نسخه آزمایشی

پاسخ ها و پیام های امام علی (علیه السلام ) ۱۳۹۲/۴/۱۰ - ۲۴۸۶ بازدید

پاسخ ها و پیام های امام علی (علیه السلام )


 
 

 

 
 
 

 پاسخ&#۸۲۰۲;&#۸۲۰۲;ها
و پیام&#۸۲۰۲;هاى امام على
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;

 

 
 

نهاد نمایندگى مقام
معظم رهبرى در دانشگاه&#۸۲۰۲;ها

معاونت مطالعات
راهبردى ـ اداره مشاوره و پاسخ

سرشناسه : على&#۸۲۰۲;بن
ابى&#۸۲۰۲;طالب (ع)، امام اول، ۲۳ قبل از هجرت - ۴۰ ق.

عنوان و نام پدیدآور :
پاسخ&#۸۲۰۲;ها و پیام&#۸۲۰۲;هاى امام على(ع) / [گردآورنده  ]محمدمهدى رضایى؛ [براى] نهاد
نمایندگى مقام&#۸۲۰۲;معظم&#۸۲۰۲;رهبرى در دانشگاه&#۸۲۰۲;ها، معاونت آموزش وتبلیغ - اداره&#۸۲۰۲;مشاوره
وپاسخ.

مشخصات نشر : قم: نهاد
نمایندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاهها، دفتر نشر معارف، ۱۳۸۸.

مشخصات ظاهرى : ۱۲۰ ص.

شابک : ۰۰۰/۱۳ ریال ؛ 
۱-۱۵۱-۵۳۱-۹۶۴-۹۷۸

موضوع : اسلام --
پرسشها و پاسخها

موضوع : على&#۸۲۰۲;بن
ابى&#۸۲۰۲;طالب(ع)، امام اول، ۲۳ قبل از هجرت - ۴۰ ق. -- کلمات قصار

شناسه افزوده: رضایى،
محمدمهدى، ۱۳۵۱ - ، گردآورنده، مترجم

شناسه افزوده : نهاد
نمایندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاهها. معاونت مطالعات راهبردى. اداره مشاوره و
پاسخ

شناسه افزوده : نهاد
نمایندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاهها. دفتر نشر معارف

رده بندى کنگره : 
۱۳۸۸  ۶ر۸ک/۵/۳۹BP

رده بندى دیویى :
۹۵۱۵/۲۹۷

شماره کتابشناسى ملى :
۱۸۴۲۶۳۸

تنظیم و نظارت : ···
 نهاد نمایندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه&#۸۲۰۲;ها

معاونت مطالعات
راهبردى ـ اداره مشاوره و پاسخ

ترجمه و تدوین : ···
 محمد مهدى رضایى

تایپ و صفحه آرایى :
···  طالب بخشایش

انتشارات : ···  دفتر
نشر معارف

نوبت چاپ : ···  دوم،
بهار ۸۹

تیراژ : ···  ۰۰۰/۱۰
جلد

قیمت : ···  ۱۳۰۰
تومان

شابک : ···
 ۱-۱۵۱-۵۳۱-۹۶۴-۹۷۸

«کلیه حقوق براى ناشر
محفوظ است»

مراکز پخش:

قم: معاونت مطالعات
راهبردى نهاد، تلفن ۲۹۰۴۴۴۰

قم: خیابان شهدا، کوچه
۳۲، پلاک ۳، تلفن و نمابر: ۷۷۴۴۶۱۶

فروشگاه قم: خ شهدا،
روبه&#۸۲۰۲;روى دفتر رهبرى، تلفن ۷۷۳۵۴۵۱ نمابر ۷۷۴۲۷۵۷

فروشگاه تهران: خ
انقلاب، چهارراه کالج، جنب بانک ملت، پ ۷۱۵ تلفن ۸۸۹۱۱۲۱۲

نشانى اینترنت :www.nashremaaref.ir


پست الکترونیک :
info@porseman.org

 

 


فهرست مطالب

مقدمه··· ۹

درآمد··· ۱۱

بخش نخست ـ پاسخ&#۸۲۰۲;هاى
امام على (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;

برترین شناخت

در وهم نگنجد··· ۱۶

راه معرفت··· ۱۶

این، نشدنى است··· ۱۷

علم الهی··· ۱۷

چه چیز را خدا
نمى&#۸۲۰۲;داند؟··· ۱۸

او کجاست؟··· ۱۸

چگونه پروردگارت را
مى&#۸۲۰۲;بینى؟··· ۱۹

تفسیر «انا لله و انا
الیه راجعون»··· ۲۰

عطا و تکلیف··· ۲۱

چگونه ممکن است؟··· ۲۱

 همه چیز از او براى
او است··· ۲۲

قضا و قدر یعنى چه؟···
۲۳

مجبور بودیم یا
مختار؟··· ۲۴

از اطاعت تا محبت

واجبات چه مى&#۸۲۰۲;شود؟···
۲۶

جز براى نماز
مى&#۸۲۰۲;جنگیم؟··· ۲۶

اسرار سجده··· ۲۷

برترین سخن&#۸۲۰۲;ها··· ۲۸

شوق دیدار··· ۲۸

ذکر خدا گفتن
یعنى...··· ۲۹

درجات دوستداران
خدا··· ۲۹

سپاس گزارى چرا؟··· ۳۰

کدام را سپاس
گوییم؟··· ۳۰

کى امر به معروف و نهى
از منکر کنیم؟··· ۳۱

على (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;
امام ارزش&#۸۲۰۲;ها

موقعیت&#۸۲۰۲;هاى ممتاز امام
على (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;··· ۳۲

تقسیم عادلانه··· ۳۴

سزاور سرزنش کسى است
که...··· ۳۴

پاسخ به یهودى··· ۳۵

محض عدالت··· ۳۵

علم على
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;··· ۳۶

هدایت دشمنان··· ۳۶

نشانه&#۸۲۰۲;هاى شیعه على
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;··· ۳۷

آنان خجسته ترند··· ۳۸

سنت، بدعت، فُرقت و
جماعت··· ۳۹

دنیا و آخرت

دشمنى دنیا و آخرت···
۴۰

خانه اندوه و
گرفتارى··· ۴۱

دنیاگریز یا
دنیاپرست··· ۴۱

احمق&#۸۲۰۲;ترین مردم
کیست؟··· ۴۲

حقیقت حال ما··· ۴۲

دانایى در چیست؟··· ۴۳

در آغوش مرگ··· ۴۳

همسایگان بى&#۸۲۰۲;دروغ···
۴۴

دلبستگان آخرت
کیانند؟··· ۴۴

اخلاق و آداب

نگون بخت&#۸۲۰۲;ترین مردم
کیست؟··· ۴۵

فلسفه پرسش··· ۴۵

نشانه مردانگى··· ۴۶

حق را چگونه
بشناسیم؟··· ۴۶

نادان کیست؟··· ۴۷

بزرگ&#۸۲۰۲;ترین گناه··· ۴۷

کدام چهار چیز؟··· ۴۷

از دیده تا شنیده···
۴۸

کورترین انسان··· ۴۸

نگاه شیطانى··· ۴۹

هفت رکن اسلام··· ۴۹

زود کیفرترین گناه···
۵۰

این زن کارگزار خدا
است··· ۵۰

عدالت یا بخشش··· ۵۱

حقیقت معناى بیم و
امید··· ۵۱

گناهى زود هلاک
کننده··· ۵۲

خیر و نیکى به
چیست؟··· ۵۳

نیکوترین است و زشت
ترین··· ۵۳

مردم سه دسته&#۸۲۰۲;اند···
۵۴

بالاترین مرتبه
توکل··· ۵۵

خدمت&#۸۲۰۲;گزارى به
نیازمند··· ۵۵

عالمان، بهترین و
بدترین··· ۵۶

اساس توبه و استغفار
چیست؟··· ۵۷

چرا رو به آسمان؟···
۵۸

چرا دعاهایمان مستجاب
نمى&#۸۲۰۲;شود؟··· ۵۹

بخش دوم ـ پیام&#۸۲۰۲;هاى
امام على (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;

هفتاد پیام از امام
على (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;··· ۶۳

بخش سوم ـ خطبه
رسول&#۸۲۰۲;خدا (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; در غدیرخم معروف به «غدیریه»

متن و ترجمه خطبه
غدیریه··· ۷۳

کتابنامه··· ۱۱۹

 

 


مقدمه

نسل جوان و فرهیختگان
دانش و تلاش، همگى خواهان «خوب»ها و «خوبى»هایند و در پى آنانند که ایمان و پاکى
درون را با صفا و صمیمیت برون هم&#۸۲۰۲;نوا سازند، به طورى که زندگى فردى&#۸۲۰۲;شان بر پایه
آراستگى و وارستگى استوار گردد و زندگى اجتماعى&#۸۲۰۲;شان براساس درستى و راستى شکل بگیرد
.

در این میان
دانشگاهیان عزیز آینه تمام&#۸۲۰۲;نماى فرهنگ و دانش جامعه&#۸۲۰۲;اند و پیشرفت تمدن بشرى بر تارک
ایشان مهر زده شده است. از این رو تقویت بنیان&#۸۲۰۲;هاى اعتقادى و کمک به رشد و بالندگى
روحیه معنوى&#۸۲۰۲;شان از مهمترین وظایف نهادهاى فرهنگى جامعه است .

اداره مشاوره و پاسخ
نیز محفل انسى فراهم آورده تا استادان حوزه و دانشگاه و صاحبان دانش و قلم، گرد هم
آیند و آموزه&#۸۲۰۲;هاى برگرفته از وحى الهى و تجربه و دانش بزرگان جامعه بشرى را به رشته
تحریر در آورند و در اختیار جوانان تشنه علم و معنویت و شیفتگان همّت و خدمت قرار
دهد .

در میان آثار نوشتارى
قالب پرسش و پاسخ از جذاب&#۸۲۰۲;ترین و تأثیرگذارترین است و روح گفت&#۸۲۰۲;وگوى زنده بیشتر در
آن نمایان است. به ویژه اگر پاسخ&#۸۲۰۲;دهنده پیامبر (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; و امامان
معصوم (علیهماالسلام) باشند.

آنچه پیش&#۸۲۰۲;رو دارید
برگزیده&#۸۲۰۲;اى از پرسش&#۸۲۰۲;هایى است که در محضر امیرمؤمنان امام على (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; مطرح
شده و حضرتش پاسخ داده&#۸۲۰۲;اند؛ به ضمیمه منتخبى از پیام&#۸۲۰۲;هاى آن حضرت نیز تقدیم مى&#۸۲۰۲;شود.

این مجموعه با نظارت
حجه&#۸۲۰۲;الاسلام والمسلمین محمد باقر پورامینى(زیدعزّه) و توسط محقق ارجمند جناب
حجه&#۸۲۰۲;الاسلام محمدمهدى رضایى(زیدعزّه) از میان ده&#۸۲۰۲;ها جلد کتاب گران&#۸۲۰۲;سنگ تهیه، ترجمه
و تدوین شده است .

برآنیم با توفیق
خداوند، به تدریج، مجموعه&#۸۲۰۲;هایى از این دست، تقدیم شما خوبان کنیم . پیشنهادها و
انتقادهاى سازنده شما، راهنماى ما در ارائه خدمات فرهنگى هرچه شایسته&#۸۲۰۲;تر و پربارتر
خواهد بود .

در پایان از تلاش&#۸۲۰۲;هاى
مخلصانه تدوین&#۸۲۰۲;کنندگان محترم و مجموعه همکاران اداره مشاوره و پاسخ، به خصوص
حجه&#۸۲۰۲;الاسلام والمسلمین جناب آقاى صالح قنادى(زیدعزّه) که در بازخوانى و آماده&#۸۲۰۲;سازى
این اثر تلاش کرده&#۸۲۰۲;اند، تشکر و قدردانى مى&#۸۲۰۲;شود و دوام توفیقات این عزیزان را در جهت
خدمت بیشتر به مکتب اهل&#۸۲۰۲;بیت (علیهم&#۸۲۰۲;السلام) و ارتقاء فرهنگ دینى جامعه به ویژه
دانشگاهیان از خداوند متعال مسألت داریم .

 
 


درآمد

 

جان
و جانشین پیامبر (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲;

دست تقدیر الهى،
سرنوشت فرزند بزرگوار ابوطالب را چنان رقم زده بود که وى در دامان آخرین فرستاده
خداوند پرورش یابد و عمرى را به مصاحبت و هم کلامى ایشان، و برخوردارى از تعالیم
سازنده و اخلاق متعالى آن حضرت بگذراند و در این میان، به چنان مقام والایى از جهت
کرامت&#۸۲۰۲;ها و بزرگوارى&#۸۲۰۲;هاى روحى و معنوى دست پیدا کند که بتواند نور وحى و رسالت را
به عیان مشاهده نماید و ناله شیطان را به گاه فرود آمدن وحى به گوش بشنود و پیامبر
(صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; در گرامى داشت مقام وى، و خبر دادن از سطح متعالى دانش او
بفرمایید: «اى على، تو آنچه را من مى&#۸۲۰۲;شنوم، مى&#۸۲۰۲;شنوى و آنچه را مى&#۸۲۰۲;بینم، مى&#۸۲۰۲;بینى با
این فرق که تو(همچون من) پیامبر نیستى، بلکه جانشین منى و به راه خیر مى&#۸۲۰۲;روى».[۱]

به اعتراف دوستان و
دشمنان، امیرمؤمنان، پس از رسول&#۸۲۰۲;خدا (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; داناترین و مطلع&#۸۲۰۲;ترین
اشخاص از حقایق عالم بود، کوهى بلند از معرفت و شناخت که از دامنه&#۸۲۰۲;هاى آن آبشارهاى
فراوان دانش جارى مى&#۸۲۰۲;شد و اجتماع بشرى را طراوت و نشاط و حیات و زندگى دیگرگون
مى&#۸۲۰۲;بخشید.

در روایت است که امام
باقر (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; فرمود: «خداوند تمام دانش پیامبران را براى رسولش حضرت محمد
(صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; گرد آورد و آن حضرت (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; تمام آن&#۸۲۰۲;ها را به
على (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; سپرد».

کسى در میام جمع
پرسید: اى فرزند رسول الله (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲;، آیا علم امیرمؤمنان بیشتر است یا
علم برخى پیامبران؟

امام (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;
فرمود: «گوش کنید این مرد چه مى&#۸۲۰۲;گوید! خداوند دانش&#۸۲۰۲;هاى پیامبران را به محمد
(صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; عطا کرد و او نیز همه آنها را به امیرمؤمنان
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;واگذارد، و این مرد مى&#۸۲۰۲;پرسد: دانش على (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;بیشتر است یا
دانش برخى پیامبران».[۲]

لیاقت و شایستگى عظیم
امیرمؤمنان و استعداد شگرف ایشان باعث شده بود که رسول خدا (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲;
جان گرامى او را از دانش&#۸۲۰۲;هاى گوناگون و اطلاع از حقایق عالم هستى بیان کند و به
تعبیر متون روایى و تاریخى، هزار باب، هزار کلمه و هزار حدیث در باب معرفت حقایق به
او بیاموزد که از هر کدام آنها هزار باب و حرف و کلمه و حدیث دیگر سرچشمه مى&#۸۲۰۲;گرفت.

از این رو است که
مى&#۸۲۰۲;نگریم پس از گذشت قرن&#۸۲۰۲;هاى متمادى  از شهادت امیرمؤمنان (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; و ظهور
افکار و اندیشه&#۸۲۰۲;هاى گوناگون و بروز شخصیت&#۸۲۰۲;هاى بزرگ در زمینه&#۸۲۰۲;هاى مختلف علمى، هنوز
پژواک صداى آسمان آن وجود بى&#۸۲۰۲;بدیل در گوش تاریخ و بشریت طنین&#۸۲۰۲;انداز است که «بپرسید
از من، پیش از آن که مرا نیابید».

اصبغ بن نباته گوید:
امیرمؤمنان (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; پس از بیعت مردم براى خلافت، به سوى مسجد حرکت کرد در
حالى که عمامه رسول&#۸۲۰۲;خدا (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; را بر سر، عباى حضرت را بر دوش،
نعلین ایشان را در پا و شمشیر وى را بسته به کمر داشت. پس بالاى منبر رفت و...
فرمود: اى مردم، از من بپرسید، پیش از آن که را نیابید. سینه من زنبیل دانش است که
در آن علوم فراوانى است آموخته رسول خدا (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲;. از من بپرسید که
علم اولین و آخرین نزد من است. به خدا سوگند اگر بر مسند حکم و قضاوت بنشینم، در
میان یهودیان با توراتشان، در میان مسیحیان با انجلیشان و در میان مسلمانان با قرآن
کریم حکم خواهم کرد و تورات و انجیل و قرآن به زبان آیند که على (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;
راست مى&#۸۲۰۲;گوید و به حق حکم مى&#۸۲۰۲;کند».[۳]

آرى، امیرمؤمنان
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; باب علم و حکمت پیامبر خدا (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲;، گنجینه دانش نبوى
و وارث علم آن حضرت، و همه پیامبران الهی، و میراث بان حکمت و علم آنان بود و
داناترین مشخص، پس از رسول خدا (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; به شمار مى&#۸۲۰۲;آمد و گستره
آگاهى&#۸۲۰۲;هاى او از حقایق تمامت دانش&#۸۲۰۲;ها را در نوردیده و حد و مرز همه علوم را در هم
شکسته و یقینى خالص و زلال، ذره&#۸۲۰۲;اى جهل و تردید و شبهه و توهم، حاصل کرده بود،
چندان که خود مى&#۸۲۰۲;فرمود: «اگر پرده از روى حقایق فرو افتد، چیزى بر یقین من افزوده
نخواهد شد».[۴]

چنین است که گفتارهاى
آن بزرگوار در بیان راه&#۸۲۰۲;هاى شناخت خدا و مراتب خداشناسى و تشریح صفات الهی،
فوق&#۸۲۰۲;العاده است و در نگاه فیلسوفان و متکلمان از جایگاه ویژه و بلند، برخوردار است.
نیز کلمات امام (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; درباره آغاز آفرینش، آفرینش فرشتگان، آسمان&#۸۲۰۲;ها، زمین
و حیوانات، و سخنان ایشان، در زمینه جامعه&#۸۲۰۲;شناسى و روان&#۸۲۰۲;شناسى، تاریخ، ریاضیات،
فیزیک، زمین&#۸۲۰۲;شناسى و... که مبتنى بر واقعیات عالم و پیشگویى&#۸۲۰۲;هاى علمى است، هر انسان
متفکر و منصفى را به اعجاب و خضوع و اعتراف به مقام بلند علمى آن حضرت
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;وا مى&#۸۲۰۲;دارد.

سخن آخر این که بى&#۸۲۰۲;شک
تاریخ هیچ دانشمند و فیلسوف و متفکرى را سراغ ندارد و دیگر هم سراغ نخواهد کرد که
همچون امیرمؤمنان (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; راست قامت و استوار بایستد و بگوید: «هر چه
مى&#۸۲۰۲;خواید از من بپرسید» و در پاسخ فرو نماند و براى جواب دادن، هرگز به تأمل و
اندیشه نیاز نداشت باشد. حال که چنین است بیایید فروتنانه در مقابل علم و دانش&#۸۲۰۲;کران
و بى&#۸۲۰۲;کدورت این امام هدایت گر و الهی زانوى تعلم و یادگیرى بر زمین نهیم و پرسش&#۸۲۰۲;هاى
خود در زمینه&#۸۲۰۲;هاى گوناگون را با ایشان در میان گذاریم و مطمئن باشیم که پاسخ&#۸۲۰۲;هاى
حضرت (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; و پیام&#۸۲۰۲;هاى آموزنده وى جز حق و راستى و حقیقت نیست و ما را جز
به سعادت دنیا و آخرت و آنچه مایه تعالى و ترقى بشریت است، راه نخواهد نمود.

 
 


بخش نخست :
 


برترین شناخت

در وهم نگنجد

از امام على
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; درباره معناى «توحید» و «عدل» پرسیدند، فرمود:
«التَّوْحیدُ اَلاّ تَتَوَهَّمَهُ وَ الْعَدْلُ اَلاَّ
تَتَّهَمِهُ»
؛ «یکتاپرستى آن است که خدا را در وهم و خیال نیاورى، و عدل
آن است که او متهم نسازى».[۵]

 

راه معرفت

مردى برخاست و به طرف
امیرمؤمنان (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; رفت و عرضه داشت: اى امیرمؤمنان، پروردگارت را به چه
شناختى؟


«بِفِسْخِ العَزائَم، و نَقْضِ الهِمَمِ»
[۶]؛
«به از هم گسستن تصمیم&#۸۲۰۲;ها و بى&#۸۲۰۲;اعتبار شدن همت&#۸۲۰۲;ها».

چون درصدد کارى
برآمدم، میان من و قصدم فاصله انداخت و چون اراده کردم، قضاى الهی با ارده&#۸۲۰۲;ام
ناسازگار افتاد، پس دانستم که تدبیر کننده کسى است غیر از من.

