واکنش مناسب در قبال به اهانت به ساحت امام خمینی ره ۱۳۹۰/۸/۱۸ - ۱۸ بازدید

در پاسخ به این پرسش به نکاتی توجه نمایید : ۱- حساسیت و اهتمام شما به دفاع عالمانه و صحیح از نظام اسلامی و امام راحل قابل تقدیر و ستایش است. تأثیرگذاری و اصلاح فکری چنین افرادی، تلاشی پر دامنه همراه با آگاهی، استقامت و تعهد را می طلبد.
در پاسخ به این پرسش به نکاتی توجه نمایید :
۱- حساسیت و اهتمام شما به دفاع عالمانه و صحیح از نظام اسلامی و امام راحل قابل تقدیر و ستایش است. تأثیرگذاری و اصلاح فکری چنین افرادی، تلاشی پر دامنه همراه با آگاهی، استقامت و تعهد را می طلبد. مقام معظم رهبری در بیانات خویش می فرماید : « یک نکته را هم به جوانان عزیز انقلابی، به فرزندان عزیز انقلابی خودم، به فرزندان بسیجی - از زن و مرد - عرض بکنم: جوانان از اطراف و اکناف کشور، از آنچه که تهتّک بیگانگان از ایمان دینی به گوششان میخورد یا با چشمشان می‌‌‌‌بینند، عصبانی هستند؛ وقتی می بینند روز عاشورا چگونه یک عده‌‌‌‌ای حرمت عاشورا را هتک میکنند، حرمت امام حسین را هتک میکنند، حرمت عزاداران حسینی را هتک میکنند، دلهاشان به درد می‌‌‌‌‌آید، سینه‌‌‌‌‌هاشان پر میشود از خشم؛ البته خوب، طبیعی هم هست، حق هم دارند؛ ولی میخواهم عرض بکنم جوانهای عزیز مراقب باشند، مواظب باشند که هرگونه کار بی رویه‌‌‌ای، کمک به دشمن است. اینجا جوانها تلفن میکنند - میفهمم من، میخوانم، غالباً تلفنها و نامه ها را خلاصه میکنند، هر روز می آورند، من نگاه میکنم - می بینم همین طور جوانها گله‌‌‌‌‌مند، ناراحت و عصبانی؛ گاهی هم از بنده گله میکنند که چرا فلانی صبر میکند؟ چرا فلانی ملاحظه میکند؟ من عرض میکنم؛ در شرائطی که دشمن با همه‌‌‌ی وجود، با همه‌‌‌‌ی امکاناتِ خود درصدد طراحی یک فتنه است و میخواهد یک بازی خطرناکی را شروع کند، باید مراقبت کرد او را در آن بازی کمک نکرد. خیلی باید با احتیاط و تدبیر و در وقت خودش با قاطعیت وارد شد. دستگاه‌‌‌‌های مسئولی وجود دارند، قانون وجود دارد؛ بر طبق قانون، بدون هیچگونه تخطی از قانون، بایستی مُرّ قانون به صورت قاطع انجام بگیرد؛ اما ورود افرادی که شأن قانونی و سمت قانونی و وظیفه ی قانونی و مسئولیت قانونی ندارند، قضایا را خراب میکند. خدای متعال به ما دستور داده است: «و لایجرمنّکم شنئان قوم علی ان لاتعدلوا اعدلوا هو اقرب للتّقوی». [ سوره مائده ، ۸ یعنی ؛ «... و البته نباید دشمنی گروهی شما را بر آن دارد که عدالت نکنید؛ عدالت کنید که آن به تقوا نزدیکتر است ...» ] بله، یک عده‌‌‌‌ای دشمنی میکنند، یک عده‌‌‌‌ای خباثت به خرج میدهند، یک عده ای از خباثت‌‌‌کنندگان پشتیبانی میکنند - اینها هست - اما باید مراقب بود. اگر بدون دقت، بدون هضم، انسان وارد برخی از قضایا بشود، بی‌‌‌‌گناهانی که از آنها بیزار هم هستند، لگدمال میشوند؛ این نباید اتفاق بیفتد. من برحذر میدارم جوانهای عزیز را، فرزندان عزیز انقلابی خودم را از اینکه یک حرکتی را خودسرانه انجام بدهند؛ نه، همه چیز بر روال قانون. » (بیانات در دیدار مردم قم در سالگرد قیام ۱۹ دی، ۱۹/۱۰/۱۳۸۸)
