هدف و برنامه زندگی شیعه ۱۳۹۸/۰۲/۳۰ - ۲۷۰ بازدید

سلام
اهداف وبرنامه زندگی شیعه در قرآن وسفارش شده از اهل بیت چیه

الف ) معنای هدف
قبل از هرچیز باید معنای هدف باید مشخص شود. «هدف برای هر امر و هر راه، نقطه ای است که آن راه و امر، به آن ختم می شود».
دقّت کافی در این نکته، ما را از خطاهای بسیاری ایمنی می بخشد. در طول تاریخ بشر، این خطاها بر سر راه کسانی قرار گرفته است که به معنای صحیح «هدف» نیندیشیده و یا آن را نیافته اند. از این رو، به غلط آنچه را که لازمه زندگی و یا از اجزاء حیات دنیوی بشر بوده و در مواردی ایده آل برای بخشی از زندگی به حساب می آمده، هدف برای کل حیات تلقّی نموده اند؛ و با توجه به چگونگی این تلقی و انتخاب، دچار زیان در زندگی یا شکست های روحی شده اند. در این باب، می توان به کسانی اشاره کرد که بهره مندی از لذت ها و شهوت ها را هدف دانسته اند؛ در حالی که این تصور غلطی است؛ چرا که آنچه جزء زندگی است نمی تواند هدف زندگی باشد. برای چنین افرادی پس از پایان زندگی، یعنی حیات دنیوی، رسیدن به هدف، هیچ تصویری ندارد. یا کسانی که رسیدن به مدارج عالی علمی را هدف زندگی خود دانسته اند، علاوه بر آنکه ممکن است در رسیدن به این مطلوب ناکام مانده و به دلیل احساس شکست، دید منفی و مأیوسانه ای نسبت به زندگی بیابند؛ در صورت موفقیت نیز، پس از پایان زندگی دنیوی، نیل به هدف دیگر برای آنان معنا نخواهد داشت. بنابراین، باید «زندگی» و «هدف از زندگی» از یکدیگر متمایز شوند و آنچه داخل در محدوده زندگی است، هدف زندگی تلقی نشود. به هر صورت، هنگام پرداختن به پرسش از هدف زندگی، باید مافوق حیات طبیعی قرار گیریم؛ تا سراغ آن را در حیات طبیعی محض و شئون آن نگیریم. ب) شناخت هدف
روشن است که متفکران و اندیشمندان بسیاری در همه جوامع با توجه به مکاتب گوناگون در طول تاریخ، هدفهای متفاوتی برای زندگی ترسیم و ارائه کرده اند. امّا این بدان معنا نیست که همه این نظرها درست و همه این هدفها صحیح شناخته و به دیگران شناسانده شده باشد. ضدیّت و یا تناقض بسیاری از این هدفها، نشانگر صحت این مدعا است.
بیان یک مثال قدری از اهمیت این نکته پرده بر می دارد.
فرض کنید بیماری دارید که نیاز فوری به دارویی خاص دارد. از طرفی، شما می دانید که این دارو تنها در یک داروخانه عرضه می شود؛ امّا شما این داروخانه را نمی شناسید. اکنون درمی یابید که دانستن نام یا مشخصات این داروخانه از طرفی و یافتن آدرس آن از طرف دیگر؛ تا چه حد ضروری و جدی است. یعنی، همان قدر که دانستن نام و مشخصات داروخانه برای یافتن دارو مهم است، این که شما از کدام خیابان و به چه شکلی بروید تا به آن داروخانه برسید، اهمیت خواهد داشت. بدون شک اگر نام و آدرس و چگونگی رفتن به داروخانه به صورت اشتباه در اختیار شما قرار گیرد، لطمه ای جانسوز و جبران ناپذیر برای شما در پی خواهد آورد.
در اولین قدم از جستجو، برای یافتن هدف زندگی و راه رسیدن به آن، پای ما به زنگ خطری برخورد می کند که هر چند تکان دهنده است، برای هوشیاری و دقت بیشتر سودمند خواهد بود. آن زنگ خطر با زبان خود به ما چنین می گوید: «تنها یک بار این راه را خواهی رفت و یک بار زندگی را تجربه خواهی کرد» این اخطار و گوش زد مهم و جدّی، ما را بر آن می دارد که با دقتی متناسب با اهمیت موضوع و موشکافی بسیار، به کاوش بپردازیم و ضریب اطمینان بالایی برای یافته خود دست و پا کنیم.
با توجه به نکات مذکور متوجه خواهیم شد که شناخت هدف زندگی، کار آسانی نیست تا در توان ما یا امثال ما که خود برای اولین و آخرین بار از این راه می گذریم، بگنجد. گویی باید دستی از آستین غیب برآید و با انگشت اشاره ای، هدف و سمت و سوی آن را به ما بنماید. ج ) تعیین هدف توسط دین
خوشبختانه و با کمال شعف باید بگوییم که دین اسلام در تعیین هدف و چگونگی رسیدن به آن، کاری کارستان کرده است. خداوند مهربان که دوست دارد ما سعادتمند و نیک فرجام باشیم و برناتوانی ما در این باب، علیم است؛ حکیمانه و مشفقانه در حالی که به همه جهان هستی احاطه داشته، رمز و راز آن را از آغاز تا انجام می داند؛ هدف زندگی و راه رسیدن به آن را به خوبی و پله پله به ما می آموزد؛ و ما که این را کامل ترین و مطمئن ترین تعلیم می دانیم، با استفاده از آیات قرآنی یعنی سخن خداوند آن را برای شما باز می گوییم.
