این معنا که برای فرار از نماز با حضور قلب، دایماً مشکل بودن آن را بهانه ای برای ترک نماز، قرار دهیم.
دوست عزیز!
علت حواس پرتی و عدم حضور قلب در نماز که نتیجه آن لذت نبردن از نماز و عدم اشتیاق به آن می باشد, معلول علت های مختلفی است که هر یک از این علت ها درمان خاص خود را می طلبد . لذا از آنجا که شما به مورد خاصی اشاره ننموده اید به ناچار به بیان علت های حواس پرتی در نماز پرداخته و راههای درمان آن را نیز ذکر می نمائیم .
«عوامل حواسپرتی و درمان آن»
1. هرزگی قوه خیال:
از اسباب محوری و اصلی حواسپرتی، فرّار بودن، و هرزگی قوه خیال است. آدمی دارای نیرویی است که دایماً ذهن و خیالش را به کار می گیرد. اگر ذهن انسان در مورد موضوعات کلی، به صورت منظّم و مرتّب فعالیت کند و از یک مقدمه، نتیجه ای بگیرد، در این صورت تفکر و تعقّل حاصل شده است، ولی اگر ذهن انسان بدون هیچ مقدمه و نظمی در موضوعات جزئی، از چیزی به چیزی و از جایی به جایی پرواز کند و هیچ رابطه منطقی بین موضوعاتی که در ذهن آمده ایجاد نکند، تخیّل صورت گرفته است.
- ویژگیهای قوّه خیال:
یکی از ویژگیهای قوّه خیال، فرّار و متحرک بودن آن است، چون اگر تفکر نباشد، هزاران خاطره و مسأله به ذهن انسان (در طی چند لحظه، بدون هیچ ارتباطی با هم) می رسد. دیگر از ویژگیهای قوّه خیال که از تعریف آن بر می آید. آن است که در موضوعات جزئی کار می کند و هم چنین از بی نظمی خاصی برخوردار است.
انواع خیالات در نماز:
در نمازی که می خوانیم، تمام انواع چهارگانه تصوّرات خیالی که در ذیل می آید، وجود دارد، مگر کسانی که قوه خیال را کاملا تربیت کرده و متمرکز بر نماز کرده باشند.
گاهی آنچه در نماز به ذهن خطور می کند، انجام کار خیری است؛ مثلا در این تصور است که چگونه بعد از نماز سخنرانی کند و یا با فلان بزرگ یا دوست، گفتگو کند. و یا انجام کار شرّی است، مثلا در این تصوّر است که چگونه بر سر دیگری کلاه بگذارد و... .
گاهی آنچه در خاطر و خیال می آید، صرف خیال است و آن یا خیال پسندیده است مثلا (در خاطر خود بگذراند که پولدار شود تا بتواند گرسنگانی را سیر و برهنگانی را لباس بپوشاند و...) و یا خیال فاسد می باشد (مثلا در خاطر خود لذت گناه و چگونگی آن را بیاورد و با آن دلخوش کند).
پس آنچه که در قوه خیال ما می آید از این چهار حالت خارج نیست، اگر چه گاهی در نماز قوّه خیال در امور پسندیده فعّالیّت می کند، و لیکن در جهت کسب حضور قلب، خیال در امور پسندیده هم باید کنترل شود و از پرواز آن به امور مختلف، خوب نگه داشته شود تا قلب یکسره متوجه خداوند گردد.
- درمان هرزگی قوه خیال:
الف. بیرون از نماز
باید در بیرون نماز، تمرین و ممارست در حفظ قوه خیال و متمرکز کردن آن صورت گیرد، به این صورت که در ابتدا تمرین کنیم که فکر و خیال خود را به امور خاصّی تمرکز بدهیم و دایماً مواظبت بنماییم که خیال به جایی دیگر نرود که اگر این تمرکز ادامه پیدا کند، آرام آرام می توانیم فکر و خیال خود را ضبط و نگهداری کنیم که هر کجا اراده کردیم حرکت کند.
کیفیت تغذیه قوه خیال:
هر یک از قوای ما محتاج به تغذیه مناسب خود می باشد. باید برای منظم کردن قوه خیال و جهت دادن به آن، از عوامل کنترل قوّه خیال و گفتن ذکر دایم با توجه و متمرکز کردن ذهن به امور پسندیده، استفاده کرد. از جمله امور پسندیده عبارتند از: یاد خدا بودن؛ تمام کارها و اعمال خود را نیت و هدف خدایی دادن؛ تفکر در مسائل علمی و مسائل اعتقادی (مبدأ و معاد) و وظایف انسانی و عملی (کسب اخلاق حسنه و رفتار انسانی)؛ مراقبت بر احوال و رفتار خود که چه مقدار منطبق با عقل، شرع و رضای خداوند است و هم چنین یادآوری گذرگاه بودن دنیا و مسافر بودن خود و دقّت و تعقّل به عجایب خلقت و آثار نظم و قدرت پروردگار؛ همه اینها عوامل کمک کننده در کنترل قوه خیال می باشد.
ب. داخل نماز:
یکی از روشهای کنترل قوه خیال در نماز «تصمیم بر مخالفت است»؛ یعنی تصمیم بگیرد که خیال خود را متمرکز در نماز و یا معانی نماز نماید و هر وقت کنترل آن از اراده انسان خارج شد دوباره برگرداند. حضرت امام خمینی ـ قدّس سره ـ می فرماید:
«طریقه عمده رام نمودن آن «عمل نمودن به خلاف است» و آن، چنان است که انسان در وقت نماز خود را مهیّا کند که حفظ خیال در نماز کند و آن را حبس در عمل نماید و به مجرّد این که بخواهد از چنگ انسان فرار کند آن را استرجاع نماید (برگرداند) و در هر یک از حرکات و سکنات و اذکار و اعمال نماز ملتفت حال آن (قوه خیال) باشد و از حال آن تفتیش نماید (جستجو کند) و نگذارد سر خود باشد و این در اوّل امر، کاری صعب (مشکل) به نظر می آید، ولی پس از مدتی عمل و دقت و علاج، حتماً رام می شود و ارتیاض پیدا می کند (ورزیده می شود)».( آداب الصلوة، ص 44)
2. دنیا پرستی:
از موانع مهم و اصلی حضور قلب، دنیا پرستی و اسارت و فریفتگی در برابر آن است. غالب اندیشمندانی که درباره اهمیت نماز کتاب نوشته اند، مسأله دنیا دوستی را یکی از مهمترین مانع حضور قلب بر شمرده اند.
آنچه اسلام بدان معتقد است، ترک پرستش دنیا و کمال مطلوب و محبوب واقعی ندانستن آن است. تمام آیات و روایاتی که در مذمّت حبّ به دنیا آمده، اشاره به این قسم دارند و آنچه مانع حضور قلب در نماز می گردد، همین «دنیاپرستی و اسارت دنیا» است.
