همجنسگرایی، علل و درمان ۱۳۸۸/۰۸/۱۹ - ۹۴۱۶۲ بازدید

همجنسگرایی، علل و درمان


نیاز به محبت ورزیدن به دیگران و مورد محبت دیگران
واقع شدن دقیقا یک نیاز عاطفی است. این نیاز در طی مراحل مختلف رشد و در مراحل
گوناگون زندگی شکل های مختلفی پیدا می کند و در هر دوره ای به گونه ای متناسب با آن
زمان باید ارضا شود. در دوره نوزادی از طریق والدین به خصوص مادر با بوسیدن نوزاد،
در آغوش گرفتن او و نگاه های محبت آمیز مادر به او و با چسباندن او به خود نیاز
کودک ارضا می شود. در این دوره تأمین نیازهای عاطفی کودک به اندازه نیازهای
فیزیولوژیکی مانند آب و غذا و پوشاک برای رشد نوزاد ضرورت دارد. در دوره کودکی
تأمین این نیاز توسط اعضای خانواده و همه کسانی که به نحوی با کودک ارتباط دارند
تأمین می شود. در دوره نوجوانی از طریق دوستان و گروه همسالان و در دوره جوانی از
طریق دوستان، خویشاوندان و همسر به این نیاز پاسخ داده می شود. روان شناسان علت
وابستگی انسانها را به یکدیگر همین نیازهای عاطفی می دانند. اگر این نیازها از همان
اول به طور صحیح و به موقع تأمین شود نوزاد، کودک و نوجوان وابستگی ایمن پیدا می
کند و الا وابستگی ناایمن و مرضی در او شکل می گیرد یعنی در عین حال که به دیگران
وابسته است ولی احساس امنیت کافی نیز نمی کند و مستعد انواع اختلالات روانی مانند
بیماری های اضطرابی، افسردگی و... می شود و دیر یا زود به دامن یکی از این بیماری
های روانی فرو می غلتند.

گفتنی است اساس و پایه دوستی ها در سن نوجوانی و جوانی که با جذبه و شور زیادی
همراه است، غالبا بر مبنای عواطف و احساسات شکل می گیرد و نه بر اساس منطق و عقل.

مقدمه این دوستی ها ممکن است جاذبیت یک فرد از نظر ظاهری یا شخصیتی یا پاره ای از
صفات اخلاقی باشد که او را برای فرد دیگر دوست داشتنی می سازد که توانسته در روح و
روان او تأثیر عمیقی بگذارد و خلأ عاطفی اش را به وسیله آن پر کند. ماهیت این دوستی
گرچه در ابتدا دوستانه، پاک و بی شائبه است، ولی امکان آلوده شدن آن به مسایل دیگر
وجود دارد. زمانی که این علاقه به اوج خود می رسد، آنها را دچار سرگردانی می کند که
اکنون چه باید بکنند. این سرگردانی ممکن است با بعضی آثار مخرب دیگری همراه شود.

دوست گرامی، در مورد علل روی آوردن به همجنس گرایی هنوز توضیحی که مورد قبول همه ی
پزشکان وروانشناسان باشد وجود ندارد و برخی متخصصان به علل روانی – اجتماعی وبرخی
به دیگر عوامل زیستی (کارکرد نامتعادل غدد و هورمونهای جنسی) اشاره داشته اند. علل
هم جنس بازی از دیدگاه روانی ـ اجتماعی آشفته بودن روابط میان والدین وفرزندان،
یادگیری های نادرست ومحیط اجتماعی ناسالم می باشد و به طور خلاصه می توان به کنترل
نداشتن بر غریزه جنسی اشاره داشت. اما آنچه مسلم است این که چنین رفتاری حتی از
جانب افراد مبتلا به این عمل نابهنجار تلقی می شود و لازم است کنار گذاشته شود.

همجنس گرایی (homosexuality) یعنی ارضای غریزه جنسی از طریق همجنس (مانند لواط- در
مردان - و مساحقه- در زنان) به هر شکل که باشد حرام و گناه کبیره محسوب می شود. خوب
است بدانید اصل همجنسگرایی، گناه محسوب نمی شود چون یک رفتار نیست بلکه میلی است
درونی که گاه بدلیل کارکرد نامناسب هورمونی رخ می دهد و گاه فرد از این حالت بیزار
است. البته رفتار جنسی مطابق با این کشش، در اسلام و همه ادیان الهی حرام است و
علاوه بر عقوبت شدید دنیوی و اخروی اثرات و پیامدهای شدید و غیر قابل جبران در پی
دارد. چون همجنس گرایی نوعی انحراف جنسی به حساب می آید و مانند هر انحرافی پیامد
خاص خود را در بدنبال دارد مانند اینکه موجب تنفر از جنس مخالف و علاقه به جنس
موافق می شود. همجنس بازی علاوه بر مضرات بهداشتی و روانی که دارد با فطرت انسانی
مغایرت دارد و این امر باعث تعطیل شدن توالد و تناسل و گرایش افراد به جنس موافق و
در نتیجه موجب تعطیلی توالد و تناسل خواهد شد. بدیهی است این امر با هدف آفرینش
منافات خواهد داشت. پس همجنس بازی حرام بوده و از گناهان کبیره به حساب می آید.

اصولا طبیعت زن و مرد آن چنان آفریده شده است که آرامش و اشباع غرایز خود را در
علاقه به جنس مخالف (از طریق ازدواج سالم) می جوید، و هر گونه رفتار جنسی غیر این
صورت، انحراف از طبع سالم انسانی و یکنوع بیماری روانی است که اگر به آن ادامه داده
شود روز به روز تشدید می گردد و نتیجه اش بی میلی به «جنس مخالف» و اشباع ناسالم از
طریق «جنس موافق» است.

این گونه روابط نامشروع در ارگانیسم و بدن انسان و حتی در سلسله اعصاب و روح اثرات
ویرانگری دارد. در نگاه کلی آدمی را از پدر و مادر خوب بودن باز می دارد و گاه قدرت
بر تولید فرزندان را به کلی از انسان سلب می کند، افراد همجنس گرا تدریجا به انزوا
و بیگانگی از اجتماع و سپس بیگانگی از خویشتن رو می آورند، و گرفتار تضاد پیچیده
روانی می شوند و اگر به اصلاح خویش نپردازند ممکن است به بیماری های جسمی و روانی
مختلفی گرفتار می شوند.

به همین دلیل و به دلایل اخلاقی و اجتماعی دیگر، اسلام شدیدا همجنس گرایی، را در هر
شکل و صورت تحریم کرده و برای آن مجازاتی شدید که گاه به سر حد اعدام می رسد قرار
داده است.( تفسیر نمونه، ج ۱۶، ص ۲۷۵)





دلیل تحریم همجنس گرایی

همجنس گرایی چه درمیان مردان باشد و یا زنان، در اسلام از گناهان بسیار
بزرگ است و هر دو دارای حد شرعی است. حد همجنس گرایی در زنان پس از چهار بار اقرار
و یا ثبوت بوسیله چهار شاهد عادل (به شرایطی که در فقه گفته شده) صد تازیانه است و
بعضی از فقها گفته اند اگر زن شوهر داری این عمل را انجام بدهد حد او اعدام است.(
تفسیر نمونه، ج ۸، ص ۱۹۳)

روایاتی که در مذمت همجنس گرایی از پیشوایان اسلام نقل شده آن قدر زیاد و تکان
دهنده است که با مطالعه آن هر کس احساس می کند که زشتی این گناه به اندازه ای است
که کمتر گناهی در پایه آن قرار دارد.

از جمله در روایتی از پیامبر(ص) می خوانیم: «هنگامی که قوم لوط آن عمل ننگین را
انجام دادن (مردها به مرد و زنها هم به زنان اکتفا کردند) زمین آن چنان ناله و گریه
سر داد که اشکهایش به آسمان رسید و آسمان چنان گریه کرد که اشک هایش به عرش رسید در
این هنگام خداوند به آسمان وحی فرستاد که آنها را سنگ باران کن و به زمین وحی
فرستاد که آنها را فرو بر».( تفسیر نمونه، ج ۸، ص ۱۹۳)

در روایت دیگری از امام علی(ع) می خوانیم که فرمود: از پیامبر(ص) شنیدم چنین می
گفت: «لعن الله المشتبهین من الرجال بالنساء و المشتبهات من النساء بالرجال؛ لعنت
خدا بر آن مردانی باد که خود را شبیه زنان می سازند، (با مردان آمیزش جنسی می کنند)
و لعنت خداوند بر زنانی باد که خود را شبیه مردان می کنند (با هم مساحقه می
نمایند)» (وسائل الشیعه، ص ۲۵۵، ح ۱۴) صاحب جواهر یکی از فقهای بزرگ شیعه می
فرماید: «از بعضی از ائمه(ع) روایت شده مساحقه در زنان مثل لواط در مردان می باشد
لکن مجازات مساحقه صد تازیانه می باشد زیرا در مساحقه آلتی داخل آلت دیگر نمی شود.
در روایت دیگر است که مساحقه، زنای اکبر است که دختر ابلیس در زنان ایجاد کرده همان
طور که ابلیس لواط را ایجاد کرده است.»( جواهر الکلام، ج ۴۱، ص ۳۸۸)

و نیز در روایت آمده است: «زنی از امام صادق(ع) درباره مساحقه سؤال نمود حضرت
فرمود: حد زناکار را دارد زن گفت: چگونه؟ در حالی که در قرآن ذکر نشده است، امام
فرمود: چرا در قرآن ذکر شده است زیرا آنان با این کارشان جز اصحاب «رس» هستند.»(
وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۲۶۲، ح ۸)

در دنیای غرب که آلودگی های جنسی فوق العاده زیاد است برای توجیه عملشان می گویند
با هیچ گونه منعی طبی برای آن سراغ نداریم، ولی آنها فراموش کرده اند که اصولا هر
گونه انحراف جنسی در تمام روحیات و ساختمان وجود انسان اثر می گذارد و تعادل او را
بر هم می زند، زیرا مرد و یا زنی که تمایل به جنس موافق دارند هیچ کدام یک مرد و زن
کامل نیستند، در کتاب های امور جنسی «هموسکچوآلیسم» (همجنس گرایی) به عنوان یکی از
مهم ترین انحراف ذکر شده است. ادامه این کار تمایلات جنسی را نسبت به جنس مخالف در
انسان تدریجا می کشد و احساسات طبیعی را از بین برده و موجب سرگردانی روانی و
روآوری به مواد مخدر و مشروبات الکی و انحرافات اخلاقی دیگر خواهد شد.

بنابراین مساحقه، مخالف با فطرت سالم و الهی انسان است و طبق روایات فراوان مرتکب
آن مستوجب لعن خداوند متعال و فرشتگان می گردد، و حتی در در برخی از روایات همان
گونه که ملاحظه شد از این عمل به زنای اکبر یعنی بزرگترین زنا تعبیر شده است.







راهکارهایی برای بی میلی به جنس موافق ودرمان همجنس گرایی

۱- قبل از هر اقدامی چه خوب است با مراجعه به روان پزشک و انجام برخی
معاینات و آزمایشات، از ترشح عادی و نرمال غدد درونریز خود مطمین شوید. چه بسا در
اثر ترشح غیرعادی غدد درون ریز چنین تمایلاتی به وجود آمده و با تنظیم ترشح غدد با
مصرف دارو تمایلات جنسی شما نرمال شده و به سادگی درمان خواهد شد. یادآوری می شود
از مراجعه به روان پزشک امتناع نکنید و خجالت نکشید، که این مسأله احتمالا یک مشکل
جسمانی است و همچون دیگر مشکلات قابل درمان. باید درمان شده و قبل از تشدید بیماری،
آن را حل کرد.

۲- عدم توجه به ذهنیت ها و افکار مبتنی بر تمایل به همجنس و عدم تمایل به جنس
مخالف. هیچ گاه به خود تلقین نکنید که: «من به جنس مخالف هیچ علاقه‌ای ندارم و
نمی‌توانم این علاقه را در خودم ایجاد کنم». هیچ گاه به خود تلقین نکنید که «علاقه
به همجنس و تمایل به برقراری رابطه با جنس مخالف در وجود من نهادینه شده است و
امکان تغییر آن وجود ندارد»، چون اولا این گونه نیست و شما با تلاش خود می‌توانید
این مشکل را برطرف سازید، و ثانیا، این تصور جلوی هر گونه تلاش اصلاحی شما برای
تغییر را می‌گیرد.



۳- گاهی اوقات شیطان برای وادار کردن آدمی به گناه از این کانال بهره می گیرد یعنی
مسیر هر گناهی را به شکلی هموار می سازد در اینجا نیز مسیر آلوده شدن به برخی
گناهان از کانال پشت کردن به جنس مخالف و ازدواج می گذرد و این نوع افکار و ذهنیت
مقدمه ی ورود به آن وادی است باید با این گونه افکار که جز افکار شیطانی نام دیگری
بر آن نمی توان نهاد باید به مقابله پرداخت یعنی ذره ای در شیطانی بودن این افکار
تردید نداشته باشید.

