نسخه آزمایشی

وظایف دانشجو ۱۳۸۶/۸/۱۰ - ۲۴ بازدید

من در تردیدم. از طرفی مقام معظم رهبری وظایفی را برای دانشجویان تعیین کرده اند که خود را مؤظف به انجام می دانم و از طرفی به درسم نمی رسم. چه کنم؟ چگونه با این توانم می توانم وظایفم را انجام دهم.
این که «چگونه یک دانشجوی مذهبی بهم به وظایف درسی و علمی خویش برسد وهم به سایر وظایف فرهنگی ، اجتماعی و سیاسی بپردازد؟» به نظر ما هر دو مهم هستند یعنی هم خوب درس خواندن و هم اهتمام به سایر مسائل فرهنگی ، سیاسی و.. داشته باشد . اما با توجه به این که هر فصلی از دوران زندگی انسان از جهتی می تواند سرنوشت ساز باشد باید عرض کنیم دوره دانشجویی یک دوره زودتر گذر، موقتی و محدود است یعنی دیری نمی پاید که شما این فرصت را از دست می دهید و باید به صورت قهری بعد از چند سال با دانشگاه خداحافظی کنید و جای خود را برای ورودی های جدید بدهید و فصل دیگری در زندگی شما گشوده می شود که آن فصل کار، تلاش، فعالیت های اجتماعی و بالاخره پذیرش مسؤولیت های شغلی، خانوادگی و اجتماعی - سیاسی است از این رو دوره دانشجویی از جهت رشد و پیشرفت علمی برای یک دانشجو دوره سرنوشت ساز است بنابراین هدف اصلی او باید دانش افزایی و کسب مهارت های لازم علمی و عملی باشد البته نباید از مسائل فرهنگی ، ارزشی و اجتماعی، سیاسی نیز غفلت کند بلکه باید در عین حال که خوب درس می خواند و وظیفه اصلی خویش را انجام می دهد به این گونه مسائل نیز توجه داشته باشد تا در دام جریان های سیاسی و انحرافات فکری و دیگر مسائل نیفتد و در مواقع حساس بتواند با بصیرت و بینش لازم موضع گیری صحیح داشته باشد و مورد سوء استفاده گروه ها قرار نگیرد چنانکه مقام معظم رهبری می فرماید: «فعالیت سیاسى، براى پیدا شدن قدرت تحلیل در دانشجوست. این دانشجو اگر قدرت تحلیل سیاسى نداشته باشد، فریب مى‏خورد؛ و فریب خوردن دانشجو، درد بزرگى است که تحملش خیلى سخت است.
بالاخره اگر دانشجویان بخواهند قدرت تحلیل پیدا کنند، باید فعالیت سیاسى بکنند؛ باید سیاست را بخوانند، بنویسند، بگویند، مذاکره و مباحثه کنند. تا این کار نشود، دانشجویان توانایى پیدا نمى‏کنند. عقیده‏ى من، هنوز هم همین است.»
و انجام چنین کاری یعنی انجام تمامی وظایف مختلف دانشجویی مستلزم برنامه ریزی صحیح و استفاده بهینه از اوقات شبانه روزی است ؛تاانشاء الله بتوانید ضمن انجام وظایف فرهنگی و سیاسی و اجتماعی خویس از متخصصین متعهد و آگاه بشوید. در ادامه مناسب دیدیم پیرامون برنامه ریزی نکاتی را خدمت شما دانشجوی گرامی ارائه نماییم :
برنامه ریزى چیست؟ چرا اهمیّت دارد؟ اصول آن کدامند؟ لوازم آن چیست؟
یکى از تفاوت‏هاى اساسى میان انسان و حیوان این است که حیوان فقط در زمان حال زندگى مى‏کند و انسان در سهزمان: گذشته، حال و آینده. گذشته محمل تجارب است، حال منزلگاه تصمیم‏گیرى است، و آینده سکوى رشد و ارتقاء.انسان با تجزیه و تحلیل رویدادهاى گذشته، دست به برنامه ریزى زمان حال مى‏زند و آینده را رقم مى‏زند.
متخصصان برنامه ریزى مى‏گویند:
نگرش انسان نسبت به آینده باید از زاویه سه افق صورت گیرد: افق باز؛ افق دور و افق روشن.

افق باز:

ضامن مانورِ فکرى آدمى نسبت به مصالح و مسائل پیرامونى و یکى از عوامل دورى آدمى از اندیشه‏هاىمحدود و برنامه‏هاى جزئى نگرى است. هر انسانى که از افق باز بهره‏مند است، در برابر معادلات زندگى، به صورتخطى نمى‏اندیشد؛ بلکه نگرش او حالت شبکه‏اى و گسترده دارد و راه‏حل‏هاى مختلف را فقط از زاویه یک راهنمى‏بیند و به اصطلاح پژوهش‏گران، به ورطه تک سبب بینى نمى‏افتد، لذا راه‏هاى مختلف را آزمایش مى‏کند. افق بازروش مؤثرى در نگرش است و در همه فعالیت‏هاى هدفمند به کار مى‏آید.

