وسواس فکری با محتوای توهین به اعتقادات مذهبی ۱۳۹۲/۰۲/۲۵ - ۳۲۱۹۲ بازدید

با سلام و سپاس از اینکه مرکز ما را برای پاسخ و راهنمایی برگزیده اید.
پرسشگر گرامی؛ لازم است مشکلی که شما مطرح فرموده اید را از چهار جنبه مورد بررسی قرار دهیم :
۱. جنبه مذهبی و شرعی و اینکه آیا بخاطر این افکار، گناهی به شما تعلق می گیرد یا نه؛ زیرا امکان دارد نگرانی شما بخاطر تعلق احتمالی گناه برای داشتن اینگونه افکار باشد.
۲. جنبه روانشناختی این مشکل که مراد از آن تحلیل روانشناختی مشکل فوق است.
۳. جنبه آسیب شناسی روانی مشکل فوق؛ بدین معنی که مشکل شما در کدام دسته از اختلالات روانی قرار می گیرد و برای درمان آن باید چه اقداماتی انجام داد.

با سلام و سپاس از اینکه مرکز ما را برای پاسخ و راهنمایی برگزیده اید.
پرسشگر گرامی؛ لازم است مشکلی که شما مطرح فرموده اید را از چهار جنبه مورد بررسی قرار دهیم :
1. جنبه مذهبی و شرعی و اینکه آیا بخاطر این افکار، گناهی به شما تعلق می گیرد یا نه؛ زیرا امکان دارد نگرانی شما بخاطر تعلق احتمالی گناه برای داشتن اینگونه افکار باشد.
2. جنبه روانشناختی این مشکل که مراد از آن تحلیل روانشناختی مشکل فوق است.
3. جنبه آسیب شناسی روانی مشکل فوق؛ بدین معنی که مشکل شما در کدام دسته از اختلالات روانی قرار می گیرد و برای درمان آن باید چه اقداماتی انجام داد.
4. جنبه مداخلات درمانی برای حل مشکل فوق.


*** 1. در مورد جنبه دینی مشکل، باید عرض نمایم که اولاً گناه و ثواب بر اعمال اختیاری ما تعلق می گیرد، نه آنچه که خارج از اختیار ما است، و افکاری از این دست که ما در روانشناسی، نام «افکار وسواسی اجباری» بر آن می نهیم، خارج از اراده و اختیار ما به ذهن وارد می شوند و لذا گناه و یا هیچ اثر شرعی دیگر در قبال آنها به ما تعلق نمی گیرد، و بخاطر همین است که وقتی شخصی به حضور پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و اله و سلّم می آید و می گوید که هنگام نماز توهین های بسیار زشتی نسبت به خدا در ذهن من می آید، که بسیار ناراحتم می کند، چکار کنم، پیامبر می فرماید : حساسیتی نسبت به آمد و رفت این افکار نشان نده و خودت را بخاطر آنها سرزنش نکن، زیرا این افکار را شیطان در دل تو خطور می دهد تا ذهن تو را به آن ها مشغول سازد تا از یاد خدا باز بمانی و لذا اینگونه افکار در حقیقت متعلق به شیطان است نه متعلق به تو، پس باکی از آن نداشته باش.
*** 2. اما در تحلیل روانشناختی مشکل شما باید عرض نمایم که، «کارل گوستاو یونگ» از روانشناسان برجسته و خدا باور است؛ ایشان در تحقیقات گسترده فرا فرهنگی که در طی سالیان طولانی انجام داده به این نتیجه رسیده است که در سرشت انسان باکس هایی تعبیه شده است که او نام آنها را کهن الگو و یا صور نخستین (Archetype) می نامد. هر یک از این صورتها نقش خاصی را در تکامل و یا انحطاط انسان بازی می کنند؛ ایشان معتقد است که کهن الگویی به نام سلف (self) درسرشت انسان وجود دارد که نماینده خدا در وجود انسان است و او را بسوی خوبی ها فرا می خواند و کهن الگویی به نام شادو (shado) وجود دارد که نماینده شیطان در وجود انسان است و در بزنگاه های خاصی که اوضاع بر وفق مراد او باشد انسان را بسوی امور ناخوشایند فرامی خواند. حال وقتی ما سخن گرانسنگ پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله و سلّم را با این دید نگاه کنیم در می یابیم که افکار منفی پیش گفته، مربوط به تلقینات شادو است و لذا منسوب به ما نیست و گناهی از این جهت بر ما بار نمی شود. یونگ معتقد است که اینگونه کارهای شادو همیشه در سیستم روانی انسان وجود خواهد داشت و روش مقابله با اینگونه افکار اینست که انسان به خاستگاه این افکار که دامان شادو است توجه داشته باشد و فقط همین توجه باعث می شود که این گونه افکار از تاریکی ترسناک خارج شوند و انسان وقتی بداند که این افکار از کجا نشأت می گیرد دیگر نگرانی وی در قبال آنها بسیار کاهش می یابد.
*** 3. و اما در مورد آسیب شناسی مشکل فوق باید عرض نمایم که مشکل شما وسواس فکری است؛ توضیح اینکه وسواس از جمله اختلال های اضطرابی است یعنی ریشه آن به اضطراب باز می گردد و معادل انگلیسی آن «obsession» است، ولی برخی معتقدند که وسواس معادل خوبی برای این واژه نیست زیرا نقطة مرکزی در آنچه که به نام وسواس مشهور است «گیردادن» است و بهتر است که معادل واژة فوق را «گیر دادن» بدانیم زیرا گیر دادنِِ بیمارگونه و غیر عادی، ویژگی مشترک تمام انواع و اقسام وسواس است.
وسواس از نظر محتوا، در یک تقسیم بندی کلی به سه قسم تقسیم می شود :
- وسواس فکری که محتوایش فکری است؛ در این قسم شخص به گیر دادن های فکر خود که بصورت اجباری دائماً تکرار می شوند و شخص را راحت نمی گذارند مبتلا می شود. یعنی یک فکر خاصی بدون اراده او و بصورت آزار دهنده ای در ذهن او تکرار می شود و شخص را بیچاره می سازد که اگر فرد اقدام به درمان آن نکند این اختلال پیشرفت کرده و حتی امکان دارد شخص را به حد جنون برساند. این قسم خود به چندین دسته تقسیم می شود مثل وسواس تکرار اعداد در ذهن و وسواس تکرار یک جمله در ذهن و... .
- وسواس عملی که محتوایش عمل است؛ در این قسم شخص به طور ناخواسته مبادرت به تکرار یک عمل می کند؛ مثلاً درب خانه را قفل می‌کند و بعد از اینکه چند قدم از خانه دور شد دوباره باز می‌گردد و قفل درب را باز بینی می‌کند و دوباره بعد از چند ثانیه باز می گردد و همین کار را تکرار می کند؛ که این قسم نیز به دسته های مختلفی همانند وسواس دقت، وسواس شستشو و ... تقسیم می شود.
- وسواسی که محتوایش فکری عملی است؛گاهی دو قسم ذکر شده، با هم ترکیب شده و قسم سومی به نام وسواس فکری و عملی که در اصطلاح روانشناسی OCD به آن می گویند ،Obsession Compulsion Disorder ، که به معنی اختلال وسواس فکری و عملی می باشد، درست می کنند. در این قسم شخصی که دچار وسواس فکری است، برای رهایی از فشارهای افکاری که بصورت آزار دهنده ای در ذهن او تکرار می‌شوند و دست از سر او بر نمی دارند، به تکرار یک عمل روی می آورد تا آن فکر مزاحم دمی او را راحت بگذارد. مثلاً فکری در ذهن شخص که به او می گوید دستت نجس است، دائماً و به صورت آزار دهنده ای تکرار می شود و شخص برای رهایی دست خود را می شوید و چون دوباره آن فکر بطور ناخواسته ای تکرار می شود شخص دوباره برای رهایی، شستن دست خود را تکرار می کند و دائماً این عمل تکرار می شود.
*** 4. در مورد درمان باید عرض نمایم که معمولاً وسواس یک مبنای زیست شناختی(biological) دارد؛ در این صورت شخص مبتلا به وسواس و بویژه در نوع شدید آن، باید ابتدا به یک متخصص اعصاب و روان (روان پزشک) مراجعه نماید تا با شروع درمان بوسیله دارو تا حدی بتواند بر خود مسلط شود و بعد از آن مداخلات روان درمانی و رفتار درمانی برای بهبود وضعیت شخص مبتلا به وسواس شروع می شود. تکنیک های »کنترل و توقف فکر» و «غرقه سازی»، بهترین و متداول ترین روش برای درمان انواع وسواس می باشد، ولی همانطور که گفته شد در وسواس های شدید ابتدا باید درمان دارویی صورت پذیرد. برای مقابله با وسواس فکری تکنیک هایی مانند «بازداری اندیشه»، «جابجایی اندیشه» و «آموزش مواجهه صحیح با افکار مزاحم»، و «مقابله با تصاویر ذهنی مزاحم» وجود دارد که در صورت نیاز به استفاده ازآنها باید با مشاورین مراکز مشاوره تماس گرفت. زیرا حضور مشاور در اجرای این تکنیک ها و دست کم آموزش آنها ضروری می باشد.