۲- از منظر آموزه های دینی، ولایت فقیه شعبه‌ای از ولایت رسول‌الله (ص) و ولایت امام زمان (عج) است و اطاعت از دستورات آن واجب و مخالفت با آن حرام و هر گونه اهانتی به ولی فقیه جامع الشرایط علاوه بر منع شرعی پیرامون حرمت توهین، به منزله توهین به معصومین(ع) بوده و از منظر حقوقی نیز جرم محسوب می شود. در ادامه به بررسی این موضوع از دو منظر می پردازیم :
یکم . از منظر دینی ؛ براساس آموزه های اسلامی و منابع معتبر دینی، فقهای واجد شرایط ( یعنی جامع صلاحیت های علمی ،اخلاقی و مدیریتی)، به صورت عام، از طرف امامان معصوم(علیه السلام) جهت اداره و رهبری جامعه اسلامی در عصر غیبت، منصوب گردیده و همه دارای ولایت می باشند، آنان موظفند در زمینه اداره امور جامعه و تشکیل حکومت در صورتی که امکانات و شرایط محیطی از قبیل مقبولیت مردمی فراهم باشد اقدام نمایند و اطاعت از آنان واجب می باشد. چنانکه امام صادق(علیه السلام) در روایت مقبوله عمر بن حنظله، می فرماید: «... مَنْ کَانَ مِنْکُم مِمَّنْ قَدْ رَوَی حَدیثَنَا وَ نَظَرَ فِی حَلَالنَا وَ حَرَامنَا وَ عَرَفَ اَحکَامَنَا فَلیرضُوْا بِهِ حَکَماً فَاِنِّی قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَیکُمْ حَاکِماً فَاِذَا حَکَمَ بِحُکمِنَا فَلَمْ یقبَلْ مِنهُ فَاِنَّمَا استخَفّ بِحُکْمِنَا وَ عَلَینَا رَدٌّ وَ الرَّادُّ عَلَینَا کَالرَّادُّ عَلَی اللّهِ وَ هُوَ عَلَی حَدِّ الشِّرکِ بِاللَّهِ»ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، دارالتعارف، ۱۴۰۱ق، ج ۱، ص ۶۷ ؛ محمد بن حسن عاملی، وسائل الشیعه، تهران: انتشارات اسلامی، ج ۱۸، ص ۹۸. ؛ «مردم باید به کسانی از شما (شیعیان) که حدیث و سخنان ما را روایت می کنند و در حلال و حرام ما به دقت می نگرند و احکام ما را به خوبی باز می شناسند (عالم عادل)، مراجعه کنند و او را به عنوان حاکم بپذیرند. من چنین کسی را بر شما حاکم قرار دادم. پس هرگاه به حکم ما حکم کند و از او پذیرفته نشود، حکم خدا کوچک شمرده شده و بر ما رد شده است و آن که ما را رد کند، خدا را رد کرده است و چنین چیزی در حد شرک به خداوند است» .جهت آشنایی کامل با تفسیر و تبیین این روایت، ر. ک: سید روح اللَّه موسوی خمینی، ولایت فقیه، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثاراامام (رحمه الله)، ۱۳۷۴، صص ۸۰، ج ۷۷ و صص ۱۰۶ - ۱۰۲.
