یهودیان بنی قریظه-قتل عام بنی قریظه-ماجرای بنی قریظه ۱۳۸۷/۰۶/۱۱ - ۱۶۴۹ بازدید

جنگ پیامبر با یهودیان «بنی قریظه» چرا و چگونه اتفاق افتاد و سرانجامش چه شد؟

یهودیان بنى قریظه، با پیامبر اسلام(علیه السلام) پیمان بسته بودند که با دشمنان اوهمکارى نکرده، به نفع آنها جاسوسى نکنند و با مسلمانان همزیستى مسالمت آمیز داشته باشند. در سال پنجم هجرت که غزوه «احزاب» رخ داد، «بنى قریظه» در این ماجرا پیمان خود را شکستند و با اعلام پشتیبانى با دشمنان اسلام، به مشرکان عرب پیوستند و در برابر مسلمانان ایستادند. فاش شدن این «خیانت» و هم دوشى یهودیان داخل مدینه، با ده هزار دشمنى که براى نبرد با مسلمانان آمده بودند، در تضعیف روحیه برخى از مسلمانان مؤثر بود که با تدبیر پیامبر(صلى الله علیه وآله)، این خیانت، خنثى شد. بنى قریظه جز نقض پیمان و خیانت به مسلمانان، دو زشتى را نیز از خود نشان دادند که عبارت بودند از: 1. رساندن آذوقه و خواربار به سپاه احزاب.السیرة الحلبیه، ج 2، ص 647.
2. ایجاد رعب در درون شهر و در میان پناهگاه زنان و غیر نظامیان و تصمیم براى حمله شبانه به ایشان که از سوى رسول خدا خنثى شد.همان، ج 2، ص 636.
پس از پایان نبرد و عقب نشینى کفار، پیامبر مأموریت یافت که بى درنگ به سراغ بنى قریظه رفته، کار ایشان را یکسره کند. مسلمانان نیز بلافاصله آماده جنگ شدندو به سرعت قلعه هاى محکم بنى قریظه را در حلقه محاصره خود در آوردند.این محاصره، بیست و پنج روز این محاصره به طول انجامید.
قبیله اوس که پیشتر با بنى قریظه همپیمان بودند، از پیامبر خواستند که با آنان همچون یهود بنى قینقاع رفتار کند و رسول خدا(صلى الله علیه وآله) از بزرگ اوس، سعد معاذ خواست تا در این مورد داورى کند. این پیشنهاد را اوسیان و بنى قریظه پذیرفتند. سعد پس از اطمینان از پذیرش داورى اش از سوى بنى قریظه، به دور از تعصبات قبیلگى، چنین حکم کرد: «من مى گویم آنها که آماده جنگ با مسلمانان بودند (مردان بنى قریظه)، باید کشته شوند و فرزندان و زنانشان، اسیر و اموالشان تقسیم گردد».
گروهى از یهودیان که اسلام را پذیرفتند، نجات یافتند و حى بن احطب،رئیس قبیله بنى نضیر نیز که در جریان این خیانت بزرگ حضور داشت، کشته شد.الطبقات الکبرى، ج 2، ص 74 - 78؛ السیرة النبویه، ج 3، ص 256.
قرآن درباره فرجام این خیانت یهودیان مى گوید:
«و خداوند گروهى از اهل کتاب [ یهود] را که از آنان [ مشرکان ] حمایت کردند، از قلعه هایشان پایین کشید و در دل هایشان رعب افکند [ و کارشان به جایى رسید که ]گروهى را مى کشتید و گروهى را اسیر مى کردید و زمین ها و خانه ها و اموالشان و زمینى را که در آن پا ننهاده بودید، در اختیار شما گذاشت و خداوند، بر هر چیزى تواناست».احزاب (33)، آیه 26 و 27.
در تکمیل این پاسخ، چند نکته زیر لازم به ذکر است:
1. پیشتر پیامبر(صلى الله علیه وآله)، دو بار از نقض عهد یهودیان گذشته بود؛ گرچه خطاى یهودیان بنى قینقاع و بنى نضیر، در حد جرم بنى قریظه نبود؛ چون آنان در بدترین شرایط، خیانت و نقض پیمان کردند.سیره رسول خدا(صلى الله علیه وآله)، ص 569.
2. پیامبر، داورى را به عهده سعد گذاشت و بنى قریظه، به این داورى رضایت داشتند. پیامبر نیز فرمود که حکم سعد، مطابق حکم خداوند است.المغازى، ج 2، ص 512.
