نیروی عقل و کارکرد های آن ۱۳۹۸/۱۱/۱۰ - ۱۵۵۱ بازدید

عقل چیست

دوست گرامی. در پاسخ به سوال شما ابتدا به نیروی عقل و سپس به کارکردهای عقل اشاره می کنیم. امیدواریم مفید باشد.
نیروی عقل:
نیروی عقل یا عقل مطبوع در همه انسان ها از بدو کودکی به صورت طبیعی و فطری وجود دارد و به وسیله آن می تواند تا حدودی خوبی و بدی را بشناسد؛ والهمها فجورها و تقویها؛ و با هر شناخت و تجربه ای که کودک به محیط پیرامون خود پیدا می کند، پخته و شکوفاتر می گردد.
سلوک دینی برای همین است که انسان از عالم طبیعت به سوی عالم عقل و دل، یعنی به درون خود، هجرت و کوچ کند و در روح خود حیات طیبه درونی بسازد و آنرا پیوسته گسترش دهد تا به رشد و عظمت روحی برسد.
عالم عقل یکی از عوالم درونی انسان است که به عنوان ابزار قلب برای درک حقایق امور کارایی دارد و در حقیقت پیامبر و راهنمای درونی قلب انسان به سوی خیر و صلاح است.
گوهر عقل، ارزشمندترین نعمت الاهی برای بشریت است و به همین جهت انسان اشرف مخلوقات نامیده شده است. عقل برترین هدیه خدا به انسان است که او را از تمام موجودات هستی امتیاز و برتری می بخشید.
به واسطۀ این نعمت بزرگ است که انسان می تواند هستی را از نیستی، خیر را از شر، هدایت را از ضلالت، دوست را از دشمن، نور را از ظلمت و حق را از باطل و بد را از خوب، تمییز دهد و از آفات و خطرات مصون و محفوظ بماند.
شرافت و کرامت آدمی به عقل و به کارگیری آن است. این عقل است که آدمی را با دین و اخلاق آشنا و بدان پایبند می کند و در مقام عمل خوب و بد را نشان می دهد.
خداوند نعمت‌های فراوانی به انسان ارزانی داشته و همه مواهبی که هرکس در اختیار دارد، چه مادی و چه معنوی، چه بیرونی و چه درونی، همه و همه به لطف مالک هستی است، ولی نعمت‌ها از نظر ارزش با یکدیگر تفاوت دارند و در این میان، شریف‌ترین و پرقیمت‌ترین نعمت‌ها، نعمت عقل می‌باشد، چنانکه علی (ع) فرمود: خَیْرُ المَواهِبِ العَقْل؛ بهترین بخشش‌های خداوند، عقل است.
عقل در میان منابع شناختی بشر اهمیت ویژه ای دارد و به ویژه عقل نظری با مقدمات یقینی و طریق استدلال نزد غالب متفکران یکی از مهم ترین راه ها برای رسیدن به حقیقت بوده و هست. افزون بر منابع شناختی بشری، نیروی عقل درتعامل با وحی نیز با منشأ ماوراءالطبیعی، معارف بلندی را در اختیار بشر قرار داده است.
قرآن کریم و در کنار آن عترت پیامبر (ص) به اهمیت عقل و تفکر تأکید فراوانی دارند، آیات بسیاری وجود دارد که آدمیان را به تعقل و تفکر فرا می خوانند و کسانی را که عقل خود را به کار نمی گیرند تقبیح و شماتت می کند.
از دیدگاه علامه طباطبایی(ره) عقل قطعی تنها عاملی است که صورت وحی و بعثت انبیاء و اصل نبوت و رسالت را تبیین می کند و حجیت پیام های وحی و شریعت را با برهان عقلی تثبیت می نماید. عقل از دیدگاه قرآن نوری است که خداوند به ارواح انسان ها افاضه می کند و حجت الهی است که به طور ذاتی دارای عصمت بوده و قوام حجیت هر حجتی به آن است. قرآن کریم با عبارات مختلفی از عقل تجلیل کرده و مؤمنان را به تفکر و تعقل در موضوعاتی تشویق نموده است و از همه مهم تر آنکه سنگ بنای اصول دین را عقل می داند و اعتقادی را که از طریق تقلید نه تحقیق بدست آید به رسمیت نمی شناسد.