*** من در زیر به برخی از تکنیک های درمانی اشاره می کنم، اما اگر آنها را زیر نظر یک مشاور رواندرمانگر پی گیری نمایید به مراتب بهتر و سریعتر به نتیجه خواهید رسید :
1. تکنیک اول استفاده ازتنش زدایی (ریلکسیشن) است؛ با توجه به اینکه ریشه نشخوار فکری، اضطراب است و تنش زدایی ضد اضطراب است، آموزش و بکارگیری این تکنیک می تواند در کاهش اضطراب و در نتیجه کاهش نشخوار فکری شما تأثیر زیادی داشته باشد. پژوهشگران در پژوهش های خود پیرامون این تکنیک کاربردی که در سایت های معتبر قابل رویت است، اثبات کرده اند که بکار گیری این تکنیک در بسیاری از موقعیت های اضطراب زای زندگی تأثیر بسزایی در کاهش اضطراب دارد. این محققان به حدود سی و پنج مشکلی که با بکار گیری این تکنیک برطرف می شود اشاره کرده اند. شما می توانید با مراجعه به یکی از مراکز مشاوره و روان درمانی نسبت به آموزش یکی از روش های آن اقدام نمایید. من در زیر برخی از مشکلاتی که با این تکنیک می توان برآنها غلبه کرد را بر می شمارم :
- سردرد ناشی از انقباض عضلات جمجمه، سردرد های مزمن تنشی به دلیل تنش بیش از حد در عضلات اسکلتی سر و گردن آغاز می شوند و آموزش تنش زدایی تدریجی در تقلیل سردرد تنشی اثر غیر قابل انکاری دارد.
- میگرن که به عنوان ضربان یک جانبة سر درد (فقط در یک قسمت از سر) که از درون و یا اطراف چشم ها آغاز می شود تعریف شده و اغلب بوسیلة یک بو، دل بهم خوردگی، تهوع و ... برانگیخته می‌شود و گاهی توأم با روان بی اشتهایی، حالت تهوع، استفراغ، کج خلقی، حساسیت و اختلال بینایی است. البته بیمارانی که تمرین منظم خانگی داشته اند رضایت خیلی بیشتری از کاهش سردردها داشته اند.
- تقلیل اضطراب و درمان انواع هراس ها مانند هراس از گربه و ...؛ حساسیت زدایی نظام دار یکی از اصلی ترین شیوه های درمانگری در انواع هراس است و تنش زدایی یکی از مولفه های اصلی این روش به حساب می آید.
- با کاهش اضطراب به دنبال تنش زدایی، بخاطر کم شدن دفاع های ایمنی بدن که در حالت اضطراب به راه می افتند، تحمل ما در تحمل تنیدگی ها افزایش می یابد.
- تقلیل رگه های اضطرابی و تظاهرات اضطرابی زنان باردار
- درمان اضطراب امتحان
- تقلیل اضطراب کودکانی که در مدرسه دچار اضطراب مفرط شده اند.
- تقلیل عوامل اضطرابی شخصیت مانند، تنش عصبی، ضعف من، اضطراب پارانویا گونه، نداشتن تصویر روشن از خود و ...
- درمان فشار خون، آرامش با افزایش سرم k+در خون رابطه مثبت و معنی دار دارد و k+ نیز با سلامت روانی رابطة مثبتی دارد و تنش زدایی با کاستن از ضربان قلب، باعث افزایش این سرم در خون می شود.
- درمان بی خوابی و اختلال های مربوط به خواب؛ تنش زدایی بدنی به این افراد کمک می کند که بسرعت بخواب روند.
- روش مقابله ای در بیماران مبتلا به سرطان و نیز تقلیل برانگیختگی این بیماران هنگام شیمی درمانی
- درمان و پیشگیری از عود و رشد بیماری های روان- تنی
- بهبود بیماریهای تنی روان‌زاد
- کاهش ناراحتی هاو تنیدگی‌های ناشی از بیماریهای قلب و عروق
- تقویت حافظه ( بهبود فرآیند ضبط، باز شناسی، و اندوزش اطلاعات)
- تغییر و تقلیل رگه های اضطرابی شخصیت
- کنترل و غلبه بر لکنت زبان
- تقلیل حملات صرع
- بهبود کودکان مبتلا به فزون کنشی
- درمان بیماران مبتلا به آسم
- تقلیل دردهای مربوط به قاعدگی
- کاهش اسپاسم های عضلانی در بیماران مبتلا به فلج مغزی
- بهبود تمرین های ورزشی و دستیابی به استعدادهای کامل خود در ورزش
- بهبود عملکردهای اجرایی و فعالیت های شغلی
- افزایش اعتماد به نفس در برخوردهای اجتماعی
2. دومین راهکار پیشنهادی ما در خصوص مشکل تان استفاده از «تکنیک انحراف فکر» است؛ این تکنیک به این صورت انجام می پذیرد که یک کش دور مچ خود بیندازید و وقتی چنین فکری به ذهنتان آمد این کش را گرفته و رها کنید و سپس یک عدد پیچیده مثل 958354 را در ذهن خود مجسم کنید و هفت تا هفت تا از آن کم کنید تا به کوچکترین عدد غیر قابل تقسیم برسید. این تکنیک بخاطر اینست که مکانیزم ذهن طوری است که در یک آن نمی تواند به دو نقطه توجه کند و وقتی شما توجه جدی خود را به عدد فوق جلب می کنید توجه ذهن از آن موضوع قبلی برگردانده می شود و تدریجاً می آموزد که مدیریت افکار را خود بعهده بگیرد و به افکار مزاحم اجازه حضور ندهد.
3. پیشنهاد دیگر ما استفاده از «تکنیک تأخیر فکر» است؛ یعنی شما برای آمدن اینگونه فکرها به ذهنتان وقتی تعیین کنید و وقتی این افکار خواستند به ذهنتان وارد شوند به آنها بگویید که بروند و در فلان ساعتی که به آنها اختصاص داده اید بیایند و تدریجاً با گذشت ایام، این ساعات را محدود تر کنید. فلسفه این تکنیک بر اینست که شما سازنده افکارتان هستید و بنابراین ارباب و صاحب اختیار آنها محسوب می شوید و در واقع آنها نوکر شما هستند و شما صاحب اختیار آنها می باشید؛ ولی در وسواس فکری آنها تبدیل به ارباب می شوند و جای شما را می گیرند و شما به نوکری آنها در می آیید و آنها به راحتی به شما امر و نهی می کنند که این امری بسیار منفی و مشمئز کننده و به دور از عزت و غیرت انسانی است! و لذا ما با این تکنیک می خواهیم شما را به جایگاه اصلی خویش برگردانیم و دوباره شما را اختیار دار و رئیس افکارتان کنیم تا آنها طبق اراده و میل شما و با اجازه شما بیایند و بروند، نه اینکه هر وقت دلشان خواست بیایند و هر وقت دلشان خواست بروند. هدف اصلی ما آموزش مدیریت افکار تان به شما است. تا با قاطعیت تمام به مدیریت آنها بپردازید و به آنها بگویید که ذهن من طویله نیست که سرتان را بیندازید پایین و بدون اجازه بیایید و بروید، بلکه ذهن من ستاد فرماندهی است که همه چیز آن روی نظم و نظام است و حتی پشه هم برای پریدن در آن باید از من مجوز بگیرد!
4. سومین پیشنهاد ما در این خصوص استفاده از تکنیک «توقف فکر» است؛ یعنی وقتی شما قدرت کافی در کنترل و مدیریت افکار خود پیدا کردید می توانید به راحتی دستور توقف به آنها بدهید و با ضرب مهر ورود ممنوع بر روی آنها، برای همیشه آنها را از ورود به ذهنتان محروم سازید.
5. تکنیک دیگر «تکنیک تبدیل فکر» است؛ یعنی وقتی این افکار به ذهنتان می آید به یک قدم قبل از آمدن این فکر به ذهنتان فکر کنید به این معنی که به این فکر کنید که به چه چیزی فکر می کردید که این فکر به ذهنتان آمد و وقتی آن را پیدا کردید دو باره به این فکر کنید که چه چیزی این فکر را به ذهنتان آورد و همین طور سلسله وار عمل نمایید و در مورد فکری قبل از فکر دیگر فکر کنید، تا به سرچشمه نهایی برسید؛ به زودی خواهید دید که استفاده از این روش، قدرت مدیریتی زیادی به شما برای کنترل افکارتان می دهد.