در قرآن کریم و روایات اهل بیت، دنیا، ناپایدار و محل گذر و اهل دنیا، مسافر معرفی شده اند.( نهج البلاغه، خطبه 201 - نهج البلاغه، حکمت 133 - روم آیه 7) و این واقعیتی غیر قابل انکار است و نیز در بعضی از آیات آمده که دنیا وسیله ای است جهت رسیدن به هدف، نه نهایت آرزو و کمال مطلوب بشری.( . کهف آیه 18 - رعد آیه 12 - یونس آیه 100 - روم آیه 30)
- درمان حب دنیا:
از مطالب گذشته روشن گردید که آنچه مانع حضور قلب است، دنیاپرستی و دلبستگی به آن است. ترک اسارت و بندگی دنیا، با چند لحظه و دقیقه ممکن نخواهد بود، بلکه با آشنایی به آفات آن و به میزان عزم و تلاش و مجاهدت واقع بینانه، می توان به ترک دنیا به معنای حقیقی آن رسید.
برای درمان دنیا زدگی، باید :
اولاً: دیدگاه خود را نسبت به دنیا و انسان از زاویه دین اسلام اصلاح نماییم.
ثانیاً: نماز خود را در اول وقت بخوانیم چراکه اهمیت دادن به نماز و مداومت بر نماز اول وقت , بیانگر ترجیح دادن نماز به تمام امور مادی و دنیوی است و همین امر کم کم انس با نماز را ایجاد خواهد کرد و موجب لذت بردن از نماز خواهد شد اما کسی که هر کاری را بر نماز ترجیح می دهد , نماز خواندن را برای اوقات بی کاری خود می گذارد و هنگام نزدیک شدن به طلوع یا غروب آفتاب نمازش را می خواند , علاوه بر اینکه حضور قلب پیدا نمی کند , هیچ گاه از نماز خواندن نیز, لذت نخواهد برد.
3. حواس ظاهری:
یکی از عوامل حواسپرتی، متوجه شدن به امور خارجی است، چرا که قلب و ذهن به منزله حوضی هستند که این پنج حس به آن می ریزند و به واسطه آنها صورتهای معانی بر قلب وارد می شود، به طوری که به واسطه دیدن تصویری یا شنیدن صدایی چندین صورت خیالی بر ذهن وارد می شود و قلب را مشغول خود می کند. اگر در هنگام نماز، گوش آدمی چیزی را بشنود یا چشم چیزی را ببیند، حواس و ذهن نمازگزار متوجه آن شنیدنی (مسموع) یا تصویر می گردد و از خدا و توجه به او غافل می گردد و چه بسا با شنیدن یک کلمه، خاطره های زیادی در ذهن او نقش بندد و تا آخر نماز او را مشغول بدارد.
درمان:
علاج آن در از بین بردن این اسباب است که به صورتهای مختلف بیان می گردد:
الف. چشم بستن:
یکی از راههای معمولی که در میان مردم بیشتر مشاهده می شود، بستن چشمها در حین نماز است تا تمرکز حواس بیشتری حاصل کنند که این امر البته برای کسانی است که نمی توانند بدون بستن چشمها در نماز و با نگاه به محل سجده، آن تمرکز لازم را کسب کنند و گرنه کسی که می تواند با نبستن چشمها در نماز و با نگاه کردن به محل سجده، حواس خود را جمع کند، بهتر است که چشمها را نبندد.
ب. انتخاب مکان خلوت و تاریک:
نمازگزار برای این که هیچ چیز او را به خود جلب نکند، باید مکان خلوت و بی سر و صدا، بی منظره و تاریکی را انتخاب کند؛ مثلا در مکانی که عکس، تلویزیون و رادیوی روشنی، زن و بچه و... نباشد که مسلماً تحصیل حضور قلب در چنین مکانی راحت تر از مکان شلوغ، پر رفت و آمد و... می باشد. چون زمینه حواسپرتی در آنجا کمتر است.
ج. حضور در نماز جماعت:
علاوه بر ویژه گیهای برجسته نماز جماعت که به آن توصیه های فراوان شده یکی از خصوصیات آن ایجاد حضور قلب برای نمازگزاران می باشد چراکه در نماز جماعت اموری همچون مراقبت از تعداد رکعات نماز به دیگران محول شده و دل یکسره متوجه معبود می باشد (سرالصلاة ج : 2 ص : 32)
د. توجه به معانی نماز: ( هم از جهت معنوی و هم از جهت کاربردی )
اگر قبل از هر عبارت نماز , معنای آن را در ذهن تداعی کنید و سپس الفاظ عربی آن را بیان کنید ( معنی لغوی ) ملاحظه خواهید کرد که دیگر نمازتان نمازی بی روح و کسالت آور نخواهد بود ؛ بویژه اگر پس از تمرین و ممارست در توجه به معانی لغوی عبارات نماز , به معنای کاربردی آن توجه کنید , از نمازتان لذت خواهید برد .
مثلا ًوقتی عبارت الحمد لله رب العالمین را بر زبان جاری می کنید به یاد نعمتهای الهی افتاده و لطف پروردگار را در احسان و بخشش او در نعمتهای بی شمارش متذکر شوید ؛ در این صورت ارتباطی لذت بخش بین شما و خدای متعال برقرار خواهد شد.
و. دقت در انجام مقدمات نماز، مانند وضوى با معنویت، انجام مستحباتى چون اذان، اقامه و...:
در کتاب هاى حدیث آمده است: شخصى از پیامبر(ص) درخواست کرد که راهى به او بنمایاند تا حضور قلب بیشترى در نماز پیدا کند حضرت او را به شاداب گرفتن وضو فرمان دادند. بنابراین وضوی شاداب و با آداب خود در حضور قلب انسان در نماز مؤثر است.
هـ : رعایت مستحبات نماز:
-نگاه کردن به محل سجده در حال قیام‌، بین دو قدم در حال رکوع و دامن یا روی دو پا در حال تشهد و سلام‌;
- پوشیدن لباس تمیز به ویژه سفید;
- استعمال بوی خوش‌;
- داشتن سجاده خاص‌;
- سر وقت برای نماز برخواستن و بالاخره رعایت تمام آداب مستحبی که به آن‌ها در توضیح المسائل مراجع عظام اشاره شده است همگی می تواند مانع از حواسپرتی انسان در نماز گردد ‌.
4. وسواس در قراءَت:
هدف اصلی از عبادت، تحصیل مقام «جدایی کامل از غیر خدا» است، لذا موانع این راه، باید برداشته شود. یکی از این موانع، توجه زیاد و وسواس داشتن در قراءت است که موجب می شود نمازگزار از باطن و حقیقت نماز به ظاهر توجه کند و به جای توجه کردن به معانی نماز و کسب حضور قلب به الفاظ و چگونگی تلفظ آنها مشغول گردد، اگر چه رعایت قراءت، از شرایط صحت نماز است، و لیکن شرط صوری است و باید در حدّ تکلیف آن را انجام داد و نیز از توجه زیاد به ظاهر، باید پرهیز کرد.