 

این، نشدنى است

به امیرمؤمنان
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; گفته شد: آیا پروردگارت مى&#۸۲۰۲;تواند دنیا را در تخم مرغى جاى دهد،
بى&#۸۲۰۲;آن که دنیا کوچک و تخم مرغ بزرگ شود؟

فرمود:
«اِنّ اللّهَ تَبارکَ وَ تَعالَى لا یُنْسَبُ اِلَیْهِ
العَجْزُ، وَ الّذى سَأَلْتَنى لایَکونُ»
[۷]؛
«عجز و ناتوانى را با خداى تعالى نسبتى نیست و آنچه تو پرسیدى، کارى است نشدنى و
محال».

 

علم الهی

به على (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;
گفته شد: خدا را براى ما توصیف نما.

امام (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;
آیه: «لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَی»[۸]؛
«هیچ چیز مثل او نیست» را تلاوت کرد و آنگاه فرمود:
«یَعْلَم عَجیجَ الوُحوشِ فِى الفَلَوات، و مَعاصِىَ العِبادِ فِى الْخَلَوات، وَ
اخْتلافَ الحیتان فِى البِحار الغامِرات، و تَلاطمَ الماءِ بِالّریاح العاصِفاتِ»
[۹]؛
«غریو و غرش  حیوانات وحشى در بیابان&#۸۲۰۲;ها، گناهان در خلوت بندگان، و رفت و آمد
ماهیان در دریاهاى طوفان زده، و تلاطم آب&#۸۲۰۲;ها به وسیله تندبادهاى سخت را مى&#۸۲۰۲;داند و
آگاه است».

 

چه چیز را خدا
نمى&#۸۲۰۲;داند؟

به من بگو چه چیز را
خدا ندارد و چه چیز از خدا نیست و چه چیز را خدا نمى&#۸۲۰۲;داند؟

امیرمؤمنان
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; فرمود:

با شخص آگاه و
دانشمندى رو به رو شدى. اما این که گفتى «چه چیز را خدا ندارد» بى&#۸۲۰۲;شک خدا یکى است و
شریک و فرزند ندارد. اما این که گفتى «چه چیز از خدا نیست»، آن ظلم و ستم است که از
خدا در حق هیچ کس روا نمى&#۸۲۰۲;شود.


«وَ اَمّا قَوْلُکَ «وَ لاَیَعْلَمُهُ اللهُ» فَاِنَّ لاَ
یَعْلَمنُ لَهُ شَرِیکاً فِى الْمُلْکِ»
؛ «اما این که گفتى «چه چیز را
خدا نمى&#۸۲۰۲;داند» خداوند براى خود هیچ شریکى نمى&#۸۲۰۲;شناسد».[۱۰]

 

او کجاست؟

از جمله مسائلى که
جاثلیق از امیرمؤمنان (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; پرسید، این بود که: به من بگو که خداى تعالى
کجا است؟

امام (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;
فرمود: «هُوَ هُنا و هُنا، و فَوقَ و تَحتَ و محیطٌ بِنا
و مَعَنا»
؛ «او اینجا، آنجا، بالا، پائین، و محیط بر ما و با ما است». و
همین معناى سخن خداى تعالى که مى&#۸۲۰۲;فرماید: «أَ لَمْ تَرَ
أَنَّ اللّهَ یَعْلَمُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ ما یَکُونُ مِنْ
نَجْوى ثَلاثَةٍ إِلاّ هُوَ رابِعُهُمْ وَ لا خَمْسَةٍ إِلاّ هُوَ سادِسُهُمْ وَ لا
أَدْنى مِنْ ذلِکَ وَ لا أَکْثَرَ إِلاّ هُوَ مَعَهُمْ أَیْنَ ما کانُوا»
[۱۱]؛
«مگر ندیدى که خداوند آنچه را در آسمان&#۸۲۰۲;ها و زمین است بداند. هیچ نجوایى میان سه
نفر نیست که او چهارمین آنها نباشد، و پنج نفرى که خدا ششمین آنها نباشد، نه کمتر
از آن و نه بیشتر مگر این خدا هر کجا که باشند، همراهشان است».[۱۲]

 

چگونه پروردگارت را
مى&#۸۲۰۲;بینى؟

مردى نزد امیرمؤمنان
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; آمد و از ایشان پرسید؟

اى امیرمؤمنان
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;، به من بگو، آیا وقتى پروردگارت را عبادت مى&#۸۲۰۲;کنى، او را مى&#۸۲۰۲;بینى؟

حضرت فرمود: «من کسى
نیستم که پروردگارى را عبادت کنم که نمى&#۸۲۰۲;بینمش».

مرد گفت: چگونه او را
مى&#۸۲۰۲;بینى؟

فرمود:
«یَا وَیْحَکَ، لَمْ تَرَهُ العُیونُ بِمُشاهِدَةِ العَیانِ،
وَ لکنْ رَاَتْهُ القُلوبُ بِحَقائِقِ الاِیمانِ، مَعُروفٌ بِالَّدلالاتِ،
مَنْعُوتٌ بِالعَلاماتِ، لایُقاس بِالنّاسِ، وَ لاْیدْرَکُ بِالْحَواسِ»
[۱۳]؛
«واى بر تو، خداى تعالى به چشم ظاهر دیده نمى&#۸۲۰۲;شود، بلکه عقل&#۸۲۰۲;ها، به کمک حقایق ایمان
او را در مى&#۸۲۰۲;یابند. او به نشانه&#۸۲۰۲;هاى خویش شناخته شده است و به علامات روشن، آشکار
گردیده. خداوند با مردم مقایسه نمى&#۸۲۰۲;شود و با حواس ظاهر نمى&#۸۲۰۲;توان ادراکش نمود».

 

تفسیر «انا لله و انا
الیه راجعون»

امیرمؤمنان
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; در مرگ برادر اشعث بن قیس، به تسلیت گفتن نزد وى رفت و در سخنانش
فرمود:

«اگر گریه و زارى کنى،
حق خویش و برادرى را به جا آورده&#۸۲۰۲;اى و اگر شکیبایى ورزى، حق خدا را گزارده&#۸۲۰۲;اى علاوه
بر این که اگر صبورى پیشه کنى، در حالى قضاى الهی را پشت سرگذارده&#۸۲۰۲;اى که محمود و
مورد ستایشى و اگر جزع نمایى، مذموم و نکوهیده خواهى بود».

اشعث گفت: «انا لله و
انا الیه راجعون».

امیرمؤمنان
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; فرمود: آیا حقیقت این سخن را مى&#۸۲۰۲;دانى؟

گفت: نه. نهایت علم و
دانایى شمایید.

فرمود:
«اَمّا قُوْلُکَ «انالله» فَاِقْرار مِنْکِ بِالمُلک، وَ
اَمّا قَوْلُکَ «انا الیه راجعون» فَاِقْرارٌ مِنْکَ بِالْهَلاکِ»
[۱۴]؛
«این که گفتى «انا لله» اقرار نمودى که مملوکى و اختیارى از خود ندارى، و این که
گفتى «و انا الیه راجعون» اعتراف کردى که از میان خواهى رفت».

 

عطا و تکلیف

درباره معناى
«لاَحَوْلَ وَ لاَ قَّوةَ اِلاّ بِاللّهِ»
از
مولاى متقیان (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; سؤال کردند.

فرمود:
«اِنّا لا نَمْلِکُ مَعَ اللّه شَیْئاً، وَ لا نَمْلِکُ
اِلاّ مَا مَلَّکَنَا»
[۱۵]؛
«یعنى ما در برابر خدا، مالک چیزى نمى&#۸۲۰۲;شویم و چیزى را به دست نمى&#۸۲۰۲;آوریم جز آن چه او
به ما ببخشاید. پس هر گاه چیزى را که خود به داشتن آن سزاوارتر است، به ما عطا کند،
وظائفى بر عهده ما گذاشته، و چون آن را از ما بگیرد، تکلیف خود را از ما برداشته
است.

 

چگونه ممکن است؟

از امام على
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; سوال شد: چگونه خداوند با فراوانى بندگان، به حسابشان رسیدگى
مى&#۸۲۰۲;کند؟

فرمود:
«کَمایَرْزُقُقُمْ عَلى کَثْرَتِهِمْ»
؛ «چنان&#۸۲۰۲;که
با بسیارى&#۸۲۰۲;شان، آنها را روزى مى&#۸۲۰۲;دهد».

گفته شد: چگونه محاسبه
شان مى&#۸۲۰۲;کند، در حالى که او را نمى&#۸۲۰۲;بینند؟

فرمود:
«کَمایَرْزُقُقُمْ وَ لاَ یَرَوْنَهُ»
[۱۶]؛
«آن&#۸۲۰۲;گونه روزى&#۸۲۰۲;شان مى&#۸۲۰۲;دهد و او را نمى&#۸۲۰۲;بینند».

 

همه چیز از او براى او
است

امام على
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; به عبایه بن ربعى که از ایشان درباره استطاعت و توانایى که با آن بر
مى&#۸۲۰۲;خیزیم و مى&#۸۲۰۲;نشینیم و کار مى&#۸۲۰۲;کنیم، پرسید، فرمود:

«تو از توان و استطاعت
پرسیدى. آیا آن را بدون خدا دارى یا همراه با او؟»

عبایه خاموش ماند. پس
امیرمؤمنان (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; ادامه داد:

«اگر مى&#۸۲۰۲;گفتى آن
استطاعت را همراه با خدا دارم، مى&#۸۲۰۲;کشمت، و اگر مى&#۸۲۰۲;گفتى بدون خدا دارى، باز هم
مى&#۸۲۰۲;کشتمت».

عبایه عرض کرد: پس چه
باید بگویم!

فرمود: «بگو: آن را از
خدایى دارى که به غیر تو نیز داده، و اگر آن را به تو عطا کرده، از عطاء الهی است،
و اگر از تو گرفته، بلا و آزمایش از سوى او بوده است».


«فَهُوَ المالِکُ لِما مَلّکَکَ وَ القادِرُ عَلَى مَا عَلَیْهِ
اَقْدَرَکَ»
[۱۷]؛
«او است مالک آنچه به تو داده، و هم او است تواناى مطلق بر آنچه تو را بر آن
توانایى بخشیده است».

 

قضا و قدر یعنى چه؟

در روایت است که مردى
به امام (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; گفت: این «قضا» و «قدر» که مى&#۸۲۰۲;گویى، چیست؟

فرمود:
«الامُر بِالطّاعهِ و النّهىُ عَنِ الَمَعْصِیَةِ، وَ التَّمکْیِنُ مِنْ فِعْلِ
الحَسَنَةِ وَ تَرکُ الَمعْصِیَةِ، وَ الْمَعُونَةِ عَلى الْقُرْبَةِ اِلَیْهِ،
وَالخِذْلانِ لِمَنْ عَصاهُ وَ الَوعْدِ وَ الْوعِیِدِ وَ التَّرْهیِبِ، کُلُ ذلک
قَضاءُ اللهِ فِى اَفْعالِنا وَ قَدَرُهُ»
[۱۸]؛
«فرمان دادن به اطاعت و نهى نمودن از گناه و قدرت انجام نیکى و ترک معصیت عطا
فرمودن و یارى کردن به نزدیک شدن (بندگان) به خود، و خوار و ذلیل کردن معصیت کاران
و بیم و بشارت دادن و رغبت انگیختن و ترسانیدن، همه این&#۸۲۰۲;ها قضا و قدر الهى است در
کارهاى ما».

 

مجبور بودیم یا مختار؟

پس از بازگشت
امیرمؤمنان (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; از جنگ صفین، شخصى از آن حضرت پرسید: اى امیرمؤمنان
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; به من بفرمایید آیا جریان حرکت ما به شام و جنگ با شامیان به قضا و
قدر الهی بود یا نه؟

حضرت فرمود: آرى اى
شیخ، شما به هیچ تپه و کوه و دره و صحرایى پا نگذاشتید، جز این که با قضا و قدر
الهی مطابق بود.

مرد پرسید: پس باید
تمام این سختى&#۸۲۰۲;ها را به حساب خدا بگذاریم، ولى من اجرى براى خود نمى&#۸۲۰۲;بینم.

حضرت فرمود: چگونه
مأجور نباشید، در حالى که خداى متعال براى حرکت شما که به سوى دشمن مى&#۸۲۰۲;رفتید و براى
بازگشت شما از جنگ، ثواب فراوان در شمار آورده و شما در این حرکت مجبور و مضطر
نبودید.

مرد گفت: چگونه مجبور
نبودیم در حالى که قضا و قدر الهی ما را به این مسیر برده و برگردانده است.

امیرمؤمنان
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; فرمود: «گویا منظور تو قضا و قدر حتمى و قطعى خدا است:
«لَوْ کانَ ذلِکَ کَذلِکَ، لَبَطَلَ الثَّوابُ وَ العِقَابُ، وَ سَقَطَ الَوْعدُ وَ
الَوْعیِدُ، وَ الاْمُر مِنَ اللّهِ وَ الحّفْىُ، وَ مَا کانَتْ تَأتِى مِنَ اللّهِ
لاَئِمة لِمُذْنِبٍ، وَ لاَمَحْمَدَةٌ لِمُحْسِنٍ، وَ لاَ کانَ الْمُحْسِنُ اَوْلَى
بِثَوابِ الاِْحْسانِ مِنَ الْمُذْنِبِ،وَ لاَ الْمُذْنِبُ اَوْلَى بِعُقُوبَةِ
الذَّنْبِ مِنَ الْمُحْسِنِ»
[۱۹]؛
«اگر چنین که تو مى&#۸۲۰۲;گویى باشد، ثواب و عقاب و وعده بهشت و تهدید جهنم و امر و نهى
خدا، همه باطل مى&#۸۲۰۲;شود و انسان مطیع با شخص عاصى، برابر مى&#۸۲۰۲;گردید، و از سوى خدا براى
انسان بدکار نکوهشى، و براى انسان نیکوکار تشویقى صادر نمى&#۸۲۰۲;شود و انسان اطاعت پیشه
در گرفتن پاداش نیکوکارى&#۸۲۰۲;اش از شخص عاصى سزاوارتر نبود و فرد گنهکار در رسیدن به
کیفر عصیانش، از انسان بى&#۸۲۰۲;گناه متمایز نمى&#۸۲۰۲;گردید... بى&#۸۲۰۲;شک خداوند امر کرده و اختیار
داده، نهى فرموده و ترسانیده، تکلیف نموده و آسان گرفته، اگر او را فرمان نمى&#۸۲۰۲;برد
از ناتوانى او نیست، و اگر او را اطاعت مى&#۸۲۰۲;کنند، از روى اجبار و ناچارى نمى&#۸۲۰۲;تواند
بود».

 


از اطاعت تا محبت

 

واجبات چه مى&#۸۲۰۲;شود؟

به امیرمؤمنان
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; گفته شد: هر که شهادت بدهد که جز خداى یکتا خدایى نیست و محمد رسول
خدا است، آیا مؤمن است؟

فرمود:
«فاَیْنَ فَرائضُ اللّهِ»
[۲۰]؛
«پس واجبات الهی چه مى&#۸۲۰۲;شود؟».

 

جز براى نماز
مى&#۸۲۰۲;جنگیم؟

در یکى از روزهاى جنگ
صفین، على (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; در حال جنگ و کارزار بود و در عین حال خورشید را
مى&#۸۲۰۲;پایید. ابن&#۸۲۰۲;عباس به آن حضرت گفت: معنى نگاه&#۸۲۰۲;هاى گاه گاه شما به خورشید چیست؟

فرمود: مى&#۸۲۰۲;نگرم که
هرگاه ظهر شد، نماز بگزاریم.

ابن عباس گفت: اکنون
وقت نمازگزاردن است؟ ما مشغول جنگیم و به نماز نمى&#۸۲۰۲;رسیم.

فرمود:
«عَلى ما نُقاتِلهُم؟ اِنّما نُقاتلهم عَلى الصَّلاةِ»
؛
«مى&#۸۲۰۲;دانى براى چه با آنها مى&#۸۲۰۲;جنگیم، به خاطر نماز».

ابن عباس گفت که امام
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; در لیلةُ الهریر (که سخت&#۸۲۰۲;ترین شب در جنگ صفین بود) هرگز نماز شبش را
ترک نکرد.[۲۱]

 

اسرار سجده

از امیرمؤمنان
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; درباره معناى سجده و اذکار آن پرسیدند، فرمود:

معنایش این است که مرا
از خاک آفریدى و برداشتن سر از سجده یعنى مرا از خاک بیرون آوردى، و سجده دوم، یعنى
مرا به خاک برمى گردانى، و برداشتن سر از سجده دوم یعنى مرا از خاک بر مى&#۸۲۰۲;انگیزانى.

این که مى&#۸۲۰۲;گویى
«سُبْحانَ رَبِّىَ الاْعْلىَ»
، «سبحان الله» یعنى
پاک و منزه دانستن خدا از مرتبه مخلوقین و «ربى» یعنى آفریدگار من، و «اعلى» یعنى
بر فراز آسمان&#۸۲۰۲;ها جاى دارد و بندگان همگى زیر دست و مقهور عزت و شکوه اویند و اوست
که همگان را تدبیر مى&#۸۲۰۲;کند و هر بازگشتى به سوى او است.[۲۲]

 

برترین سخن&#۸۲۰۲;ها

زید بن صوحان به
امیرمؤمنان (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; گفت: برترین سخن نزد خداوند کدام است؟

فرمود:
«کَثْرةُ ذِکْر اللّه و التَّضرُّعُ اِلیه و الدُّعاءُ»
[۲۳]؛
«فراوان یاد خدا کردن و تضرع و زارى نمودن به درگاه او، و دعا کردن».

 

شوق دیدار

از امیرمؤمنان
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; پرسیدند: از چه رو ملاقات پروردگارت را دوست دارى؟

فرمود:
«لمّا رَایتُه قَدْ اخْتاَر لى دینَ مَلائکتِهِ و رُسُلِه و اَنْبیائِهِ، عَلِمْتُ
اَنَّ الذّى اَکْرَمنىِ بَهذا، لَیْس یَنْسانِى، فَاَحْبَبْتُ لِقاءَهُ»
[۲۴]؛
«چون دیدم او آیین فرشتگان و پیامبران و انبیاء خود را براى من پسندیده، دانستم کسى
که این گونه مرا گرامى داشت، هرگز فراموشم نمى&#۸۲۰۲;کند، پس شیفته دیدارش شدم».
 

ذکر خدا گفتن یعنى...

امیرمؤمنان
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; فرمود: مؤمن به چیزى مثل محروم شدن از سه خصلت آزموده نشود؟

گفتند: آنها کدامند؟

فرمود: همراهى با
دیگران به آنچه دارد، انصاف ورزیدن و حق دادن به دیگران، و ذکر بسیار از خداوند.


«اَمّا اِنّى لا اَقُوُل لَکُمْ «سُبْحانَ اللّهِ» وَ
«الْحَمْدُلِلِّه» وَ لکنْ ذِکرُاللّهِ عِنْدَ ما اَحلَّ لَهُ وَ ذِکرُ اللّهِ
عِنْدَ ما حَرَّمَ عَلَیْهِ»
[۲۵]؛
«اما من به شما نمى&#۸۲۰۲;گویم که ذکر خدا یعنى سبحان الله و الحمدالله گفتن، بلکه مرادم
یاد کردن خدا است در آنچه بر انسان حلال کرده، و یاد داشتن خدا است در آنچه بر او
حرام کرده است».

 

درجات دوستداران خدا

عربى بیابان&#۸۲۰۲;گرد از
على (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; پرسید که مراتب دوستداران خدا کدام است؟

فرمود:
«اَدْنى دَرجاتِهم مَنِ اسْتَصْغَرَ طاعتَهُ و اسْتَعظَمَ ذَنْبَه وَ هُوَ بِظَنِّ
اَنْ لَیْسَ فِى الدّارَیْنِ مَا خُوذٌ غَیْرُهُ»
؛ «پایین&#۸۲۰۲;ترین مراتب
ایشان آن است که شخص طاعت خود را اندک و معصیت خویش بزرگ بشمارد و یقین داشته باشد
که در دو جهان کسى جز او در بند و گرفتار گناهانش نیست».

اعرابى با شنیدن این
اوصاف از هوش رفت، چون به هوش آمد، گفت: آیا مرتبه&#۸۲۰۲;اى بالاتر از این نیز وجود دارد؟

فرمود: آرى، هفتاد
مرتبه بالاتر.[۲۶]

 

سپاس گزارى چرا؟

شخصى از على
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; پرسید: به چه بهانه نعمت&#۸۲۰۲;هاى پروردگارت را شکر مى&#۸۲۰۲;گزارى؟

فرمود:
«نَظَرْتُ اِلى بَلاءٍ قَد صَرَفَه عَنّى و اَبلى بِهِ
غَیْرى، فَعَلِمْتُ اَنّه قَدْ اَنْعَمَ عَلىَّ فَشَکَرْتُهُ»
[۲۷]؛
«دیدم چه بسا مصیبت&#۸۲۰۲;ها و ناگوارى&#۸۲۰۲;ها که از من دور گردانیده و جز مرا به آنها مبتلا
ساخته، پس دانستم که نسبت به من نیکى به جاى آورده، سپاس گزارى&#۸۲۰۲;اش کردم».

