هدف خلقت ۱۳۹۷/۰۲/۱۷ - ۱۲۰۰ بازدید

گفته شده خداوند انسان را آفریده تا او را بپرستند.با وجود فرشتگان که تمام وقت خدا را عبادت میکردند دیگر چه نیازی به خلقت انسان بوده که خداوند در قرآن این آیه را نازل کرده؟

ظاهراً این شبهه براى برخى از ملایکه هم مطرح بود؛ زیرا وقتى خداوند به ایشان اعلام نمود که مى خواهم خلیفه اى در زمین قرار دهم؛ گفتند: ما که تسبیح و تقدیس تو را مى نماییم، چرا در زمین کسى را مى آفرینى که فساد کند و خون بریزد. پس خدا علم خاص را در اختیار آدم علیه السلام نهاد و آنها از تعلّم آن عاجز ماندند، پس گفتند: ما علمى و توانى نداریم جز آنچه تو آن را به ما تعلیم داده اى! پس به عجز خود معترف شده و بر آدم علیه السلام سجده کردند![۴] در جاى خود مسلم است که عبادت مختارانه و آگاهانه بر عبادت تکوینى جبرى ارزش بیشترى دارد، لذا آن یکى اثرى دارد که این یکى ندارد، آن یک موجود بالقوه را بالفعل مى کند اما این یکى ثمره فعلیت ثابت است که به بالاتر راهى ندارد و اگر تخلف کند، سقوط مى کند!

امام على علیه السلام، ملایکه را اینگونه توصیف مى نمایند:

"ملایکه را آفریدى و در آسمان هایت جایشان دادى براى آنها خستگى، غفلت و معصیت نیست، ایشان عالم ترین بندگان به تواند و از همه مخلوقات از تو خائف ترند و از همه به تو نزدیک تر و از همه به فرمان تو مطیع ترند.

خواب چشمان آنها........ باید و عقلشان دچار خطا نشود و بدنشان خستگى ندارد. در اصلاب ساکن نشده در ارحام پنهان نشوند، و آنها را از آب گندیده (منى) نیافریده اى، آنها را به گونه اى خاص آفریدى و در آسمان هایت جاى دادى و به جوارت آنها را کرامت بخشیدى و بر وحیت امینشان داشتى و از آفات و بلیات نگه داشته و از ذنوب طاهرشان نمودى، اگر نیرویشان نمى دادى، نیرویى نداشتند و اگر تثبیتشان نمى نمودى، ثباتى نداشتند، اگر رحمتت نبود، اطاعت نمى کردند و اگر تو نبودى این ها نبودند. با این همه منزلتشان نزد تو و اطاعتشان براى تو و تقربشان به تو و عدم غفلتشان از تو و اوامرت، اگر آنچه را که از ذاتت از آنها پنهان داشته اى به آنها مى نمایاندى، هر آینه اعمالشان نزد آنها کوچک مى نمود و شرمنده ى مى شدند و مى دانستند که عبادتت نکرده اند آنگونه که شایسته تو است؛ تسبیح تو را است که خالقى و معبودى و عجیب بندگانت را مى آزمایى". (ر.ک: المیزان، ج ۱۷، صص ۱۰ - ۸.)

اگر در این عبارات امیر علیه السلام دقیق دقت شود: ۱. راز این عبادات؛ ۲. راز آن اعتراض؛ ۳. و راز آن اعتراف و سجده نیز روشن مى شود؛ عبادات این ها مقتضاى علم شهودى این ها به ذات حق و خوف و خشیت این ها ناشى از هیبت و عظمت حق تعالى است. البته این علم به تناسب وجود محدود آنها برایشان حاصل است و عبادتشان نیز متناسب با ذات محدود این ها است، نه متناسب با ذات اقدس خدا.

