نورعلی شاه و اهل حق ۱۳۹۰/۰۸/۲۱ - ۳۴۴۴ بازدید

نورعلی الهی مشهور به استاد الهی کیست؟

نورعلی الهی مشهور به استاد الهی، اولین فرزند حاج نعمت‌الله، در سال ۱۲۷۴ شمسی، در جیحون‌آباد به دنیا آمد. وی در پنج سالگی به همراه مادر، در حلقه‌ی عبادت و خلوت گزینی پدر وارد شد. در نُه سالگی رسماً وارد گود ریاضت شد و در یازده سالگی، خود تحولی را مشابه تحول روحی پدر، اما این‌بار در مقبره‌ی سلطان اسحاق تجربه کرد. دوران روزه‌ی ریاضتی مداوم او به همراه پدر تا بیست و یک سالگی ادامه یافت. استاد الهی چند سال بعد به اختیار خود وارد اجتماع شد و کار دولتی قبول کرد. ورود به اجتماع آزمونی بود سخت دشوار، اما او توانست تأیید نتایج مثبت ریاضات، تفکرات و مکاشفات معنوی خود را به دست آورد. حاصل تحقیقات و تجارب استاد یک سیستم فکری منسجم و قابل اجرا برای انسان است تا هر کس با آن زندگی معنوی خود را شکل دهد. هدف از این شیوه، تعالی و تکامل روح است. از آنجا که این سیستم بر پایه‌ی نیازها و خصوصیات طبیعی انسان و مطابق با فطرت او بنا نهاده شده آن را « معنویت فطری » و از آن رو که پدیده‌ای نو و بر اساس ساختارشناسی ارگانیزم روحی پی‌ریزی شده، آن را « طب جدید روح » می‌نامد.
نور علی معروف به استاد الهی در جیحون آباد، روستای زادگاهش، در منطقه‌ای دورافتاده در دشت‌های آرام غرب ایران، متولد شد. پدر و مادر او، حاج نعمت‌الله و سکینه خانم، بنا بر عرف آن دوران در سنین جوانی ازدواج کردند. حاج نعمت‌الله از شخصیت‌های برجسته‌ی مسلک اهل حق بود. حاج ‌نعمت‌الله در نواختن تنبور، ساز مختص موسیقی عرفانی کُرد نیز مهارت داشت.
نورعلی به شش سالگی نرسیده بود که تجربه‌‌ای درونی، حاج نعمت‌الله را کاملاً متحول کرد. به همین سبب کلیه‌ی مناصب دولتی و مشاغل معمول را کنار گذاشت؛ حتی اداره‌ی املاک خود را نیز به برادرش، میرزا حبیب‌الله، وا‌گذاشت و از اجتماع کناره گرفت و زندگانی درویشی را آغاز کرد که خلاصه می‌شد در خلوت‌گزینی‌های ممتد. وی در این باره می گوید:
«...از همان وقت در جمع دوازده نفری پدرم حاضر می‌شدم و مرجع عشق معنوی‌شان بودم. از شروع ذکر مثل فرفره دور خودم می‌چرخیدم و موهای بلندم منظره‌ای ایجاد می‌کرد که همه را بر سر شوق می‌آورد. گاهی ذکر چند ساعت طول می‌کشید و در تمام مدت مشغول چرخیدن بودم.» ( آثارالحق)
در این میان موسیقی معنوی جایگاهی خاص و نقشی اساسی در‌ زندگی او داشت. زمانی که نواختن تنبور را شروع کرد، به قدری کوچک بود که دست‌هایش به پرده‌های تنبور معمولی نمی‌رسید و به همین سبب به دستور پدر، ملاقه‌ای را به شکل تنبور درآوردند و او به فراگیری این ساز پرداخت. شدت علاقه‌ی او به موسیقی و تمرین مدام که گاه شب‌ها تا صبح به آن مشغول بود، سبب شد در مدتی کمتر از سه سال، استاد این ساز شود به طوری که کمتر کسی می‌توانست نکاتی را که او با مهارت می‌نواخت، بنوازد.
وی در دوران دوازده سال چله‌نشینی و به‌خصوص در فترت بین چله‌ها، گاه همراه پدر سفرهایی دور و نزدیک به آبادی‌های اطراف می کرد و به هم‌نشینی با تنبورنوازان محلی می پرداخت.
