وسواس فکری ۱۳۹۵/۰۸/۱۰ - ۱۰۸۲ بازدید

vasvas.gifگاهى اوقات احساس بدى نسبت به مقدسات در درونم ایجاد مى شود و این حالت باعث مى شود نسبت هاى ناروایى به آنها بدهم و حتى به جهت همین یک بار خودکشى برایم آسان شد ؛ لطفاً مرا راهنمایى کنید.

vasvas.gifگاهى اوقات احساس بدى نسبت به مقدسات در درونم ایجاد مى شود و این حالت باعث مى شود نسبت هاى ناروایى به آنها بدهم و حتى به جهت همین یک بار خودکشى برایم آسان شد ؛ لطفاً مرا راهنمایى کنید.
چنان که پیش تر گذشت «وسواس» اختلالى است که انسان، بدون اختیار و از روى اجبار، عملى را مکررا انجام مى دهد و یا مطلب و موضوعى را در فکر و ذهن خود تکرار مى کند. اولى را «وسواس عملى» و دومى را «وسواس فکرى» مى گویند. در واقع در ذهن فرد وسواسى، اختلالى به وجود مى آید که توقف قطعى آن فکر یا عمل حاصل نمى شود. اغلب مبتلایان به وسواس فکرى، افکار بیهوده و شرم آور یا وحشتناکى در ذهن خود به وجود مى آورند که این افکار، در  چرخه اى بى پایان، مرتب تکرار مى شود.
نکته دیگر اینکه مبتلایان به این اختلال، قادرند پریشانى و ناراحتى خود را، به عنوان یک مسئله خصوصى، پنهان نگه دارند و گاهى چنداهى اوقات احساس بدى نسبت به مقدسات در درونم ایجاد مى شود و این حالت باعث مى شود نسبت هاى ناروایى به ذهنم خطور کند. لطفاً مرا راهنمایى کنید.
ین ساعت دور از چشم دیگران، صرف افکار یا کارهاى مخفیانه خود کنند. خوشبختانه شما با طرح مشکل و موضوعى که شما را در رنج قرار داده است، در واقع تصمیم به حل و درمان آن دارید.
بنابراین شما نیمى از راه درمان را پیموده اید و براى ادامه و حل کامل آن، باید ضمن توجّه به ضررها، عوارض و پیامدهاى سوء وسواس، راه کارهاى ارائه شده را انجام دهید تا سلامتى کامل براى خود به ارمغان آورید.
 
الف. ضررهاى وسواس عبارت است از:
1. اتلاف وقت و از دست دادن سرمایه ارزشمند عمر (زیرا بازیابى زمان از دست رفته امکان ندارد)؛
2. عدم توانایى در تمرکز حواس و ایجاد حواس پرتى؛
3. بازماندن از کارهاى اصلى (از جمله تحصیل علم و مطالعه و درس خواندن و به دنبال آن افت تحصیلى)؛
4. خسته شدن ذهن و بى حوصله شدن فرد براى فکر کردن درباره موضوعات مهم و اساسى زندگى و تحصیلى.
 
