همسر حضرت سکینه(س) -ازدواج‌های حضرت سکینه(ع) ۱۳۹۰/۰۵/۲۹ - ۲۷۶۳۱ بازدید

علت ازدواج دختر امام حسین(ع) بعد از واقعه عاشورا با عبدالله ابن زبیر و بعد از آن با اگر اشتباه نکنم با مروان حکم چه بوده است؟

ابتدا پیش از پاسخ به سوال شما توجه به یک نکته ضروری است و آن اینکه در هیچ منبعی از منابع اسلامی از ازدواج دختر امام حسین (علیه السلام) با عبدالله بن زبیر یا مروان حکم سخنی به میان نیامده است. بلکه در برخی از منابع ذکر شده که وی با مصعب بن زبیر از خاندان زبیر و اصبغ بن عبدالعزیز بن مروان از خاندان بنی مروان ازدواج نموده است که در ذیل به بررسی آنها خواهیم پرداخت:
ازدواج هاى سکینه
ازدواجهای حضرت سکینه آنقدر در تاریخ مشوش و گوناگون ذکر شده که رسیدن به یک نظر قطعی را دراین زمینه بسیار مشکل می کند با این حال اکثر مورخان ازدواج هاى مکرر سکینه را ذکر کرده اند و شوهران وى را اینگونه ذکر کرده اند: ۱. عبداللَّه بن حسن که در کربلا شهید شد ۲. مصعب بن زبیر ۳. عبداللَّه بن عثمان حزامى ۴. زید بن عمرو بن عثمان بن عفان ۵. اصبغ بن عبدالعزیز بن مروان ۶. ابراهیم بن عبدالرحمن بن ابى عوف که دو نفر اخیر با وى همبستر نشدند .
شاید براى بسیارى جاى این پرسش باشد که چگونه ازدواج هاى مکرر رخ داده است پیش از شرح این ازدواج ها توجه به چند نکته لازم است:
۱. از زمان پیامبر و در صدر اسلام رسم و سنت بر آن بوده که زنان، بى شوهر نمى ماندند. زنانى که به هر دلیل شوهران خود را از دست مى دادند چه آنان شهید مى شدند و چه از دنیا مى رفتند و چه شوهرانشان آنها را طلاق مى دادند ازدواج مجدد مى کردند و فرزندان و اقوام زن نسبت به آنان حساس نمى شدند و ازدواج مجدد مردان نیز براى زنان امرى طبیعى بوده است. مثلاً اسماء دختر عمیس پس از شهادت جعفر طیار در سال هشتم هجرى با ابوبکر ازدواج کرد و محمد بن ابوبکر از او متولد شد، پس از مرگ ابوبکر در سال سیزدهم هجرى با على(ع) ازدواج نمود و نتیجه آن فرزندى به نام یحیى بود.( ر.ک: سیماى کارگزاران على بن ابى طالب امیرالؤمنین(ع)، ج۲، ص۲۴۷) همچنین بسیارى از همسران پیامبر اکرم(ص) زنانى بودند که شوهر خود را از دست داده بودند و حضرت همسر دوم آنها بود.
۲. نسب و موقعیت اجتماعى افرادى مانند سکینه که داراى کمال و زیبایى نیز بودند باعث مى شد که برابر فرهنگ حاکم بر آن زمان و سنت پیامبر(ص) عده اى از آنان خواستگارى کنند به ویژه که آنان نسب به پیامبر(ص) مى بردند. از این رو مى بینیم خاندان پیامبر زنان و مردان خود را به ازدواج همسران خویش پس از مرگ توصیه مى کردند و در مواردى افراد خاصى را براى آنان در نظر مى گرفتند. مثلاً فاطمه زهرا(س) به حضرت على(ع) توصیه کرد پس از درگذشت وى با امامه دختر خواهرش زینب، ازدواج نماید. حضرت على براساس وصیت حضرت فاطمه زهرا(س) نیز پس از شهادت آن بزرگوار با امامه ازدواج کرد.( منتهى الآمال، محدث قمى، ج۱، ص۲۳۱؛ منتخب التواریخ، ملاهاشم، ص۱۴۳.(
بعد از شهادت حضرت على(ع) امامه به توصیه آن حضرت با مغیرة بن نوفل بن حارث بن عبدالمطلب ازدواج کرد(بحارالانوار، ج۲۲، ص۱۶۶.) دلیل این امر را اینگونه ذکر کرده اند که چون حضرت مى دانست که ممکن است معاویه به خواستگارى وى بیاید. گفته اند این نکته را حضرت به مغیره هم فرموده است .پس از اتمام عده امامه معاویه از او خواستگارى کرد و در نامه اى که به مروان نوشت هزار دینار براى وى فرستاد. امامه به مغیره پیام داد که اگر نیازى به ما دارى اقدام کن وى نیز امامه را از امام حسن(ع) خواستگارى کرد.( الاصابه، ج ۸، ص۲۵؛ انساب الاشراف ،ج۲،ص ۶۸؛ الاستیعاب،ج۴،ص ۱۴۴۸ و ۱۷۸۹؛ المعارف، ص۱۲۷.)
