ولایت مطلقه فقیه از نظر قرآن و روایات؟ ۱۳۹۳/۶/۲۷ - ۳۲ بازدید

با سلام و تحیت و قدردانی از مکاتبه ی شما با این مرکز
مقدمه :
اولین و مهم ترین اصل در پرسشگری ، تبیین دقیق محل ابهام و توضیح مطلب مجهول می باشد. بدیهی است مادامی که نکته ی اصلی محل سوال به صورت دقیق روشن نشده باشد نمی توان پاسخی قطعی و جامع به پرسش را ارائه نمود. به عبارت دیگر واضح بودن پرسش و تعیین دقیق مورد سوال ، اصلی ترین رکن پرسش می باشد. و آسیب هر پرسشی، داشتن ضعف در ارائه ی دقیق مورد سوال می باشد.
با سلام و تحیت و قدردانی از مکاتبه ی شما با این مرکز
مقدمه :
اولین و مهم ترین اصل در پرسشگری ، تبیین دقیق محل ابهام و توضیح مطلب مجهول می باشد. بدیهی است مادامی که نکته ی اصلی محل سوال به صورت دقیق روشن نشده باشد نمی توان پاسخی قطعی و جامع به پرسش را ارائه نمود. به عبارت دیگر واضح بودن پرسش و تعیین دقیق مورد سوال ، اصلی ترین رکن پرسش می باشد. و آسیب هر پرسشی، داشتن ضعف در ارائه ی دقیق مورد سوال می باشد.
به نظر می رسد پرسش شما نیز از این آسیب روش شناختی رنج می برد زیرا اولا در دو بخش نخستین پرسش ، مقصودتان از ولایت مطلقه را روشن ننموده اید که آیا مقصودتان ولایت مطلقه ی فقیه به صورت خاص است یا اینکه مقصودتان ولایت مطلقه به معنای عام می باشد و ثانیا در بخش سوم و انتهایی پرسشتان نیز متوجه مقصودتان از مدارک ولایت رسول الله در زمان غیبت کبری نشدیم. به همین جهت در پاسخ به دو پرسش اول و دوم ، نکاتی را پیرامون ادله ی ولایت مطلقه فقیه از قرآن و نهج البلاغه را خدمتتان ارائه کرده و در ارتباط با بخش سوم پرسش نیز خواهشمندیم مقصود دقیقتان از «مدارک ولایت رسول الله در زمان غیبت کبری بعهده کیست» را در پرسشی جداگانه برایمان ارسال نمایید تا نسبت به پاسخگویی اقدام گردد. حال به بررسی پرسش و ارائه ی پاسخ می پردازیم.
گام نخست . در اولین گام و قبل از بیان پاسخ به دو بخش ابتدایی سوال لازم است نکته ی نسبتا مهمی در ارتباط با مورد سوال را خدمتتان ارائه نماییم :
گاهى گمان مى شود تنها مدرک اسلامى بودن یک مسأله، این است که: در قرآن کریم مطرح شود و چگونگى طرح آن کاملاً شفاف، روشن و بى نیاز از ژرف نگرى و تأملات اجتهادى باشد. در حالى که:
یکم. عقل و سنت نیز هر یک منبع و مدرک معتبرى در اسلام است و آموزه هاى اسلامى را مى توان و بلکه باید از مجموع هر سه منبع (قرآن، سنت و عقل) شناخت.
دوّم. طرح مسائل در قرآن، گونه هاى مختلفى دارد و در بسیارى از موارد استنباط یک مسأله از قرآن مجید، بدون آشنایى با متدلوژى فهم دین و فرایند استنباط امکان پذیر نیست.
گام دوم . دلایل قرآنی ولایت مطلقه فقیه
با عطف نظر به مطلب تذکر داده شده در گام نخست، لازم است در پاسخ به دلایل ولایت مطلقه فقیه از منظر قرآن خدمتتان عرض نماییم : اگر چه کلمه ولایت فقیه -که یک اصطلاح فقهى است در قرآن به کار نرفته است؛ ولى مفهوم و معناى آن، از مجموعه آیات قرآن کریم، به روشنى به دست مى آید. مرورى بر آیات کلام الله مجید نشان مى دهد که لااقل حدود ۲۰۰ آیه شریفه از قرآن کریم -مستقیم و غیرمستقیم خطوط کلى حکومت و ولایت در جامعه را نشان مى دهد. نتیجه اى که از بررسى و دقت در این آیات به دست مى آید، این است که: مسلمانان، تنها باید از انسان هاى دانشمند و عالم به احکام دین -که علاوه بر همه توانایى ها و شرایط عقلى و عرفى حکومت، داراى حد نصاب تقوا و عدالت هم باشند پیروى و اطاعت کنند. بنابراین از نظر اسلام فاقد چنین شرایط و ویژگى هایى حق حاکمیت و صلاحیت قرار گرفتن در منصب حکومت را ندارد و این همان روح و محتواى اساسى «ولایت فقیه» است.(جهت اطلاع بیشتر در این زمینه ر.ک: ذوعلم، على، نگاهى به مبانى قرآنى ولایت فقیه.)