6. از جمله کارهایی که شما می توانید برای رهایی از وسواس‌تان به آن متوسل شوید مشغول کردن خودتان به کارهای اجتماعی و ورزش و تفریحات جمعی است؛ تا آنجا که می‌توانید از تنهایی بپرهیزید و خود را به کارهای مختلف مشغول کنید تا افکار وسواسی فرصت پیدا نکنند که به ذهن شما وارد شوند.
7. از آنجا که معمولاً افکار مزاحم در تنهایی به ذهن افراد وارد می شود، حتی المقدور از ماندن در مکان های خلوت به مدت زیاد اجتناب کنید و حتی سعی کنید مطالعات خود را در کتابخانه های عمومی انجام دهید.
8. با کارهای مختلف به تقویت ارادة خود بپردازید تا بتوانید به برخی از کارهایی که بصورت اجباری انجام می دهید یک نه بزرگ بگویید.
9. همیشه این ذکر را با توجه به معنی آن بر زبان و قلب خود جاری کنید : «بِسم الله و بِالله، تَوکَلتُ علی الله، اعوذُ بِالله السمیعُ العلیم مِن الشیطانِ الرجیم».
10. «توجه برگردانی فعال»؛ به صورت ارادی به چیزی توجه کنید که مثبت است. پژوهش ها نشان داده اند، افرادی که از این شیوه استفاده می‌کنند، طول مدت افسردگی آنها خیلی کمتر از کسانی است که از شیوه‌ مقابله‌ با نشخوار فکری استفاده می‌کنند.
11. با در پیش گرفتن فعالیت ذهنی دیگری موقتاً از آن حالت کناره گیری کنید. شما می‌توانید به بازی های فکری بپردازید. تلویزیون ببینید. یک فایل صوتی بشنوید که مستلزم به کارگیری فکر شماست. تلفن را بردارید و به دوستان و فامیل زنگ بزنید. خلاصه فقط ذهنتان را بی دلیل و یا با هر چیز کوچکی مشغول به هرچیزی کنید غیر از آن فکر منفی.
12. قلم و کاغذ به دست گیرید و همگی افکار منفی خود را بنویسید؛ نوشتن بار سنگین افکار را سبک کرده و گاه با خواندن نوشته ها ممکن است شما را به خنده یا شگفتی از افکار غیرمنطقی خود وادارد. در عین حال وقتی فکرتان را نوشتید راحت تر می‌توانید آن را بررسی کنید و خطاهایش را شناسایی نمایید.
13. دست زدن به یک فعالیت؛ افراد در حالت افسردگی حوصله‌ هیچ کاری ندارند و دچار نوعی کندی و رکود هستند. با دست زدن به یک فعالیت که شما را در حالت برانگیختگی قرار دهد می‌توانید از حالت نشخوار فکری فاصله بگیرید. ورزش، فعالیت های اجتماعی، پرهیز از تنهایی، پرهیز جدی از بیکاری، سرزدن به خویشان و دوستان، تعمیر و به اصطلاح ور رفتن با وسایلی که علاقه به تعمیر آنها دارید، ساختن وسایل الکترونیکی ساده، همه و همه از فعالیتهایی هستند که می توانند از انحراف فکر شما به سوی افکار نشخواری جلوگیری نمایند.
15. هرگاه احساس تنهایی کردید، با دیگران ارتباط برقرار کنید.
16. ارتباط خود را با افراد با نشاط و شاد و اجتماعی بیشتر کنید و از گوشه گیری و تنهایی بپرهیزید.
17. اوقات فراغت خود را به ورزش مخصوصاً ورزش های دسته جمعی ، مطالعه، کارهای هنری و ... اختصاص دهید.
18. برای اوقات شبانه روز خود جدولی تهیه کنید و کارها و فعالیت های شبانه روزی خود را در آن یادداشت نموده و سعی نمایید که زمان خالی نداشته باشید. البته برنامه های تدوین شده باید متناسب با توانایی های جسمی و روانی شما باشد. این جمله ی طلایی را بیاد داشته باشید که: «وسواس از فکر زائد ناشی می شود و فکر زائد مال وقت زائد است» لذا با مشغول کردن خود به فعالیتهای مختلف وقت زائد برای خود باقی نگذارید.
19. تقویت اعتماد به نفس و توجه شدید به ارزش ها؛ هر قدر اعتماد به نفس بیشتر شود، اضطراب های ناشی از وسواس های فکری کاهش می یابد.
20. غیر منطقی بودن این افکار را به خود یادآوری کنید و سعی کنید ذهن خود را به امر دیگری متمرکز کنید؛ البته استفاده از جملات مثبت جایگزین هم موثر است.
21. اگر در محیط های خاصی دچار این افکار می شوید، سعی کنید از این محیط ها دوری کنید.
22. به افکار مزاحم توجه نکنید و نسبت به آنها بی اعتنا باشید.
23. عجولانه تصمیم نگیرید، زیرا ممکن شکست بخورید و شکست هم زمینه وسواس را بیشتر می کند.
24. هنگام تصمیم گیری ها تردید نکنید.
25. و باید بدانید درمان وسواس فکری نیاز به حوصله و صبر و پشتکار شما دارد و در مواقعی هم نیاز به یک مشاور و روان شناس می باشد که بهبودی شما را تسریع کند.

*** نکته پایانی :
اگر این حالت در شما بسیار قوی است و واقعاً با تکنیک های یاد شده از پس آن بر نمی آیید؛ ابتدا به یک متخصص اعصاب و روان (روانپزشک) مراجعه نمایید تا وی با تجویز چند قرص ساده به کنترل اضطراب شما بپردازد و بعد از یکی دو هفته که از مصرف قرص ها گذشت و شما اندکی برخود مسلط شدید راهکارهای گفته شده را پی گیری نمایید تا درمان کامل گردد.

نویسنده : غلامرضا مهرانفر

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
خدا خیرتون بده واقعا خیر ببینید تو کل مراحل زندگیتون
میهمان
سلام عالیه شمازندگی منو نجات دادین ممنونم خدایاشکرت که باسایت شماآشناشدم
میهمان
با سلام من الان ۳۹ سالمه و حدود ۵ سالی میشه که این فکر های پلید به ذهنم میاد و منو از کاروزندگی انداخته الان به تازگی یه بچه گیرم اومده که بعد از اون بدتر شدم نمیدونم چیکار کنم نمیتونم نماز یا قران بخونم چون همه این فکر ها به ذهنم میاد نمیتونم اصلا بخوابم بعضی اوقات تا صبح بیدارم لطفا راهنماییم کنید
پرسمان
سلام علیکم، به طور حتم خطور افکار نامربوط و ناروا نسبت به مقدسات و نیز جاری کردن این گونه سخنان به معنای ارتداد و مرتد و کافر شدن نیست. حتی اگر افکار بد و یا زشتی به ذهن شما به صورت ناخواسته در خصوص مقدسات و خداوند خطور کند، به هیچ وجه گناه نیست؛ بلکه نوعی وسوسة شیطانی است که اگر به آن دامن بزنید و یا با آن به درستی مقابله نکنید ممکن است تبدیل به نوعی وسواس فکری تمام عیار گردد و موجبات آزار و اذیت‌ بیشترتان را فراهم گرداند.
پرسشگر عزیز! روزی شخصی حضور پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) رسید و عرض کرد: یا رسول الله من بسیار پریشان و آشفته حال هستم، و می ترسم که خدا مرا به جهنم ببرد، زیرا در نماز و غیر نماز توهین های بسیاری نسبت به خدا در ذهنم می آید که حالم را خراب می کند و لذا از نماز و یاد خدا ابا دارم. حضرت تبسمی کردند و فرمودند این افکاری که به ذهنت می آید از طرف شیطان است تا در رابطۀ تو و خدا ایجاد اخلال نماید تا تو را از یاد خدا دور کند، و دلیل آن که این افکار مال تو نیست این است که تو از این افکار ناراحت و نگران هستی در حالی که اگر این افکار ساختۀ تو و مال تو بودند نباید از وجود آنها چنین آشفته و غمگین می شدی، پس این افکار اگرچه در ذهن تو جاری می شود، اما هیچ گناهی بابت آن به تو تعلق نمی گیرد زیرا مال تو نیست. خداوند نیز در قرآن کریم می فرماید: همانا نجوا و خطورات ذهنی و قلبی از سوی شیطان صورت می گیرد تا اهل ایمان را غمگین و آشفته سازد و لکن این گونه خطورات هیچ آسیب و ضرری به ایمان مومنین نمی رساند چون مربوط به آنها نیست و از طرف شیطان به ذهن و قلب آنها خطور می کند؛ به همین خاطر با بی اعتنایی و بی توجهی از کنار این افکار بگذرید تا شما را رها سازند.
