وهابیت ۱۳۸۹/۸/۲۷ - ۲۶۱۱ بازدید

وهابیت چگونه فرقه ای است و راه برخورد با آن چه می باشد؟
پاسخ سوال مذکور با توجه به دامنه گسترده آن در سه بخش توضیح داده می شود: بخش اول: توضیحاتی در رابطه با فرقه وهابیت و چگونگی پیدایش آن
بخش دوم: جهاد و انواع آن در اسلام و شرائط آنها
بخش سوم:چگونگی و چرایی برخورد جمهوری اسلامی ایران با وهابیت
توضیح بخش اول:
[کامل از کد۱] « فرقه وهابیت » این فرقه منسوب به محمد بن عبد الوهاب بن سلیمان نجدی است . او کسی است که با ادعای احیای توحید و سلفی گری , عقاید و افکار این تیمیه ـ بنیانگذار اصلی این فرقه ـ را در شبه جزیره عربستان پیاده کرد و آل سعود نیز مجری افکار آن هاگشت . بدین ترتیب عقاید وهابیت در بزرگترین پایگاه اسلام ـ مکه و مدینه ـ حاکم شد و با بر پا کردن جنگ های خانمان سوز و ویران گر در مدت کوتاهی با پیوند با حکومت استعمارگر انگلستان و سپس آمریکا به مهم ترین عامل استکبار در جهان اسلام تبدیل شود . «تاریخچه شکل گیری وهابیت » وهابیت، هر چند به ظاهر زاییده اندیشه «محمدبن عبدالوهاب» (۱۲۰۶ - ۱۱۱۱ ق ) نجدى است؛ ولى ریشه هاى آن مربوط به «ابن تیمیه»( ۷۲۸- ۶۶۱ق) است ,و نگاشته های او بنیادهای اعتقادی وهابیون را تشکیل مى دهد. وقتی «ابن تیمیه» آرا و عقائد خود را درباره زیارت قبر پیامبر(ص) و مسافرت براى آن آشکار ساخت و آن را حرام دانست؛ از طرف علما و دانشمندان اهل سنت مصر و شام، مورد نقد قرار گرفت و . کتاب هاى ارزشمندى در رد وى نوشته شد.(ر.ک: کتابنامه ردّ وهابیت در مجله مکتب اسلام(سال ۲۹ ) و نشریه تراثنا(شماره ۱۷ ) افزون بر مخالفت قضات چهارگانه اهل سنت، سران آنان در مصر و شام به تفسیق او پرداخته و او را فردى منحرف معرفى کردند. «ذهبى» دوست معاصر «ابن تیمیه»، در نامه دوستانه اى او را در اشاعه و گسترش فساد، همتاى حجّاج خواند.(تکملة السیف الصیقل، ۱۹۰) غائله ابن تیمیه با مرگ او فروکش کرد. شاگرد معروف او «ابن القیم»، به ترویج آراى استاد پرداخت؛ ولى چندان نتیجه نگرفت. او نیز در سال ۷۵۱ ق درگذشت و با مرگ او، مکتب استادش به دست فراموشى سپرده شد. در اواسط قرن دوازدهم هجرى حدود سال هاى ۱۱۴۵ ق. بار دیگر اندیشه هاى «ابن تیمیه» به وسیله شخصى به نام «محمد» فرزند «عبدالوهاب» در سرزمین «نجد» احیا شد. پدر «عبدالوهاب» با عقاید فرزند خود مخالف بود؛ از این رو، تا پدر در قید حیات بود، وى از اظهار آنها خوددارى مى کرد. وقتى پدر در سال ۱۱۵۳ ق درگذشت، او عرصه را براى نشر عقاید خود مناسب دید؛ لذا با همکارى امیر شهر «عُیَیْنَه» به نام «عثمان بن حمد»، به نشر آنها پرداخت. چیزى نگذشت که «عثمان» از طرف امیر «احساء»، مورد توبیخ قرار گرفت. او نیز ناچار شد عذر «شیخ» را بخواهد و او را از «شهر» بیرون کند. عبد الوهاب در سال ۱۱۶۰ ق از شهر «عیینه» بیرون رفت و رهسپار «درعیه» شد. در آن زمان ریاست شهر با «محمدبن سعود»، (جد آل سعود ) بود؛ سرانجام میان آن دو، ارتباط برقرار شد. امیر شهر، به او وعده پشتیبانى داد و او نیز به امیر، نوید قدرت و غلبه بر بلاد داد. وی دعوت خود را تحت عنوان «توحید» و مبارزه با شرک آغاز کرد و دیگران - به جز خود و پیروان مکتبش - را مشرک معرفى کرد. حملات او به اطراف و اکناف