هم‌زمان با آموزش موسیقی، دروس معمول آن زمان را نیز آغاز کرد، اما نه به فشردگی سیر باطنی. پدر معتقد بود بعد از پرداختن به با طن، می‌توان به درس ظاهر پرداخت. به هر حال، این آموزشِ درس ظاهرِ غیر همیشگی، گاهی از طریق معلمان سرخانه بود و گاهی از طریق مکتب‌خانه‌های رسمی. اما یگانه کسی که بیش از همه در آموزش وی نقش داشت، بی‌شک پدرش بود. وی در مورد پدرش گوید:
«... ایشان هم پدر ظاهری‌ام بود، هم مرشدم بود و علاوه بر آن رابطه‌ی معنوی خاصی باهم داشتیم.» ( آثارالحق)
نورعلی خردسال نُه‌ سالی بیش نداشت که همراه پدر و مادر شروع به ریاضت های منظم کرد. اولین بار در شهرستان صحنه، به همراه پدر و مادر و پنج تن از دراویش خاص به چله‌نشینی نشست. در آنجا، در حیاط کوچکی شامل دو اتاق، طعم اولین تجربه‌ی خلوت‌گزینی و چله‌نشینی را چشید. بعد از آن، پس از مراجعت به جیحون‌آباد، به مدت یازده سال، به طور مداوم، همین کار را در ریاضت‌خانه تکرار کرد.
ریاضت‌خانه، قسمتی از خانه‌ی حاج نعمت‌الله، متشکل از چند اتاق و یک حیاط کوچک بود.
پس از گذشت دو سال از چله‌نشینی‌های رسمی، در یازده سالگی، شرایط کمی تفاوت کرد، کودک خردسال دیگر کوچکعلی نبود. بنا به گفته خود وی بر اثر واقعه‌ی که در مزار سلطان اسحاق، (مؤسس و بنیان‌گذار مرام اهل ‌حق) بر او گذشت، روحاً متحول شد، حتی نامش هم از فتح‌الله (کوچکعلی) به نورعلی تغییر یافت.
با این‌که گاه‌شمار دقیق این دوران در دست نیست، اما آثار به جای مانده و شواهد و قرائن موجود حاکی از آن است که در این مدت، (یعنی تا قبل از اختیار کردن شغل اداری) وی روش زندگی پدری را با همان نمادهای عارفانه‌ی سنتی ادامه داده است. به این معنی که همچنان گیسوان بلند و ردای سفید درویشی داشت و پایبند سنتی بود که از زمان پدر، از شش سالگی به آن انس گرفته بود.
«عکسی که در آن عمامه و گیسوان دارم، زمانی است که وارد ۲۶ سالگی شده بودم. در یک عالم ملکوتی بودم، مدام در حال ریاضت بودم و در ۲۴ ساعت فقط یک بار غذا می‌خوردم، یعنی غروب به غروب یک وعده غذای ریاضتی می‌خوردم» ( آثارالحق)
وی پس از فوت پدر از تعلقات قبلی یکسره درگذشت، و طعم زندگی اجتماعی را چشید تا بنیاد تفکرات آتی خود را بنا نهد. وارد کار دولت شد و در دادگستری حدود سی سال به خدمت مشغول شد. زمانی که تصمیم به کار دولتی گرفت، گیسوان بلند را که نماد درویشی بود‌ کوتاه کرد و ردای سفید درویشان را با کت و شلوار و کراوات که مرسوم محترمین آن زمان بود عوض کرد.
در سال ۱۳۳۶شمسی، وی، پس از قریب به ۲۷ سال اشتغال به شغل اداری و قضایی، به در خواست خود بازنشسته شد و در تهران اقامت گزید. همین فراغت، به‌تدریج به افرادی چند امکان داد تا بیشتر با او آشنا شوند. از آن به بعد به تألیف، تعلیم، و موسیقی پرداخت. حاصل این دوره، تألیف دو کتاب تحقیقی به نام‌های برهان‌الحق (۱۳۴۲) و معرفت‌الروح (۱۳۴۸) و رساله‌ای بر شرح برخی اصطلاحات حق‌الحقایق تألیف پدرش، حاج نعمت‌الله، به نام حاشیه بر حق‌الحقایق (۱۳۴۶) است. یکی دیگر از تأثیرات این فراغت، جلسات غیر رسمی بود که وی در آن، در پاسخ به سؤالی و یا با مطرح شدن موضوعی، مبحثی اخلاقی یا ارشادی را برای حضار که اغلب نزدیکان و دوستان او بودند برمی‌گشود. کسانی در این جلسات این گفتارها را به نوشته درآوردند. این یادداشت‌ها، بنیاد دو کتاب به نام آثارالحق شد که حاصل این جمع‌ها می شد .