این که بعضی می خواهند به واسطه حفظ قراءت، تمرکز حواس کامل پیدا کنند، اشتباه است، چون حواس در قراءت، کافی نیست، ثانیاً هدف نیست، بلکه هدف، توجه کامل قلب به خداست و چنین شخصی، به جای توجه به خدا و بریدن از اغیار، گرفتار ادای کلمات از مخرجشان می شود.
درمان:
الف. آشنایی به ظاهر و باطن نماز
باید بداند که رعایت قراءت و امثال آن، از احکام ظاهریه نماز و عبادت می باشند و باید در حدّ اعتدال و تکلیف به آنها توجّه کرد و حضور قلب و تخلیه قلب از اغیار از شرایط باطنیه نماز است و حقیقت نماز با وجود آن معنا پیدا می کند که هرچه توجه به این معنا زیادتر باشد، نماز کاملتر خواهد شد، چرا که باطن نماز برخلاف ظاهر آن، محدود به حدّی نیست. باید دانسته شود که فرق نماز امیر المؤمنین ـ علیه السلام ـ با نماز ما در حضور قلب به خدا می باشد نه به مدّ «و لا الضالّین» و قراءت کاملتر آن حضرت.
ب. همانند سازی با الگوهای دینی
برای این که نمازگزار، متوجه شود که دچار وسواس شده یا خیر، بهتر است عمل خود را بر علما و فقها عرضه کند و از آنها سؤال کند که آیا مبتلا به مرض وسواس است یا خیر؟ چون کشف مرض، برای مریض مشکل است، بلکه چه بسا خود را عادی می بیند و دیگران را متّهم به بی مبالاتی می نماید و از عمل آنها رنج می برد. لذا وقتی از علما در مورد حال خود سوال کند و از نظر آنها نسبت به خود با خبر شود، مقداری مشکل حل خواهد شد.
بالاتر این که، به عمل خود علما نگاه کند و ببیند که آنها هم مثل او این قدر حساسیت دارند یا عملشان بر خلاف او است؟ اگر عملکرد علما را برخلاف خود یافت، پس باید بداند که یقیناً دچار وسواس شده است.
5. غفلت از عظمت پروردگار:
امام خمینی ( قدس سره ) در کتاب سرالصلاة - ج : 2 ص : 24 – مهمترین عامل عدم حضور قلب در نماز را غفلت از عظمت پروردگار دانسته و گفته اند :
اگر انسان به مناجات با حق تعالى و ولى نعمت خود به قدر مکالمه با یک مخلوق عادى ضعیف اهمیت دهد، هرگز این قدر نسیان و سهو و غفلت نمى کند؛ ولى نعمتى که آدمى را به وسیله انبیا و اولیا و قرآن کریم، به مناجات با خود دعوت فرموده و درهاى مکالمه با خود را به روى او گشوده است, با این وصف ما به قدر صحبت با یک بنده ضعیف ,ادب حضور او را نگاه نداریم،
درمان:
الف : شناخت خدای تعالی
بی شک هنگام صحبت کردن با فردی بزرگوار و دارای مقامات عالی , اگر انسان نسبت به او شناخت نداشته باشد , نه تنها از هم صحبتی با او لذت نمی برد , بلکه ادب حضور و رعایت آداب برایش مشکل است و همکلامی با او را نیز رعایت نمی کند.
آیا تا به حال از خود پرسیده ایم که شناخت ما از خدای خویش چقدر است ؟ آیا نسبت به صفات الهی آگاهی داریم ؟ الرحمن یعنی چه ؟ الرحیم به چه معناست ؟ حمد و سپاس چرا باید مخصوص پروردگار باشد ؟ و ... چرا امثال ما از نماز لذت نمی بریم , در حالی که معصومین ( علیهم السلام ) نماز را نور چشم خود می دانستند ؟
آیا نقص از ماست یا از نماز است ؟ چرا این معجون و دارو , در عده ای تأثیر گذار بوده است ولی در ما نیست ؟ و ...
اگر منصفانه به این پرسشها پاسخ دهیم , قطعا ً خود را محکوم کرده و به دنبال درمان می رویم. لذا یکی از مهمترین راههای لذت بردن از نماز و اشتیاق در انجام آن, شناختن خدای سبحان است.
مطالعه ی کتابهای خداشناسی , پرسش از علما و صاحب نظران در این خصوص و همنشینی با صاحب نفسان و اهل تقوا , کمک زیادی به شما دوست عزیز خواهد کرد.
ب : یاد خدا در همه حال
دلى که در بیشتر وقت ها از یاد خدا غافل است، نمى تواند در نماز به یاد خدا باشد و از این رابطه لذت برد. پس باید همواره دل را از هر چه جز خدا خالى داشت و یاد خدا را تنها حاکمِ بر قلب و روان خود نماییم و از هر چه جز خواست او رو بگردانیم تا از نمازى ملکوتى و روحانى در فضایى پر از اخلاص و بندگى خداوند بهره مند شویم.
ج : توجه به عظمت الهی قبل از نماز
در این باره روایات بسیار وارد شده است، از آن جمله: امام صادق علیه السّلام فرمود: «وقتى حضرت على علیه السّلام براى اقامه نماز مى ایستاد، و قبل از تکبیر مى فرمود: «وَجَّهْتُ وَجْهِیَ لِلَّذِی فَطَرَ السّموات و الأرض.»: (روى و تمام وجود خویش را به سوى خداوندى نمودم که آسمانها و زمین را پدید آورد.) رنگ صورت مبارکش دگرگون مى شد، به حدّى که در چهره اش نمایان مى گردید.» (ادب حضور ص 193 )
د : توجه به عظمت الهی حین نماز
از حضرت رسول ختمى مرتبت صلّى اللّه علیه و آله روایت است که «عبادت کن خداى تعالى را چنانچه گویا او را مى بینى، و اگر تو او را نمى بینى او تو را مى بیند.( آداب الصلاة ص : 37 )
6. عدم توجه به هدف نماز:
افعال نماز بمنزله ظرفى است که هدف نماز در آن جاى گرفته است، بنابر این بجا آوردن نماز در حال غفلت از هدف آن، ظرفى را ماند که بى محتوا است, لذا حضور قلب در هنگام نماز تابع ایمان انسان بحقیقت نماز و اینکه نماز از همه اعمال بهتر و برتر است میباشد، و آن کس که به این حقیقت اعتقاد داشته باشد که نماز معراج او است مسلما هم و غمش جملگى نزد آن نماز خواهد بود و هیچ چیز دیگرى نمى تواند او را از این عمل باز دارد و کسیکه همتش در پى نماز باشد قلبش هم نزد نماز خواهد بود و هر اندازه که همت انسان بیشتر در پى نماز باشد غفلتش از غیر نماز بیشتر خواهد بود. (أسرارالصلاة ص : 301 )
7. غفلت از مرگ:
به راستى، از کجا مى دانیم که پس از این نماز، آن قدر زنده بمانیم که به نماز دیگر نیز برسیم؟ ما وقتى وارد نماز مى شویم، حتى نمى توانیم یقین کنیم که همین نماز را به پایان خواهیم برد، تا چه رسد به اینکه بخواهیم، به نمازهاى دیگر دل خوش کنیم! اگر انسان چند لحظه اى پیش از نماز بنشیند و بیندیشد که شاید این، آخرین نماز من باشد، بارى شاید آن نماز را با حالت توجه و ذوق و اشتیق بیشتری به درگاه خداوند به جا آوَرَد.