برای اثبات ولایت مطلقه فقیه از قرآن باید مسائل زیر را از قرآن به دست آورد:
۱ -اصل حکومت و ولایت در اسلام . ۲- اطلاق ولایت . ۳- شرایط حاکم یعنی اسلام و ایمان , عدالت آگاهی به اسلام (فقاهت ), کفایت .
مساله اول , اصل حکومت در اسلام :
لزوم حکومت در هر جامعه ای از بدیهیات و نیازی به دلیل ندارد در اینجا فقط به آیاتی که ولایت پیامبر اکرم (ص ) و امامان معصوم (ع ) را ثابت می کند اشاره می کنیم .(النبی اولی بالموئمنین من انفسهم ); (احزاب آیه ۶) پیامبر نسبت به مردم از خود آنان سزاوارتر است پس اگر تصمیمی درباره آنان گرفت اطاعت از آن بر مردم لازم است (و ماکان لموئمن و لا مومنه اذ اقضی الله و رسوله امرا ان یکون لهم الخیره من امرهم );(احزاب آیه ۳۶) هیچ مرد و زن با ایمانی حق ندارند هنگامی که خدا و پیامبرش مطلبی را لازم بدانند اختیاری از خود در برابر خدا داشته باشند و مجموع آیاتی که امر به اطاعت از پیامبرکرده است (آل عمران آیه ۳۲ و۱۳۲) (مائده آیه ۹۲) (انفال آیه ۲۰) (نور آیه ۵۴ و ۵۶) (محمد آیه ۳۳) (مجادله آیه ۱۳) (تغابن آیه ۱۲) و درباره ولایت امامان معصوم (ع ) نیز فرمود: (انما ولیکم الله و رسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلوه و یوئتون الزکاه و هم راکعون );(مائده آیه ۵۵)همانا ولی شما خداوند است و پیامبر او و موئمنانی که نماز را بر پا می دارند و در حال رکوع زکات می دهند این آیه به اتفاق همه مفسرانی که (شیعه و سنی ) برای آن شائن نزول ذکر کرده اند در حق علی بن ابیطالب (ع ) نازل شده است(اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم );(نسائ آیه ۵۹) از خداوند و پیامبر و اولو الامرتان اطاعت کنید .
مساله دوم : اطلاق ولایت :
آیاتی که در مسائله قبل ذکر شد هیچ یک اطاعت از پیامبر و اولواالامر را مقید به مورد خاص یا موضوع خاص نکرده است و آن را به صورت مطلق بیان فرموده است . در آیه دوم اطاعت هر حکمی که خدا و رسول کردند بر مردم لازم شمرده شده است . در آیاتی که امر به اطاعت از پیامبر و اولواالامر شده است نیز هیچ قیدی برای آن ذکر نشده است پس از این آیات اطلاق در ولایت ثابت می شود. از آن جا که حکومت در جامعه اسلامی از ضروریات است و اختصاص به زمان رسول الله یا زمان حضور معصوم ندارد از این آیات می توان اطلاق ولایت را برای حاکم اسلامی در هر دوره ای ثابت کرد.
مساله سوم؛ شرایط حاکم و ولی :
شرط اول : اسلام و ایمان . خداوند می فرماید:(لن یجعل الله للکافرین علی الموئمنین سبیلا; خداوند هرگز کافران را بر موئمنان سلطه نمی دهد), (نسائ آیه ۱۴۱) و (لایتخذ الموئمنون الکافرین اولیائ من دون الموئمنین و من یفعل ذالک فلیس من الله فی شی ئ; موئمنان نباید کافران را به جای موئمنان دوست و ولی خود بگیرند و هر کس چنین کند از لطف و ولایت خدا بی بهره است ), (آل عمران آیه ۲۸).