وی در ۷۹ سالگی، در مهر ماه ۱۳۵۳ شمسی از دنیا رفت و پیکرش در هشتگرد به خاک سپرده شد
اندیشه‌ی وی، جز در تألیفاتش، عمدتاً از طریق آموزه‌های شفاهی در جمع‌های غیر رسمی دوستانه انتقال می‌یافت. چند سال بعد از رحلتش، یادداشت‌هایی که در این جمع‌ها برداشته شده بود، توسط فرزندش، دکتر بهرام الهی، در دو جلد به نام آثارالحق منتشر شد. آثارالحق مجموعه‌ای از این یادداشت‌هاست‌ که طی سال‌های ۱۳۴۳ شمسی تا زمان رحلت استاد در سال ۱۳۵۳ شمسی فراهم شده است.
گفتارها در جلد اول آثارالحق به ترتیب موضوع و در جلد دوم بیشتر بر اساس تاریخ، نظم داده شده است. بخشی از موضوعات آثارالحق عبارتند از: اصول سیرکمال مخلوقات، خودشناسی، آخرت، حقوق و وظایف، کیفیات اخلاقی و غیره از دیدگاه وی.
وی را از یک زاویه نمی توان موسس فرفه ای نو ظهور دانست. بلکه وی یکی از دراویش فرقه اهل حق می باشد که در سلسله دراویش قرار دارد. اما از جهت اینکه افکار جدیدی از جمله تساوی حقوق زن و مرد و وحدت ادیان را وارد این آیین کرده است می تواند یکی از دراویش نو ظهور این فرقه به حساب آید.
در پایان به مختصری از فرقه اهل حق نیز اشاره می کنیم:
اهل حق نام یکى از فرقه هاى غُلات غلوکنندگان در حق امامان] است که على اللهى هم نامیده مى شوند. آنان درباره امام على(علیه السلام)راه غلو را پیموده و براى او مقام الوهیت اثبات کرده اند.
برخى افراد این فرقه ممکن است چنین اعتقادهایى نداشته باشند.
برخى هواداران این فرقه مى گویند:
این فرقه در قرن دوم هجرى پدید آمده و در قرن هفتم تجدید حیات کرده و بعضى دیگر معتقدند که ریشه پدید آمدن این فرقه، به قرن چهارم بر مى گردد و مؤسس آن را فردى به نام مبارک شاه که عنوان سلطان طریقت داشته مى نامند و مى گویند صد سال پس از مرگ او، روح مبارک شاه در جسم فردى به نام سلطان صحاک یا اسحاق تجلى کرده و در واقع مؤسس و کامل کننده مسلک آن ها سلطان صحاک بوده است.
سلطان اسحاق براى تشکیلات این فرقه جانشینانى تعیین کرد و به هر کدام لقبى داد، پیر بنیامین را به سمت پیرى و داود را به سمت دلیل و... معرفى کرد.
از نظر اهل حق هر کس که پیرو این مسلک باشد، نخستین وظیفه او این است که به وسیله یکى از پیرها یا دلیل هاى منسوب به یکى از خاندان ها، خود را به یک خاندان مرتبط سازد و بر این اساس سر سپردن به یکى از شاخه هاى این فرقه، هویت مذهبى او را معین مى سازد.
اهل حق در هفته یک یا چند بار در جسم خانه و با حضور پیر جمع مى شوند، و مراسم را به طور معمول در شب هاى جمعه با تشریفات ویژه اى برگزار مى کنند و نذر و نیازها را با خلوص نیت و پاکى جسم و تجلى روح به پاکان انجام مى دهند و آن را براى حل مشکلات مؤثر مى دانند.