میهمان
سلام بسیار مچکرم منم این مشکل را داشتم وباخواندن متن های بالا به وجد آمدم
میهمان
با سلام بسیار از مطالب و نظرات شما ممنونم من هم از شانزاده سالگی این افکار بد به سراغم آمد اوایل اعتنایی نکردم و رفته رفته بزرگتر شدن ازاینکه احساس گناه می کردم با نماز خواندن قرآن خواندن برایم دردآور بود همش فکرمی کردم فقط منم این طوری ام اما با خواندن مطالب فوق بسیار خوشحال شدم و می خواهم فصل جدیدی در زندگی ام آغاز کنم لطفا برام دعا کنید
پرسمان
سلام علیکم، ما نیز برای موفقیت شما دعا می کنیم و امیدواریم بتوانید با همت و تلاش خودتان فصل جدیدی در زندگی تان آغاز نمایید.
میهمان
با سلام من پسری ۱۵ ساله هستم وبه نماز خیلی اهمیت می دهم برای همین در مو قع نماز و ...حرف های بد انگار در دلم میزنم مثلا به ادم های خوب حرف های ناسزا می گویم ومن بسیار نا راحت می شوم و و وقتی دست شویی می روم انگار پام نجست شد و آنقدر پا هایم را می شورم تا کمر درد بگیرم وهر روز از پدر و مادرم سوال هایی در مورد این که اینجا نجست است اینجا را نجست کردم می گویم و پدر مادرم از این رفتارم خسته شدن نمی دونم باید چی کار کنم
پرسمان
سلام علیکم، بدون تردید افکاری که به ذهن تان خطور می کند از وسواس شما برمی خیزد و مال شما نیست؛ دلیلش این است که از آمدن این افکار به ذهنتان ناراحتید و عذاب می کشید در حالی که اگر این افکار ساخته شما بودند هیچگاه ناراحت نمی شدید. وقتی دزدی به خانۀ شما می آید هیچگاه به این معنی نیست که با شما نسبتی دارد.
پرسشگر عزیز!
روزی شخصی حضور پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) رسید و عرض کرد: یا رسول الله من بسیار پریشان و آشفته حال هستم، و می ترسم که خدا مرا به جهنم ببرد، زیرا در نماز و غیر نماز توهین های بسیاری نسبت به خدا در ذهنم می آید که حالم را خراب می کند و لذا از نماز و یاد خدا ابا دارم. حضرت تبسمی کردند و فرمودند این افکاری که به ذهنت می آید از طرف شیطان است تا در رابطۀ تو و خدا ایجاد اخلال نماید تا تو را از یاد خدا دور کند، و دلیل آن که این افکار مال تو نیست این است که تو از این افکار ناراحت و نگران هستی در حالی که اگر این افکار ساختۀ تو و مال تو بودند نباید از وجود آنها چنین آشفته و غمگین می شدی، پس این افکار اگرچه در ذهن تو جاری می شود، اما هیچ گناهی بابت آن به تو تعلق نمی گیرد زیرا مال تو نیست. خداوند نیز در قرآن کریم می فرماید: همانا نجوا و خطورات ذهنی و قلبی از سوی شیطان صورت می گیرد تا اهل ایمان را غمگین و آشفته سازد و لکن این گونه خطورات هیچ آسیب و ضرری به ایمان مومنین نمی رساند چون مربوط به آنها نیست و از طرف شیطان به ذهن و قلب آنها خطور می کند؛ به همین خاطر با بی اعتنایی و بی توجهی از کنار این افکار بگذرید تا شما را رها سازند.
در مورد پاکی و نجاست نیز گفتنی است که اساساً حکم نجاست حسی است نه حدسی؛ یعنی باید با چشم خود دیده باشید که مثلاً نجاست به چیزی منتقل می شود با حدس زدن فایده ندارد.
وظیفۀ شرعی شما این است که تنها از نجاست یقینی اجتناب کنید، هرآنچه به چشم خودتان واقعاً دیدید که نجس شده و می توانید برای نجس بودن آن قسم جلاله بخورید، نجس است، مابقی چیزها حتی اگر احتمال زیاد بدهید که نجس شده، پاک خواهند بود و شما باید نسبت به وسوسه های شیطانی که شما را به وارسی، آب کشیدن و وسواس فرا می خواند مقابله کنید و با بی اعتنایی و بی توجهی اجازه ندهید بیماری وسواس تان تشدید شوید و زندگی تان مختل گردد.
میهمان
سلام من هم از ۳۶ سالمه واز ۱۸ سالگی این مشکل رو دارم از یه شب که زیاد کتاب های در مورد خدا می خوندم این افکار توهین امیز به سراغم اومد توی این چند ساله خیلی زجر کشیدم ، این افکار در موقعیت های خاص ناگهانی به ذهنم خطور میکنه و استرس و اضطراب کل بدنم و فرا میگیره عذاب وجدان و احساس گناه نمیذاره حتی نفس بکشم این افکار روی زندگی و کارم تاثیر منفی گذاشته ، حالا با خوندن این مطالب حالم یکم بهتر شده امیدوارم حال همه خوب بشه و ما هم بتونیم به این افکار منفی اجباری اعتنا و اهمیت ندیم خواهش میکنم مدیریت سایت همچنان ما رو راهنمایی کنند و افراد مبتلا نیز راهکار و موفقیت هاشون توی این زمینه برای استفاده دیگران ارسال کنند
میهمان
سلام من از ۱۳ سالگی به این بیماری مبتلا شدم و الان ۲۹ سالمه و ۷ ساله که تحت درمان هستم و امسال اولین سالکه که تونستم ذهنمو‌ کنترل کنم ولی همیشه این احساس رو دارم که من شرمندم و خجالت میکشم از خدا و همه ی امامانم واقعا این عذابم میده و‌نمیتونم عادی برخورد کنم از نوجوانیم این افکار سراغم امد و انقدر شدت پیدا میکرد که وقتی میخواستم مقابل اون افکارو بگم ناخواسته به زبونم همون افکار میومد و وقتی میفهمیدم چی گفتم کل بدنم میلرزید و تبم میرفت بالا و محبتی که احساس نمیکنم ناراحتم میکنه و همیشه حالم بد میشه و خودمم خیلی دلم میخواد برم زیارت و نمیتونم برم چون خجالت میکشم و میترسم اونجا هم افکار هجوم بیاره و شرمنده بشم ، هم نوجوانیم و هم جوانیم تباه شد از خودم متنفرم و همیشه وقتی این افکار میومد سراغم میگفتم کاش به دنیا نمیومدم و میمردم قبل از امدن این افکار . خیلی احساس بدی دارم و گناهکار ترین ادم تصور میکنم خودمو .
پرسمان
سلام علیکم، با عرض سلام حضور بنده ی خوب و گرامی پروردگار مهربان، من پاسخ به شما را با حکایتی از حضرت رسول صلوات الله علیه و آله و علی آبائه شروع می کنم، روزی شخصی حضور پیامبر گرامی اسلام صلوات الله علیه وآله رسید و عرض کرد: یا رسول الله من بسیار پریشان و آشفته حال هستم، و می ترسم که خدا مرا به جهنم ببرد، زیرا در نماز و غیر نماز توهین های بسیاری نسبت به خدا در ذهنم می آید که حالم را خراب می کند و لذا از نماز و یاد خدا ابا دارم. حضرت تبسمی کردند و فرمودند این افکاری که به ذهنت می آید از طرف شیطان است تا در رابطه ی تو و خدا ایجاد اخلال نماید تا تو را از یاد خدا دور کند، و دلیل آن که این افکار مال تو نیست این است که تو از این افکار ناراحت و نگران هستی در حالی که اگر این افکار ساخته ی تو و مال تو بودند نباید از وجود آنها چنین آشفته و غمگین می شدی، پس این افکار اگر چه در ذهن تو جاری می شود اما هیچ گناهی بابت آن به تو تعلق نمی گیرد زیرا مال تو نیست. خداوند نیز در قرآن کریم می فرماید: همانا نجوا و خطورات ذهنی و قلبی از سوی شیطان صورت می گیرد تا اهل ایمان را غمگین و آشفته سازد و لکن این گونه خطورات هیچ ضرری به ایمان مومنین نمی رساند چون مربوط به آنها نیست و از طرف شیطان به ذهن و. قلب آنها خطور داده می شود.
پرسشگر عزیز، ما در قبال کارهای ارادی خود مسئولیم و مورد بازخواست قرار می گیریم نه اموری که خارج از اراده و اختیار ما است، و افکار این چنینی که در وسواس فکری به صورت اجباری و غیر ارادی سراغ ما می آید خارج از اراده و اختیار است لذا هیچ گناه و عذابی در رابطه با آنها به ما تعلق نمی گیرد. لذا با خیال راحت به امور معنوی خود برسید با این افکار درگیر نشوید و به آنها اجازه دهید بیایند و بروند، اگر با این افکار درگیر شوید سمج تر می شوند.