 

کدام را سپاس گوییم؟

روزى جابر بن عبدالله
انصارى به امام على (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; عرض کرد: چگونه صبح گردید اى امیرمؤمنان
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;؟

فرمود: صبح کردیم در
حالى که نعمت&#۸۲۰۲;هاى خدا در حق ما بى&#۸۲۰۲;شمار بود و گناهانمان در حق او بسیار.
«فَلاَ نَدْرىِ مَا نَشْکُرُ اَجَمیلَ ما یَسْتُرُ اَمْ قَبیحَ ما یَیْستُرُ»
[۲۸]؛
«پس ندانستیم خداوند را بر چه چیز سپاسگزار باشیم، بر آن خوبى&#۸۲۰۲;ها که منتشر مى&#۸۲۰۲;سازد
یا بدى&#۸۲۰۲;هایى که مى&#۸۲۰۲;پوشاند؟».

 

کى امر به معروف و نهى
از منکر کنیم؟

على (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;
فرمود: زهدورزان در دنیا کسانى&#۸۲۰۲;اند که موعظه مى&#۸۲۰۲;شوند و پند مى&#۸۲۰۲;گیرند، بیم داده
مى&#۸۲۰۲;شوند و خود را مى&#۸۲۰۲;پایند، یاد مى&#۸۲۰۲;گیرند و به کار مى&#۸۲۰۲;بندند. اگر آسانى بینند، سپاس
گویند و اگر به سختى افتند، صبور باشند.

گفته شد: اى وصى رسول
خدا، آیا تا به همه خوبى&#۸۲۰۲;ها عمل نکرده&#۸۲۰۲;ایم، امر به معروف نکنیم، و تا از همه بدى&#۸۲۰۲;ها
دست نکشیده&#۸۲۰۲;ایم، نهى از منکر نکنى؟

فرمود:
«لا، بَلْ مُرّوا بِالْمَعْروفِ وَ اِنْ لَمْ تَعْمَلوا بِه
کُلِّه، وَ انْهَوا عَنِ الْمُنْکَرِ وَ اِنْ لَمْ تَنْتَوا عَنْه کُلِّه»
[۲۹]؛
«نه، بلکه باید به نیکى&#۸۲۰۲;ها امر کنیم گر چه به تمام آنها عمل نکرده باشید، و باید از
بدى&#۸۲۰۲;ها باز دارید، گر چه خود همه آنها را ترک نکرده باشید».

 


على (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; امام ارزش&#۸۲۰۲;ها

  

موقعیت&#۸۲۰۲;هاى ممتاز امام
على (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;

امام على
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; در پاسخ مرد یهودى که از ویژگى&#۸۲۰۲;هاى اوصیاى الهی (و به ویژه درباره
خود ایشان) سؤال کرده بود، فرمود: اى برادر یهودى، خداوند مرا در دوران زندگى
پیامبر ما محمد (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; در هفت جا آزمود و مرا - بى&#۸۲۰۲;آن که بخواهم خود
را بستایم - به نعمت خود، فرمانبردار یافت.

یهودى گفت: آن
موقعیت&#۸۲۰۲;ها کدام است؟

فرمود: نخستین آنها
وقتى بود که پیامبر ما وحى را دریافت کرد و خداوند رسالت و پیامبرى را به او عطا
فرمود. در آن زمان من جوان&#۸۲۰۲;ترین خانواده خود بودم و در خانه محمد
(صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲;به آن حضرت خدمت مى&#۸۲۰۲;کردم و در انجام کارهاى او مى&#۸۲۰۲;کوشیدم.

تا این که حضرت
(صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; کوچک و بزرگ خاندان عبدالمطلب را به اسلام فراخواند تا گواهى
دهند که معبودى جز خداى یکتا نیست و او پیامبر خدا است. اما آنها خوددارى کردند و
انکار نمودند و از او بریدند و طریق دشمنى با او پیمودند. با کناره&#۸۲۰۲;گیرى ایشان،
دیگران نیز با پیامبر (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; به مخالفت برخاستند و آنچه او از سوى
خدا برایشان آورده بود، چون تاب تحملش را نداشتند و عقل&#۸۲۰۲;هاشان آن را درک نمى&#۸۲۰۲;کرد،
برایشان گران آمد. در این میان تنها من پاسخ نداى پیامبر (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; را
دادم و با شتاب، با یقین و فرمانبردارانه دعوتش را پذیرفتم و در این باره هیچ
تردیدى به دلم راه نیافت.

طى سه سال، ما بدین
صورت در خدمت و همراه رسول خدا (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; بودیم و در این مدت، بر روى
زمین، جز من و خدیجه (دختر خویلد) - که خداى تعالى رحمتش کند - کسى مسلمان نبود و
نماز نمى&#۸۲۰۲;گذارد.

على (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; رو
به اصحاب خود کرد و فرمود: آیا چنین نبود؟ گفتند: آرى، چنین بود، اى امیرمؤمنان
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;.[۳۰]

 

تقسیم عادلانه

روزى دو زن نزد امام
على (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; آمدند. یکى از آنان عرب، و دیگرى کنیزى آزاد بود. امام
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; درهمى چند و مقدارى غذا را به طور مساوى بین آن دو تقسیم کرد. زن
عرب اعتراض نمود و گفت: من عرب هستم و این زن عجم. چرا مرا نصیب بیشتر ندادید؟

امام (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;
فرمود: «اِنّى وَاللّه لا اَجِدُ لِبَنِى اسْماعیلَ فِى
هَذا الْفَیْى&#۸۲۰۲;ء فضلاً عَلى بَنِى اسْحاق»
[۳۱]؛
«به خدا سوگند که در تقسیم این مقدار از بیت&#۸۲۰۲;المال، در فرزندان اسماعیل برترى&#۸۲۰۲;اى بر
فرزندان اسحاق نمى&#۸۲۰۲;بینم».

 

سزاور سرزنش کسى است
که...

شخصى از امیرمؤمنان
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; پرسید: چرا حق امامت خود را دیر طلب کردید؟

امام (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;
در پاسخ فرمود: «لایُعابُ الَمْرءُ بِتَأخیرِ حَقِّهِ،
اِنّما یُعابُ مَنْ اَخَذَ ما لَیْسَ لَهُ»
[۳۲]؛
«مرد را سرزنش نکنند که چرا حقش را دیر طلب کرده، بلکه کسى سزاوار سرزنش است که
آنچه حقش نبوده، به ناحق گرفته است».
 

پاسخ به یهودى

یهودى&#۸۲۰۲;اى به امام على
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; گفت: هنوز پیامبرتان را دفن نکرده بودید که درباره&#۸۲۰۲;اش اختلاف
نمودید.

حضرت فرمود: ما درباره
آنچه از او رسیده بود اختلاف کردیم، نه در خود او. اما شما یهودیان هنوز پاى عبور
از دریاى نیل خشک نکرده بودید که به پیامبرتان گفتید:


«اجْعَلْ لَنا إِلهاً کَما لَهُمْ آلِهَةٌ قالَ إِنَّکُمْ قَوْمٌ
تَجْهَلُونَ»
[۳۳]؛
«براى ما خدایى&#۸۲۰۲;بساز، همچنان که بت&#۸۲۰۲;پرستان خدایى دارند، موسى گفت: شما مردمى
نادانید».[۳۴]

 

محض عدالت

عبدالله بن عباس گوید:
روزى در «ذى قار» خدمت امیرمؤمنان (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; رسیدم. آن حضرت مشغول وصله کردن
کفش خود بود. پس به من فرمود: ارزش این کفش چقدر است؟

گفتم: ارزشى ندارد.

فرمود: به خدا سوگند
که این کفش را بیش از حکومت بر شما دوست مى&#۸۲۰۲;دارم، «اِلاّ
اَنْ اُقِیمَ حَقّا، اَوْ اَدْفَعَ باطِلاٍ»
[۳۵]؛
«مگر این که با آن حقى را بر پاى دارم، یا باطلى را دفع نمایم».
 

علم على
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;

امام باقر
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; فرمود: از امیرمؤمنان (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; درباره علم پیامبر
(صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; پرسیدند، فرمود: علم و دانش پیامبر (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲;
علم و دانش همه پیامبران، و علم گذشته و آینده تا روز قیامت است.


«وَالّذىِ نَفْسِى بِیَدِهِ اِنّى لاََعْلَمُ عِلْمَ النَّبِى وَ
عِلْمَ مَا کانَ وَ عِلْمَ ما هُوَ کائِنٌ فَیِما بَینىِ وَ بَیْنَ قِیامِ
السّاعةِ»
[۳۶]؛
«به آن که جانم در قبضه قدرت اوست سوگند که من علم پیامبر (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; و
علم گذشته و آینده تا روز قیامت را مى&#۸۲۰۲;دانم و بدون آگاهم».

 

هدایت دشمنان

امام صادق
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; فرمود: روزى امیرمؤمنان (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; حکمى صادر فرمود و کسانى که
آن حضرت را از مقامش باز داشته، آن حکم را نپذیرفتند. سلمان به آن حضرت
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; عرض کرد:

چه چیز سبب شد آنان را
به حق راه بنمایى؟ مى&#۸۲۰۲;گذاشتى در طغیان خود غوطه ور شوند و هلاک گردند.

فرمود: خواستم حق را
آشکار سازم و به آنان بفهمانمش تا حجت و دلیل حق بر آنان موکد گردد. خداى تعالى در
کتاب خویش مى&#۸۲۰۲;فرماید: «أَ فَمَنْ یَهْدِی إِلَى الْحَقِّ
أَحَقُّ أَنْ یُتَّبَعَ أَمَّنْ لا یَهِدِّی إِلاّ أَنْ یُهْدى فَما لَکُمْ کَیْفَ
تَحْکُمُونَ»
[۳۷]؛ 
«آیا آن که به حق هدایت مى&#۸۲۰۲;کند براى پیروى سزاوارتر است، یا کسى که خود هدایت نشود
تا هدایتش کنند؟ شما را چه شده است، چگونه داورى مى&#۸۲۰۲;کنید».[۳۸]

 

نشانه&#۸۲۰۲;هاى شیعه على
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;

در روایت است که یک شب
مهتابى، امیرمؤمنان (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; از مسجد بیرون آمد و به طرف صحراء رفت. عده&#۸۲۰۲;اى
به آن حضرت ملحق شدند و در پى ایشان به راه افتادند. امام (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; ایستاد به
آنها فرمود: کیستید؟

گفتند: از پیروان شما،
اى امیرمؤمنان (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;.

حضرت، خیره به صورت
آنان نگریست و فرمود: علت چیست که علامات شیعه بودن را در چهره&#۸۲۰۲;هاى شما نمى&#۸۲۰۲;بینم؟

گفتند: آن نشانه&#۸۲۰۲;هاى
کدام است؟

فرمود:
«صُفْر الوجوه من السهر، عُمشُ العُیونِ مِنَ الْبُکاءِ،
حُدْبُ الظُ&#۸۲۰۲;هورِ مِنَ القِیِامِ، خُمُصُ البُطونِ مِنَ الصّیامِ، ذُبُل الشفاةِ
مِنَ الدّعاءِ، عَلَیْهِمْ غَبَرةُ الخاشِعینَ»
[۳۹]؛
«چهره&#۸۲۰۲;هایى زرد از بیدار خوابى، دیده&#۸۲۰۲;هایى کم&#۸۲۰۲;سو از گریه و زارى، پشت&#۸۲۰۲;هایى خمیده از
قیام، شکم&#۸۲۰۲;هاى خالى به خاطر روزه، لب&#۸۲۰۲;هاى خشک و ترکیده از کثرت دعا دارند و بر آنان
غبار خاشعان و خاکساران پیدا است».

 

آنان خجسته&#۸۲۰۲;ترند

روزى امیرمؤمنان
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; آیه: «إِنَّ أَوْلِیاءَ اللّهِ لا خَوْفٌ
عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ»
[۴۰]؛
«دوستداران خدا، نه مى&#۸۲۰۲;ترسند و نه دچار حزن و اندوه مى&#۸۲۰۲;شوند» را تلاوت کرد و فرمود:

مى&#۸۲۰۲;دانید اولیاء الله
چه کسانى&#۸۲۰۲;اند؟

گفتند: آنها کیستند،
اى امیرمؤمنان (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;؟

فرمود: دوستداران خدا،
ما هستیم و پیروان ما. هر یک پس از ما، از ما پیروى نماید، خوشا ما! خوشا ما! و
خجسته آنان، در حالى که خجستگى آنان برتر از خجستگى ما است.

گفته شد: خجستگى آنان
چگونه است که افضل از خجستگى ما است؟ آیا ما و آنان به یک حالت نیستیم؟

فرمود:
«لاَ، لاِنَّهم حَمَلوا ما لَمْ تَحْمِلوا عَلَیْهِ وَ
اَطاقُوا مَا لَمْ تُطیقوُا»
[۴۱]؛
«نه، زیرا آنان مسئولیت&#۸۲۰۲;هایى بر دوش مى&#۸۲۰۲;کشند که شما نمى&#۸۲۰۲;توانید، و سختى&#۸۲۰۲;هایى را
متحمل مى&#۸۲۰۲;شوند که شما طاقت نمى&#۸۲۰۲;آورید».
 

سنت، بدعت، فُرقت و
جماعت

مردى، از على
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; درباره «سنت» و «بدعت» و «فرقت» (تکروى) و «جماعت» پرسید، حضرت
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; در جوابش فرمود:


«اَمّا السُّنَّةُ فَسُنَّةُ رَسولِ اللّهِ (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲;،
وَ اَمّا الْبِدْعَةُ فَما خَاَلفَها، وَ اَمَّا الفُرْقَةَ فَاَهْلُ الباطِلِ، وَ
اِنْ کَثُروا، وَ اَمَّا الْجَماعَةُ فَاَهْلُ الحَقِّ وَ اِنْ قَلُّوا»
[۴۲]؛
«سنت، همان سنت رسول خدا است، اما بدعت هر چیزى است که بر خلاف سنت باشد، و تکروان
اهل باطلند هر چند بسیار باشند، و جماعت همان حق پرستانند، اگر چه اندک باشند».

 
 


دنیا و آخرت

  

دشمنى دنیا و آخرت

شخصى از آن حضرت
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; پرسید که چرا پیراهن وصله&#۸۲۰۲;دار پوشیده است؟!

فرمود: با این پیراهن،
دل فروتن، و نفس رام مى&#۸۲۰۲;گردد و مؤمنان از آن سرمشق مى&#۸۲۰۲;گیرند. دنیا و آخرت دو دشمن
متفاوت، و دو راه جداى از هم هستند، پس کسى که دنیاپرست باشد و به آن عشق بورزد، به
آخرت کینه خواهد داشت و با آن دشمنى خواهد کرد.


«وَ هُمَا بِمَنْزِلَةِ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ، وَ ماشٍ
بَیْنَهُما کُلَّما قَرُبَ مِنْ واحدٍ بَعْدَ مِنَ الآخَرِ، وَ هُما بَعْدُ
ضَرَّتانِ»
[۴۳]؛
«دنیا و آخرت همچون مشرق و مغرب&#۸۲۰۲;اند؛ رونده به سوى آن دو، هرگاه به یکى نزدیک شود،
از دیگرى دور مى&#۸۲۰۲;گردد، و آن دو همواره به هم زیان مى&#۸۲۰۲;رسانند».
 

خانه اندوه و گرفتارى

شخصى به امیرمؤمنان
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; عرض کرد! چگونه صبح کردى اى امیرمؤمنان؟

فرمود: در حالى که
روزى&#۸۲۰۲;ام را مى&#۸۲۰۲;خورم و مرگ خویش انتظار مى&#۸۲۰۲;کشم.

گفت: درباره دنیا چه
مى&#۸۲۰۲;گویید؟

فرمود:
«فَما اَقُولُ فى دارٍ اَوّلُها غَمٌّ و آخرها الموتُ، مَنِ
اسْتغنى فیها اْفْتَقَرَ وَ مَنْ اْفَتَتَقَرَ فیها حَزَنَ، فِى حلالِها حِسابٌ و
فى حرامِها النارُ»
؛ «چه مى&#۸۲۰۲;توانم گفت درباره جایى که آغاز آن اندوه است
و آخرش مردن، هر که در آن بى&#۸۲۰۲;نیازى بجوید، فقیر شود و هر که فقیر شود، محزون گردد.
در حلال آن حساب و کتاب است و در حرامش آتش».

گفت: بیش از همه چه
کسى مورد غبطه است؟

فرمود: بدنى که زیر
خاک است و از عقاب در امان و امیدوار ثواب و پاداش است.[۴۴]

 

دنیاگریز یا دنیاپرست

امام على
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; در پاسخ مردى که از آن حضرت موعظه خواسته بود، فرمود:

همچون کسى مباش که
بدون عمل، به آخرت امیدوار است و با آرزوهاى دراز، توبه را به تأخیر مى&#۸۲۰۲;افکند.


«یَقُولُ فِى الدُّنْیا بِقْوِلِ الزّاهِدِ وَ یَعْمَلُ فِیِها
بِعَمَلِ الرّاغِبین»
[۴۵]؛
«در دنیا همچون دنیاگریزان سخن مى&#۸۲۰۲;گوید، و بسان دنیاپرستان عمل مى&#۸۲۰۲;کند».

 

احمق&#۸۲۰۲;ترین مردم کیست؟

زید بن صوحان گوید: به
على (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; گفتم: احمق&#۸۲۰۲;ترین مردم کیست؟

فرمود:
«المُغْتَرُّ بِالدُّنیا و هُوَ یَرى ما فیها مِن تَقَلُّبِ
الاَحْوالِ»
[۴۶]؛
«آن که فریفته دنیا شود، در حالى که دگرگونى حالات و روزگار آدمیان را در آن
مى&#۸۲۰۲;بیند».

 

حقیقت حال ما

شخصى از امام على
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; پرسید: حال شما چگونه است؟

فرمود:
«کَیْفُ یَکُونُ حال ُ مَنْ یَغْنى بِبَقاءِهِ، وَ یَسْقَمُ بَصَحَّتِهِ، وَ
یُؤُتَى مِنْ مَأمَنِةِ»
[۴۷]؛
«چگونه تواند بود حال کسى که در بقاى خود ناپایدار، و در سلامتى&#۸۲۰۲;اش بیمار است و در
آنجا که آسایش دارد، مرگش فرا مى&#۸۲۰۲;رسد».
 

دانایى در چیست؟

از امیرمؤمنان
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; درباره «دانش» پرسیدند، فرمود:

فرمود: در چهار چیز
است: «اَنْ تَعْبدَاللّهَ بِقَدْرِ حاجُتِکَ اِلَیْهِ، وَ
اَنْ تَعصیهُ بِقَدْرِ صَبْرِکَ عَلَى النّارِ، وَ اَنْ تَعْمَلَ لِدُنْیاکَ
عُمْرِکَ فیَها وَ اَنْ تَعْمَلَ لاِخرتِکَ بِقَدْرِ بَقائکَ فیها»
[۴۸]؛
«این که خدا را به اندازه نیازت به او پرستش کنى، و به مقدار تحمل خود در برابر
آتش، او را معصیت نمایى، و به مقدارى که در دنیا مى&#۸۲۰۲;مانى براى آن کار کنى، و به
قدرى که در آخرت یه سر خواهى برد، براى آن عمل به جاى&#۸۲۰۲;آورى».

 

در آغوش مرگ

به امیرمؤمنان
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; گفته شد: آمادگى و مهیا شدن براى مرگ به چیست؟

فرمود:
«اداءُ الْفَرائِضِ و اجْتِنابُ المَحارمِ، و الاِشتْتِمالُ
عَلَى الْمَکارِمِ»
[۴۹]؛
«به جاى آوردن واجبات و دورى کردن از محرمات و برخوردارى از خلق&#۸۲۰۲;هاى متعالى. در این
صورت، دیگر مهم نیست که آدمى به سراغ مرگ رود یا مرگ به سراغ او آید. به خدا سوگند،
فرزند ابوطالب را اعتنایى نیست که خود به آغوش مرگ افتد، یا مرگ او را در آغوش
گیرد».
 

همسایگان بى&#۸۲۰۲;دروغ

به امیرمؤمنان
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; گفتند: چیست که همسایه قبور شده&#۸۲۰۲;اید؟

فرمود:
«اِنّى لاَجِدُهُمْ جیرانَ صِدْقٍ، یَکْفُرون السّیئةَ و
یَذْکرُونَ الآخِرةَ»
[۵۰]؛
«چون دریافتم که همسایگان راستگویى هستند که بدى&#۸۲۰۲;ها را پرده مى&#۸۲۰۲;پوشانند و آخرت را
به یاد مى&#۸۲۰۲;آورند».

