نماز قضای مادر ۱۳۹۲/۰۱/۱۳ - ۳۲۲ بازدید

اسلام براى مادران احترام و پاداش فراوانى قرارداده است،۱-اما چرا نماز قضاى او برعهده پسرش نیست؟ ۲-چرا حق قیم شدن فرزندان را بعد از مرگ شوهر و بدون اذن او ندارد بلکه به پدرشوهر میرسد؟۳- و چرا حق تصرف در خانه اى که شاید دسترنج خودش باشد، بعد از مرگ همسر ندارد و باید منتظر اجازه ورثه باشد؟

مطلب اول: نماز قضای مادر
بسیاری از فقها نماز قضای مادر را نیز بر پسر بزرگتر واجب می دانند. آنچه که در فتوای برخی مراجع معظم از جمله آیت الله فاضل آمده این است که «پدر در صورتی که به جهت عذری نتوانسته نمازش را به جا آورد؛ پس از مرگش بر پسر بزرگتر او واجب است انجام دهد و اما در صورتی که پدر از روی نافرمانی نمازش و یا به خاطر مرض و سفر نتوانسته روزه اش را انجام دهد بر پسر بزرگتر احتیاط واجب قضای نماز و روزه پدر است چنان که در مورد روزه و نماز فوت شده مادر هم چنین است(توضیح المسائل آیت الله فاضل، ص ۲۳۱، بحث قضای نماز پدر و مادر). بی شک یکی از این دو فتوا ، حکم واقعی الهی است لکن اختلاف فتوایی که بین برخی مراجع در مورد نماز قضای مادر وجود دارد به خاطر مباحث فقهی و فقاهتی و ناظر به دلالت آیات و روایات است.
مطلب دوم: حضانت کودک بعد از مرگ پدر
مشکل اساسی در ایجاد این شبهه آن است، که نگهداری و حضانت کودک را حق پدر و مادر می بینیم . درحالی که حضانت و سرپرستی کودک ، بیش از اینکه حقی برای پدر یا مادر باشد حق کودک و تکلیفی بر عهده پدر و، جد پدری و تحت شرایطی بر عهده مادر است. پدر و مادر در زمانی که مشترکا در یک خانواده زندگی می کنند موظف و مکلف به سرپرستی و تربیت فرزند می باشند لکن در صورت جدایی یا فوت یکی از والدین ، فرزند بایستی تحت سرپرستی و تربیت یکی از پدر و مادر باشند. در تربیت فرزند دو عنصر محوری عاطفه و عقل بایستی مشارکت داشته باشد. نیاز به تربیت و سرپرستی عاطفی در دوران کودکی و نیاز به تربیت عقلانی از زمان تمییز کودک و بعد از کودکی پررنگ تر می شود. بهترین شکل سرپرستی وجود مکمل پدر و مادر برای پوشش دادن تربیت عقلانی و عاطفی است لکن بنا به محذوری که ناشی از جدایی پدر و مادر یا فوت پدر است بایستی حضانت فرزند را به عهده یکی از پدر و مادر قرار داد. با توجه به این مصالح و نکات پیچیده و جوانب مختلف ، شارع مقدس اولویت حضانت تا ۷ سالگی (که نیازمندی به سرپرستی عاطفی مادر قوی تر است) بر عهده مادر قرار داده است. مادر در قبول یا رد حضانت فرزند تا ۷ سالگی مختار است. لکن حضانت فرزند بعد از سن ۷ سالگی یا قبل از آن در صورتی که مادر از سرپرستی فرزند سرباز زند بر عهده پدر(که توانایی و قاطعیت بیشتری در تربیت عقلانی فرزند دارد ) و به عنوان تکلیف پدر خواهد بود. در صورت فقدان پدر این وظیفه متوجه پدر بزرگ به عنوان جانشین پدر است. البته زمانی که فرزند به مرحله   بلوغ و رشد برسد اختیار تصمیم گیری بر عهده خود اوست. باید مد نظر داشت که هزینه های حضانت و سرپرستی کودک در هر صورت (چه نزد پدر باشد یا مادر) بر عهده پدر است.
جواب تفصیلی:
حضانت
فرزندان یکی از دو عنصر اساسی پیدایش و تکوین خانواده اند، و تا زمانی که دوران کودکی را سپری نکرده اند، همراه با والدین خویش در محیط خانواده رشد و فعالیت می کنند، تصدی سرپرستی و حضانت آنان در دوران زندگی مشترک و پس از آن، از جمله مباحث مهمی است که موضوع بحث دانشمندان از دیدگاه های مختلف می باشد و قانون گذاران نیز به نوبه خود سهم بسزایی در تنظیم مقررات قانونی برای قاعده مند ساختن روابط فرزندان با والدین و نحوه ایفای نقش والدین در خصوص نگهداری و تربیت کودکان داشته اند.
