هدف قیام امام حسین علیه السلام ۱۳۹۱/۸/۲۹


حضرت امام خمینی (ره) در این باره فرمودند: «سید الشهداء آمده بود حکومت هم می خواست بگیرد، اصلا برای این معنا آمده بود و این یک فخری است و آنهایی که خیال می کنند حضرت سید الشهداء برای حکومت نیامده بود خیر، این ها برای حکومت آمدند برای این که باید حکومت دست مثل سید الشهداء باشد، مثل کسانی که شیعه سید الشهداء هستند باشد».
ssssssss.jpg
حضرت امام خمینی (ره) در این باره فرمودند: «سید الشهداء آمده بود حکومت هم می خواست بگیرد، اصلا برای این معنا آمده بود و این یک فخری است و آنهایی که خیال می کنند حضرت سید الشهداء برای حکومت نیامده بود خیر، این ها برای حکومت آمدند برای این که باید حکومت دست مثل سید الشهداء باشد، مثل کسانی که شیعه سید الشهداء هستند باشد».

هدف قیام امام حسین علیه السلام
یکی از دلایل قیام امام حسین (ع) تشکیل حکومت بود یعنی ایشان می خواست حکومت کند؟ و اگر صلح می کرد و جنگ نمی کرد آیا وضع بهتر نبود؟
همچنان که ابتدای سؤال مطرح شده، یکی از دلایل قیام امام حسین (ع) تشکیل حکومت بود. حضرت امام خمینی (ره) در این باره فرمودند: «سید الشهداء آمده بود حکومت هم می خواست بگیرد، اصلا برای این معنا آمده بود و این یک فخری است و آنهایی که خیال می کنند حضرت سید الشهداء برای حکومت نیامده بود خیر، این ها برای حکومت آمدند برای این که باید حکومت دست مثل سید الشهداء باشد، مثل کسانی که شیعه سید الشهداء هستند باشد».

اما باید توجه کرد که هدف امام حسین (ع) درهمین یک خواسته خلاصه نمی شد. یعنی بدون در نظر گرفتن این هدف نیز قیام حضرت (ع) بسیار موفق بود و فوائد آن بسیار بیشتر از خسارت های ظاهری آن بود. اگر آن روز امام حسین (ع) با تمام وجود قیام نمی کرد، امروز از اسلام جز نامی باقی نمی ماند. ما در این جا از ابعاد دیگر نهضت صرف نظر می کنیم و تنها از بعد سیاسی به چند مورد از آثار آن اشاره می کنیم و تحقیق بیشتر را به عهده خود شما وا می گذاریم.

۱. تأثیر نهضت امام حسین (ع) در سقوط امویان

برای زوال و سقوط یک دولت، یک سری عوامل نزدیک وجود دارد و یک سری عوامل دور که هر دو در جای خود اهمیت دارد. عوامل دور ممکن است از نظر زمانی با زمان سقوط فاصله داشته باشد اما بی تردید و به دلایل تاریخی، نقش مهمی در زوال یک دولت دارد. امام حسین (ع) با زیر سؤال بردن اسلامیت دولت یزید و طبعا دولت اموی، ماهیت حکومت مستبدانه وی را که داعیه خلافت پیامبر (ص) را داشت رسوا کرد. حضرت (ع) در ابتدای نهضت، روی سگ بازی و مشروب خواری یزید انگشت می گذارد و از تغییر احکام و رواج بدعت ها سخن می گوید. بعد از شهات نیز، شعار «یالثارات الحسین» در تمام مدت شصت ساله بعدی حکومت بنی امیه، همواره دستگاه اموی را به لرزه می انداخت تا این که بنی عباس با استفاده از این حربه، ضربه نهایی را به بنی امیه وارد کرد.

۲. قیام امام حسین (ع) یک اسوه جاودانه

نهضت امام حسین (ع) به صورت قیامی در آمد که حالت فرا زمانی پیدا کرد.دلیلش هم این بود که ارزش هایی که در آن مطرح شد، واقعا ارزش های زمانی نبود، یعنی درست است که علیه یزید بود، اما به قدری این ارزش ها کلی و فراگیر بود و هست که مربوط به هیچ زمانی نبوده و نیست. به عنوان نمونه امام حسین (ع) در مدینه به مروان حکم فرمودند: «علی الاسلام السلام اذ قد بلیت الامه براع مثل یزید؛ در صورتی که شخصی مثل یزید حاکم اسلام باشد، باید فاتحه اسلام را خواند» (حماسه حسینی، استاد شهید مطهری، ج ۱ ، ص ۸۸).

