هدف خلقت ۱۳۹۸/۰۹/۱۲ - ۱۵۱۲ بازدید

خدا قبل از ما انسان ها، موجودات و کهکشان ها رو خلق کرده و این برای خالقیت خداوند به نظرم کافی بود. با خلق موجوادت و کهکشان های دیگه ای قبل از ما خالقیت که عین ذات خداوند متعال است به ثبوت رسیده است و فکر نمی کنم دیگه نیازی به خلق انسان باشد.
لطفا جواب در خور فهم دانش اموز دبیرستانی در رنج سنی بین ۱۶ تا ۱۸ بدهید.

بیان مطلب بصورت تخصصی مستحضرید بعد از شناخت دقیق مخاطب است . فقط دانستن سن کفایت نمی نماید. لذا مطلب زیر را بررسی و پاسخ درخور را مرحمتشان فرمائید: در بسیاری از موارد انسان چیزی را می داند، ولی تعریفش را به زبان علمی نمی داند. شما از هر کس بپرسید که آیا می داند «نور» چیست، می گوید: «آری! مگر می شود کسی نور و روشنایی را نشناسد؟!»؛ ولی اگر بخواهید که نور را به زبان علمی تعریف کنند، جز افراد معدودی نمی توانند.از هر کس بپرسید که: می دانی «آب» یعنی چه؟ می گوید: «آری! مگر می شود کسی مفهوم آب را نداند؟!»؛ ولی اگر به او بگویید آب را تعریف کن، تنها افراد خاصی می توانند آب و ترکیبات آن را تعریف کنند.در مورد تعریف عقل نیز مسئله همین طور است. هر عاقلی، عقل را می شناسد، هر چند تعریف آن را به زبان علمی نداند. آری آن کس که عاقل نیست، نه مفهوم عقل را می داند و نه تعریف آن را. می گویند: دیوانه ای بر لب جویی خوابیده بود و با دهان از آب جوی می خورد. یکی به او گفت که خوابیده از جوی آب مخور که عقلت کم می شود! دیوانه برخاست و گفت: اول به من بگو که عقل چیست؟!
تعریف عقل
و اما تعریف عقل به زبان علمی؛ در این مورد لازم است حوصله بیشتری داشت و این مسئله را با تأمل و ژرف نگری مورد مطالعه قرار داد. عقل عبارت است از مرکز فکر و اندیشه، و از ویژگی های آن، ترکیب، تجزیه، تجرید، انتزاع، تعمیم و تعمیق مفاهیم ذهنی است. تعریف عقل، با این فشردگی، کمی برای ذهن سنگین است. لذا این تعریف را باز می کنیم تا درک آن ساده و آسان گردد.
مرکز اندیشه
هر کس در وجود خود مرکز و جایگاهی را احساس می کند که مجموعه تفکرات (اندیشه های) او در آن جایگاه تولید می شود. این مرکز، ذهن یا عقل نامیده می شود، و شما می توانید هر نام دیگری را برای آن انتخاب کنید.
بنا بر این در مبحث شناخت، هر جا واژه «عقل» را به کار می بریم، مقصودمان مرکز شعور و شناخت های انسان است؛ البته نه مطلق شناخت ها، بلکه شناخت هایی که از طریق تفکر (اندیشیدن) برای انسان حاصل می شود.
شکی نیست که در تمام ادیان انسان مخلوق و آفریدة خداست و اوست که فاعل و علت ایجاد انسان است. و اما در مورد هدف از آفرینش انسان آنچه ابتدأً باید تذکر داده شود، خود هدف است. هدف در این عبارت، مربوط به چه کسی، هدف فاعل یا هدف فعل (که همان مفعول یا انسان است). رسیدن به هدف یا غایت در واقع رسیدن به چیزی است که قبلاً نبوده و فاعل، آن هدف را به عنوان کمالی در نظر داشته و می خواسته با رسیدن به آن هدف در واقع به آن کمال نائل شود. بنابراین اگر در عبارت مورد سؤال، منظور از هدف، هدف فاعل باشد در واقع نقصی را برای خدا در نظر گرفته ایم که با رسیدن به آن هدف آن نقص به کمال مبدل می شود ولی اگر هدف را، هدفِ فعل خدا (یعنی مفعول) بدانیم کمال هم متوجه آن فعل خواهد شد.[۱]
اکنون نظر بر خی از ادیان را در این زمینه مورد بررسی قرار می دهیم:
قبل از ورود به بحث ذکر این نکته ضروری است که علی رغم بعضی نکات در سفر پیدایش تورات، تقریباً مطلب مورد استفاده ای در زمینه آفرینش انسان و هدف از آن، در اناجیل چهارگانه موجود، یافت نمی شود. و از همین رو، مشاهده می شود که متکلمان مسیحی به تورات استناد کرده و مطالب آنرا می پذیرند. به همین دلیل، ما نظر دین یهود و مسیحیت و هم چنین نظرات متفکران غربی را به عنوان مطلبی واحد ذکر می کنیم.
در تورات برای آفرینش انسان و کل هستی دو هدف ذکر شده است.
هدف اول: خدا به این دلیل به آفرینش مبادرت ورزید که جلال خود را نشان دهد.[۲]
هدف دوم: خداوند مبادرت به آفرینش کرد تا جلال بیابد (بواسطه عبادت و توصیف بندگان)[۳]
البته این بدان معنا نیست که او جلال ندارد و می خواهد جلال بدست آورد، چون این سخن موجب نقص در او می گردد.[۴]
در الهیات لوتری، هدف خدا از خلقت، مراوده عاشقانه با مخلوقات خویش است. یعنی خدا، علاوه بر عشق الهی، متعلق عشق (یعنی مخلوقات) را هم می خواهد ولی نه به این معنا که خدا محتاج آن متعلق باشد. پس «غایت خلاقیت» باید جایگزین «هدف خلقت» گردد یعنی هدف درونی خلقت، تکامل بالفعل چیزی است که در حیات الهی، ورای قوه و فعل است. یکی از کارکردهای خلاقیت الهی،سوق دادن هر مخلوق به طرف چنین تکاملی است، از این رو، خلاقیت جهت بخش را باید به خلقت ایجادی اضافه کرد. این جنبه از خلاقیت الهی است که به آینده مرتبط است (اصطلاح سنّتی برای خلاقیت جهت بخش «مشیت» است.)
دین زرتشت، همانگونه که در نحوة آفرینش انسان، با ادیان دیگر تفاوت هایی دارد، در تبیین هدف خلقت انسان هم، با ادیان مذکور، اختلاف دارد، آنگونه که در اوستا آمده: خداوند، آدمی را آفرید، و به او آزادیِ گزینش داد تا با بهره برداری از خرد نیک به راستی گراید و در پیشرفت جهان و آفرینش، همکار اهورا مزدا باشد، حرکت به سوی رسایی و رسا شدن...[۵]
بنابراین می توان ادعا کرد در این دین نیز هدف از آفرینش رسیدن انسان به کمال است.
هدف از آفرینش در دین اسلام
دو آیه در قران کریم هدف از خلقت انسان را بیان کرده:
۱. و من جن و انس را نیافریدم، جز برای اینکه، عبادتم کنند.[۶]
۲. آیا گمان کردید که شما را بیهوده آفریده ایم و به سوی ما باز نمی گردید.[۷]
مراد از آیه اول این نیست که عبادت خدا، تنها هدف است بلکه به این معناست که، غیر خدا را نپرستید و این پرستش موجب تکامل انسان و رسیدن به سعادت ابدی می شود.
پس هدف اصلی از زندگی، جز معبود نیست، یعنی می خواهد انسان را بسازد و به او هدف و آرمان بدهد که آن (هدف) خداست و بقیه چیزها اصالت ندراد.[۸]
در آیه دوم هم عنوان می کند که اگر قیامت نبود، خلقت انسان عبث بود. این استدلال، لِمّی (از علت به معلول پی بردن) است، یعنی چون عالَم خدایی دارد و این خدا، کار عبث نمی کند و کار او به حق است و باطل و بازیچه نیست و خلقت چنین خالق حکیمی هدفمند است که همان رجوع و بازگشت به پروردگار می باشد. و در حقیقت این قیامت و بازگشت به خدا است که توجیه کننده خلقت این عالم است.[۹] و انسان در صورت انتخاب راه صحیح به کمال و سعادت خواهد رسید.
به طور خلاصه می توان گفت که تورات، هدف از خلقت را این می داند که خداوند جلال و جمال خود را نشان دهد و نیز جلال بیابد، در اسلام هم هدف از خلقت عبادت خداوند و به کمال رسیدن انسان ذکر شده و زرتشت هم هدف را گرایش به راستی و نیز همکاری با اهورا مزدا در پیشرفت جهان و آفرینش و نیز حرکت به سوی رسایی می داند.
معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
۱. تکامل اجتماعی انسان، شهید مطهری.
۲. مبادی اخلاق در قرآن، بخش ۴، فصل ۴، آیت الله جوادی آملی.