خداوند متعال، آدمیان را به قدرت عقل و تدبر مجهز کرده است تا در عرصه‌های مختلف حیات، راه را از بیراهه بازشناسند و نشانه‌های وجود متعالی خالق را تشخیص دهند. رسول خدا (ص) می فرمایند: دوست هر انسانی عقل او و دشمن او جهل او است.
وقتى خداوند عقل را آفرید، فرمود: قسم به عزت و جلالم! موجودى را نیافریدم که برمن از تو عزیزتر باشد.
پیامبر (ص) فرمودند: یا عَلىُّ اَلْعَقْلُ مَا اکْتُسِبَتْ بِهِ الْجَنَّةُ وَ طُلِبَ بِهِ رِضَى الرَّحْمنِ؛ اى على! عقل چیزى است که با آن، بهشت و خشنودى خداوند مهربان به دست مى آید. امام کاظم (ع) به هشام فرمود: یا هشام ان لله علی الناسی حجتین حجه ظاهره و حجه باطنه فاما الظاهره فالرسل و الانبیاء و الائمه و اما الباطنه فالعقول. خداوند را در بین مردم دو حجّت و راهنما است، یکی آشکار و دیگری پنهان، حجت و راهنمای ظاهری خداوند در بین مردم رسولان و انبیاء و امامان هستند و حجت و راهنمای باطنی خداوند، عقل‌های مردم است.
امام صادق (ع) فرمود: حجه الله علی العباد، النبی و الحجه بین العباد و بین الله العقل؛ حجّت خداوند بر مردم، پیامبر است و حجّت بین مردم و خداوند، عقل است.
امام باقر (ع) فرمود: اِنّما یُداقُّ اللهُ العِبادَ فِی الحِسابِ یَوْمَ القِیاﻣَﺔِ عَلی قَدرِ ما آتاهُم مِنَ العُقُولِ فِی الدّنیا؛ خداوند به وقت حساب در روز قیامت بندگان را به اندازه عقلی که در دنیا به آنان عنایت کرده است مورد بازخواست و خرده گیری قرار می دهد. در روایت دیگری پیامبر خدا (ص) فرمودند: مَثَلُ الْعَقْلِ فِى الْقَلْبِ کَمَثَلِ السِّراجِ فى وَسَطِ الْبَیْتِ؛ عقل در دل، همانند چراغ در میان خانه است.
امام صادق (ع) می فرماید: ستون فقرات آدمی عقل است و هر یک از هوش و فهم و قوه حافظه و دانش زاییده آنند، اگر عقل آدمی به نور توفیق مدد شد، وی دانشمند و حافظ و هشیار و زیرک و باهوش گردد و انسان به وسیله‌ عقل به کمال دست یابد و همان عقل راهنما و بینش دهنده و کلید کار او خواهد بود.
از رسول خدا نقل شده که فرمود: اِنَّما یُدْرَکُ الخَیْرُ کُلُّهُ بِالْعَقْلِ وَ لا دینَ لِمَنْ لا عَقْلَ لَهُ؛ همانا تمام خیرها و خوبی‌ها به وسیلۀ عقل حاصل می‌شود و کسی که عقل ندارد دین ندارد. در حدیث دیگرى على(ع) فرموده است: جبرییل بر آدم (ع) نازل شده، گفت: من مامورم تو را میان یکى از این سه موهبت مخیّر کنم، تا یکى را برگزینى، و بقیه را رها کنى. آدم پرسید: آنها چیستند؟
جبرییل در پاسخ گفت: عقل، حیاء و دین. آدم گفت: من عقل را برگزیدم. جبرییل به حیاء و دین گفت: او را رها کنید و به دنبال کار خود بروید. گفتند: ما ماموریم همه جا با عقل باشیم و از آن جدا نشویم!
این، لطیف ترین تعبیرى است که ممکن است درباره عقل و خرد، و نسبت آن با حیا و دین گفته شود؛ چرا که اگر عقل از دین جدا گردد، با اندک شبهه ای بر باد مى رود، یا به انحراف کشیده مى شود، و اما حیا که مانع انسان از ارتکاب زشتى ها و گناهان است، آن نیز ثمره شجره معرفت و عقل و خرد است.
و نیز این روایت، نشان مى دهد که آدم (ع ) سهم قابل ملاحظه اى از عقل داشت، که به هنگام مخیر شدن در میان این سه چیز، مرحله بالاتر یعنی عقل را برگزید، و در سایه آن، هم دین را تصاحب کرد و هم حیا را.
