پاسخ به ۳۰ هزار سوال در یک جلسه ۱۳۹۹/۱۰/۰۶ - ۳۱۱ بازدید

پاسخ به سی هزار سوال اونم در یک جلسه اونم توسط امام ده ساله!!!


علی بن ابراهیم، عن ابیه قال: استاذن على ابی جعفر علیه السلام قوم من اهل النواحی من الشیعه، فاذن لهم فدخلوا فسالوه فی مجلس واحد عن ثلاثین الف مساله فاجاب علیه السلام [۲] وله عشر سنین.


منبع : اصول کافی ج ۱ ص ۴۹۶ چاپ دارالکتب اسلامیه تهران.

اصول کافی ج ۱ ص ۳۱۷ کتاب الحجه روایت۷ چاپ منشورات فجر بیروت.
ترجمه: علی بن ابراهیم از پدرش روایت کرده که گفت : گروهی از شیعیان از
شهر های دور امدند و از امام جواد (ده ساله بوده) اجازه ورود خواستند . ایشان بدانها اجازه داد و بر او شدند و در یک مجلس ٬ سی هزار مسیله از وی پرسیدند و همه را پاسخ داد در حالی که ده سال داشت.!!

فقط در پاسخ هرسوال چشمک هم میزد وقت کم میاورد!!!
حال چگونه انتظار دارید که ما این داستان را باور کنیم؟؟

این روایت که در باب الحجة کافی و سایر منابع حدیثی نقل شده است در مقام بیان فضیلت و علم امام جواد (علیه السلام) است که بر حسب بررسی های حدیثی، این روایت از احادیث «حسن» محسوب می شود که احادیث «حسن» نیز مانند احادیث صحیح بوده،(۱) و ایراد سندی ندارد.
اما آن چه در ذهن خواننده ایجاد سوال می کند این است که چگونه امام هادی (علیه السلام) در سن ده سالگی در جلسه ای به ۳۰ هزار سوال پاسخ داده باشد؟!
در پاسخ به این گونه شبهات، ابتدا باید گفت این حدیث در مقام بیان علم و کرامات امام (علیه السلام) است. آن هم امام معصوم. امامی که مانند برخی از انبیاء (علیهم السلام) در دروان کودکی به مقام امامت رسیده است. پس باید اعجاز و کراماتی داشته باشد. معنای اعجاز و کرامت هم این است که امری خارق العاده باشد. یعنی کاری که باورش برای مردم سخت بوده و تنها به اعجاز بودن آن ایمان بیاورند.!
بنابراین کاری که امام جواد (علیه السلام) برای تعدادی از شیعیانش که از راه دور آمده بودند و به طور طبیعی فرصت کافی ماندن در شهر را نداشتند و باید به وطن های خود بر می گشتند امام جواد (علیه السلام) باید به گونه ای به همه شبهات و سوالات آنان پاسخ کافی و لازم را می دادند تا آنان برای مردم و سایر شیعیان بیان کنند که امام بعد از علی بن موسی الرضا (علیه السلام) ایشان هستند و ایشان تفاوتی با امام رضا (علیه السلام) ندارند.
در نتیجه شیعیانی که خدمت امام جواد (علیه السلام) رسیدند افراد عالم، نخبه و برجسته از شیعیان بودند. و امام نیز به تمام سوالات و شبهات و درخواست های آنان پاسخ دادند آن هم در یک مجلس.
پس می توان چنین نتیجه گرفت که خود این کار خارق العاده امام جواد (علیه السلام) اعجاز و کرامت است. البته توجیهات دیگری نیز از سوی برخی از علما مانند علامه مجلسی برای این حدیث بیان شده است که در ادامه به آن ها اشاره می شود:
۱. این گفتار مبتنی بر مبالغه در تعداد زیادی پرسش و پاسخ است ، بنابراین شمارش آن نیز بسیار بعید است.
۲. ممکن است سوالات و شبهاتی در ذهن مردم بوده است که با سوالاتی که پاسخ داده شد، جمع آن ها به این مقدار رسیده است.
۳. این عدد ممکن است بیانگر تعداد زیادی از آنچه از سخنان امام (علیه السلام) استنباط می شود، باشد که حاوی احکام بسیاری است. به این معنا که امام جواد (علیه السلام) مطالب کلی را بیان نمودند و علما و فقها از سخنان ایشان مطالب و فروعی را استنباط کردند که جمع آن ها به ۳۰ هزار رسیده است.
۴. معنا و منظور از «فی مجلس واحد» یک روز یا یک مکان نیست ، ممکن است این «مجلس واحد» در چند روز بوده است ولی عرفاً به آن «یک جلسه» یا همان «مجلس واحد» گفته می شد.
۵. حضرت جواد (علیه السلام) با استفاده از علم و مقام امامت و با بهره مندی از اعجاز خود در گفتار مردم تصرف کرده تا با سرعت بیشتری مطالب و سوالات خود را بیان کنند.
۶. ممکن است امام جواد (علیه السلام) قبل از آن که مردم بخواهند سوالی بپرسند از ضمیر آنان با خبر بوده و به سوالات آنان پاسخ داده باشند.
۷. ممکن است حضرت جواد (علیه السلام) با استفاده از کرامت خود، زمان پرسش و پاسخ را بسط و گسترش داده باشند تا مردم همه سوالات خود را بپرسند.
در پایان لازم است بدانیم که این حدیث در مقام بیان فضیلت، علم و کرامت حضرت جواد (علیه السلام) است و ممکن است برخی از مطالب حدیث را ما نیز با عقل و تصور خود بسنجیم که معیار درستی برای این کار نیست. همچنین فلسفه امورات اعجازی و کرامتی همین است که عقول انسان ها از درک و هضم آن عاجزند.(۲) پی نوشت:
(۱) علامه مجلسی، تحف العقول، ج ۶ ص ۱۰۴.
(۲) همان با کمی دخل و تصرف.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
به نظرم بعضی دلایلی که آورده میشه فقط برای مخاطبان خردسال قانع کننده است و باعث دین گریزی افرادی میشود که با منطق و عقل خود به دین باور دارند.
پرسمان
سلام علیکم، ضمن احترام به دیدگاه و نظر شما
هر چند تعریف عقل از بدیهیات است ولی وقتی در دین، فقه، حدیث و ... صحبت از عقل و دلایل عقلی می شود، منظور، دلیلِ عقلی در کنار قرآن، سنت و اجماع است که این عقل و دلیل عقلی از ادله استنباط حکم شرعی محسوب شده است.
مقصود از عقل، عقل سلیم و سیره عقلاست که می تواند معیار و سنجه ای برای ارزیابی شاخص ها باشد.
به عبارت دیگر، عقل از قوای ادراکی انسان و یکی از منابع چهارگانه استنباط احکام شرعی در فقه شیعه است. عقل اهمیت ویژه‌ای در آموزه‌های اسلامی دارد و آن را مانند پیامبران، حجت بر انسان‌ها دانسته‌اند.
معرفت‌شناسان عقل را نیروی ادراک مفاهیم کلی می‌دانند و برای آن دو کارکرد شهودی (درک بدیهیات) و استدلالی (کشف معرفت‌های نظری) قائل‌اند. عقل را به دو قسم نظری و عملی تقسیم کرده‌اند؛ عقل نظری واقعیت‌ها را درک می‌کند و عقل عملی کارکرد توصیه‌ای و دستوری دارد.
این عقل در کنار قرآن، سنت و اجماع، از منابع چهارگانه استنباط احکام شرعیِ مذهب شیعه به شمار می رود.

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.