۳. از گزارش هاى مورخان استفاده مى شود که دختران امام حسین(ع) پس از درگذشت شوهرانشان از سوى حاکمان بنى امیه خواستگارى شده اند و چون پاسخ منفى داده اند مورد اذیت و آزار قرار گرفته اند این موضوع را راجع به سکینه و فاطمه نوشته اند. چند سال پس از درگذشت حسن بن حسن شوهر فاطمه، عبدالرحمان بن ضحاک حاکم مدینه از او خواستگارى کرد و فاطمه به وى پاسخ منفى داد حاکم بر نظر خود اصرار مى کرد و مى گفت: اگر خواستگارى مرا رد کنى عبداللَّه پسرت را به اتهام شرکت در مجلس شراب خوارى دستگیر و در جمع مردم گردن مى زنم و آبروى تو را مى برم از این رو فاطمه به خلیفه که در آن زمان یزید بن عبدالملک بود شکایت کرد و او حاکم مدینه را عزل کرد ، به همین جهت فاطمه پس از حسن بن حسن با عبداللَّه بن عمرو بن عثمان بن عفان ازدواج کرد.( انساب الاشراف، ج۲، ص ۴۷ و ج ۸، ص۲۴۵، البدایه و النهایه، ج۹، ص۲۵۶.(
اینک به بیان ازدواج هاى سکینه مى پردازیم اولین شوهر سکینه عبداللَّه بن حسن پسر عموى آن بزرگوار بود که در کربلا شهید شد. دومین شوهر سکینه مصعب بن زبیر بوده است وى مهریه سکینه را یک میلیون درهم قرار داد . نقل شده سکینه دخترى از وى به نام فاطمه داشت(المنتظم، ابن جوزى، ج۷، ص۱۷۶؛ انساب الاشراف، ج۲ ،ص۴۱۵.) برخى نام وى را رباب دانسته اند.( اعیان الشیعه، ج۳، ص۴۹۱؛ مستدرکات علم الرجال، ج۸، ص۵۸۰) که در خردسالى از دنیا رفت.
مصعب بن زبیر حاکم کوفه بود و همو بود که با مختار جنگید و گرفتار جنگ با عبدالملک مروان شد قبل از جنگ که احساس مى کرد کشته خواهد شد نامه اى به سکینه نوشت.( شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، ج ۳، ص۲۹۶.) وقتى که در جنگ کشته شد، مردم کوفه از سکینه خواستند که در کوفه بماند و بر او درود فرستادند پاسخ داد: خداوند مى داند که من شما را دشمن دارم شما جدم على و پدرم حسین و برادرم على و همسرم مصعب را کشتید پس چگونه به دیدار من آمده اید (اعیان الشیعه، ج۳، ص۴۹۲.) و گفت:
لعنکم اللَّه یا اهل الکوفه ایتمتمونى صغیرة و ارملتمونى کبیرة؛ اى اهل کوفه خداوند شما را لعنت کند شما مرا در کودکى یتیم و در بزرگسالى بیوه کردید.و حالا از من مى خواهید در میان شما باشم.
پس از مدتى عبدالملک مروان از سکینه خواستگارى کرد ولى وى نپذیرفت و این باعث کینه دستگاه خلافت مروانى با سکینه شد.( انساب الاشراف، ج۲، ص ۴۱۵.( مساله فقهی و نقل قولهای مختلف دراین زمینه
فقها شیعه از این ازدواج هاى سکینه استفاده فقهى کرده اند چون برخی این ازدواج سکینه را جزو مسلمات تاریخ دانسته اند از آن طرف اعتقادات مصعب نیز روشن است که امامت را باور نداشته است. از این رو گفته اند: این نشان مى دهد که ازدواج زنان شیعه با مردان غیر شیعه از مسلمانان جایز است و باطل نمى باشد.