اهل حق نماز نمى خوانند و به جاى آن نذر و نیاز مى کنند و روزه مخصوصى مى گیرند که سه روز است. سبیل در نزد اهل حق حرمت ویژه اى دارد و وجود آن را از ارکان اصلى سلطان صحاک مى دانند. عمده ترین مرکز اهل حق در ایران، استان کرمانشاه به ویژه شهرهاى کرمانشاه، اسلام آباد، سرپل ذهاب، قصر شیرین، کرند غرب، صحنه، دینور و... مى باشد. •
اگر آن چه اشاره شده اعتقادهاى حقیقى و واقعى اهل حق باشد و آنها چنین اعتقادهایى داشته باشند، بنا به دلایلى با اسلام اصیل و ناب و نیز با سیره اهل بیت و پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم)به ویژه امام على(علیه السلام)فاصله و منافات دارد، چون هر عقل سالمى به وحدانیت خداوند متعال شهادت مى دهد و در جاى خود بر توحید و یگانگى خداوند دلایل محکم و مستدل عقلى ارائه شده است; افزون بر این، عقیده الوهیت درباره امام على(علیه السلام)برخلاف آیات روشن قرآن کریم است. قرآن کریم بر موضوع توحید بسیار تأکید مى فرماید و حتى سوره اى به نام توحید در قرآن نازل شده است. امام على(علیه السلام)از پیشوایان معصوم بوده و مانند دیگر انسان ها بنده خداوند و انسان کاملى محسوب مى شود. خود آن حضرت عقیده افراطى و غلوآمیزرا درباره خویش رد کرده، مى فرماید: «او را سپاس مى گویم و زیادت خواه نعمت اویم، گردن نهاده عزت اویم، پناه خواه از معصیت اویم و نیازمند کفایت اویم.... گواهى مى دهم که خداوند یکتاست...» •
در جایى دیگر مى فرماید: «سیهلک فى صنفان: محب مفرط یذهب به الحب الى غیر الحق و مبغض مفرط....; به زودى دو دسته به خاطر من تباه شود: 1. دوستى که کار را به افراط کشاند و محبت، او را به غیر حق براند. 2. و آن که در بغض اندازه نگاه ندارد و بغضش او را به راهى که راست نیست در آورد. حال آن دسته نیکوست که درباره من راه میانه را پیماید و از افراط و تفریط بپرهیزد.» •
هم چنین در آیات قرآن کریم بر وجوب و اقامه نماز، به ویژه نمازهاى یومیه بسیار تأکید و سفارش شده و آن را عبادتى واجب شمرده است، چنان که مى فرماید: «...فَاَقِیموا الصَّلوةَ اِنَّ الصَّلوةَ کانَت عَلَى المُؤمِنینَ کتـبـًا مَوقوتـا;(نساء،103)... نماز را به طور معمول انجام دهید، زیرا نماز وظیفه ثابت و معیّنى براى مؤمنان است.»
انچه تقریبا اجماعی است اینست که سلطان اسحاق این فرقه را نظام داده و مهمترین شخصیت در میان این فرقه میباشد
سلطان اسحاق:
اسامی مختلفی مانند اسحاق ،سهاک ،صحاک، سلطان دارد در سال 612 هجری در روستای برزنجه از توابع حلبچه عراق متولد شده پدرش شیخ عیسی برزنجی و مادرش دایراک نام دارد (خاکسار واهل حق ،177 )مقبره او روستای شیخان در پاوه میباشد که زیارتگاه و قبله اهل حق میباشد که به پردیور نیز معروف میباشد (آداب و رسوم کردان ،234) عمر او را تا 300 سال ذکر نموده اند تولد او را از طریق بکر زایی و باردار شدن مادرش را از طریق قرار گرفتن ذره ای نور در دهانش توسط فرشته ای ذکر مینمایند (گنجینه سلطان اسحاق )
اقدامات سلطان اسحاق :
1-تاسیس خاندان ها
2-گرفتن روزه ی سه روز ر ایام زمستان
3-مراسم سر سپردن یا جوز شکستن
4-تاسیس جمع خانه
5-تعیین وظایف پیر و دلیل
6-دستور پرداخت نذر ها ونیاز ها
جانشینان سلطان اسحاق و دیگر پیشوایان اهل حق :
سلطان اسحاق در ابتدا پیر بنیامین را به عنوان پیر و دارود را به سمت دلیل برای همه ی اهل حق منسوب نمود و چون این دو اولادی نداشتند هفت نفر از یاران خود را که در سلسله ی هفت خاندان بودند و به هفت تن معروف شدند به عنوان جانشین انتخاب کرد .
