نسخه آزمایشی

همجنسگرایی در نگاه عقل و علم ۱۳۸۹/۲/۱۶ - ۸۴۳۰ بازدید

همجنسگرایی در نگاه عقل و علم


متن پرسش
: من در مورد
همجنس
بازی سوال کرده بودم و
راهنمایی خواستم. شما هم راهنمایی کردین ممنونم. من زمینه ای
از احادیث داشتم به خاطر
همینم می تونم با این مسأله کنار بیام ولی کسی رو می شناسم
که با زبون دیگه باید باهاش
حرف زد. من تصمیم گرفتم البته مسخره م نکنین و نگین این
خودش منحرفه بابا! به زبانی
کمکم کنین که باهاش حرف بزنم تا بیشتر از این نسوزه.
کمکم کنین، ممکنه با حدیث و
آیه سربه راه نشه. یه راه،
خواهش می کنم.



پاسخ:
دوست خوبم، ارتباط با جوانی که خود علاقمند به خوبی ها و هدایت در مسیر الهی است و
سعی دارد دیگران را نیز تشویق به گام نهادن در این مسیر نماید تا از لذائذ حقیقی
بهرمند گردند، توفیقی است از جانب خداوند که آن را قدر می دانیم.


«همجنس گرایی» (homosexuality)
یا «عشق به همجنس» یعنی ارضای غریزه جنسی از طریق جنس موافق (مانند لواط در مردان و
مساحقه در زنان) به هر شکل که باشد حرام و گناه کبیره محسوب می شود.


طرفداران همجنس
گرایی معتقدند که چون در عصر کنونی دیگر خبری از برده داری نیست و زنان نیز به
آزادی و دموکراسی دست پیدا کرده اند پس دیگر وقت آن فرا رسیده است که همجنس گرایان
نیز به حقوق مقتضی خود برسند. به نظر می رسد که جو حاکم بر جوامع دور افتاده از
حقایق منطقی دین نیز به سوی پذیرش یک چنین نظریات پوچ و بی اساسی پیش می رود. در
بخش های وسیعی از کشورهای غربی، زوج های همجنس مانند زوج های غیر همجنس به رسمیت
شناخته می شوند و از امنیت و رفاه اجتماعی کامل نیز برخوردار هستند. برخی از رهبران
کلیساها همجنس گرایان را مورد تایید خود قرار می دهند و برای اعضای همجنس گرای
کلیسا دعا کرده و از خداوند برایشان خواستار موهبت و برکت می شوند!


اگر بخواهیم نگاهی فراتر از آموزه های اسلام (شامل آیات و
روایات) داشته باشیم می توانیم بگوییم:


۱. همجنس گرایی در همه ادیان الهی حرام است و علاوه بر عقوبت
شدید دنیوی و اخروی، اثرات و پیامدهای شدید و غیر قابل جبران در پی دارد. چون همجنس
گرایی نوعی انحراف جنسی به حساب می آید و مانند هر انحرافی پیامد خاص خود را در
بدنبال دارد. از میان ادیان الهی، نظری به آراء یهودیت می اندازیم تا از دیدگاه
تورات (هرچند به نفع دنیا طلبان تحریف شده است) آگاه شویم.


جرایمی که در حقوق کیفری دین
یهود منافی عفت قلمداد شده و مجازات مرگ (سوزاندن، سنگسار، مثله کردن، خفه کردن و
...) را درپی دارد:


الف.
زنای محصنه
(خروج،
۲۰:۱۴؛ تثنیه، ۵:۱۸)


ب.
زنای به عنف
(تثنیه،
۲۲:۲۵ـ۲۷)


ج. زنای با محارم
(لاویان،
۸:۶)


د. جرایم دیگر در ارتباط با
زنان
(لاویان، ۱۸:۱۹)


ه. همجنس بازی مردان (لواط)
(لاویان، ۱۸:۲۲)


و. همجنس
بازی زنان (مساحقه)
(لاویان،
۱۸:۳)


ز. مقاربت با حیوان
(خروج، ۲۲:۱۹)[۱]


همانگونه که پیداست، تورات همجنس بازی را رفتاری همسطح مقاربت
با حیوانات می داند که حاصل روحیه ای حیوانی است. نکته مهمتری که از آموزه های دینی
به دست می آید این است که گناه بودن این عمل، فرع ارادی و اختیاری بودن آن است. پس
این رفتار، یک جرم است، نه بیماری.