درمان:
توجه داشتن به تک فرصتى بودن نماز؛ یکى از مواردى که مى تواند به حضور قلب بیشتر در نماز کمک کند و در روایت ها نیز به آن اشاره شده، در نظر داشتن این نکته است که احتمال دارد این نماز، آخرین نمازى باشد که مى خوانیم.
در روایتى نقل شده است که پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله به یکى از یاران خود فرمود: «فَصَلِّها صلاةَ مُوَدِّعٍ؛ به هنگام نماز، به گونه اى نماز بخوان که گویا این آخرین نمازى است که مى خوانى و نماز خداحافظى توست».
8. ضعف قوای جسمی:
پزشکان معتقدند، اگر آدمى غذا را با شادى میل کند، زودتر و بهتر جذب بدن مى شود. طب روحانى نیز خبر مى دهد که اگر انسان غذاهاى روحانى را از روى اشتیاق صرف کند و از خمودگى دور باشد، آثار پاکى و زدایندگى آن زودتر در قلب پدیدار مى شود. نشاط جسمى، از عوامل ایجاد شور و شوق به نماز و در نتیجه، یکى از زمینه هاى حضور قلب در نماز است. بى گمان، نماز کسى که در سلامت جسمى کامل به سر مى برد، با نماز کسى که از بدنى بیمار رنج مى برد، در میزان بهره مندى از اشتیاق و حضور قلب در نماز، از برخى جنبه ها با هم متفاوت است. پس سزاوار است، کسانى که دغدغه حضور قلب و داشتن اشتیاق به نماز را دارند، تندرستى خویش را قدر بدانند و جسم خود را در حال نشاط و آمادگى همیشگى براى بندگى شایسته پروردگار نگه دارند.
با مطالعه مطالب گفته شده حتما به خوبی به اهمیت نماز اول وقت و چگونگی کسب ذوق و اشتیاق به آن پی برده اید، رعایت این نکات شما را در رسیدن به خواسته و هدفتان یاری می نماید.
برای اگاهی بیشتردر این زمینه کتاب های فراوانی وجود دارد که به برخی از آنها اشاره می شود.
1- پرتوی از اسرار نماز, قرائتی
2- اسرار الصلاه , ملکی تبریزی
3- آداب الصلاه , امام خمینی
4- صلاه الخاشعین , دستغیب
5- اسرارالصلاه , جوادی آملی
6- راز نماز محسن قرائتى
7- راز نماز بى آزار شیرازى
8- پرواز در ملکوت امام خمینى
9- از ژرفاى نماز آیت الله خامنه اى
10- این است نقش عبادات محمد باقر صدر
11- حکمت عبادات، آیت اللّه جوادى آملى

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
حضور قلب در نماز
پرسمان
سلام علیکم، پرسشگر گرامی ، « هنگام نماز » و « هنگام ارتباط با خدا » ، او لحظات شیرین و معنوى زندگى ماست . اما این لحظات از دیگر ساحت هاى زندگى ما جدا نیست پریشانى در برنامه روزانه و نگرانى نسبت به آینده در کاهش نشاط روحى و به دنبال آن کاستن معنویت نماز مؤثر است . انسان به کنه و باطن ذات الهی راه ندارد اما ذات الهی که همان وجود بی نهایت و هستی مطلق است قابل شناخت و حتی شهود عرفانی است. جهان هستی دو چهره دارد چهره خلقی که همین اشیاء دارای کثرت است و چهره حقی که ذات وجود یکتا است که هیچ کثرتی ندارد. شما هر چیزی را که بنگرید دو چهره دارد چهره ظاهری اش مثلا انسان و گیاه و حیوان و کوه و دریا است اما چهره باطنی همه اینها یکی است و آن وجود است. وجود دریا با دریا متفاوت است. دریا آب است اما وجود دریا هستی و بودن او است. اهل معرفت به وجود واحد کل هستی که دارای ظهورات متکثر خلقی مانند دریا و کوه و انسان است، خدا می گویند و بهترین تعبیر هم همین است. خود شما دو جهت دارید از یک جهت انسان هستید با خصوصیات خلقی و از یک جهت وجود دارید. جهت وجودی شما، همان ذات وجود و جهت حقی شما است و شما به عنوان انسان ظهور ذات وجود و خدای متعال هستید. حضور قلب یعنی در نماز فکر خود را روی وجود واحد بی نهایت هستی که مبدا ظهور و خلق اشیاء است متمرکز کنید و با باطن عالم سخن بگویید و معانی کلمات را هم بدانید که چه می گویید و از توجه به مخلوقات منصرف گردید. الله اکبر ابتدای نماز برای همین است که انسان از ظاهر عالم و اشیاء عروج کند به باطن هستی و با خداوند ارتباط برقرار کند. از دنیا عبور کند و به الله وصل شود. الله اکبر به تعبیر امروزی نوعی کانکشن معنوی است. حضور قلب یعنی توجه کامل به ذات بی نهایت الهی و مبدا شعور هستی. این کار باعث ارزش یافتن نماز و تاثیر و لذت فراوان معنوی خواهد شد. برای حضور قلب و درک لذت نماز سه مرحله ضروری است:
مرحله اول: شناخت نماز به عنوان رکن دین و راه ارتباط با ذات هستی و درخواست از او. در این مرحله باید معانی عمیق اذکار نماز و الفاظی که با آنها با خدا صحبت می کنید را بدانید و حواس خود را کاملا روی معانی متمرکز کند.
مرحله دوم: در این مرحله علاوه بر شناخت الفاظ و معانی باید نسبت به ذات هستی بی نهایت و درک عظمت و شعورمندی هستی معرفت کامل داشته باشید و بدانید که خدای متعال نسبت به جهان خلقی و احوال بندگان اطلاع و اشراف کامل دارد و حمد و بندگی ما را می بیند و می شنود و تنها یاری دهنده است.
مرحله سوم: تمرین زیاد برای فارغ شدن ذهن از توجه به ظهورات خلقی و امور روزه زندگی و تمرکز ذهن روی هستی بی نهایت در حال نماز و توجه کامل قلبی به ذات خداوند که به آن حضور قلب گفته می شود. هنگامی که الله اکبر می گویید باید بتوانید از توجه به امور خلقی تخلیه شوید و با قلب خود متوجه ذات الهی گردید و با ذات همصحبت شوید و اتصال پیدا نمایید. اذان و اقامه را با توجه بگویید و خود را از هر فکری غیر از توجه به ذات الهی و ارتباط به او تخلیه نمایید و با الله اکبر گفتن دنیا را فراموش کنید و ذهن خود را روی ذات بی نهایت الهی متمرکز نمایید و همواره مراقب باشید که توجهتان منقطع نشود. با تمرین زیاد کم کم موفق می شوید تا بیشتر نماز را با حضور قلب بخوانید. حضور قلب کامل خاص اهل وصول به توحید و فناء فی الله است.