۴ - صحنه هائی از زندگی که در آن شخص همجنس گرا نقش یک مرد، پدر، همسر و پسر
خانواده را بر عهده دارد تصور کند و به آن بال و پر دهد و نقش خود را پر رنگ و
کاملا مردانه بیان کند. لازم است این تصویر گری را در قالب ذهن پروری و نوشته ها و
رفتار روزانه و تمام حالات واقعی و خیالی و... استمرار دهید. در یک کلام به مرد
بودن خود فکر کند، و همانگونه عمل کند، زندگی مردی و اجتماعی خود را تعقیب کند اگر
شش ماه با این طرز تفکر زندگی کند برای همیشه از آن افکار رهائی خواهد یافت.

۵- اجتناب از نگاه شهوت‌آمیز به پسرها. مراقب نگاه خود باشید و همان طور که از نگاه
شهوت آمیز به جنس مخالف اجتناب می‌کنید از نگاه هوس آلود به پسرها نیز بپرهیزید.
چون از نظر شرعی، نگاه از روی شهوت به همجنس هم حرام است. رسول اکرم صلی الله وعلیه
وآله فتنه جوان زیبا را از فتنه دختر باکره بیش‌تر دانسته است (وسائل الشیعه، ج ۱۴،
ص ۲۵۷).

۶ - اجتناب ازتمام ارتباطها، مکانها و موقعیت هائی که انجام اندیشه همجنس گرایی را
تداعی می کند.



۷- افکار خود را کنترل کنید. سعی کنید به افکار هوس‌آلود در مورد رابطه جنسی با
همجنس فکر نکنید. هیچگاه در ذهنتان به این افکار بال و پر ندهید و آن را برای خود
نیارایید. برای این کار، تلاش کنید تنها نمانید، چون این گونه افکار بیشتر در هنگام
تنهایی به سراغ انسان می‌آید. اگر این افکار، به طور ناخواسته به سراغتان آمد، آن
را قطع کنید، از جای خود برخیزید و به میان دوستان یا اهل خانواده بروید و تا زمانی
که این افکار کاملا از ذهنتان خارج نشده، جمع دوستان یا خانواده را ترک نکنید.



۸- توجه به آثار و عواقب همجنس بازی: انسان به صورت طبیعی تمایل به جنس مخالف دارد.
هرگونه کاری که تمایل طبیعی او را منحرف سازد، یک نوع بیماری تلقی می شود. از دست
دادن احساسات طبیعی بر جسم و روح انسان تأثیر می گذارد. چه بسا افرادی که به این
بیماری مبتلا باشند، گرفتار ضعف قوه جنسی و به اصطلاح سرد مزاجی شوند. از امام صادق
علیه‌السلام در مورد فلسفه تحریم لواط سؤال شد، فرمود: اگر آمیزش با پسران حلال
بود، مردان از زن‌ها بی نیاز می شدند و این باعث قطع نسل انسان می شد و باعث از بین
رفتن آمیزش طبیعی می گشت و این کار مفاسد زیاد اخلاقی و اجتماعی به بار می آورد.
ازدواج شرعی، چون موافق فطرت است، به فرمایش قرآن آرام بخش است (سوره روم، آیه ۲۱).
ولی هم جنس بازی و لواط، عملی بر خلاف فطرت است و هر چه با فطرت هم خوانی نداشت،
تأثیر سوء دارد، یعنی نه تنها فاعل و مفعول با این عمل به آرامش نمی رسند، بلکه بر
تحیر و سرگردانی آن‌ها افزوده می شود. به همین دلیل روایات زیادی درباره هم جنس
بازی نقل شده که بسیار تکان دهنده است. با مطالعه آن روایات، می توان به پلید بودن
این عمل پی برد. قطعاً روایات در جلوگیری از این عادت ناپسند مؤثر است. پیامبر اکرم
(صلی الله وعلیه وآله) فرموده‌اند: هر کس با نوجوانی آمیزش جنسی کند، روز قیامت
ناپاک وارد محشر می‌شود، آن چنان که تمام آب‌های جهان او را پاک نخواهند کرد و
خداوند او را غضب می‌کند و از رحمت خویش دور میدارد و دوزخ را برای او آماده ساخته
و چه بد جایگاهی است. سپس فرمود: هرگاه جنس مذکر با مذکر آمیزش کند، عرش خداوند به
لرزه درمی‌آید (وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۲۴۹). البته واضح است‌ که با توبه، این گناه
مانند گناهان دیگر بخشیده می‌شود.



۹ - از خوابیدن با پسر در یک بستر اجتناب کنید: رسول خدا صلی الله وعلیه وآله می
فرماید: بستر فرزندان خود را از سن ده سالگی جدا سازید، یعنی دو برادر یا دو خواهر
یا برادر و خواهر زیر یک لحاف نخوابند (وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۱۷۱).



۱۰- قطع ارتباط با دوستانی که انسان را به سمت این گونه رفتارها و افکار دعوت می
کنند و همچنین دوری از موقعیت هایی که وقتی در کنار آنها قرار می گیرد این افکار را
برایش تداعی می کنند.



۱۱- نهایت تلاش خود را بکنید که بیکار نباشید. برای این کار، برای ساعات شبانه روز
خود برنامه ریزی کنید. اوقات خود را با مطالعه، گردش با دوستان، ورزش، و... پر
کنید.



۱۲- روابط اجتماعی‌تان را گسترش دهید. سعی کنید روابطتان را با دوستان و
همکلاسی‌های خوبی که دارید توسعه دهید. با آنان به گردش، سینما، کوهنوردی، شنا،
و... بروید و از تنها ماندن دوری کنید. به هر حال، سعی کنید تا حد امکان از انزوا و
گوشه‌گیری به در آیید.







در روزها و موقعیت های نخستین، عمل کردن به این راهکارها و دل بریدن از این حالت
سخت و چه بسا ناممکن جلوه کند اما باید توجه داشته باشید که به گفته ی علی(ع) «با
ارزش ترین کارها دشوارترین آنهاست» پس این حالت نشان از ارزشمندی و اهمیت تصمیم شخص
دارد و باید در مسیر عمل کردن به این تصمیم بجا و ارزشمند گامهای بهتر و بلندتر
بردارد.







نکات مهم وقابل توجه

۱- حساس ترین دوره ی زندگی جوانی است می توان گفت سعادت وشقاوت انسان در
این دوره رقم می خورد بنابراین درک این مطلب در پیدا کردن مسیرها وهمچنین کنترل
غرایز نقش مهمی دارد.

۲- موارد تحریک کننده اعم از شنیدنی ها، خواندنی ها، افکار و... همانند جرقه ای است
که کنار مواد محترقه قرار گرفته در این صورت نتیحه ای جز اشتعال و آتش سوزی مورد
انتظار نخواهد بود.

۳- معنویات به ویژه نماز نیروهای خارق العاده ای هستند که خداوند آن ها را قرارداده
تا او در دام شیاطین گرفتار نشود.

۴- تلقین در جهت منفی و مثبت اثر خود را به همراه دارد پس سیگنال های منفی راباید
کنار گذاشت.

۵- آنچه اهمیت دارد تعدیل وکنترل غریزه جنسی است واین مهم میسر نمی شود مگر با دور
کردن نفس از محرمات ومحرک هایی که خود شخص آن ها را بیشتر از همه می شناسد.



۶- اگر چه لذائذ حرام ونامشروع در ابتدا، قدری خوشایند بوده اما اگر دقت کنیم
خواهیم دید بعد از مدتی پشیمانی، ندامت وکدورت رابرای انسان به ارمغان می آورد.



۷- دستور قرآن برای کنترل غریزه جنسی راهگشا است. قرآن می فرماید: جوانان مجرد باید
ازدواج کنند واگر نمی توانند عفت به خرج دهند. در واقع راه سومی وجود ندارد واگر
باشد به ضرر انسان می باشد.



۸- به دستورات شرعی اعتماد کرده و یقین داشته باشید سعادت شما در گرو اطاعت از
دستورات دینی می باشد.



۹- رسیدگی به خواهش ها نفس را قوی تر کرده وتداوم این کار باعث ضعیف شدن انسان در
مقابل نفس خواهد شد.



۱۰- به خود امیدوار بوده و مصمم باشید که می توانید همه ی گناهان را ترک کنید.



۱۱- از خداوند وائمه ی اطهار (علیهم السلام) کمک بگیرید و بدانید اقدام شما برای حل
مسایل نفسانی نشان از پاک بودن طینت و توجه خداوند به شما است در این صورت طرد شدن
کاملا بی معنی خواهد بود.



۱۲- توبه یعنی تولد دوباره و باز کردن فصل جدید در زندگی.



۱۳- برای ترک گناه روحیه ای شاد و همراه با نشاط لازم است و با ناراحتی و نا امیدی
به جنگ گناهان نمی روند.



۱۴- در خانه خدا همیشه به روی بندگانش باز بوده وخداوند از بازگشت بنده اش بسیار
خوشحال می گردد.



۱۵- فراموش نکنید بهترین کار کنترل افکار مخربی است که سراغ انسان می آید پس باید
اوقات خالی خود را با برنامه های مفید پر کرده، برای زندگی برنامه ریزی داشت و از
تنهایی وبیکاری پرهیز نمود.



۱۶- از ازدواج ناامید نباشید. اگر مدتی تمایل خود را به همجنس کنترل کنید، به تدریج
خواهید دید که شما هم مانند هر جوان دیگری به جنس مخالف علاقه دارید و خواهان
ازدواج هستید.



۱۷- شکست در این اقدام امری طبیعی است ولی مهم این است که شکست باعث پیمودن راه
باشد نه توقف در مسیر.



۱۸- هر کاری که عادت انسان شده باشد یک شبه قابل تغییر نیست. در این راه، باید با
آگاهی و پشتکار قدم برداشت.

۱۹- باز هم تکرار می کنم ازدواج بهترین گزینه است.

۲۰- شکست در این اقدام امری طبیعی است ولی مهم این است که شکست باعث پیمودن راه
باشد نه توقف در مسیر.


 



همچنین بخوانید:

همجنسگرایی در نگاه عقل و
علم






منابعی که شما می تواند اطلاعات بیشتری در این موضوع به شما دهد:

ضمنا برای افزایش آگاهی های خود در این موضوع می توانید به کتاب های زیر مراجعه
نمایید:

۱. روان شناسی رفتار جنسی، محمد باقر کجباف، نشر روان، تهران، ۱۳۸۱

۲. خلاصه روانپزشکی، کاپلان - سادوک، ترجمه نصرت الله پور افکاری، انتشارات آزاده،
تهران، ۱۳۷۳.

۳. روانشناسی جرائم و انحرافات جنسی، مسعود انصاری، چاپ دوم، تهران، ۱۳۵۹، نشر
کتابفروشی اشراقی







منابعی که در این مقاله از آنها استفاده شد:

۱- مکارم شیرازی و همکاران، تفسیر نمونه، تهران: دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۳

۴- حر عاملی، وسائل الشیعه، تهران: مطبعه الاسلامیه، ۱۳۸۴

۵- محمدحسن بن باقر صاحب جواهر، جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام، تهران: دار
اکتب الأسلامیه، ۱۳۸۶