۲. برخی افراد
معتقدند که کتاب های آسمانی به این دلیل همجنس گرایی را منع و محکوم می کنند تا با
بت پرستی و شرک ارتباط پیدا نکند. در حالی که این عمل نکوهیده نه تنها نهایتا فرد
را به سمت شرک و بت پرستی روانه می سازد؛ بلکه خارج از بت پرستی نیز عملی ناخوشایند
و نکوهیده تلقی می شود. این مطلب را می توان از دست نوشته های قدیمی مذهبی نیز
دریافت کرد. از همان دوران اولیه همجنس گرایی به عنوان کاری غیرطبیعی شناخته می شده
و صرفا یک انحراف غیراخلاقی معصیت بار به حساب می آمده.[۲]


۳. همجنس
گرایان می گویند: اگر این رفتار مخالف دین بود، کلیسا به عنوان مرکز مهم دینی آن را
تجویز نمی کرد. باید گفت درست است که اکنون کلیساهای «لیبرال» عقد کردن همجنس بازان
را با نام «عشق» تجزیه و تحلیل می کنند اما با این کار بر روی این اشتباه بزرگ، به
این شکل در پوش می گذارند. آنها راه را برای قبول رفتارهای همجنس گرایانه به عنوان
رفتاری عادی در جامعه هموار می سازند، تنها به این دلیل که توانایی رویارویی با
آنها را ندارند. آنها به شدت در اشتباه هستند و صرفا دوستدار همجنس بازان نیستند؛
بلکه با این کار خود ارزش شخص همجنس باز را تا حد یک حیوان پایین می آورند. با این
کار مسؤولیت های اخلاقی که بر دوش فرد همجنس باز است از آنها سلب می شود. در انجیل
می خوانیم که ما در سایه خداوند آفریده شده ایم و قدرت حق انتخاب های اخلاقی و قوه
تمیز دادن به ما داده شده است.[۳]


۴. تحقیقات نشان داده است که در عمل همجنس بازی، چون طرفین
متناوبا نقش غیر همجنس خود را بازی می کنند، دچار عادات و شخصیت جنس مخالف می گردند
و این یعنی درگیر شدن با هویتی دوگانه که عدم تشکیل هویتی واحد، سرچشمه بسیاری از
رفتارهای بیمارگونه و اختلالات روانی است. افراد همجنس گرا خود را مرد یا زن کامل
نمی دانند لذا احساسات طبیعی آنها دچار نقص و تضاد می شود و تدریجا به انزوا و
بیگانگی از اجتماع و سپس بیگانگی از خویشتن رو می آورند، و گرفتار تضاد پیچیده
روانی می شوند و اگر به اصلاح خویش نپردازند به بیماری های جسمی و روانی مختلفی از
جمله افسردگی، اضطراب، مصرف مواد مخدر، مشروبات الکلی و دیگر انحرافات اخلاقی
گرفتار می شوند. (تفسیر نمونه: ۱۴/۲۵۷)


۵. ابتدایی ترین معنای همجنس گرایی، سست نمودن پایه های ازدواج
(بدلیل عادت به کسب لذت از همجنس و فرار از غیر همجنس) است. این مورد را تنها نمی
توان یک انحراف دانست؛ بلکه آن را شورش مستقیم علیه نظام کائنات و تخریب
نسل بشر می بینیم. همه
مواردی که بر این موضوع مترتب است، نشانه ای از پایان کار اخلاق بوده و
نشان از
تاریکی ای است که ما داریم به سمت آن و به سمت جدایی های جنسیتی، مسابقه می
دهیم.[۴]
اصولا طبیعت زن و مرد آن چنان آفریده شده است که برای پدر یا مادر خوب بودن، ارزش
قائل است و آرامش و اشباع غرایز خود را در علاقه به جنس مخالف (از طریق ازدواج
سالم) می جوید، و هر گونه رفتار جنسی غیر این صورت، انحراف از طبع سالم انسانی و یک
نوع بیماری روانی است که اگر به آن ادامه داده شود روز به روز تشدید می گردد و
نتیجه اش بی میلی به «جنس مخالف» و اشباع ناسالم از طریق «جنس موافق» است. این امر
باعث گرایش افراد به جنس موافق و در نتیجه موجب تعطیلی توالد و تناسل خواهد شد .
بدیهی است این امر با هدف آفرینش منافات خواهد داشت.[۵]


