هجرت پیامبر(ص) ۱۳۹۱/۰۴/۱۱ - ۳۹۵ بازدید

آیا همراه غار پیامبر (ص) ابوبکر بوده است؟

از بزرگترین مشکلات اساسی اهل سنت و وهابیون این است که هیچگاه نخواسته‌اند بپندارند که تحریفات واقعی و عظیمی در مکتبشان رخ داده است. یکی ازاین مشکلات و معضلات دروغی است که در مورد یار غار پیامبر به خورد اهل‌سنت داده‌اند، تا جاییکه اهل تشیع نیز آن را باور کرده اند.اعتقاد اهل تسنن در این است که در زمان هجرت به همراه پیامبر(ص)، کسی نبود جز ابوبکر.اما در کتب خود اهل سنت هم چنین چیزی بیان نشده و آن را رد کرده‌اند. به همین دلیل نگاهی می اندازیم به کتب اهل سنت در این‌باره:
درکتاب البدایه و النهایه جلد 3 صفحه 176آمده است که ابن بکر یا بطور کاملتر عبدالله بن بکر بن اریقط راهنما و همراه پیامبر بوده که به همراه حضرت رسول(ص) به سمت مدینه در حرکت بودند. شاید برخی بگویند که نفر سوم ابوبکر بوده است. اما باید بدانند که قرآن همان دو نفر را اعلام نموده است. در آیه 40 سوره توبه اشاره شده است که دو تن در غار حاضر بوده‌اند و پیامبر به همراه خود (و نه همراهان) گفته که نترس که خداوند با ماست. بنابراین نمی توانسته ابوبکر هم به همراه پیامبر باشد و الا باید کلمات بجای آنکه به صورت مفرد به کار رود به صورت تثنیه به کار می‌رفت.
از سویی دیگر شما در هیچ کجا نخواهید دید که ابوبکر به این فضیلت اعتراف کند و بگوید که وی همراه پیامبر در غار قرار داشته است. کما اینکه وی در سقیفه به کمتر از این اشاره کرده است و گفته: «نحن عشیرة رسول اللّه و اوسط العرب أنسابا و لیست قبیلة من قبائل العرب الا و لقریش فیها ولادة». ما فامیل پیامبریم و ... (در حالی که ابولهب و ابوسفیان و ابوجهل از بزرگرین دشمنان پیامبر نیز از بستگان ایشان بودند) ولی نمی‌گوید آن زمان که همه او را تنها گذاشته بودند و قصد کشتن ایشان را داشتند من برای حفظ جان آخرین فرستاده خدا به همراهش بودم و او را در غار و در طول مسیر همراهی نمودم!. شما می توانید این مطلب را به وضوح در کتاب البدایه و النهایه جلد 6 صفحه 205 مشاهده کنید.
باز هم می توان مدارک و دلایل دیگری را نیز در کتب اهل سنت دید. مثلاً در کتاب لسان المیزان جلد 5 صفحه 115 عسقلانی گفته است که از تابعین کسانی بوده اند که منکر ارتباط داشتن آیه غار با ابوبکر بوده اند. مانند ابوجعفر مؤمن طاق.
ازمهمترین مدارک که می توان به آن اشاره کرد، سخن عائشه دختر ابوبکر است که در کتب صحیح بخاری جلد 6 صفحه 42 و تاریخ ابن اثیر جلد 3 صفحه 199 والبدایه و النهایه جلد 8 صفحه 96 و همچنین در الاغانی جلد 16 صفحه 90 به آن اشاره شده است. بر اساس گزارش این کتب، عائشه گفته است:هیچ آیه ای در وصف ما نازل نشده است.