پرسشگر گرانقدر، ناراحتی شما از وجود این افکار نشاندهنده این است که این افکار از شما نیست اگر از شما بود هیچگاه اینچنین برآشفته نمی شدید شما دارای فطرتی زلال هستید و از مومنین خوب و دوستان خداوند به شما می آیید. این افکار از شما نیست پس با خیال راحت به زندگی معنوی خود بپردازید. وقتی دزدی به خانه ی تان می آید به این معنی است که آن دزد با شما نسبتی دارد؟! قطعا این طور نیست.
و اما چند تکنیک:
۱- در روز زمانی را برای آمدن این افکار به ذهنتان اختصاص دهید مثلا از ساعت ۸ تا ۸ و ذه دقیقه، سپس کشی را دور مچ خود بیاندازید، و وقتی این افکار به ذهن شما هجوم آوردند، کش را کشیده و رها کنید و به این افکار بگویید که بروند و ساعت مقرر بیایند، به این وسیله این افکار به تدریج تحت کنترل شما در خواهند آمد.
۲- وسواس فکری ریشه در اضطراب دارد لذا هنگامی که به ذهن شما هجوم می آورند پنج بار از راه بینی تنفس عمیق دیافراگمی داشته باشید و هر بار هوا را به مدت هفت ثانیه در ششهای خود نگه دارید و سپس به تدریج از راه دهان تخلیه نمایید این کار اضطراب شما را کاهش می دهد و زمینه را برای اجرای تکنیک فوق مهیا می سازد.
۳- هیچگاه با این افکار درگیر نشوید و اجازه دهید که در ساعت مقرر به ذهن شما بیایند و وقتی وقت تمام شد به آنها بگویید که کارهای دیگری دارید و بیشتر از این نمی توانید پذیرای آنها باشید از آنها بخواهید که بروند و فردا در وقت تعیین شده تشریف بیاورند. با مهربانی و پذیرش. هرگز و هرگز با این افکار درگیر نشوید. اگر شما درخیابان با فردی ژولیده ی، گدای بدهن و دیوانه درگیر شوید همه شما را مذمت می کنند که چرا شما با این شخصیت والا با این گدای بی سروپا هم دهن شده اید، این افکار هم همان فرد گدای، بی شعور، بیسواد، ژولیده ی بد دهن است لذا خود را با آنها درگیر نکنید اجازه دهید به حال خود باشند.
مطلب دیگر اینکه از اخرین رویکردهای درمانی جهت درمان وسواس ERPT است این رویکرد می گوید که در مغز افراد وسواسی مداری خاص شکل گرفته است و شخص وسواسی با اعتناء به وسواس خویش مدام در حال تقویت این مدار است، و اگر می خواهد بهبود یابد باید به وسواسهای خود(شکهای خود) بی اعتنایی کند تا کم کم این مدار تضعیف شده و سپس محو گردد. شما باید بدون اعتناء به وسواس به کارهای عادی خود مشغول شوید و به محتوای وسواس خود کاملا بی اعتنایی کنید تا مدار فوق تخریب شود و بهبود یابد. در روانشناسی بالینی وسواس از اختلالات اضطرابی است یعنی ریشه دراضطراب دارد. مطالعه کتاب کار درمانی وسواس از جان اردن با ترجمه دکتر جانبزرگی شما را با رویکرد ERPT آشنا می گرداند.
ERPT به معنی این است که خود را در موقعیت وسواس برانگیز قرار دهید اما پاسخ وسواسی به آن ندهید اگر اضطرابتان بالا رفت می توانید از روش زیر برای کنترل اضطرابتان استفاده کنید،
آموزش تنفس شکمی(BRT) :
- یکی از اهداف درمانی ما کاهش استرس شما است و یکی از روشهای بسیار ساده ی کاهش استرس، روش جدید تنفسی یعنی تنفس دیافراگمی می باشد، قابل ذکر است که تنفس انواعی دارد، تنفس قفسه ای که تنفسی سطحی است و تنفس دیافراگمی که تنفسی است عمیق، شمار زیادی از تحقیقات نشان داده اند که تنفس عمیق و آرام نه تنها به کاهش استرس کمک می کند بلکه به ما کمک می کند تا بهتر فکر کنیم من این روش را به شما یاد می دهم و شما برای پیدا کردن مهارت در آن باید بر آن تمرین و ممارست داشته باشید تا در صورت مواجهه ی با استرس بتوانید خود را آرام سازید و بر خود مسلط شوید.
به این نکته توجه بفرمایید که هنگام بروز استرس، سیستم پارا سمپاتیک انسان بطور خودکار برای واکنش به موقعیت آماده می شود، مغز به ماهیچه های بدن دستور برانگیختگی و آماده باش برای واکنش به موقعیت(فرار یا مقابله) می دهد و ماهیچه ها برای آمادگی جهت مقابله با موقعیت، نیاز به غذای بیشتری دارند که برای تامین آن باید جریان خون تسریع یابد، برای همین نیاز است که قلب برای خون رسانی به ماهیچه ها جهت سفت شدن، بیشتر می تپد تا پمپاژ خون را تسریع نماید، قلب برای این فعالیت اکسیژن بیشتری می طلبد لذا تنفس تندتر و تندتر می شود، و ماهیچه های بدن سفت می شود و تنفس‌تان تند می شود، این تمرین به شما کمک می کند تنفس تان را کنترل کنید، آهسته تر و عمیق تر نفس بکشید، تا جسم به ناچار ازآن حالت برانگیختگی خارج شود زیرا اگر تنفس آرام شود دیگر قلب نمی تواند خون لازم را به ماهیچه ها جهت برانگیختگی پمپاژ نماید.
البته آموختن کنترل تنفس مستلزم تمرین زیادی است ولی زمانی که آنرا یاد بگیرید می توانید سطح استرس را در زندگی تان به خوبی کنترل کنید زیرا حتی زمانی که امور شما بهم می ریزد می توانید بدن خود را آرام کنید، اگر شما بتوانید بر روی سطح برانگیختگی بدنتان اعمال کنترل کنید، بر سایر امور زندگی خود نیز احساس کنترل بیشتری پیدا می کنید، اگر شما احساس آرامش کنید برای یافتن توضیحات چایگزین در مورد وقایع زندگی تان موفق تر عمل خواهید کرد، به علاوه آرام سازی بدنتان به آرام سازی ذهن و روحتان کمک می کند زیرا همانطور که حالات روحی و روانی بر روی جسم تاثیر می گذارد جسم نیز متقابلا می تواند بر ذهن، و روح روان اثر بگذارد.
- این تمرین دو بخش دارد ۱- تنفس۲- تمرکز:
۱- تنفس: در حالی که بطور عادی نفس می کشید در مورد آن فکر کنید و لحظاتی در سرعت و عمق عادی بمانید و سپس به تدریج شروع به کند کردن و عمیق تر کردن آن بنمایید.
۲- تمرکز: وقتی نفس می کشید سعی کنید ذهن خود را از هر چیزی جز تنفس و مدت آن خالی کنید و واژ ی «آرام» را با خود تکرار کنید.
- شروع به شمردن نفس های خود خود کنید بدین معنی که با کشیدن دم در ذهنتان بگویید «یک» و در زمان بازدم همراه با بیرون دادن هوا بگویید «آرام»، در دم بعدی «دو» و در بازدم «آرام» فکر کنید.این کار را تا ده شماره ادامه دهید و سپس از آخر(ده) به اول(یک) برگردید.(ده دقیقه این فعالیت را انجام دهید).
زمانی که در حال انجام تمرین نفس کشیدن هستید و عموما در موقعیتهای اضطراب زای زندگی، باید بر روی نفس کشیدن های آرام به صورت بسیار عمیق تمرکز کنید زمانی که هوا را بیرون می دهید نباید بگذارید که هوا بسیار سریع خارج شود باید اجازه دهید که هوا بیشتر از بینی شما خارج شود تا از طریق دهان ناگهان آزاد نشود.
- هنگامی که شما بر روی تنفس خود تمرکز می کنید و آن را می شمارید در حالی که هنوز یک نفس آرام و ملایم را ادامه می دهید می توانید شروع به آهسته کردن تنفس خود کنید، بطور مثال در پایان هر نفس، یک مکث مختصر کنید و دوباره دم و باز دم را شروع کنید، تنفس طبیعی حدود ۱۴-۱۰ نفس در دقیقه است زمانی که در این تمرین مهارت پیدا کردید، قادر خواهید بود که تنفس خود را به ۱۰ یا شاید کمتر در هر دقیقه کاهش دهید.(سه ثانیه دم و ۳ ثانیه بازدم)
- روزی دو بار و هر بار حداقل ده دقیقه تمرین کنید ابتدا این تمرین را در یک جای آرام و راحت انجام دهید، جایی که کسی مزاحم شما نشود، اما زمانی که مهارت پیدا کردید قادر خواهید بود در هر کجا و هر زمان آنرا انجام دهید.