دوست خوبم، آینده ای آکنده از روزهایی شیرین را برایتان آرزومندیم و یقین داریم شما
با ظرفیت عقلی و معنوی ای که دارید می توانید بر تمام نگرانی ها چیره شوید. چشم
براه مکاتبات بعدی شما هستیم.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
همجنسبازی با همجنسگرایی فرق داره لطفا درک کنیدهیچگونه مشکل روانی و بیماری نیست
نمیدونم از کی تا حالا عشق و علاقه شده گناه و مشکل روانی و ...
توبه براچی واقعا؟!
بنظرم تمام عزیزانی که میان اینجا و درد و دل میکنن،هیچ مشکلی ندارن فقط بخاطر اطلاعات غلط و چرنده این سایت و سایت های دیگر مانند این است که خواندن
دوست عزیز مدیر سایت، بنظرم شما باید دنبال راه نجات باشید ن این دوستان!
عشق،عشق است!!!
پرسمان
با عرض سلام حضور ارجمند تان، در پرسش و پاسخهای مکرری که با شما داشته ایم توضیحات کافی در باره ی موضوع همجنس گرایی و همجنس بازی، علت انحراف بودن آن، چگونگی ایجاد آن، مقابله و درمان آن و نظر روانشناسان مطرح از جمله فرید، یونگ و آدلر و نیز نظر زیست شناس معروف آقای داروین در این خصوص را تقدیم حضور کرده ایم، اما آنجناب بخاطر وسواس فکری شدیدی که پیرامون موضوع فوق دارید مکررا موضوع واحدی را تکرار کرده اید. به قول اندیشمندی فردی را که خواب است می شود بیدار کرد اگر چه خوابش سنگین باشد اما فردی که خودش را به خواب زده هرگز، بدرود
میهمان
سلام منم این مشکل رو دارم عاشق همجنس خودم شدم جوری که راضیم همین حالا جونمو براش بدم با دیدن اون ضربان قلبم شدت میگیره تازگیا فهمیدم هی اونم دوسم داره کمکم کنین منوبدون اون میمیرم...
پرسمان
پرسشگر گرامی عشق و علاقه به همجنس فقط تا زماني مي تواند مفيد و سازنده باشد كه به صورت معمول و طبيعي آن باشد و براي فرد وابستگي و دغدغه اي ايجاد نكند. اما اگر بيش از حد باشد، مانند آنچه براي شما پيش آمده است، يا اين علاقه به محدوده لذت جنسي و شهواني كشيده شود، اين حتي از نظر روان شناسي نيز نوعي انحراف جنسي محسوب مي گردد كه بايد آن را درمان كرد.علاقه شما به دوستتان، البته خيلي هم نادر نيست. افراد زيادي هستند كه در سنين بلوغ به خاطر نيازهاي عاطفي دوران بلوغ و چون هنوز ازدواج نكرده اند و آن نيازها تأمين نمي شوند، ناخودآگاه به جنس موافق گرايش پيدا مي كنند و آن نيازها را در ارتباط صميمي خود با جنس موافق تأمين كنند. اين مسأله، هم بين پسرها ديده مي شود؛ و هم ميان دخترها. از آنجا كه اين علاقه و گرايش، به وابستگي و افراط در علاقه كشيده مي شود و فرد را با اضطراب ها و دغدغه هايي مواجه مي كند و نيز چون در پاره اي مواقع جنبه جنسي پيدا مي كند و فرد به گناه آلوده مي شود، توصيه جدي ما اين است كه از اينگونه ارتباط ها دوري كنيد. شاهد اين مطلب هم مشكلاتي است كه اكنون براي شما به وجود آمده اند؛ از جمله وابستگي به دوستتان، اكنون براي شما دردسرساز شده است. افراط در اينگونه وابستگي ها مي تواند به زندگي آينده شما نيز به صورت جدي آسيب برساند. زيرا هزينه كردن بيش از حد عواطف براي دوستان، باعث مي شود در آينده نتوانيد روابط عاطفي و جنسي مطلوبي با همسر خود داشته باشيد.
میهمان
سلام.من پسرم و ۱۵سالمه.هروقت تو خونه تنها میشم به فکر خودارضایی میرم.چندباری توبه کردم ولی بیشتر از ۴یا۵ماه نکشبده و دوبتره سراغ خود ارضتیی میرم لطفا یه راهکاری بگید که بتونم از فکرش بیرون بیام
پرسمان
اگر شما به هر دلیلی مبتلا به خودارضایی شده اید، برای ترک خودارضایی هرگز نباید ناامید شوید؛ بلکه باید همچنان از همه ظرفیت خویش برای موفقیت در ترک کامل خودارضایی استفاده کنید تا به ترک کامل برسید و بتوانید آسیب ها و عوارض ناخوشایند خودارضایی را از بین ببرید. همین که فرد مبتلا به خودارضایی بتواند با به کارگیری راهکارهای مختلفی که برای ترک خودارضایی و رهایی از آن وجود دارد، از محرِّک های جنسی فاصله بگیرد و به تدریج از شدت ابتلا به آن بکاهد و به دفعات کمتر و با فواصل زمانی بیشتری این کار را انجام دهد، مسیر خود را برای نائل شدن به ترک خودارضایی هموار نموده است. اگر تمایل به انجام خودارضایی داشتید، بکوشید با جا به جایی مکانی، تغییر سریع موقعیت، فرار از تنهایی و حضور در جمع خانواده و سایر افراد، ایجاد مشغولیت های ذهنی و کاری، بلند شدن از رختخواب و قدم زدن فضای ذهنی تان را تغییر دهید تا از تحریک بیشتر و یا از انجام عمل خودارضایی منصرف شوید.
میهمان
سلام من یه دختر شانزده ساله هستم علاقه ی زیادی به همجنسم دارم حتی یروزم دوریش رو نمیتونم تحمل کنم چیکار باید بکنم
پرسمان
عشق و علاقه به همجنس فقط تا زماني مي تواند مفيد و سازنده باشد كه به صورت معمول و طبيعي آن باشد و براي فرد وابستگي و دغدغه اي ايجاد نكند. اما اگر بيش از حد باشد، مانند آنچه براي شما پيش آمده است، يا اين علاقه به محدوده لذت جنسي و شهواني كشيده شود، اين حتي از نظر روان شناسي نيز نوعي انحراف جنسي محسوب مي گردد كه بايد آن را درمان كرد.علاقه شما به دوستتان، البته خيلي هم نادر نيست. افراد زيادي هستند كه در سنين بلوغ به خاطر نيازهاي عاطفي دوران بلوغ و چون هنوز ازدواج نكرده اند و آن نيازها تأمين نمي شوند، ناخودآگاه به جنس موافق گرايش پيدا مي كنند و آن نيازها را در ارتباط صميمي خود با جنس موافق تأمين كنند. اين مسأله، هم بين پسرها ديده مي شود؛ و هم ميان دخترها. از آنجا كه اين علاقه و گرايش، به وابستگي و افراط در علاقه كشيده مي شود و فرد را با اضطراب ها و دغدغه هايي مواجه مي كند و نيز چون در پاره اي مواقع جنبه جنسي پيدا مي كند و فرد به گناه آلوده مي شود، توصيه جدي ما اين است كه از اينگونه ارتباط ها دوري كنيد. شاهد اين مطلب هم مشكلاتي است كه اكنون براي شما به وجود آمده اند؛ از جمله وابستگي به دوستتان، اكنون براي شما دردسرساز شده است. افراط در اينگونه وابستگي ها مي تواند به زندگي آينده شما نيز به صورت جدي آسيب برساند. زيرا هزينه كردن بيش از حد عواطف براي دوستان، باعث مي شود در آينده نتوانيد روابط عاطفي و جنسي مطلوبي با همسر خود داشته باشيد. برای دریافت توضیحات مفصل تر به این لینک مراجعه کنید: http://yon.ir/NeS29
میهمان
سلام من دختری ۱۵ ساله هستم و به یه دختر علاقه مند شدم توی یه مدرسه هستیم ولی تو کلاس هم نیستیم اصلا تا حالا باهاش حرف نزدم فقط تعریفشو شنیدم از شخصیتش خیلی خوشم اومد و بعد یه سال علاقه خیلی شدیدی بهش پیدا کردم از اون موقع تا حالا هی به خودم می گم علاقه اینجوری درست نیست و خدا دوست نداره خیلی هم دعا کردم و از خدا خواستم کمکم کنه ولی فایده نداشت هر وقت می بینمش قلبم به تپش میفته دیگه واقعا نمی دونم چه کار کنم حتی از خدا خواستم یه پسر بیاد تو زندگیم ولی اینجور فکر نکنم کمکم کنید
پرسمان
پرسشگر گرامی،همين كه اين موضوع براي شما تبديل به يك دغدغه و نگراني شده، نشان مي دهد كه اين علاقه شما، از حد عادي آن گذشته و يك چيزي طبيعي نيست و از همين امروز بايد به فكر برطرف كردن اين مسأله باشيد؛ هرچند كار سختي پيش رو نداريد. افراد زيادي با وابستگيهايي بسيار شديدتر از شما بوده اند كه توانسته اند بر اين مسأله چيره شوند و آن را براي خود حل كنند. عشق و علاقه به همجنس فقط تا زماني مي تواند مفيد و سازنده باشد كه به صورت معمول و طبيعي آن باشد و براي فرد وابستگي و دغدغه اي ايجاد نكند. اما اگر بيش از حد باشد مانند آنچه براي شما پيش آمده يا اين علاقه به محدوده لذت جنسي و شهواني كشيده شود، اين حتي از نظر روان شناسي نيز نوعي انحراف جنسي محسوب مي¬گردد كه بايد آن را درمان كرد. به نظر مي رسد با توجه به روحيه لطيفتان و با توجه به اينكه سريعا به اشخاصي اينچنين زود وابسته مي شويد و با نظر به آسيبهاي اينگونه دوستي ها بايد از نزديك شدن به این افراد و صميميت با انها پرهيز كنيد تا زمان ازدواجتان فرارسد و آنگاه همين دلبستگي ها را به همسر خود پيدا كنيد تا زندگي زناشويي تان هروز بيش از روز پيش پايدار تر وگرمتر گردد. موفق باشید.
میهمان
سلام من پسری ۱۴ ساله هستم که دو سال دچار این مشکل شده ام و چون بیرون از کشور و در محیط ناسالم بزرگ شده ام و الان توبه کردم و به نکات که شما رعایت می کنم. ولی اصلا به جنس مخالف خود میل ندارم و این خیلی منو ناراحت می کنه و نمی تونم به زندگی عادیم برگردم هنوز ارزو های زیادی دارم و خیلی دوست دارم در اینده ازدواج کنم و تشکیل خوانواده بدهم مشکل من اصلا خدادادی نیست الانم خیلی به جنس مخالف بی میلم مشکل من بی میلی جنسی به جنس مخالف است. دوست دارم مثل اول برگردم . این کار باعث شد من به نمازم هیج وقت بی توجهی نکنم. الانم فکر میکنم با همه فرق دارم و نمی توانم با زن خود ازدواج موفق و رابطه ی جنسی موفق داشته باشم هیج کس هم نیست با او درد و دل کنم. مدرسه ها هم شروع شده و من نمی توانم در درس خیلی خوب تمرکز کنم . قبلا هم با یک سایت دیگه مشاورت کردم گفتن که باید شش ماه طرز تفکر خود عوض کرد و بعد به حالت عادی برگشت ولی فکر میکنم هیج وقت نمی توانم به حالت عادی برگردم الانم به نکات شما توجه میکنم دلم اروم می گیره ولی تا حدود ۲ ساعت بعد نگرانی به سمتم می اید تورو خدا راه درمان را به من توضیح دهید یعنی من اگر تا شش ماه طرز تفکرم را تغییر بدهم صد در صد به حالت قبلی خود بر می گردم؟ یعنی درمان می شوم؟ میتوانم رابطه ی جنسی موفق با زن خود داشته باشم؟ همیشه فکر میکنم نمیتوانم رابطه ی جنسی موفق با زن خود داشته باشم توروخدا کمکم کنید.
پرسمان
همجنس گرايي نوعي انحراف جنسي به حساب مي آيد و مانند هر انحرافي پيامد خاص خود را در بدنبال دارد مانند اينكه موجب تنفر از جنس مخالف و علاقه به جنس موافق مي شود. مطمئن باشید اگر به این افکار توجه نکنید و طرز فکر خود را عوض کنید مشکل شما حل می شود، پس هیچ گاه به خود تلقین نکنید که: «من به جنس مخالف هیچ علاقه‌ای ندارم و نمی‌توانمرابطه ي جنسي موفق با زن خود داشته باشم. چرا که اصولا طبیعت زن و مرد آن چنان آفریده شده است که آرامش و اشباع غرایز خود را در علاقه به جنس مخالف (از طریق ازدواج سالم) می جوید، و هر گونه رفتار جنسی غیر این صورت، انحراف از طبع سالم انسانی و یک نوع بیماری روانی است که اگر به آن ادامه داده شود روز به روز تشدید می گردد و نتیجه اش بی میلی به «جنس مخالف» و اشباع ناسالم از طریق «جنس موافق» است. صحنه هائي از زندگي كه در آن شخص همجنس گرا نقش يك مرد، پدر، همسر و پسر خانواده را بر عهده دارد تصور كنيد و به آن بال و پر دهيد و نقش خود را پر رنگ و كاملا مردانه بيان كنيد. لازم است اين تصوير گري را در قالب ذهن پروري و نوشته ها و رفتار روزانه و تمام حالات واقعي و خيالي و... استمرار دهيد. در يك كلام به مرد بودن خود فكر كنيد، و همانگونه عمل كنيد، زندگي مردي و اجتماعي خود را تعقيب كنيد. اگر شش ماه با اين طرز تفكر زندگي كنيد براي هميشه از آن افكار رهائي خواهيد يافت.
