وجود امام زمان(عج) -اثبات عقلی امام زمان(عج) ۱۳۹۱/۰۵/۰۹ - ۱۴۷۲۲ بازدید

اگر بخواهیم یک دلیل عقلی برای اینکه امام زمان(عج) واقعا وجود دارند و صرفا یک فرضیه نیست چه باید بگوییم؟

اندیشه مهدویت و ظهورمنجی بزرگ ، یکی از اصیل ترین اندیشه های اسلامی است و بنیانگذار آن پیامبر اکرم (ص) است . آن حضرت خود عقیده ظهور را در جدول عقاید اسلامی قرار داد و به همین جهت این موضوع به طور یکسان در منابع شیعه و سنی منعکس گردیده است. اهل بیت پیامبر (ص) نیز این اندیشه و اعتقاد را در جامعه اسلامی تبیین وترویج کرده اند . اما می توان ادعا کرد که هیچ مساله اسلامی، همانند عقیده مهدویت و ظهور، از قطعیت و سابقه تاریخی بر خوردارنیست. بنابریان دارای ادله تاریخی ، فلسفی و عقلی و براساس پیشگویی های غیبی ادیان و ... است.از آنجا که درک کلیات بر عهده عقل و درک مصادیق و جزئیات، در حوزه حواس پنجگانه است. طبیعتاً برای اثبات امور جزئی ، برهانهای عقلی اقامه نمی شود.
در موضوع امامت ، عقل به همین مقدار حکم می کند که معرفی ، نصب و وجود راهنمایی الهی برای بشر حسن و لازم است و لذا خداوند برای حفظ هدفمندی و به کمال رساندن انسان ها، حتماً چنین راهنمایی را می فرستد، اما تشخیص و تطبیق امام بر مصادیق خارجی و توصیف و شناسایی او ، کار عقل صرف نیست .پس باید در کنار ادله عقلی ، به ادله نقلی (قرآنی و روایی) نیز توجه کرد و برای شناخت امام ـ‌به خصوص منجی موعود- به کتاب و سنت پیامبر(ص) و نیز به کرامات شخص مدعی منصب امامت مراجعه کرد.بر این اساس ادله عقلی درصدد اثبات لزوم و وجود فعلی امام است و رسالت اثبات یک شخصیت الهی (مهدی موعود) را بر عهده دارد.
متکلمین برای اثبات وجود حضرت مهدی به دلایل مختلفی استدلال می کنند، از قبیل: برهان لطف، برهان عنایت، برهان فطرف، برهان واسطه فیض الهی، برهان علت غایی، برهان امکان اشرف، برهان مظهر جامع، برهان تجلی اعظم، برهان عدم تبعیض در فیض، برهان تقابل قطبین، برهان لزوم عقل بالفعل و برهان حساب احتمالات ....در اینجا به بعضی از این ادله می پردازیم.
ادله عقلی اثبات مهدویت:
۱ ـ برهان لطف
یکی از براهین عقلی که متکمان زیاد به آن استدلال می کنند «قاعده لطف است» ؛ علامه حلی برای اثبات امامت به این قاعده تمسک جسته ، می گوید: «امامت ، ریاست عامه الهی در امور دین و دنیاست، برای شخصی از اشخاص به عنوان نیابت از پیامبر (ص) و این واجب عقلی است؛‌زیرا امامت لطف است. پس ما علم قطعی داریم که اگر برای مردم شخصی باشد که ریاست آنها را برعهده گیرد و آنها را راهنمایی کند و دیگران از او اطاعت کنند و او حق مظلوم را از ظالم بستاند و ظالم را از ظلم منع کند، مردم به صلاح نزدیک تر و از فساد دورتر می شوند»(شرح باب حادی حشر، ص ۸۳) .