کارکردهای عقل:
عقل انسان کارکردهای بسیار متنوعی دارد که او را در راهیابی به حقیقت کمک می کنند. این کارکردها عبارتند از:
تفکر و خردورزی:
مهمترین کارکرد عقل تفکر است. تفکر و تعقل و خردورزی، عامل اصلی حرکت انسان در مسیر سلوک اخلاقی به سوی حقیقت و عقلانیت توحیدی است.
انسان موجودی اندیشمند است که قدرت تفکر او را از سایر موجودات و حیوانات ممتاز می سازد.
حیوانات با غریزه زندگی می کنند، ولی انسان با اندیشه زندگی می کند.عقل و فکر معیار اصلی انسانیت انسان است، انسان با تعقل و تفکر انسان می شود و از مرتبه حیوانیت فاصله می گیرد.
افکار و اندیشه های ارزنده و بزرگ ، نقش بسیار مهمّی در انتخاب مسیر زندگی و تکامل انسان دارند؛ بشر می تواند با افکار عالی و ارزشمند پایه های رکود را در زندگی شکسته و به سوی اهداف عالی انسانی و الهی گام برد.
این کارکرد عقل به قدری اهمیت دارد که درباره آن حضرت رسول (ص) می فرمایند: تفکر ساعه افضل من عبادت سنه؛ یک ساعت فکر از یک سال عبادت بهتر است.
در برخی روایات دارد: تفکر ساعه افضل من عبادت سبعین سنه. یعنی یک ساعت تفکر از هفتاد سال عبادت بهتر است. یا حتی آمده است: فِکرَةُ ساعَةٍ خَیرٌ مِن عِبادَةِ اَلفِ سَنَةٍ؛ یک ساعت اندیشیدن در خیر و صلاح از هزار سال عبادت بهتر است.
امام صادق (ع) فرموند: بیشترین عبادت ابوذر، تفکر و عبرت گرفتن بود.
امیر مؤمنان (ع) نیز یکی از خصوصیات بارز مؤمن را تفکر او در جوانب کارها می داند: المؤمن ... مغمور بفکرته؛ مؤمن در افکار خویش غوطه ور است. در روایت دیگری آن حضرت فرمودند: التفکر یدعو إلی البر و العمل به؛ اندیشه و فکر، انسان را به نیکویی و عمل به آن دعوت می کند.
البته هر فکری سازنده نیست و سعادت انسان را تأمین نمی کند ؛ بلکه تنها اندیشه ای که انسان را به قرب الهی برساند ، سعادت او را فراهم می کند و عبادت است. با تفکر صحیح است که انسان از خواب غفلت بیدار می شود. امیرمؤمنان علی (ع) فرمودند: نبه بالتفکر قلبک؛ دل خود را با اندیشه، آگاه نما.

شناخت حق و باطل:
رسیدن به صراط مستقیم بندگی خداوند، مستلزم شناخت خدا و دین و اخلاق و اعمال نیکو است و این فرایند بدون شناختن حق و باطل و حسن و قبح اشیاء و افعال و عشق به خدای هستی، ممکن نمی شود، انسان به شناخت حقیقت نیاز ضروری دارد و با آن ساخته می شود و در صورتی که به چنین شناختی دست نیابد، اسیر و دلبسته باطل و اعتباری و غیر واقعی می شود و گمراه می گردد. شناخت حق و جداسازی آن از باطل در تمامی حوزه های علوم کار عقل است.
در یک جمله می توان گفت: عقل چیزی است که عشق به حقایق زندگی و عقاید درست و اعمال نیکو را به انسان می نمایاند و از دوست داشتن باطل باز می دارد.
قلب انسان برای اینکه عاشق خوبی ها شود به تعقل و خردورزی نیاز دارد، کسی که از نعمت عقل برخوردار است در اوج بی نیازی بسر می برد. امام علی (ع) فرمودند: هیچ بی نیازی همچون عقل، و هیچ فقری مانند جهل نیست.
کارکرد دقیق عقل، مقایسه و تمیز میان هست و نیست، حق و باطل، درست و غلط، صحیح و فاسد، خوب و بد، ارزش و ضد ارزش در تمامی شاخه های علوم عقلی و اخلاقی و عملی است.