در خصوص حضانت لازم است ابتدا به مفهوم و ماهیت حضانت مادر پرداخته و پس از آن نحوه اعطای حضانت به مادر مورد بررسی قرار گیرد:
مفهوم و ماهیت حضانت مادر: فقهای بزرگوار در تعریف حضانت بیان داشته اند که الحضانة ولایة علی الطفل و المجنون، لفائدة تربیته و ما یتعلّق بها من مصلحة من حفظه و ...؛ یعنی حضانت عبارت است از ولایت و سلطنت بر تربیت طفل و مجنون و متعلقات آن از قبیل نگهداری کودک ...۱ حقوقدانان نیز در تعریف حضانت گفته اند: اقتداری که قانون به منظور نگهداری و تربیت اطفال به پدر و مادر آنان اعطا کرده است.۲
اما سؤال این جا است که حضانت حق است و یا حکم؟ حق بودن حضانت موجب می گردد که شخص در اعمال آن مختار باشد و بتواند از انجام آن شانه خالی کند، در حالی که اگر حضانت را تکلیف بدانیم، امکان شانه خالی کردن از انجام آن وجود ندارد. از تعابیر فقها چنین بدست می آید که حضانت نسبت به مادر حق و قابل اسقاط است و نسبت به پدر حق و تکلیف است. صاحب جواهر (ره) می گوید: حضانت نسبت به مادر همانند شیر دهی است که بر او واجب نیست و می تواند آن را اسقاط کرده یا برای آن اجرت مطالبه کند؛ و اگر والدین هر دو از نگهداری و سرپرستی فرزند خود داری کردند، حاکم پدر را بر این کار اجبار می کند۳
صاحب ریاض (ره) حضانت را در مرتبه اول به طور مطلق حق مادر می داند؛ خواه کودک را شیر بدهد یا ندهد و اگر مادر حق خود را اسقاط کرد، وظیفه پدر است که از فرزند سرپرستی کند ودر صورت امتناع والدین، حاکم پدر را اجبار می نماید.۴ روایتی نیز از امام صادق ـ علیه السلام ـ وجود دارد که فرمودند: ... المرأة أحق بالولد إلی أن تبلغ سبع سنین إلا أن تشاء المرأة؛ یعنی زن (مادر) تا هفت سال برای سرپرستی فرزند (از دیگران) سزاوارتر است، جز آن که بخواهد (به دیگری واگذار کند).۵
بنابر این، مشهور فقها قائلند که حضانت از ناحیه مادر تکلیف نیست و بلکه صرفا یک حق است.۶ و علاوه بر آن به آثار و نتایج تکلیفی بودن حضانت ملتزم نشده اند.
ملاک حضانت: مهمترین حکمت حضانت را باید حمایت و رعایت مصلحت طفل دانست؛ به طور طبیعی،کودک از زمان تولد به کسی احتیاج دارد تا نسبت به تربیت، نگهداری و پرورش وی و انجام امورش اقدام کند تا زمانی که بی نیاز شود. سزاوار ترین شخص نسبت به حضانت طفل، مادر می باشد به این جهت که وی ازهمه نسب به کودک مهربان تر است و از همه توانا تر می باشد. به همین جهت گفته اند: دردرجه اول، حق حضانت برای مادر ثابت است و بعد از مادر،دیگران؛ چون مدرک حضانت اعمال مهربانی، شفقت، نگهداری و تربیت نیکو بوده است؛ از این رو، مادر سزاوارتر و شایسته تر است.۷
شهید ثانی (ره) نیز زن را برای حضانت از مرد شایسته تر می داند و می فرماید: ... و هی بالأنثی ألیق منها بالرجل، لمزید شفقتها و خلقها المعدّ لذلک بالأصل؛۸ مهربانی و شفقت زن بیشتر است و خلقت اصلی زن به گونه ای است که آماده مهیای پرورش و نگهداری کودک است.
در عمل و از نظر قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران، در امر حضانت ماده ۱۱۶۹ ق.م اجرا می شود که در تاریخ ۸/۹/۱۳۸۲ توسط مجع تشخیص مصلت نظام به شرح ذیل اصلاح گردیده است:
برای حضانت و نگهداری طفلی که ابوین او جدا از یکدیگر زندگی می کنند، مادر تا سن هفت سالگی اولویت دارد و پس از آن با پدر یا جد پدری است.