متکلمان لطف را بر خداوند، واجب می دانند ؛زیرا او بندگان خود را عبث و بیهوده نیافریده و راه رسیدن به هدف را بر ایشان هموار می سازد. این قاعده ایجاب می کند که در میان جامعه امامی باشد تا محور حق بوده و جامعه را از خطای مطلق بازدارد و آنان را به سعادت حقیقی هدایت کند. امتثال از دستورات و اطاعت انسان ها از تکالیفی که خداوند بر بندگان واجب داشته ، بدون انجام دادن اموری از جانب خداوند (مثل نصب امام معصوم، وعده و وعید و ...) محقق نمی شود و خدای حکیم حتماً این امور را انجام می دهد تا نقض غرض در تکلیف لازم نیاید و این به دست امام صورت می گیرد.
شیخ شهاب الدین سهروردی در اثبات وجود حضرت ولی عصر(ع) از طریق قاعده لطف می گوید: در جهان هیچ گاه از حکمت و از وجود کسی که قائم به حکمت باشد و نشانه های خداوند نیز در او باشد، خالی نبوده است. این چنین کسی خلیفه خداست در زمین و تا زمین و آسمان برپاست چنین خواهد بود ... پس در هر زمان اگر چنین شخص باشد که خدایی و نمونه کامل علم و عمل است، ریاست جامعه با اوست و او خلیفه خداوند در روی زمین است و زمین هیچ گاه از چنین انسانی خالی نخواهد بود... اینکه می گوییم ریاست با اوست ،مقصود الزام حکومت ظاهری او نیست؛ بلکه گاه امام خدایی ، حکومت تشکیل می دهد و آشکار است و مبسوط الید وگاه در نهایت پنهانی (غیبت) به سر می برد. این امام همان کسی است که مردم او را قطب زمان «ولی عصر» می نامند. ریاست جامعه با این انسان است؛ اگر چه نشانی از او در دست نباشد. البته اگر این رئیس ظاهر باشد و در راس حکومت قرار گیرد، زمان نورانی خواهد شد.(مجموعه مصنفات شیخ اشراق، ج ۲ ،ص ۲۱و۲۲)
به این ترتیب وجود امام زمان گرچه از دیدگان مردم غایب است ، دارای الطافی است، از جمله : حراست از دین خدا ، تربیت نفوس مستعد انسانی، حفظ و بقای مذهب، وجود الگو در جهت پیشرفت بشر و ...
البته محرومیت از فیض ظهور پیشوای الهی، به جهت موانعی است که خود انسان ها ایجاد کرده اند، چنان که شیخ طوسی می گوید: اصل وجود امام ، لطف است و تصرف آن حضرت لطف دیگر و این ما هستیم که موجب غیبت آن حضرت شده ایم (عدمه منّا). (کشف المراد ، ص ۳۶۳)
۲ ـ برهان فطرت
انسان دارای تمایلات غریزی و فطری گوناگون است (شخصی و اجتماعی و عالی) . تمایلات عالی از قبیل حقیقت جویی، خیر طلبی ، حس دینی و پرستش ، یافتن کامل مطلق و ... حال برای رسیدن به کمال مطلق و معبود حقیقی احتیاج به واسطه ای است که خود سفر کمال را طی کرده و بتواند انسان را دستگیری کند تا او را از راه های گوناگون (وضع قوانین تشریعی و تبیین آنها ، دستگیری انسان های مستعد کمال و ...) به کمال مطلوب برساند.
این امر از دو راه قابل اثبات است:
۱ ـ وجود این میل و امید واسطه در انسان بدیهی است.
۲ ـ وجود انسان کامل که ناطق و هادی به کتاب و سنت ( به نقل آیات قران و روایات) ضروری است. ( سوره احقاف آیه ۱۲ ، سوره اعلی آیه ۱۹ ، سوره بقره آیه ۱۲۴ ).
حال اگر میل و کشش فطری به چیزی در انسان وجود دارد ، پس باید آن چیز در خارج موجود باشد وگرنه وجود آن در انسان لغو خواهد بود. به عبارت دیگر این عطش نسبت به انسان کامل معصوم، دلیل وجود خارجی او است و بی جهت و خود به خود به وجود نیامده است.