هفت تن : در قرن هشتم پدید امدند که به آن ها هفت فرشته و دراویش نیز می گویند
1-سید خضر
2-موسی سیاه
3-پیر موسی
4-مصطفی داو دان
5-شاه ابراهیم
6-سید احمد ( ملقب به بابا یادگار ) که اورا مظهر حسین بن علی ( ع) می پندارند
7-اتون دایراک ( ملقب به پیر رزبار ) که به عنوان رمز حقیقت از او یاد می شود ( نامه سر انجام کاکایی ص 25)
هفت تن در دوره های مختلف در جسم پاکان و پیامبران حلول کردند و مردم را به پرستش خدا فرا خواندند این فرشته ها نور مطلق خداوند اند و گردانندگان امور جهان اند ( مکاتبات با دایره المعارف تشیع ص 12 )
( ماهنامه ی هوخت ش 7 )
هفتوان یا هفتوانه
به اعتقاد اهل حق خداوند پس از آن که هفت تن را از گوهر خود آفرید از نور و فروغ خو هفتوانه را می افریند این هفت فرشته که پیدایش آن ها در منابع اهل حق متفاوت می باشد عبارت اند از :
1-سید محمد گور سوار
2-سید ابوالوفا
3-سید باویسی
4-میر سور
5-سید مصطفی
6-شیخ شهاب الدین
7-سید حبیب شاه
خاندانهای اهل حق
1-خاندان شاه ابراهیمی ها : در شهرستان کرند غرب و صحنه ساکن می باشند و کاکاییه عراق منسوب به این ها اند ( نوشته های پراکنده ص 28 )
2- خاندان خاموشی : در نقاط مختلف ایران پراکنده اند و منسوب به سد اکابر هستند ( برهان الحق ص63 )
3- خاندان سید مصطفی :
4- خاندان بابایادگری که منسوب به بابا یادگار می باشند که به نحوه ی تولد وی هم از راه بکر زایی و با دعای سلطان سهاک بوده است که در مناطق استان کرمانشاه و لرستان و افغانستان ساکن می باشند
5- خاندان علی قلندر : بعضی این خاندان را از خاندان های الحاقی به اصطلاح دوده می دانند که درویش هستند نه سادات ( مجموعه ی آیین و اندرز و رمز یاری)
6- خاندان میر سور که میر سور برادر سلطان اسحاق می باشد
7- خاندان بابا ویسی که سرونده هایی در نامه ی سرانجام از او باقی مانده است
علاوه بر این هفت خاندان چهار خندان دیگر بعد ها به آن ها الحاق شد :
1-خاندان ذو النوری اگرچه افرادی در کور دشت به این نام معروف اند همه از شیعیان بوده و ارتباطی با اهل حق ندارند
2-خاندان شاه حیاسی
3-خاندان آتش بیگی
4-خاندان بگتاشی
نقاط اشتراک خاندان ها ی اهل حق :
1-سلطان اسحاق ( همه اورا بنیان گذار اهل حق می دانند )
2-رهبران اولیه که نزد همه مقدس اند
3-پیر ودلیل که در همه خاندان ها با وظایف معین وجود دارد
4-مراسم سر سپاری و جوز شکستن
5-تاسیس جم خانه
6-عید یاری
7-پرداخت نذر ونیاز و قربانی
8- روزه ی سه روز
9-زبان اصلی فرقه که کردی می باشد
نقاط اختلاف خاندان ها
1-شیطان : در حالی که اکثر فرقه ها با آن اعتقادی ندارند , خندان های بابایادگاری , حیدری , ذوالنوری و خاموشی به شیطان اعتقاد داشته و او را در ظاهر رانده خدا و در باطن مورد تایید خدا می دانند
2- سبیل : در حالی که اکثر شاخه ها برای شارب احترام خاصی قائل اند و اهتمام ویژه ای برای حفظ آن دارند خاندان شاه حیاسی و شاخه نور علی الهی برای آن اهمیتی قائل نیستند
3- نماز و روزه : در حالی که اکثر شاخه ها نماز های یومیه را ترک کرده اند و می گویند نیازی هستیم نه نمازی , شاخه های آتش بیگی و مشعسعی و ذوالنوری های لرستان نماز و روزه را به پا می دارند
4- خروس : در نزد بعضی از واجبات شب عید یاری قربانی کردن خروس است که بعضی دیگر به آن اعتقادی ندارند
5- سر مگو : شاخه ی شاه حیاسی بر خلاف دیگر شاخه ها اهتمام زیادی به انتشار افکار و عقاید فر قه شان از خود نشان می دهند
6- تناسخ و حلول ( دون به دون ) : عده ای از اهل حق زنجان قائل به حلول نیشتند
مناطق مسکونی فرقه اهل حق :
اهل حق در ایران :
1-کرمانشاه که اصلی ترین پایگاه اهل حق است در شهر های کرند غرب , صحنه و دینور , سرپل ذهاب , قصر شیرین , اسلام آباد غرب , پاوه و جوانرود , هم چنین در مرکز استان زندگی می کنند .