۶. نزد همجنس گرایان، حقیقت، ریشه
در پذیرش و تعمق در طبیعت ندارد؛ حقیقت، بیشتر آن چیزی است که ما می سازیم؛ پس
طبیعت
تبدیل به خاک رس کوزه گری می شود؛ انسان نیز به عنوان گونه ای از یک موجود شبه
خدا، تبدیل به کوزه گر می شود و بر اساس اراده خود، طبیعت را با قوانین جدید
خودساخته، دوباره شکل می دهد و
این قیامی است
علیه خداوند که یافته ایست فطری در نهاد بشر.[۶]


۷. انسان هنگامی از آلودگی ها و گناهان مختلف نجات می یابد که
در
پرتوی
قانون کامل و اجرای آن قانون زندگی کند، قانونی که تمام ویژگی های ساختار
انسان را مورد
توجه دقیق قرار داده و آنچه را که موجب تکامل بشر و باعث رستگاری و
نجات او از انحرافات و کژراهه ها است تامین نماید. چنین قانونی جز قانون الهی
نخواهد بود؛ چرا که خداوند آفریدگار انسان و به تمام خصوصیات روحی و جسمی او آگاه
می باشد و می داند که چه قانون و برنامه ای انسان را رستگار می سازد. روی این اساس
نتیجه می گیریم که قوانین غلط بشری یکی از عوامل و زمینه های فرهنگی گناه است؛ چرا
که این قوانین بجای آنکه نجات بخش باشد گمراه کننده است.[۷]


۸. روان شناسان و پزشکان معروف جهان، همجنس گرائی را یکی از
مهمترین انحرافات جنسی قلمداد کرده اند، مثلاً موریس دبس می گوید: یکی از انحرافات
جنسی که خیلی شدید و سخت می باشد تمایل به سمت هم جنس است. (موریس دبس، ۱۳۲۸، ص۶۴)؛
فروید می گوید: عشق به هم جنس را می توان پردامنه ترین انحرافات خواند. (روانکاوی
برای همه، ص۱۰۰). فروید در جای دیگر، همجنس گرایی را وقفه رشد روانی- جنسی تلقی
کرد؛ یعنی ترس از اختگی در مردها و ترس از تسلط مادر در مرحله قبل از مرحله ادیپی،
باعث پیدایش همجنس خواهی است. (کجباف، ۱۳۸۵)؛
«رادو» یک از دانشمندان روان شناسی جنسی اظهار داشته است؛ همجنس بازی نتیجه و حاصل
ترس های مخفی و پنهان شده از جنس مخالف است. (انصاری، ۱۳۵۹)


۹. دانشمندان می گویند: ادامه کار همجنس بازی، تمایلات جنس را
نسبت به جنس مخالف در انسان تدریجاً می کاهد و احساس زنانه در او پیدا می شود، و هر
دو گرفتار ضعف مُفرط جنسی و سرد مزاجی می شوند، به طوری که بعد از مدتی قادر به
آمیزش طبیعی (آمیزش با جنس مخالف) نخواهند بود.[۸]


۱۰. همجنس گرایی، برخلاف فطرت آدمی است. ویژگی فطری، خصوصیتی
است که در نوع انسان ها و در تمام زمان ها وجود داشته باشد، حتی اگر زیر انبوهی از
خواسته های منحرفان و منکران آن، مدفون شده باشد. (کجباف، ۱۳۸۵)


۱۱. کمیته بهداشت روانی انجمن روانپزشکان آمریکا، همجنس گرایی
را یک اختلال روانی شمرده اند. (کجباف، ۱۳۸۵)