عقل انسان برای اثبات حق و ابطال باطل از تفکر و تعقل و استدلال و برهان منطقی و مقایسه آثار و تدبر در عواقب امور و دوراندیشی استفاده می کند؛ عقل نیرویی است که دائم میان حق و باطل، پرستش خدا و غیر خدا و تاثیرات هر یک بر انسان و عاقبت و آخرت انسان مقایسه می کند و می سنجد و منافع انسان را از مضار آن تشخیص می دهد و زمینه تصمیم گیری را برای انسان فراهم می کند. فصل ممیز نوع انسانی:
بر اساس فرمایش امام صادق (ع) دِعامَه الانسان العقل؛ عقل پایه شخصیت انسان است. دعامه که در متن روایت آمده، به معنای عماد و آن چه که بدان تکیه و اعتماد می شود؛ مراد از آن پایه و اساسی است که فروع و احوال از آن نشأت می گیرد.
ممکن است منظور از عماد بودن عقل برای آدمی به جهت قوام نوع انسانی به عقل باشد، زیرا در صورت عدم عقل، نوع نیز منتفی است.
علاوه بر آن قوا و صفات دیگر آدمی چون هوش، فهم، حافظه و دانش از عقل سرچشمه می گیرد. امام صادق (ع) در روایت مفصلی درباره عقل فرمودند: پایه شخصیت انسان عقل است و هوش و فهم و حافظه و دانش از عقل سرچشمه میگیرند. عقل انسان را کامل کند و رهنما و بیناکننده و کلید کار اوست و چون عقلش بنور خدائى مؤید باشد دانشمند و حافظ‍‌ و متذکر و با هوش و فهمیده باشد و از این رو بداند چگونه و چرا و کجاست و خیر خواه و بدخواه خود را بشناسد و چون آن را شناخت روش زندگى و پیوست و جدا شده خویش بشناسد و در یگانگى خدا و اعتراف بفرمانش مخلص شود و چون چنین کند از دست رفته را جبران کرده برآینده مسلط‍‌ گردد و بداند در چه وضعى است و براى چه در اینجاست و از کجا آمده و بکجا میرود؟ اینها همه از تأیید عقل است. تقویت کننده ایمان:
گرایش های والا و معنوی و فوق حیوانی انسان آنگاه که پایه و زیربنای اعتقادی و فکری پیدا کند نام ایمان را به خود می گیرد. ایمان به انسان امید، مقصد، جهت و نیرو می بخشد، در حالی که بسیاری از عناصر ایمانی به وسیله عقل در وجود مؤمن شکل می گیرند.
ایمان و عقل نه تنها با یکدیگر تضادی ندارند، بلکه مکمل و متمم یکدیگرند؛ بدین جهت امام صادق (ع) فرمود: حجه الله علی العباد النبیُّ و الحجه فیما بین العباد و بین الله العقل؛ حجت خدا بر بندگان، پیامبر است و حجت میان بندگان و خدا عقل است.
عقل خالص و خالی از شوائب اوهام به حسب ذات حجت است؛ یعنی آفرینش عقل، آفرینش حجیت است. لذا در برخی از روایات اسلامی، عقل به عنوان حجت باطنی مطرح شده است و پیامبران، حجت های ظاهری شناخته شده اند.
و از مهم ترین آثار حجیت عقل، ایمان به حقایقی است که عقل بدان دست پیدا کند. بدین جهت رسول اکرم (ص) فرمود: لا یکون المؤمن مؤمناً حتی یکون کامل العقل؛ مومن مومن نیست تا عقل اش کامل شود... . معیار شناخت خداوند:
یکی از مهم ترین کارکردهای شناختی عقل خداشناسی است. امام صادق (ع) در این زمینه می فرماید: ... فبالعقل عرف العباد خالقهم و انهم مخلوقون و انّه المدبِّر لهم و انّهم المدبَّرون و أنه الباقی و هم الفانون؛ آدمیان با عقل، خالق شان را می شناسند و به مدبر بودن او برای آنها و بهره مندی آنها از تدبیر او اذعان می نمایند و به باقی بودن او و فانی بودن خود اعتراف می کنند. إن العاقل لدلاله عقله الذی جعله الله قوامه و زینته و هدایته علم ان الله هو الحق و أنه هو ربّه؛ عاقل به راهنمایی همان عقلی که خداوند نگهدار او و زینت و سبب هدایتش قرار داده، می داند که خداوند حق است و پروردگار او است.