 

دلبستگان آخرت کیانند؟

نوف بکالى گوید: شبى
امیرمؤمنان (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; را دیدم که براى عبادت از بستر برخاست و نگاهى به
ستارگان انداخت و به من فرمود: خوابى، یا بیدار؟

گفتم: بیدارم.

فرمود: اى نوف، خوشا
به حال آنان که نسبت به دنیا زهد مى&#۸۲۰۲;ورزند، و به آخرت دل مى&#۸۲۰۲;بندند.


«اولنکَ قَوْمٌ اتّخَذوُا الاَْرْضَ بِساطاً، وَ تُرابَها فِراشاً،
وَ ماءَها طِیباً، وَ القرآنَ شِعاراً، وَ الدُّعاءَ دِثاراً، ثُمَّ قَرَضُوا
الدُّنْیا قَرْضاً عَلَى مِنْهاجِ الْمَسیحِ»
[۵۱]؛
«آنان گروهى&#۸۲۰۲;اند که زمین را تخت، و خاک آن را بستر، و آب را عطر، و قرآن را پوشش
زیرین، و دعا را لباس روئین خود قرار دادند، و با روش عیساى مسیح، با دنیا رو به رو
شدند و آن را پشت سر گذاشتند».

 
 


اخلاق و آداب

 

نگون بخت&#۸۲۰۲;ترین مردم
کیست؟

زید بن صوحان به على
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; عرض کرد: اى امیرمؤمنان (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;، بدبخت&#۸۲۰۲;ترین آفریدگان کیست؟

فرمود:
«المُزَیّنُ لَکَ مَعْصِیِةَ اللّهِ»
[۵۲]؛
«کسى که دینش را به دنیاى دیگران بفروشد».

 

فلسفه پرسش

امیرمؤمنان
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;، در عکس العمل به سوال پیچیده و مشکل یک پرسش&#۸۲۰۲;گر، فرمود:
«سَلْ تَفَقُّهاً، وَ لاتَسْأل تَعَنُّتاً»
[۵۳]؛
«براى فهمیدن بپرس، نه براى آزردن و خطا گرفتن، که نادان دانش&#۸۲۰۲;آموز همچون داناست، و
داناى بى&#۸۲۰۲;انصاف همچون نادان بهانه&#۸۲۰۲;جو».
 

نشانه مردانگى

امیرمؤمنان
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; در پاسخ به این پرسش که «مردانگى» چیست؟

فرمود:
«لاَتَفْعَلْ شَیْئاً فِى السِّرِ مِنْهُ فِى الْعَلانِیَةِ»
[۵۴]؛
«مردانگى آن است که در خلوت کارى را نکنى که از انجام دادن آن در میان مردم
شرم&#۸۲۰۲;دارى».

 

حق را چگونه بشناسیم؟

حضرت امیر
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; در پاسخ به این سخن حارث که گفت: به عقیده من، طلحه و زیبر و عایشه،
به حق احتجاج مى&#۸۲۰۲;کردند و دلیل&#۸۲۰۲;شان درست بود، فرمود:


«انّ الْحَقَّ وَ الباطِلَ لایُعرَفان بِالنّاسِ، وَلکِن اَعْرفِ
الْحَقَّ بِاتّباعِ مَن اتَّبَعهُ، وَ الباطِلَ بِاجْتنِابِ مَن اجْتَنَبَهُ»
[۵۵]؛
«حق و باطل، به شخصیت&#۸۲۰۲;ها شناخته نمى&#۸۲۰۲;شود، بلکه حق را به تبعیت آن که از آن پیروى
مى&#۸۲۰۲;کند، بشناس و باطل را به دورى کردن آن که از آن اجتناب مى&#۸۲۰۲;ورزد».

 

نادان کیست؟

به امیرمؤمنان
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; گفته شد: خردمند را براى ما توصیف کنید.

فرمود:
«هُو الذّى یَضَعُ الشى&#۸۲۰۲;ءَ مَواضِعَهُ»
؛ «کسى که
هر چیز را در جاى خود قرار مى&#۸۲۰۲;دهد».

گفته شد: نادان را
توصیف نمایید.

فرمود: هم اکنون توصیف
کردم. (یعنى نادان، ضد دانا و خردمند است).[۵۶]

 

بزرگ&#۸۲۰۲;ترین گناه

از على (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;
سؤال شد که بزرگ&#۸۲۰۲;ترین گناه چیست؟

فرمود:
«الاْمْنُ مِنْ مَکْرِاللّه، وَ الاْیأسِ مِنْ رَوْحِ
اللّهِ، وَ القَنُوطِ مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ»
[۵۷]؛
«در امان بودن از مکر تدبیر الهی، ناامیدى از مهربانى و یارى خدا، و مأیوس شدن از
رحمت خدا».

 

کدام چهار چیز؟

امیرمؤمنان
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; فرمود: هر کسى بتواند خود را از چهار چیز نگاه دارد، شایسته است که
هیچ گزند و آسیبى نبیند.

گفتند: آن چهار چیز
کدام است؟

فرمود:
«العَجَلَةُ، وَالّلجاجَةُ، وَ العُجْبُ وَ التّوانِىّ»
[۵۸]؛
«شتاب در کارها، لجاجت و سرسختى، خودپسندى و سستى ورزیدن».

 

از دیده تا شنیده

از حضرت امیر
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; پرسیدند که میان حق و باطل چه اندازه فاصله است؟

فرمود: چهار انگشت.

آنگاه دست مبارکش را
میان گوش و دیدگان نهاد و گفت: «ما رَأتْهُ عَیْناک
فَهُوَ الَّحَقُّ، وَ مَا سَمِعَتْهُ اُذناکَ فَاکَثُرهُ باطِلٌ»
[۵۹]؛
«آنچه دیدگانت ببیند، حق است و بسیارى از چیزها که گوش&#۸۲۰۲;هایت مى&#۸۲۰۲;شنود، باطل و ناحق».

 

کورترین انسان

زید بن صوحان از
امیرمؤمنان (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; پرسید: کورترین انسان&#۸۲۰۲;ها کیست؟

فرمود:
«الذّى عَمِلَ لِغَیْرِ اللّهِ تعالى یَطْلُبُ بِعَمَلِهِ
الثوّابِ مِنْ عِنْدِاللّهِ عَزَّ و َ جَلَّ»
[۶۰]؛
«آن که براى غیر خداى تعالى کار مى&#۸۲۰۲;کند و ثواب و پاداش کار خود از خداى عز و جل طلب
مى&#۸۲۰۲;نماید».
 

نگاه شیطانى

از امیرمؤمنان
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; درباره مردى که به زنى رهگذر مى&#۸۲۰۲;نگرد، پرسیدند، فرمود: نگاه نخست
بى&#۸۲۰۲;مشکل است و اما نگاه دوم، تو را ضرر مى&#۸۲۰۲;رساند و نگاه سوم تیرى است زهرآگین از
تیرهاى ابلیس.


«مَنْ تَرَکَها لِلّه لالِغْیْرهِ، اَعْقَبهُ اللّهُ ایماناً
یَجِدْ طَعْمَهُ»
[۶۱]؛
«هر که براى خدا و نه براى غیر او، این نگاه را رها کند، خداوند به دنبال این
خوددارى، ایمانى در دل وى مى&#۸۲۰۲;افکند که بى&#۸۲۰۲;درنگ طعم آن را مى&#۸۲۰۲;چشد».

 

هفت رکن اسلام

کمیل بن زیاد نخعى
گوید: از امیرمؤمنان (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; درباره پایه&#۸۲۰۲;هاى اسلام پرسیدم که کدامند،
فرمود: اساس اسلام هفت چیز است:

نخست، عقل که صبر بر
آن استوار گردیده.

دوم، نگهدارى آبرو و
راستگویى.

سوم، خواندن قرآن
آنگونه که باید.

چهارم،
«الحبُّ فِى اللّهِ و البغضُ فِى اللّه»
؛ «دوستى
کردن و دشمنى ورزیدن در راه خدا».

پنجم،
«حقُ آلِ محَمدٍ و مَعرفةُ وَلایتِهِمْ»
؛ «گزاردن
حق خاندان پیامبر (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; و شناخت ولایت آنان».

ششم، به جاى آوردن حق
برادران و حمایت کردن از آنها.

هفتم، همجوارى نیکو و
پسندیده با مردم.[۶۲]

 

زود کیفرترین گناه

از على (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;
پرسیدند: کیفر کدام گناه زودتر به صاحبش مى&#۸۲۰۲;رسد؟

فرمود:
«مَنْ ظَلَم مَنْ لاناصرَلَهُ الا اللّهُ، وَ جاوَرَ
النِّعْمَةَ بِالتَقْصیرِ، وَ اسْتْطالَ بِالْبَغْىِ عَلَى الْفقِیرِ»
[۶۳]؛
«گناه کسى که ظلم کند به آن که یاورى جز خدا ندارد، و در شکر نعمت خدا کوتاهى
نماید، و به ستم، بر انسان فقیر دراز دستى کند».

 

این زن کارگزار خدا
است

امیرمؤمنان
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; فرمود: بهترین زنان شما پنج دسته&#۸۲۰۲;اند.

گفتند: آن پنج دسته
کدامند؟

فرمود: زنان ساده و
بى&#۸۲۰۲;آلایش، زنان دل رحم و خوش خو، زنان هم دل و همراه، زنى که چون شوهرش به خشم آید،
تا او را خشنود نسازد، خواب به چشمش نیاید: «وَ اِذَا
غابَ عَنْها زَوجُها حَفِظَتْهُ فِى غَیْبَیِهِ، فَتِلْکَ عَامِلٌ مِنْ عُمّال
اللّهِ وَ عامِلُ اللّهِ لایَخیبُ»
[۶۴]؛
«و زنى که در نبود شوهرش، او را هوادارى، و از او دفاع کند، چنین زنى کارگزارى از
کارگزاران خداوند است و کارگزار خدا هرگز خیانت نمى&#۸۲۰۲;ورزد».

 

عدالت یا بخشش

از امام على
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; پرسیدند که «عدل» یا «بخشش» کدام برتر است؟

فرمود:
«الْعَدلُ یَضَعُ الاُمُورَ مَواضِعَها، وَ الجُودُ
یُخْرِجُها مِنْ جَهَتِها، وَ الْعَدْلُ سَایسٌ عامٌ، وَ الجُودُ عَارِضٌ خاصٌ»
[۶۵]؛
«عدالت هر چیز را در جاى خود مى&#۸۲۰۲;گذارد، اما بخشش آن را از جاى خود خارج مى&#۸۲۰۲;گرداند؛
عدالت تدبیر عمومى مردم است، و بخشش گروهى خاص را در بر مى&#۸۲۰۲;گیرد. پس عدالت شریف&#۸۲۰۲;تر
و برتر است».

 

حقیقت معناى بیم و
امید

امیرمؤمنان
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; به مردى فرمود: شما چگونه&#۸۲۰۲;اید؟

گفت: امیدواریم و
بیمناک.

فرمود: هر که به چیزى
امیدوار است، آن را مى&#۸۲۰۲;جوید، و هر که از چیزى بیمناک است از آن مى&#۸۲۰۲;گریزد:
«مَا اَدْرىِ مَا خَوْفَ رَجُلٍ عَرَضَتْ لَهُ شَهْوَةٌ
فَلَمْ یَدَعْها لِما خافَ مِنْه، وَ مَا اَدْرِى مَا رَجاءُ رَجُلٍ بِهِ بَلاءٌ
فَلَمْ یَصْبِرْ عَلَیْهِ لِما یَرْجوُ»
[۶۶]؛
«نمى&#۸۲۰۲;دانم ترس مردى که شهوتى بر او رخ دهد و دست از آن بر ندارد، چه معنا مى&#۸۲۰۲;دهد، و
نمى&#۸۲۰۲;دانم امید کسى که بلایى بر او فرود آید و بر آن صبر ننماید، چه مفهومى دارد؟».

 

گناهى زود هلاک کننده

امیرمؤمنان
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; فرمود: پناه مى&#۸۲۰۲;برم به خدا از گناهانى که زود هلاکت و نابودى
مى&#۸۲۰۲;آورند.

پس عبدالله بن کواء
برخاست و گفت: اى امیرمؤمنان (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;، آیا چنین گناهانى وجود دارند؟

فرمود:
«نَعَمْ، وَیْلَکَ قَطیعَةُ الرَّحِمِ»
؛ «آرى،
بریدن پیوند خویشاوندى».

گاه خانواده&#۸۲۰۲;اى بدکار
و گناه پیشه گرد هم مى&#۸۲۰۲;آیند و یکدیگر را یارى مى&#۸۲۰۲;کنند و خداوند بدین عمل، آنان را
روزى عطا مى&#۸۲۰۲;فرماید، و خانواده&#۸۲۰۲;اى پارسا و متقى، چون پراکنده شوند و از یکدیگر
پیوند بگسلند، خدایشان از روزى محروم مى&#۸۲۰۲;کند.[۶۷]
 

خیر و نیکى به چیست؟

از امیرمؤمنان
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; پرسیدند که خیر و نیکى چیست؟

فرمود:
«لَیْسَ الخَیْرُ اَنْ یکْثُرَ مَالُکَ وَ وَلَدُکَ، وَ
لِکنْ الْخَیْرُ اَنْ یَکْثُرَ عَمَلُکَ، وَ اَنْ یَعظُمَ حِلْمُکَ وَ اَنْ
تُباهِىُ النَّاسَ بِعِباَدتِکَ رَبَّکَ»
[۶۸]؛
«نیکى آن نیست که مال و فرزندانت زیاد شوند، بلکه خیر آن است که دانش تو فراوان و
بردبارى&#۸۲۰۲;ات بزرگ و گران قدر گردد و در پرستش پروردگارت در میان مردم سرافزار باشى،
پس اگر عمل خیرى انجام دهى، شکر خداى بگزارى، و اگر بدى کنى، آمرزش بخواهى».

 

نیکوترین است و
زشت&#۸۲۰۲;ترین

از امیرمؤمنان
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; پرسیدند که بهترین و نیکوترین آفریده خدا کدام است؟

فرمود: سخن.

گفتند: زشت&#۸۲۰۲;ترین آنها
کدام است؟

فرمود: سخن (سپس ادامه
داد): «بِالْکَلامِ ابْیَضَّتْ الْوُجوهُ وَ بِالْکَلامِ
اسْوَدَّتَ الوُجُوهُ»
[۶۹]؛
«به سخن گفتن است که چهره&#۸۲۰۲;ها سفید و نورانى مى&#۸۲۰۲;شود و یا سیاه و مکدر مى&#۸۲۰۲;گردد».
 

مردم سه دسته&#۸۲۰۲;اند

مردى خدمت امیرمؤمنان
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; رسید و عرض کرد: مرا به نیکى&#۸۲۰۲;هایى سفارش نمایید که مایه نجات و
رستگارى&#۸۲۰۲;ام شود:

امام (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;
فرمود: اى سؤال&#۸۲۰۲;کننده، گوش بسپار، پس بفهم و آنگاه یقین نما و سپس به کار بند و
بدان که مردمان سه دسته&#۸۲۰۲;اند: «پارسا»، «شکیبا» و «آزمند».

پارسا کسى است که
اندوه و شادمانى از دلش بیرون رفته، نه به چیزى از دنیا شاد مى&#۸۲۰۲;گردد و نه به چیزى
از دنیا که از دست بدهد، اندوه مى&#۸۲۰۲;خورد، او آسوده است.

شکیبا کسى است که در
دل آرزوى دنیا مى&#۸۲۰۲;کند و چون به آن دست مى&#۸۲۰۲;یابد، به جهت سرانجام بد و ناگوار آن، بر
نفس خود لگام مى&#۸۲۰۲;زند. اگر به دلش آگاه و مطلع گردى، از پاکى و فروتنى و دوراندیشى
آن شگفت زده مى&#۸۲۰۲;شوى.

اما آزمند کسى است که
اهمیت نمى&#۸۲۰۲;دهد دنیا از کجا به سویش مى&#۸۲۰۲;آید، از راه حلال یا حرام؟ و اعتنا نمى&#۸۲۰۲;کند
که آبرویش در این کار ریخته شود، جانش هلاک گردد و جوانمردى&#۸۲۰۲;اش از میان برود، چنین
کسى در گرداب سرگردان است.[۷۰]
 

بالاترین مرتبه توکل

نقل است روزى
امیرمؤمنان (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; به گروهى برخورد نمود و از آنان پرسید: کیستید؟

گفتند: ما توکل
کنندگان به خداییم.

امام (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;
پرسید: توکل، شما را به چه مرتبه&#۸۲۰۲;اى رسانیده؟

گفتند: به این مرتبه
که اگر چیزى بیایم، روزى خود قرارش مى&#۸۲۰۲;دهیم و اگر نیابیم، صبر مى&#۸۲۰۲;کنیم.

امام (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;
فرمود: سگ&#۸۲۰۲;هاى خانه&#۸۲۰۲;هاى ما نیز چنین مى&#۸۲۰۲;کنند.

گفتند: پس چه کنیم، اى
امیرمؤمنان (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;؟

فرمود: کارى را که ما
مى&#۸۲۰۲;کنیم: «اِذا فَقَدْنا شَکَرْنا، و اِذا وَجَدْنا
آثرَنْا»
[۷۱]؛
«هرگاه چیزى نیابیم، خدا را سپاس گوییم و هرگاه بیاییم، دیگران را در آن نعمت بر
خود ترجیح دهیم».

 

خدمت&#۸۲۰۲;گزارى به نیازمند

حارث همدانى گوید: شبى
خدمت امیرمؤمنان (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;رسیدم و گفتم: اى امیرمؤمنان (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;، حاجتى
دارم.

فرمود: آیا مرا سزاوار
گفتن نیاز خود مى&#۸۲۰۲;دانى؟

گفتم: آرى.

فرمود: خداى تعالى تو
را از جانب من پاداش خیر عنایت  فرماید.

پس چراغ حجره&#۸۲۰۲;اش را
خاموش کرد و نشست و ادامه داد:

چراغ را خاموش کردم تا
ذلت نیازخواهى را در چهره&#۸۲۰۲;ات نبینم. بگو، چه مى&#۸۲۰۲;خواهى؟ من از رسول خدا
(صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; شنیدم که فرمود: «الحَوائجُ
اَمانةٌ مِنَ اللّهِ فِى صُدورِ العبادِ، فَمَنْ کَتَمها کُتِبَتْ لَهُ عِبادةٌ وَ
مَنْ اَفشاها کانَ حَقاً عَلى مَنْ سَمِعَها اَنْ یُعنیه»
[۷۲]؛
«نیازها، امانت&#۸۲۰۲;هاى الهی&#۸۲۰۲;اند در سینه بندگان. هر که آنها را پوشیده دارد، برایش
عبادتى نوشته شود، و هر که آنها افشا نماید، بر کسى که از آنها آگاه مى&#۸۲۰۲;شود لازم
است که برآورده شان کند».

 

عالمان، بهترین و
بدترین

به امیرمؤمنان
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; گفتند: پس از پیشوایان هدایت و نورهاى در تاریکى (یعنى ائمه
(علیهماالسلام)) بهترین مردم چه کسانى&#۸۲۰۲;اند؟

فرمود:
«العُلماءُ اِذا صَلَحُوا»
؛ «عالمان، وقتى که
صالح باشند».

گفتند: پس از ابلیس و
فرعون و کسانى که نام شما را بر خویش نهادند و القاب شما را دزدیدند و جایگاه&#۸۲۰۲;هاى
شما را غصب نمودند و در سرزمین&#۸۲۰۲;هاى شما به توطئه و دسیسه&#۸۲۰۲;چینى پرداخته&#۸۲۰۲;اند، بدترین
خلق خدا چه کسانى&#۸۲۰۲;اند؟

فرمود:
«العُلماءُ اِذا فَسَدوا، وَ انّهم المُظْهِرون لِلْبَاطِلِ
الکاتِموُنَ لِلحقائقَ»
؛ «عالمان آنگاه که فاسد شوند، چنین عالمانى امور
یاوه و باطل را آشکار مى&#۸۲۰۲;کنند و حقایق را در پرده مى&#۸۲۰۲;دارند».

و سخن خداوند درباره
ایشان است آنجا که مى&#۸۲۰۲;فرماید: «أُولئِکَ یَلْعَنُهُمُ
اللّهُ وَ یَلْعَنُهُمُ اللاّعِنُونَ»
[۷۳]؛
«اینان را خداى&#۸۲۰۲;تعالى لعنت مى&#۸۲۰۲;فرماید و نفرین&#۸۲۰۲;شان مى&#۸۲۰۲;کنند، نفرین&#۸۲۰۲;کنندگان».