نجد، آغاز گردید. نفوس زیادى از زن و مرد و کودک قبایل اطراف، به دست اتباع شیخ کشته شدند و اموال زیادى تحت عنوان «غنایم از مشرکان» گرد آمد. یکى از بزرگ ترین نقاط ضعف عبد الوهاب، این بود که با مسلمانانى که از عقاید کذایى او پیروى نمى کردند، معامله کافر حربى مى کرد و براى جان و ناموس آنان، ارزشى قائل نبود! کوتاه سخن اینکه، «محمدبن عبدالوهاب» به توحید با تفسیر غلطى که مى گفت، دعوت مى کرد و هرکس مى پذیرفت، خون و مالش سالم مى ماند؛ وگرنه خون و مالش، مانند کفار حربى، حلال و مباح بود. جنگ هاى «وهابیان» در «نجد» و خارج از «نجد» - از قبیل «یمن» و «حجاز» و اطراف «سوریه» و «عراق» - بر همین پایه قرار داشت. هر شهرى که با جنگ و غلبه بر آن دست مى یافتند، بر ایشان حلال بود. اگر مى توانستند آن را جزو متصرفات و املاک خود قرار مى دادند؛ اگر نه به غنایم آنها اکتفا مى کردند.(جزیرة العرب فى القرن العشرین، ص ۳۴۱) «شیخ محمدبن الوهاب» در سال ۱۲۰۶ ه.ق در گذشت. و پس از او پیروانش به همین روش عمل کردند . در سال ۱۲۱۶ ق «امیر سعود» وهّابى، سپاهى مرکب از بیست هزار مرد جنگى تجهیز کرد و به شهر کربلا حمله ور شد. کربلا در این ایام در نهایت شهرت و عظمت بود و زائران ایرانى و ترک و عرب بدان، روى مى آوردند. «سعود» پس از محاصره شهر، سرانجام وارد آن گردید و کشتار سختى از مدافعان و ساکنان آن نمود. سپاه «وهابى» چنان رسوائى در شهر کربلا به بار آورد که به وصف نمى گنجد. پنج هزار تن یا بیشتر (تا بیست هزار هم نوشته اند ) را به قتل رسانیدند. پس از آنکه «امیر سعود» از کارهاى جنگى فراغت یافت، به طرف خزینه هاى حرم امام حسین(ع) متوجه شد. این خزاین، از اموال فراوان و اشیاء نفیسى انباشته بود، وى هر چه در آنجا یافت، برداشت و به غارت برد. «وهابیان» در مدت متجاوز از دوازده سال، گاه و بى گاه به شهر کربلا و اطراف آن، مى گفتند و نیز به شهر «نجف» حمله برده و آنجا را غارت مى کردند. نخستین حمله در سال ۱۲۱۶ ق بود. این هجوم در روز «عید غدیر» آن سال انجام گرفت. حملات وهابیان به جدّه، مکه، مدینه، سوریه و عراق، بیش از آن است که در اینجا بیان گردد. پیوسته جنگ هاى خونین بین حکومت عثمانى از طریق امراى مصر و وهابیان وجود داشت. گاهى بر اثر ضعف دولت عثمانى، وهابیان بر طائف، مکه و مدینه دست یافته و آثار و مشاهد اسلامى را ویران مى کردند و اموال را به غارت مى بردند. سرانجام از آنجا به نجد طرد مى شدند و عثمانى ها تسلط خود را بر این مناطق با گماشتن خاندان «شریف» بر ریاست حرمین حفظ مى کردند. اما پس از شکست دولت عثمانی و با همکاری انگلستان مکه و مدینه در اختیار آل سعود قرار گرفت و در نتیجه، به حکومت خاندان «شرفا» در این سرزمین خاتمه داده شد و این دو منطقه وسیع اسلامى - به ضمیمه نجد و حجاز - به نام «سعودى» در دفاتر دولت هاى بزرگ استعمارى، ثبت شد. نام «نجد» و «حجاز» منسوخ گردید و عبدالعزیز خود را در سال ۱۳۵۰ ق(۱۳۱۰ ش ) شاه دو منطقه خواند و کشور به نام «مملکت عربى سعودى» - نه اسلامى - نام گذارى شد. وى تا سال ۱۳۳۴ه.ش زمام امور را به دست داشت و پس از درگذشت او فرزندان وى به نام هاى: سعود، فیصل، خالد، فهد، عبداللَّه حاکمان این سرزمین بوده و هستند.