حال اگر این تمایل واقعیت نداشته باشد، سایر تمایلات نیز واقعیت ندارد و اگر سایر تمایلات واقعیت دارد ، این نیز واقعی است.
این مطلب را به طریق دیگری می توان با توجه به برهان «هدفمندی» توضیح داد.
برهان هدفمندی
انسان، مرکب از جسم و روح است و روح او نیز مانند جسمش در تکامل است . لازمه نیل به تکامل ، وجود یک راهنماست که او را کمک نماید. اگرچه عقل ، وظیفه راهنمایی را بر عهده دارد ، اما به خاطر محصور بودن آن به عالم جسمانیات و نیز به خاطر ـ وجود دشمن هایی چون هوا و هوس و تمایلات حیوانی ـ باید راهنمایی دیگری هم باشد تا به کمک عقل بشتابد . این راهنما در عصر رسالت وجود پیامبر اکرم (ص) بود. به یقین پس از ایشان نیز راهنمایانی وجود خواهند داشت، چرا که نسل انسان ها تداوم یافته است و اگر راه برنامه و راهنمایی الهی موجود نباشد، خلقت انسان ها ، لغو و بی غایت خواهد بود. علاوه بر این خطر تحریف دین و وجود گروه ها ی معاند نیز، این ضرورت را تاکید می کند. ۳ ـ واسطه فیض :
باید در میان بشر همواره فرد کاملی موجود باشد که تمام کمالات انسانی ممکن، در او به فعلیت رسیده و در ضمن با عالم ربوبی ارتباط داشته باشد(تا ارتباط بین عالم غیب و نوع انسان محفوظ بماند) که اگر چنین برگزیده ای در میان بشر نباشد؛ حرکت تکاملی افراد بی غایت و بدون هدف خواهد بود.
بر اساس آیات قرآنی (آیات ۳۰ و ۲۱۳ سوره بقره)، پروردگار در نظام خلقت و نیز قانون گذاری و دیانت، ائمه و حجت های خودش را خلیفه روی زمین قرار داده و آنان را مجرای بهره وری ها و فیض عام و خاص برای مردم ساخته و تمام اسمای الهی را به ایشان آموخته است «وً عًلًّمً آدًمً الأًسْماءً کُلًّها» تا اینکه به اذن او ، همچون خودش در همه چیز تصرف و دخالت کنند و جانشینی او و عهده دار امور زمین و مردم باشند و چنین است که اگر حجت و خلیفه خدا در زمین نباشد ، خاک هستی مردم را در خود خواهد کشید. باید دانست که خداوند متعال، با اسما و صفات عالیه اش، همه چیز و همه پدیده ها را آفریده و خود عهده دار تمام امور آنها است. هستی همه آنها، وابسته به او است و هرگونه اراده کند، در انها دخل و تصرف می کند... اما بنای ذات مقدسش بر این است که امور خلقت مادی را، فقط از طریق اسباب مادی ـ و بدون دخالت مستقیم و یا بی واسطه ـ اداره کند و از جمله اسباب برای اصلاح امور ظاهری و باطنی مردم،‌پیامبران و جانشینان آنان ـ به خصوص امامان معصوم ـ هستند. امام صادق (ع) می فرماید:«خداوند ناپسند و ناخوش می دارد که امور عالم را جز با اسباب و وسایط اداره کند ؛ از این رو برای هر چیزی سببی قرار داده است و برای هر سبب گسترده و میدان قدرت نفوذی قرار داده و برای هر نشانه ای، پشتگاه و راه ورودی گویا ـ و خواننده به حق ـ مقرر فرموده است. هر که او را بشناسد ـ و به رسمیت بپذیرد ـ خدا را شناخته و هرکه او را انکار کند، خدا را انکار کرده است. آن بارگاه و راه ورود، رسول الله و ما هستیم».