 

اساس توبه و استغفار
چیست؟

کمیل بن زیاد از
امیرمؤمنان (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; پرسید: اى امیرمؤمنان (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;، بنده&#۸۲۰۲;اى که گناه
کرده و به خاطر آن از خدا آمرزش مى&#۸۲۰۲;خواهد، این آمرزش تا کجا است؟

فرمود: تا این که توبه
کند و باز گردد.

گفت: همین؟

گفت: بعد چه کند؟

فرمود: بنده وقتى
مرتکب معصیت مى&#۸۲۰۲;شود، مى&#۸۲۰۲;گوید «استغفرالله» و لب&#۸۲۰۲;ها و زبانش را حرکت مى&#۸۲۰۲;دهد، که باید
به دنبال این کار حقیقت توبه را در خود ایجاد نماید.

گفت: آن حقیقت چیست؟

فرمود:
«تَصْدیقٌ فِى القَلْبِ وَ اِضْمارُ اَنْ لایَعودَ الى
الذَّنْبِ الذّى استَغْفَرَ مِنْهُ»
؛ «آن حقیقتى راستى در دل و در خاطر
گذراندن این معنا است که دیگر به گناهى که از آن آمرزش خواسته، باز نگردد».

گفت: اگر چنین کنم، از
آمرزش خواهان خواهم بود؟

فرمود: نه

گفت: دیگر چه باید
کرد؟

فرمود: تو هنوز به اصل
استغفار نایل نشده&#۸۲۰۲;اى.

گفت: اصل و اساس این
کار چیست؟

فرمود: آن است که
دوباره از گناهى که از آن استغفار کرده&#۸۲۰۲;اى، توبه نمایى، و این نخستین مرتبه از
مراتب و مقامات انسان&#۸۲۰۲;هاى عابد است.[۷۴]

 

چرا رو به آسمان؟

روزى امام على
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; در سخنانش فرمود: هر گاه کسى از نمازش فارغ گردید، دست&#۸۲۰۲;هایش را به
آسمان بلند کند و در دعا کردن بکوشد.

عبدالله&#۸۲۰۲;بن سبأ گفت:
اى امیرمؤمنان (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;، مگر خداوند همه جا نیست؟

فرمود: چرا، هست.

گفت: پس چرا بنده باید
دستانش را رو به آسمان بلند کند؟

فرمود: مگر
نخوانده&#۸۲۰۲;اى: «وَ فِی السَّماءِ رِزْقُکُمْ وَ ما
تُوعَدُونَ»
[۷۵]؛
«روزى شما و آنچه وعده&#۸۲۰۲;تان داده&#۸۲۰۲;اند، در آسمان است». آیا روزى را جز از جایگاهش
باید خواست.

 

چرا دعاهایمان مستجاب
نمى&#۸۲۰۲;شود؟

امیرمؤمنان
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; در پاسخ به این پرسش که وقتى خداى&#۸۲۰۲;تعالى در قرآن کریم فرموده!:
«ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ»
[۷۶]؛
«بخوانید مرا، اجابت مى&#۸۲۰۲;کنم شما را»، دعاهایمان مستجاب نمى&#۸۲۰۲;شوند، فرمود: زیرا در
هشت مورد خیانت کرده&#۸۲۰۲;اید:

۱. خداى تعالى را
شناختید اما حقش را چنان که باید و بر شما واجب فرموده بود، به جاى نیاورید. پس
خداشناسى&#۸۲۰۲;تان به کار نیامد.

۲. کتابش قرآن را
خواندید و به آن عمل نکردید.

۳. به پیامبرش ایمان
آوردید، اما سنتش را مخالفت نمودید.

۴. گفتید که از آتش
دوزخ مى&#۸۲۰۲;ترسید، در حالى که هر زمان، بدن&#۸۲۰۲;هاتان را با گناه به آتش نزدیک مى&#۸۲۰۲;کنید.

۵. ادعاى اشتیاق به
بهشت نمودید و کارهایى انجام دادید که شما را از آن دور ساخت.

۶. نعمت مولاى خویش را
خوردید و سپاسگزارى نکردید.

۷. خداوند به دشمنى با
شیطان فرمان&#۸۲۰۲;تان داد و فرمود: «إِنَّ الشَّیْطانَ لَکُمْ
عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا»
[۷۷]؛
«شیطان دشمن شما است، آن را دشمن خود بگیرید». شما با زبان&#۸۲۰۲;تان با شیطان دشمنى
کردید، اما بدون مخالفت عمل، با او دوستى ورزیدید.

۸. عیب&#۸۲۰۲;هاى حرام را
پیش چشمشان آوردید و عیوب خود را نادیده انگاشتید، و کسانى را به چیزهایى ملامت
کردید که خود به آن موارد، به سرزنش سزاوارتر بودید.

با وجود این امور،
چگونه دعاهایتان به اجابت رسد؟[۷۸]

 

 


بخش دوم :

 


پیام&#۸۲۰۲;هاى امام على (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;[۷۹]
 

۱.
«اِنّ هَذهِ القُلوبَ تَمَلُّ کَما تَصلُّ الاْبْدانُ،
فَابْتَغوا لَها طَرائِفَ الْحِکْمَةِ»
؛ «این دل&#۸۲۰۲;ها همچون بدن&#۸۲۰۲;ها خسته و
ملول مى&#۸۲۰۲;شوند، پس براى نشاط آنها سخنان تازه و حکیمانه را جست و جو کنید».

۲.
«مَنْ رَضِىَ عَنْ نَفْسِهِ، کَثُرَ السّاخِطُ عَلَیْهِ»
؛
«هر که از خود راضى شود، دشمنانش فراوان گردند».

۳.
«خَالِطُوا النَّاس مُخالَطَةً اِنْ مُتُّمْ مَعَها بَکَوْا عَلَیْکُمْ، وَ اِنْ
عُشتُم حَنوا اِلیْکُمْ»
؛ «آن گونه با مردم معاشرت کنید که اگر مردید بر
شما بگریند و اگر زنده ماندید، خواهان معاشرت با شما باشند».

۴.
«البَشاشَةُ حِبالَةُ الْمَوَدَّةِ»
؛ «گشاده&#۸۲۰۲;رویى
و خوش&#۸۲۰۲;رویى، دام دوستى است».

۵.
«اِذَا قَدَرْتَ عَلى عَدُوِّکَ فَاجْعَلِ الْعَفْوَ عَنْهُ
شُکْراً لِلْقُدْرْةِ عَلَیْهِ»
؛ «هرگاه بر دشمن خود دست یافتى، بخشیدن
او را شکرانه پیروزى قرار ده».

۶.
«اَعْجَزُ النّاسِ مَنْ عَجَزَ عَنْ اکْتِسابِ الاْخْوانِ، وَ اَعَجَزُ مِنْهُ مَنْ
ضَیّعَ مَنْ ظَفِرَ بِهِ مِنْهُمْ»
؛ «ناتوان&#۸۲۰۲;ترین مردم کسى است که از
یافتن دوست ناتوان باشد، و ناتوان&#۸۲۰۲;تر از او آن که دوستان خود را از دست بدهد».

۷.
«اِذَا وَصَلَتْ اِلَیْکُمْ اَطْرافُ النِّعَمِ فَلا
تُنفِّرُوا اَقْصاهَا بِقِلَّةِ الشُّکْرِ»
؛ «چون نمونه&#۸۲۰۲;هایى از نعمت&#۸۲۰۲;ها
به شما رسید، بازمانده آنها را با کم&#۸۲۰۲;سپاسى دور مسازید».

۸.
«وَالْفرُصَةُ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ، فَانْتَهَزُوا
فُرَصَ الْخَیْرِ»
؛ «فرصت همچون ابر گذرا مى&#۸۲۰۲;گذرد، موقعیت&#۸۲۰۲;هاى نیکو را
غنیمت بشمارید».

۹.
«مَنْ اَبْطَأَ بِهِ عَمَلُهُ، لَمْ یُسْرِعْ بِهِ نسبه»
؛
«هر که کردارش او را معطل نماید، اصل و نسبش او را پیش نراند».

۱۰.
«مِنْ کَفّاراتِ الذُّنُوبِ الْعِظامِ، اِغَاثَةُ الْمَلْهوفِ وَ التَنفْیِسِ عَنِ
الْمَکْروبِ»
؛ «از جمله کفارات و اسباب آمرزش گناهان بزرگ، به فریاد
ستمدیدگان رسیدن و شاد کردن دل&#۸۲۰۲;هاى غم&#۸۲۰۲;دیده است».

۱۱.
«کُنْ سَمَحاً وَ لاتَکُنْ مُبَذِّراً، وَ کُنْ مُقدِّراً وَ
لاتَکُنْ مُقَتِّراً»
؛ «بخشنده باش اما زیاده روى مکن، میانه&#۸۲۰۲;رو باش اما
سخت&#۸۲۰۲;گیرى مکن».

۱۲.
«سَیِّئَةٌ تَسُوءُکَ خَیْرٌ عِنْدَاللّهِ مِنْ حَسَنَةٍ
تُعجِبُکَ»
؛ «گناهى که تو را اندوهگین و پشیمان نماید، نزد خدا بهتر است
از کار نیکى که به خودپسندى&#۸۲۰۲;ات وادارد».

۱۳.
«الْمَالُ مَادَّةُ الشَّهواتِ»
؛ «ثروت، اساس همه هوس&#۸۲۰۲;ها است».

۱۴.
«مَنْ حَذَّرَکَ کَمَنْ بشَّرَکَ»
؛ «آن که تو را مى&#۸۲۰۲;ترساند، همچون کسى
است که مژده&#۸۲۰۲;ات مى&#۸۲۰۲;رساند».

۱۵.
«اللِّسانُ سَبُعٌ، اِنْ خُلِّىَ عَنْهُ عَقَرَ»
؛
«زبان درنده&#۸۲۰۲;اى است که اگر رهایش کنى، مى&#۸۲۰۲;گزد».

۱۶.
«فَوْتُ الْحاحَةِ اَهْونُ مِنْ طَلَبِها اِلَى غَیْرِ
اَهْلِها»
؛ «از دست رفتن حاجت، آسان&#۸۲۰۲;تر است از این که آن را از نااهلش
درخواست کنى».

۱۷.
«اَوْضَعَ الْعِلْمِ مَا وَقِفَ عَلَى اللسّانِ، وَ
اَرْفَعُهُ مَا ظَهَرَ فِى الْجَوارِحُ وَ الاَْرْکانِ»
؛ «بى ارزش&#۸۲۰۲;ترین
دانش، آن است که بر زبان جاى گرفته و برترین آن، دانشى است که در همه اعضاء و جوارح
نمایان باشد».

۱۸.
«شَتّانَ مَا بَیْنَ عَمَلَیْنِ: عَمَلٍ تَذْهَبُ لَذَّتُةُ وَ تَبْقى تَبعَتُةُ،
وَ عَمَلٍ تَذْهَبُ مَؤونَتُهُ وَ یَبْقى اَجْرُهُ»
؛ «چقدر فاصله است
بین دو کار: کارى که لذتش مى&#۸۲۰۲;رود و زیانش مى&#۸۲۰۲;ماند، و کارى که سختى&#۸۲۰۲;اش مى&#۸۲۰۲;گذرد و
پاداش آن باقى است».

۱۹.
«الرّاضْىِ بِفِعْلِ قَوْمٍ کَالدّاخِلِ فِیِه مَعَهُمْ، وَ
عَلَى کُلِّ داخِلٍ فِى باطِلٍ اِثْمانِ: اِثْمُ الْعَمَلِ بِهِ، وَ اِثْمُ الرّضَى
بِهِ»
؛ «انسان راضى به کار یک گروه، همچون کسى است که در آن کار با آنان
بوده، و هر که به کار باطلى وارد شود، دو گناه دارد: گناه به جاى آوردن آن کار، و
گناه راضى بودن به آن».

۲۰.
«مَنْ اسْتَبَدَّ بِرَأیِهِ هَلَکَ، وَ مَنْ شاوَرَ الرّجالَ
شَارَکَهَا فِى عُقُولِها»
؛ «هر که خودرأیى کند، هلاک شود، و هر که با
مردمان مشورت نماید، در عقل&#۸۲۰۲;هاى شان مشارکت کند».

۲۱.
«لاَطَاعَةَ لِمَخْلُوقٍ فِى مَعصِیَةِ الْخالِقِ»
؛
«در نافرمانى آفریدگار، اطاعت از هیچ مخلوقى هیچ روا نیست».

۲۲.
«تَرْکُ الذّنْبِ اَهْوَنُ مِنْ طَلَبِ التَّوْبَةِ»
؛
«گناه نکردن، آسان&#۸۲۰۲;تر است از توبه خواستن».

۲۳.
«اِذا هِبْتَ اَمْراً فَقَعْ فِیِه، فَاِنَّ شِدَّةَ
تَوَقِّیهِ اَعْظمُ مِمّا تَخافُ مِنْهُ»
؛ «هنگامى که از چیزى بیم
دارى، خود را در آن بیفکن، زیرا گاه شدت ترس، از خود آن چیز سخت&#۸۲۰۲;تر است».

۲۴.
«مَا اخْتَلَفَ دَعْوَتانِ، اِلاَّ کَانَتْ اِحدهُما ضَلاَلَةً»
؛ «هیچ
گاه دو دعوت و فراخوان با هم مختلف نشوند، مگر این که یکى از آن دو، گمراهى است».

۲۵.
«أغْضِ عَلَى الْقَذَى وَ اِلاَّ لَمْ تَرْضَ اَبَداً»
؛
«از خار و خاشاک [دنیا] چشم فرو بند، و گرنه هرگز راضى و خرسند نخواهى بود».

۲۶.
«مِنْ اَشْرَفِ اَعْمالِ الْکَریِمِ، غَفْلَتُهُ عَمّا
یَعْلَمُ»
؛ «از بهترین کارهاى انسان بزرگوار، چشم پوشیدن او است از آنچه
مى&#۸۲۰۲;داند».

۲۷.
«الاْیمانُ مَعْرِفَةٌ بِالْقَلْبِ، وَ اِقْرارٌ
بِاللِّسانِ، وَ عَمَلٌ بِالاْرْکانِ»
؛ «ایمان عبارت است از شناخت به
قلب، اقرار به زبان، و عمل کردن به اعضاء و جوارح».

۲۸.
«اِتَّقِ اللّهِ بَعْضَ التُّقَى وَ اِنْ قَلَّ، وَ اجْعَلْ
بَیْنَکَ وَ بَیْنَ اللّهِ سِتْراً وَ اِنْ رَقَّ»
؛ «هر چه مى&#۸۲۰۲;توانى از
خدا بیم نما هر چند اندک، و میان خود و خداى تعالى پرده&#۸۲۰۲;اى قرار ده هر چند نازک».

۲۹.
«الْحَجَرُ الْغَصیبُ فِى الدّارِ رَهْنٌ عَلَى خَرابِها»
؛
«سنگ غصبى در بناى خانه، مایه خراب شدن آن است».

۳۰.
«مَنْ اَصْلَحَ سَریَرتَهُ، اَصْلَحَ اللّهُ عَلانِیَتَهُ»
؛
«هر که اندرون خود را اصلاح نماید، خداوند ظاهر و زندگى&#۸۲۰۲;اش را سامان مى&#۸۲۰۲;دهد».

۳۱.
«کَفاکَ اَدَباً لِنَفْسِکَ اجْتنِابُ مَا تَکْرَهُهُ مِنْ غَیْرِکَ»
؛
«براى ادب کردن خویش، همین تو را بس که از آنچه در دیگران نمى&#۸۲۰۲;پسندى، پرهیز کنى».

۳۲.
«ضَعْ فَخْرَکَ، وَ احْططْ کِبْرَکَ، وَ اذْکُرْ قَبْرَکَ»
؛
«فخرفروشى&#۸۲۰۲;ات را رها کن، تکبرت را فرو بگذار و قبرت را به یاد آور».

۳۳.
«اِنَّ الْحَقَّ ثَقیلٌ مَرِى&#۸۲۰۲;ءٌ، وَ اِنَّ الباطِلَ خَفیفٌ
وَبِى&#۸۲۰۲;ءٌ»
؛ «بى&#۸۲۰۲;شک حق گران و ناگوار، و باطل سبک است و جان شکار».

۳۴.
«مَنْ ضَنَّ بِعَرضِهِ، فَلْیَدَعِ الْمَراءَ»
؛
«هر که بر آبروى خویش بیمناک است، از ستیزه و جدال بپرهیزد».

۳۵.
«اَکْبَرُ الْعَیْبِ اَنْ تَعیَب مِا فِیِکَ مِثْلُهُ»
؛
«بزرگ&#۸۲۰۲;ترین عیب آن است که چیزى را زشت بدانى که مانندش در تو وجود دارد».

۳۶.
«اَشدُّ الذُّنُوبِ مَا اسْتَهانَ بِهِ صَاحِبُهُ»
؛
«بدترین گناه گناهى است که صاحبش آن را کوچک شمارد».

۳۷.
«ماءُ وَجْهِکَ جَامِدٌ یُقَطِّرُهُ السؤال، فَانْظُرْ
عِنْدَ مَنْ تُقْطِرُهُ»
؛ «آبروى تو یخى است که درخواست کردن، قطره قطره
آبش مى&#۸۲۰۲;کند، پس بنگر که نزد که آن را آب مى&#۸۲۰۲;کنى و مى&#۸۲۰۲;ریزى».

۳۸.
«اتّقُوا مَعَاصِىَ اللّهِ فِى الْخَلَواتِ، فَاِنّ
الشِّاهِدَ هُوَ الْحَاکِمُ»
؛ «از نافرمانى خدا در خلوت&#۸۲۰۲;ها بپرهیزید،
بى&#۸۲۰۲;شک آن که مى&#۸۲۰۲;بیند، خود داور و حکم کننده است».

۳۹.
«اِنَّ الْمِسْکینَ رَسولُ اللهِ، فَمَنْ مَنَعَهُ فَقَدْ
مَنَعَ اللّهَ، وَ مَنْ اَعْطاه فَقَدْ اَعَطَى اللّهَ»
؛ «انسان بى&#۸۲۰۲;نوا
فرستاده خدا است، هرکس یارى&#۸۲۰۲;اش را از او دریغ کند، از خداى تعالى دریغ کرده، و هرکه
او را چیزى ببخشد، به خداى تعالى بخشیده است».

۴۰.
«مَرارَةُ الدُّنْیا حَلاوَةُ الآخِرةِ، وَ حَلاوَةُ
الدُّنْیا مَرارَةُ الآخِرَةِ»
؛ «تلخ&#۸۲۰۲;کامى دنیا، شیرینى آخرت، و شیرینى
دنیا، تلخ&#۸۲۰۲;کامى آخرت را در پى دارد».

۴۱.
«اِیَّاک اَنْ تَکونَ عَلَى النّاسِ طاعِناً، وَ لِنَفْسِکَ
مُداهِناً، فَتَعْظُمَ عَلَیْکَ الْحَوْبَةُ وَ تُحْرَمَ الْمَثُوبَةَ»
؛
«مبادا مردم را طعنه&#۸۲۰۲;بزنى و نسبت به خویشتن سهل انگارى باشى، که در این صورت گناهت
بزرگ مى&#۸۲۰۲;شود و از پاداش محروم مى&#۸۲۰۲;گردى».

۴۲.
«اِذا اَخَدْتَ نَفْسَکَ بِطاعَةِ اللّهِ اَکْرَمْتَها، وَ
اِنْ ابْتَذِلْتَهَا فِى مَعاصِیِه اَهَنْتَها»
؛ «هر گاه خویشتن را به
طاعت خدا بگمارى، آن را گرامى داشته&#۸۲۰۲;اى و چون به خوارى نافرمانى خدا وادارش&#۸۲۰۲;کنى،
پست و بى&#۸۲۰۲;مقداریش ساخته&#۸۲۰۲;اى».

۴۳.
«ذَرِ الْعَجَلَ، فَاِنّ الْعَجَلَ فَى الاُْمورِ لایُدرِکُ مَطْلَبَهُ وَ
لایُحْمَدُ اَمرُهُ»
؛ «شتاب مکن که شتاب کردن در کارها به هدف نرسد و
کار پسندیده&#۸۲۰۲;اى به شما نیاید».

۴۴.
«عَلَیْکَ بِالْعَدْلِ فَى الصِّدیقِ وَ الْعَدُوِّ، وَ
الْقَصْدِ فِى الْفَقْرِ وَ الْغِنى»
؛ «بر تو باد عدالت ورزیدن نسبت به
دوست و دشمن، و میانه&#۸۲۰۲;روى در حال ندارى و دارایى».

۴۵.
«قَدْ جَهِلَ مَنِ اسْتَنْصَحَ اَعْداءَهُ»
؛ «بى
شک، نادان است کسى که از دشمنانش خیرخواهى بجوید».