البته عقل انسان می‌تواند ‌پدیده‌های جهان و‌ قوانین حاکم بر آن را بشناسد و در آنها حکم و داوری کند، اما بر اساس دلایل عقلی و نقلی، در برخی از حوزه ها نمی تواند فعالیت کند و به نتیجه برسد؛ مثلا عقل انسان توان شناخت کنه ذات خداوند و درک آن را ندارد. عقل محدود است و درک نامحدود برای محدود ممکن نیست.
تا این اندازه از شناخت وظیفه عقل است و توان آن را هم دارد و خداوند تا این حد عقل را منع نکرده،‌ اما بیش از این مقدار که همان شناخت کنه ذات و باطن صفات باری تعالی باشد،‌ عقل انسان عاجز است و توان شناخت آن را ندارد.
به هر حال، عقل انسان تا این اندازه می‌فهمد که این جهان دارای خدایی است و آن خدا دارای علم،‌ قدرت، حیات و سایر صفات کمال و جمال و جلال است. با عنایت به این کارکرد عقل، می توان از آن به عنوان قوه و نیروی مدرک حقایق یاد نمود. منبع استنباط احکام الهی:
امام صادق (ع) عقل را راهنمای مؤمن دانسته است. العقل دلیل المؤمن؛ یعنی با راهنمایی عقل، انسان به حقایق معارف و مقاصد دینی دست پیدا می کند؛ بدین جهت عقل را باید ابزار شناخت حقایق علوم الهی و معارف دینی دانست.
چنان که امام صادق (ع) از امیرالمؤمنین(ع) نقل می کند که آن حضرت می فرمود: بالعقل استخرج غور الحکمه، بالحکمه استخرج غور العقل؛ عمق حکمت به وسیله عقل استخراج می شود و عمق عقل به وسیله حکمت بیرون می آید؛ یعنی عقل با ادراک حقایق عقلیه و تحصیل معارف حکمیه نفس را از قوه به فعل و از نقص به کمال خارج می کند و قابلیت آن را به فعلیت و کمال می رساند.
همچنین فقیهان با درک اهمیت و جایگاه عقل علاوه بر آن که در فهم آیات و روایات از عقل به عنوان ابزار بهره می جویند، آن را به عنوان منبع استکشاف حکم شرعی به شمار آورده اند.
از اطلاق فرمایش امام صادق (ع) استفاده می شودکه عقل دلیل و راهنمای مؤمن در اصول و فروع ایمانی است؛ یعنی عقل، مؤمن را در فهم اصول و بنیادهای اندیشه، همچنین در آگاهی از احکام و مقررات شرعی یاری می کند.
عالمان دینی همواره در حوزۀ شناخت احکام هم به عقل اعتماد می‌کنند. در علم فقه، ‌عقل به عنوان یکی از دلایل شناخت احکام در کنار سنت و قرآن قرار دارد و در علم اصول نیز در باب حسن و قبح عقلی ثابت است که لزوم اطاعت اوامر و نواهی شارع به حکم عقل است.
البته، گفتنی است در شریعت اسلام بعضی از احکام و مسائل، فوق عقل وجود دارد که عقل گرچه مخالفتی با آنها ندارد، اما به کنه آنها نمی رسد و نمی تواند آنها را درک کند؛ مانند مناطات احکام و یا مباحث مربوط به جزئیات معاد. هدایت بخش انسان:
در این زمینه روایت مشهور سماعه از امام صادق (ع) به خوبی نقش هدایت گری عقل را می نمایاند. در این روایت عقل و جهل دارای جنود و لشگر تلقی شده اند که از نظر کمّی هر یک دارای هفتاد و پنج لشگر هستند؛ یعنی هیچ یک بر دیگری برتری کمّی ندارد. ایشان با بهره گیری از روش شناساندن اشیاء به اضدادشان، جنود عقل و جهل را معرفی نموده اند.
از منظر روش شناسی، روش مذکور، سازوکارهای شکوفایی عقل را در وجود آدمی به دست می دهد. امام با معرفی جنود شیطان، آسیب های شکوفایی عقل را نیز ارائه داده اند، لذا حدیث سماعه دارای دو نوع روی آورد ایجابی و سلبی در مقوله ی عقل است.
جنود عقل مبین روی آورد ایجابی یعنی ارزش ها و بایدها و جنود جهل، معرف ضد ارزش ها و نبایدها است. چنان که قناعت از جنود عقل یک باید و حرص و آز از جنود جهل، یک نباید اخلاقی است.