پس اگر امامان معصوم ـ و در عصر حاضر امام زمان (عج) ـ عناصری خاکی نبودند و امور عالم خلقت ـ ازجمله زمین و ساکنان آن ـ را بر عهده نمی گرفتند؛ امور زمین و مردمش از هم می پاشید. بنابراین باید واسطه بین آفریننده و پدیده های مادی، کسی باشد که دارای خلقت مادی و جسمانی و علاوه بر آن دارای درجه ای از شرافت معنوی باشد که شایستگی ارتباط بین آفریننده و آفریدگان را احراز کند و چنین افرادی جز خلفای ذات مقدس پروردگار (پیامبران و جانشینان آنان) کسی نمی تواند باشد.
۴ ـ اتمام حجت:
اگر رهبری معصوم در هر دورانی و در میان هر نسل از نسل های بشر نباشد؛ چه بسا مردم گمراه، گمراهی و فساد خود را معلول نبودن این رهبر بدانند. از این رو برای همیشه، خداوند باید امام یا امامانی معصوم در جامعه معین کرده باشد تا حجت را بر مردم تمام کنند و بهانه ای برای منحرفان باقی نمایند « فًلِلّهِ الْْحٌجًّه الْبالِغًه» . در روایتی از امام باقر (علیه السلام) آمده است:«اٍنّ الحجّه لا تقومٌ لله عزّ و جل علی خلقِه الا بالامام حتی یعرفونه»؛ «حجت خدا بر خلقش تمام نشود، مگر به وجود امامی زنده که مردم او را بشناسند.»
۵ ـ قانون هدایت عمومی:
این قانون، اقتضا می کند بعد از پیامبر، امام و رهبری معصوم باشد که کارهای پیامبر را ادامه دهد؛ با این تفاوت که دیگر به امام وحی نمی شود و در هستی یک سلسله قوانین غیر قابل تغییر وجود دارد (مانند قانون هدایت عمومی) که بر اساس آن، خداوند همه موجودات را به سمت کمال وجودیشان، راهنمایی و هدایت می کند... در بین موجودات ، انسان علاوه بر هدایت تکوینی، نیازمند هدایت تشریعی است و این هدایت، به وسیله پیامبر اکرم ابلاغ شده است و از آنجا که لازم است، هدایت مستمر باشد و نسبت به نسل های بعدی نیز ادامه یابدٰ باید بعد از پیامبر اکرم، افرادی مسئولیت هدایت مردم و توضیح و تبیین شریعت و مسائل دینی را بر عهده بگیرند. چنین اشخاصی،‌جز امامان معصوم نخواهند بود و اگر آنان وجود نداشته باشند، به هدایت تشریعی، خلل وارد شده و این باعث نقض در قانون هدایت عمومی است (در حالی که قانون هدایت قابل نقض نیست). به این جهت در هر عصر ، وجود امام زنده جهت هدایت مردم، ضروری ولازم است. حضرت علی (علیه السلام) در خطبه ای، به این مهم چنین اشاره فرموده است:« پروردگارا! تو خود گواهی که اهل زمین را از داشتن حجتی از ناحیه تو ـ که آنان را به دین هدایت کند و علم الهی را به ایشان بیاموزد و حجت تو از تمامیت نیفتد و پیروان اولیایت بعد از اینکه به وسیله پیامبران، هدایتشان کردی، گمراه نشوند ـ گریزی نیست. این حجت تو یا در میان مردم، ظاهر و برای آنان آشناست ـ اما از او اطاعت نمی کنند ـ و یا از دید مردم پنهان و منتظر زمان ظهور است. زمانی که مردم در صلح و آرامش هستند، اگر وجود حجت از نظر آنان غایب باشد، دانش و منش او به دل های مومنان می رسد و ایشان به آن عمل می کنند.»