خداوند متعال در آیات گوناگون این حقیقت را برای ما بازگفته است که همه جهان هستی و از جمله انسان به عالم بالا بازخواهند گشت و فرجام تمامی امور و پایان زندگی به سوی خداوند و از آنِ اوست:
«وَ إِلَی اللّهِ عاقِبَةُ الْأُمُورِ؛ و فرجام کارها به سوی اوست»، (لقمان / ۲۲).
«وَ لِلّهِ عاقِبَةُ الْأُمُورِ؛ و فرجام همه کارها از آنِ خداست»، (حج / ۴۱).
«وَ إِلَی اللّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ؛ و [همه] کارها به سوی خدا بازگردانده می شود»، (آل عمران / ۱۰۹).
«اللّهُ یَبْدَوءُا الْخَلْقَ ثُمَّ یُعِیدُهُ ثُمَّ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ؛ خدای متعال خلق را آغاز می کند و سپس خلق را برگشت می دهد، سپس [شما انسانها ]به سوی خدای متعال برگشت داده می شوید»، (روم / ۱۱).
بر این اساس هدف، غایت، فرجام و آرمانی که اسلام برای بشر تصویر کرده است، فقط خداست و بس. آدمی با جدا شدن از اصل و حقیقت خویش که همان «روح خدا» است، دوباره به سوی خداوند در حرکت است و در واقع تمامی جهان به سوی آن هدف در سیلان و جریانند و ما چه بخواهیم، چه نخواهیم، چه بدانیم و چه ندانیم رو به سوی آن هدف و غایت داریم. هدفی که ماوراء زندگی و عالم مادی بلکه محیط بر عوالم بالاتر، برتر و دیگر است. «إِنّا لِلّهِ وَ إِنّا إِلَیْهِ راجِعُونَ»، (بقره/ ۱۵۶). بنابراین، هدف از زیستن آدمی در این دنیا، بازگشت مختارانه و آزادانه اوست به اصل خویش؛ و این عبارت است از حرکت و صعود و بازگشت به سوی خداوند.
به بیان دیگر، انسان باید تلاش کند تا به حقیقت اصلی خود نائل شده، در موطن حقیقی یعنی قرب حضرت حق فایز گردد. د ) چگونگی رسیدن به این هدف
اما چگونگی رسیدن به این هدف و کیفیت این بازگشت را نیز خداوند متعال خود روشن ساخته است. حضرت حق، رسالت تبیین این چگونگی را بر دوش برترین انسان ها یعنی انبیاء قرار داده است و در واقع در پرتو پیروی از ایشان و عمل به هدایت ها، ارشادات و تعالیم آنان است که آدمی می تواند به اصل خود یعنی حقیقت انسانیت و روح خدا که هدف اصلی، اصیل و اساسی زندگی اوست، دست یازد. به بخشی از آیات خدا در این باب توجه فرمایید: «...فَاتَّقُوا اللّهَ یا أُولِی الْأَلْبابِ الَّذِینَ آمَنُوا قَدْ أَنْزَلَ اللّهُ إِلَیْکُمْ ذِکْراً * رسُولاً یَتْلُوا عَلَیْکُمْ آیاتِ اللّهِ مُبَیِّناتٍ لِیُخْرِجَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ...؛ پس ای خردمندانی که ایمان آورده اید! از خدا بترسید. راستی که خدا سوی شما تذکاری فرو فرستاده است: پیامبری که آیات روشنگر خدا را بر شما تلاوت می کند، تا کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده اند، از تاریکی ها به سوی روشنایی بیرون برد»، (طلاق / ۱۰ ـ ۱۱). هـ ) الگوی برنامه زندگی، اهل البیت علیهم السلام هستند.
سبک زندگی وبرنامه ریزی روزانه وماهانه وسالانه ما بایستی بر اساس سبک زندگی اهل بیت علیهم السلام باشد ، ایشان ما را درانجام مستحبات دین، دعوت به اعتدال ومیانه روی کرده اند ، حتی نوافل را فرموده اند در هنگامی که اقبال شدید داری انجام بده واز تحمیل عبادات مستحبی برخود اجتناب کن ، لذا باید ازافراط وتفریط پرهیز کرد.
امام کاظم علیه السلام می فرمایند بکوشید برنامه و ساعت زندگی خود را در چهار بخش تنظیم کنید:
۱- بخشی را به مناجات.
۲- بخشی را به کسب معاش و روزی.