رجاء و امیدواری از جنود عقل یک ارزش اخلاقی و قنوط و ناامیدی از جنود جهل و از نبایدهای اخلاقی به شمار می آید. راستگویی از جنود عقل، یک ارزش اخلاقی و دروغگویی از جنود جهل، از نبایدهای اخلاقی است.
در این بیان امام تنها به بیانی کلی اکتفا نکرده است بلکه با بهره گیری از روش تقابل معنایی، جنود عقل و جهل را شمارش نموده است. در این روی آورد امام (ع) با هفتاد و پنج عنوان از لشکریان عقل نام می برد و در مقابل آن از جنود جهل با هفتاد و پنج عنوان یاد می نماید.
به عنوان مثال، عدل در مقابل ظلم، شکر در مقابل کفران، رحمت در مقابل غضب، پاکدامنی در مقابل رسوائی، تواضع در مقابل کبر، معروف در مقابل منکر، از جنود عقل در مقابل جهل به شمار آمده است.
بررسی تحلیلی جنود عقل و جهل ما را به این واقعیت رهنمون می شود که جنود عقل و جهل تعالیم سه گانه اعتقادات، اخلاق و احکام را شامل می شود چنان که گزاره های چون - الایمان و ضدّهُ الکفر – و- التصدیق و ضدّه الجحود - ناظر به آموزه های اعتقادی و گزاره های چون - التوکل و ضِدَّه الحرص – و- الحلم ضدّه السفه - ناظر به آموزه های اخلاقی و گزاره های چون - الحجّ و ضِدّه نبذ المیثاق - و - الصوم و ضده الافطار - از شمول جنود عقل و جهل نسبت احکام حکایت دارد.
لذا می توان اذعان نمود که عقل از سازوکارهای متنوع برای کارکردهای شناختی - رفتاری برخوردار است.
عقل به خودی خود، خوبی و بدی را درک می کند و همچون پیامبر درونی نقش راهبری و مدیریت زندگی را تا رسیدن به کمال مطلوب در دنیا و سعادت در آخرت به عهده دارد، اگر چه گاهی به دلیل قوت شهوت و غضب مقهور نفس می شود و نقش تاثیر گذار خود را از دست می دهد.
نیروی عقل همچون پیامبر درونی می ماند که هماهنگ با پیامبر بیرونی، مسئول کنترل نفس اماره و ساختن قلب و هدایت معنوی انسان است. این پیامبر درونی است که انسان را از گمراهی نجات می دهد و به دوست داشتن خدا و خوبی ها هدایت می کند. علی (ع) می فرمایند: عقل هدایت و نجات می بخشد و جهل گمراه و نابود می گرداند . عامل پرستش خداوند و اکتساب بهشت:
در روایت سوم کتاب العقل و الجهل اصول کافی، سائل از ماهیت عقل سؤال می کند، امام صادق (ع) با ارائه ثمره و نتیجه آن که همانا پرستش خداوند و اکتساب بهشت است، به عقل به معنای ملکه ای که انسان را به خیرات و منافع رهنمون می شود، اشارت دارد؛ العقل ما عبد به الرحمان و اکتسب به الجنان؛ عقل آن چیزی است که خدای رحمان به وسیله او عبادت می شود و بهشت با او بدست می آید. بنابراین کسی عقل دارد که بتواند نفس اماره خود را عقال و پابند بزند و کنترل کند و به بندگی خدا اقدام نماید.
عقل با شناخت و معرفتی که از خداوند متعال به دست می دهد آدمی را به عبودیت فرا می خواند که کارکرد وثمره آن تحصیل بهشت خواهد بود. امام صادق (ع) عقل را بهترین عبادت کننده خداوند دانسته است. ما عبدالله بشیء افضل من العقل، روشن است امام در این روی آورد برای القاء معنایی از معانی عقل با بیان ثمره و نتیجه آن بهره می گیرد. عامل دین داری:
عامل اصلی که انسان را به دین داری فرا می خواند نیروی عقل است. امام صادق (ع) در این زمینه فرمودند: من کان عاقلاً کان له دین و من کان له دین دخل الجنه؛ هر که خردمند باشد، دیندار است و هر که دیندار باشد، به بهشت مى رود.