از سویی دیگر در صحیح بخاری جلد 1 صفحه 128 و کتاب الاذان جلد 4 صفحه 240 و کتاب الاحکام باب إستقضاء الموالی و استعمالهم، سنن بیهقی جلد 3 صفحه 89 و فتح الباری جلد13 صفحه 17 و جلد 7 صفحات 261 و 307 اشاره می کند که ابوبکر درهنگام رسیدن پیامبر از سفر مکه به مدینه ـ زمان هجرت ـ در مدینه از وی استقبال کرده است (آیا می‌توان به کسی که در تمام طول مسافرت همراه انسان است، عنوان استقبال کننده را داد؟!) همچنین در این منابع که نویسندگان آن از علمای اهل‌سنت هستند آمده است: ابوبکر در نماز جماعت گروه اول مهاجرین هم شرکت کرده است. این گروه به دلیل فشارهای موجود در شهر مکه که از جانب قریش بر آنان وارد می‌شد، به دستور پیامبر و قبل از ایشان به مدینه مهاجرت کرده بودند و ابوبکر در میان آنان بوده و در نماز جماعت آنان شرکت می‌کرده است. آیا این مطلب معقول است که وی همزمان در دو جا، یعنی هم در سفر همراه پیامبر باشد و هم اینکه در مدینه در نماز جماعت شرکت کرده باشد.
علی‌رغم مطالب فوق به نکات دیگری نیز می‌توان اشاره نموده به عنوان مثال:‌در کتاب البدایه و النهایه جلد 6 صفحه 205 اظهار شده است که اصلاً پیامبر در غار تنها بوده و نیز در کتاب فتوح البدان جلد1 صفحه 64 آمده که قیافه شناسی که همراه مشرکین بوده است، فقط جای پای پیامبر را تشخیص داده که این موضوع از سوی یحیی بن معین در کتاب تهذیب الکمال جلد 29 صفحه 26 قابل قبول دانسته شده است.
نکات فوق همراهی ابوبکر با پیامبر در غار را به شدت زیر سوال می‌برد و شائبه این مسئله را در ذهن هر خواننده منصفی ایجاد می‌نماید که گویا برخی از نویسندگان اهل‌سنت به دلیل نبود هیچ فضیلتی برای اثبات برتری خلفایشان اقدام به تحریف گسترده تاریخ نموده‌اند که این نمونه‌ای از آن موارد است. شما می‌توانید موارد و نمونه‌های متعدد دیگر را که برگرفته از کتاب‌‌های خود اهل‌سنت است را در کتاب ارزشمند علامه عسکری تحت عنوان:‌ معالم المدرستین مطالعه فرمایید. این کتاب تحت عنوان «بازشناسی دو مکتب» به فارسی نیز ترجمه شده است و مطالب موجود در آن انسان را به شگفتی وا می‌دارد.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
سلام بالاخره نفهمیدم پیامبر همراه ابوبکر بوده یا نه اگر بوده در کجا به ایشان رسیده می گویند پیامبر در نیمه راه رسید به ابوبکر و چون ابوبکر دهن ول بوده ترسیده است که جای او را بگوید ما که در درس ها خوانده بودیم که ابوبکر با پیامبر بوده است
پرسمان
سلام علیکم، جواب اجمالی :
در این که ابوبکر خلیفه اول در داستان یار غار همراه پیامبر بوده است اختلاف وجود دارد . قران در سوره التوبة آیه ۴۰ می فرماید:
إِلَّا تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِینَ کَفَرُوا ثَانِیَ اثْنَیْنِ إِذْ هُمَا فِی الْغَارِ إِذْ یَقُولُ لِصَاحِبِهِ لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا ۖ فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَکِینَتَهُ عَلَیْهِ وَأَیَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْهَا وَجَعَلَ کَلِمَةَ الَّذِینَ کَفَرُوا السُّفْلَىٰ ۗ وَکَلِمَةُ اللَّهِ هِیَ الْعُلْیَا ۗ وَاللَّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ «اگر پیامبر(ص) را یاری ندهید، یقیناً خدا او را یاری می دهد. چنانکه او را یاری داد زمانی که کافران از مکه بیرونش کردند در حالی که یکی از دوتن(نفر) بود؛آن هنگام هردو در غار بودند.همان زمانی که به همراهش گفت: اندوه به خود راه مده،خدا با ماست.پس خدا آرامش خود را بر او (پیامبر(ص)) نازل کرد و او را با لشکریانی که شما ندیدید نیرومند ساخت و شعار کافران را پست تر قرار داد. و شعار خداست که شعار والاتر و برتر است و خدا توانای شکست ناپذیر و حکیم است.» در آیه ۴۰ سوره توبه تنها به حضور دو تن که در غار حاضر بوده‌اند و پیامبر را همراهی کردند اشاره شده است. اما به نام و ماهیت آنها اشاره نشده است . توضیح بیشتر :
همراهی ابوبکر با پیامبر در غارمحل اختلاف و تردید است .