برخی حکمت های دیگر «تکلیف» پدر یا جد پدری به حضانت :
۱. مکلف نمودن پدر به حضانت طفل زمینه بوالهوسی مردان را می کاهد در غیر این صورت په بسا به اندک بهانه ای سر ناسازگای را آغاز کرده و فرزندان را رها نماید؛
۲. اگر حضانت به عنوان تکلیفی قانونی بر عهده زنان قرار می گرفت زمینه ازدواج مجدد برای زنانی که تجربه شکست در ازدواج اول را داشته اند به طرز چشم گیری کاهش می یافت. زیرا مردان کمتر حاضر هستند همسر دیگری را به همراه فرزندانش بپذیرند.
۳. با صرف نظر از سلب فرصت ازدواج، در صورتی هم که مردانی راضی به ازدواج با مادر به همراه فرزندش شوند زمینه های سوء تربیت فرزند یا ناآرامی روانی مادر و فرزند و دیگر اعضاء خانواده زیاد خواهد بود.
۴. لزوم تربیت عقلانی و عاطفی برای کودک ضروری است. پدر یا پدر بزرگ نماینده تربیت عقلانی و مادر نماینده تربیت عاطفی است. بهترین شکل تربیت و سرپرستی کودک ، همراهی این دو عنصر است لکن در فرض جدایی ، ضرورت تربیت عاطفی تا ۷ سالگی اقتضای اولویت مادر در امر نگهداری فرزند را دارد و بعد از ۷ سالگی لزوم تربیت عقلانی پر رنگ تر می شود.
۵. نکته دیگر باید توجه داشت که به هر حال هزینه های فرزند بر عهده پدر و در صورت فقدان پدر با پدر بزرگ است و جدا کردن فرزند از پدر به طور کلی ، زمینه تعهد پدر به این هزینه ها را از بین می برد.
پی نوشت ها:
۱. مسالک الافهام، ج۸، ص ۴۲۱؛ الروضه البهیته، ج۲، ص ۱۲؛ میرزا محمود آشتیانی، کتاب النکاح، ص ۳۷۱.
۲. سید حسن امامی، حقوق مدنی، ج۵، ص ۱۸۷؛ ناصر کاتوزیان، حقوق مدنی، خانواده، ج۲، ص ۱۳۹.
۳. جواهر الکلام، ج۳۱، ص ۲۸۴.
۴. ریاض المسائل، ج۲، ص ۱۶۳.
۵. وسائل الشیعه، ج۱۵، باب ۸۱، از ابواب احکام الأولاد، حدیث ۶، ص ۱۹۲.
۶. محمد بن الحسن الطوسی، المبسوط،ج۶، ص ۳۷، سید احمد خوانساری،جامع المدارک، ج، ص ۴۷۲؛ سید عبدالله علی موسوی سبزواری، مهذب الاحکام، ج۲۵، ص ۲۸۲؛ جعفر سبحانی، نظام النکاح، ح۲، ص ۳۳۰.
۷. عبدالکریم زیدان، احکام الزمیمیین و المتأمنین فی دارالإسلام، ص ۴۵۰.
۸. مسالک الافهمام، ج۸، ص ۴۲۱.
۹. وسائل الشیعه، ج۱۵، باب ۷۳ از ابواب احکام الاولاد، حدیث ۴.
۱۰. وسائل الشیعه، ج۱۵، باب ۸۱، از ابواب احکام الاولاد، حدیث۴.
۱۱. به نقل از جواهر الکلام، ج۳۱، ص۲۹۱.
۱۲. المقنعه، ص۸۳، همچنین سلار و قاضی به نقل از صابح جوهر چنین عقیده ای دارند.
۱۳. منظور مادة ۱۱۶۹ق به پیش از اصلاح ۸/۹/۱۳۸۲ است. ۱۴. به نقل جواهر الکلام، ج۳۱، ص۲۹۲.
مطلب سوم:  حق تصرف در ارث شوهر
مطرح کردید که « و چرا حق تصرف در خانه اى که شاید دسترنج خودش باشد، بعد از مرگ همسر ندارد و باید منتظراجازه ورثه باشد؟»
اگر این خانه دسترنج شما و مال شماست، هیچ کس هیچ حقی در مورد آن ندارد و استفاده از مالتان منوط به اجازه کسی نیست. لکن اگر مال همسرتان بوده است، الان مال همه وراث است و استفاده از مال غیر منوط به اجازه صاحب آن است. همان گونه که آن ها هم حق ندارند از اموال شما بدون اجازه شما استفاده کنند.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.