میهمان
سلام من از ۱۴ سالگی دچار مشکل همجنسگرایی شدم و بعد او دو سال توبه کردم می خواستم بپرسم که شخصی بعد از دو سال توبه کنه و به نکاتی که شما گفتین رعایت کنه به حالت عادی بر می گرده و مشکل من هم بی میلی به جنس مخالف است باید چه کنم؟
پرسمان
در صورت توبه واقعي هر گناهي بخشيده مي شود اگر چه قبلا گناه را تكرار كرده باشد. توبه در حقيقت بازگشت بنده از گناه و تصميم قاطع براي بندگي و اطاعت خدا ا ست. در اين صورت گذشته بنده ناديده گرفته شده بلكه سيئات او مطابق روايت به حسنه تبديل مي شود. چرا که خدا ارحم الرحمين است، خدا رحمن است، خدا رحيم است و خدا تمام خوبی هاست. پس جایی برای ناامیدی نمی ماند. حتی اگر گناهان شما به اندزه تمام ستارگان آسمان ها باشد، به اندزه تمام قطرات آب اقیانوس ها باشد، به اندازه تمام شن های بیابان ها باشد، در برابر لطف و کرم خدا قطره ای بیش نیست. كه تمايل به جنس مخالف مسأله ‏اى غريزى است مگر اينكه مانعى روانى و يا جسمى در برابر آن قرار گيرد. یکی از موانعی که در شما باعث بی میلی به جنس مخالف شده، تمایل شما به همجنس می باشد. در این راستا به افكار مبتني بر تمايل به همجنس و عدم تمايل به جنس مخالف اصلا توجه نکنید. هيچ گاه به خود تلقين نكنيد كه: «من به جنس مخالف هيچ علاقه‌اي ندارم و نمي‌توانم اين علاقه را در خودم ايجاد كنم». هيچ گاه به خود تلقين نكنيد كه «علاقه به همجنس و تمايل به برقراري رابطه با همجنس در وجود من نهادينه شده است و امكان تغيير آن وجود ندارد»، چون اولا اين گونه نيست و شما با تلاش خود مي‌توانيد اين مشكل را برطرف سازيد، و ثانيا، اين تصور جلوي هر گونه تلاش اصلاحي شما براي تغيير را مي‌گيرد.
میهمان
همجنسگرائی ریشه روانی داره یانه
پرسمان
بله ریشه روانی هم دارد، برخي متخصصان به علل رواني _ اجتماعي و برخي به ديگر عوامل زيستي (كاركرد نامتعادل غدد و هورمونهاي جنسي) و برخي ديگر نيز علل ژنتيكي اشاره داشته اند. علل هم جنس گرايي از ديدگاه رواني ـ اجتماعي آشفته بودن روابط ميان والدين وفرزندان، يادگيري هاي نادرست ومحيط اجتماعي ناسالم مي باشد و به طور خلاصه مي توان به كنترل نداشتن بر غريزه جنسي هم اشاره داشت. كودك از حدود ۵ سالگي وارد سير همانندسازي با والد جنس موافق مي گردد. يعني پسربچه كه تا به حال با مادر الگوبرداري ناخودآگاه داشته وارد رابطه با پدر مي شود و شروع به همانندسازي با او مي كند. همانندسازي با پدر يعني همانندسازي با مرد. يعني مرد شدن . يعني به دست آوردن هويت مردانه چه از نظر جنسي چه در كل شخصيت. به دست آوردن خصايل مردانه مانند ميل به استقلال طلبي، ميل به پذيرش مسؤوليت، چه در روابط عاطفي چه در مسؤوليت هاي اجتماعي قدرت ابراز وجود و بيان قاطع خود، داشتن دستورمداري، جاه طلبي هاي مثبت اجتماعي، غلبه منطق واقعيت سنج بر عواطف كور، و خصايصي از اين قبيل كه ويژگي هاي روان مردانه به شمار مي آيند. براي به دست آوردن اين شخصيت مردانه، مهمترين مسأله رابطه پدر با پسر است.
میهمان
سلام من یک پسری هستم که در سن نوجوانی حدود یک سال دچار مشکل همجنسگرایی شدم دلیلشم بزرگ شدن در محیط نامناسب بود. بعد از یک سال فهمیدم که این چیز گناه و کاملا غیر طبیعی است و باعث میشود به جنس مخالف علاقه پیدا کنم. الان هم دوست دارم که در سن جوانی ازدواج کنم و تشکیل خوانواده بدهم ولی اینطور که میبینم اصلا به جنس مخالف خود در داشتن رابطه ی جنسی علاقه ندارم یعنی مشکل من بی میلی جنسی به جنس مخالف خود. الان هم نمی دانم جه کار کنم همش استرس دارم نمی توانم به زندگی عادی خود ادامه بدم نمی توام با خیال راحت درس یا مطالعه کنم توروخدا کمکم کنید دارم دیونه میشم.
پرسمان
همجنس گرايي نوعي انحراف جنسي به حساب مي آيد و مانند هر انحرافي پيامد خاص خود را در بدنبال دارد مانند اينكه موجب تنفر از جنس مخالف و علاقه به جنس موافق مي شود. وقتی از نظر علمی یک نوع انحراف محسوب می شد برایش راهکارهایی در نظر گرفته می شود یکی از این راهکارها که در این مقاله گفته شده (هیچ گاه به خود تلقین نکنید که: «من به جنس مخالف هیچ علاقه‌ای ندارم و نمی‌توانم این علاقه را در خودم ایجاد کنم») راهکاری برای عدم توجه به افکار مبتنی بر تمایل به همجنس می باشد. چرا که اصولا طبیعت زن و مرد آن چنان آفریده شده است که آرامش و اشباع غرایز خود را در علاقه به جنس مخالف (از طریق ازدواج سالم) می جوید، و هر گونه رفتار جنسی غیر این صورت، انحراف از طبع سالم انسانی و یک نوع بیماری روانی است که اگر به آن ادامه داده شود روز به روز تشدید می گردد و نتیجه اش بی میلی به «جنس مخالف» و اشباع ناسالم از طریق «جنس موافق» است. صحنه هائي از زندگي كه در آن شخص همجنس گرا نقش يك مرد، پدر، همسر و پسر خانواده را بر عهده دارد تصور كنيد و به آن بال و پر دهيد و نقش خود را پر رنگ و كاملا مردانه بيان كنيد. لازم است اين تصوير گري را در قالب ذهن پروري و نوشته ها و رفتار روزانه و تمام حالات واقعي و خيالي و... استمرار دهيد. در يك كلام به مرد بودن خود فكر كنيد، و همانگونه عمل كنيد، زندگي مردي و اجتماعي خود را تعقيب كنيد. اگر شش ماه با اين طرز تفكر زندگي كنيد براي هميشه از آن افكار رهائي خواهيد يافت. در رابطه با ازدواج نیز نگران نباشيد،مشكلي براي روابط نخواهيد داشت با ترك آن، مشكلي پيش نمي آيد. پس اصلا نگران نباشيد و بدانيد كه با ترك اين عمل مشكل ساز ، شما به سلامتي اوليه روحي و جسمي و معنوي خويش باز خواهيد گشت و انشاالله خواهيد توانست يك ازدواج موفق و زندگي ايي زيبا و اميدواركننده داشته باشيد و همه اينها در گرو ترك حقيقي با توكل بر خداوند خواهد بود.
میهمان
پسرم میل عاطفی به همجنس خود داره والان چند ساله درگیره وبخاطر همین شکست تحصیلی هم خورده وچند سالم به متخصص اعصاب وروان مراجعه میکنه ولی هنوز درمان نشده گوشه گیر وافسرده شده لطفا راهنمایی کنید
پرسمان
با عرض سلام حضور پرسشگر گرامی، من نمی دانم که فرزندتان چند ساله است و شرایط تربیتی اش چگونه بوده است، به هر حال تمایل به همجنس و قبول نداشتن نقش جنسیتی گاهی مربوط به اختلال هویت جنسی می شود و گاهی ریشه های فیزیولوژیک دارد یعنی مربوط به ترشح غدد درون ریز می شود و...لذا لازم است که ایشان را نزد یک روانشناس بالینی با تجربه ببرید تا در یک مصاحبه ی بالینی حضوری ریشه ی مشکل مشخص گردد و در صورت نیاز، مجوز برای تغییر جنسیت ایشان صادر شود البته در موارد بسیار کمی کار به صدور مجوز می رسد، و در بیشتر موارد اگر مشکل روانشناختی باشد با تکنیکهایی مثل تکنیک حساس سازی نا آشکار، انزجار درمانی و...استفاده می شود. اگر در تهران زندگی می کنید می توانید در این خصوص به دکتر سید جلال یونسی متخصص روانشناس بالینی که از قوه ی قضائیه نیز اجازه ی صدور مجوز برای تغییر جنسیت دارد مراجعه نمایید. 02144015879
میهمان
من یه دخترم و ۱۴ سالمه من مقاله های زیادی خوندم و به این نتیجه رسیدم که مردم خیلی وقتا همجنس بازی و همجنس گرایی رو باهم اشتباه میگیرن من همجنسگرا هستم من نسبت به همجنس خودم کشش های عاطفی دارم و تا حدی جنسی ولی نه در حدی که نتونم جلوش و بگیرم من به جنس مقابلمم هم گرایش هایی دارم از کسایی پرسیدم و به این نتیجه رسیدم که من به هر دو جنس گرایش دارم و حتی خیلی جاها گفتن که من به خاطر سنم اینطوری فکر میکنم ولی اینطور نبود من واقعا به هر دو جنسگرایشاتی دارم توی این سایت اومدم تا بهتر مطالعه کنم ولی متوجه شدم این سایت برای همجنسبازی بود نه همجنس گرایی من از اینی که هستم هراسی ندارم و حتی تا حدودی افتخار میکنم و هرگز اعتماد به نفسمو از دست ندادم درسته ما همجنسگرا ها توی ایران و حتی جهان به هیچ جایی نمیرسیم و عاقبتمون افسردگی خودکشی و حتی اعتیاد هست کسایی که مثل منن فقط بدونن که تنها نیستن ماها یه خونواده ایم و این دلیلی نیست که از خودمون متنفر باشیم
پرسمان
با عرض سلام حضور پرسشگر گرامی، گرایش(همجنس گرایی) از جنس تمایلات درونی است و یک مرتبه قبل از رفتار(همجنس بازی قرار دارد، تمامی انسانها تمایلات و کششهای درونی و غریزی مختلف دارند، تمایلات و کششهای غریزی کورند و صرف انرژی هستند و همانند موتور اتومبیل که فقط تولید انرژی می کند و اگر فرمان و راننده نباشد اتومبیل را به ته دره سقوط می دهند، این تمایلات نیز اگر توسط عقل و دین هدایت نشوند انسان را به انحراف کشیده و به قعر حیوانیت سقوط می دهند، حال کسانی که برخود مسلط هستند و اختلال کنترل تکانه و تمایلات ندارند علی رغم وجود کشش به هر سمت، آنرا کنترل، هدایت و کانالیزه می کنند و با راهنمایی عقل و دین آنرا در خدمت شکوفایی خیش قرار می دهند. و اجازه نمی دهند این گرایشات به همان صورت یله و رها به رفتار تبدیل شوند و در شکل همجنس بازی ظاهر گردند. اما کسانی که اختلال کنترل تکانه دارند، گرایش به همجنس در آنها بصورت همجنس بازی خود را نشان می دهد و مرتکب گناه بزرگی می شوند و از درجه ی انسانیت به حیوانیت سقوط می‌کنند و در دنیا و آخرت دچار خسران می شوند. فرموده اید:« و حتي تا حدودي افتخار ميكنم و هرگز اعتماد به نفسمو از دست ندادم درسته ما همجنسگرا ها توي ايران و حتي جهان به هيچ جايي نميرسيم و عاقبتمون افسردگي خودكشي و حتي اعتياد هست كسايي كه مثل منن فقط بدونن كه تنها نيستن ماها يه خونواده ايم و اين دليلي نيست كه از خودمون متنفر باشيم» شما هنوز در سنینی هستید که هویت تان شکل نگرفته است لذا به خاطر سخنان غیر علمی افراد زشت پندار و بد کردار، بدون دلیل بر خود برچسب همجنسگرایی و غیره نزنید، و اجازه دهید که مراحل رشدی شما به طور طبیعی طی شود و هویت تان در سایه عقل و دین و فرهنگ تان شکل گیرد. فرموده اید:« ما همجنسگرا ها توي ايران و حتي جهان به هيچ جايي نميرسيم و عاقبتمون افسردگي خودكشي و حتي اعتياد هست كسايي كه مثل منن فقط بدونن كه تنها نيستن ماها يه خونواده ايم و اين دليلي نيست كه از خودمون متنفر باشيم» این سخنان بوی جبر می دهد یعنی شما با یک سرنوشت محتوم به دنیا آمده اید و عاقبتان نیز روشن است یعنی افسردگی و خود کشی اعتیاد و...