در مورد یار غار پیامبر بین مورخان و مفسران اختلاف شدیدی وجود دارد که اهم آنها دو قول است: یک: آن شخص اصلا غیر از ابوبکر بوده. دو: آن شخص ابوبکر بوده است.اما قول اول: اینان قائلند که یار غار حضرت پیامبرـ صلى الله علیه و سلّم ـ ابن بکر ـ عبداللّه بن بکر بن اریقط ـ همان راهنما و دلیل پیامبرـ صلى الله علیه و سلّم ـ بوده و نه ابوبکر، که این قول حتی از بعضی از بزرگان اهل سنت نقل شده است که از جمله آنها ابن کثیراست .البدایة و النهایة ۳: ۱۷۶
اینان می گویند: این تشابه و تقارب إسمى سبب شده که آن شخص را اشتباها ابوبکر بدانیم.
دلایل این قول:
۱. ابوبکر در هیچ کجا به این فضیلت اعتراف نکرده است، در حالیکه در روز سقیفه به کمتر از آن اشاره کرد: نحن عشیرة رسول اللّه و اوسط العرب أنسابا و لیست قبیلة من قبائل العرب الا و لقریش فیها ولاده (البدایة و النهایة ۶: ۲۰۵ )
۲. به گفته عسقلانى، از تابعین کسانى بودند که منکر ارتباط داشتن آیة غار با ابوبکر بودند; همانند ابوجعفر مؤمن طاق (لسان المیزان ۵: ۱۱۵ )
۳. عائشه تصریح دارد که هرگز آیه اى در حق ما نازل نشده است: لم ینزل اللّه فینا شیئاً من القرآن. (صحیح بخارى ۶: ۴۲ ـ تاریخ ابن الاثیر ۳: ۱۹۹ ـ البدایة و النهایة ۸: ۹۶ ـ الاغانی ۱۶: ۹۰ )
۴. معروف است که ابوبکر در مدینه به استقبال پیامبرـ صلى الله علیه و سلّم ـ آمد و این بدان معناست که ابوبکر همراه پیامبر اکرم ـ صلى الله علیه و سلّم ـ نبوده است.
۵.وجود حدیث صحیح دال بر اینکه به هنگام هجرت به غار، حضرت تنها بود(البدایة و النهایة ۶: ۲۰۵ )
۶. آن قیافه شناس فقط آثار و جاى پاى پیامبر اکرم ـ صلى الله علیه و سلّم ـ را دید و هرگز سخن از ابوبکر به میان نیاورد و از یحیى بن معین تشکیک در آن فهمیده مى شود.( فتوح البلدان ۱: ۶۴ )
۷. طبق روایت بخارى و دیگران، ابوبکر جزء اولین گروه از مهاجرین بوده و قبل از پیامبر ـ صلى الله علیه و سلّم ـ وارد مدینه شده و در نماز جماعت گروه اول از مهاجرین شرکت مى کرد (صحیح بخارى ۱: ۱۲۸، کتاب الاذان ج ۴ ص ۲۴۰، کتاب الاحکام باب إستقضاء الموالی و استعمالهم، سنن البیهقى ۳: ۸۹، فتح البارى ۱۳: ۱۷۹ ج ۷: ۲۶۱ و ۳۰۷ )
از جمع بندی این مطالب در می یابیم که اصلا ابوبکر همراه پیامبر نبوده است.