پی نوشت ها:
[۱] . تکامل اجتماعی انسان، ص ۶۹ تا ۷۱، شهید مطهری، انتشارات صدرا.
[۲] . تورات: مزمور باب ۸ / ۱ و باب ۱۹ / ۱ ـ اشعیا باب۴۵ /۵ .
الهیات مسیحی / ص ۱۱۵ / نوشته هنری تیسن / ترجمه میکائیلیان / چاپ انتشارات حیات ابدی.
[۳] . تورات: اول تواریخ باب ۱۶ / ۲۹ ـ مزمور باب۲۹ / ۱۲ ـ ارمیا باب ۱۳ / ۱۶ ـ رومیان باب ۱۵ ۶ و ۹.
اول قرنتیان باب ۶ / ۲۰ و باب ۱ / ۳۱ ـ دوم قرنتیان باب ۱ /۲۰ ـ اول پطرس باب ۴ / ۱۶.
الهیات مسیحی / ص ۱۱۵ / نوشته هنری تیسن / ترجمه میکائیلیان / چاپ انتشارات حیات ابدی.
[۴] . الهیات سیستماتیک / ج ۱ / ص ۳۴۸ و ۳۴۹ / نوشته پل تیلیخ / ترجمه حسین نوروزی / چاپ انتشارات حکمت / ۱۳۸۱.
[۵] . دینی نو از دینی کهن / ص ۵۵ / نوشته فرهنگ مهر / چاپ دیبا / ۱۳۷۴.
[۶] . ذاریات / ۵۶.
[۷] . مؤمنون / ۱۱۵.
[۸] . تکامل اجتماعی انسان / ص ۷۵ و ۷۶ / شهید مطهری / انتشارات صدرا.
[۹] . تکامل اجتماعی انسان / ص ۷۵ و ۷۶ / شهید مطهری / انتشارات صدرا.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
من که به شخصه قانع نشدم / چون خیلی با عقلم سازگاری نداشت

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.