در این گزاره امام، نسبت و رابطه عقل و دین را یادآور می شود، بین آن دو وحدت و یگانگی قائل است؛ به نحوی آن چه با عقل و تعالیم دینی دریافت می شود از یک حقیقت برخوردارند یعنی بین تعالیم دینی و موازین عقلی تنافی و ناسازگاری وجود ندارد، لذا عقل عامل دین شناسی و دین داری انسان است و آدمی را به بهشت نایل می سازد.
در روایت دیگری از امام علی (ع) که از امام صادق (ع) منقول است که آن حضرت فرمود: جبرئیل بر آدم نازل شد و گفت: ای آدم من دستور دارم تو را مختار سازم بین سه چیز تا یکی را انتخاب کنی و دو چیز را رها سازی، آدم به او گفت: ای جبرئیل آن سه چیز چیست؟ فرمود: عقل و حیاء و دین.
آدم گفت: من عقل را انتخاب نمودم، سپس جبرئیل به حیاء و دین گفت: دور شوید و او را رها کنید، آن دو گفتند: ای جبرئیل، ما (از سوی خداوند) مأموریم که همیشه در هر کجا با عقل باشیم. این روایت به روشنی بر جدایی ناپذیری دین از عقل دلالت دارد و روایت: لا دین لمن لا عقل له؛ کسی که از عقل بهره ای ندارد دین ندارد. به وضوح از نقش عقل در دین داری؛ یعنی شناخت تعالیم دینی و تعلق علمی و عملی به آن، حکایت می نماید. اعتبار سنجی اعمال:
در آموزه های امام صادق (ع) سنجش و ارزیابی اعمال انسان ها به عقل آنها است، چنان که سلیمان دیلمی به امام صادق (ع) عرض می کند فلانی در عبادت و دیانت و فضیلت چنین و چنان است، امام فرمود: عقلش چگونه است؟ گفتم: نمی دانم، فرمود: پاداش به اندازه عقل است. یا در روایتی، سکونی از امام صادق (ع) نقل می کند که امام از رسول اکرم (ص) نقل می کند که اگر خوبی حال کسی به شما رسید در خوبی عقلش بنگرید، زیرا به میزان عقلش پاداش می یابد.
یا در روایت اسحاق بن عمار آمده است که می گوید به حضرت صادق (ع) عرض کردم قربانت گردم من همسایه ای دارم که نماز خواندن و صدقه دادن و حج رفتنش بسیار است و عیب ظاهری ندارد. فرمود: عقلش چطور است گفتم: عقل درستی ندارد، فرمود: پس با آن اعمال، درجه اش بالا نمی رود. یا در روایت دیگر امام صادق (ع) از رسول اکرم (ص) نقل کرده است که آن حضرت فرمود: چون مردی را پرنماز و روزه دیدید به او مباهات نکنید تا بنگرید عقلش چگونه است.
بنابراین از مهم ترین روی آوردهای امام صادق (ع) در تبیین کارکردها اعتبارسنجی اعمال به عقل است. بدین جهت آن امام فرموده است همانا پاداش به اندازه عقل است. درک حسن و قبح و عنصر سازنده اخلاق:
بایدها و نبایدها علاوه بر هست ها و نیست ها متعلق ادراک عقل قرار می گیرند. از منظر امام صادق (ع) آدمیان همان گونه که با عقل خود خالق خویش را می شناسند، حسن و قبح اشیاء را نیز با عقل درک می کنند. فبالعقل عرف العباد خالقهم و عرفوا به الحسن من القبیح؛ مراد از درک بایدها و نبایدها در حقیقت حکم عقل به نیکی ها و بدی های صفات و اعمال است و به همین دلیل، عقل عملی نیکو که قدرت چنین تشخیصی در آن وجود دارد، منشا اخلاق نیکو است.
در این زمینه که اخلاق نیکو در عقل نیکو ریشه دارد، امام صادق (ع) فرموده است: اکمل الناس عقلاً احسنهم خلقاً؛ کامل ترین آدمیان از نظر عقل، خوش خلق ترین آنها است یعنی عقل از عناصر سازنده اخلاق نیکو به شمار می آید.
روایت سماعه از امام صادق (ع) درباره جنود عقل و جهل که ذکر آن گذشت و در آن امام (ع) تمام شاخه های فضایل و رزایل اخلاقی و عملی را ذکر می کند و آنرا نشات گرفته از عقل می داند، بهترین گواه و دلیل این معنا است که عنصر اصلی سازنده اخلاق نیکو در انسان، عقلانیت نیکو در او است. مدیریت شهوت و هوای نفس:
گفته شده که معنای اصلی عقل از عقال است و کارکرد آن منع و جلوگیری و پرهیز دادن نفس از گرایش به دنیا و خودپرستی و دعوت به بندگی خدا است.