ثانیا بر فرض که قبول کنیم یار غار پیامبر(ص) ابوبکر بوده است در جواب خواهیم گفت دلایل متقنی وجود دارد که پیامبر (ص) او را به اجبار همراه خود به غار برده است تا خروج حضرت از خانه و مسیر آن به عنوان راز باقی بماند و وی آنرا بر ملا نکند.
سید بن طاووس در کتاب ( الطرائف ، ص ۴۱۰) می‌ فرماید :
از دسته روایاتی که دلالت می کند پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) از ترس این که ابوبکر جای را به کفار نشان ندهد او را با خود به غار بردند روایتی است که شیخ ابوهاشم بن صباغ در کتاب النور و البرهان باب : ما أنزل الله علی نبیه ذیل آیه « قم فأنذر» و آیه « فاصدع بما تؤمر» وباب« ما ضمن رسول الله (صلى الله علیه وآله) لمن أجابه وصدقه » می آورد : حسان می گوید برای انجام حج عمرة به مکه آمدم دیدم مردمی‌ از قریش به اصحاب رسول خدا فحش می دادند.... پس اینگونه می گوید : رسول خدا به علی علیه السلام (درشب لیلة المبیت) امر نمود ( که درجای ایشان بخوابد) علی علیه السلام نیز اجابت نمود ولی از ابن ابی قحافة ( کنیه ابوبکر) ترسید که مبادا جای ایشان را به کسانی که دنبال پیامبر بودند نشان دهد به همین خاطر او را با خود به غار بردند .
نظیر همین مطلب در کتب دیگر اهل سنت که در حال حاضر موجود می باشد یافت می شود .
ابوجعفر اسکافی استاد ابن ابی الحدید در جواب جاحظ که قائل است ابوبکر در راه رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم از همه صحابه سختی‌ بیشتری را تحمل کرد می گوید :
تو را چه شده است که داستان خوابیدن علی علیه السلام را در جای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در شب لیلة‌ المبیت ذکر نکرده ای آیا آن را فراموش کرده ای یا خودت را به فراموشی زده ای ؟!
پس بدرستیکه این کار تحمل سختی و پایداری‌ بزرگی است که هر زمان شخصی خود را به جای وی گذارد و فکرش را متوجه آن کند می بیند در آن فضیلت های بسیار ومنقبتهای مختلفی موجود است .
وقضیه از این قرار است که وقتی به مشرکین خبر رسید که رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم قصد خروج برای هجرت به سوی غیر ایشان ( اهل مدینه) دارند خواستند برای اینکار چاره ای اندیشیند ، پس پیمان بستند که شب هنگام در کنار بستر وی جمع شوند واو را با شمشیر های بسیار بزنند ، در دست افرادی از قبیله های مختلف قریش شمشیری از آن شمشیر ها باشد تا خون وی بین گروههای مختلف تقسیم شود وبنی هاشم نتوانند خون وی را از قبیله ای خاص طلب کنند . و برای آن شب قسم خوردند و در آن شب با هم جمع شدند .
پس وقتی رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم از این ماجرا با خبر شدند ، کسی را فرا خواندند که از همه بیشتربه وی اطمینان داشتند (علی علیه السلام) و کسی که خود را بیشتر ازهمه برای رسول خدا صلی الله علیه وآله در معرض خطر می گذاشت و کسی را که از همه بیشتر در راه خدا فداکاری می کرد وکسی که سریعتر از همه از وی اطاعت می کرد . پس به وی گفت که قریشیان هم پیمان شده اند که امشب بر سر من بریزند . پس به خوابگاه من برو و در جای من بخواب و روپوش من را بر روی خود بینداز تا ایشان گمان کنند من بیرون نرفته ام ، و من با اذن خدا بیرون خواهم رفت .