در صورت موفقیت در حضور قلب لذت نماز را در هر مرحله درک خواهید کرد، اما با طی کردن سه مرحله، به نهایت لذت می رسید و غرق در بهجت و سرور خواهید شد و احساس فناء و مستی معنوی خواهید داشت. البته باید بدانید که طی این مراحل نیاز به زمان و دانش و تلاش فراوان دارد و ناگهانی بدست نمی آید. نابرده رنج گنج میسر نمی شود.
یکى از شاگردان علامه طباطبائى از نداشتن خشوع در نماز و عدم حضور قلب رنج مى برد به خدمت علامه رسید و راهکارى خواست . ایشان نخست از پاسخ خوددارى کرد پس از چند بار اصرار به شاگرد خود رو کرد و فرمود : شما نمى توانى ! شاگرد گفت : آقا شما بفرمایید حداقل اگر کسى پرسید به او بگویم .علامه فرمود : « فکر در نماز دنبال افکار شبانه روز است کسى که صبح تا ظهر به یاد خدا نبوده ، نمى تواند هنگام نماز یاد خدا را استمرار بخشد . »بنابراین توصیه مى شود محیط زندگى خود را از حالت یکنواختى و خسته کننده بیرون آورید و با یک برنامه ریزى مناسب به کارهاى شخصى ، درسى و روابط خوب با دیگران بپردازید ، و به همه کارهاى روزانه خود رنگ خدایى بدهید و پیش خود بگویید : « خدایا ! من در خوابگاه و کلاس و در طول روز آنچه تو دوست دارى ، انجام مى دهم . تو نیز قلب مرا از محبت خود آکنده ساز و نگرانى آینده را از دل من برگردان . چنین رازگویى و نیازخواهى صادقانه با خدا ، دریچه اى از نور و عرفان به سوى انسان مى گشاید و تداوم این عهد و پیمان ، مشکلات را یکى پس از دیگرى برطرف مى سازد .حضور قلب یعنی توجه کامل به ذات بی نهایت الهی و مبدا شعور هستی. این کار باعث ارزش یافتن نماز و تاثیر و لذت فراوان معنوی خواهد شد.
مراحل کسب حضور قلب:
برای حضور قلب و درک لذت نماز سه مرحله ضروری است:
مرحله اول: شناخت نماز به عنوان رکن دین و راه ارتباط با ذات هستی و درخواست از او. در این مرحله باید معانی عمیق اذکار نماز و الفاظی که با آنها با خدا صحبت می کنید را بدانید و حواس خود را کاملا روی معانی متمرکز کند.
مرحله دوم: در این مرحله علاوه بر شناخت الفاظ و معانی باید نسبت به ذات هستی بی نهایت و درک عظمت و شعورمندی هستی معرفت کامل داشته باشید و بدانید که خدای متعال نسبت به جهان خلقی و احوال بندگان اطلاع و اشراف کامل دارد و حمد و بندگی ما را می بیند و می شنود و تنها یاری دهنده است.
مرحله سوم: تمرین زیاد برای فارغ شدن ذهن از توجه به ظهورات خلقی و امور روزه زندگی و تمرکز ذهن روی هستی بی نهایت در حال نماز و توجه کامل قلبی به ذات خداوند که به آن حضور قلب گفته می شود. هنگامی که الله اکبر می گویید باید بتوانید از توجه به امور خلقی تخلیه شوید و با قلب خود متوجه ذات الهی گردید و با ذات همصحبت شوید و اتصال پیدا نمایید. اذان و اقامه را با توجه بگویید و خود را از هر فکری غیر از توجه به ذات الهی و ارتباط به او تخلیه نمایید و با الله اکبر گفتن دنیا را فراموش کنید و ذهن خود را روی ذات بی نهایت الهی متمرکز نمایید و همواره مراقب باشید که توجهتان منقطع نشود. با تمرین زیاد کم کم موفق می شوید تا بیشتر نماز را با حضور قلب بخوانید. حضور قلب کامل خاص اهل وصول به توحید و فناء فی الله است.
در صورت موفقیت در حضور قلب لذت نماز را در هر مرحله درک خواهید کرد، اما با طی کردن سه مرحله، به نهایت لذت می رسید و غرق در بهجت و سرور خواهید شد و احساس فناء و مستی معنوی خواهید داشت. البته باید بدانید که طی این مراحل نیاز به زمان و دانش و تلاش فراوان دارد و ناگهانی بدست نمی آید. نابرده رنج گنج میسر نمی شود.
شرایط و موانع حضور قلب:
برای حضور قلب در نماز دو چیز لازم است رفع موانع و ایجاد عوامل حضور قلب
الف ) موانع مختلف حضور قلب در نماز
۱. پرخورى باعث کسالت و بى توجهى به نماز
پرخوردن مضرات بسیارى در پى دارد که یکى از آنها ، زیان به عبادت و نماز است . کسى که با شکم پر قیام به نماز نماید ، از نمازش چندان بهره اى نمى برد و نمازش به او سودى نمى بخشد چون بدون نشاط و شادابى بلکه با کسالت و بى حالى به خداوند توجّه کرده است و چنین شخصى از عبادتش چندان طرفى نبند و به عمق و حقیقت عبادت نرسد . به همین خاطر او را در ملکوت آسمان ها راهى نیست چنانکه ابن عباس از پیامبر ( صلى الله علیه و آله و سلم ) روایت کرد که فرمودند : « لایَدخلُ مَلَکوتُ السَماءِ مَن مَلأ بَطنه »( ۴ )« کسى که شکمش پر باشد ، وارد ملکوت آسمان نشود » .
به همین جهت امام على ( علیه السلام ) مى فرماید : « از پرخورى دورى کنید که موجب قساوت قلب و باعث کسالت از اقامه نماز و سبب تباهى بدن است »( ۵ )و طبق فرموده قرآن : « نماز با کسالت ، نماز مؤمنان و موحّدان نیست . »( ۶ )
۲. خوددارى از بول در حال نماز
از جمله عواملى که موجب عدم کمال نماز است و باعث مى شود که نماز در روح نمازگزار اثر نبخشیده و تأثیر تکاملى نداشته باشد ، خوددارى از بول و باد معده است . چنانچه در رساله هاى علمیه مراجع تقلید آن را از مکروهات در نماز دانسته اید یعنى ، بهتر است که در این حالت فرد قیام به نماز نکند . در روایتى از امام صادق ( علیه السلام ) وارد شده است که فرموده اند : « لا صَلاه لِحاقِن ولا حاقِبٍ »( ۷ )« کسى که در حال خوددارى از بول یا باد معده نماز بخواند ، نمازش کامل نیست . »
البته این شاید بدان جهت باشد که شخص نمازگزار در چنین حالتى ، فاقد تمرکز حواس بوده و به فکر نمازش نیست . کسى که در حال عمل عبادى توجّه بدان نداشته باشد و نداند که مشغول چه کارى مى باشد ، مسلم است که آثار و نتایج آن را نیز نخواهد دید .