بنابراین یکی از تاثیرات مهم عقل که به لحاظ مفهومی از عقال و پابند است، کنترل و مهار زیاده خواهی های نفس اماره و ایجاد تعادل و حفظ قلب از آسیب های آن است.
عشق به دنیا و نفس ریشه در جهالت انسان دارد. در حدیث نبوی آمده است: ان العقل عقال من الجهل؛ عقل نیرویی است که جهل و نادانی را مهار می کند. و کار اصلی عقل مدیریت عشق و گرایش و میل در انسان است. عقل در حقیقت قلب را عقال می کند تا عاشق دنیا و نفس و امور فانی نشود و بلکه عاشق خدا و انسان های کامل و امور ماندگار و باقی گردد.
در این معنا دو جنبه معرفتی و ارزشی لحاظ شده است،‌ یعنی عقل از طرفی منشا معرفت است، معرفتی که انسان را به راه راست و عشق و عمل نیکو رهنمون می شود و از طرف دیگر ارزش ها را به انسان گوش زد می کند.
عقل و همچنین دین و انبیاء الهی و علمای ربانی دلبستگی های انسان را مدیریت می کنند به این معنا که محبت و بندگی خدا را به انسان آموزش دهند و او را از محبت و پرستش دنیا و نفس باز دارند. تعدیل نفس از افراط و تفریط و تنظیم قلب در خواسته ها و عشق ها و تعلقات و آرزوها کار عقل است. معیار کمال انسان:
از دیدگاه امام صادق (ع) معیار کمال انسان بهره مندی کامل از جنود عقل و خالی بودن از جنود جهل است. ایشان در انتهای روایت سماعه در بیان جنود عقل و جهل، انسان کامل از نبی و وصی نبی و اولیاء الهی را انسانی معرفی می کند که مستجمع جمیع صفات هفتاد و پنج گانه جنود عقل هستند و می فرماید: و همه‌ی این خصلت‌ها، از لشکران عقل به هم جمع نمى‌شوند، مگر در پیغمبر یا وصى پیغمبر، یا مؤمنى که خدا دل او را امتحان کرده و نیک آزموده، یا آن را شناخته باشد از براى ایمان، و اما باقى مردمان از دوستان ما که یکى از ایشان خالى نمى‌باشد از این‌که بعضى از این لشکران در او باشد، تا آن‌که کامل گردد و از لشکریان جهل پاک و پاکیزه شود، پس در این هنگام در درجه‌ی بلندتر، با پیغمبران و اوصیاى ایشان خواهد بود. و به این نمى‌توان رسید، مگر به شناختن عقل و لشکران او و دورى کردن از جهل و لشکران او. خدا ما و شما را از براى فرمان‌بردارى و خشنودى خویش توفیق دهد؛ و انسان های دیگر با افزودن آگاهی و بصیرت خویش نسبت به جنود عقل و جهل، به تدریج با پاک سازی وجود خویش از جنود جهل با پیامبران و اوصیای آنان در این مقام همراه می شوند.
بنابراین بهره آدمیان از عقل یکسان نیست، برخی به صورت کامل از عقل بهره مند هستند که آنان انبیاء و اوصیای الهی هستند و بعضی به صورت ناقص از آن بهره مند که سیر تکاملی عقلانی با عقل افزائی بر خرد و جهل زدایی از خویش به درجه معیت با انبیاء و اوصیاء دست می یابند. عامل رستگاری:
رستگاری تنها از بستر عقلانیت حاصل می شود. چنان که امام صادق (ع) به مفضل بن عمر از اصحاب برجسته خود فرمود: لا یُفلِحُ مَن لا یَعقِلُ، ولا یَعقِلُ مَن لا یَعلَمُ؛ ای مفضل کسی که عقلانیت و خردورزی ندارد، رستگار نمی شود. با امعان نظر در میراث امام صادق (ع) در مقوله تبیین خاصیت و کارکردهای عقل می یابیم که عقلانیت، یعنی به کارگیری عقل در امور دینی و دنیوی یکی از مهم ترین شاخصه های تعالی یافتگی انسان است.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.