پس اولا علی را ازاینکه حیله ای به کار برد تا جانش را حفظ کند منع کرد ( چون باید به حالت عادی درجای رسول خدا می خوابید) واو را مجبور کرد که جان خود را در معرض ضربات شمشیر های صاحبان کینه و خشم قرار دهد . پس او این مطلب را پذیرفت در حالیکه رضای خاطر به آن داشت و در جای رسول خدا خوابید در حالیکه به خاطر خدا صبر می کرد و با دادن جان خود جان رسول خدا را حفظ می نمود و انتظار کشته شدن را می کشید. ما برتر از مقام بذل جان مقامی نمی شناسیم که آرزوی آن را بکنیم . (و بذل جان بالاترین بخشش هاست) .
و اگر رسول خدا نمی دانست و علم نداشت که وی صلاحیت این کار را دارد وی را انتخاب نمی کرد و اگر در او اندکی کمبود صبر یا شجاعت یا خیر خواهی برای رسول خدا وجود داشت و با این وجود برای این کار انتخاب می شد رسول خدا کسی را انتخاب کرده بودند که انتخاب درستی نبود ، و حق گفتن چنین مطلبی را هیچ فردی از امت ندارد و همه اجماع دارند که رسول خدا صلی الله علیه و آله عمل درست را انجام داده اند .
اگر کسی در این مطلب نظر کند چند جهت برتری برای علی (نسبت به ابو بکر) می بیند :
زیرا ابو بکر حتی اگر ( ازجهت ظاهری) مورد اطمینان رسول خدا بود اما پیامبراکرم به رازداری وی اطمینان نداشتند چون ممکن بود ابوبکر راز هجرت رسول خدا را در آن شب فاش کند و دشمنان به حضرت دست پیدا کنند در نتیجه تمام نقشه های رسول خدا نقش بر آب می شد .
حتی اگر ابو بکر نزد رسول خدا از جهت رازداری مورد اطمینان بود اما رسول خدا از نترسیدن وی در هنگام مقابله با سختی اطمینان نداشتند پس شاید از خوابگاه رسول خدا فرار نموده متوجه محل نقشه رسول خدا شده دنبال رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم برود ؛ پس کفار ایشان را پیدا کنند.
حتی اگر ابوبکر حافظ سر رسول خدا بود وشجاع اما شاید توانایی خوابیدن در جایگاه رسول خدا را نداشت . چون تحمل آن حالت جدای از بحث شجاعت است . زیرا باید شجاع را در حالت دست بسته ممنوع از مقابله قرار دهی(یعنی شجاع جرات دفاع از خود را دارد اما در اینجا نمی توانداز خود دفاع کند) .بلکه این امر سخت تر از شخص دست بسته است . زیرا شخص دست بسته می داند که راه فراری ندارد اما این شخص هم می تواند فرار کند و هم می تواند از خود دفاع نماید(اما چنین کاری نمی نماید).
حتی اگر او شخص رازدار وشجاعی بود و می توانست در جای رسول خدا بخوابد و فرار هم نکند اما رسول خدا از بعد آن اطمینان نداشتند که اگر وی را زنده گرفته وشکنجه کنند اقرار به آنچه که می داند نکند و مسیر رسول خدا را به کفار نشان ندهد پس ایشان به دنبال رسول خدا رفته ایشان را پیدا کنند.
به همین دلیل است که علمای مسلمین گفته اند کسی را نمی شناسیم که به فضیلت علی در آن شب رسیده باشد .(شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج ۱۳، ص ۲۵۸؛العثمانیه، جاحظ، ص ۳۲۱) منابع جهت مطالعه بیشتر :
فروغ ابدیت - جعفر سبحانی
الصحیح من سیره النبی - جعفر مرتضی عاملی
معالم المدرستین - علامه عسگری
تفسیر نمونه، آیت الله العظمی مکارم شیرازی، دارالکتب الإسلامیه، چاپ سی و دوم، ج ۷، ص ۴۹۴.

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.