۱۲. برخی از محققان سعی کرده اند که همجنس خواهی را طبیعی جلوه
داده و آن را رسمیت دهند، اما حقایق زندگی روزانه همجنس گرایان در تمایز شغلی و
اجتماعی با دیگران ادعای این گروه از محققان را باطل می سازد. علاوه بر این، بیماری
مخرب ایدز، روابط جنسی همجنس گرایان را مختل ساخته و حقیقت دیگری را روشن می سازد
که بیانگر غیرطبیعی بودن همجنس گرایی است. مخصوصا شیوع بیشتر این بیماری در همجنس
گرایان مرد این موضوع را روشن تر می سازد. (کجباف، ۱۳۸۵)


۱۳. در بسیاری از نظریه ها تلاش شده است که علت همجنس خواهی را
بر اساس تغییر زیستی یا هویت جنسی تبیین نمایند، اما توفیقی در این زمینه به دست
نیامده است. میزان تستوسترون در مردان همجنس گرا و غیر همجنس گرا تقریبا مساوی است.
پژوهش های زیستی در مورد زنان همجنس خواه نیز نتیجه مشابهی را مطرح کرده است.
(کجباف، ۱۳۸۵)
همجنس گرایان مدعی هستند که پژوهش های علمی ثابت می کنند که چنین گرایش هایی دارای
خواستگاه بیولوژیکی در بدن انسان می باشند یعنی آنها همین گونه متولد شده اند و این
رفتار در کنترل آنها نیست. در جواب آنها می توان گفت: سه تحقیق مختلف از سوی محققان
فعال در «حقوق همجنس گرایان» که خود نیز همجنس گرا بودند، برای حمایت از نظریه مطرح
شده در بالا انجام گرفته است که به شرح زیر می باشند: بررسی کروموزوم

تحقیق بر روی عملکرد هیپوتالاموس، تحقیق بر روی دوقلوهای همسان همجنس باز. جالب است
که در تمام این کاوش های به عمل آمده بر روی افراد همجنس گرا و غیرهمجنس گرا، نتیجه
مشابه بوده. پس هیچ مدرک موثقی وجود ندارد که اثبات کند همجنس گرایی به دلیل وجود
ژن های معینی در بدن انسان بروز می کند.[۹]


۱۴. زنان و مردانی
که دارای انحراف همجنس بازی هستند، معمولا نسبت به خود اعتماد بنفس ندارند، خود را
از لحاظ صفاتی که یک زن یا مرد باید داشته باشد، کمتر احساس می کنند. (انصاری،
۱۳۵۹)


۱۵. همجنس بازی را
چه در زنان و چه در مردان باید مولود عوامل محیطی محسوب کرد، پس این رفتار فطری
نیست. لذا اگر کسی بخواهد انحراف جنسی خود را به گردن ژنتیک، ساختار زیستی یا جبر
محیط بگذارد، می خواهد خود را در برابر خطاها و قصورهائی که در فائق شدن بر مشکلاتش
مرتکب شده، نادیده بگیرد و همچنین والدینش را از اشتباهاتی که در تربیت و آموزش و
پرورش او مرتکب شده اند، تبرئه کند. (انصاری، ۱۳۵۹)


۱۶. با توجه به
عوامل اجتماعی، هیچ عذر و بهانه قانع کننده ای وجود ندارد که همجنس گرایان با اتکا
به آن بتوانند رفتار خود را توجیه نمایند. برای درک بهتر این قضیه می توان از این
مثال بهره گرفت: متهمان بسیار زیادی در سطح جامعه وجود دارند که به سرقت اشیاء و یا
مشروب خواری اعتیاد دارند؛ اما این امر سبب نمی شود که اصل حق انتخاب از آنها سلب
شود. خودشان می توانند تصمیم بگیرند که این کار را انجام دهند یا خیر. جامعه نیز
هنوز خود همین افراد را مسئول مستقیم جرایمشان می داند و خودشان به تنهایی باید در
قبال کارهایشان پاسخگو باشند.[۱۰]


۱۷. گزارش
نهایی ارگان تعمید در جنوب استرالیا (BUWA)
پیرامون تمایلات جنسی بشر حاکی از آن است که فرد تنها با قدرت تشخیص فردی خود تصمیم
می گیرد که همجنس باز شود و با انتخاب های آگاهانه خود را در ارتباط جنسی با یکی از
همجنسان خود قرار می دهد... این امر هیچ گونه ارتباط معقولی با خصوصیات ذاتی انسان
از قبیل جنسیت یا نژاد ندارد.[۱۱]