۴۶.
«اَعْرَفَ النّاسِ باللّهِ اَعْذَرُهُمْ لِلنّاسِ وَ اِنْ
لَمْ یَجِدْلَهُمْ عُذْراً»
؛ «خداشناسى&#۸۲۰۲;ترین مردم کسى است که بیشتر عذر
مردم را بپذیرد، گر چه براى آنها عذرى نیابد».

۴۷.
«وَحْدَةُ الْمَرْءِ خَیْرٌ لَهُ مِن قَرینِ السُّوء»
؛ «تنهایى براى
انسان از همنشین به کردار بهتر است».

۴۸.
«عَلَیْکَ بِالْعِفافِ وَ الْقُنُوعِ، فَمَنْ اَخَذَ بِهِ
خَفّتْ عَلَیْهِ الْمُؤَنُ»
؛ «پیوسته پاکدامن و قانع باش که هر کسى چنین
باشد، هزینه&#۸۲۰۲;هاى زندگى بر او سبک گردد».

۴۹.
«الْعَفْوُ مَعَ الْقُدْرَةِ جُنَّةٌ مِنْ عَذابِ اللّهِ
سُبْحانَه»
؛ «گذشت در عین توانایى، سپرى است در برابر عذاب خداوند
سبحان».

۵۰.
«مَنْ نَظَرَ فِى الْعَواقِبِ سَلِمَ مِنَ النَّوائبِ»
؛
«هر که عاقبت&#۸۲۰۲;اندیشى کند، از پیش آمدهاى ناگوار سالم ماند».

۵۱.
«الْعاقِلُ یَعْتَمِدُ عَلَى عَمَلِهِ، الْجاهِلَ یَعْتَمِدُ
عَلَى اَمَلِهِ»
؛ «خردمند بر کار خویش تکیه مى&#۸۲۰۲;کند، و نادان بر آرزوى
خویش».

۵۲.
«یَنْبَغى لِلْعامِلِ اَنْ یُخاطِبَ الْجاهِلَ مُخاطَبَةَ
الطّبیبِ الْمریضَ»
؛ «سزاوار است که انسان دانا آن گونه با نادان سخن
بگوید که طبیب با بیمار».

۵۳.
«عِلْمٌ لایُصْلِحُکَ ضَلالٌ، وَ مالٌ لا یَنْفَعکَ وَبالٌ»
؛
«دانشى که تو را اصلاح نکند، گمراهى، و مالى که فایده&#۸۲۰۲;ات نرساند، وبال و گرفتارى
است».

۵۴.
«اِنّ اَنْفاسَکَ اَجْزاءُ عُمْرِکَ، فَلاَ تُفْنِها اِلاّ
فِى طاعَةٍ تُزْلِفُکَ»
؛ «بى&#۸۲۰۲;شک تعداد نفس&#۸۲۰۲;هاى تو، پاره&#۸۲۰۲;هاى عمر تواند،
پس آنها را جز در اطاعتى که تو را به خدا نزدیک مى&#۸۲۰۲;سازد، فانى مکن».

۵۵.
«مَنْ عَیَّرَ بِشى&#۸۲۰۲;ءٍ، بَلى بِهِ»
؛ «هر کسى
دیگرى را به چیزى سرزنش کند، بدان گرفتار شود».

۵۶.
«عارُ الفَضیحَةِ یُکَدِّرُ حَلاوَةَ اللَّذَّةِ»؛
«ننگ رسوایى، شیرینى لذت را تلخ مى&#۸۲۰۲;گرداند».

۵۷.
«مَنْ لَمْ یُحْسِن ظَنُّهُ اسْتَوْحَشَ مِنْ کُلِّ اَحَدٍ»
؛
«هر که گمانش نیک نباشد، از همگان در هراس است».

۵۸.
«لاتَسْأَلْ مَنْ تَخافُ مَنْعَهُ»
؛ «از کسى که
مى&#۸۲۰۲;ترسى ندهد، درخواست مکن».

۵۹.
«مَا تَواضَعَ اَحَدٌ اِلاّ زادَهُ اللّهُ تعالى جلالَةً»
؛
«هیچ کس فروتنى نکند مگر این که خداى تعالى عظمتش را بیفزاید».

۶۰.
«الْکَریمُ یَتَغافَلُ وَ یَنْخَدِعُ»
؛ «انسان
بزرگوار خود را به نادانى مى&#۸۲۰۲;زند و (به ظاهر خود را) فریب خورده نشان مى&#۸۲۰۲;دهد».

۶۱.
«نُصْحُکَ بْیْنَ المَلاَءِ تَقْریعٌ»
؛ «نصیحت
کردن دیگران در جمع، سرزنش کردن است».

۶۲.
«اَمْسِکْ عَنِ الطَّریقِ اِذا خِفْتَ ضَلالَتَهُ»
؛
«در راهى که مى&#۸۲۰۲;ترسى گمراهى باشد، قدم مگذار».

۶۳.
«الاْمانِىُّ تُعمِى عُیُونَ الَبصائِرِ»
؛
«آرزوها، دیده&#۸۲۰۲;هاى بصیرت را کور مى&#۸۲۰۲;کند».

۶۴.
«مَنِ ادَّعى مِنَ الْعِلْمِ غایَتَهُ، فَقَدْ اَظْهَرَ مِنْ
جَهْلِهِ نَهایَتَهُ»
؛ «هر که نهایت علم و دانایى را ادعا کند، بى&#۸۲۰۲;شک
غایت جهل و نادانى خویش را آشکار کرده است».

۶۵.
«غَیِّروا العاداتِ تَسْهُلٌ عَلَیْکُمُ الطّاعاتُ»
؛
«عادت&#۸۲۰۲;هاى زشت را دگرگون کنید، کار اطاعت خدا بر شما آسان مى&#۸۲۰۲;شود».

۶۶.
«الْغَضَبُ نارٌ موُقَدَةً مَنْ کَظَمهُ اَطْغَأها وَ مَنْ
اَطْلَقَهُ کانَ اَوّلَ مُحْتَرَقٍ بِها»
؛ «خشم آتشى است افروخته، هر که
آن را فرو خورد، خاموشش ساخته و هر که رهایش کند، خود اولین کسى است که بدان خواهد
سوخت».

۶۷.
«الْکَلامُ کَالدّواءِ، قَلیلُهُ یَنْفَعُ وَ کَثیره قاتِلٌ»
؛
«سخن همچون دوا است، اندکش نفع مى&#۸۲۰۲;بخشد و بسیارش کشنده است».

۶۸.
«عَجِبْتُ لَمَنْ یَقْنَطُ وَ مَعَهُ النَّجاةُ وَ هُوَ
الاْسْتِغْفارُ»
؛ «در شگفتم از کسى که ناامید شده در حالى که وسیله نجات
با او است، یعنى آمرزش خواهى».

۶۹.
«لاتُشعِرْ قَلْبَکَ الْهَمَّ عَلَى مَافاتَ، فَیَشْغَلَکَ
عَمّا هُوَ آتٍ»
؛ «دلت را به آنچه گذشته، اندوهگین مساز که تو را از
آنچه خواهد آمد، بازمى&#۸۲۰۲;دارد».

۷۰.
«اِلْبَسْ مَا لاَتَسشْتَهِرُ بِهِ وَ لایُزْرى بِکَ»
؛
«لباس بپوش که بدان انگشت نما نشوى و پست و حقیرت نسازد».

 

 


بخش سوم

 



خطبه رسول خدا
(صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲;در
غدیرخم


معروف به «غدیریه»

 

خطبه غدیریه[۸۰]

علقمه بن محمد حضرمى،
از ابوجعفر، محمدبن على، امام باقر (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;، نقل کرده است که فرموده: رسول
خدا (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; در حالى از مدینه راهى سفر حج شد که تمام مسائل شریعت
اسلام، غیر از حج و ولایت را به قومش رسانده بود. پس جبرئیل نزد آن حضرت
(صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; آمد و گفت: اى محمد، خداى تعالى سلامت مى&#۸۲۰۲;رساند و مى&#۸۲۰۲;فرماید:
«من روح هیچ پیامبر و فرستاده&#۸۲۰۲;اى را نگرفتم، مگر بعد از کامل کردن دین و مؤید ساختن
حجتم. از دین من، دو واجب برعهده تو باقى مانده که باید آنها را به مردم ابلاغ
نمایى: واجب حج، و واجب ولایت و جانشینى پس از خود. من تا به حال زمین را از حجت
خویش خالى نگذارده&#۸۲۰۲;ام، و تا ابد خالى نخواهم گذاشت» تو به دستور الهی باید آیین حج
را به مردم بیاموزى و خود، حج به جاى آورى و آنان که اهل مدینه و اطراف آن، و از
اعراب هستند، در صورت توانایى، با تو حج کنند و تو مناسک آن را همچون نماز و زکات و
روزه که به آنان آموخته&#۸۲۰۲;اى، یادشان دهى و بر این عمل عبادى آگاهشان&#۸۲۰۲;سازى.

 

واپسین حج

پس منادیِ رسول خدا
(صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; در میان مردم ندا برآورد که: آگاه باشید رسول خدا قصد حج
دارد و میخواهد مناسک مربوط به آن را به شما بیاموزد و به آنچه باید در حج به جاى
آورید و عمل کنید، آگاهتان کند.

پیامبر
(صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; براى حج از مدینه بیرون شد و مردمان او را همراهى کردند، تا
مکه و چون رسول خدا (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; به اعمال حج آغاز نمود، دیگران به او
اقتدا کردند و همچون ایشان مناسک به جاى آوردند. حضرت (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; با
مردمى که از مدینه و اطراف آن و از بادیه&#۸۲۰۲;ها با او همراه شده بودند و تعدادشان به
هفتاد هزار نفر مى&#۸۲۰۲;رسید، حج گزارد. این تعداد، به شمار اصحاب موسى بودند که وى بر
ولایت هارون، با آنان پیمان بست، پس نقض پیمان کردند و دنباله&#۸۲۰۲;رو گوساله و سامرى
شدند. همچون پیامبر (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; که بر ولایت و خلافت على  (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;
از مردمان اخذ پیمان کرد، اما آنان عهد و پیمان شکستند و به تبعیت از گوساله و
سامرى روى کردند، سال به سال و مانند به مانند.

بین مکه و مدینه
لبیک&#۸۲۰۲;ها به هم آمیخت و انبوه مردمان به سوى خانه خدا و به جاى آوردن اعمال حج، به
راه افتادند. پس در موقف عرفات، جبرئیل خدمت حضرت (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; رسید و از
سوى خداى تعالى پیغام آورد که: اى محمد، خداى عزوجل سلامت مى&#۸۲۰۲;رساند و مى&#۸۲۰۲;فرماید:
روزگارت به سرآمده و عمرت به پایان رسیده و به ناچار باید کارى را که چاره&#۸۲۰۲;اى از آن
نیست، انجام&#۸۲۰۲;دهى. عهد خود را محکم ساز و وصیت خویش را پیش&#۸۲۰۲;دار و تمام علم و میراث
علمى پیامبران پیشین، و نیز سلاح و تابوت و جمیع نشانه&#۸۲۰۲;هاى انبیاء را فراهم آر و
آنها را به وصى و خلیفه پس از خود، که حجت رساى من بر مردم است، یعنى على&#۸۲۰۲;بن
ابیطالب (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;بسپار. او را پرچم هدایت مردم قرار ده و عهد و میثاق و پیمان
او را تجدید نما و ولایت ولى من، و مولاى مردمان، و مولاى هر زن و مرد مؤمن، یعنى
ولایت على بن ابى&#۸۲۰۲;طالب (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; را که بیعت و میثاق من است و عهدى است که من
از مردمان گرفته&#۸۲۰۲;ام، به آنان یادآورى کن.

من جان هیچ پیامبرى را
نستانده&#۸۲۰۲;ام مگر بعد از کامل کردن دین و حجتم و تمام نمودن نعمتم به ولایت دوستداران
و دشمنیِ دشمنانم، و این دوستی و دشمنی کمال توحید و دین من است، زیرا من هیچ&#۸۲۰۲;گاه
زمین را بى&#۸۲۰۲;امام و سرپرستى که حجت بر مردمان باشد، رها نکرده&#۸۲۰۲;ام. و امروز دین شما
را برایتان کامل کردم و نعمتم را بر شما تمام نمودنم و راضى شدم که اسلام دین شما
باشد، به سبب ولایت ولى خود، و مولاى هر زن و مرد مؤمن، یعنى على (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; که
بنده من، و وصى پیامبر من و جانشین او، و حجت رساى من بر مردمان است. اطاعتش به
اطاعت پیامبرم محمد، پیوسته، و اطاعت از این دو به اطاعت من پیوند خورده است. هر که
او را پیروى کند، مرا اطاعت کرده و هر که نافرمانى&#۸۲۰۲;اش کند، مرا فرمان نبرده است. او
را بین خود و آفریدگانم، علم هدایت قرار دادم. هر که او را بشناسد، مؤمن است و هر
که انکارش کند، کافر، و هر که در بیعت او دیگرى را شریک سازد، مشرک، و هر که با
ولایت او مرا دیدار نماید، وارد بهشت مى&#۸۲۰۲;شود و هر که با دشمنى او نزد من آید، به
جهنم خواهد رفت. پس اى محمد، على را پرچم و راهنماى مردم قرار ده و براى او از آنان
بیعت بگیر و عهد مرا تجدید کن و میثاقى را که با آنان بسته&#۸۲۰۲;ام، یادآورى نما، که من
جان تو را خواهم گرفت و به سوى خویش باز خواهم آورد».

آنجا بود که رسول خدا
(صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; از مردمان و منافقان و تفرقه افکنان بیمناک گردید که مبادا
با رساندن این پیغام، بین مسلمانان جدایى بیفتد و اوضاع جاهلیت تکرار شود. پیامبر
مى&#۸۲۰۲;دانست که عده&#۸۲۰۲;اى از ایشان با على (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; دشمنى و عداوت و کینه دارند،
اگر چه آن را پنهان مى&#۸۲۰۲;دارند و بروز نمى&#۸۲۰۲;دهند. پس، از جبرئیل خواست که از پروردگار
براى وى، طلب عصمت و سلامت و ایمنى کند؛ و منتظر ماند تا پاسخ خداى تعالى را از
زبان فرشته وحى بشنود.

آمدن جبرئیل تا رسیدن
پیامبر (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; و همراهانش به مسجد خیف به تأخیر افتاد. با رسیدن
ایشان به آن مسجد، جبرئیل فرود آمد، با فرمان نصب على (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; به امامت و
هدایت مردم، اما به عصمتى که حضرت (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; درخواست کرده بود،
اشاره&#۸۲۰۲;اى هم نکرد. تا اینکه بین مکه و مدینه، به «کراع الغمیم» رسیدند، پس بار دیگر
جبرئیل با همان پیغام و بدون سخنى درباره ایمنى  و عصمتى که پیامبر
(صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲;خواسته بود، نزد ایشان آمد. پیامبر (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲;
فرمود: اى جبرئیل، من ترس آن دارم که مردم مرا تکذیب کنند و سخنم درباره على
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; را نپذیرند. جبرئیل بازگشت و کاروان به راه خود ادامه داد، تا در سه
مایلى «جحفه» به «غدیر خم» رسیدند. پنج ساعت از روز گذشته بود که جبرئیل با پیغام
عتاب و نکوهش، و ایمنى&#۸۲۰۲;در مقابل مردم، نزد پیامبر (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; آمد و گفت:
اى محمد، خداى عزوجل سلام مى&#۸۲۰۲;رساند و مى&#۸۲۰۲;فرماید: «اى رسول، آنچه درباره على
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; بر تو نازل شده، به مردم برسان که اگر چنین نکنى، رسالت الهی را به
انجام نرسانده&#۸۲۰۲;اى. و خداوند تو را از مردمان در امان مى&#۸۲۰۲;دارد».

ابتداى کاروان حاجیان
نزدیک «جحفه» رسیده بود. جبرئیل، پیامبر (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; را امر کرد که پیش
افتادگان را باز گرداند و عقب ماندگان را جلو بگیرد و در همین مکان یعنى غدیر خم،
على (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; را به امامت و پیشوایى برگزیند و آنچه را خداوند درباره على
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; بر او نازل کرده، به مردم ابلاغ نماید، که خداوند او را از کینه و
دشمنى جماعت در امان داشته است.

رسول خدا
(صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; که خاطرش به عصمت الهی، از جانب مردم آسوده گردید، مردمان را
فراهم آورد: پیش افتادگان را باز گرداند و منتظر شد تا عقب ماندگان برسند. آنگاه در
سمت راست راه، نزدیک «مسجد غدیر» رفت [چون جبرئیل از سوى خداى تعالى، چنین خواسته
بود] و در سایه درختانى چند، قرار گرفت، و دستور داد زیر درختان را جاروب زدند و
سنگ&#۸۲۰۲;هایى را به شکل منبر روى هم نهادند، آنگاه پس از گرد آمدن همگان، بر سنگ&#۸۲۰۲;ها
بالا رفت و پس از حمد و ثناى الهی، شروع به سخن کرد:


۱اَلْحَمْدُلِلّهِ الّذی عَلا فی تَوَحُّدِهِ، وَ دَنا فی
تَفَرُّدِهِ، وَ جَلَّ فی سُلْطانِهِ، و عَظُمَ فی أَرْکانِهِ، و أحاطَ بِکُلِّ
شیءٍ عِلْماً وَ هُوَ فی مَکانِهِ، وَ قَهَرَ جَمیعَ الْخَلْقِ بِقُدْرَتِهِ و
بُرْهانِهِ مَجْیداً لَمْ یَزَلْ مَحْمُوداً لایَزالُ، بارِیءُ الْمَسْمُوکاتِ و
داحِی المَدْحُوّاتِ و جَبّارُ الأَرَضِیْنَ و السَّماواتِ، قُدُّوسٌ سُبُّوحٌ
رَبُّ المَلائِکَةِ و الرُّوحِ، مُتَفَضِّلٌ علی جَمیعِ مَنْ بَرَأهُ مُتَطَوِّلٌ
عَلی جَمِیعِ مَنْ أَنْشَأهُ، یَلْحَظُ کُلَّ عَیْنٍ وُ الْعُیُونُ لا تَراهُ،
کَریمٌ حَلیمٌ ذُو أَناةٍ، قَدْ وَسِعَ کُلَّ شَیْءٍ رَحْمَتُهُ و مَنَّ عَلَیْهِمْ
بِنِعْمَتِهِ، لایُعَجِّلُ بِانْتِقامِهِ و لایُبادِرُ إلَیْهِمْ بِمَا
اسْتَحَقُّوا مِنْ عَذابِهِ، قَدْ فَهِمَ السَّرآئِرَ وَ عَلِمَ الضَّمائِرَ، و
لَمْ تَخْفَ عَلَیْهِ الْمَکْنوُناتُ، وَ لَا اشْتَبَهَتْ عَلَیْهِ الْخَفِیّاتُ،
لَهُ الْإحاطَةُ بِکُلِّ شَیءٍ وَ الْغَلَبَةُ عَلی کُلِّ شَیءٍ وَ الْقُوَّةُ فی
کُلِّ شَیءٍ وُ الْقُدْرَةُ عَلی کُلِّ شَیْءٍ و لَیْسَ مِثْلَهُ شَیْءٌ، وَ هُوَ
مُنْشِیُء الشَّیْءِ حِیْنَ لا شَیْءَ، دائِمٌ قائمٌ بِالْقِسْطِ لاإلهَ إلّا هُوَ
الْعَزیزُ الْحَکیمُ، جَلَّ عَنْ أنْ تُدْرِکَهُ الْأبْصارُ وَ هُوَ یُدْرِکُ
الْأبْصارَ و هُوَ الْلَّطِیفُ الْخَبیرُ، لا یَلْحَقُ أحَدٌ وَصْفَهُ مِنْ
مُعایَنَةِ، و لا یَجِدُ أحَدٌ کَیْفَ هُوَ مِنْ سِرٍّ وَ عَلانِیَةٍٍ إلا بِما
دَلَّ عَزَّ وَ جَلَّ عَلی نَفْسِهِ،



۲وَ أشْهَدُ أنَّهُ اللهُ الّذیْ مَلَأ الدَّهرَ قُدْسُهُ، وَ
الّذِی یُغْشِی الْأبَدَ نُوْرُهُ، وَ الّذی یُنْفِذُ أمْرَهُ بِلا مُشاوَرَةِ
مُشیرٍ و لا مَعَهُ شَریکٌ فی تَقْدیرٍ و لا تَفاوُتَ فِیْ تَدْبِیرٍ، صُوَّرَ ما
أبْدَعَ عَلی غَیْرِ مِثالٍ، وَ خَلَقَ ماخَلَقَ ب&#۸۲۰۲;دِلا مَعُونَةٍ مِنْ أحَدٍ
ولاتَکَلُّفٍ ولا احْتِیالٍ، أنْشَأها فَکَانَتْ، سپاس پروردگار

۱حمد و ستایش خدایى را
که در یگانگى خویش عالى، و در وحدانیت بى&#۸۲۰۲;همتا، و در غلبه&#۸۲۰۲;اش عظیم، و در اداره امور
اساسش مقتدر، و علمش همه چیز را فرا گیرنده است حال آنکه در جایگاه خویش ثابت و به
قدرت و برهان خود، بر همه آفریدگان قاهر، بزرگوار و جاودانه، ستوده و فناناپذیر،
آفریننده آسمان&#۸۲۰۲;ها، گستراننده گستره&#۸۲۰۲;ها، جبار زمین&#۸۲۰۲;ها و آسمان&#۸۲۰۲;ها، بسیار پاک و منزه
و پروردگار فرشتگان و روح است. فضل و احسان و بخشش او تمام آفریده&#۸۲۰۲;هاى دور و نزدیک
را در برگرفته، و همه دیدگان پیش چشم اویند، در حالى که او را نمى&#۸۲۰۲;بینند. بزرگوار و
بردبار و متین، و رحمتش شامل است و به نعمت&#۸۲۰۲;هایش بر مردمان منت نهاده است. در
انتقام شتاب نمى&#۸۲۰۲;ورزد و بندگان را به عذابى سخت که سزاورا آن&#۸۲۰۲;اند، گرفتار نمى&#۸۲۰۲;سازد.
به حق داننده رازها و مطلع بر اسرار همه است و هیچ پنهانى بر او مخفى نمى&#۸۲۰۲;ماند و بر
همه پدیده&#۸۲۰۲;ها احاطه و چیره&#۸۲۰۲;گى دارد. او را مثل و مانندى نیست و پدید آورنده اشیاء
از عدم است. برپا دارنده و اساس&#۸۲۰۲;گذار عدل و داد، و خدایى است ارجمند و حکیم که جز
او خدایى نیست. برتر از آن است که چشم&#۸۲۰۲;ها او را بنگرند، حال آنکه او دیده&#۸۲۰۲;ها را در
مى&#۸۲۰۲;یابد، و او است لطیف و آگاه. هیچ کس با نگریستن، به وصف او آگاهى نمى&#۸۲۰۲;یابد و کس
نیست که دریابد چگونه او هم نهان است و هم آشکار، مگر به دلالتى که او خود [عزوجل]
بر وجود خود نماید.