2-لرستان : در شهرستان های کوه دشت و نور آباد ساکن می باشند
3-استان زنجان و همدان : در بعضی از روستاهای بین این دو استان ساکن می باشند
4-آذربایجان شرقی و غربی : در بعضی روستاها و بخش ها ساکن می باشند
5-تهران : در هشت گرد و ساوج بلاغ و رود هن تجمع دارند
اهل حق خارج از ایران :
1-عراق : که در مناطق کرکوک , سلیمانیه , حلبچه و خانقین زندگی می کنند
2-ترکیه و البانی : که فرقهی بگتاشی و علویون شواهد تامی به اهل حق ایران دارند
3-سوریه : بعضی از اهل حق مدعی اند که دروزی های سوریه و لبنان اهل حق هستند ( مکاتبات با دایره المعارف تشیع ص14 )
هم چنین عده ای از اهل حق در پاکستان , افغانستان , هندوستان , تاجیکستان و اروپا وآمریکا ساکن می باشند .
زیارتگاه ها و اماکن مقدس اهل حق
1-مقبره سلطان اسحاق در پاوه که قبله ی اهل حق بوده و حکم زیارت کعبه را دارد
2-مقبره ی بابایادگار در روستای ریجاب از توابع سرپل ذهاب
3-مقبره پیر بنیامین در کرند غرب
4-مقبره ی نور علی الهی در ساوج بلاغ
و نقاط دیگری که از اهمیت کمتری برخوردار می باشند .
اعتقادات
1- چیزی که این فرقه را معرکه ی آرا قرار داده اعتقاد به الوهیت علی (ع) می باشد در حالی که عده ای از فرقه شناسان اطلاق نام علی اللهی را به این فرقه صحیح می دانند (پاسخ به مندرجات تشیع ص8-15 – شاه نامه ی حقیقت ص304 - گاردلوسکی ص15 – سرسپردگان ص97 – سه داستان اسرار آمیز عرفانی ص180 ) از سوی دیگر بزرگان اهل حق و بعضی از محققین و مستشرقین به شدت این نسبت را رد می کنند ( برهان الحق ص2و155 – مکاتبات با دایره المعارف تشیع ص12 – مینورسکی , مدارکی برای مطالعه فرقه اهل حق ) البته عده ای نیز قائل به تفصیل بین شاخه های اهل حق در این مورد باشند
2- توحید و تجلیات ذات حق : طبق مستنداتی که از کتب و دفتر های منسوب به اهل حق در دست می باشد مبانی اساسی اهل حق مخلوطی از اعتقادات تناسخی و حلول ذات بر گرفته از تفکرات ادیان زرتشتی هندو, مانوی و مسیحی می باشد که صبغه ی اسلامی به آن داده اند ( شاه نامه ی حقیقت , نامه ی سرانجام , اندرز یاری )
3- در مورد روئت خداوند نور علی اهی می گوید دیدن خدا از رئی اثار فایده ندارد , باید خدارا ببینی و دست در گردن او بیندازی , ما می گوییم خدا به جان آن سبیل هایت بیا ( آثارالحق )
4- نبوت : تناقضات شدیدی مانند دیگر اعتقادات آن ها در نبوت هم وجود دارد , آن ها ایین را دارای سه مرحله می دانند که اولین آن ها شریعت بوده که دیگر به پایان رسیده پیامبران را در حقیقت همان هفت تنان می دانند که در افراد مختلفی حلول کرده اند ( اشعار سید محمد گورسوار – اندرز یاری ص25 ) اعتقاد به نبوت پیامبر اسلام در میان این فرقه بسیار کم رنگ بوده و به ندرت از ایشان نامی برده می شود
5- معاد : به علت اعتقاد به تناسخ و حلول و به اصطلاح دون به دون شدن و اعتقاد به معاد در میان این فرقه کم رنگ بوده و تاویلات و توجیهات زیادی در مورد معاد دارند ( دفتر رموز یارستان ص1 – رمز یاری ص113 – آیین یاری ص46 )
برای اطلاع از دیگر اعتقادات این فرقه به کتاب های ذکر شده در بالا مراجعه شود.