برای مطالعه بیشتر ر.ک:
۱. مهدویت(پیش از ظهور)، رحیم کارگر (نشر معارف)
۲.ادله عقلی و نقلی امامت ومهدویت،رحیم لطیفی

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
مسلمانان هیچ فرقی با بت پرستان دوره جاهلیت ندارن .کعبه بت مسلمانانه ..اشتباه میگم؟ادما ذاتشونه همه چی رو بزرگ جلوه بدن من منکر خدا نیستم میپرستمش ولی بیان بت پرستی رو کنار بزارین خدا همه جا هست و به همه چی ناظر پس دلیلی وجود نداره که به سمت کعبه نماز بخونن با این کارشون فقط دارن گناه میکنن عمیق فکر کنیم
بت پرست نباشیم
اسلام رو نابود نکنیم
آزادی بیان
پرسمان
یک سوال: وحدت رویه و انسجام اجتماعی، علامت فکر عمیق است یا فکر سطحی؟ آنارشیسم و هرج و مرج و تشتت چطور؟ مشکل اینجا است که چون ما علت عقلانی و اجتماعی و معنوی چیزی را نمی دانیم و سطحی نگر هستیم، درک درستی از برنامه های عاقلانه ای که به انسجام اجتماعی منجر می شود نداریم. قرآن كريم مى‏فرمايد: «ما فولّ وجهك شطر المسجد الحرام و حيث ما كنتم فولوا وجوهكم شطره...» بقره (2)، آيه 144.«پس روى كن به طرف مسجدالحرام و شما مسلمين نيز هر كجا باشيد در نماز روى بدان جانب كنيد»، و نيز مى‏فرمايد: «و من حيث خرجت فول وجهك شطر المسجدالحرام و حيث ماكنتم فولوا وجوهكم شطره...»؛ «و اى رسول از هر جا و به هر ديار بيرون شدى روى به جانب كعبه كن و شما مسلمين هم به هر كجا بوديد روى بدان جانب كنيد». همان، آيه 150. با توجه به اين آيات، مى‏توان برداشت‏هاى زير را به دست آورد: 1. همان خدايى كه فرموده است به هر طرف رو كنيد آنجا وجه خدا است و اينكه او از رگ گردن به انسان نزديك‏تر است، همو دستور داده است كه به هنگام نماز به طرف مسجدالحرام نماز بخوانيد. 2. (شطر» در آيه شريفه (شطر المسجد الحرام) به معناى سمت و جانب است. البته ايستادن دقيق در محاذات خانه كعبه و حتى مسجدالحرام براى كسانى كه از دور نماز مى‏خوانند بسيار مشكل است، اما ايستادن به سمت آن براى همه آسان است. همين دستور قرآنى به نوبه خود موجب پيشرفت علوم جغرافيا، هيئت، هندسه و رياضى در بين مسلمين گرديد؛ زيرا براى قبله‏يابى و تشخيص جهت آن، نيازمند اين علوم بودند. 3. اينكه «خدا همه جا هست و به هر طرف كه رو كنى روى او و سوى او است»؛ اين نتيجه را نمى‏دهد كه پس به هر طرف مى‏توان نماز خواند. در همه جا بودن خداوند يك مطلب است و جهت نماز مطلب ديگر. كما اينكه خدا همه زبان‏ها را مى‏داند ولى بايد نماز را به زبان عربى خواند و يا اينكه خدا موجودى زمانى نيست ولى نماز بايد در زمان خاص خودش خوانده شود. حق‏تعالى به علل گوناگون، دستور داده است كه به طرف قبله واحد، به زبان واحد، و با شرايط مشترك ديگرى نماز گزارده شود و اين دستور علاوه بر پيشرفت و پيشبرد علم و دانش بشرى، مايه وحدت و هماهنگى بين مسلمانان نيز مى‏باشد و تأثيرات و آموزش‏هاى فرهنگى ديگرى نيز به دنبال دارد. از طرف ديگر در هر يك از اين دستورات اسرار عرفانى بزرگ نهفته است. ناگفته نماند براى راهيابى به «حقيقت» بايد دو مرحله «شريعت و طريقت» طى شود. يكى از نمونه‏هاى پايبندى به احكام شريعت ايستادن رو به قبله است كه پرورش روحيه عبوديت و نهادينه شدن يك رفتار دينى به طور همگانى را به ارمغان مى‏آورد. همچنين پايبندى به احكام شرعى از مؤثرترين روش‏ها براى فرهنگ‏سازى در جامعه است. در غير اين صورت پراكندگى و ناهماهنگى و حتى ناهنجارى‏هاى فراوان در جامعه پديد خواهد آمد. براى آگاهى بيشتر ر.ك: امام خمينى، آداب‏الصلوه.