تذکر۱: یک دست تان را روی شکم بالای ناف و دست دیگرتان را روی قفسه ی سینه بگذارید، زمانی که نفس می کشید حرکت باید تقریبا بطور کامل از دست پایین تر شکم باشد.(اگر اینکار برایتان مشکل است روی زمین دراز بکشید و یک کتاب روی شکم خود قرار دهید تا وقتی تنفس می کنید باید کتاب بالا بیاید، دستها را قلاب کرده زیرسر بگذارید این کار تنفس دیافراگی را راحت تر می کند).
تذکر۲: باید تمرین تنفس را دوبار در روز و هر بار حداقل برای مدت ۱۰ دقیقه تمرین کنید، به علاوه هر زمانی که چند دقیقه وقت دارید تمرینات کوتاه تنفسی را جهت پیشرفت کلی انجام دهید.
- توضیح تمرکز با جزئیات: سعی کنید که به هیچ چیز غیر از شمارش اعداد در دم و گفتن کلمه ی «آرام» در بازدم فکر نکنید. شاید در اوایل قادر به انجام کامل آن نباشید، ولی به تدریج قادر به انجام آن خواهید شد، لذا اگر در اوایل قادر به انجام کامل تمرکز نشدید، ناامید یا عصبانی نشوید، در اوایل هنگامی که تمرین را شروع کردید، شاید بی آنکه فکرهای دیگری به ذهن شما خطور کند نتوانید از یک بگذرید این کاملا طبیعی است عصبانی یا تسلیم نشوید، اجازه دهید فکرها بدون هیچ درگیری ای با آنها از ذهن شما عبور کند و توجه خود را به «یک» برگردانید، شاید مجبور شوید این کار را قبل از آنکه به دو و سه و.. برسید بارها انجام دهید، به تمرین ادامه دهید مطمئن باشید که سرانجام تمرکزتان بهترخواهد شد
میهمان
سلام دارم میمیرم از دست وسواس در روز اینقدر قرآن رو میبوسم یا اذان میگم یا فقط آیه الکرسی میخونم که دیوانه شدم فک میکنم اگه این کارو نکنم به خواسته هام نمیرسم تا نمره ام کم میشه یا گناه میشه دیگه خسته شدم از زندگی
پرسمان
سلام علیکم، با عرض سلام حضور پرسشگر گرامی، طبق گزارشی که از مشکل خود ارائه داده اید شما به وسواس فکری و عملی دچار شده اید. بهترین اقدام برای خروج از مشکل مراجعه ی حضوری به یک مرکز مشاوره ی روانشناختی است و اگر دسترسی به چنین مراکزی ندارید باید از روش ERPT برای رهایی از وسواس فکری- عملی خود استفاده کنید. ERPT به معنی این است که خود را در موقعیت وسواس برانگیز قرار دهید اما پاسخ وسواسی به آن ندهید اگر اضطرابتان بالا رفت می توانید از روش ریلکسیشن که در سایت آمده برای کنترل اضطرابتان استفاده کنید، اگر قادر به کنترل اضطراب و انجام روش فوق نیستید لازم است که به یک متخصص اعصاب و روان مراجعه کنید و به موازات استفاده از دارو، روش گفته شده را مورد استفاده قرار دهید. اگر مایل به مشاوره تلفنی هستید با تلفن ۰۹۶۴۰۰ مرکز ملی پاسخگویی تماس بگیرید.
میهمان
منم از ۱۵سالگی این مشکل و دارم اون موقع فکر میکردم تنها من اینجوریم همش به فکرام فکر میکردم وگریه میکردم بدتر میشدم فکرام بخاطر همین بزرگ وبزرگتر شدن باعث شد تمام مغزمو پر کنه الان نمیتونم چکار کنم ۱۲ساله که اینجوریم احساس میکنم ایمانم مثل قبل که اسم خدا بیاد تنم میلرزید نیستم
پرسمان
سلام علیکم، با عرض سلام، پرسشگر گرامی؛ همینکه شما نگران سردی روابط خود با خدا هستید نشانگر ایمان و اعتقاد راسخ شما است، کسی که فردی را خیلی دوست دارد همیشه نگران است که مبادا کاری کند که آن دوست از دست او ناراحت شود و این نگرانی دلیل آنست که او آن فرد را خیلی دوست دارد و وقتی شما در رابطه با خدا این چنین هستید یعنی خدا را خیلی دوست دارید و از مومنین بشمار می روید زیرا این حالت بسیار ارزشمند و مقدس در نهادینه شده که نگران دوستی خود با خداوند مهربان هستید و این حالت یکی از نشانه های بزرگ مومنین است. اما بعد لازم است مشکلی که شما مطرح فرموده اید را از چهار جنبه مورد بررسی قرار دهیم، برای دریافت راهنمایی بیشتر می توانید مشکل خود را بصورت تفصیلی مطرح کنید و در قسمت درج پاسخ وارد کنید تا توسط کارشناسان ما بررسی شود و یا به لینک منتقل شوید و از پاسخهای آماده برای چنین مشکلاتی استفاده کنید. https://www.porseman.com/article/automation/۱۵۳۸۳۸
میهمان
سلام من دیوانه شدم از دست فکر و خیال و وسواس مثلا نماز میخونم وقتی نمازم تموم میشه یه حسی بهم تلقین میشه که اشتباه خواندی ویا یک رکعت کم خواندی و یا قسمتی رو اجرا نکردی و از اول باید بخونم کارم به جایی رسیده موقع نماز از خودم فیلم میگیرم ببینیم چیکار کردم و بیشتر اوقات یه فکرهایی تو ذهنم میاد که مثلا اگر فلان کارو انجام ندی اتفاق بدی برات میفته یا مثلا یه حسی بهم میگه باید قران بخوانم یا سجده کنم یا نماز مستحب بخونم یا کار های دیگه که اگر انجام ندم اتفاق بدی برام میفته الان دیگه دارم روانی و دیوانه میشم کمک کنید
پرسمان
سلام علیکم، با سلام، از اخرین رویکردهای درمانی جهت درمان وسواس ERPT است این رویکرد می گوید که در مغز افراد وسواسی مداری خاص شکل گرفته است و شخص وسواسی با اعتناء به وسواس خویش مدام در حال تقویت این مدار است، و اگر می خواهد بهبود یابد باید به وسواسهای خود بی اعتنایی کند تا کم کم این مدار تضعیف شده و سپس محو گردد. شما باید بدون اعتناء به وسواس به کارهای عادی خود مشغول شوید و به محتوای وسواس خود کاملا بی اعتنایی کنید تا مدار فوق تخریب شود و بهبود یابد. در روانشناسی بالینی وسواس از اختلالات اضطرابی است یعنی ریشه در وسواس دارد. مطالعه کتاب کار درمانی وسواس از جان اردن با ترجمه دکتر جانبزرگی شما را با رویکرد ERPT آشنا می گرداند.
ERPT به معنی این است که خود را در موقعیت وسواس برانگیز قرار دهید اما پاسخ وسواسی به آن ندهید اگر اضطرابتان بلا رفت می توانید از روش زیر برای کنترل اضطرابتان استفاده کنید، برای دریافت راهنمایی بیشتر سوال خود را بصورت مفصل و با ذکر چند مورد عینی که این مشکل را داشته اید در قسمت درج پاسخ برای ما ارسال کنید.
میهمان
سلام خدا اجرتون بده الهی خداوند بهترین ها رو برای نویسنده این مطلب مقدر کنه این افکار دقیقا یک ماه پیش یعنی ماه رمضان که تصمیم جدی گرفتم به خودسازی و جبران گذشته ،غریبان گیرم شد هر روز بدتر همش فکر الان تا ته جهنم رفتم خدا عذابم میده هزار دلیل می آوردم خودم میزدم ولی این افکار ول کن نبودن بخصوص در سجده و در نماز این افکار غریبانم رو میگرفتن نمیتونستم نسبت بهشون بی توجه باشم چون همش فکر میکردم خدا که بمن نزدیکه همه چیز رو متوجه شده و پای گناهم نوشته و الانکه عذابم بده حالم از خودم بهم میخورد انگار یه نفر تو درونم اجیر شده عذابم بده با حرفاش بدتر اینکه وقتی اسم شیطان تو ذهنم می آوردم هیچ توهینی نبود و تنها به مقدسات توهین میشدم میفهمیدم از شیطانه و از نفسه یک روز که خیلی درمانده قرآن رو باز کردم این آیه نوشته بود (قل ربی اعوذبک من همزات شیاطین ) من آدم منزوی هستم.من نمیخوام این همه ادامه داشته باشه افکارم خیلی ترسیدم وقتی فهمیدم چندسال ممکنه این افکار تو جودم باشه ..تمام تلاشم رو میکنم
پرسمان
سلام علیکم، با سلام حضور شما و تشکر از اظهار لطفتان نسبت به خدمتگزاران‌تان در این سامانه، در صورت نیاز به راهنمایی های عینی بیشتر مشکل خود را از طریق درج پاسخ بطور مفصل و ذکر موارد عینی برای ما ارسال دارید. در صورت تمایل به مشاوره تلفنی با شماره ۰۹۶۴۰۰ مرکز پاسخگویی ملی تماس بگیرید.