۳ . چشم چرانى
یکى از عواملى منجر به حواس پرتى و عدم تمرکز انسان در نماز مى شود و همیشه فکر و چشم او را به این سو و آن سو مى کشاند ، چشم چرانى هاى قبل از نماز است .( ۸ )چشم چران ، کسى است که کنترل چشم خود را ندارد و به هر طرفى خیره مى شود و چه بسا نگه دارى چشم از اختیار او خارج شده و به صورت عادت در آمده است که ترک آن مشکل به نظر مى آید .
چشم چرانى قبل از اینکه براى دیگران مزاحمت و ناراحتى ایجاد کند ، براى خود شخص مضرّ است و موجب آشفتگى ، اضطراب ، عدم اعتماد به نفس ، بى حالى و رخوت نسبت به معنویات ، مخصوصاً نماز مى گردد که روان کاوان دستور به درمان چنین بیماریى داده اند . خداوند سبحان زن و مرد را از چشم چرانى نهى نموده است .
کسى که معتاد به چشم چرانى شده ، فکر ، خیال و قلبش مشغول دیده مى شود و روحش آشفته و ذهنش مشوش مى گردد و هنگام عبادت ، قوه خیالش با این آشفتگى به پرواز در مى آید و به شاخه هایى پرواز مى کند که با چشم خود مشاهده کرده است .
ز دست دیده و دل هر دو فریاد که هرچه دیده بیند دل کند یاد
امیرالمومنین على ( علیه السلام ) مى فرماید :
« العَینُ جاسوسُ القلبِ و بَریدُ العَقلِ »( ۹ )« چشم ، جاسوس قلب و فرستاده عقل است » .
در هر حال اگر در بیرون از نماز چشم آزاد بود ، محال است هنگام نماز متمرکز به خدا شود و اگر در بیرون نماز چشم فرّار بود ، در هنگام نماز هم آزاد است یعنى هر چه چشم ضبط کرده و ذخیره کرده ، هنگام نماز مزاحم مى شود . پس حفظ و کنترل حواس در نماز منوط به حفظ و کنترل چشم در بیرون از نماز است . چگونه ممکن است کسى که عادت به نگاه پراکنى کرده ، بتواند هنگام عبادت به طرف محبوب واقعى پرواز کند ؟ قلبى که آشفته محبوب پندارى است ، چگونه معشوق واقعى را مى بیند ؟
تو درون نماز و دل بیرون
گشت ها مى کنى به جهانى !
این چنین حالتى پریشان را
شرم نآید نماز مى خوانى ؟ !
۴ . پرخوابى
پرخوابى هم یک نوع مریضى است که مبتلا به آن ، نه تنها توفیق تحصیل حضور قلب پیدا نمى کند بلکه تارک نماز هم مى شود . پرخوابى و اعتیاد به آن ، جسم را بى حال مى کند و موجب ضعیف شدن اراده مى گردد و اعتماد به نفس از آدمى که سلب مى شود که در نتیجه آدمى در مقابل معنویات عکس العمل منفى نشان مى دهد . چنین شخصى در نماز با حالت خواب آلود رو به رو مى شود و هنگام بیدار شدن از خواب ، به سختى بر مى خیزد و به علت اسارت خواب ، با بى حالى وضو مى گیرد و طورى صورت را مى شوید که خواب از سرش نپرد و در هنگام نماز در فکر خواب است و با اتمام نماز دست و پا شکسته . به طرف رختخواب پرواز مى کند چرا که محبوبش خواب است و نماز مزاحم بود ! ! در این مورد روایتى از حضرت عیسى ( علیه السلام ) آمده است :
« یا بَنى اِسرائیل لا تَکثُرُوا الأکْلَ فاِنَّه مِنْ اَکْثَرَ الاَکْلَ اکثَرَ النَّومَ و مَنْ اَکثَرَ النومَ اَقلَّ الصّلاهَ و مَن اَقَلَّ الصَّلاه کُتِبَ مِن الغافِلین »(۱۰ ) « اى بنى اسرائیل ! در خوردن زیاده روى نکنید که همانا محصول زیاد خوردن بسیار خوابیدن است و هر کس بسیار بخوابد ، نماز و عبادتش کم خواهد بود و آن گاه در زمره غافلان به شمار خواهد آمد . »
براى درمان آن در مرحله نخست ، باید بدانیم که پرخوابى طبیعت اولیه ما آدمیان نیست بلکه بر اثر تکرار ، جزء طبیعت ثانویه ( عادت ) شده است . پس باید ، عزم بر تعظیم اوقات خواب گرفته و زمان مناسب و متعادلى را براى آن تعیین کنیم و دایماً مراقبت بر آن داشته باشیم . هیچ اراده بر انجام کارى نمى کنیم مگر اینکه به اهمیت موضوع پى برده باشیم یعنى وقتى بدانیم که پرخوابى چه بلاى عظیم و بیمارى خطرناکى است و شخص مبتلا به آن هیچ چیز ندارد ، در این صورت مصمم مى گردیم تا خود را از این مصیبت بزرگ برهانیم . در مذمّت پرخوابى همین بس که روح عبادت را از آدمى مى گیرد و موجب ضعف اراده بر تحصیل امور معنوى مى شود .( ۱۱ )
۵ . وسواس در قرائت
یکى از این موانع ، توجّه زیاد و وسواس داشتن در قرائت است که موجب مى شود نمازگزار از باطن و حقیقت نماز ، به ظاهر آن توجّه کند و به جاى توجّه کردن به معانى نماز و کسب حضور قلب به الفاظ و چگونگى تلفّظ آنها مشغول گردد اگرچه رعایت قرائت ، از شرایط صحّت نماز است ، ولیکن شرط صورى است و باید در حدّ تکلیف آن را انجام داد و نیز از توجّه زیاد به ظاهر ، باید پرهیز کرد .
اینکه بعضى مى خواهند به واسطه حفظ قرائت ، تمرکز حواس کامل پیدا کنند ، اشتباه است چون حواس در قرائت ، کافى نیست . ثانیاً هدف نیست بلکه هدف ، توجّه کامل قلب به خداست و چنین شخصى ، به جاى توجّه به خدا و بریدن از اغیار ، گرفتار اداى کلمات از مخرجشان مى شود .
انسان باید بداند که رعایت قرائت و امثال آن ، از احکام ظاهرى نماز و عبادت است و باید در حدّ اعتدال و تکلیف به آنها توجّه کرد و حضور قلب و تخلیه قلب از اغیار از شرایط باطنى نماز است و حقیقت نماز با وجود آن ، محدود به حدّى نیست .