، آیا واقعیت این است؟! در این خصوص باید عرض نمایم که دیر زمانی است که جبر گرایی در جهان به پایان رسیده و هم اکنون در جهان امروز خریداری ندارد زیرا تجربیات بشر خلاف انرا ثابت کرده است، اسلام از ابتدا با جبر گرایی در ستیز بوده و آنرا بر خلاف بعث انبیاء برای هدایت بشر می دانسته است، مولوی در مثنوی در رد جبر گرایی می گوید: اینکه گویی این کنم یا آن کنم ـــــ خود دلیل اختیار است ای صنم، روانشناسان نیز می گویند: فردای ما را امروزمان می سازد یعنی می توانیم با اصلاح خطاهای شناختی خود فردهای روشن و خوبی را برای خود رقم بزنیم. مطلب دیگر اینست که شما فرموده اید:« و حتي تا حدودي افتخار ميكنم که همجنسگرا هستم» و بعد فرموده اید که:« عاقبتمون افسردگي خودكشي و حتي اعتياد هست» حال من از شما می پرسم که آیا قدم گذاشتن در راهی که به تصریح خودتان عاقبتش افسردگي، خودكشي و اعتياد است، افتخار دارد؟! آیا انسانی که عقل در او برسایر قوایش برتری دارد و عاقلانه می‌اندیشد با دیدن این عاقبت شوم از آن منصرف نمی شود و قدم در راهی نمی گذارد که پایان آن چنین دلخراش باشد؟ آیا بدون اراده و اختیار با آنکه پایان راه را می بیند قدم در راهی می گذارد ک همه ی هستی و انسانیتش به تاراج رود.
میهمان
لطفاً سریع جواب بدید
میهمان
من دختر شانزده ساله ای هستم که دچار بحران شدیدی شدم من عاشق دوست همجنس خود شدم ما پنج سال هست که با هم دوست هستیم من به او وابستگی شدیدی دارم و حتی یکبار بعد از قهر کردنمون من خود زنی شدیدی داشتم..اوایل اون رو تحسین میکردم به خاطر رفتار و اخلاق و زیباییش ولی از شش ماه پیش میل داشتم که اون رو ببوسم اون موقع احمیت ندادم چون فکر کردم از علاقه شدید منه ولی اشتباه فکر میکردم و الان میل شدید جنسی نسبت به اون دارم و نمیتونم افکارم و رفتارم کنترل کنم هر چی که ذهنمو سعی میکنم ازش منحرف کنم ولی موفق نمیشم و رفتام رو هم زیاد نمیتونم کنترل کنم چون یک بار نزدیک بود ببوسمش ..از خودم متنفرم حالم از خودم بهم میخوره من نمیخوام که دو جنس گرا باشم
احساس گناه میکنم که به اعتماد دوستم خیانت کردم
و به همین خاطر بار ها خود زنی کردم
نمیدونم چطور این حسمو کنترل کنم چون نمیخوام از دستش بدم و زندگی بدون اون رو نمیتونم تصور کنم و حالا اون به من شک کرده
خواهش میکنم راهنماییم کنین
پرسمان
عشق و علاقه به همجنس فقط تا زماني مي­ تواند مفيد و سازنده باشد كه به صورت معمول و طبيعي آن باشد و براي فرد وابستگي و دغدغه­ اي ايجاد نكند. اما اگر بيش از حد باشد، مانند آنچه براي شما پيش آمده است، يا اين علاقه به محدوده لذت جنسي و شهواني كشيده شود، اين حتي از نظر روان­شناسي نيز نوعي انحراف جنسي محسوب مي­ گردد كه بايد آن را درمان كرد.علاقه شما به دوستتان، البته خيلي هم نادر نيست. افراد زيادي هستند كه در سنين بلوغ به خاطر نيازهاي عاطفي دوران بلوغ و چون هنوز ازدواج نكرده ­اند و آن نيازها تأمين نمي­ شوند، ناخودآگاه به جنس موافق گرايش پيدا مي­ كنند و آن نيازها را در ارتباط صميمي خود با جنس موافق تأمين كنند. اين مسأله، هم بين پسرها ديده مي­ شود؛ و هم ميان دخترها. از آنجا كه اين علاقه و گرايش، به وابستگي و افراط در علاقه كشيده مي ­شود و فرد را با اضطراب ها و دغدغه ­هايي مواجه مي ­كند و نيز چون در پاره­اي مواقع جنبه جنسي پيدا مي­ كند و فرد به گناه آلوده مي­ شود، توصيه جدي ما اين است كه از اينگونه ارتباط ها دوري كنيد. شاهد اين مطلب هم مشكلاتي است كه اكنون براي شما به وجود آمده ­اند؛ از جمله وابستگي به دوستتان، اكنون براي شما دردسرساز شده است. افراط در اينگونه وابستگي ­ها مي ­تواند به زندگي آينده شما نيز به صورت جدي آسيب برساند. زيرا هزينه­ كردن بيش از حد عواطف براي دوستان، باعث مي­ شود در آينده نتوانيد روابط عاطفي و جنسي مطلوبي با همسر خود داشته باشيد. برای دریافت توضیحات مفصل تر به این لینک مراجعه کنید: http://yon.ir/NeS29
میهمان
سلام من ۱۵ سالمه من ک چیک بودم حتی به دختر علاقه مند شدم ولی چن سالی به جنس مخالف تمایل دارم ولی در اون حد نیس که پسریو ببینم بهش تمایل نشون ولی وقتی فیلم مستهجن میبینم میلم به فیلم های گی بیشتره تا دیگر فیلم بعدش من تو ذهن خودم فک میکنم داستان میسازم تو داستان پردازی وقتی به گی بودن رابطه با مرد فک میکنم اینا میلن بیشتر تا اینکه به یک دختر فکر کنم کمتر عکس العمل نشون میدم من وقتی خودمو لمس میکنم ارضا میشم ولی دوست ندارم اینطوری باشم مشاوره و دکترم نمیتونم برم به یک دلایلی که نمیتوتم بگم من خوب میشم یانه یا اینکه شنیدم یک امپول هس میزنی خوب میشی میشع بگین اسمش چیه یا اصن واسه درمان من خوبه یا نه لطفا بگین چیکار کنم؟
پرسمان
با عرض سلام حضور پرسشگر گرامی، ابتدا باید عرض کنم که خداوند کشش جنسی را به خاطر مصالحی از جمله حفظ نوع بشر در سرشت انسانها نهاده است، از خصوصیات کشش جنسی(کشاننده جنسی یا غریزه ی جنسی) این است که صرف انرژی روانی است و کور است لذا نیاز به هدایت دارد، همانند موتور ماشین که فقط تولید انرژی می کند و اگر فرمان و راننده نباشند این انرژی می تواند اتومبیل را به ته دره سقوط دهد.خداوند نیز عقل و دین را به عنوان مراقب در کنار این انرژی روانی قرار داده است که انسان را به سراشیبی سقوط نکشانند. انسان باید به وسیله ی رهنمودهای عقل و دین این انرژی را در مسیر درست هدایت کند نه اینکه دنباله رو آن باشد، زیرا در این صورت در دنیا و آخرا جزو زیانکاران خواهد بود. این انرژی بسیار جوّال است و انسان را هر روز به سمتی می کشاند بخصوص اگر انسان بهداشت و سلامت روانی خود را رعایت نکند و به هر فیلم و تصویری نگاه کند، که شاعر فرموده: هر آنچه دیده بیند دل کند یاد، امام صادق علیه السلام می فرماید که من از این انسان در عجبم که اینقدر به سالم بودن غذای جسم خود اهمیت می دهد اما به سلامت غذای روح خود که بسیار مهم تر است توجهی ندارد بطوری که هر چه را می بیند و می خواند و به اثرات سوء آن بر روح خویش توجهی ندارد. بنابراین اگر ما نگاه خود را کنترل کنترل کنیم و با معنویات اشتی کنیم به تدریج می توانیم این انرژی را به کانالی سازنده هدایت کنیم. البته گاهی منشاء انحراف از کانال جنسی اصلی، فیزیولوژیک است یعنی برخی هورمونهای درونریز دچار بدکارکردی هستند که در این صورت می شود با مراجعه به متخصص غدد و دادن آزمایش خون خاص مشکل را حل نمود اما من فکر نمی کنم که مشکل شما بدکارکردی هومونی باشد و اگر اندکی با راهکارهای پیش گفته بر کشاننده ی جنسی خود اعمال کنترل کنید مشکل به تدریج حل خواهد شد. گاهی منشاء اختلال هویت جنسی که بحث آن در روانشناسی بالینی مطرح می شود و نظر به گزارشی که داده اید شما از این جهت مشکلی ندارید
میهمان
سلام ممنونم از سایت خوبتون دوستم ۱۵ سالشه و عاشق ی دختریه ک متاسفانه میل جنسی هم بهش داره واقعا نمیدونم چیکار کنم ک ازین حالت دربیاد لطفا کمک کنید من ک ب عنوان دوستشم چطور میتونم کمکش کنم؟
پرسمان
دانشجوی گرامی، ضمن سپاس از همراهی تان با پرسمان، گفتنی است که در همه مراحل امداد رسانی به دوست خود برای رهایی از موقعیّت مورد نظر به خاطر داشته باشید:« عملکرد همه ما انسانها به طور معمول، بازتاب انتظارات اطرافیانی است که مورد احترام آنها هستیم». در حقیقت همه ما برای کنترل خود در برابر کارهای ناشایست نیازمند بازدارنده هایی هستیم که اگر این حس به ما منتقل گردد که دیگران در مورد ما خوب فکر نمی کنند، بازدارنده ها خوب عمل نمی کنند؛ بنابراین همیشه و در همه مراحل سعی نمایید این احساس به دوست تان منتقل گردد که انتظار شما از وی رفتاری شایسته است؛ زیرا تجربه نشان داده افشای چنین مسائلی بین اطرافیان باعث دریده شدن پرده حرمت ماجرا گشته و فرد مورد نظر ابایی از علنی کردن بیشتر و بیشتر چنین روابطی نمی کند. بسياري از افرادي كه در دام ارتباط با نامحرم مي افتند به راستي از عواقب اين گونه روابط نااطلاعند و يا در موقعيتي گير كرده اند كه نمي دانند چه بايد بكنند؛‌ لذا: 1- از طريقي آدرس پرسمان را در اختيار برادرتان قرار داده و به نوعي او را با اين مجموعه آشنا سازيد؛‌ زيرا گرچه ممكن است دوست تان در اين برهه به خطا رفته باشد؛‌ امّا به ویژه اگر در خانواده اي مذهبي رشد و نمود كرده قطعاً‌ سؤالات متعددي دغدغه ذهني اش در مورد ارتباط با نامحرم و ... است كه اگر آدرس مجموعه اي همچون پرسمان در اختيارش باشد،‌ لااقل از اين بابت كه چشم بسته برخورد نمايد جلوگيري خواهد شد. 2- سعي كنيد زمينه هايي را كه باعث شده وی به دنبال برقراري چنين ارتباطي در بيرون از خانواده با فردي نامحرم كشيده شود، ‌شناسايي و در صدد رفع آن برآييد. به عنوان مثال پسران در اين سن و سال جوياي روابط عاطفي هستند كه اگر چنين فضايي در خانواده برايشان فراهم نگردد در شكل طبيعي به سراغ هم سن و سالان هم جنس خود و در شكل غير متعارف خود به دنبال دوستي با جنس مخالف خواهند رفت؛‌ لذا پرواضح است که باید وي از اين لحاظ تأمين گردد تا كمبودي از اين لحاظ احساس ننمايد. با طرح علمي مسأله روابط دختر و پسر سعي كنيد شناخت وي را از آسيبهاي چنين ارتباطاتي بيشتر نموده و به صورت غير مستقيم كاري نماييد كه به دليل عدم شناخت و آگاهي (غفلت )‌ در دام چنين ارتباطاتي گرفتار نگردد. 3- اثرات معاشرت با دوستان مذهبي و شركت در مراسم هاي مذهبي را كه باعث تقويت بنيه اعتقادي و در نتيجه ايجاد مصونيت در قبال بسياري از آسيب هاي احتمالي در اين سنين مي گردد را از ياد نبريد.
میهمان
سلام من دخترم و ۱۶سالمه و تقریبا یک ساله که به کلاس تکواندو میرم و واقعا ارشدم رو دوست دارم ولی مشکل اینجاست که این دوست داشتن یه طرفه هست و حتی من نمیتونم باهاش صحبت کنم و به نظرم این عشق نسبت به اون داره در وجودم زیاد تر میشه طوری که اگه یه جلسه نرم کلاس تا تمام طول هفته به فکرش هستم لطفا زودتر جواب بدید... .