میهمان
بچه ها نترسید، واز اومدن فکرهای زشت و توهین به خدا و مقدسات در ذهن نترسید، بذار هر چقد میخاد فش و توهین بده بی اعتنا باشید، خودش میذاره میره اهمیت ندید
میهمان
مخاطب گرامی، از حسن توجه تان به این مرکز سپاسگزاریم. دعاگویتان خواهیم بود اما برای اینکه امکان پاسخ به دغدغه هایتان فراهم شود، باید از راه های ارتباطی زیر کمک بگیرید و آنها را مطرح نمایید تا محققان به آنها پاسخ دهند و برایتان ارسال نمایند :
** درج سوال در همین سایت : http://moshavereh.porsemani.ir/soal
** درج سوال به وسیله پیامک : ۳۰۰۰۱۶۱۹
** درج سوال در سایت پرسمان : https://www.porseman.com/search
** درج سوال به وسیله ایمیل : info@porseman.org
* توجه : اگر سوال تان را در سایت درج می کنید، شماره تلفن همراه یا آدرس ایمیل تان را حتماً وارد کنید تا امکان ارسال پاسخ به شما فراهم گردد.
میهمان
از مطالب ارزنده این صحفه بسیار استفاده کردم و از همتون تشکر میکنم.
من ۳۴ سالمه و از اول دبیرستان دچار شدم. از اثبات یکتایی خدا شروع شد. مدتها درگیرش بودم تا تونستم اعتقادم را محکم کنم.
بعدها به وسواس عملی تو تصمیات روزمره کشیده شد جوریکه هنوزم نمیتونم برنامه ای را که برای روز بعد میریزم را انجام بدم مگر اینکه تمام دلایل و اعتقاداتی را که باعث شده اون تصمیم و برنامه را بنویسم مرور کنم و احساس کنم قانع شدم.
سه سال پیش با برخورد با یه عده که اعتقادات انحرافی داشتن و در اعتقاداتشون خیلی محکم بودن مجبور شدم اعتقادام را مرور کنم ولی اینبار نمیتونستم راحت ایمان بیارم. از طرفی هم تا یقین نمیکردم و دلم آروم نمیشد ول کن نبودم. اینقدر حالتهای مختلف و تخیلی برای اعتقاداتم به ذهنم میرسید که از پس رد و اثباتشون بر نمیومدم. گاهی که جرات میکردم از کارشناس سوال بپرسم یا سوالم را متوجه نمیشد یا جواب نداشت یا اگرم جواب داشت عمر آرامش ایمانی حاصل از آن پرسش و پاسخ چند روز بیشتر نبود.
گاهی که اوضاع پیرامونم خوب بود تا چند هفته یا یک ماه راحت بودم. ولی وقتی سعی میکردم گذشتمو جبران کنم یا مثلا از گناهانم توبه کنم دوباره درگیر مرور اعتقاداتم میشدم.
هرچند که به دانسته های جدیدی در دینم رسیدم ولی اونقدر شکهای جورواجور و طولانی داشتم که کم کم قدرت تشخیص حق و باطل عقلم را از دست داده بودم و به سختی به استنتاج میرسیدم.
لزوم بعثت انبیا. دلالت یا عدم دلالت معجزه بر نبوت. معجزه بودن قران. شیعه یا سنی. چند امامی یا دوازده امامی و ...مهمترین موضوعاتی بودند که درشون شک میکردم.
عاشورای پارسال در حالی عزاداری میکردم که به سختی و با ارفاق تا امامت امام حسین ع برام مسجل شده بود. خیلی شرایط سختی داشتم و دارم.
اخیرا که گاهی روزی یکی دوبار اعتقادتم را مرور میکردم و هر دفعه یکجاییش گیر میافتادم و بعد اینکه به نتیجه میرسیدم و سیر مراحل فکریم را مینوشتم. چند ساعت بعد دوباره شروع میشد. چندبار نوبت مشاوره اعتقادی و روانشناسی گرفتم که چند ماه بعد نوبت دادند و بیخیال شدم و میگفتم حتی اگر روم بشه سوالاتم را مطرح کنم تا اون موقع خودم مشکلم را حل کرده بودم.
زندگی شخصی و معنویم فلج شده. به مسایل مذهبی که میرسیدم بیشتر درگیر میشم. منم آدم شدیدا مذهبی ام و پیرامونم هم همه نمادهای مذهبی.
از اینکه دیدم افرادی مشکلاتی شبیه من داشتن و بهبود پیدا کردن خوشحالم.
امیدوارم خدا کمکم کنه و راه های نفوذی که با گناههان برای شیطان در خودم ایجاد کردم را مسدود کند. لطفا برای این اسیر افتاده در دام دعا کنید.
میهمان
بسیار مفید بود ممنون.
میهمان
سلام مطالب وایده هاتون خیلی عالی بود ...منم از ۱۴سالگی تاالانکه بیست سالمه دچاروسواس فکری عملی هستم ...یه افکاری توذهنم میاد که واقعا خجالت میکشم ازگفتنشون ...ولی الانکه فهمیدم گناه نیستن خیلییییی خوشحال شدم وبیشتر عاشق یگانه معبودم شدم ...من واقعا نمیخوام به خدایی که عاشقشم استغفرالله توهینی بکنم ...همش فکر میکردم بدترین آدم روی زمین هستم ولی چندوقته خودم دارم خودمو درمان میکنم ...وقتی اون افکار توذهنم میاد تاده میشمرم وبرعکس ...لبخندمیزنم یا کلا بی اعتنایی میکنم وخداروشکر خیلی بهترم ...به امید خوب شدن همه ی شما عزیزان
میهمان
سلام
ممنون مطالب خیلی خوب بود .
میهمان
سلام من حدود یه سالو نیم ک مبتلا ب این بیماری شدم آغازشم از اونجایی بود ک یع شب داشتم ب خدا فک میکردم و که یکی انگاری داره این افکارو بزور تو ذهنم جا میده خیلی اون شب ناراحت شدم اما ب مرور زمان ب دنبال راه هایی گشتم ک این افکار دور کنه میدونستم این افکار گناه نیس ولی متوقف کردن این افکار خیلی برام سخت بود چنتا دعا هم هست ک میتونین ازش اون استفاده کنیم
بهترین روش این ک بی اعتنایی کنیم ب این افکار چوون در اختیار ما نیست وشیطان و نفس ک این افکار رو تو ذهن و قلب ما تزریق میکنند
علاج وسواس از آیات قرآن کریم
هرگاه شیطان شما رو وسوسه کرد ،فورا متوجه خدا شوید و (اعوذ بالله من الشیطان الرجیم)را بار بار تکرار کنید واز خدا بخوا ک تو را از شر وسوسه شیطان محافظت کند
۱-وَاَمَّا یَنزَغَنَّکَ مِنَ الشَیٌطَانِ نَزغٌ فاستَعِذ بِاللهِ انَّه سَمِیع عَلِیمٌ
۲-وَقُلْ رَبِّ أَعُوذُ بِکَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّیَاطِینِ ﴿۹۷﴾ و بگو پروردگارا از وسوسه هاى شیطانها به تو پناه مى برم (۹۷) وَأَعُوذُ بِکَ رَبِّ أَنْ یَحْضُرُونِ ﴿۹۸﴾ و پروردگارا از اینکه [آنها] به پیش من حاضر شوند به تو پناه مى برم (۹۸)
۳-فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ ﴿۹۸﴾ پس چون قرآن مى خوانى از شیطان مطرود به خدا پناه بر إِنَّهُ لَیْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِینَ آمَنُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ ﴿۹۹﴾چرا که او را بر کسانى که ایمان آورده اند و بر پروردگارشان توکل مى کنند تسلطى نیست
۴سوره الناس
وسوسه انداز بر دونوع میباشد
۱-انسان۲-شیطان
میهمان
سلام
دوستان ،عزیزان
لطفا لطفا با دقت نظر منو بخونید
این فکر های که تو سر شما عزیزان میاد اصلا گناه نیست ، کنترل فکر انسان دست خودش،نیست
، فقط و فقط میشه با بی اعتنای این مشکل حل کرد
دقت کنید اگر فکر مبارزه با اون فکر ها و کنترل هستید اصلا به نتیجه نمیرسد
اینو خود پیغمبر و امام هام گفتن
فقط و فقط با بی اعتنای
جالب این بعد چند مدت که خوب شدید تازه میفهمید چقدر افکار پوچ و کوچیکی هستن که شما برای خودتون بزرگش کردید
خدا خیلی بخشنده و مهربان ،مطمئن باشید هیچوقت گناه ، افکاری که کنترلش دست انسان نیست ، رو به پای ادم نمینویسه
مطمئن باشید ، دین اسلام دین راحتی ، اون کسی که شما رو وادار به انجام عمل واسوسی میکنه خدا نیست ، او نفس شماست .