ب. راه کارهاى عملى جهت مقابله با وسواس فکرى عبارت است از:
1. غرقه سازى؛ بدین صورت که فرد مبتلا به وسواس، یک وقتى را با اختیار خود انتخاب کند و تنها در آن وقت، آن قدر خود را در معرض همان موضوعى که  از آن رنج مى برد قرار دهد تا از آن فکر خسته و متنفّر شود. بنابراین هر روز، زمانى را به فکر کردن درباره موضوع وسواس فکرى خود اختصاص دهید و آن چنان و آن قدر درباره آن فکر کنید که از آن متنفّر شوید. به طورى که هرگاه بدون اختیار هم ذهنتان به آن معطوف شد آن حالت تنفر در شما زنده شود.
2. هرگاه ذهنتان بدون اختیار مشغول همان اوهام و افکار بیهوده شد، با گفتن ذکر «لا حول و لا قوة الا باللّه العلى العظیم» از جاى خود بلند شده، تغییر حالت دهید تا بدین وسیله از آن فکر تکرارى و وسواس رهایى یابید.
3. کش نازکى را دور مچ دست خود ببندید. هرگاه افکار وسواس به سراغ شما آمد، با کشیدن کش و رها کردن آن روى دستتان و ایجاد درد مختصر روى مچ خود، از آن فکر رهایى یابید.
4. با خود عهد ببندید و برنامه ریزى کنید که زمان فکر کردن درباره موضوع وسواس، ساعت خاصى باشد (مثلاً 30:4 تا 5 بعدازظهر) و در طول روز هرگاه اوهام و افکار وارد ذهنتان شد، به خود بگویید: زمان فکر کردن فلان ساعت مقرر است و در آن زمان نیز مدتى را به فکر کردن درباره آن موضوع، اختصاص دهید و ذهنتان را به آن مشغول سازید تا اینکه در طول روز و به طور پراکنده، ذهنتان مشغول آن نباشد. ضمنا آن زمان اختصاصى را به تدریج در طى (مثلاً سى روز) روزى یک دقیقه کم کنید تا به صفر برسد.
5. هر روز به خود تلقین کنید که «من قادرم افکار وسواسى را کنار بگذارم»؛ زیرا تلقین یکى از راه هاى مبارزه با افکار منفى است و وسواس فکرى نیز چیزى جز یک فکر منفى مزاحم نیست.
6. دو عامل عمده اى که به این گونه مشکلات دامن مى زند، بیکارى و تنهایى است. البته تعارضات فکرى و روانى مبتنى بر گذشته فرد، در این میان تأثیرگذار  است و ریشه یابى آن نیازمند فرصت کافى و صبر و حوصله و پشتکار است. بنابراین براى اوقات شبانه روز، جدولى را تهیه و کارها و فعالیت شبانه روزى خود را در آن یادداشت کنید. برنامه تدوین شده، باید متناسب با توانایى جسمى و روانى شما باشد و از هر گونه افراط و تفریط خوددارى کنید. اوقات فراغت را نیز با نوعى فعالیت ورزشى، نظافت اتاق، مطالعه روزنامه، انجام فعالیت هاى هنرى و هر کار مورد علاقه دیگرى، پر کنید.
7. از آنجا که افکار مزاحم معمولاً در تنهایى بیشتر به ذهن افراد هجوم مى آورد، حتى المقدور از قرار گرفتن در مکان هاى خلوت و تنهایى، به مدت زیاد بپرهیزید و سعى کنید مطالعات خود را در کتابخانه و قرائت خانه هاى عمومى انجام دهید. در اتاق، تنها نخوابید و هنگام غذا خوردن، تنها غذا نخورید و تنها مسافرت نکنید.
هرگاه احساس تنهایى کردید، از جاى خود برخیزید و با دیگران ارتباط برقرار کنید. ورزش هاى دسته جمعى انجام دهید. ارتباط خود را با افراد شاد و اجتماعى بیشتر کنید و از گوشه گیرى بپرهیزید.
8. همیشه در برگه هایى، موضوعات مختلف علمى و غیر علمى را یادداشت شده داشته باشید و در صورتى که افکار مزاحم به سراغتان آمد، موضوع و مسأله اى جایگزین داشته باشید که با اختیار خودتان در آن باره بیندیشید و آن فکر مزاحم را کنار بگذارید. به هر حال همیشه موضوع جایگزین براى فکر کردن داشته باشید.