نتیجه استدلال این است که فقهای جامع شرایط - علاوه بر منصب های ولایت در افتا، اجرای حدود و اختیارات قضایی، نظارت بر حکومت و امور حسبیه - در مسائل سیاسی و اجتماعی نیز ولایت دارند و اطاعت از آنان همانند اطاعت از معصومین علیهم السلام واجب است. بدیهی است امام(علیه السلام) شخص معینی را به حاکمیت منصوب نکرده؛ بلکه به صورت عام تعیین نموده است. روایات متعدد دیگری نیز دلالت بر این موضوع دارد؛ طبق آنچه از فرمایش حضرت ولى عصر(عج) در جواب نامه شخصى به نام اسحق بن یعقوب آمده و آن را بزرگان علماء نقل کرده اند: اطاعت از فقیه جامع الشرایط در زمان غیبت امام زمان(عج) در حکم اطاعت و پیروى از امام زمان و رد کردن دستور چنین مجتهدینى به منزله رد سخن و امر امام زمان(عج) است . توقیع مبارک حضرت ولی عصر(عج) که می فرماید: «وَ اَمَّا الحَوَادِثُ الوَاقِعَه فَارْجِعُوا فِیهَا اِلی رَوَاةُ حَدیثنَا فَاِنَّهُمْ حُجَّتی عَلَیکُمْ وَ اَنَا حُّجَةُ اللَّه»وسائل الشیعه، پیشین، ج ۱۸، ص ۱۰۱، ح ۸ و همچنین روایت، «اَلعُلَمَاءُ حُکَّامٌ عَلَی النَّاسِ»میرزا حسین نوری، مستدرک وسائل الشیعه، قم: مؤسسه آل البیت، ۱۴۰۹ ق، باب ۱۱ (از ابواب صفات قاضی)، ح ۳۳.
و روایت امام حسین(علیه السلام) از حضرت امیر(علیه السلام): }«اِنَّ مَجارِی الْاُمُورِ وَالْاَحْکامِ عَلی اَیدی الْعُلَماءِ بِاللَّهِ اَلْأُمَناءِ عَلی حَلالِهِ وَ حَرامِهِ»همان، ح ۱۶ ؛ و برای آگاهی بیشتر درباره دلایل روایی ولایت فقیه ر.ک: امام خمینی، ولایت فقیه، بحث ولایت فقیه به استناد اخبار، صص ۱۴۸-۴۸.
علاوه بر احادیث فوق، روایات متعدد دیگری نیز هست که همگی بیانگر لزوم اطاعت از ولی فقیه است و مخالفت با ولی فقیه را در حد مخالفت با ائمه(ع) و مخالفت با خداوند می داند. بر این اساس در دوران غیبت همواره پیروى و اطاعت از مجتهدین واجد شرایط امری قطعی بوده و نه تنها توهین به آنان ممنوع است، بلکه مخالفت با آنان و حتی کوچک شمردن دستورات آنان به منزله مخالفت و توهین به معصومین(ع) و حاکمیت الهی است. « یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاتُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیِ اللّهِ وَ رَسُولِهِ وَ اتَّقُوا اللّهَ إِنَّ اللّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ. ؛(حجرات،۱) اى کسانى که ایمان آورده اید! چیزى را بر خدا و پیامبرش مقدّم ندارید (و از آنها پیشى مگیرید)، و تقواى الهى پیشه کنید که خداوند شنوا و داناست.»
دوم . از منظر حقوقی ؛
در قانون اساسى براى جلوگیرى از اختلاف نظر فقها و لزوم وحدت رهبری در حکومت، یک نفر مجتهد واجد شرایط به عنوان ولى فقیه قرار داده شده است که در مسائل مربوط به حکومت و مملکت بر همه مردم حتى بر دیگر مراجع لازم است از ولى امر پیروى نمایند. در اصل پنجم قانون اساسی کشورمان آمده: «در زمان غیبت حضرت ولی عصر(عج)، در جمهوری اسلامی ایران ولایت امر و امامت امت بر عهده فقیه عادل و با تقوی، آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبر است» و در اصل پنجاه و هفتم آن نیز می خوانیم: «قوای حاکم در جمهوری اسلامی ایران عبارتند از: قوه مقننه، قوه مجریه و قوه قضائیه که زیر نظر ولایت مطلقه امر و امامت امت بر طبق اصول آینده این قانون اعمال می گردند». بنا بر مبانی دینی و حقوقی فوق اطاعت از فقیه جامع الشرایط در عرصه مدیریت جامعه اسلامی امری کاملاً ضروری است.