۲گواهى مى&#۸۲۰۲;دهم او
خدایى است که پاکى و تقدسش جهان را آکنده و نورش تا همیشه را پوشاننده و فرمانش
بى&#۸۲۰۲;همفکرى و رایزنى، نافذ و روان است. در تقدیرش شریکى وجود ندارد و در تدبیرش
تغییر و تبدیلى نیست. آنچه را به وجود آورد، بى&#۸۲۰۲;نمونه آفرید و بدون یارى جستن از
کسى و بى&#۸۲۰۲;رنج و چاره اندیشى. آنان را به وجود آورد، وَ
بَرَأها فَبانَتْ، فَهُوَ اللهُ الَّذِیْ لاإلهَ الّا هُوَ الْمُتْقِنُ
الصَّنْعَةَ، الْحَسَنُ الصَّنیَعةُ، الْعَدْلُ الَّذی لا یَجُورُ، وَ الْأکْرَمُ
الّذی تَرْجِعُ إلَیْهِ الْأُمُوُر،



۳وَ أشْهَدُ أنَّهُ الّذی تَواضَعَ کُلُّ شَیْءٍ لَقُدْرَتِهِ وَ
خَضَعَ کُلُّ شَیءٍ لِهَیْبَتِهِ، مَلِکُ الْأمْلاکِ و مُفَلِّکُ الْأفْلاکِ، و
مُسَخِّرُ الشَّمْسِ وَ الْقَمَرِ کُلُّ یَجْری لِأَجَلٍ مُسَمّیً، یُکَوِّرُ
اللّیْلَ عَلَی الْنَّهارِ وَ یُکَوِّرُ الْنَّهارَ عَلَی الْلَّیْلِ یَطْلُبُهُ
حَثیثاً، قاصِمُ کُلِّ جَبّارٍ عَنیدٍ و مُهْلِکُ کُلِّ شَیْطانٍ مَریدٍ، لَمْ
یَکُنْ مَعَهُ ضِدُّ و لا نِدٌّ، أحَدٌ صَمَدٌ «لَمْ یَلِدْ و لَمْ یُوْلَدْ و لَمْ
یَکُنْ لَهُ کُفْواً أحَدٌ»(الاخلاص: ۳ ج ۴)، إلهٌ واحِدٌ وَ رَبُّ ماجِدٌ یَشاءُ
فَیُمْضی وَ یُرِیْدُ فَیَقْضی، وَ یَعْلَمُ فَیُحْصی و یُمِیتُ و یُحْیی، وَ
یُفْقِرُ و یُغْنِی، وَ یُضْحِکُ و یُبْکی، و یَمْنَعُ و یُعْطی، لَهُ المُلْکُ و
لَهُ الحَمْدُ بِیَدِهِ الْخَیْرُ وَ هُوَ عَلی کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ، یُولِجُ
اللَّیْلَ فِی الْنَّهارِ وَ یُولِجُ النَّهارَ فِی اللَّیْلِ، لاإلهَ إلّا هُوَ
الْعَزیزُ الْغَفّارُ، مُجِیْبُ الْدُّعاءِ و مُجْزِلُ الْعَطآءِ، مُحْصِی
الْأَنْفاسِ وَ رَبُّ الْجِنّةِ و النّاسِ، لا یَشْکُلُ عَلَیْهِ شَیْءٌ وَ لا
یَضْجِرُهُ صُراخُ المُسْتَصْرِخینَ و لا یُبْرِمُهُ إلْحاحُ الْمُلِحِّینَ،
العاصِمُ لِلصّالحِینَ وَ الْمُوَفِّقُ لِلْمُفْلِحینَ وَ مَوْلَی الْعالَمینَ
الَّذِی اسْتَحَقَّ مِنْ کلِّ مَنْ خَلْقٍ أنْ یَشْکُرَهُ وَ یَحْمَدَهُ،


۴أحْمَدُهُ عَلَی السَّرّاءِ و الضَّرّاءِ و الشِّدَّةِ
وَ الرَّخ&#۸۲۰۲;آءِ وَ أُو&#۱۶۲۰;مِنُ بِهِ وَ بِمَلائِکَتِهِ وَ کُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ،
أسْمَعُ أمْرَهُ وَ أُطیعُ و أبادِرُ إلی کُلِّ ما یَرْضاهُ، و أسْتَسْلِمُ
لِقَضائِهِ، رَغْبَةً فی طاعَتِهِ وَ خَوْفَاً مِنْ عُقُوبَتِهِ،
پس
موجود شدند، و موجودشان کرد و ایجاد شدند و استوار گردیدند. پس او است خدایى که جز
او خدایى نیست. آن محکم کننده کارها که کار خود را نیکو ساخت و دادگرى که ستم
نمى&#۸۲۰۲;کند و بزرگوارترینى که تمام کارها به او باز مى&#۸۲۰۲;گردد.

۳گواهى مى&#۸۲۰۲;دهم که او
است که همه چیز در برابر قدرتش خاضع است و همه در برابر شکوهش فروتن&#۸۲۰۲;اند. مالک
سرزمین&#۸۲۰۲;ها و شکافنده افلاک و صاحب اختیار خورشید و ماه است که تا مدتى معین
برقرارند. شب را به روز مى&#۸۲۰۲;رساند و روز را به شب، در حالى که شتابان در پى
یکدیگرند. در هم کوبنده ستمگران و نابودکننده شیطان&#۸۲۰۲;هاى نافرمان. نه ضدى دارد و نه
مخالفى. یگانه بى&#۸۲۰۲;نیازى است که «نه زاده و نه زاده شده و هیچ کس همتاى او نیست».
خدایى یکتا و پروردگارى بزرگوار که هرچه بخواهد انجام مى&#۸۲۰۲;دهد و هر چه را اراده
نماید، به اجرا مى&#۸۲۰۲;آورد. همه چیز را مى&#۸۲۰۲;داند و در شمار مى&#۸۲۰۲;گذارد، مى&#۸۲۰۲;میراند و زنده
مى&#۸۲۰۲;گرداند، محتاج مى&#۸۲۰۲;سازد و بى&#۸۲۰۲;نیاز مى&#۸۲۰۲;گرداند، مى&#۸۲۰۲;خنداند و مى&#۸۲۰۲;گریاند، نمى&#۸۲۰۲;بخشد و
مى&#۸۲۰۲;بخشد، و فرمانروایى از آن او، و ستایش ویژه آن ذات، و خیر و نیکى به دست او، و
او بر همه چیز توانا است. شب را به روز درمى&#۸۲۰۲;آورد و روز را به شب؛ خدایى جز او نیست
که ارجمند و بسیار آمرزنده، و اجابت&#۸۲۰۲;کننده دعا و بخشنده عطاى نیکو، شمارنده نفس&#۸۲۰۲;ها
و پروردگار جن و انس است. کارى بر او دشوار نیست و فریاد دادخواهان آزرده&#۸۲۰۲;اش
نمى&#۸۲۰۲;سازد و پافشارى اصرار کنندگان به ستوهش نمى&#۸۲۰۲;آورد. محافظ نیکوکاران و توفیق&#۸۲۰۲;رسان
رستگاران و سرور جهانیان است و سزاوار است که همه آفریدگان او را ستایش کنند و سپاس
بگزارند.

۴او را در شادى و
زیان، و در سختى و آسایش حمد مى&#۸۲۰۲;کنم، و به فرشتگان و کتاب&#۸۲۰۲;ها و فرستادگانش ایمان
دارم. فرمانش را مى&#۸۲۰۲;برم و اطاعتش مى&#۸۲۰۲;کنم، و هر چه را که رضاى او است، به جاى
مى&#۸۲۰۲;آورم. در برابر قضایش، همراه با رغبت در اطاعت، و خوف از عقوبتش،
لِأنَّهُ اللهُ الّذِی لا یُوْمَنُ مَکْرُهُ و لا یُخافُ جَوْرُهُ، وَ أُقِرُّ لَهُ
عَلی نَفْسِی بِالعُبُودِیَّةِ وَ أشْهَدُ لَهُ بِالرُّبوُبِیَّة وَ أُو&#۱۶۲۰;دِّی ما
أَوْحی إِلَیَّ حَذَراً مِنْ أنْ لا أَفْعَلَ فَتَحِلَّ بى&#۸۲۰۲;مِنْهُ قارِعَةٌ لا
یَدْفَعُها عَنّی أحَدٌ وَ إنْ عَظُمَتْ حِیلَتُهُ،



۵لا إلهَ إلّا هُوَ، لأنَّهُ قَدْ أعْلَمَنِی أَنّی إنْ لَمْ
أُبَلِّغْ ما أنْزَلَ إلیَّ فَما بَلَّغْتُ رِسالَتَهُ وَ قَدْ ضَمِنَ لِی
تَبَاَرَکَ وَ تَعَالَی الْعِصْمَةُ،  وَ هُوَ الله الْکافِی الْکَریمُ، فَأوْحی
إِلَیَّ: بِسْمِ الله الرّحْمنِ الرّحیمِ یا أیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما
أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَّبِّکَ [فی عَلیٍّ یَعْنی فِی الْخِلافَةِ لِعَلِیِّ بْنِ
أبی طالِبٍ (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;] و إنْ لَّمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ
اللهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ»(المائده: ۶۷)


۶مَعاشِرَ النّاسِ ما قَصَّرْتُ فی تَبْلیغِ ما أنْزَلَ
اللهُ تَعالی إلَیَّ، و أنَا مُبَیِّنٌ لَکُمْ سَبَبَ نُزَولِ هذِهِ الآیَهِ، إنَّ
جَبْرَئیلَ  (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; هَبَطَ إلَیَّ مِراراً ثَلاثاً یَأمُرُنِیْ عَنِ
السَّلامِ رَبّی وَ هُوَ السَّلامُ أنْ أقُومَ فی هذَا الْمَشْهَدِ فَأُعْلِمَ
کُلَّ أبْیَضٍ وَ أسْوَدٍ أنَّ عَلِیَّ بْنَ ابی طالِبٍ (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; أَخِی وَ
وَصِیِّیْ وَ خَلیْفَتیْ و الإمامُ مِنْ بَعْدی، الَّذی مَحَلُّهُ مِنّی مَحَلُّ
هارُونَ مِنْ موُسی إلّا أَنَّهُ لا نَبیَّ بَعْدی وَ هُوَ وَلِیُّکُمْ مِنْ بَعْدِ
اللهِ و رَسُولِهِ، و قَدْ أنْزَلَ اللهُ تَبارَکَ وَ تَعالی عَلَیَّ بِذلِکَ آیَةً
مِنْ کِتابِهِ: «إنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا
الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُو&#۱۶۲۰;تُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ
راکِعُونَ»(المائده: ۵۵)، وَ عَلِیُّ بْنُ أبی طالِبٍ (علیه&#۸۲۰۲;السلام)
&#۸۲۰۲;
گردن مى&#۸۲۰۲;نهم، زیرا هم او است خدایى که از تدبیرش ایمن نمى&#۸۲۰۲;توان بود و هیچ ترسى از
ظلم کردنش نیست. به خداوندى&#۸۲۰۲;اش اقرار دارم و به پروردگارى&#۸۲۰۲;اش گواهى مى&#۸۲۰۲;دهم. در
انجام آنچه بر من وحى شده، مى&#۸۲۰۲;شتابم، چرا که مى&#۸۲۰۲;ترسم اگر چنین نکنم، حادثه&#۸۲۰۲;اى
هولناک از سوى او بر من روا گردد، که هیچ&#۸۲۰۲;کس [هرچند بسیار چاره&#۸۲۰۲;اندیش باشد ]نتواند
آن را از من باز دارد.

اسرار آیه تبلیغ

۵خدایى جز او نیست، که
به حقیقت امر آگاهم کرده است و اگر آنچه را بر من نازل کرده، تبلیغ نکنم، رسالت او
را به انجام نرسانده&#۸۲۰۲;ام. و خداى تبارک و تعالى، صیانت مرا ضمانت کرده و او است
خداى&#۸۲۰۲;کفایت کننده و بزرگوار. به من وحى کرده: «به نام خداوند بخشنده مهربان. اى
رسول! آنچه را که از سوى پروردگارت ] درباره على (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;  [بر تو نازل شده،
ابلاغ کن و اگر چنین نکنى، رسالت او را تبلیغ نکرده&#۸۲۰۲;اى و خدا تو را از شر مردمان
ایمن مى&#۸۲۰۲;دارد».

۶اى مردم! من در
رساندن آنچه خدا بر من نازل کرده، کوتاهى نکرده&#۸۲۰۲;ام و سبب نزول این آیه را برایتان
معلوم مى&#۸۲۰۲;کنم. همانا جبرئیل ]که بر او درود باد [سه مرتبه بر من فرود آمد و سلام
پروردگار را به من ابلاغ کرد ]و پروردگار نامش سلام است] و مرا مأمور نمود که در
این مکان بایستم و هر سفید و سیاه را بیاگاهانم که على&#۸۲۰۲;بن ابیطالب برادر و وصى و
جانشین من، و پس از من امام شما است، همو که نزد من جایگاه هارون نسبت به موسى را
دارد، با این فرق که پس از من پیامبرى نخواهد بود. او ولى و سرپرست شما پس از خدا و
رسول او است، و در واقع خداى صاحب برکت و بلند پایه در این باره آیه&#۸۲۰۲;اى از کتاب خود
نازل کرده است: «به درستى ولى شما تنها خدا و رسول او و کسانى&#۸۲۰۲;اند که ایمان آورده،
نماز برپا مى&#۸۲۰۲;دارند و زکات مى&#۸۲۰۲;دهند، در حالى که در رکوع&#۸۲۰۲;اند» و این على بى&#۸۲۰۲;ابیطالب
است أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَی الْزَّکاةَ و هُوَ راکِعٌ
یُرِیدُ اللهَ عَزَّوجَلَّ فِی کُلِّ حالٍ.



۷وَ سَألتُ جَبْرَئیلَ أنْ یَسْتَعْفِیَ لِیَ عَنْ تَبْلیغِ ذلِکَ
إلَیْکُمْ [أیُّهَا النّاسُ] لِعِلْمی بِقِلّةِ الْمُتَّقیَنَ وَ کَثْرَةِ
الْمُنافِقینَ وَ إدْغالِ الآثِمْینَ وَ خَتَلِ الْمُسْتَهْزِئینَ بِالإِسْلامِ
الَّذینَ وَصَفَهُمُ اللهُ فِی کِتابِهِ بأنَّهُمْ (یَقُوُلوُنَ بألْسِنَتِهِمْ ما
لَیْسَ فِی قُلُوبِهِمْ) (الفتح: ۱۱) وَ یَحْسَبُونَهُ هَیِّناً وَ هُوَ عِنْدَ
اللهِ عَظیمٌ، وَ کَثْرَةِ أذاهُمْ لیْ فِیْ غَیْرِ مَرَّةِ حَتّی سَمُّونِیْ
أُذُناً، و زَعَمُوا أَنِّیْ کَذلِکَ لِکَثْرَةِ مُلازَمَتِهِ إیّایَ وَ إقْبالی
عَلَیْهِ، حَتّی أنْزَلَ اللهُ عَزَّوجَلَّ فِی ذلِکَ قُرآناً، «وَ مِنْهُمُ
الَّذِینَ یُو&#۱۶۲۰;ذُونَ النَّبِیَّ وَ یَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ عَلَی
الّذِینَ یَزْعَمُونَ أنَّهُ أذُنٌ خَیْرٍ لََّکُمْ یُو&#۱۶۲۰;مِنُ بِاللهِ وَ یُو&#۱۶۲۰;مِنُ
لِلْمُو&#۱۶۲۰;مِنِینَ» الآیه (التوبه: ۶۱)


۸وَ لَوْ شِئْتُ أنْ أُسَمِّیَ بِأَسْمائهِمْ لَسَمَّیْتُ و انْ
أُوْمِیَء إلَیْهِمْ بِأعْیانِهِمْ لَأوْمَأْتُ وَ أنْ أَدُلَّ عَلَیْهِمْ
لَدَلَلْتُ، وَ لکِنِّی و اللهِ فی أمُورِهِمْ قَدْ تَکَرَّمْتُ وَ کُلُّ ذلِکَ
لایُرْضِی اللهَ مِنّی إلّا أنْ أُبَلِّغَ ما أَنْزَلَ إلَیَّ ثُمَّ تَلا صَلَّی
الله عَلَیهِ و آلِهِ وَ سَلَّمَ: «یا أیُّهَا الرَّسوُلُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ
إلَیْکَ مِنْ رَّبِّکَ [فِیْ عَلَیٍّ] وَ إِنْ لَّمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ
رِسالَتَهُ وَ اللهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ» (المائده: ۶۷)


۹فَاعْلَمُوا مَعاشِرَ النّاسِ إنَّ اللهَ قَدْ نَصَبَهُ
لَکُمْ وَلِیّاً و إماماً
که نماز برپاى داشته، و در حال رکوع صدقه
داده، و در هر حالى خشنودى خداى ارجمند و بزرگوار را مى&#۸۲۰۲;طلبد.

۷من از جبرئیل خواستم
که از خدا بخواهد مرا از رساندن این پیام به شما [اى مردم] معذور بدارد، چرا که از
کمى پرهیزکاران و زیادى منافقان و حیله&#۸۲۰۲;گران معصیت&#۸۲۰۲;کار و مکر مسخره کنندگان نسبت به
اسلام آگاهم؛ کسانى که خداوند آنها را در کتابش اینگونه توصیف کرده است: «با
زبان&#۸۲۰۲;هاشان چیزى را مى&#۸۲۰۲;گویند که در دل&#۸۲۰۲;هاشان نیست» و این کار را سهل و آسان
مى&#۸۲۰۲;شمرند، در حالى که نزد خدا، بزرگ است. آزار بسیار آنان فقط یک بار نبود، تا آنجا
که مرا اُذُن نامیدند و پنداشتند که من چنین هستم، براى اینکه با على ملازم بودم و
به او توجه مى&#۸۲۰۲;نمودم. تا اینکه خداى عزوجل در این باره نازل فرمود: «و در میان آنان
کسانى هستند که پیامبر را مى&#۸۲۰۲;آزارند و مى&#۸۲۰۲;گویند او هر سخنى را مى&#۸۲۰۲;شنود. اى پیامبر
بگو: [براى آنها که مى&#۸۲۰۲;پندارند او اُذُن است] شنوا بودن پیامبر بهتر است. به خدا
ایمان و به مؤمنان باور دارد».