۱۸. خداوند مرد
و زن را آفرید تا این دو جنس در زندگی مکمل یکدیگر باشند؛ به همین دلیل هم هست که
خداوند ابتدا آدم و سپس حوا را خلق نمود نه «آدم و کامبیز» یا «ساناز و حوا»![۱۲]


۱۹. برای یک
ازدواج سالم و معقول طرفین باید از دو جنس مختلف باشند. در اثبات این نظریه دلایل
بسیار زیادی وجود دارند که ما در این قسمت به پاره ای از آنها اشاره مختصری خواهیم
داشت.


الف. ساختار
آناتومی بدن انسان برای برقراری ارتباط جنسی میان یک زن و یک مرد طراحی شده و علم
زیست شناسی ارتباط میان زن و مرد را تایید می کند. هیچ عامل بیولوژیکی ارتباط همجنس
گرایانه را تایید و حمایت نمی کند.


ب. آمیزش جنس
مذکر و مونث (حتی در حیوانات) آنها را قادر می سازد که تولید مثل کرده و زاد و ولد
نمایند. در کتاب های آسمانی نیز می خوانیم که «بارور شوید، تولید مثل کنید و در
تمام زمین پراکنده شوید.» این پیامی است که قرن ها پیش زمانیکه نوح و قومش توانستند
از آن طوفان سهمگین جان سالم به در برند بر آنها نازل شد. اما زاد و ولد و تولید
مثل تنها دلیلی نیست که خداوند انسان را از دو جنس مذکر و مونث آفریده. گزارش های (BUWA)
از این قرار است که صمیمیتی که از طریق گرایش های جنسی میان زن و شوهر به وجود می
آید دارای فواید بیشماری برای هر دو طرف می باشد و از سوی خداوند برای ایجاد پیوند
های محکم تر، لذت و خوشی، و نهایتا تولید مثل در وجود آنها قرار گرفته است.


ج. همچنین
خدواند به زن و مرد وظایفی را محول نموده که هر یک بتواند مکمل دیگری بوده و زندگی
همزیستی مناسبی را در کنار یکدیگر داشته باشند. خانم ها در مواردی که آقایون ناتوان
هستند به آنها کمک می کنند و بالعکس مردها نیز در مسائلی که خانم ها قادر به انجام
آن نیستند، آنها را کمک می کنند و وظایف هیچ یک نسبت به دیگری برتری ندارد و هر دو
در یک سطح قرار دارند. با به کار گیری این روش همواره روح امید و تجلی در زندگی
آنها زنده نگه داشته خواهد شد.[۱۳]


۲۰. همجنس
گرایان معتقدند که در رابطه آنان، کسی آسیب نمی بیند، در حالی که برقراری ارتباط
جنسی با فرد همجنس به طور آشکارا بیماری های عدیده ای را به همراه دارد. البته همه
ما می دانیم که برقراری روابط جنسی حتی با جنس مخالف اگر روند بی بند و باری به خود
گیرد، ممکن است موجبات ابتلا به برخی از انواع بیماری های آمیزشی را فراهم آورد؛
اما همجنس گرایی روند سرایت بیماری هایی نظیر تبخال مقعد، هپاتیت

انگل، تومور روده و ایدز را تا حد بسیار زیادی افزایش می دهد. در تحقیقی که بر روی
طول عمر مردان همجنس باز در دهه ۹۰ در کانادا انجام شد، پژوهشگران به این نتیجه دست
یافتند که مردان همجنس باز در حدود ۱۲ تا ۸ سال کمتر از همنوعان غیر همجنس باز خود
عمر می کنند.[۱۴]