«برخی از آرا وعقاید وهابیت»
وهابیت با تفسیر نادرست از توحید و شرک بسیاری از عقاید ورفتارهای مسلمانان را حرام دانستند . از جمله حرمت رفتن به زیارت قبور اولیای الهی – حرمت بنا نمودن بارگاه بر قبور انبیاء و اولیاء- حرمت نماز و دعا در کنار قبور – حرمت و شرک دانستن تبرک به آثار انبیا و اولیا- حرمت شفاعت و توسل به غیر خدا- حرمت قسم خوردن به غیر خدا – حرمت بر پایی مراسم جشن یا عزا برای اولیا – حرمت روشن کردن چراغ بر سر قبور و...( علی اصغر رضوانی , سلفی گری ( وهابیت) و پاسخ به شبهات , مسجد مقدس جمکران, قم, ۱۳۸۴, ص ۱۹۱) در یک جمله ریشه عقاید و افکار وهابیت در تفسیر نادرست و انحرافی از توحید و شرک است و همین مسأله موجب شده تا تنها خود را مسلمان و اهل توحید دانسته و بقیه مسلمانان را مشرک بدانند .آنان بر این باورند کسانی که معتقد به توسل , شفاعت , استغاثه به ارواح اولیای الهی , تبرک و غیره اند , مشرکند هر چند اسم مسلمان را بر خود نهاده اند .( الرسائل العلمیه , محمد بن عبد الوهاب , ص ۷۹) عقاید و افکار وهابیون شبهات زیادی با افکار خوارج دارد . وها بیون به دلیل این اعتقادات , مهمترین عامل تفرقه در میان مسلمانان هستند و با تعالیم انحرافی خود چهره ناپسندی از اسلام را در افکار عمومی جهان مطرح نموده اند. از دیدگاه وهابیت مسلمانان به جرم استغاثه و توسل به انبیا و اولیای الهی مشرک و بت پرست قلمداد شده و حکم به کفر آنان داده می شود و خون آنان مباح دانسته می شود لذا شاهد ریخته شدن خون هزاران مسلمان بی گناه توسط عمال کج اندیش این فرقه از آغاز پیدایش آن تا کنون بوده ایم .
« نقش انگلستان درشکل گیری وهابیت »
پس از شکست دولت عثمانی ,بلاد نجد، به آل سعود - که بزرگ آنها در آن روز «عبدالعزیزبن سعود» (پدر شاه فهد ) بود - واگذار گردید. این مسأله به جهت همکارى نزدیک وى با بریتانیا، در شکستن قدرت دولت عثمانى بود. بعدها مصالح بریتانیا و جهان استعمار، ایجاب کرد که بر قلمرو قدرت وهابیان، افزوده شود و حرمین شریفین و منطقه حجاز، در اختیار آل سعود قرار گیرد. از این رو، با برنامه ریزى خاصى - که بریتانیا در آن دست داشت - در سال ۱۳۴۴ ق وهابیان، حرمین شریفین را پس از یک جنگ خونین تصرف کردند.بدون شک حمایت انگلستان از آل سعود و هابیت موجب شد که آنها بر پایگاه اصلی اسلام مسلط شوند و با عقاید و افکار انحرافی خویش موجب شکاف عمیقی میان مسلمانان گردند وامروزقدرتهای بزرگ بیشترین سود را از این تفرقه و دشمنی میان مسلمانان می برند .قدرتهای بزرگ به ویژه انگلستان و آمریکا باید هزینه های هنگفت و توان زیادی را صرف مخدوش نمودن چهره اسلام و مسلمانان می نمودند اما امروزه این مسأله با عقاید و عملکرد وهابیت به بهترین شکل ممکن در حال اجراست .بر این اساس نگاهی به عقاید و عملکرد وهابیت کافی است که به حمایت بی شائبه قدرتهای بزرگ و مخالفان اسلام از آن باشیم . چیزی که نظیر آن را در قضیه طالبان مشاهده نمودیم . جهت آگاهى بیشتر ر.ک: جعفر سبحانى، وهابیت , مبانی فکری و کارنامه عملی , مؤسسه تحقیقانی امام صادق علیه السلام , قم- جعفر سبحانی , پرسش ها و پاسخ ها , همان - علی اصغر رضوانی , سلفی گری , وهابیت و پاسخ به شبهات , مسجد مقدس جمکران [کامل از کد۲۳]
توضیح بخش دوم:
در دین مقدس اسلام جهاد درچند مورد است:
یک مورد، جهاد ابتدایی است، یعنی جهاد برمبنای اینکه اگر دیگران غیرمسلمان باشند و مخصوصاً اگر مشرک باشند،اسلام اجازه می دهد که مسلمین ولو اینکه سابقة عداوت ودشمنی هم با آنها نداشته باشند به آنها حمله کنند برای ازبین بردن شرک. شرط این نوع جهاد این است که افراد مجاهد باید بالغ وعاقل وآزاد باشند وانحصاراً برمردها واجب است نه برزنها. ودراین نوع جهاد است که اذن امام یا منصوب خاص امام شرط است. از نظر فقه شیعه این نوع جهاد جز درزمان حضور امام یا کسی که شخصاً از ناحیة امام منصوب شده باشد جایز نیست.