پرسمان
با عرض سلام و ادب خدمت شما؛ پرسشگر گرامي؛ يكي از مهمترين نيازهاي انسان، نياز عاطفي است. نياز به محبت ورزيدن به ديگران و مورد محبت ديگران واقع شدن. اين نياز در طي مراحل مختلف رشد و در مراحل گوناگون زندگي شكل هاي مختلفي پيدا مي كند و در هر دوره اي به گونه اي متناسب با آن زمان بايد ارضا شود. در سن نوجوانی ذهن و دل نوجوان محل تاخت و تاز امیال و افکار مختلف است و گاهی اوقات خود نوجوان از این همه امیال و افکار عجیب و غریب سرگشته و حیران می شود و نمی داند با آنها چه کند. در هر صورت این تحولات در این سنین طبیعی است و مهمترین کار این است که شخص خودآگاهی و خودشناسی خوبی داشته باشد تا بتواند به بهترین نحو اینها را مدیریت کند و هویت و شخصیت خود را به سلامت از این دوران عبور دهد. نکته قابل توجه این است که ورود افکار و برانگیختگی عاطفی شاید در اختیار شما نباشد اما نحوه واکنش شما به آن میل یا فکر امری ارادی است که در اختیار شماست. علاقه مند شدن به دوست یا استاد و معلم به خودی خود ایرادی ندارد اما وقتی تبدیل به وابستگی می شود اراده و استقلال روانی شخص را محدود می کند به گونه ای که انسان در یک زندان مجازی است. به لحاظ روانی و ذهنی رها و آزاد نیست و انگار همه اوقاتش با آن شخص تعریف می شود. به هر حال باید قدرت خودمهارگری عاطفی و هیجانی داشته باشید و این امر یک مهارت است و آموختنی است. اگرچه مهارکردن امیال و افکار تحت تاثیر تجربه و تمرین می تواند قوت پیدا کند.
میهمان
سلام من یه پسر ۱۵ ساله هستم.راستش نمیتونم بگم که من تمایل جنسی به همجنس دارم من بیشتر احساس محبت دارم.خودمم میدونم این حس برای اینکه کودکی سختی داشتم و هیچ محبتی ندیدم و بجای اینکه کوهی باشم برای تکیه همسر آیندم،خودم باید به یکی تکیه کنم.خودم از این حس بدم میاد حالم از خودم بهم میخوره.نسبت به جنس مخالف حس دارم.حتی چند بار هم تو سایت های خارجی تست همجنسگرایی دادم.نتیجش این بود که به هردوجنس علاقه داری.میخوام ازتون کمک بگیرم برای اینکه چجوری این حسو بدون رفتن به پیش روانپزشک حل کنم واقعا برای من سخته که به خانوادم همچنین موضوعی رو بگم خواهش میکنم جواب بدید
پرسمان
پرسشگر گرامي اگر تمايل شما به جنس موافق صرفاً جنسي نيست و فقط يك تمايل عاطفي مي باشد مشكلي در اين خصوص ندارید، چرا كه شما مي توانيد دوستان با ايمان، متدين، خوب و سالمي از ميان همجنسان خود پيدا كنيد و به تدريج دايره دوستي خود را با آنها گسترش دهيد و ارتباط صميمانه‌تري با آنها برقرار نماييد و در صورت امكان، برخي از فعاليت هاي مشترك نظير فعاليت هاي كاري، ورزشي، هنري و تفريحي سالمي را با آنها برنامه ريزي كنيد و انجام دهيد. اين طوري بخشي از نياز عاطفي شما در ارتباط با همجنسان برطرف مي گردد و نياز به دوست داشتن و دوست داشته شدن از طرف همجنسان تان برطرف مي شود. خوب است بدانيد ميل به همجنس گرايي، گناه محسوب نمي شود چون يك رفتار نيست بلكه ميلي است دروني كه گاه بدليل كاركرد نامناسب هورموني رخ مي دهد و گاه فرد از اين حالت بيزار است. البته رفتار جنسي مطابق با اين كشش، در اسلام و همه اديان الهي حرام است و علاوه بر عقوبت شديد دنيوي و اخروي اثرات و پيامدهاي شديد و غير قابل جبران در پي دارد. بنابراين بايد گفت هر چند فكر گناه تا به مرحله عمل نرسيده، به خودي خود گناه نيست اما به دليل آن كه زمينه گناه را فراهم مي‌آورد و انسان را به سوي گناه سوق مي‌دهد بايد به شدت از آن اجتناب نمود. مي‌دانيد كه با فكر كردن به رفتارهاي جنسي؛ نگاه به همجنس، و ساير گناهان به تدريج براي انسان، امري عادي مي‌شود. پس بايد جلوي آن را از سرچشمه خشكاند. و اين يعني بايد از هر گونه خيال‌پردازي جنسي اجتناب نمود و با دوستان با ایمان و سالم ارتباط برقرار کنید. موفق باشید.
میهمان
با سلام خدمت سایت پرسماناول از آنکه میخواستم عرض کنم وقتی در دنیای مدرنی زندگی میکنیم که پدیده همجنسگرایی را بیماری حساب نمیکند و ان را از نظر عقل علم توسط نظریه‌های ثابت شده دانشمندان به اثبات رسانده‌است هنوز عده‌ای مثل شما بله دقیقا مثل شما هستند که سعی بر این دارند که با سیاه‌نمایی ودلایل بی‌وجه وبی منطق وبر پایه هیچ و پوچ همجنسگرایی را بیماری تلقی کنند و مخاطبان جهان سومی بی اطلاع وبی خبری آن‌را باور کنند و احساس گناه بکنند پس از شما سایت پرسمان و تمامی بازدیدکندگان شمارا به ادامه این متن دعوت میکنم و بیش از ان میخواستم بگم که میان همجنسبازی و همجنسگرایی زمین تا اسمان تفاوت است و سایت پرسمان جوابم را همینجا منتطقی میخوام نه مذهبی و بی پایه واساس
۱_ تحقیقات در مورد معقوله همجنسگرایی نه طی یک یا چندسال بلکه طی یک قرن بلکه بیشتر و آن‌هم توسط روان‌شناسان و روانکاران و روانپزشکان مطرح تاریخ انجام شده و به اثبات طبیعی بودن منجر گردید۲_ از جمله روانشناسان مطرح در تحقیقات میتوان به فروید که پدر علم روانکاری و پدر علم روانشناسی مدرن است اشاره کرد ۳_ در تحقیقات همجنسگرایی ده‌ها روانشناس برتر جهان از ملیت‌های مختلف و در برهه‌ زمان های مختلف نظرشان ارائه شده است که اکثر آنها بیش از سال ۱۹۷۳ ( سالی که در آن همجنسگرایی از لیست بیماری‌های روانی حذف شد) نظرشان را ارائه دادند و به طور علمی و عقلی ان را ثابت نمودند و تاکنون هیچ روانشناس مطرح و هیچ انجمن مطرحی نظریه آنان را نقض نکرده است ( فقط چندی از کشور‌های مذهبی و عقب افتاده دنیا با آن مخالفن ) ۴_ شما سیاهی نماها فقط نام انجمن روانشناسی آمریکا را نام میبرید در حالی که انجمن های بسیار بسیار معتبر و معروفی مانند انجمن روانشناسی چین و انجمن روانشناسی روسیه هم با این نظر موافقند ۵ _ سازمان بهداشت عمومی همجنسگرایی را از لیست بیماری‌ها حذف نمود 😏۶_ تا کنون هیچ روش‌درمانی برای همجنسگرایی فایده نداشته ونخواهد بود مثل اینکه شما یک فرد دگرجنسگرارا میخواهید همجنسگرا کنید😂۷_ روش‌های درمانی که هم‌اکنون ایران آن را در پیش گرفته است مانند هورومون تراپی و شوک برقی از روش‌هایی است که آمریکا و غرب در دهه‌های ۲۰ و ۳۰ از از آن استفاده مینمود و چون آنرا بی اثر و زجر دهنده تشخیص دادند دیگر از آن استفاده نمیکند توجه داشته باشید یعنی ۱۰۰ سال قبل از این روش‌ها استفاده میکردن ۸_ خداوند به شما قدرت تفکر داده است برید و داستان قوم لوط را بخوانید آنها همجنسبازززز بودند نه همجنسگرا آنها از روی شهوت انجام میدادند آنها شهوت پرست بودند آنها متاهل بودند آنها نیت تجوز به فرشته‌ها راداشتند و... ۹_ در سازمان ملل نزدیک به ۱۰۰ کشور طبق آخرین اطلاعم امضا کردند که حقوق همجنسگراها را رعایت کنند که از خاورمیانه میتوان به ترکیه روسیه هند و... اشاره کرد ۱۰_ دوستان بنده یکی از دوستانم طی انجام درمان همجنسگرایی😡 به شدت آسیب مغزی دید میگه وقتی کسی یه چیزی میگه زود یادم میره ویا انگار یه سال پیش بهم گفته ۱۱_ دوست همجنسگرای من خواهشا خواهشا به من بگو آیا خودت راضی میشوی به خاطر تفاوتت باتو بی احترامی کنند و تورا منحرف بنامند و تو را مریض بنامند ( هر چند در کلمات بااحترام بیان کنند که تو مریضی ) میتونم تا فردا ۱۰۰۰۰۰۰۰۰ دلیل براتون بیارم اما خواهش میکنم فرق بین همجنسبازی و همجنسگرایی را بدانید و به یکدیگر احترام قائل باشید 💖🌹🌈
پرسمان
با عرض سلام حضور پرسشگر گرامی، و با تشکر از مطلبی که ارائه داده اید، اما بعد، در روانشناسی بحثی با عنوان اثر پذیری بینش‌ها از گرایش‌ها وجود دارد که من از شما تقاضا می کنم این بحث جدی را پیگیری نمایید، تا غبار اوهام از ذهنتان پراکنده گردد و معلوم شود چگونه در زمینه ی بحث فوق گرایشهایتان بر بینشهایتان تاثیر گذاشته و چشم پوشی کرده اید از دلایل بسیاری که اثبات می‌کند همجنس گرایی و بروز عینی آن همجنس بازی، یک اختلال روانشناختی است. لطفا بار دیگر نامه ی خود را با دیده‌ی انصاف مرور کنید تا بدانید با این همه جوش و خروشی که در نامه ی تان به راه انداخته اید حتی به اندازه ی یک جمله کوتاه، مطلب علمی و غیر شعاری در آن دیده نمی شود. و فقط سعی نموده اید «خود» مجروح تان را پشت سرالفاظ پر زرق و برقی چون جهان اولی بودن افکارتان و ارتجاعی بودن افکار مخالف و... پنهان کنید و همانند کبک سر در برف فرو نمایید. من به چند نکته اشاره می کنم و از شما می خواهم که برای بحثهای عمیق و گسترده با کارشناسان پرسمان سوال خود را در قسمت درج پاسخ سایت وارد نمایید. 1- همانطور که عرض کرده ام هجنس گرایی چیزی فرا تر از خوش آمدن است از جنس موافق است، لذا باید ابتدا معنای آنرا دریابید و سپس خود را همجنس گرا بدانید. 2- لطفا در مورد اختلال روانشناختی «هویت جنسی» که توسط روانشناسان بالینی به عنوان یک اختلال شناخته می شود مطالعاتی بنمایید. 3- مطلب دیگر اینکه اختلال هویت جنسی ریشه ی روانشناختی دارد و مربوط به دوران کودکی و نوجوانی، و وهله های رشد روان شناختی‌می شود، و نه زیستی، و اگر شما دسترسی به روانشناس ندارید، لازم است که برای روشن شدن ریشه ی روانشناختی مشکل، مکاتباتی باهم داشته باشیم. 4- در پاسخ به مورد 11 نامه ی تان باید عرض کنم که هجنس گرایی و همجنس بازی یک اختلال روانشناختی مانند سایر اختلالات است که نیاز به درمان دارد و همجنس گرا مادامی که مرتکب کنش مجرمانه نشود یک مجرم نیست. 5- شخصی وارد روستایی شد که همه خود را می خاراندند، اهالی روستا وقتی متوجه وی شدند او را گرفتند و به نزد طبیب بردند که او مرض نخاراندن گرفته است. بدورد
میهمان