آن اعترافشان موقع خلق آدم ناشى از محدودیت علمشان بود و چون این امر برایشان مکشوف و مسجّل نموده و عجز خود را از احاطه به حکمت هاى خلقت توسط اله دریافتند، به جهالت و تقصیر خویش اعتراف نموده پس بر آدم - به امر خدا - سجده کردند.
با این همه باید توجه داشت هدف آفرینش انسان دارای دو جنبه است : الف ) هدف فاعل (خداوند), ب ) هدف فعل (انسان ). هدف فاعل یعنی : آنچه خدا را به آفرینش انسان برانگیخت ; و هدف فعل یعنی : آنچه انسان به آن منتهی می شود. روشن است که هدف فاعل در آفرینش انسان قبل از آفریدن او است و هدف فعل پس از آفریده شدن او. در این پاسخ , هدف فاعل را در آفرینش انسان بیان می کنیم و به هدف فعل نیز اشاره می کنیم. هدف فاعل در آفرینش انسان برای تبیین هدف خداوند در آفرینش انسان , بیان مقدمات زیر لازم است . مقدمه ی اول : هدف خداوند در اصل آفرینش . هدف خداوند در آفرینش با توجه به مطالب زیر روشن می شود: ۱- خداوند متعال به مقتضای این که واجب الوجود است و وجود او وابسته به چیزی نیست , هیچ محدودیتی و نقصی ندارد و همه کمال ها را دارا است. ۲- از جمله کمالات او فیاض و جواد بودن است . خداوند در قرآن می فرماید: »و ما کان عطائ ربک محظورا« (و عطای پروردگارت منع نشده است ), (اسرائ, آیه ۲۰). خداوند متعال , برای عطا کردن از ناحیه ی خودش , هیچ محدودیتی ندارد; پس هر جا که عطا نمی کند, به دلیل محدودیت پذیرنده ی عطا است ; نه عطاکننده و هر چیز که لایق عطا شدن باشد, عطا می شود. ۳- هر خیری و کمالی ناشی از وجود است , و هر شر و نقصی ناشی از عدم ; مثلا علم خیر و کمال است و جهل شر و نقص . قدرت در مقابل عجز و ناتوانی , یک امر وجودی است . پس معلوم می شود که وجود خیر است , و در مقابل آن , هر شر و نقصی از عدم است. ۴- با توجه به مقدمه سوم می توان دریافت که فیاض و جواد بودن خداوند با آفریدن وایجاد کردن محقق می شود. پس لازمه ی فیاض بودن آفریدن است . به عبارت دیگر: اگر چیزی لایق آفریده شدن باشد و خداوند آن را نیافریند, این نیافریدن با توجه به خیر بودن وجود, منع از خیر است و بخل محسوب می شود و بخل از خداوند محال است . از این مقدمات نتیجه می گیریم : اگر سوال شود چه چیز باعث شد خدا بیافریند؟ پاسخ می دهیم که فیاض بودن او باعث آفرینش شده است . ۵- صفات خدا زاید بر ذات او نیست . صفات انسان و دیگر اجسام زاید بر ذات آنها است ; مثلا سیب یک ذات دارد و سرخی و شیرینی صفت آن است . این سرخی و شیرینی , خارج از ذات سیب است . سیب می تواند به جای این صفات , ترش و سبز باشد و ذات او باقی بماند. بحث اتحاد ذات و صفات خداوند, یک بحث کلامی عمیق است که می توانید در علم کلام در بحث توحید صفاتی مطالعه کنید. آنچه در این جا برای ما مهم است , این که فیاض بودن - که علت غایی آفرینش است - عین ذات خداست و خارج از ذات او نیست . پس اگر سوال شود چرا خداوند آفرید؟ خواهیم گفت : چون خدا است . پس علت غایی در واقع خود خداوند است . این همان سخن فلاسفه است که می گویند: علت غایی و علت فاعلی در افعال خداوند, متحد است , (برای مطالعه ی بیشتر مقدمات پنجگانه ی یادشده ر.ک : طباطبایی , محمدحسین , المیزان , ج ۸, ص ۴۴; مصباح یزدی , محمدتقی , معارف قرآن , ج ۱, ص ۱۵۴) و شاید بتوان همین معنا را از برخی آیات قرآن , (و نیز: و الی الله ترجع الامور / بقره , ۲۱۰; آل عمران / ۱۰۹; انفال / ۴۴; حج / ۷۶; فاطر / ۴; حدید / ۵) نیز استفاده کرد: »الیه یرجع الامر کله « (و تمام کارها به او بازگردانده می شود), (هود, آیه ۱۲۳)
از آنچه گذشت نتیجه می گیریم که :
۱. اصل آفرینش لازمه فیاضیت خداست .
۲. اگر گفته می شود هدف از آفرینش کمال انسان است مراد از آن هدف فعل یعنی غایت و سر انجام خلقت است , نه علت اصل خالقیت .
به عبارت دیگر اصل آفرینش فیضی از ناحیه حقتعالی است و کمال انسان فیضی دیگر که سر انجام و غایت فیض نخستین است.