افق دور:

یکى از خصلت‏هاى ممتاز انسان، خصلت دوراندیشى (Providence) است. افق دور در نگاه و نگرشآدمى، ضامن شفاف شدن ابهامات آینده است و تصمیمات آتى را رقم مى‏زند. افراد دور اندیش در مقایسه با دیگران،تصویرى شفاف‏تر در مسائل، رفتارها، عکس العمل، رویدادها و اتّفاقات دارند.

افق روشن:

بهره مندى انسان از زاویه روشن و کم ابهام، با استفاده از دو افق قبلى میسّر است. افق روشن محصولدو افق دور و باز است. افقِ روشن، میوه انسان در اصل برنامه ریزى بهینه و کارآمد براى آینده در حال اتّفاقاست.
محصول این سه افق، بحث شناخت (Recognition) است. بنابراین سه افق، اساس برنامه ریزى عبارت استاز:
۱. خودشناسى.
۲. جهت بخشى فعالیت‏ها.
۳. بهبود کیفیت زندگى در ظرف زمان.
تا شناخت موجود نباشد، ضمانتى براى آینده وجود ندارد.
مى‏توان آینده را به زمان حال منتقل نمود، یعنى مى‏توان زمینه ساختن پله‏هاى آینده را در زمان حال بررسى نمود وآن‏ها را شکل داد.
تعداد بسیار اندکى از مردم وقت کافى در اختیار دارند. همه از کمبود وقت مى‏نالند. طبق تخمین‏ها و برآوردهاى انجامشده، حدود ۳۰ الى ۴۰ درصد توان انسان‏ها به کار گرفته مى‏شود و محاسبات نشان مى‏دهد که افراد ۶۰درصد اززندگى کارى خود را هدر مى‏دهند. بیشتر وقت‏ها، انرژى‏ها، توانایى‏ها و استعدادها به هدر مى‏روند، چون شناختکافى وجود ندارد، هدف‏ها روشن نیست و برنامه ریزى‏ها و اولویت گذارى‏ها دقیق نمى‏باشد.
عمر ما محدود است. ما یک‏بار فرصت زندگى کردن داریم. امروزه طبق محاسبات انجام شده، یک انسان با امید بهزندگى طولانى، حداکثر ۰۰۰/۲۰۰ ساعت از زمان را، به عنوان وقت قابل استفاده، در اختیار دارد.

استفاده از سرمایه عمر:

استفاده بهینه و بهتر از «زمانِ» محدود و ارزشمند، تنها از طریق برنامه ریزى و «مدیریتزمان» که هوشیارانه، مستمر و پایدار تدوین شده باشد، فراهم مى‏شود. مدیریت زمان که در واقع، همان برنامه ریزىاست، به معناى تسلط و کنترل بر فرصت‏ها و جهت دادن به فعالیت‏هاست.

برنامه‏ریزى فرصت‏ها:

براى طراحى برنامه مناسب جهت استفاده از فرصت‏ها، لازم است که هر فرد شبانه روزخود را به سه بخش تقسیم نماید: بخش اول: صبح تا ظهر، بخش دوم: بعد از ظهر، بخش سوم: شب.
باید هر کدام از این بخش‏ها را دو قسمت کرد و هر قسمت را به فعالیت‏هاى دو ساعته تقسیم کرد.
بهتر است فعالیت‏هاى علمى، اجرایى، شغلى و تفریحى خود را در قالب این زمان‏ها تعریف کنیم و هر قسمت را بینیک الى یک‏ونیم ساعت و حداکثر تمام شش قسمت را در ۹ ساعت تقسیم نماییم. افراد شاغل یا در حال تحصیلممکن است کل صبح یا بعد از ظهر یا صبح و بخشى از بعد از ظهر را به شغل و تحصیل خود اختصاص دهند. آن‏هاروى وقت باقیمانده مى‏توانند برنامه‏ریزى نمایند.
با این تقسیم بندى، در هر هفته ما مى‏توانیم ۴۲ قالب زمان را احیاء کنیم و فعالیت‏هاى خود را در قالب آن تعریفکنیم و اگر این قالب‏ها یک ساعتى باشند، باز هم در هر شبانه روز ۱۸ ساعت از ۲۴ ساعت آزاد خواهد ماند؛ یعنى بااحتساب این‏که ۲ ساعت صبح، ۲ ساعت عصر و ۲ ساعت شب را براى فعالیت‏هاى علمى، پژوهشى و... خارج کردهباشیم، باقیمانده هر روز ۱۸ ساعت و در هفته ۱۲۶ ساعت آزاد خواهد ماند. لذا مى‏بینیم که در هفته، چقدر ما زمان راقربانى و فدا کرده‏ایم. و این یعنى ذبح زمان! یعنى نابودى فرصت‏ها؟
سرمایه عمر آسان به کف نیامده است، که آسان از دست رود. برنامه ریزى کمک مى‏کند که به فعالیت‏هاى خویش،نظام یافته بنگریم و این نکته را مد نظر داشته باشیم که:
«زمان در عصر ما، ساعت‏ها و روزها و هفته‏ها نیست؛ بلکه زمان، با دقیقه و ثانیه و لحظه مورد بحث و بررسى قرارگرفته و فعالیت‏ها در قالب آن تعریف مى‏شوند».
یک جوانِ پشت کنکورىِ رشته ریاضى سؤال‏هاى متعددى از من پرسید. از او سؤال کردم: چند وقت دیگر به کنکورباقى‏مانده است؟ او پاسخ داد: ۷۵ روز، یعنى ۱۷۰۰ ساعت که با ساعت‏هاى باقیمانده امروز تا شب که ۱۱ ساعتاست، مى‏شود ۱۷۱۱ ساعت.
ضمن تشویق، به نگرش او آفرین گفتم و اضافه کردم: انشاءا... از این به بعد، زمان را در قالب دقیقه و ثانیه ببین و بنگرچه فرصت‏هایى‏دارى و چه فرصت‏هایى را هر روز ما از بین مى‏بریم.
باید در «امروز»، فرداها را دید و ماه‏هاى بعد را به تصویر کشید، حتّى سال آینده را در قالب زمان حال به تماشانشست.
بعد از شهادت آیت‏الله‏دکتر بهشتى، که به وقت تقویم ایشان نگریستند، فهمیدند که او برنامه ریزى خود را تا ۶ ماه آینده ترسیم کرده بود.
از آن‏جا که قصدمان این است که سخن به درازا کشیده نشود، پیش در آمد این مقاله را در این‏جا با سخنی از بیانات وقام معظم رهبری به پایان مى‏رسانیم : « آن چیزى که من توصیه مى‏کنم، این است که بچه‏ها از استعداد خودشان، از وقت خودشان استفاده کنند؛ خوب درس بخوانند. ما بیشترین چیزى که امروز لازم داریم، این است که بچه‏ها به طور جدى درس بخوانند.. کشور ما به همه چیز احتیاج دارد.
کشور به رئیس جمهور احتیاج دارد، به صنعتگر احتیاج دارد، وزیر و طبیب هم احتیاج دارد؛ هر کشورى به همه‏جور انسانى احتیاج دارد. این‏طور هم نیست که ما فرض کنیم اگر آن شغل را گرفتیم، زندگى ما بهتر خواهد شد و بعد راحت‏تر به اهداف زندگى خواهیم رسید؛ نخیر، این‏طور هم نیست. گاهى انسان در آن‏جایى که خیال نمى‏کند، هم زندگیش خوشتر مى‏گذرد، هم به هدفهاى والاى زندگى که جلب رضاى الهى است، نزدیکتر مى‏شود و مى‏تواند محصول صحیحى از زندگى خودش به دست بیاورد. بنابراین آن چیزى که من مى‏توانم به جوانان و نوجوانان عزیز توصیه بکنم، این است که از وقت - از حال - حداکثر استفاده را بکنند.
البته این هم بدون برنامه‏ریزى نمى‏شود؛ باید بنشینند و با همان ذهن خودشان برنامه‏ریزى کنند. برنامه‏ریزى هم یک الگوى همگانى ندارد که من بگویم همه باید این‏طور برنامه‏ریزى کنند؛ نه، هر کسى بر حسب سنّش، بر حسب وضع زندگى خانوادگى و امکاناتش، بر حسب آن شهر و خانواده‏یى که در آن زندگى مى‏کند، ممکن است یک‏جور برنامه‏ریزى بکند و یک جور امکان داشته باشد. همه باید برنامه‏ریزى کنند و از وقتشان با برنامه، حداکثر استفاده را بکنند.»
منابعى براى مطالعه بیش‏تر:
۱. مدیریت برتر زمان، راجیو ستى، ترجمه نازلى سید گرگانى.
۲. چگونه برنامه‏ریزى کنیم، کیت کنان، ترجمه قاسم کریمى.
۳. مدیریت زمان، لوتارجى بسى ورت، ترجمه منصور توکلى‏نیا.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.