مرحوم خوانسارى در جامع المدارک مى نویسد:
آیا مى بینى که ازدواج سکینه دختر امام حسین(ع) با مصعب بن زبیر که حالش معلوم است باطل باشد.( جامع المدارک، ج۴، ص۲۵۹(
یعنى اشکال در صحت چنین ازدواج هایى نیست بنابراین اگر در زمانى از این موضوع نهى شده است و به نفى آن فتوا داده اند به جهت مسائل خاص آن مقطع بوده است.
مرحوم تهرانى هم در کتاب امام شناسى در این ارتباط مى نویسد:
«ازدواج سکینه بنت الحسین(ع) با مصعب بن زبیر از مسلمات تاریخیه است، چرا ما باید به واسطه انحراف مصعب آن را رد کنیم؟ در حالى که روى قرائن تاریخیه شاید حال مصعب در آن وقت خراب نبوده است و شاید مسائل جنبى به قدرى قوى بوده است که ما اینک نتوانیم درست آن را تجزیه و تحلیل بنمائیم.»البته واقعیت این است که ازدواج سکینه تا آخرین لحظات زندگى مصعب ادامه داشته است.( امام شناسى، ج۱۵، ص۳۳۹) در کتاب فقه الصادق نیز این ازدواج ها را دلیل بر جواز ازدواج زنان شیعه با مردان عامه مى داند.( فقه الصادق، روحانى، ج۲۱، ص۴۷۷(
بر عکس برخی در توجیه این ازدواج گفته اند که مصعب دوستدار امام حسین علیه السلام بوده است به طور مثال مصعب پیش از نبرد با عبدالملک به مزار اباعبدالله ـ علیه‌السّلام ـ آمد و این بیت را زمزمه می‌کرد:
و إن الألی باللطف من آل هاشم تأسوا فسنوا للکرام التأسیا) ایمان ژرف و عمیق در طف و از مردان بنی‌هاشم است، آنان را اسوه برگزینید و سنت آن گرامیان را به الگو برپا دارید: ابن ابی الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج۳، ص۲۹۸.)
شعبی ماجرایی را نقل می‌کند که بیان آن خالی از لطف نیست. می‌گوید من و عبدالله بن زبیر و عبدالملک بن مروان و مصعب بن زبیر در برابر کعبه نشسته بودیم و سخن می‌گفتیم. پس از پایان سخن قرار شد هر یک از ما برخیزد، رکن یمانی را بگیرد و حاجتش را بخواهد. وی سپس مفصل می‌گوید که هر کدام چه دعایی کردند و چه حاجتی خواستند و جالب آن که همه به خواسته‌هایشان رسیدند. امّا آنچه مصعب خواسته بود این بود که خداوندا مرا نمیران تا آن‌که امیر عراق گردم و نیز با سکینه بنت‌الحسین ـ علیه‌السّلام ـ پیوند زناشویی ببندم.( ابن ابی الحدید، شرح نهج‌البلاغه، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ج۲۰، ص۱۳۵.)
با این حساب برخی قائل شده اند که مصعب دشمن اهل‌بیت ـ علیهم‌السّلام ـ نبود بلکه شخصیتی جاه‌طلب بود که لغزش‌هایی بزرگ داشت.
اقوال دیگر:
برخی این ازدواج را به اجبار و اکراه دانسته اند مثلا سبط بن جوزى در تذکرة الخواص در باره فرزندان امام حسین علیه السلام مى‌نویسد:وأما سکینة: فتزوجها مصعب بن الزبیر فهلک عنها... وأول من تزوجها مصعب بن الزبیر قهراً....
معصب بن زبیر با سکینه ازدواج کرد و در حالى که همسر او بود، از دنیا رفت. نخستین کسى که با سکینه ازدواج کرد، معصب بود و این ازدواج با اجبار صورت گرفت.(سبط بن الجوزی الحنفی، تذکرة الخواص، ص۲۴۹ ـ ۲۵۰)
این ادعا را برخی شواهد تاریخ هم تایید می کنند چنان‌که شواهد تاریخی بسیاری بر این‌گونه ازدواج‌ها وجود دارد مانند بسیاری از همسران پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ ، امام حسن مجتبی ـ علیه‌السّلام ـ و برخی دیگر از ائمه ـ علیهم‌السّلام ـ که حتی کمر به قتل آن پیشوایان می‌بستند و قطعاً آن پیوندها به رضایت آنان نبوده است. در اینجا نیز چه بسا حضرت سکینه ـ علیها السّلام ـ به این پیوند خرسند نبوده است امّا از روی مصلحت تن در داده است. شاهد آن‌که وقتی حضرت سکینه ـ علیها السّلام ـ سر از اطاعت ابن زبیر برمی‌گیرد و نشوز می‌کند، رملة بنت‌الزبیر خواهر مصعب نزد عبدالملک می‌رود و می‌گوید: «اگر چنین نبود که ما می‌خواهیم پوششی بر کارهای خود بگذاریم، هرگز نسبت به کسی که رغبتی در ما ندارد، رغبتی به او نداشتیم.»( بلاغات، النساء، ابن طیفور، ص۱۹۱.) با توجّه به این جمله و تصریحی که در آن وجود دارد، به راحتی می‌توان واقعیت این پیوند را دریافت و به اهداف پشت پردة آن پی برد.