فلسفه آفرینش انسان در قرآن از نظر قرآن جهان آفرینش بیهوده خلق نشده است؛ بلکه تمامى اجزا و عناصر آن براى هدف و غرض مشخصى خلق شده اند. در آیات زیادى از قرآن به هدفدارى آفرینش جهان و آدمیان اشاره شده است؛ از جمله:
«إِنَّ فِی خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّیْلِ وَ النَّهارِ لَآیاتٍ لِأُولِی الْأَلْبابِ. الَّذِینَ یَذْکُرُونَ اللَّهَ قِیاماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِهِمْ وَ یَتَفَکَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلاً سُبْحانَکَ فَقِنا عَذابَ النَّارِ»؛ آل عمران (۳)، آیه ۱۹۰ - ۱۹۱.؛ «مسلماً در آفرینش آسمان ها و زمین و آمد و رفت شب و روز، براى صاحبان عقل و اندیشه آیاتى است؛ کسانى که خداوند را در حال ایستادن و نشستن و آن هنگام که بر پهلو خوابیده اند، به یاد مى آورند و در آفرینش آسمان ها و زمین مى اندیشند (و مى گویند:) بارالها! این (جهان ) را بیهوده نیافریده اى، منزّهى تو، ما را از عذاب آتش نگاه دار».
آیات فوق انسان را به اندیشه وا مى دارد و مى فهماند که مشاهده بدون اندیشه و تفکر ره به جایى نمى برد.
در آیه اى دیگر مى فرماید:
«رَبُّنَا الَّذِی أَعْطى کُلَّ شَیْ ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى »؛ آیات متعدد دیگرى بر هدفمندى آفرینش تأکید نموده از جمله: ص (۳۸)، آیه ۲۷ ؛ انبیا (۲۱)، آیه ۱۶ ؛ دخان (۴۴)، آیه ۳۸ ؛ نحل (۱۶)، آیه ۳ ؛ زمر (۳۹)، آیه ۵ ؛ انعام (۶)، آیه ۷۳ ؛ ابراهیم (۱۴)، آیه ۱۹ ؛ تغابن (۶۴)، آیه ۳ ؛ عنکبوت (۲۹)، آیه ۴۴ ؛ روم (۳۰)، آیه ۸.؛ «پروردگار ما کسى است که به هر موجودى، خلقت مناسب او را عطا کرد و آن گاه هدایت نمود».
در این آیه به دو اصل اساسى اشاره شده است: نخست اینکه خداوند به هر موجودى آنچه را نیاز داشته، عطا کرده است. دیگر آنکه هر موجودى، به گونه اى هدایت شده است که از همه نیروهاى خود در پایندگى حیات استفاده کند و به هدف نهایى وجود خود نائل آید.
هدفمندى آفرینش انسان
قرآن بر هدفدارى خلقت انسان به طور ویژه تأکید مى کند:
«أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناکُمْ عَبَثاً وَ أَنَّکُمْ إِلَیْنا لا تُرْجَعُونَ»؛ مؤمنون (۲۳)، آیه ۱۱۵.؛ «آیا پنداشته اید که شما را بیهوده آفریده ایم و به سوى ما بازگشت نمى کنید؟»
«أَیَحْسَبُ الْإِنْسانُ أَنْ یُتْرَکَ سُدًى»؛ قیامت (۷۵)، آیه .؛ «آیا انسان گمان مى کند، به حال خود رها شده است؟»
آیات فوق نشان مى دهد که:
۱. انسان بیهوده آفریده نشده و آفرینش او هدفدار است.
۲. به حال خود واگذار نشده و همواره مورد هدایت، دستگیرى و نظارت خداوند است.
۳. مقصد نهایى آفرینش انسان، مبدأ هستى و پروردگار جهانیان است.
آیات دیگرى از قرآن به نحو جزئى و تفصیلى پرده از رازهاى آفرینش برمى دارد؛ از جمله:
الف. علم و معرفت
«اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ یَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَیْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلى کُلِّ شَیْ ءٍ قَدِیرٌ وَ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحاطَ بِکُلِّ شَیْ ءٍ عِلْماً»؛ طلاق (۶۵)، آیه ۱۲.؛ «خداوند کسى است که هفت آسمان را آفرید و از زمین نیز نظیر آن را آفرید. فرمان الهى در میان آنها نازل مى شود، تابدانید که خداوند، بر هر چیزى توانا است و به همه موجودات احاطه علمى دارد».
در این آیه آگاهى انسان از علم و قدرت مطلقه خداوند (معرفت پروردگار که تشکیل دهنده بعد معرفتى کمال انسانى است) به عنوان هدف آفرینش معرفى شده است.
ب. آزمایش و امتحان
«الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَیاةَ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً»؛ ملک (۶۷)، آیه ۲.؛ «خداى سبحان، کسى است که مرگ و حیات را رقم زد، تا شما را بیازماید کدامین تان عمل شایسته ترى دارید؟»