۶ . وسوسه شیطان
از مهم ترین عوامل حواس پرتى ، وسوسه شیطان در نماز است که نمازگزاران را به دام مى اندازد . شیطان دائماً از مجراى نفس اماره و هواى نفس وارد عمل مى شود و انسان را وسوسه مى نماید و هواهاى نفسانى را تحریک مى کند و اگر از یک راه موفق نشد ، از راه دیگر وارد عمل مى شود ، تا اینکه نگذارد انسان در محضر خدا قرار گیرد و به همین جهت است که رسول اکرم ( صلى الله علیه و آله و سلم ) مى فرماید : « اِنَّ العَبْدَ اِذا اُشْتَغل بِالصّلاه جاءَهُ الشَّیطان و قالَ لَه : اُذکُر کَذا ، حتى یَضلّ الرجل اَنْ یَدرى کَم صَلّى »( ۱۲) « هنگامى که بنده خدا مشغول نماز مى شود ، شیطان مى آید و به انسان مى گوید : این را بگو ، این را بگو ، تا اینکه نداند ، چطور نماز خوانده است . » از این روایت معلوم مى شود که وسوسه هاى شیطان در عبادت ، همیشگى است و از راه هاى مختلف وارد مى شود تا انسان را گمراه کند و چون هواهاى نفسانى ، جنود و لشکریان شیطانند و به فرمان او عمل مى کنند ، با توجّه به مختلف بودن هواهاى نفسانى ، راه هاى نفوذ شیطان هم مختلف خواهد شد . پیامبر خدا مى فرماید : « لا یَزالُ الشَیطانُ یرغب مِن بَنى آدَم ما حَافَظُ عَلَى الصَلَواتِ الخَمْسِ‌أ » « تا وقتى که نمازهاى پنجگانه بر پاگردد ، پیوسته شیطان از انسان ها مى گریزد اما هنگامى که آن را ضایع نمود ، شیطان قدرت مى یابد و او را در گناه مى اندازد . »
۷ . گناه
این را نیز باید بدانیم که : نماز و گناه رابطه مقابل و متضاد دارند . کسى که اهل فحشا و منکر است ، توفیق تحصیل حضور قلب در نماز را ندارد چرا که گناه اثر منفى خود را در نماز مى گزارد و از طرفى نماز به میزان حضور قلب در آن ، بازدارنده از معصیت و بزهکارى مى باشد و اینکه خداوند در قرآن کریم فرموده است : « اِنَّ الصَّلوهَ تَنهى عَنِ الفَحْشاءِ و المُنْکَرِ » « نماز انسان را از فحشا و منکر باز مى دارد » . مسلماً نماز با حضور قلب را اراده کرده است چرا که حضور قلب یعنى حاضر شدن قلب در محضر خدا که مبدأ پاکى هاست و قلب آدم فاسق ، فاجر و گنه کار نزد معاصى است ، نه خدا . ممکن نیست دل آدمى هم در معاصى غرق باشد و هم در معنویات .
رسم عاشق نیست با یک دل دو دلبر داشتن یا ز جانان یا زجان بایست دل برداشتن
تا دل از معاصى نداریم ، معنویات در ما جلوه گر نخواهد شد . روح که آشفته گناه است ، چگونه مى تواند آشفته او باشد ؟
تو محرم نیستى محروم از آنى ره نامحرمان اندر حرم نیست
گناهان لذّت مناجات را از انسان مى گیرد و با گرفته شدن لذّت و شیرینى عبادت ، حضور قلب هم خواهد رفت به همین جهت کمترین برخورد خدا با گناهکار ، گرفتن لذّت مناجات است .
امام صادق ( علیه السلام ) مى فرماید : « خداوند به داوود فرموده است : « قرار نده بین من و خودت عالمى که شیفته دنیا است چون این شخص از راه محبت من جلوگیرى مى کند اینها دزدان راه بندگانى هستند که به سمت من مى آیند ، کمترین کارى که من با آنها مى کنم این است که شیرینى مناجاتم را از قلبشان مى گیریم . » (۱۳)
با دقت معلوم مى شود کسى که غرق در شهوات و معاصى است ، حق معنویات و نماز را ضایع مى کند . ب ) راهکارهای عملی حضور قلب
موارد زیر حتما شما را در حضور قلب بیشتر یاری خواهد کرد:
۱- دقت در انجام مقدمات نماز، مانند وضوى با معنویت، انجام مستحباتى چون اذان، اقامه و...در کتاب هاى حدیث آمده است: شخصى از پیامبر(ص) درخواست کرد که راهى به او بنمایاند تا حضور قلب بیشترى در نماز پیدا کند حضرت او را به شاداب گرفتن وضو فرمان دادند.
۲- از هنگام وضو گرفتن توجه داشته باشیم که داریم برای چه کاری و حضور، نزد چه بزرگی مهیا می شویم. چند لحظه قبل از نماز نیز فکر کنیم که می خواهیم چه کاری انجام دهیم و در مقابل چه معبود و محبوبی ایستاده ایم.
۳- گزینش مکان مناسب، دورى ازجاهاى شلوغ و پر سر و صدا و پرهیز از هر آن چه موجب انحراف توجه از خداوند شود.
۴ - گزینش وقت مناسب و تا آن جا که ممکن است اول وقت خواندن نماز.
۵- تا حد امکان در مسجد و با جماعت نماز خواندن و دعا کردن (به ویژه در جماعاتى که بعد معنوى بیشترى دارد).
۶ - نماز را با طمأنینه خواندن و دقت در مفاهیم و معانى آن و آن را با توجه به عظمت خداوند و کوچکی خود به جا آوردن.
۷- در نماز در حال ایستاده به مهر نگریستن و در رکوع پایین پا و در تشهّد به دامن خود نظر نمودن.
۸ - تخلیه دل از حب دنیا و امور دنیوى وآن را مالامال از عشق خدا ساختن، یکى از اولیاى خدا توصیه نموده اند که مدتى قبل از شروع نماز حداقل ۱۵ دقیقه به حسابرسی و تخلیه درون بپردازید و به صورت ارادی عوامل پریشانی خاطر را تعدیل بخشید. با گفتن ذکر های مستحبی و دعاهای افتتاح نماز و استغفار خود را براى نماز مهیا سازید.
۹- ضبط قوه خیال: پرنده لجام گسیخته خیال، چکاوکى است که هر آن بر شاخسارى مى نشیند. ازاین رو همیشه افکار انسان به این طرف وآن طرف متوجه است و قرار و آرامى ندارد؛ اما اگر آدمى با دقت و هوشیارى در کنترل آن بکوشد پس از چند صباحى رام و مطیع شده و به هر سو که اراده شود متوجه مى گردد ، اگر چندین مرتبه در ایام متوالى چنین کند، کم کم ذهنش عادت خواهد کرد.