مورد دوم جهاد، جهاد دفاعی است و آن جایی است که حوزة اسلام مورد حملة دشمن قرار گرفته؛ یعنی جنبة دفاع دارد، به این معنا ک دشمن یا قصد دارد بر بلاد اسلامی استیلا پیدا کند وهمه یاقسمتی از سرزمینهای اسلامی را اشغال کند، یا قصد استیلای بر زمینها را ندارد، قصد استیلای برافراد را دارد ومی خواهد بیاید یک عده افراد را اسیر کند وببرد، یا حمله کرده و می خواهد اموال مسلمین را به شکلی برباید. و یا می خواهد به حریم وحرم مسلمین، به نوامیس مسلمین، به اولاد و ذرّیة مسلمین تجاوز کند. در اینجا برعموم مسلمین اعمّ اززن ومرد وآزاد وغیر آزاد واجب است که در این جهاد شرکت کنند و در این جهاد اذن امام یا منصوب از ناحیة امام شرط نیست.
مورد سوم هم نظیر جهاد است ولی جهاد عمومی نیست؛ جهاد خصوصی است و احکامش با جهادهای عمومی فرق می کند. جهاد عمومی احکام خاصی دارد، از جمله اینکه هر کس که در این جهاد کشته شود شهید است و غسل ندارد. کسی که در جهاد رسمی کشته می شود او را با همان لباسش و بدون غسل با همان خونها دفن می کنند. قسم سوم را هم اصطلاحاً «جهاد» می گویند. اما جهادی که همة احکامش مثل جهاد نیست, اجرش مثل اجر جهاد است، فردش شهید است؛ و آن این است که اگر فردی درقلمرو اسلام نباشد ،در قلمرو کفار باشد و آن محیطی که او در قلمرو آن است مورد هجوم یک دستة دیگر از کفار قرار بگیرد به طوری که خطر تلف شدن او نیز که در میان آنهاست وجود داشته باشد یک آدمی که اساساً جزء آنها نیست در اینجا چه وظیفه ای دارد؟ وظیفه دارد که جان خودش را به هر شکل هست حفظ کند، واگر بداند که حفظ جانش موقوف به این است که عملاً باید وارد جنگ شود واگر نشود جانش درخطر است, نه برای همدردی با آن محیطی که درآنجا هست بلکه برای حفظ جان خودش، باید بجنگد واگر کشته شد اجرش مانند اجر شهید است. دو مورد دیگر هم داریم. یک مورد رااصطلاحاَ می گویند:« قتال اهل بغی». مقصود این است: اگر درمیان مسلمین جنگ داخلی دربگیرد ویک طایفه بخواهد نسبت به طایفة دیگر زور بگوید، اینجا وظیفة سایر مسلمین در درجة اول این است که میان اینها صلح برقرار کننند. یکی دیگر ازموارد ـ که درآن تا اندازه ای میان فقها اختلاف است ـ مسئلة قیام خونین برای امر به معروف ونهی از منکر است. آن هم یک مرحله و یک مرتبه است. مجموعه آثار شهید مطهری ج۱۴ ـ صلح امام حسن(ع) صفحه۶۲۴،شهید مطهری به نقل از سایت تبیان [انتخابی از کد۲۸]
بررسى شرایط و مقررات جهاد در اسلام: جهاد و جنگ در اسلام، شرایط و مقررات ویژه اى دارد که مجاهدان اسلام باید آنها را فرا گرفته و مراعات کنند، از جمله: ۱- مبادرت به جنگ ابتدایى مستلزم وجود امام یا نایب خاص او است. ۲- ممنوعیت جنگ ابتدایى در ماه ها و مکان هاى حرام. اسلام جنگیدن در ماه هاى حرام یا ماه هاى مقدس (رجب، ذیقعده،ذیحجه و محرم) و نیز جنگیدن در مسجد الحرام را منع کرده و مسلمانان را از مبادرت به جنگ در آنها برحذر داشته است، (توبه، آیه ۵ وآیات ۱۹۱ و ۱۹۴ بقره) . ۳- دعوت به اسلام قبل از جنگ ابتدایى. حضرت