نکته ظریفی که اینجاست این است که حضرت فرمودند «مثل یزید»، این بیان دقیق حاکی از این است که نه تنها آن روز بلکه در هیچ زمانی نباید اجازه داد، افرادی مانند یزدی حاکم احکومت اسلامی شوند یا در بیان دیگر می فرماید: «الا ترون ان الحق لا یعمل به و ان الباطل لا یتناهی عنه، لیرغب المؤمن؛ آیا نمی بینید به حق عمل نمی شود و از باطل نهی نمی شود [در چنین شرایطی] مؤمن باید بپا خیزد» (حماسه حسینی، استاد شهید مطهری، ج ۳، ص ۸۵).

در این بیان هم بعد از دلیل قیام، حضرت (ع) به صورت یک قاعده و قانون، قیام در چنین شرایطی را وظیفه هر مؤمنی می داند. نهضت فرا زمانی و فرا مکانی حضرت سید الشهدا (ع) در طول تاریخ باعث ایجاد انقلاب های بسیاری بر علیه استبداد شد که ازجمله آنها می توان به قیام توابین، قیام علویون زیدی و در عصر حاضر به قیام امام خمینی (ره) در ایران اشاره کرد.

اگر امروز می بینیم که حزب الله لبنان با تعداد بسیاری اندک و با عملیات استشهادی در مقابل، به لحاظ تجهیزات نظامی، چهارمین ارتش قدرتمند جهان یعنی ارتش رژیم صهیونیستی پیروز شد، کاری که کشورهای عربی چندین دهه از انجام آن عاجز بودند، این تأثیر آن موجی است که سالار شهیدان (ع) به وجود آورد و همه آزاد مردان جهان را دعوت به تأسی کرد.

حال فرض کنیم که حضرت (ع) راه قیام مسلحانه را انتخاب نمی کرد در این صورت دو راه بیشتر نداشت:

الف. بیعت و تسلیم که اعوان و انصار امویها، مثل مروان چنین پیشنهاد می کردند.

ب. نه بیعت کند و نه مبارزه کند، بلکه به دره یا کوه پناهنده شود. که این پیشنهاد افرادی مانند محمد بن حنفیه و ابن عباس بود.

به کارگیری روش اول توسط عبدالله بن عمر انجام گرفت که با مروان بن حکم به نمایندگی از یزید بیعت کرد و سرانجام جز ذلت و خواری نداشت.

و به کارگیری روش دوم توسط عبدالله بن زبیر انجام گرفت که در نهایت مجبور شد به کعبه پناهنده شود و به جای این که حافظ کعبه باشد کعبه را سپر بلای خود کرد و کار به جایی رسید که به بهانه حمله به عبدالله بن زبیر کعبه به منجنیق بستند و ایشان هم سرانجامی جز خواری و ذلت نداشت.

از این دو پدیده تاریخی به روشنی استفاده می شود که شیوه انتخابی امام حسین(ع) عزت دنیا و آخرت و ذلت دشمن در دنیا و آخرت را به دنبال داشت.

در پایان گفتنی است که شرایط یزید با معاویه متفاوت بود لذا روش امام حسین(علیه السلام) نسبت به صلح در برابر یزید جواب نمی داد.

برای مطالعه بیشتر ر.ک:

- تأملی در نهضت عاشورا، استاد رسول جعفریان، انتشارات انصاریان.

- بر ساحل عاشورا، هادی قطبی، انتشارات احمدیه.

- حماسه حسینی، استاد شهید مرتضی مطهری، انتشارات صدرا.

- آذرخشی دیگر در آسمان کربلا، آیت الله مصباح یزدی، انتشارات مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره).


نویسنده : علی ارجمند عین الدین / http://porseman.org/showarticle.aspx?id=۱۱۳

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.