۱۰- توجه به ارزش والای نماز: احادیث زیر نمایانگر ارزش والای نماز استهر که خداوند از او یک نماز بپذیرد عذابش نمی کند (امام صادق علیه السلام)هر که دو رکعت نماز بخواند و بداند در آن ها چه می گوید، نمازش که تمام شد گناهی میان او و خداوند باقی نمی ماند. .(امام صادق علیه السلام)۱۱
۱۱ ـ به جا آوردن نوافل ،خصوصا نماز شب، نافله صبح ونافله مغرب، ازبزرگان نقل شده که نوافل برای تکمیل نواقص نمازهای واجب است .
۱۲ - باید علاوه بر توجه به معانی نماز به فلسفه اعمال نماز نیز توجه کرد. به عنوان مثال: امام صادق -علیه السلام- در مورد تکبیره الاحرام فرمود:« چون تکبیر گویی در برابر کبریاء حق، هر آن چه را که در میان آسمان بلند و زمین خاکی است کوچک بدان... ».
۱۳ - توجه به عظمت و هیبت پروردگار و فقر و فاقه خود. روشن است اگر آدمى بداند با چه بزرگى روبه رو است و خود در مقابل او هیچ بلکه عین احتیاج و فقر و فاقه است، با تمام وجود و ذهن و اندیشه خاضع خواهد گردید.
۱۴- در سخنی از امیرالمؤمنین -علیه السلام- آمده که: « سجده اول یعنی من از خاک هستم. سر برداشتن از سجده اول یعنی من از خاک برآمده ام. سجده دوم یعنی من به خاک باز می گردم و سر برداشتن از آن یعنی دوباره برای قیامت سر از خاک بر می دارم». اگر مدتی نماز را به همین صورت بخوانید هم نگاهتان به دنیا و سختی های آن تغییر خواهد کرد، و نیز از جهت روحی رشد خاصی خواهید نمود.
۱۵- «انس به دنیای مذموم با حضور قلب نمی سازد» باید انسان انسش به دنیا کم شود. وقتی به نماز می ایستد، ذهن و دلش کاملا در اختیارش باشد و به سمت دنیا نرود. منتهی باید توجه داشته باشد که رسیدن به توحید ، مستلزم تلاش فراوان و برنامه ریزی و عمل است. با مشغله فکری و کاری ، امکان حضور قلب کامل بسیار کم است.
۱۶- کسی که عاشق خدای متعال و پرستش او است در نماز بیشتر از هر زمان و موقعیت دیگری حضور قلب دارد ، شناخت هر چه بیشتر و حقیقی تر خدای متعال و رابطه با او از طریق دعا، مناجات و اظهار محبت به او و در مقابل کم کردن مشغله های دنیوی در بیشتر شدن حضور قلب تأثیر بالایی دارد.
۱۷- یکى از شاگردان علامه طباطبایى(ره) از نداشتن خشوع در نماز و عدم حضور قلب رنج مى برد. به خدمت علامه(ره) رسید و راهکارى خواست. ایشان نخست از پاسخ خوددارى کردند، پس از چند بار اصرار، ایشان فرمودند: «شما نمى توانى!» شاگرد گفت: آقا شما بفرمایید حداقل اگر کسى پرسید به او بگویم.علامه(ره) فرمودند: «فکر در نماز دنباله افکار شبانه روز است. کسى که صبح تا ظهر به یاد خدا نبوده نمى تواند هنگام نماز یاد خدا را استمرار دهد».
۱۸- محیط اطراف خود را به گونه ای تغییر دهید که شما را در این مهم( یاد خدا) یاری رساند. با یک برنامه ریزى مناسب به کارهاى شخصى، درسى و روابط خوب با دیگران بپردازید، و به همه کارهاى روزانه خود رنگ خدایى بدهید و پیش خود بگویید: «خدایا من در خوابگاه و کلاس و در طول روز آن چه تو دوست دارى انجام مى دهم. تو هم قلب مرا از محبت خود پر گردان و نگرانى آینده را از دل من بر گردان». چنین رازگویى و نیازخواهى صادقانه با خدا دریچه اى از نور و عرفان به سوى انسان مى گشاید. و تداوم این عهد و پیمان، مشکلات را یکى پس از دیگرى برطرف مى سازد.شناسائی کنید، آیا فکری و اتفاقی دل مشغولی برای شما ایجاد نکرده است؟
۱۹- «حضور قلب حوصله می خواهد»حضور قلب باید به تدریج مستقر شود بنابراین کسی که در ابتدای راه کمال و خودسازی قرار دارد نباید از خود انتظار حضور قلب کامل داشته باشد و باید آن را به تدریج تمرین کند و بدست آورد. باید با نفس مانند کودکی نوآموز مدارا کرد و به تدریج و با آهستگی آن را مهار و رام نمود. بنابراین باید از مقدار بسیار کم شروع کرد و به تدریج بر میزان تمرکز و توجه و حضور قلب افزود.
در پایان گفتنی است:
حضور قلب شرط کمال نماز است و نمی توان به بهانه نداشتن حضور قلب نماز را ترک کرد و گفت فایده ای ندارد, زیرا همین نماز دست و پاشکسته ای که می خوانیم فواید و آثار فراوانی دارد و ما را از گناه و انحراف کلی از خدای متعال محافظت می کند. حضور قلب نیز دارای مراتب است و کسی می تواند آن را تحصیل کند که اهل نماز و عبادت باشد.
مطالعه کتاب هایى همچون:۱- «آداب الصلوه» یا «پرواز در ملکوت امام خمینى» ۲- سر الصلاه، امام خمینی(ره)۳- پرتوی از اسرار نماز، تألیف محسن قرائتی ۴- نماز، آقای قرائتی ۵- نماز، آقای عباس عزیزی ۶- حضور قلب در نماز، على اصغر عزیزى تهرانى۷- حضور قلب در نماز، محمد بدیعى.۸- اسرار الصلوة، مرحوم میرزا جواد آقا تبریزی پى نوشت ها :
۱ . جامع الاحادیث الشیعه ، ج ۵ ، ص ۱۸
۲ . بحارالانوار ، ج ۸۴ ، ص ۲۳۹ وسائل الشیعه ، ج ۴ ، ص ۴۷
۳ . محمد ( ۴۷ ) آیه ۹
۴. احیاء العلوم ، ج ۳ ، ص ۹۷
۵ . غررالحکم ، ص ۱۷۱
۶ . نساء ، آیه ۱۴۲
۷ . المحجه البیضاء ، ج ۱ ، ص ۲۵۴
۸ . برگى از دفتر آفتاب ، ص ۱۳۲
۹ . بحارالانوار ، ج ۱۰۴ ، ص ۴۱
۱۰ . تنبیه الخواطر و نزهه النواظر ، ص۲۸
۱۱حضور قلب و راه هاى علمى آن ، ص ۸۱
۱۲ . بحارالانوار ، ج ۸۴ ، ص ۸۲
۱۳ . اصول کافى ، ج ۱ ، ص ۲۵۹

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.