رسول اکرم(ص) در هر یک از لشکرکشى هاى خود، به جنگجویان توصیه مى فرمود که پیش از آن که دشمن را به دین اسلام دعوت نکرده اند از هرگونه حمله اى خوددارى کنند و همیشه از صلح و آشتى درآیند. حضرت على(ع) در این باره مى فرماید: «پیامبر مرا روانه یمن کرد و فرمود: اى على! تا کسى را دعوت به اسلام نکرده اى با او نجنگ؛ به خدا قسم اگر خدا یک تن را به دست تو هدایت کند، بهتر از چیزهایى است که خورشید بر آن طلوع و غروب مى کند و وظیفه تو اى على دوست داشتن و سرپرستى اوست»، (اصول کافى، ج ۱، ص ۳۳۵) . ۴- شخص مجاهد قبل از پرداختن به جهاد با دشمن، باید با نفس خود جهاد کند؛ یعنى، خودسازى نماید و خود را از هرگونه هواهاى نفسانى و انگیزه هاى شخصى و... تزکیه کند. اهمیت این مطلب تا حدى است که در کتاب هاى فقهى و حدیثى مباحث جهاد نفس بیشتر از جهاد با دشمن مى باشد. ۵- مجاهدان باید از امام معصوم و یا نایب او فقیه جامع الشرایط اطاعت کنند و رهنمود بگیرند. ۶- آموزش نظامى و جنگى. مجاهدان باید آموزش دیده باشند. ۷- مجاهدان باید به قصد تقرب پیدا کردن به خدا و جلب رضایت الهى، جهاد کنند و مبارزه با هر قصد و نیت دیگرى باطل است و اگر کشته شود شهید نیست. ۸- اعطاى تأمین؛ یعنى، اگر فردى از کافران به مسلمین پناهنده شود، همه مى توانند به او پناهندگى بدهند. ۹- اگر یکى از کافران، به خیال این که به او امان داده اند، وارد حدود مسلمین شود، او را نباید کشت و باید به محل اولش مراجعت داد. ۱۰- کشتن زنان، اطفال، معلولان و نابینایان حرام است. ۱۱- کشتار حیوانات اهلى دشمن مجاز نیست؛ مگر گاو، گوسفند و شتر (به اندازه رفع گرسنگى). ۱۲- مثله کردن جنازه هاى دشمن. یعنى بریدن بینى، لب، چشم و گوش آنان حرام است. ۱۳- غدر کردن حرام است؛ یعنى کشتن کافران بعد از آن که آنها را مطمئن سازى که در امان هستند. ۱۴- تخریب و انهدام هدفهاى غیراستراتژیکى و غیرنظامى دشمن جایز نیست. ۱۵- زهر و سم در آب آشامیدنى ریختن حرام است. و بسیارى از شرایط دیگر که تفصیل آنها در کتب روایى و فقهى موجود مى باشد. براى آگاهى بیشتر ر.ک: ۱- مرتضى مطهرى، جهاد ۲- ابوافضل شکورى، فقه سیاسى اسلام، ص ۴۳۰ ۳- دکتر محمد رضا ضیائى بیگدلى، اسلام و حقوق بین الملل، ص ۱۱۷ ۴- سید صادق حقیقت، مسؤولیت هاى فرا ملى در سیاست خارجى دولت اسلامى، ۲۹۵ ۵- جعفر سبحانى، پیامبر در میدان نبرد، مجله درسهایى از مکتب اسلام، شماره ۱۰، سال ششم ۶- مجید خدورى، جنگ و صلح در قانون اسلام، ص ۱۹۶ ۷- جلال الدین فارسى، حقوق بین الملل اسلامى ۸- محمد دشتى، امام على(ع) و امور نظامى[پایان کد انتخابی][کامل از کد۲۸۶۷۵] در آیة ۳۹ سورة حج که به عقیدة بعضی نخستین آیة جهاد است می خوانیم «اُذُنَ لِلَّذینَ یُقاتِلُونَ بِاَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَاِنَّ اللهَ عَلَی نَصْرِهِم لَقَدیر؛ به آنها که مورد تهاجم دشمن و جنگ قرار گرفته اند اجازة جهاد داده شده است و خداوند، قادر بر یاری آنهاست». سپس به دنبال این آیه در توضیح مطلب