برخی نیز اصل این ازدواج را مورد تردید قرار داده اند مثلا ابی الفرج اصفهانی در کتاب «الاغانی» چنین می‌گوید:
علی محمد علی دخیل در کتاب «سکینة بنت الحسین» بعد از نقل تمام اقوال از کتب مختلف، چنین نتیجه‌گیری می‌کند: «این اسامی و شوهران حضرت سکینه به شکل عجیبی، بلکه به صورت نادر مخلوط شده‌اند، تا جایی که یک اسم به دو نیم شده و از هر نیمی به تنهائی شوهری بیرون می‌آید و برای سکینه دو همسر پیدا می‌شود.» نیز در جای دیگری می‌گوید: «این اقوال گوناگون درباره ی همسران حضرت سکینه، از روایات مختلفی که در این زمینه وجود دارد، ناشی شده است که گاه با یکدیگر اختلاف یا تناقض دارند؛ مثلاً در یک صفحه از کتاب «الاغانی» چهار روایت دیده می‌شود که همه آن ها با یکدیگر تناقض دارند؛» باز در چند صفحه بعد، بحث را چنین جمع‌بندی می‌کند: «این گونه روایات قابل اعتماد و اطمینان نیست و از جمله اقوال و روایاتی که در این باره وجود دارد، آنچه که نزد شیعه پذیرفتنی است، این است که حضرت سکینه جز با پسر عمویش عبدالله بن‌الحسن ازدواج نکرد.»( سکینه دختر امام حسین، ص تا۲۰-۲۲،علی‌محمدعلی دخیل، مترجم دکتر فیروز حریرچی)
ازدواج هاى دیگر سکینه
بنا بر برخی اقوال پس از مصعب، سکینه با عبداللَّه بن عثمان بن عبداللَّه بن حکیم بن حزام ازدواج کرد و سه فرزند از وى متولد شد عثمان، که لقبش قرین بود و فرزندانى از وى باقى ماند و حکیم و ربیحه.( جمهرة انساب العرب، ص۵۴.(
ازدواج بعدى سکینه با اصبغ بن عبدالعزیز بن مروان برادر عمر بن عبدالعزیز(تذکره الخواص، سبط بن جوزى، ج۲، ص۲۴۴) و حاکم مصر بود سکینه گفت مصر آب و هواى خوبى ندارد اصبغ، شهرکى براى وى ایجاد کرد که به آن شهر اصبغ مى گفتند ، عبدالملک مروان وقتى متوجه این ازدواج شد به او دستور داد که یا مصر را انتخاب کند یا سکینه را او سکینه را طلاق داد و بیست هزار درهم براى وى فرستاد.( اعلام النساء، ج۲، ص۲۲۱.) برابر نقلى سکینه به طرف مصر حرکت کرد به دمشق که رسید اصبغ از دنیا رفت(مختصر تاریخ دمشق، ج۱، ص۱۱۲.) اصبغ در جوانى در سال ۸۶ درگذشت.( الاعلام، ج۱، ص۳۳۳.) شاید دستگاه خلافت در مرگ وى بى تأثیر نبوده است.
نتیجه:
در ازدواجهای سکینه اختلافات شدیدی وجود دارد تا آنجا که نظر قطعی در این زمینه را با مشکل روبرو می کند لذا در جمع بندی تنها می توان گفت که بر فرض که چنین ازدواجهایی صورت گرفته باشد این ازدواجها یا از روی جبر و اکراه بوده یا شخصیتهای نامبرده شده افرادی معتدل بوده اند که بغض وکینه آنان با اهل بیت ثابت نشده است چرا که از سوی امام هم عصر آنها هم مطلبی در رد این گونه ازدواجها یا این اشخاص نقل نشده است.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.