مراد از آزمون الهى کشف رازهاى پوشیده و ناپیدا نیست؛ بلکه منظور از آن، فراهم آوردن شرایط براى رشد استعدادها و شکوفاسازى آن است. چون انسان موجودى مختار است و کمال او اختیارى است، آزمون الهى در مورد انسان این است که همه شرایط گزینش راه نیک و بد را در اختیار او نهد تا استعدادهاى خود را به کمک آنها به فعلیت برساند و راه درست را انتخاب کند.
ج. عبادت
«ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُونِ»؛ ذاریات (۵۱)، آیه ۵۶.؛ «جن و انس را نیافریدم جز براى آنکه مرا عبادت کنند».
در این آیه، هدف اصلى خلقت عبادت خداى سبحان بیان شده است. در رابطه با اینکه چرا عبادت الهى به عنوان هدف آفرینش ذکر شده توجه به چند نکته لازم است:
یکم. براساس جهان بینى قرآنى، هر حرکت و عمل مثبتى که با انگیزه تقرب به سوى خدا انجام گیرد، عبادت است و عبادت منحصر به مناسک خاصى چون دعا و نیایش نیست. همه فعالیت هاى علمى، اقتصادى، سیاسى و... در صورتى که هماهنگ با نظام ارزشى و انگیزه هاى الهى باشد، عبادت است و انسان مى تواند در همه احوال - حتى خوردن و خوابیدن و مرگ و زندگى یکپارچه خدایى و در جهت تکامل و تقرب به خدا قرار گیرد: «قُلْ إِنَّ صَلاتِی وَ نُسُکِی وَ مَحْیایَ وَ مَماتِی لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ»؛ انعام (۶)، آیه ۱۶۲.. البته عبادت به معناى خاص آن؛ یعنى، نیایش و مناسک ویژه، جایگاه خاص و بسیار مهمى در دین دارد.
دوم. توجه به فلسفه عبادت داراى اهمیت بسیارى است. امیرمؤمنان(ع) در این باره مى فرماید: «فَاِنَّ اللَّهِ سُبحانَهُ و تَعالى خَلَقَ الْخَلقَ حینَ خَلَقَهُمْ غَنیاً عَنْ طاعَتِهِم آمِناً مِنْ مَعْصیَتِهِم لأَنَّهُ لاتَضُرِّهُ معصیةُ مَنْ عَصاهُ و لا تَنْفَعُهُ طاعَةُ مَنْ أَطاعَهُ» نهج البلاغه، خطبه ۱۹۴.؛ «خداوند سبحان مخلوقات را آفرید؛ در حالى که از اطاعت آنها بى نیاز و از معصیتشان در امان بود؛ زیرا نه نافرمانى گناهکاران به او زیان مى رساند و نه اطاعت مطیعان به او نفعى مى بخشد».
زعشق ناتمام ما، جمال یار مستغنى است به آب و رنگ و خال و خط، چه حاجت روى زیبا را
عبادت، آثار مثبت بسیارى در حیات این جهانى و آن جهانى دارد جهت آگاهى بیشتر در این باره بنگرید: شهید مطهرى، یادداشت ها، ج ۶، مدخل عبادت، ج ۴، مدخل نیایش، تهران: صدرا. و داراى حکمت هاى زیادى است؛ از جمله:
۱. نیازى فطرى و مطلوبى ذاتى؛
۲. راهى به سوى خودیابى و رهایى از پوچى؛
۳. پرواز به فراخناى فرامادى هستى و گذر از تنگناى مادیت؛
۴. کسب یقین؛
۵. پیروزى روح بر بدن؛
۶. سلامت و آرامش روان؛
۷. ربوبیت و ولایت بر نفس و تسلط بر قواى نفسانى؛
۸. تقرب به خدا؛
۹. پشتوانه اخلاق و ایمان؛
۱۰. پشتوانه قانون و اجتماع؛
۱۱. پرورش نیکخواهى؛
۱۲. تربیت و سازندگى و... جهت آگاهى بیشتر بنگرید:
الف. حمیدرضا شاکرین، دین شناسى و فرق و مذاهب، قم: معارف، ۱۳۸۶.
ب. همو، چلچراغ حکمت (فلسفه احکام و اجتهاد و تقلید)، تهران، کانون اندیشه جوان..
د. رحمت الهى
«وَ لَوْ شاءَ رَبُّکَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً واحِدَةً وَ لا یَزالُونَ مُخْتَلِفِینَ إِلاَّ مَنْ رَحِمَ رَبُّکَ وَ لِذلِکَ خَلَقَهُمْ»؛ هود (۱۱)، آیات ۱۱۸ و ۱۱۹.؛ «و اگر پروردگار تو مى خواست همه مردم را یک امت متشکل قرار مى داد؛ ولى آنان همواره مختلف هستند، مگر آنکه را پروردگارت رحم کند و براى همین آنان را آفریده است». با دقت در محتواى آیات یاد شده روشن مى شود که بین این اهداف، چندگانگى و تضادى وجود ندارد؛ بلکه بعضى از اهداف مقدماتى، برخى متوسط و بخشى نیز نهایى و نتیجه هستند. بنابراین براساس آیات قرآنى هدف آفرینش انسان، تجلّى رحمت الهى و قرار دادن انسان در جهت کمال و سعادت پایدار و جاودان است که با گزینش اختیارى راه برتر و پیمودن طریق بندگى و عبودیت پروردگار به دست مى آید.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.