می افزاید: «اَلَّذینَ اُخْرِجُوا مِنْ دِیارِهِمْ بِغَیْرَ حَقٍّ اِلّا اَنْ یَقُولُوا رَبُّنَا اللهُ؛ همان کسانی که به ناحق از خانه و کاشانة خود بدون هیچ دلیلی اخراج شدند جز اینکه می گفتند پروردگار ما الله (و خداوند یکتا) است». تعبیر آیه که با «اذن» شروع شده، تناسب زیادی با گفتة کسانی دارد که آن را نخستین آیات جهاد می دانند و نشان می دهد که قبلاً چنین اذنی وجود نداشت. و به هر حال به خوبی نشان می دهد که آغاز تشریع جهاد، جهاد دفاعی در برابر دشمن بوده، همان دشمنانی که مسلمانان را مجبور به هجرت و ترک خانه و لانة خود کرده بودند، بی آنکه گناهی داشته باشند، آری اگر گناهی داشتند گناهشان اعتقاد به توحید و یگانگی خدا بود. بعضی دیگر، نخستین آیة جهاد را آیة ۱۹۰ سورة بقره می دانند که می گوید: «وَ قاتِلُوا فی سَبیلِ اللهِ الَّذینَ یُقاتِلُونَکُمْ... ؛با آنها که به نبرد با شما برخاسته اند در راه خدا پیکار کنید... ». اگر این نظر را بپذیریم، باز پایة جهاد بر اساس در هم شکستن تهاجم دشمن گذارده شده است و هر انسان عاقلی می داند سکوت در برابر تهاجم دشمن خونخوار با هیچ منطقی نمی سازد. پیام قرآن ج ۱۰، حضرت آیت الله مکارم شیرازی و سایر همکاران به نقل از سایت تبیان [پایان کد انتخابی] بحث جهاد ،موضوع دامنه داری است،برای آگاهی بیشتر ،ر.ک.به: تفسیر نمونه ،ج۲ص۱۶تا۳۴وج۱۴ص۱۱۲تا ۱۲۲وتفسیر سوره محمد(ص) [پایان کد انتخابی]
توضیح بخش سوم:
[کامل از کد۶] نظام جمهوری اسلامی با وهابیت تندرو و کسانی که به دنبال ایجاد اختلاف و برهم زدن امنیت کشور هستند برخورد می کند .و این گونه نیست که هیچ اقدامی در قبال این افراد انجام ندهد . که نمونه اخیر آن را می توان در برخورد مقتدرانه با گروهک ریگی که از حمایت همه جانبه سرویس های امنیتی غرب و برخی کشورهای منطقه برخوردار بود مشاهده نمود . اما سخن اینجاست که تنها راه برخورد با این افراد در اعلام جنگ و برخوردهای این چنینی خلاصه نمی شود و باید به شرایط کنونی کشور و منطقه و اهداف استکبار جهانی در ایجاد شکاف در میان کشورهای منطقه و درگیر نمودن کشورهای اسلامی با یکدیگر نیز توجه داشت .و اساسا این گونه برخوردها نه تنها به حل مشکل کمک نمی کند بلکه بیشترین سود را عاید استکبار جهانی می کند که بدنبال ایجاد اختلاف و درگیری میان کشورهای اسلامی و منطقه است تا در سایه آن اهداف شوم خود را در تسلط بر این کشورها و منطقه حساس خاور میانه و منابع آن , تحقق بخشند . بنابر این نظام جمهوری اسلامی بناچار باید ضمن ایجاد روابط نزدیک با کشورهای منطقه , زمینه ای را ایجاد نماید که از نفوذ گروههای تندرو وهابی که امنیت منطقه را به خطر می اندازند در میان این کشورها جلوگیری نماید وزمینه را برای تعامل بیشتر فراهم سازد و از طرف دیگر نیز با اقدامات این گروهها در داخل کشور برخورد قاطع انجام دهد و نگذارد امنیت کشور با اقدامات افراطی این گروهها خدشه دار شود . [پایان کد انتخابی]

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.