همچنین از دیدگاه حقوقی، اهانت به مراجع تقلید از جمله امام خمینی و مقام معظم رهبری، در قانون جرم تلقی شده است؛ چنانکه ماده ۲۷ قانون مطبوعات مقرر می دارد: «هر گاه در نشریه‌ای به رهبر جمهوری اسلامی ایران یا مراجع مسلم تقلید اهانت شود، پروانه آن نشریه لغو و مدیرمسئول و نویسنده مطلب به محاکم صالحه معرفی و مجازات خواهند شد.» که البته توهین به هر فرد دیگری نیز جرم است.
۳- افراد مخالف از جهت میزان آگاهی، روند تأثیرپذیری، میزان حقیقت طلبی یا حقیقت گریزی، مراتب بسیار متفاوتی دارند. بنابر این هرگز نمی توان انتظار داشت که با ارائه نسخه واحدی، بتوان هر فرد غیرمعتقد و دور از مبانی و اصول نظام اسلامی را به سهولت هدایت کرد؛ بلکه این مسأله از سویی مرتبط با توان مندی ها و قدرت جذب شخص هدایتگر از جهت بهره مندی های عملی، کشش های اخلاقی و کیفیت اثرگذاری است و از دیگر سو مرتبط با ویژگی های روحی، اخلاقی، روانشناسی و ذهنی مخاطب می باشد. بنابراین در برخورد با چنین افرادی شخص هدایت گر باید به گونه های مختلف از عوامل تأثیرگذار بر مخاطب استفاده کند و با برنامه ریزی حساب شده و تدریجی و استفاده صحیح از اشتراکات عقیدتی، فکری فرهنگی و سیاسی فیما بین، یا بیان واقعیات و ... ، تحول فکری لازم را به وجود آورد. همچنین می توان از راه کارهای عملی زیر اسفاده نمود:
الف- برای تاثیرگذاری، در آغاز بایستی زیر بناهای فکری فرد را مورد بررسی قرار داده و در اصلاح آن بکوشید. دیدگاه فرد در مورد خداوند، جهان هستی، انسان، معاد ، هدف از خلقت انسان و فرجام آن ، راهکارهای اصلاح جامعه ... اموری است که نتیجه مستقیم بر رفتارها و موضعگیریهای فرد دارد. پس باید به اصلاح و تقویت این مبانی کوشید.
ب- هر شخصی یک نقطه پذیرش و به قول معروف «رگ خوابی» دارد، سعی کنید این نقطه پذیرش را به دست آورید و از این کانال وارد شوید و هدف خود را تعقیب کنید و لذا به صرف این که باید شخصی را هدایت کرد بسنده نکنید بلکه با مطالعه بر روی خصوصیات وی راه نفوذ در او و جلب نظر او را به دست آورید و اقدام کنید.
ج- در هیچ یک از مراحل ارشاد و راهنمایی از برخورد نیک و ملاطفت آمیز و احترام نهادن دور نشوید. اگر قصد راهنمایی و تربیت کسی را دارید، در قدم اول از گفتار نرم و با محبت بهره گیرید؛ حتی اگر مخاطب شما فرعون سرکش یا سران لجوج کفار جاهلی باشند. (سوره طه/۴۴ و شعرا/۲۱۵) .
این را بدانیم که با فشار و اجبار کسی را نمی توان هدایت نمود و چه بسا تأثیر منفی آن بیشتر از آثار مثبت آن باشد .
۴- براى آگاهى بیشتر ر.ک:
۱. بررسی تطبیقی نظریه های ولایت فقیه , شریف لک زایی , قم : پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی
۲. جهان بزرگى، احمد، درآمدى بر تحول نظریه دولت در اسلام؛
۳. پیشینه و دلایل ولایت فقیه، امام خمینى و حکومت اسلامى
۴ .جهان بزرگى، احمد، پیشینه تاریخى ولایت فقیه.
۵ . دین و دولت در اندیشه اسلامی , محمد سروش , قم : بوستان کتاب .
۶ . جوادى آملى، ولایت فقیه، ص ۴۹۱.
۷ . امام خمینى(ره)، ولایت فقیه، ص ۴۸.
۸ .على شیرازى، پاسخ به شبهات پیرامون ولایت فقیه، ص ۱۲ و ۲۴. (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبری، کد: ۱/۱۰۰۱۲۵۳۳۱)

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.