۲۱. روانشناسان
اجتماعی اطمینان خاطر دارند که کودکانی که در خانواده های «گی و لزبین» (همجنس
باز) زندگی می کنند یک عامل منفی بر روی آنها تاثیر پایدار دارد: زمانی که فرد از
دوران کودکی چیزی را آموزش ببیند در زمان بزرگسالی به هیچ وجه نمی تواند آنرا
فراموش کند و خود را از آن جدا سازد. شما هیچ گاه قادر نیستید ارزش های اخلاقی و
نصایح الهی را به فرزندتان آموزش دهید در حالی که خودتان پا بر روی آنها می گذارید
و نقضشان می کنید. شاید همه ما مرتکب گناهان زیادی در طول روز شویم اما زندگی کردن
در یک خانواده هم جنس باز، اخلاقی را به صورت عادت در ذهن کودک شکل می دهد که فقط
یک رفتار اشتباه نیست؛ بلکه یک گناه نابخشودنی است.[۱۵]


 سخن پایانی


با نظر به کلیه
مسائل اخلاقی و اعتقادی ما در مورد خاستگاه اولیه بشر روشن است که گرایشات و رفتار
و برخورد ما باید حد و مرز عقلانی و اخلاقی را همواره حفظ نماید. اگر ما معتقد
باشیم که از ماده ای چسبناک و مشمئز کننده با آمیزه ای از اتفاقات تصادفی و تلاش و
تقلا برای بقا به وجود آمده ایم، بنابراین کاملا قابل قبول است که بگوییم هیچ قدرت
برتری وجود ندارد و ما خودمان می توانیم برای ادامه زندگی قوانین پیشنهادی خودمان
را به کار گیریم؛ اما اگر بنا را بر این بگذاریم که یک خدای مهربان و بخشنده وجود
دارد که به دنیا آمدن ما را برنامه ریزی کرده و برای ادامه راه برایمان دستوراتی را
مهیا ساخته، پس ما هم باید از فرمان های او پیروی کنیم. خداوند در کتب آسمانی
معیارهای متعارف و الگوهای خود را به بشر منتقل نموده و شالوده های بنیادین سعادت
را آموزش داده تا انسان ها با پیروی از آنها به سلامت و کامیابی دست یابند. با توجه
به تمام این صحبت ها باز برای همجنس گرایان جای امیدواری وجود دارد. خداوند بخشنده
است و توبه کسانی را که از گناهان خود پشیمان هستند می پذیرد و از گناهانشان چشم
پوشی می کند. آنها باید به درگاه خداوند توبه کند و تصمیم بگیرند که از این پس بر
طبق فرامین الهی زندگی خود را ادامه دهند تا پروردگار را از خود راضی و خشنود نگه
دارند. اگر ندامت و پشیمانی و تصمیم به اصلاح و تجدید نظر خالص و حقیقی باشند از
شما پذیرفته خواهد شد؛ تمام افراد معتقد نیز روزی گناهی مرتکب شده اند و اکنون توبه
کرده و جزء نیکوکاران قلمداد می شوند.


منابعی که در این
زمینه مطالعه شد و نگاهتان را به آنها دعوت می کنیم:


۱. روانشناسی
جرائم و انحرافات جنسی، مسعود انصاری، چاپ دوم، تهران، ۱۳۵۹، نشر کتابفروشی اشراقی؛


۲.
روانشناسی رفتار
جنسی، محمد باقر کجباف، نشر روان، ۱۳۸۵؛


۳.
بلوغ (چه می
دانم)؛ موریس دبس، ترجمه حسن صفاری، نشر کتابفروشی و چاپخانه علی اکبر علمی، ۱۳۲۸؛


 


دوست عزیز، همراهی با شما در عبور از ابهامات و ناملایمات
زندگی، افتخاریست که ما را به دعا و آرزومندی سلامتی و نیل به کمال برای شما وامی
دارد. چشم به راه مکاتبات بعدی شما هستیم.