شرط دوم : عدالت در مقابل ظلم است . خداوند حکومت و ولایت ظالمین را نمی پذیرد پس حاکم و ولی باید عادل باشد. فرمود:(ولاترکنوا الی الذین ظلموا فتمسکم النار; به ستم پیشگان گرایش نیابید که آتش دوزخ به شما خواهد رسید), (هود آیه ۱۱۳) و این رکون در روایات به رکون دوستی و اطاعت تفسیر شده است , (تفسیر علی بن ابراهیم ج , ۱ ص , ۳۳۸) و در شرط امامت به حضرت ابراهیم فرمود: (قال انی جاعلک للناس اماما قال و من ذریتی قال لاینال عهدی الظالمین );(بقره آیه ۱۲۴)خدا فرمود: من تو را پیشوای مردم گماردم گفت : و از فرزندان من ؟ فرمود: عهد من به ستمکاران نمی رسد .
شرط سوم : فقاهت . حاکم اسلامی باید عالم به احکام اسلام باشد تا بتواند آنها را اجرا کند در زمان پیامبر(ص ) و امام معصوم (ع ) این علم از سوی خداوند به آنان داده شده است و در زمان غیبت امام معصوم (ع ) داناترین مردم به احکام یعنی فقها این علم را دارند قرآن درباره شرط علم می فرماید:(افمن یهدی الی الحق احق ان یتبع امن لایهدی الا ان یهدی فمالکم کیف تحکمون ; آیا کسی که به راه حق هدایت می کند سزاوارتر است ک از او پیروی شود یا کسی که راه نمی یابد مگر آن که راه برده شود شما را چه می شود؟ چگونه داوری می کنید؟), (یونس , آیه ۳۵). فقیه کسی است که با تخصصی که سالها در تحصیل آن کوشش کرده خودش می توان احکام اسلام را از قرآن و سنت و عقل و اجماع به دست آورد و غیر فقیه کسی است که این تخصص را ندارد و باید احکام اسلام را از فقیه بیاموزد. اشکال : غیر فقیه می تواند احکام اسلام را از فقیه بگیرد و حکومت کند پس لازم نیست خودش فقیه باشد.
پاسخ : اولا, آگاهی های لازم از اسلام برای حکومت اختصاص به فتوا ندارد تا گفته شود غیر فقیه از فقیه تقلید می کند بلکه در بسیاری از موارد فقیه باید با توجه به ملاک های ترجیح در تزاحم احکام و یا تشخیص موارد مصلحت به حکم حکومتی صادر کند و حکم حکومتی خارج از دایره فتوا و تقلید است . صدور حکم حکومتی در تخصص فقیه است . ثانیا آیا غیر فقیه اطاعت از فقیه را در همه موارد بر خود لازم می داند؟ یا فقط در مواردی که خود تشخیص می دهد از فقیه اطاعت می کند در صورت دوم هیچ ضمانت بر اطاعت از فقیه وجود ندارد و در صورت اول در واقع آن فقیه ولایت دارد و این شخص مجری از سوی او به شمار می آید این با ولایت فقیه منافاتی ندارد.
اشکال : در این آیه اطاعت از(من یهدی الی الحق ) سزاوارتر از (من لایهدی الایهدی )معرفی شده است و در تطبیق آن بر مورد ما اطاعت از فقیه را سزاواتر از اطاعت غیر فقیه می داند. این است که پس اطاعت غیر فقیه نیز با وجود فقیه مقبول است گرچه اطاعت از فقیه بهتر است (مانند این سخن را ابن ابن الحدید در شرح خود بر نهج البلاغه ج , ۹ ص , ۳۲۸ نسبت به مقایسه امام علی (ع و خلفای پیش از او می گوید)
پاسخ : این سزاواتر بودن سزاواری در حد الزام است یعنی فقط باید از او پیروی کرد به قرینه اینکه در ذیل آیه مردم را توبیخ می کند که چرا از(من یهدی الی الحق ) پیروی نمی کنید (فما لکم کیف تحکمون ) این سزاواری در حد الزام در واقع معنای صفت تفصیلی را ساقط می کند مانند آیه (واولوا الارحام بعضهم اولی ببعض );(احزاب آیه ۶) که در بحث ارث است و وجود هر طبقه مانع از ارث طبقه دوم می شود. آیات بیشمار دیگری نیز وجود دارد که فضیلت عالمان را بر غیر عالمان بیان کرده است , (زمر, آیه ۹).