سلام.من نوجوانی ۱۵ ساله هستم که با داشتن فضای مجازی از ۴ سالگی آلوده شدم و افکار بد منو در بر گرفتن . بزرگتر که شدم ۱۱ سالم که شد دوست نابابی پیدا کردم و وضعم بدتر شد .نمیخوام توضیح بدم چون اعتراف به گناه است . در خلوت خودم هم گناه میکردم چندین بار ،چندین بار تصمیم گرفتن توبه اخر کنم . اما فایده نداشت .در ماه محرم توی حرم امام رضا و... ازشون کمک خواستم ،کمکم کردن اما به یکهفته نکشیده دوباره شروع کردم . من یک پسرم ،پسری که آلوده هست به افکار همجنسگرایی و همجنس بازی و هر چیزی دیگری که اسمش هست . اما این رو همینجا میگم و حاضرم قسم بخورم به ائمه که این افکار تنهاو تنها از دنیای غرب امده و سیاست پشت این کار هست و تنها کارشون قطع نسل بشر و نابودی هست .ما انسان ها پسر یا دختر ،هیچ مشکلی نداریم فقط الوده به افکار بد شدیم . من قصد دارم که این افکار رو ترک بکنم و از سایت شما خیلی انرژی گرفتم .من یک فرد مذهبی هستم و واقعا برای من اصلا زشت هست که این افکار را داشته باشم و به دوستانم که برادرانم هستن نظر بدی داشته باشم . من به این نظر باور دارم که اگر بخواییم ترک کنیم این افکار رو یا تخلیه شهوت از راه نادرست ،تنها باید خودمان بخواییم و بعد از هدا و ائمه کمک بگیریم . فقط چهل روز کافی ،انوقت از هر پلیدی پاک میشیم و به مرد بودن خودمون یا برای دختر ها به زن بودن خودشان افتخار میکنن . توصیه میکنم برای رهایی از افکار بد سمت عبادت با خداوند یا حتی در صورت تمایل وارد مکان های مذهبی مثل عضو بودن در مسجد یا.... بکنید . قطعا تاثیر زیادی داره.
خیلی از کاربران گفته اند که همجنسگرا یا... مشکلی ندارد و اینکه دوست داشته باشیم همجنس خودمون اشکالی ندارد .
بله دوست داشتن رفیق خود یا برادر دینی خیلی خوبه و خیلی هم تاکید شده به خرج کردن محبت برای دوست .اما افکار بد و شهوت آلوده یا علاقه ای که بصورت منفی باشه حرام است و لعن هم شده افرادی که اینطوری هستن .چه کسی خوشش میاد لعنت بشه از طرف خدا؟چه کسی خوشش میاد در روز قیامت عذاب سخت ببینه ،اون هم بخاطر یه فکر مذخرف .
واقعا ممنونم بابت مطلب خوب این سایت . کلی انرژی گرفتم و قصد دارم از این به بعد به مرد بودن خودم و اینکه من یه انسان عادی هستم افتخار کنم و برای همیشه این افکار بد رو از خودم دور کنم.
..اجرتون با خدا..
میهمان
سلام من ۱۷ سالمه پسر هستم و عاشق یه پسر شدم... نمیدونم هرچی ازش فاصله میگیرم نمیتونم فکرش رو از سرم بیرون کنم من هیچ نگاه جنسی بهش ندارم ولی نمیدونم از صمیم قلب دوستش دارم و نمیتونم فراموشش کنم و ب شدت از جنس مخالم دور هستم. توی همه ی این مقاله. هیچ چیزی نبود ک توضیح این ذهنیت من رو بده
پرسمان
پرسشگر گرامي اين مسير نمي تواند براي هر دوي شما مناسب باشد و اين نوع دوستي در طولاني مدت مي تواند براي هر دوي شما آسيب زننده شود لذا بهتر است سطح اين دوستي را بحد طبيعي نرمال برسانيد و از علاقه شديد به ايشان پرهيز نمايد. و در جهت اصلاح آن اقدام نماييد زيرا ادامه اين وضعيت بسياري از فرصتهاي زندگي را از شما خواهد گرفت همانطور كه اگر الان صادقانه فكر كنيد متوجه اين اسيب هم خواهيد شد. ماهيت اين دوستي گرچه در ابتدا دوستانه، پاك و بي شائبه است و بدون شهوت و علاقه جنسي مي باشد، ولي امكان آلوده شدن آن به مسايل ديگر وجود دارد. زماني كه اين علاقه به اوج خود مي رسد، آنها را دچار سرگرداني مي كند كه اكنون چه بايد بكنند. اين سرگرداني ممكن است با بعضي آثار مخرب ديگري همراه شود. برای دریافت توضیحات مفصل تر به این لینک مراجعه کنید: http://yon.ir/NeS29
میهمان
واقن نمیفهمم یعنی شما فرق بین همجنس باز و همجنسگرا رو نمیدونین😑😑😑این مقاله ک فقط برای ترک همجنسبازی بود
میهمان
اسم من یه بدبخته ک بخاطر شرایط حبس گونه ای ک داخلش قرار گرفتم هیچ کاری نمی تونم بکنم. یعنی تا دلتون بخواد توی این شرایط سعی کردم خودمو درمان کنم. اولش فقط خودارضایی بود بعدش این یکی دو هفته شده به همراه مطلب همین صفحه ی سایت . از خودم متنفرم. مثل یکی دیگه از کسایی ک کامنت گذاشته، من اصلا نمیتونم آرزوی مرگ کنم. تمام حالت های عرفانی و اون عشق و علوم ماوراء رو از دست داده م. هرچند که سطح من توی سیر عرفانی پایین بود ولی این شرایطم همه چیو ازم گرفت. و فقط ده روز دیگه تا پایان این شرایط مونده. دلیل اینکه موقعیتمو نمیگم چون نمیخوام به کسی تلقین شه و مثه من به بیماری ای مبتلا شه. هر روز بیشتر از روز قبل اطرافیانم(خانواده، فامیل، معلم ها) بهم میگن چه پسر پاکی هستی. ولی فقط خدا میدونه. یعنی فقط خدا که نه. تمام ارواح (از جمله پیامبر ها و امام ها) و موجودات مختلف خلقت از کارم باخبرن. چقدددر من دلم میخواست پیامبرا رو ملاقات کنم قبل از مرگم. الان حس میکنم جام ته جهنمه. نمیدونید چقدر خدا آبرومو حفظ کرد و شرمنده م کرد. از خودم متنفرم. متنفرم. متنفرم. شنیده م با NLP میشه یه سری از بیماری های روانی نشأت گرفته از کودکی رو درمان کرد. خیلی میترسم. از قیامت میترسم. نمیخوام توی روز قیامت کسی گناهامو ببینه. میخوام نجات دهنده باشم :'( من واقعا منتظر ده روز دیگه م تا از این حبس بیام بیرون و ی کاری بکنم. اراده م خیلی اومده پایین. میگن بخاطر استرسه. یعنی توی نت خونده م که استرس ، خودارضایی میاره پس باید دورش کنیم. نمیخوام بی خدا بشم. نمیخوام بی پناه بشم. و بی تکیه گاه. میگن توی NLP وقتی شخص میره توی حالت هیپنوتیزم مانند، با خودش حرف میزنه. من نمیخوام کسی از رازهام با خبر شه. کاش یه راهی باشه که بتونم تنهایی انجامش بدم. در غیر اینصورت باید با مدیتیشن ، روحمو سفر بدم به زندگیم و همش به خواست خدا. ناگفته نماند نمازمو ترک نکردم. دوستام همه خودارضایی واسشون عادی شده. دیگه معلوم نیست کی بین ما همچین تمایلاتی داره یا نداره. منظورم تمایلات صحبت شده توی این پست سایت. حتی خجالت میکشم برای پیامبرا ها سلام بفرستم. میترسم خدا رو یاد کنم. توی برزخم. بین همه چی گیر کرده م. کاش این دوره با رفع مشکلاتش تموم شه. دلم میخواد وقتی مردم ، فرشته ها بهم بگن بازگرد در حالی که او خشنود و تو راضی هستی...
میهمان
من ی پسر ۱۵ساله هستم .ی دو ب ار هجنسگرایی کردم این اشکال نداره . و دچار مریضی ایدز نشده ام.
میهمان
سلام من ۲۲ سالمه پسرم منم دچار اختلال جنسی شدم گرایش پیدا کردم به هم جنس خودم اما یکمم به جنس مخالف حس دارم ولی تا الان رابطه با جنس مخالف نداشتم حس ترس دارم حس میکنم همه با من دشمنن میخان بلایی سرم در بیارن گمراه شدم چه کنم که دور شم ازش نماز هم دو هفته اس شروع کردم
میهمان
سلام پسر یکی از آشنایان ۱۶ سال سن داره و باتوجه به عکس و فیلم هایی که توی گوشیش هست این شک رو داریم که میل به جنس موافق داره
و این موضوع رو تازه متوجه شدیم
لطفا کمک کنید چطوری باید با این موضوع برخورد کنیم و برای درمانش چیکار باید کرد؟
پرسمان
براي ارشاد و هدايت این پسر نوجوان ابتدا بايد خانواده اش رابطه عاطفي خود را با او بهبود ببخشند و به جاي پند و اندرزهاي مكرر به او فقط معيار دهند و ضرر و زيان راه پرخطري را كه انتخاب كرده را براي او شرح دهند. به هر حال، تا به پسرشان معيار ندهند تا وي راه را از چاه تشخيص دهد و خود به اين نتيجه برسد كه نوع و شيوۀ رفتارش مناسب نيست، خيلي نمي‌توانند كمكي به او نمايند و نگرش او را تغيير دهند و يا مانع كارهاي او شوند، توصيه مي‌كنيم بدون اين كه با وي درگير شوند و يا مشكل را به بحران تبديل كنند از وساطت افراد ديگر استفاده كنند، از قدرت نفوذ و بيان ساير اعضاي خانواده يا اقوام و خويشان مثل عمو و دايي يا دوستان او بهره بجويند و از همكاري و ميانجي‌گري خيرانديشان و فاميل‌هاي نزديك و صاحب‌نفوذ بر روي پسرشان بهره بگيرند؛ بدون ترديد، در زندگي هر انساني، افرادي هستند كه اشخاص براي آنان احترام خاصي قائل هستند و حرف آنان را مي‌پذيرند، مي‌توانند از آنان استفاده كنند و آنها را واسطه قرار دهند. در ضمن ممكن است پسرشان حرف يا نكته‌اي داشته باشد كه در بيان آنها به آنها راحت نباشد، ولي ممكن است به ديگران آنها را به راحتي بگويد و مطرح سازد؛ به همين خاطر سعي كنند از طريق واسطه قرار دادن افراد خاص، به نحوي از علت رفتار او مطلع شوند و با آگاهي‌بخشي و دادن اطلاعات لازم او را از رفتار ناپسندش بر حذر دارند. در نهایت به هيچ وجه پسرشان را به خاطر رفتار ناشايستش سرزنش و ملامت نكنند. در اين وضعيت بهتر است از نصيحت مستقيم دوري كنند و از درگيري با ايشان بپرهيزند كه اثر معكوس داشته و لجاجت او را بيش‌تر مي‌كند. براي اينكه پسرشان را از لغزش‌هاي احتمالي در حال و آينده واكسينه كنند، سعي كنند با برنامه‌ريزي درست، روز به روز پايه‌هاي ديني و معنوي او را محكم‌تر و استوار‌تر كنند؛ چرا كه تقويت روح ايمان و پرورش مباني مذهبي و اعتقادي در حفظ و حراست افراد از آسيب‌هاي احتمالي بسيار بسيار تأثيرگذار خواهد بود. موفق باشید.
میهمان
جای تاسفه که بدون داشتن هیچ گونه اطلاعات علمی مطلب پست میکنید ...شما که هیچ درکی از همجنسگرایی ندارین پس خیلی فرهنگتون پایینه که اینا رو مینویسید یا کپی میکنید..
اینکه به یه همجنسگرا بگید با جنس مخالفش رابطه داشته باشه مثل این میمونه که به شما بگن با یه دگرجنسگرا بگن با یه گوسفند یا یه گراز رابطه داشته باشه ...
لطفا شما به شخصه حتما یه تحقیق مفصل بکنید و با همجنسگراها ارتباز برقرار کنید و با روحیاتشون و احساسشون آشنا بشید
پرسمان
همجنس گرايي نوعي انحراف جنسي به حساب مي آيد و مانند هر انحرافي پيامد خاص خود را در بدنبال دارد مانند اينكه موجب تنفر از جنس مخالف و علاقه به جنس موافق مي شود. وقتی از نظر علمی یک نوع انحراف محسوب می شد برایش راهکارهایی در نظر گرفته می شود یکی از این راهکارها که در این مقاله گفته شده (هیچ گاه به خود تلقین نکنید که: «من به جنس مخالف هیچ علاقه‌ای ندارم و نمی‌توانم این علاقه را در خودم ایجاد کنم») راهکاری برای عدم توجه به افکار مبتنی بر تمایل به همجنس می باشد. چرا که اصولا طبیعت زن و مرد آن چنان آفریده شده است که آرامش و اشباع غرایز خود را در علاقه به جنس مخالف (از طریق ازدواج سالم) می جوید، و هر گونه رفتار جنسی غیر این صورت، انحراف از طبع سالم انسانی و یک نوع بیماری روانی است که اگر به آن ادامه داده شود روز به روز تشدید می گردد و نتیجه اش بی میلی به «جنس مخالف» و اشباع ناسالم از طریق «جنس موافق» است. از نظر علمی این گونه روابط نامشروع در ارگانیسم و بدن انسان و حتی در سلسله اعصاب و روح اثرات ویرانگری دارد . در نگاه کلی آدمی را از پدر و مادر خوب بودن باز می دارد و گاه قدرت بر تولید فرزندان را به کلی از انسان سلب می کند، افراد همجنس گرا تدریجا به انزوا و بیگانگی از اجتماع و سپس بیگانگی از خویشتن رو می آورند، و گرفتار تضاد پیچیده روانی می شوند و اگر به اصلاح خویش نپردازند ممکن است به بیماری های جسمی و روانی مختلفی گرفتار می شوند. به همین دلیل و به دلایل اخلاقی و اجتماعی دیگر، اسلام شدیدا همجنس گرایی، را در هر شکل و صورت تحریم کرده و برای آن مجازاتی شدید که گاه به سر حد اعدام می رسد قرار داده است.