خدا تکلیف تمام چیز ها رو ، توی قرآن و مشخص کرده .
این افکار برای همه مردم هست ، منتها اونا بهش اهمیت نمیدن و ساده میگذره
ولی شما اون مهم فرض میکنید و فکر میکنید این افکار فقط در شما وجود داره در تمام دنیا
نخیر عزیزان ،نخیر
اصلا اینطور نیست
این قوانین نفس شما به شما اعمال کرده .
جالبه این بدونید من از چهارده سالگی تا بیست یک سالگی دچار وسواس فکری عملی بودم
هفت سال باهاش مبارزه کردم که این فکر ها نباید تو ذهن من بیاد ، و هی خودم زجر میدادم و فکر میکردم این فکر ها که خود به خود در ذهن من میاد گناه داره
روز به روز بدتر میشدم ، هفت سال زجر کشیدن نتونست من درمان کنه در صورتی که در سن بیست و یک سالگی من با یک ساعت درمان شدم
من فهمیدم که این افکار برای همه هست و منحصر به من نیست و اصلا هم گناه نداره .
و خدا خیلی مهربان و بخشنده است
و همین شد پشتوانه ای قوی برای درمان ، من از اون روز به بعد ارام ارام خوب شدم ،بعد شیش ماه اصلا اثری از او وسواس ها نبود
دوستان فقط و فقط با توکل بر خدا و بی اعتنای درمان میشه .
امیدوارم امروز روز شروع درمان شما باشد
خدا خیلی بزرگه
میهمان
سلام . یک روش ترک وسواس که برای خودم جواب داد و باعث شد وسواسم ترک کنم این بود که از ائمه استنباط کردم این بود که ائمه می فرمایند وسواس از جانب شیطان است و شیطان فرمان می دهد هر وقت که افکار وسواسی سراغم می آمد آن را به صورت شیطان تجسم می کردم باعث می شد که آن را انجام ندهم .
یا علی
اللهم عجل لولیک الفرج
میهمان
من چند مدت هست که موقع قرآن خوندن افکار بسیار توهین آمیز به خدا و معصومین(ع) توی ذهنم میومد و حتی موهای خودمو میکشیدم یا خودمو به خاطر اون فکرها میزدم و توبه میکردم.اما وقتی متن بالا رو خوندم به خصوص جایی که سخن حضرت پیامبر(ص) بود ناخودآگاه آرامش عجیبی گرفتم چون متوجه شدم که مقصر نیستم.اتفاقا میخواهم این سخن رو بنویسم و به دیوار اتاقم نصب کنم و به خدا پناه ببرم.بی نهایت متشکرم اجرتون با خدای بزرگ
میهمان
سلام آقا ببخشید شما اهل کجا هستید؟
میهمان
مخاطب گرامی، از حسن توجه تان به این مرکز سپاسگزاریم. برای اینکه امکان پاسخ به دغدغه هایتان فراهم شود، باید از راه های ارتباطی زیر کمک بگیرید و آنها را مطرح نمایید تا محققان به آنها پاسخ دهند و برایتان ارسال نمایند :
** درج سوال در همین سایت : http://moshavereh.porsemani.ir/soal
** درج سوال به وسیله پیامک : ۳۰۰۰۱۶۱۹
** درج سوال در سایت پرسمان : http://www.porseman.org/q/newq.aspx
** درج سوال به وسیله ایمیل : info@porseman.org
* توجه : اگر سوال تان را در سایت درج می کنید، شماره تلفن همراه یا آدرس ایمیل تان را حتماً وارد کنید تا امکان ارسال پاسخ به شما فراهم گردد.
میهمان
سلام
من ۲۷ ساله.۷ سالی هست که دچارم.اول وسواس نماز گرفتم که شک بود اما خوب شد .اما الان ابن افکار واقعا دارم دیونه میشم.دکتر رفتم یه سالی قرص مصرف کروم بیفایده بود ولش کردم.انقدر نماز توبه و استغفار میخونم در روز که بعصی وقتا خسته میشم....کمک میخوام..دلم مبخووواد بمیرم تا خوب شم...همین
میهمان
من هم این مشکل رو داشتم اما با حاج آقایی صحبت کردم راه حل خوبی رو به من گفت.
اولاً از این افکار بی اراده گناهی مرتکب نمی شم و راهش بی تفاوت بودن و فرق نگذاشتن بین این فکر و افکار دیگه هست و همچنین بهتره وقتی این فکر به سرتون زد با یک لبخند ردش کنید و بازم میگم نسبت بهش گارد نگیرید چون بد تره.
میهمان
منم یه شب داشتم به خدا فکر میکردم ک این فکر ب زور اومد تو ذهنم اینکارو میکنه ک ما الله تعالی رو ول کنیم
میهمان
من یه شب بعد نماز داشتم ب خدا فکر میکردم ک یهو انگاری یکی بزور این فکرو تو سرم وارد میکنه موقع درس یا کار مهمی ک میخوام انجام بدم اینطوری میشه من فهمیدم ک کارنفس و شیطان ن من ک اون شب ب یاد خدا بودم اینکارو میکنه ک ما خدارو ول کنیم همانا دشمن اصلی انسان ها شیطان است دشمن قسم خورده انسان ها
میهمان
با سلام
من هم از مبتلایان به وسواس فکری هستم
متاسفانه بیماری های روانپزشکی در ایران بسیار زیاد و رو به گسترش است ولی به دلیل انگ اجتماعی دانستن آنها، همه بیماریشان را مخفی می کنند و سال ها مردم با این بیماری ها دست و پنجه نرم می کنند و عذاب می کشند، در حالی که صدا و سیما و سایر رسانه ها و دولتمردان می توانند این فرهنگ اشتباه را اصلاح کنند و علائم، نحوه تشخیص و درمان آنها را به مردم بیشتر و بهتر معرفی کنند.
با تشکر از اطلاعات همه جانبه شما
میهمان
سلام من هم وسواس فکری دارم الان دو ساله دارم درمان میشم منم از گناهش نگرانم وقتی نگران میشم بیشتر سراغم مییاد از دکترم پرسیدم گفت گناه نیست این شادم کرد
میهمان
دوستان عزیز من هم وقتی ۱۵ سالم بود این فکرهای ضدمذهبی به ذهنم اومد.فکرهای بد قابل گذشت رو بیخیال میشدم ولی کم کم فکرها بدتر و بزرگتر شد و دیگه از ترس و اضطراب و عذاب وجدان و احساس گناه شب ها رو نمی تونستم بخوابم.تو دبیرستان نمونه می خوندم ولی درسم کلا بد شد و افت کردم.خودمو با کارهای غیردرسی و غیرتخصصی مشغول می کردم.خلاصه اگه با یک روحانی عاقل و با درک بالا و یا مشاور و روانشناس اون موقع صحبت می کردم همون موقع مشکل حل می شد.فقط یک جمله چند حرفی می تونست کل مشکل رو برای یک نوجوان ۱۵ ساله حل بکنه"اینها فکرهای تو نیستند،این فکرها فکرهای شیطان هستند" و تو همون پسر یا دختر مومن و مذهبی هستی.
میهمان
باسلام....
ممنون....خیلی خوب بود.....
میهمان
خیلی کامل و جامع .لطف کردید...ممنون
میهمان
سلام من وسواس دارم کمکم کنیدمرسی
میهمان
سلام با تشکر از راهنماییتون .من ۲۰ سالمه الان۳ سالی هست که این مشکلو دارم زندگیمو مختل کرده مثلا دارم درس می خونم یک دفعه این افکار به سراغم میاد کاش این راهکار جواب بده بعضی وقتا اینقدر به خاطر این فکرا سر نماز گریه می کنم که سر درد شدیدی می گیرم خجالتم می کشم که به کسی بگم .تو رو خدا کمکم کنید .به کسایی که خیلی دوستشون دارم مثل امامان و خدا وپیامبر توهین میشه من اینا رو نمی خوام کمکم کنید
میهمان
سلام من وسواس فکری دارم هر وقت میخوام بی توجه باشم این افکار میاد تو ذهنم و میگم اگه توجه نکنم گناه کردم همین باعث شده خیلی از کارایی که دوست دارمو انجام ندم خسته شدم راهنماییم کنید لطفا
میهمان
با سلام .۲۳ ساله هستم . در خصوص وسواس چه عملی چه فکری لازمه که از رسانه به مردم اطلاع رسانی بشه . من خودم ۱۰ ساله مشکل دوست عزیزمون که سوال رو نوشتند داشتم . زندگی و جوونیم تباه شد . البته به لطف خدا فهمیدم که وسواس فکری دارم و الان دارم رواندرمانی میکنم و به لطف خدا خیلی بهترم . مردم دشمن نادانی خویشند .

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.