شرط چهارم : کفایت : یعنی توانایی شایستگی در اداره امور جامعه که از آن به مدیر و مدبر بودن نیز تعبیر می شود. حضرت یوسف فرمود:(قال اجعلنی علی خزائن الارض انی حفیظ علیم ; گفت مرا بر خزائن این سرزمین بگمار که من نگهبان امین و کاردانم ), (یوسف , آیه ۵۵). درباره داستان حضرت موسی و دختر شعیب نیز فرمود:(ان خیر من استئجرت القوی الامین ; بهترین کسی که می تواند به کارگیری (اوست که ) توانای دستکار است ), (قصص , آیه ۲۶). در داستان عفریت جنی و حضرت سلیمان (ع ) نیز از قول آن عفریت فرمود:(و انی علیه لقوی امین ; من بر این کار توانای درستکارم ), (نمل آیه ۳۹). از مجموع این آیات به دست می آید اگر کسی کاری و پستی را به عهده می گیرد باید توانایی و صلاحیت لازم برای آن را داشته باشد. از مجموع آیاتی که در این موضوعات ذکر شد می توان تصویری کلی از سیمای حاکم از دیدگاه قرآن به دست آورد در منطق قرآن حکومت و زمامداری تنها شایسته کسانی است که از صلاحیتهای علمی و اخلاقی و توانمندی های لازم برخودار باشند. به دست آوردن این تصویر در زمان غیبت امام معصوم (ع ) بر ولایت مطلقه فقیه تطبیق می کند.
از طرف دیگر حکومت اسلامی حکومت قانون خداست (و من لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الکافرون ; و آن بدون حاکمیت دین شناسی و متخصص مستعد در اجرای احکام الهی ( فقیه عادل و جامع الشرایط) امکان پذیر نیست ), (مائده , آیه ۴۴).
(برای مطالعه بیشتر مستندات قرآنی ولایت مطلقه فقیه و حکومت اسلامی به منابع زیر رجوع کنید: ۱- نگاهی به مبانی قرآن ولایت فقیه علی ذوعلم موئسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر پاییز ۷۹. ۲- پیام قرآن ج ۱۰ قرآن مجید و حکومت اسلامی آیت الله مکارم شیرازی مدرسه امام علی بن ابی طالب قم ۱۳۷۴.)
گام سوم . دلایل ولایت مطلقه فقیه از منظر نهج البلاغه
در این بخش به بیان یکی از دلایلی که برخی از علما برای اثبات ولایت فقیه از نهج البلاغه به آن استناد نموده اند، اکتفا می کنیم. امام علی علیه السلام در نهج البلاغه در خطبه شقشقیه درباره ی علت و فلسفه ی قبول حکومت از سوی ایشان می فرمایند:
لولا حضور الحاضر و قیام الحجّة بوجود النّاصر. و ما أخذ اللّه على العلماء ألّا یقارّوا على کظّة ظالم و لا سغب مظلوم لألقیت حبلها على غاربها و لسقیت آخرها بکأس أوّلها، و لألفیتم دنیاکم هذه أزهد عندی من عفطة عنز( صبحى صالح، نهج البلاغه، ۱جلد، ص ۱۲۸، دار الکتب العلمیة - تهران، چاپ: اول، ۱۳۷۵.)
اگر حضور یافتن بیعت کنندگان نبود و حجت بر لزوم تصدی من با وجود یافتن نیروی مددکار تمام نمی شد و اگر نبود که خدا از علمای اسلام پیمان گرفته که در برابر شکم بارگی ستمگر و گرسنگی مظلوم ، سکوت نکنند ، زمام حکومت را رها می ساختم و از پی آن نمی گشتم و میدیدید که دنیای شما در نزد من از عطسه ماده بزی هم کم ارزش تر است.
آیت الله مومن در ذیل این فراز از نهج البلاغه می نویسند : « بر طبق محتوای این خطبه ، فقیه باید پذیرش حکومت را عهده دار شود زیرا در ذیل خطبه راز و سر پذیرش را حضرت بیان می کند که آمدن مردم بعلاوه پیمان الاهی از علما، عامل پذیرش حکومت توسط اینجانب بود. بر این اساس عالمان اسلامی در صورت قدرت باید حکومت را بپذیرند و در جهت این کار هر گونه قدرت و اختیاراتی که برای معصوم وجود دارد از حیث ولایت ، برای فقیه هم به عنوان ولی امر وجود دارد . زیرا هرچه مقتضای ولایت و حاکمیت حاکم بوده و برای پیامبر اکرم (ص) و ائمه معصومین (س) ثابت است، برای ولی امر فقیه هم مطرح است هم از جهت گستردگی مکانی و هم از جهت شمول اختیارات » (بررسی وظایف و حدود اختیارات ولایت فقیه، آیت الله محمد مومن قمی، مرکز نشر صبح میثاق، ۱۳۸۴، ص ۲۳-۲۴)
در پایان مجددا از مکاتبه ی شما با این مرکز قدردانی می نماییم.
منتظر سوالات بعدی شما هستیم.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.