۳- بخشی را نیز به معاشرت با برادران دینی مخلص و مورد وثوق که عیب شما را می نمایانند، اختصاص دهید.
۴- بخشی را نیز به تفریح بپردازید. و ) بعضی از اصول کلی برنامه ریزی
برای اینکه چگونه یک برنامه ریزى مناسب براى نیازهاى خود تنظیم نماییم منوط و مشروط به تحقق موارد ذیل است:
۱. تعیین هدف
هدف ها دو گونه هستند:
۱ . گاهی کلی اند مثل رضای خدا، خدمت به مردم، بالا رفتن سطح آگاهی و امثال آن
۲ . گاهی جزئی اند مثل تخصص در یک رشته خاص مثل حساب داری، مطالعه یک کتاب، نوشتن مقاله یا امثال آن.لازم است هر دو هدف را مشخص کنیم.
بنابراین همان طور که یک هدف کلی در نظر داریم، اهداف جزئی را هم دقیقا مشخص کنیم و آن را محور فعالیت هایمان قرار دهیم.
۲. تشخیص نیازها وکاستی ها و نواقص احتمالی.
باید خواست ها و احتیاجات اساسى خود را در آن زمینه به خصوص روشن کنیم. به عنوان مثال: در یک مقطع مشخص، چه درسى را نیاز داریم بیاموزیم تا تسلط بر آنها پیدا کنیم.
۳. فرصت ها و اوقاتى که باید صرف تحقق اهداف برنامه شود، چه میزانى است؟
۴. چه روشى مطلوب ترین شیوه براى دست یابى به اهداف مورد نظر مى باشد.
۵. در مرحله اجرا نیازمند به چه ابزار و کاربرد چه وسایلى هستیم؟
۶. پس از اجرا به ارزیابى فعالیت هاى انجام شده مى پردازیم تا میزان دسترسى به اهداف مشخص شود و میزان عدم موفقیت در رسیدن به برنامه را نیز معلوم نماییم. این مرحله که تحت عنوان بازخورد نامیده مى شود، فرصتى به ما مى بخشد تا بتوانیم عوامل ناکامى احتمالى را نیز بشناسیم و از بروز مجدد آن در برنامه مورد نظر پیشگیرى نماییم.
۷ . به آفات برنامه ریزی آگاه باشیم ، از آفات برنامه ریزى، فقدان تلاش و پشتکار در دستیابى به هدف برنامه است. بی تردید عمل به برنامه، مستلزم چشم پوشى از برخى فرصت هاى فراغت، سرگرمى ها و تفریحات مى باشد، در این صورت باید خود را با برنامه سازگار نماییم تا بتوانیم به نتیجه مطلوبى دست یابیم.ممکن است در ابتدا، برنامه ریزى با کندى مواجه شد ولى در جریان عمل به برنامه به آن عادت مى کنیم و به مرور زمان جزء شخصیت ما مى شود. برنامه ریزى علاوه بر صرفه جویى در وقت و فرصت هاى زندگى، موجب مى شود تا خود را و نیازهایمان را بهتر و بیشتر بشناسیم.
۸ . لازمه برنامه ریزى موفق، انعطاف پذیرى در عمل به برنامه است و نیز نگاه واقع بینانه به کاستى ها و ضعف هاى موجود در زمینه اى است که برنامه تنظیم مى کنیم. به منظور داشتن یک برنامه منظم، لازم است جدولى تهیه نمایید و ساعات شبانه روز و ایام هفته را (به ترتیب در ستون افقى و عمودى) یادداشت کرده و براى هر ساعتى در هر روز از ایام هفته کار و برنامه مناسب را در آن یادداشت نمایید. مثلاً چه ساعتى از خواب بیدار شوید؟ ساعتى را به نماز و نرمش و صرف صبحانه و دیگر کارها اختصاص دهید، ساعات درس و کلاس و مطالعه و استراحت و نظافت و... را نیز دقیقا در جدول بنویسید و خود را موظف کنید طبق جدول تهیه شده که متناسب با توانایى هاى خودتان است عمل نمایید. در این مسیر نیاز به یک عزم و اراده جدى هست که انشاءالله در شما وجود دارد.
۹. برنامه باید در حد توان باشد نه خارج از توان، همانطور که گفته اند سنگ بزرگ علامت نزدن است. پس باید مطابق طاقت و توان جسمی و روحی تان برنامه را طرح ریزی و اجرا کنید و از حد تعادل خارج نشوید.
۱۰ . بعد از طرح و برنامه آنچه اهمیت دارد و باید عملیاتی گردد پر کردن برنامه و طرح تهیه شده است.شما باید براساس هدف خودعمل کنید و در صدد مرتفع ساختن نیازها و کاستی ها باشید و در این راستا گام برداید و ما چون از هدف شما خبر نداریم و یا با نیازها و کاستی ها و نواقص زندگی فردی و اجتماعی و تحصیلی و خانوادگی و اقتصادی و... شما آگاهی نداریم نمی توانیم محتوای برنامه شما را به صورت جزئی تدارک نماییم .

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.