میهمان
سلام من ۱۹ سالمه و پسرم . راستش من نمیگم که به جنس مخالف اصلا علاقه ندارم بلکه دوست هم دارم ولی بنظرم به همجنس خودم بیشتر تمایل دارم ولی از جنس مخالف هم بدم نمیاد . راستش یه قضیه ای رو میخواستم تعریف کنم براتون که احساس میکنم با این قضیه بدون ارتباط نیست . من دانشجو هستم .همان سال اول ورود به دانشگا چنان علاقه ای به یکی از دوستان صمیمی ام پیدا کردم که هم خودم هم دیگر دوستانم تعجب میکنند به این قضیه من راستش بگونه ای تمام رفتار میکنم که انگار بدون دوستم نمیتونم زندگی کنم . وقتی هم کسی از دوستانم نزدیکش میشن یا باهاش شوخی میکنن من همش احساس حسادت میکنم بعضی مواقع به خیلی از کارهایش گیر میدم که این کار رو نکن با فلان دختر صحبت نکن .با فلان کس نگرد یعنی به طور کل همش مراقبشم بعضی مواقع از دستم کلافه میشه ولی دست خودم نیست متاسفانه .احساس میکنم این دوست داشتن من یک دوست داشتن ساده که بین دو تا رفیق هستش نیست و از حد طبیعی بیشتره . میخواستم ببینم باید به روان پزشک مراجعه کنم یا ن.میخواستم ببینم چه راهکاری وجود داره تا همه چیز طبیعی بشه ضمناااا برخی از دوستان دیگرم بر این باورند که برخی از اخلاق من دخترانه اس و مرا دختر میخوانند شاید واقعا دیگه خسته شدم ممنون میشم جوابمو بدین و بهم کمک کنین. اینم بگم هیچگاه به دوستم نگاه بد نداشتم
پرسمان
پرسشگر گرامی عشق و علاقه به همجنس فقط تا زماني مي تواند مفيد و سازنده باشد كه به صورت معمول و طبيعي آن باشد و براي فرد وابستگي و دغدغه اي ايجاد نكند. اما اگر بيش از حد باشد، مانند آنچه براي شما پيش آمده است طبیعی نیست و بايد آن را درمان كرد. از آنجا كه اين علاقه و گرايش، به وابستگي و افراط در علاقه كشيده مي شود و فرد را با اضطرابها و دغدغه هايي مواجه مي كند و نيز چون در پاره اي مواقع فرد به گناه آلوده مي شود، توصيه جدي ما اين است كه از اينگونه ارتباط ها دوري كنيد. شاهد اين مطلب هم مشكلاتي است كه اكنون براي شما به وجود آمده اند؛ از جمله وابستگي به دوستتان، اكنون براي شما دردسرساز شده است. افراط در اينگونه وابستگي ها مي تواند به زندگي آينده شما نيز به صورت جدي آسيب برساند. زيرا هزينه كردن بيش از حد عواطف براي دوستان، باعث مي شود در آينده نتوانيد روابط عاطفي و جنسي مطلوبي با همسر خود داشته باشيد. برای دریافت راهکارهای مفید در این زمینه به این آدرس ها مراجعه کنید: http://yon.ir/Fe6Eg و http://yon.ir/3fTZQ
میهمان
دوستان عزیزم من برای همتون با تمام وجود دعا میکنم
میهمان
سلام.دختر ۱۴ساله من مدت یو سال هست با یک دختر تلفنی و شبکه مجازی دوست شده که متاسفانه راهنمایی های بدی بهش میکنه .حتی یکبار دخترم خودکشی داشت میکرد.هر کار میکنیم از این دختر دست ممیکشه من و پدرش هرکاری میکنیم همش میگه من متوجه نمیشم چی میگید چرا این کار بده.در حالی که به موجب رسیده تو رو خدا کمک کنید.
پرسمان
پرسشگر گرامی، سلام و عرض ارادت؛ نگرانی شما برای دخترتان قابل درک است. او در سن نوجوانی است و نوجوانی سن حساسی است. نوجوان دوست دارد هر چیزی که خود درست می داند بپذیرد و به آن عمل کند و در مقابل دستور از خود مقاومت به خرج می دهد. سعی کنید با او صمیمی شوید. هر کاری از او می خواهید برایش دلیل بیاورید سعی نکنید به او دستور دهید مگر در مورد خطوط قرمز تان و البته در مورد خطوط قرمز توافق کنید که اینها باید در زندگی رعایت شوند. البته که بهترین کار این است که او را برای مشاوره تشویق کنید تا از یک مشاور کمک بگیرد.
میهمان
ممنون من فکر میکردم نمیتونم از همجنسگرایی نجات پیدا کنم ممنون که راه رو به ما نشون میدید
پرسمان
پرسشگر گرامی اگر بخواهید می توانید از این شر همجنس گرایی نجات پیدا کنید. براي اينكه بتوانيد در تصميم خود مصمم و پايدار باشيد بايد از هرگونه تلقين منفي خودداري كرد هيچ وقت نگوييد كه من به اين گناه عادت كرده ام و نمي توانم آن را كنار بگذارم. اين افكار را به كلي كنار بگذاريد خيلي ها بودند كه به گناهاني بدتر از گناه شما مبتلا بودند ولي با عزمي راسخ و با توبه اي واقعي مسير زندگي خود را عوض كردند . پس اين را هميشه با خود تكرار كنيد كه من توانايي اين را دارم هر گناهي از جمله همجنس گرایی را كنار بگذارم. پس به راهکارهایی که در این مقاله بیان شده است به دقت عمل کنید تا از شر این گناه رهایی پیدا کنید.
میهمان
در کشور ما متاسفانه هیچ تلاش علنی برای رفع این مسئله نشده راه حل های شما خنده دار و بی پایه است همجسنگرایی با همجنسبازی متفاوته همه افرادی که میان سایت شما بجای اینکه امیدوار بشن نا امیدتر میشن خواهشا یا در سایت رو تخته کنید یا دنبال راه حل واقعی باشید
پرسمان
با عرض سلامی دوباره حضور پرسشگر عزیز آنچه در سایت آمده فقط جهت راهنمایی است و بس، و برای درمان اختلال باید به مراکز رواندرمانی مراجعه فرمایید، زیرا اگر چه نوع مشکل در بین بیماران مشترک است اما درمان هر شخصی اختصاص به خود او دارد، چه آنکه مشکل روی طیفی از شدید به ضعیف قرار دارد و تشخیص جایگاه فرد روی طیف، نقش اساسی در تعیین استراتژی درمانی دارد.
میهمان
سلام ...با تشکر از مطلب فوق العادتون و برخورد عالی و محترمانتون،بسیار استفاده کردم.مطلب شما پاسخگوی تمام سوالاتم بود بسیار زیبا و روان و دلنشین سخن گفته اید ...امیداوارم خوانندگان پیش از نظر دادن کمی بیشتر در مقاله تامل کنند...درست میفرمایید کاش همه به دستورات دینی اعتماد میکردند و خودخواهانه نظر بی اساس خود را بر دیگران تحمیل نمی کردند...موفق و موید باشید اجرتان با امام حسین(ع)...اللهم اهدنا فیمن هدیت
میهمان
با سلام میخوام به همه ی دوستان بگم که همجنسگرایی حتما راه درمان داره و با مطالعه دقیق قرآن آن را میفهمیم .
وقتی که ملائکه های خداوند بر شکل مردهای زیبا رو به سوی پیامبر لوط(علیه السلام)رفتند ، قومش به سراغش رفتند و از او خواستند مهمانان را تحویل آنها بدهد (پناه بر خدا) ، پیامبر لوط (علیه السلام) در جواب به آنها گفت ای قوم من اینها دختران منند اینها برای شما پاکیزه ترند . خداوند این پیامبر را برای این قوم که به همجنسگرایی مبتلا است فرستاده ومعلومه که این پیامبر اول راه علاج را به آنها نشان میدهد بعد اگر انکار کردند به عذاب خداوند دچار میشوند. اگه در وجود خود یک ذره تمایل به جنس مخالف میبینید آن را پرورش دهید و به آن رشد دهید و مطلقا به همجنس فکر نکنید و این روند فقط اوایلش سخت است بعد برایتان سهل خواهد شد.... إن شاء الله
میهمان
به نظر من این بیماری نیست و نبوده نمیدونم چرا انسانها از چیزی که باهاش به رضایت کامل میرسن میترسن این بیماری نیست و با هیچ دارویی قرار نیست خوب بشه، همجنسبازی نه همجنسگرایی واژه درسته، همجنسگرایی یکی از شاخه های گرایش جنسیه اینکه بخواید یک نفر که اینطور هست رو درمان کنید یا بخواید خودتون و طرز فکر کردنتون رو سرزنش کنید به جایی نمیرسه لطفا با این حرف ها دل دوستان و هم وطناتون رو که فقط گرایش جنسیشون به شماها شبیه نیست رو نکشکونین اونا حیوون نیستند در کنارتون بهتون اسیب نمیزنن وقتی میگید همجنسگرایی بیماریه مثله این میمونه بگید تو چرا می خای با جنسه مخالفت ازدواج کنی چرا کنار اون به ارامش میرسیو و هزار تا چرای دیگه، زندگی هر کس به خودش مربوطه من با دست درازی و اهانت به شخصیت و چگونگی زندگی یک ادم فقط شعور خودم رو می رسونم، قصد توهین هم ندارم اما مطمعنم یه روزی تمام ما به این فرهنگ می رسیم که همجنسگرایی دوجنسگرایی ترنس بودن و یا هر گرایش دیگه ای عیب نیست،،، و این یک نوع طرز زندگیه، کسی با ابراز احساسات عاطفی به همجنسه خودش آسیب به کسی نمی زنع، این شمایید که با خفه کردنه خودتون، گرایشتون و هر چیزه دیگه ای، به خودتون اسیب می زنید،دوستون دارم#رنگین_کمان
#خودمان_را_دوست_بداریم
#دنیای_هفت_رنگ
#آریایی_ها_تنها_نمیمانند
#خورشید_بعد_از_باران
🌈
میهمان
سلام خیلی خوب بود
میهمان
سلام من از کودکی دجار این احساس بد بودم و اصلا فکرش هم نمیکردم که این احساسی که من دارم بد است ... من از این حسم اصلا راضی نیستم جطورباید این حس را ترک کنم لطفا جوابم رو بدید
پرسمان
برای دریافت پاسخ لازم است سوالتان را در صفحه ویژه درج سؤال مطرح فرمایید: https://www.porseman.com/search/newq.aspx
میهمان
باسلام متن جالبی بود! من یه دختر۱۷سالم.میخواستم به یکی ازنظرات جواب بدم به نظرمن اصلابد نیست که انسان ازهمجنس خود آرامش بگیره ولی همه انسان هابرای خودشون حریمی دارن که بایدحفظ بشه وحتی اگه ازنظرعقلی هم بررسی کنیم انسان فرقش باحیوانات درعقلشه.وقتی به عنوان انسان به اسم اشرف مخلوقات بااین ساختارپیچیده خلق شدی پس بایدخودتو کنترل کنی وگرنه چه فرقی باحییوون داری؟!
پرسمان
سوال شما با شناسه ۵۵۸۹۴۰ و گذرواژه kdjzv ثبت گردید
میهمان
سلام ۱۸ سالمه و ...ناراحتم.چکار کنم؟ بار ها دوستی هایم به هم خورده و با افزایش سن نوعی ترس هم در من برای گفتن این امر به دوستانم در من به وجود آمده...ترس آبرو و از هم پاشیدن دوستی.ممنون!
پرسمان
باتوجه به خصوصی بودن سوالتان، لازم است آن را با توضیحات لازم در صفحه ویژه درج سوال سایت به نشانی https://www.porseman.com/search/newq.aspx مطرح نمایید تا پاسخ کامل خدمتتان ارائه شود.
میهمان
من پسری جوان هستم ...
پرسمان
با توجه به خصوصی بودن سؤالتان، خواهشمندیم آن را با توضیحات لازم در صفحه ویژه درج سؤال https://www.porseman.com/search/newq.aspx مطرح فرمایید تا پاسخ کامل خدمتتان ارائه شود.
میهمان
خسته شدم، خسته تر از اونی که فکرش بکنید، حالم از خودم به هم میخوره، حتی دیگه خودم به خودم میگم غلط میگی یادی از خدا کنی، اوایل خیلی خودم به آب و آتیش میزدم الآن دیگه نه میتونم آرزوی مرگ کنم نه از اینطور زندگی کردن لذتی میبرم، نمیدونم چرا باید درگیر همچین چیزی باشم

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.