میهمان
امام‌زمان‌(عج) زمانی‌‌ به‌ اذن‌‌ الله‌ ظهور‌ میفرمایند‌‌ که‌عقول‌ انسانها‌ کاملتر‌ شود‌ و دست‌ ازاین‌ بندگی‌ شیطان‌ و هوای‌ نفس‌ بردارند‌ و دیگران‌ را‌ چون‌ خود‌ دوست‌ داشته‌ باشند.
میهمان
بعضی ها میگن اسلام دروغه امام زمان دروغه روحانیو دروغ میگن مردن رو دارن سرگرم میکنن فقط امریکا درست میگه!!!!!خوب عزیز من اگر امریکا درست میگه اگر اسرائیل درست میگه اگر اخوند ها دروغ میگن اگر امام زمان وجود نداره پس چرا همون اسرائیل و امریکا مثلا راست گو مامور گذاشتن در نزدیک کعبه که امام زمان ظهور کرد بکشنش ؟؟؟؟؟؟ها؟؟اگر اسلام دروغه پس چرا سران یهود بجای اینکه بگن چی درسته فقط دارن اسلام رو تخریب میکنن خوب اگر اسلام اشتباهه خوب اونا که مثلا دلسوز ما هستن چرا یه راه درست نشونمون نمیدن هااا؟؟
پرسمان
بلی همین طور است و امام زمان واقعی ترین وجود و تنها راه نجات بشریت است. امیرالمؤمنین (ع) می فرماید: زمین هیچگاه از حجت خالی نمی ماند، حجت خدا یا ظاهر و آشکار است یا خائف و پنهان، تا حجت ها و برهان های خدا باطل نشود. بنابراین همواره باید انسان کامل در زمین وجود داشته باشد. یکی از اصول اساسی مکتب تشیع این است که جهان هستی و زمین هرگز بی امام نخواهد بود، چه آنکه بدون وجود امام و خلیفه الهی و واسطه فیض، جریان فیض الهی در قلمرو تکوین و تشریع قطع می شود. در حقیقت، حیات و بقاء آن در این عالم وجود ظلی دارد و فقط در سایه وجود مقدس امام در هر عصر امکان پذیر خواهد بود، این مسأله به قدری حائز اهمیت است که امام صادق(ع) فرمود:اگر تنها دو نفر در جهان وجود داشته باشند، یکی از آن دو امام خواهد بود و آخرین کسی که می میرد امام است. در همین رابطه مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم در پاسخ به این سؤال که از کجا بدانیم که امام زمان(عج) وجود دارد؟ به چه دلیلی می توان استدلال کرد، می نویسد: مبنای این اصل امور ذیل اند: الف)امام واسطه فیض تکوین است اگر امام نباشد، فیض هستی قطع شده جهان هستی فرو می پاشد. محمد بن فضیل می گوید از حضرت رضا(ع) پرسیدم:آیا روزی روی زمین بی امام خواهد بود؟ فرمود:نه، گفتم از امام صادق(ع) روایت شده که اگر روزی زمین بی امام باشد، زمین یا بندگان مورد خشم خداوند قرار می گیرد. فرمود:نه اصلاً زمین و بشری نمی ماند، همه از بین می رفتند. از این رو بی وجود امام(ع) و حجت الهی، کائنات بی امداد فیض الهی خواهند بود و بدون این امداد همه چیز عدم محض خواهند بود. ب)امام مخاطب و حامل قرآن و الهام است چون قرآن کتاب همیشگی و زنده انسان ها است، پس مخاطب حقیقی آن نیز باید همیشه وجود داشته باشد و این مخاطب حقیقی که قلب و روحش بستر و جایگاه وحی است، بعد از پیامبر اکرم(ص) جزء ائمه نمی تواند باشد. جریان زنده و مستمر و بقای استمرار