وقایع کربلا در منابع متقدم ۱۳۹۵/۰۳/۲۰ - ۱۶۱۸ بازدید

سلام
وقایع کربلا را در کدام کتاب تاریخی(قرون ابتدایی) به طور کامل می توان خواند و استناد کرد؟

در میان مقتل های اصیل موجود که می توان با اعتماد کلی بر آنها به بررسی رویداد کربلا پرداخت، پنج مورد وجود دارد که قابل توجه است. این پنج مورد مربوط به قرن دوم تا چهارم هجری به بعد است.[1] این پنج منبع عبارتند از: مقتل الحسین(علیه السلام)ابومخنف، ابن سعد، بلاذری، دینوری و ابن اعثم. در این میان آنچه طبری و شیخ مفید در الارشاد و ابوالفرج اصفهانی در مقاتل الطالبیین آورده اند، تقریبا برگرفته از ابومخنف است; همین طور آنچه خوارزمی در مقتل الحسین(علیه السلام)آورده، به طور عمده برگرفته از فتوح ابن اعثم است.اشاره به این نکته نیز لازم است که: چندین مقتل کهن وجود داشته که در دست نویسندگان قدیمی از جمله پنج منبع مورد اشاره بوده است اما امروزه خبری از آنها در دست نیست. از آن جمله مقتل الحسین (علیه السلام) محمد بن عمر واقدی (م 207 یا 209) است که ابن ندیم و یاقوت حموی از آن یاد کرده اند.[3] کتاب دیگر با عنوان مقتل الحسین(علیه السلام) از ابوعبیدة معمر بن مُثنّی (م 209) است که کتابی با این عنوان داشته و در دست سیدابن طاووس (م664) بوده است.[4] کتاب دیگر با عنوان مقتل الحسین(علیه السلام) از نصر بن مزاحم منقری (م 212) صاحب کتاب وقعة صفین است. ابن ندیم و نجاشی از این کتاب یاد کرده اند.[5] ابوعبید قاسم بن سلام هروی (م 224) هم کتابی با عنوان مقتل الحسین(علیه السلام) داشته است.[6] ابوالحسن علی بن محمد مدائنی (م 224 ـ 225) کتابی با عنوان مقتل الحسین(علیه السلام)داشته است که ابن شهرآشوب از آن یاد کرده است.[7] عبدالله بن محمد معروف به ابن ابی الدنیا (م 281) نویسنده آثار متعدد از جمله مقتل علی بن ابی طالب (علیه السلام) که به چاپ رسیده، کتابی با عنوان مقتل الحسین(علیه السلام) داشته است.[8] یعقوبی که در کتاب تاریخ خود صفحات اندکی به جریان عاشورا اختصاص داده، کتابی مستقل با عنوان مقتل الحسین (علیه السلام) داشته است.[9] ابوعبدالله محمد بن زکریا الغلابی (م 298) که کتاب الجمل وی یافت شده و به چاپ رسیده، کتابی با عنوان مقتل الحسین (علیه السلام) داشته است.[10] ابوالقاسم عبدالله بن محمد بن شاهنشاه بغوی بغدادی (م 317) کتابی با عنوان مقتل الحسین(علیه السلام) داشته است.[11]
پی نوشت: ------------------------
[1] . به عقیده ما آنچه در قرون بعد نگاشته شده، نمی توانند به عنوان منبع و مأخذ «اولیه» به حساب آیند. لازم به ذکر است مطالبی که در این پنج مأخذ نیز وجود دارند نیاز به بررسی و نقد دارند و اینگونه نیست که تمامی آن ها را بتوان بدون تحقیق پذیرفت.
[3] . الفهرست، ص 111; معجم الادباء، ج 7، ص 58; أهل البیت فی المکتبة العربیة، ص 532، ش 691
[4] . اهل البیت فی المکتبة العربیة، ص 533، ش 692
[5] . رجال النجاشی، ش 1148; الفهرست ابن ندیم، ص 106، اهل البیت فی المکتبة العربیه، ص 534، ش 693
[6] . سیر اعلام النبلاء، ج 19، ص 306، اهل البیت فی المکتبة العربیه، ص 535، ش 694
[7] . معالم العلماء، ش 486، اهل البیت فی المکتبة العربیه، ص 535، ش 695
[8] . سیر اعلام النبلاء، ج 13، ص 403; اهل البیت فی المکتبة العربیة، ص 536، ش 696
[9] . اهل البیت فی المکتبة العربیه، ص 537، ش 697
[10] . الفهرست ابن ندیم، ص 121; رجال النجاشی، ش 936; اهل البیت فی المکتبة العربیه، ص 538، ش 698
[11] . کشف الظنون، ج 2، ص 1794; اهل البیت فی المکتبة العربیه، ص 538، ش 699. مرحوم طباطبائی از چند عنوان دیگر هم در همانجا، ص 546 ـ 547 یاد کرده است.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.