آن چه می توان گفت این فرقه از دیکر مکاتب تاثیر پذیری زیادی داشته , از زرتشت : هفت تن , شال سپید بستن و احترام به آب را وام گرفته اند . از یهود و مسیح : بکر زایی , نیازجم خانه ( عشا ی ربانی ) سرسپاری ( غسل تعمید ) , روزه ناشی از مشکلات رهبران از هندو تناسخ و حلول را و از صوفیان طریقت , شریعت , حقیقت , دایره نشستن , ذکر جلی و خفی را گرفته اند .
احکام و فروع :
اهل حق روزه سه روز , نیاز , نذر و خدمت به خلق را جایگزین عبادات اسلامی نموده اند که با شرایط خاص و اذکار ویژه همراه می باشد
نتیجه گیری :
الهی با نام طریقتی نور علی تنها یکی از اقطاب سلسله اهل حق می باشد که دارای آدابی خاص در سیر و سلوک می باشند و نمی توان این فرقه را در زمره عرفان های جدید دانست بلکه انحرافی در عرفان اصیل اسلامی می باشد . که الهی تنها به عنوان وارد کننده برخی از افکارغربی به این فرقه می باشد.
منابع :
1-نور علی الهی , آثار الحق – برهان الحق – معرفت الروح
2-ایوانف ولادمیر , مجموعه رسائل اهل حق
3-تیموری زند , پاسخ به مندرجات دایره المعارف تشیع
4-آ . زوکسی , فرقه ی اهل حق در ایران
5-ف. مینور سکی , مدارکی برای مطالعه ی فرقه ی ایرانی اهل حق در ایران
6-چهاردهی ,نورالدین . اسرار فرق خاکسار
7-بابازاده , پرویز , چهل تنان
8-مجله ی وحید سال هفتم
9-مکاتبات با دایره المعارف تشیع

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
واقعا جای تشکر دارد که بدون هیچ ترسی و با اطلاعات کامل همچنین متنی را انتشار کرده
میهمان

مطالب اموزنده بود امید انکه دیگر سایتها بدون هرگونه بغض وکینه باورمندیهای یارسان را نمایش دهند
میهمان
پس از مدتها مقاله ای تحقیقی با انشایی محترمانه و با پیشداوری کم به چشمم خورد.
درود بر نویسنده شجاع
میهمان
واقعا دیدن همچین مطالبی تو این سایت تاسف بر انگیزه...کاملا این فرقه ی تروریستی اینجا تبلیغ شده...از دوستانی که دنبال اصل مطلب هستند خواهش میکنم تو سایت های دیگه دنبالش بگردند چون اینجا چیزی بجز یه مشت دروغ نیست...
میهمان
ممنون که ترویج این فرقه ی خرافی را در این سایت نمودید . واقعن دست مریزاد . اخر یکی نیست بگوید با این لگو و تشریفات این دیگر چه مطلبی ست چه سم÷اد و دلسوزی ست و چه مطالب کشکی ست در باره این فرقه منحرفه که با کمی جستجو در شبکه مجازی و استعلام اعمال تروریستی شان برایتان هویدا میشود .

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.