 همچنین
بخوانید:

همجنسگرایی، علل و درمان


پی نوشت ها:


tahoordanesh.com

[۱]


 Mardoman.net


[۲]


همان


[۳]





tahoordanesh.com



[۴]




parsiteb.com


[۵]





tahoordanesh.com


[۶]



[۷]

همان





parsiteb.com



[۸]


Mardoman.net


[۹]



[۱۰]

همان



[۱۱]

همان



[۱۲]

همان



[۱۳]

همان



[۱۴]

همان



[۱۵]

همان

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
آقا یا خانوم عزیز تورو خدا تورو به جون هر کسی که دوستش داری دقیق بگو چه کارهایی شامل هم جنس بازی می شود؟
مثلا بوس از لب یا لمس تن شامل می شود؟
پرسمان
هر کاری که برای لذت بردن شهوانی با هم جنس انجام شود مصداق هم جنس بازی و حرام است.
میهمان
خواستم بگویم کسانی که گمان می کنند همجنس بازی غیرقابل درمان بوده و افرادی از بدو تولد دارای این گرایشات می باشند کاملا اشتباه می کنند.همجنس گرایی مخالف با فطرت و طبیعت آدمی است و به عقیده من نوعی اختلال روانی است.انسان گاها بر اثر برخی از مسائل گمان می برد به همجنس خود تمایل دارد.این تنها گمانی است بیهوده.خوب البته من پزشک نیستم شاید گاهی اوقات برخی هورمون های فرد اختلال داشته باشد که آن هم قابل درمان است اما بیشترین علت علل روانی است که البته به سادگی قابل درمان است.این را باید افرادی که تمایل به همجنس خود دارند بدانند.خوب چرا دروغ بگویم خود من مدتی بود فکر می کردم این تمایل را دارم که خدارا شکر می کنم که در حد تمایل ماند و مستحق آتش دوزخ نشدم.دو سه ماهی گمان می بردم که این حس را دارم اما خیلی سریع تر از آن که این فکر و احساس به سراغم بیاید خیلی سریع رفت.تنها با تلقین روانی.الآن واقعا اساس خوشحالی می کنم.پس بیشترین توصیه من به جوانان تلقینات روانی و حل این مشکل از طریق روانی است.البته معنویات و اعتقاد به اصول و فروع دین و عمل به آنها و یادآوری روز قیامت را مهم ترین درمان می نامم.
میهمان
merci kheili kamel bod
میهمان
عالی و کامل از صمیم قلب ممنونم
میهمان
مرضی بنام همجنس گرائی

عصر مدرنیزم به لحاظی عصر نھضت جھانی ھمجنسگرایان است و بدین لحاظ به مثابۀ رجعت

جھانی قوم لوط می باشد و عصر لوطیزم یا لاطیزم است زیرا فرھنگ حاکم بر این جماعت ھمانا

لوطی گری و لاطی است . و می دانیم که جماعت لاط و لوطی بیش از ھر امری معروف به لاابالیگری

و عدم تعھد به امور اخلاقی و اجتماعی ھستند . و در عوض دعوی عشق و عاشقی و خدمت بی

شائبه به دیگران را دارند البته خدمات فسق و فجوری و عشرتکده ای و میخانه ای و پا منقلی. و این

نیز دیگر از نشانه ھای آخرالزمان و پایان تاریخ به عنوان عرصه انقراض نسل بشر می باشد . تکّبر و

خود پرستی تا سر حد انکار ھر تعھدی حتّی در قبال نیاز جنسی و ازدواج منشأ اصلی بروز مرض یا

عذابی بنام ھمجنسگرائی است که در مردان تحت عنوان عشق گرائی و تخدیر گرائی وگاه درویش

گرائی و در زنان مدرن تحت عنوان فمینیزم خودنمائی می کند : مکتب اصالت مردانگی و نرینه گی و

اصالت مادینه گی ! و این یک زندگی انگلی و کرم صفتی است چرا که انگل و کرم کدو بطور ژنتیکی در

آن واحد در خودش حامل نرینه گی و مادینه گی است و لذا جانوری خود –گاه می باشد . ولی در

انسان این مرض ژنتیکی نیست بلکه فرھنگی و اخلاقی می باشد و توجیه ژنتیکی و روانی این مرض

یک فریب بزرگ می باشد . این مرض دشمن تعھد و وفا و مسئولیت است و لذا یکمرض کاملاً کافرانه

و فاسقانه می باشد و مبتلایانش در جرگه معذبترین افراد بشری می باشند و جز با توبه از کفر و

فساد اخلاقی علاجی ندارند .



از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص ۱۷۰
میهمان
چرا درک فرق عشق و هوس برایمان چنین سخت است؟

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.