گفتنى است درمان وسواس فکرى، نیازمند صبر و حوصله و پشتکار در به اجرا درآوردن راه هاى فوق است تا به تدریج از آن افکار رهایى یابید و انتظار حل و درمان سریع آن را نداشته باشید. به این نکته مهم و حیاتى نیز توجه داشته باشید که این گونه افکار مزاحم، به عنوان یک بیمارى تلقى مى شود و شما هرگز  مؤخذه نخواهید شد. به عبارت دیگر گناه نیست و از این نظر مطمئن باشید. دلیل آن هم غیراختیارى بودن آن است و همین نامه و پرسش شما، حکایت از آن مى کند که در صدد حل آن بوده و ناخواسته به ذهنتان مى آید. گناه آن است که اظهار عجز کنید و از رحمت و لطف و مهربانى خداوند متعال مأیوس شوید. بنابراین نا امیدى و یأس از خداوند زشت و ناپسند است. مطمئن هستیم با پى گیرى هایى که خواهید کرد، این مشکل قابل حل است.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
سلام من دختری ۲۲ ساله هستم سه ساله دچار وسواس فکری و عملی شدم دست به هیچ چیزی نمیزنم احساس میکنم همه چیز کثیفه لباس که میخرم اگه کسی دست بهش زد دیگه نمیپوشمش اصلا رو زمین نمیشینم تا شب که بخوام بخوابم همش از میت میترسم از کسی که میت میشوره هم میترسم تو رو خدا کمکم کنید
پرسمان
سلام علیکم، منشأ برخی از مشکلات و پیدایش نشانگان و علایم برخی از آشفتگی های روحی و روانی اضطراب فزاینده است. اضطراب فزاینده علاوه بر این که خود نوعی اختلال است، منشأ پیدایش مشکلات دیگر نظیر وسواس، نیز می شود و در تشدید سایر بیماری ها نقش دارد؛ بنابراین برای درمان وسواس باید از درمان اضطراب شروع کرد تا با کاهش اضطراب، بیماری وسواس نیز درمان شود؛ شما نیز بهتر است برای کاهش اضطراب تان و نیز درمان اصولی بیماری وسواس با مراجعه حضوری به مراکز مشاوره ای و خدمات روانشناختی معتبر و گفتگو با مشاوران و روانشناسان باتجربه اقدامات لازم را در این خصوص انجام دهید.
میهمان
من یک فوتبالیست هستم و خیلی خیلی بخدا أهل بیت إمامان اعتقاد دارم ولی الان حدود یک ماه هست من مشکل ذهنی دارم فکر های به ذهنم می اید منو رنج می دهد در باره امام ها و خدا خیلی مرا رنج می دهد فکر های زشت نمی دانم دست خودم هست یا نه اصلا نمی تونم جلوش رو بگیرم و این خیلی مرا رنج می دهم من یه ورزشکارم همیشه از خدا خودم کمک و أهل بیت کمک می گیرم الان خیلی احساس گناه می کنم میترسم خدا هیچ وقت منو کمک نکند با أهل بیت بخاطر افکارم نمی دانم خیلی نابودم همیشه دارم زجر میکشم بخاطر این فکرها نمی دونم دست خودم هست یا نه تورو خدا کمک کنین من حتا بعضی وقتا فکر می کنم نکنه خدا کمک نکنه بخاطر این أفکار تورو خدا کمک کنین
پرسمان
سلام علیکم، باید بدانید که خطور افکار زشت و ناروا نسبت به مقدسات و نیز جاری کردن این گونه سخنان به معنای ارتداد و مرتد و کافر شدن نیست، حتی اگر افکار بد و یا زشتی به ذهن شما به صورت ناخواسته در خصوص مقدسات خطور کند، به هیچ وجه گناه نیست؛ بلکه نوعی وسوسة شیطانی است که اگر به آن دامن بزنید و یا با آن به درستی مقابله نکنید ممکن است تبدیل به نوعی وسواس فکری تمام عیار گردد و موجبات آزار و اذیت بیشترتان را فراهم گرداند.
برای مقابله با این افکار توصیه می شود که نسبت به چنین افکاری کاملاً بی توجه و بی اعتنا باشند و به آنها ترتیب اثر ندهند و عملاً نیز هیچ گونه پاسخ دهی نداشته باشند تا وسوسه های شیطان ناکام بماند.
امام صادق (علیه السلام) در این خصوص می فرماید: «إِنَّمَا یُرِیدُ الْخَبِیثُ أَنْ یُطَاعَ فَإِذَا عُصِیَ لَمْ یَعُدْ إِلَى أَحَدِکُم» (۱) ؛ «شیطان پلید مى خواهد مُطاع باشد، لذا اگر نافرمانى شود دیگر به سراغ کسى از شما نمى آید». پی نوشت:
۱. حر عاملى، محمد بن حسن ، وسائل الشیعة، قم : مؤسسة آل البیت علیهم السلام، ۱۴۰۹ق، ج۸، ص۲۲۸.

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.