قرآن و شب با برکت قدر جز با پذیرش وجود کسی که حامل و مهبط و مخاطب آن ها باشد، قابل تصور نیست و چنین شخصی همان امام زمان خویش است. ج)امام واسطه دائمی و عامل دوام فیض معرفت است چنان که خداوند متعال که فیاض مطلق است، هرگز فیض هستی را دریغ نمی دارد فیض معرفت را هم دریغ نخواهد داشت، بنابراین استمرار و دوام فیض معرفت، مستلزم آن است که در هر عصری، کسی که از بالاترین درجه کمالات بهره مند است، گیرنده و واسطه این امر باشد و این واسطه همان وجود مقدس امام زمان(عج) در هر عصری است. بر این اساس وجود امام در هر زمانی لازم است، اما از آنجا که بنابر دلایل موثق و شواهد قطعی تاریخی یازده امام از این جهان رخت بر بسته اند، و بنا بر دلایل معتبر و مستند تاریخی شیعه و سنی، امام دوازدهم(عج) پا به عرصه وجود نهاده است، حضور و وجود آن بزرگوار و استمرارش لازم و ضروری است که فعلاً در پرده غیبت به سر می برد. پس آفرینش انسان مکلف و بقاء نظام هستی در روی زمین بدون وجود انسان کامل که مظهر و واسطه فیض الهی است معنا ندارد و این است معنای کلام امیرالمؤمنین(ع) که فرمود:زمین هیچگاه از حجت خالی نمی ماند، حجت خدا یا ظاهر و آشکار است و یا خائف و پنهان، تا حجت ها و برهان های خدا باطل نشود. از این رو همواره باید انسان کامل در زمین وجود داشته باشد و از آنجا که شرایط جهان به جایی رسید که حاکمان و مردمان، حضور امام معصوم در جامعه را نشناختند تنها راه وجود انسان کامل و استمرار فیض و کشته نشدن ولی و نیز علل دیگری که بر ما پوشیده است، غیبت او بود تا زمانی که زمینه ظهور امام زمان(عج) فراهم شود. مرحوم علامه طباطبایی می گوید:برای هر انسانی یک حجت باید باشد، زیرا خلقت او بدون غایت نمی شود و اگر حجت نباشد، یعنی غایت ندارد و صدور چنین فعلی از خداوند متعال محال است، بنابراین بازگشت این مسأله به این است که فعل خداوند متعال غایت می خواهد. به عبارت دیگر عالم انسانی که خلقت انسان است، دارای کمال خاصی است که باید به آن کمال هدایت شود و هدایت حجت (هادی) می خواهد و اگر حجت (امام) از بین برود (و یا نباشد) باید غایت از بین برود و اگر غایت از بین برود، فعل خدا (خلقت) بی غایت می شود و لغویت در خلقت لازم می آید و صدور چنین امری از خدای (حکیم) محال است. خداوند متعال می فرماید:ما آسمان و زمین و موجودات میان آن دو را جز به حق و هدف دار نیافریدیم. بنابراین گذشته از ادله نقلی و روایات معتبر و فراوانی که از رسول خدا(ص) و ائمه اطهار(ع) دلالت صریح بر وجود امام زمان و استمرار وجود مقدس آن بزرگوار در تمام اعصار دارد، ادله عقلی و وجدانی که به گوشه ای از آن اشاره شد، ضرورت وجود و استمرار وجود مقدس امام زمان(عج) را به اثبات می رسانند.

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.