3. داورى سعد معاذ، با تورات همخوانى داشت و احتمالاً سعد به علّت ارتباط نزدیک با یهود، از قوانین جزایى آنها آگاهى داشته است.ر.ک: مهدى پیشوایى، تاریخ اسلام، ص 260.
4. پس از تمام شدن فتنه بنى قریضه، سرزمین مدینه براى همیشه از لوث وجوداین دشمنان سرسخت و لجوج پاک گردید و نقشه آتى مشرکان نیز ناکام ماند.
5. برخى مجازات بنى قریظه را منکر شده اند.سید جعفر شهیدى، تاریخ تحلیلى اسلام، ص 73. این دفاعیه با آیه 26 سوره احزاب، سازگار نیست.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
سلام.در مورد دفاعیه ی سید جعفر شهیدی گفته اید با آیه ۲۶ احزاب سازگار نیست در حالیکه طبق این آیه می گوید گروهی را اسیر کرده گروهی را می کشید،و این در یک جنگ مقدور است نه معاهده و حکم سعد بن معاذ،آن طوری که گفته شده است همه را اسیر کرده جنگیهایشان را کشته اند ولی آیه می گوید بعضی را کشته بعضی را اسیر کرده اند،در ضمن این تعداد کشته خیلی بعید است،شاید سرانشان کشته شده اند،این جریان با جریان فتح مکه تفاوت فاحشی داره که اونجا عفو عمومی بود با چند استثنا،در حالی که قطعا مشرکان مکه خطرناکتر بودند تا یهودیان،بعدا هم همین افراد به اسلام ضربات زیادی زدند.ضمنا فرض کنیم که یهودیان و پیامبر حکمیت سعد بن معاذ را قبول کرده باشند،آیا هر رای ظالمانه ای که او بدهد باز هم باید اجرا شود؟!!!!! مثل جریان حکمیت صفین که امام علی حکمیت را مخالف قرآن دانست و قبول نکرد این هم نباید قبول می شد.
پرسمان
سلام علیکم، اولا در همان‌جا ذکر شده بخاطر مراوداتی که سعد با یهودیان داشت باحتمال قوی از احکام شبیه این در تورات مطلع بوده است و چه بسا طبق کتاب آنها حکم کرده باشد.
ثانیا شرایط زمان و مکان در اتفاقات اجتماعی با رویکرد مردم شناسانه در تصمیمات قطعا موثر است ، لذا مقایسه یهودیان بنی‌قریظه با داستان فتح مکه قیاس صحیحی نیست.
ثالثا ما که در آن موقعیت نبودیم و خیلی مطالب در خصوص اون اتفاقات را نمی‌دانیم نمی‌توانیم قضاوت درستی داشته باشیم.
رابعا در باره چگونگی کشته شدن و یا اسارت و یا آزادی اسیران و فدیه و جزیه دادن یهودیان و پیمان صلح و... اختلاف است، هرچند مراد از کشته شدگان مردان جنگی هستند که در مقابل اسلام ایستادند.
خامسا برخی معتقدند پیامبر(ص) در ماجرای بنی قریظه شرکت نکرد و اصل ماجرا و مدیریت و حکمیت و داوری را به سعدبن معاذ سپرد .
برخی منابع تاریخی امروزی در باره تعداد کشته شدگان بنی قریظه تردید کردند و آن را مبالغه دانستند . در باره اصل جنگ و کشته و اسیر شدن یهودیان بنی قریظه قرآن تصریح دارد .
قرآن درباره فرجام این خیانت یهودیان مى گوید:
«و خداوند گروهى از اهل کتاب [ یهود] را که از آنان [ مشرکان ] حمایت کردند، از قلعه هایشان پایین کشید و در دل هایشان رعب افکند [ و کارشان به جایى رسید که ]گروهى را مى کشتید و گروهى را اسیر مى کردید و زمین ها و خانه ها و اموالشان و زمینى را که در آن پا ننهاده بودید، در اختیار شما گذاشت و خداوند، بر هر چیزى تواناست».احزاب (۳۳)، آیه ۲۶ و ۲۷. منابع جهت مطالعه بیشتر :
فروغ ابدیت ، جعفر سبحانی
الصحیح من سیره النبی، جعفر مرتضی عاملی
تاریخ اسلام، مهدى پیشوایى
الطبقات الکبرى، ج ۲، ص ۷۴ - ۷۸
السیرة النبویه، ج ۳، ص ۲۵۶.

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.