۸اگر مى&#۸۲۰۲;خواستم یک&#۸۲۰۲;یک
آنان را نام ببرم و براى شما افشا کنم و به شما بشناسانم، حتماً چنین مى&#۸۲۰۲;کردم، ولى
به خدا سوگند درباره آنان بزرگوارى پیشه مى&#۸۲۰۲;کنم و آنها را رسوا نمى&#۸۲۰۲;سازم. با این
همه خداوند از من خشنود نمى&#۸۲۰۲;شود تا اینکه آنچه را بر من نازل کرده، ابلاغ نمایم.
(پس این آیه را تلاوت کرد:) «اى پیامبر! آنچه را از جانب پروردگارت [درباره على] به
سوى تو نازل شده، ابلاغ کن که اگر چنین نکنى، رسالت خویش را به جاى نیاورده&#۸۲۰۲;اى و
خداوند تو را از شر مردم در امان مى&#۸۲۰۲;دارد».

نصب الهی

۹اى مردم، بدانیدکه
خداونداو را به&#۸۲۰۲;ولایت وپیشوایى شما نصب&#۸۲۰۲;کرده مُفْتَرَضاً
طاعَتَُهُ عَلَی المُهاجِریْنَ و الأَنْصارِ و عَلَی التّابِعینَ لَهُمْ بِإِحسانٍ،
و عَلَی الْبادِی و الحاضِرِ وَ عَلَی الأَعْجَمِیِّ و الْعَرَبِیِّ و الْحُرِّ و
الْمَمْلُوکِ وَ الْصَّغیرِ وَ الْکَبیرِ وَ عَلَی الأبْیَضِ و الأسْوَدِ وَ عَلی
کُلِّ مُوَحِّدٍ ماضٍ حُکْمُهُ جائِزٌ قَوْلُهُ نافِذٌ أمْرُهُ، مَلْعُونٌ مَنْ
خالَفَهُ مَرْحُومٌ مَنْ تَبِعَهُ مُو&#۱۶۲۰;مِنٌ مَنْ صَدَّقَهُ فَقَدْ غَفَرَاللهُ لَهُ
وَلِمَنْ سَمِعَ مِنْهُ وَ أطاَع لَهُ.



۱۰مَعاشِرَ النّاسِ إنَّهُ آخِرُ مَقامٍ أقُومُهُ فِی هذَا
الْمَشْهَدِ فَاسْمَعُوا وَ أَطیعُوا و انْقادُوا لِأَمْرِ رَبِّکُمْ، فَإنَّ اللهَ
عَزَّوَجَلَّ هُوَ مَوْلاکُمْ و إلهُکُمْ ثُمَّ مِنْ دُونِهِ مُحَمَّدٌ صَلی الله
عَلَیهِ و آلهِ و سَلَّمْ وَلِیُّکُمْ الْقائِمُ الْمُخاطِبُ لَکُمْ، ثُم مِنْ
بَعْدِی عَلِیٌّ وَلِیُّکُمْ و إِمامُکُمْ بِأمْرِ رَبِّکُمْ، ثُمَّ الإمامَةُ فِیْ
ذُرِّیَّتی مِنْ وُلْدِهِ إِلی یَوْمٍ تَلْقُوْنَ اللهَ وَ رَسُولَهُ، لا حَلالَ
إلّا ما أحَلَّهُ اللهُ وَ لا حَرَامَ إلّا ما حَرَّمَهُ اللهُ، عَرَّفَنِیَ
الْحَلالَ و الْحَرامَ و أَنَا أفْضَیْتُ لَمَّا عَلَّمَنی رَبّی مِنْ کَتابِهِ وَ
حَلالِهِ وَ حَرامِهِ إلَیْهِ.


۱۱مَعاشِرَ النّاسِ ما مِنْ عِلْمٍ إلّا وَ قَدْ أحْصاهُ اللهُ
فِیَّ وَ کُلُّ عِلْمٍ عُلِّمْتُ فَقَدْ أحْصَیْتُهُ فی إمامِ الْمُتَّقِینَ، و ما
مِنْ عِلْمٍ إلّا عَلَّمْتُهُ عَلِیّاً، وَ هُوَ الإمامُ الْمُبینُ.


مَعاشِرَ النّاسِ لا تَضِلُّوا عنْهُ وَ لا تَنْفِروا مِنْهُ وَ
لاتَسْتَکْبِروا (و لا تَسْتَنْکِفُوا) مِنْ وِلایَتِهِ، فَهُوَ الَّذِی یَهْدِی
إلَی الْحَقِّ وَ یَعْمَلُ بِهِ وَ یُزْهِقُ الباطِلَ وَ یَنْهی عَنْهُ

و فرمان بردن او را بر
مهاجران و انصار، و بر تابعان به نیکویى واجب نموده، و نیز بر هر بادیه نشین و
شهرنشین، و بر غیر عرب و عرب، و بر آزاد و بنده، و کوچک و بزرگ، و بر سفید و سیاه و
هر یگانه پرستى حکمش روا، گفتارش نافذ و فرمانش لازم الاجراست. هر که با او مخالفت
نماید، مورد لعن، و هر که او را پیروى کند، مورد رحمت است. هر که او را تصدیق کند،
خداوند او را، و هر که را از او بشنود و فرمانش را ببرد، آمرزیده است.

۱۰اى مردم، این آخرین
اقامت من در این مکان است، پس گوش فرا دهید و اطاعت کنید و در برابر فرمان
پروردگارتان مطیع باشید، زیرا تنها خداى عزوجل سرپرست و پروردگار شما است و پس از
او، فرستاده&#۸۲۰۲;اش محمد (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; عهده&#۸۲۰۲;دار امور و خطاب کننده شما است و
پس از من، على سرپرست و پیشواى شما است و آنگاه امامت در میان نسل من، از فرزندان
او خواهد بود تا روزى&#۸۲۰۲;که خداى عزوجل و رسولش را ملاقات کنید. هیچ حلالى نیست جز
آنکه خدا حلالش کرده و حرامى نیست مگر آنچه خدا آن را حرام نموده و آنچه را خداوند
از حلال و حرام به من تعلیم داده، من همه را به على آموخته&#۸۲۰۲;ام.

مقام على
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;

۱۱اى مردم، هیچ علم و
دانشى نیست مگر اینکه خداوند آن را در من گرد آورده، و هر دانشى که فرا گرفته&#۸۲۰۲;ام،
به امام متقیان آموخته&#۸۲۰۲;ام و هیچ علمى نیست جز آنکه به على یاد داده&#۸۲۰۲;ام و او امام و
پیشواى آشکار است.

اى مردم، راه اختلاف و
دورى از او را مپویید و از او جدا مشوید و از پذیرش ولایت او روى مگردانید. او است
که به سوى حق، هدایت مى&#۸۲۰۲;کند، و خود به آن عمل مى&#۸۲۰۲;کند و باطل را نابود مى&#۸۲۰۲;سازد و از
آن باز مى&#۸۲۰۲;دارد.


۱۲وَ لا تَأخُذُهُ فِی اللهِ لَوْمَةُ لائمٍ. ثُمَّ إنَّهُ أوَّلُ
مَنْ آمَنَ بِاللهِ وَ رَسُولِهِ، وَ هُوَ الَّذِی فَدی رَسُولَهُ بِنَفْسِهِ وَ
هُوَ الّذیْ کانَ مَعَ رَسُولِ اللهِ و لا أَحَدَ یَعْبُدُ اللهَ مَعَ رَسُولِهِ
مِنَ الرِّجالِ غَیْرُهُ. مَعاشِرَ النّاسِ فَضِّلُوهُ فَقَدْ فَضَّلَهُ اللهُ، و
اقْبِلُوهُ فَقَدْ نَصَبَهُ اللهُ.


۱۳مَعاشِر النّاسِ، إنَّهُ إمامٌ مِنَ اللهِ وَ لَنْ یَتُوبَ عَلی
أحَدٍ أنْکَرَ وِلایَتَهُ، وَ لَنْ یَغْفِرَ اللهُ لَهُ، حَتْماً عَلَی اللهِ أنْ
یَفْعَلَ ذلِکَ بِمَنْ خَالَفَ أمْرَهُ فِیْهِ وَ أنْ یُعَذِّبَهُ عَذاباً شَدِیداً
نُکْراً أبَدَ الاب&#۸۲۰۲;آدِ وَ دَهْرَ الدُّهُورِ، فَاحْذَرُوا أنْ تُخالِفُوهُ
فَتَصْلُوا ناراً وَ قُودُهَا النّاسُ وَ الْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْکافِرینَ.


۱۴اَیُّهَا النّاسُ بى&#۸۲۰۲;وَ اللهِ بَشَّرَ الاَوَّلُونَ مِنْ
النَّبِیّینَ وَ الْمُرْسَلینَ، وَ أنَا خاتِمُ الأنْبِى&#۸۲۰۲;آءِ وَ الْمُرْسَلِینَ و
الحُجَّةُ عَلی جَمیعِ الْمَخْلُوقینَ مِنْ أهْلِ السَّماواتِ و الأَرَضینَ؛ فَمَنْ
شَکَّ فِیْ ذلِکَ فَهُوَ کافِرٌ کُفْرَ الجاهِلَّیِةِ الأُولی، وَ مَنْ شَکَّ فی
شَیءٍ مِنْ قَوْلِیْ هذا فَقَدْ شَکَّ فِی الْکُلِّ مِنْهُ، وَ الشّاکُّ فِی ذلِکَ
فَلَهُ النّارُ،


۱۵مَعاشِرَ النّاسِ، حَبانِیَ اللهُ بِهذِهِ الْفَضیلَةِ مَنّاً
مِنْهُ عَلَیَّ وَ إحْساناً مِنْهُ إلَیَّ وَ لاإلهَ إلا هُوَ، لَهُ الْحَمْدُ
مِنّیْ أبَدَ الآبِدینَ وَ دَهْرَ الدّاهِرینَ عَلی کُلِّ حالٍ.


۱۶مَعاشِرَ النّاسِ فَضِّلُوا عَلِیّاً فَإنَّهُ أفْضَلُ
النّاسِ بَعْدِیْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثی، بِنا أنْزَلَ اللهُ الرِّزْقَ وَ بَقِیَ
الْخَلْقُ، مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَغْضُوبٌ
۱۲سرزنش هیچ سرزنشگرى در راه
خدا، در او اثر نمى&#۸۲۰۲;کند. او اولین کسى بود که به خدا و رسولش ایمان آورد، و خود را
فداى رسول خدا کرد، و همواره با رسول خدا بود، در حالى که هنوز هیچ یک از مردان، جز
او، با رسول خدا، خدا را عبادت نمى&#۸۲۰۲;کردند.

۱۳اى مردم، او را
گرامى بدارید که خدایش برترى عطا کرده و به او روى کنید که خدا او را پیشواى شما
قرار داده است.

اى مردم، او امامى از
سوى خدا است و خدا توبه کسى را که ولایت او را انکار کند، هرگز نمى&#۸۲۰۲;پذیرد، و خدا
هرگز چنین کسى را نمى&#۸۲۰۲;آمرزد. بر خدا حتم است که نسبت به کسى که درباره او، از
فرمانش سرپیچى کند، چنین کند و او را عذابى زشت و ابدى بچشاند. پس بر حذر باشید از
مخالفت کردن با او، و اینکه در آتشى در آیید که هیزمش آدمیان و سنگ&#۸۲۰۲;ها است و براى
کافران آماده شده است.

۱۴اى مردم، سوگند به
خدا که نخستین پیامبران و فرستادگان به من بشارت داده&#۸۲۰۲;اند و من واپسین پیامبران و
فرستادگان هستم و بر تمام آفریده&#۸۲۰۲;ها، از اهل آسمان&#۸۲۰۲;ها و زمین&#۸۲۰۲;ها، حجتم. پس هر کسى
در این باره شک کند، بر کفر جاهلیتِ پیشین است و هرکس در موردى از گفته&#۸۲۰۲;هاى من
تردید نماید، در حقیقت، در همه آنها شک کرده و نصیب چنین شک کننده&#۸۲۰۲;اى آتش دوزخ است.

۱۵اى مردم، خداوند با
این فضیلت، از جانب خود بر من منتى نهاد و احسانى به من ارزانى داشت، و خدایى جز او
نیست. ستایش از جانب من تا همیشه و تا زمانه باقى است، در همه حال، ویژه او است.

۱۶اى مردم، برترى على
را ارج بگزارید، زیرا او پس از من، در بین زنان و مردان عالم، برترین انسان است.
خداوند به وسیله ما روزى مردم را نازل کرده، تا موجب بقاى خلق شود. نفرین شده است،
مَغْضُوبٌ مَنْ رَدَّ عَلَیَّ قَوْلی هذا وَ لَمْ یوُافِقْهُ، ألا إنَّ جَبْرَئیلَ
خَبَّرَنی عَنِ اللهِ تَعالی بِذلِکَ وَ یَقُولُ: «مَنْ عادی عَلِیَّاً وَ لَمْ
یَتَوَلَّهُ فَعَلَیْهِ لَعْنَتیْ وَ غَضَبِیْ»، فَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ ماقَدَّمَتْ
لِغَدٍ و اتَّقُوا اللهَ أنْ تُخالِفُوهُ فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِها إنَّ
اللهَ خَبیرٌ بِما تَعْمَلُونَ،



۱۷مَعاشِرَ النّاسِ إنَّهُ جَنْبُ اللهِ الَّذی ذَکَرَ فی کِتابِهِ
فَقَالَ تَعالی: «أنْ تَقُولَ نَفْسٌ یا حَسْرَتَی عَلی مَا فَرَّطْتُ فِی جَنْبِ
اللهِ» (الزمر: ۵۶).


۱۸مَعاشِرَ النّاسِ تَدَبَّرُوا القْرآنَ و افْهَمُوا آیاتِهِ و
انْظُرُوا إلی مُحْکَماتِهِ و لا تَتَّبِعُوا مُتَشابِهَهُ فَوَ اللهِ لَنْ
یُبَیِّنَ لَکُمْ زَواجِرَهُ وَ لا یُوضِحُ لَکُمْ تَفْسِیْرَهُ الَّا الَّذی
أنَاآخِذٌ بِیَدِهِ و مُصْعِدُهُ إلَیَّ و شآئِلٌ بِعَضُدِهِ وَ مُعْلِمُکُمْ أنَّ
مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِیٌّ مَوْلاهُ، وَ هُوَ عَلِیُّ بْنُ أبی طالِبٍ
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; أخِیْ و وَصِیّیْ وَ مُوالاتُهُ مِنَ اللهِ عَزَّوَجَلَّ أنْزَلَها
عَلَیَّ.


۱۹مَعاشِرَ النّاسِ إِنَّ عَلِیّاً و الطَّیِّبینَ مِنْ وُلْدی
هُمُ الثِّقْلُ الأَصْغَرُ و الْقُرْآنُ الثِّقْلُ الأکْبَرُ فَکُلُّ واحِدٍ
مُنْبِیٌء عَنْ صاحِبِهِ و مُوافِقٌ لَهُ لَنْ یَفْتَرِقا حَتّی یَرِدا عَلَیَّ
الْحَوْضَ، هُمْ أُمَناءُ اللهِ فیْ خَلْقِهِ وَ حُکماو&#۱۶۲۰;هُ فی أرْضِهِ،


۲۰ألا وَ قَدْ أدَّیْتُ، ألا وَ قَدْ بَلَّغْتُ ألا وَ
قَدْ أسْمَعْتُ، ألا وَ قَدْ أوْضَحْتُ، ألا وَ إنَّ اللهَ عزَّوَجَلَّ قالَ و أنَا
قُلْتُ عّنِ اللهِ عَزّوَجَلَّ،
نفرین شده است، مورد خشم است، مورد خشم
است کسى که این گفته مرا نپذیرد و با آن موافقت نکند. آگاه باشید، این خبرى است که
جبرئیل از سوى خداى بلند مرتبه براى من آورده و گفته است: «لعنت و خشم من بر آن کس
باد که با على دشمنى ورزد و ولایتش را نپذیرد» پس باید هر کس در انتظار آنچه براى
فرداى خود، پیش فرستاده باشد. در مخالفت با او و لغزیدن گام&#۸۲۰۲;ها پس از استوارى&#۸۲۰۲;آنها،
از خدا نترسید، بى شک خدا به آنچه مى&#۸۲۰۲;کنید، آگاه است».

۱۷اى مردم، بى&#۸۲۰۲;شک على
امر پروردگار است، همان امرى که خداى بلند مرتبه در کتابش ذکر فرمود: « اینکه کسى
بگوید: دریغا بر آن کوتاهى که در امر خدا کردم».

۱۸اى مردم، در قرآن
تأمل کنید و به آیات آن پى ببرید و در محکماتش دقت نمایید و از متشابهاتش بپرهیزید.
به خدا سوگند، هیچ کس مشکلات آن را براى شما آشکار نمى&#۸۲۰۲;سازد و تفسیرش را برایتان
شرح نمى&#۸۲۰۲;دهد مگر آن که نزد من است و دستش در دستم قرار دارد [و بازوى على را گرفته
و بلند کرد] و به شما اعلام مى&#۸۲۰۲;کنم که هرکس من مولاى اویم، این على مولاى او است. و
او فرزند ابوطالب [سلام بر او باد] و برادر و وصى من، و کسى است که دوستى&#۸۲۰۲;اش از سوى
خداى عزوجل بر من فرود آمده است.

۱۹اى مردم، على و
پاکان از فرزندان من، ثقل اصغراند، و قرآن ثقل اکبر است. هریک از آنان نشان دهنده و
موافق دیگرى است. این دو از هم جدا نمى&#۸۲۰۲;شوند، تا اینکه در کنار حوض بر من وارد
شوند. آنان امناى الهی در بین مردم و حکمرانان او در زمین&#۸۲۰۲;اند.

۲۰هشدار، که من رسالت
خود را انجام دادم، آگاه باشید که من پیغام الهی را رساندم، بدانید که من فرمان خدا
را به شما خبر دادم، هشدار که من مطلب را آشکار نمودم، آگاه باشید که آنچه
خداى&#۸۲۰۲;عزوجل فرمود: ألا إِنَّهُ لَیْسَ أمیرُالمؤمنینَ
غَیْرَ أخیْ هذا وَ لا تَحِلُّ إمْرَةُ الْمُو&#۱۶۲۰;مِنْینَ بَعْدی لأحَدٍ غَیْرَهُ.



۲۱(ثُمَّ ضَرَبَ بِیَدِهِ إلی عَضُدِهِ فَرَفَعَهُ، وَ کَانَ
مُنْذُ أوَّلَ ما صَعَدَ رَسوُلُ اللهِ صلّی الله عَلَیْهِ و آلهِ وَ سَلَّمْ شالَ
عَلِیّاً حَتّی صارَتْ رِجْلُهُ مَعَ رُکْبَةِ رَسُولِ اللهِ صلّی الله عَلَیهِ و
آلهِ وَ سَلَّمْ ثُمَّ قَالْ:) مَعاشِرَ النّاسِ هذا عَلِیٌّ أخی وَ وَصِیّی وَ
واعی عِلْمی وَ خَلیفَتی عَلی أُمَّتِیْ وَ عَلی تَفْسیرِ کِتابِ اللهِ عَزَّ
وَجلَّ وَ الدّاعی إلَیْهِ وَ الْعامِلُ بِما یَرْضاهُ وَ الْمُحارِبُ لأعْدآئِهِ
وَ الْمُوالیِ عَلی طاعَتِهِ و النّاهِی عَنْ مَعْصِیَتِهِ، خَلیفَةُ رَسُولِ اللهِ
وَ أمیرُالمُو&#۱۶۲۰;مِنینَ وَ الإمِامُ الْهادی وَ قاتِلُ النّاکِثیْنَ وَ الْقاسِطیْنَ
وَ الْمارِقینَ بأمْرِ اللهِ، أقُولُ و ما یُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَیَّ بِأمْرِ
رَبِّیْ،


۲۲أقُولُ: الّلهُمَّ والِ مَنْ والاهُ و عادِ مَنْ عاداهُ وَ
الْعَنْ مَنْ أنْکَرَهُ وَ اغْضِبْ عَلی مَنْ جَحَدَ حَقَّهُ، الّلهُمَّ إنَّکَ
أنْزَلْتَ عَلیَّ أَنَّ الإمامَةَ بَعْدِی لِعَلیٍّ وَلِیِّکَ عِنْدَ تِبْیانِیْ
ذلِکَ وَ نَصْبِیْ إیّاهُ بِما أکْمَلْتَ لِعِبادِکَ مِنْ دِیْنِهِمْ وَ أتْمَمْتَ
عَلَیْهِمْ بِنِعْمَتِکَ وَ رَضِیْتَ لَهُمُ الإسْلامَ دِیْناً، فَقُلْتَ: «وَ مَنْ
یَبْتَغِ غَیْرَ الإسْلامِ دِیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی الآخِرَةِ
مِنَ الْخاسِرِینَ» (آل عمران: ۸۵) أَلّلهُمَّ إنِّی أُشْهِدُکَ وَ کَفَی بِکَ
شَهِیداً أنِّی قَدْ بَلَّغْتُ.


۲۳مَعاشِرَ النّاسِ إنَّما أکْمَلَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ
دِیْنَکُمْ بإمامَتِهِ،
از سوى او براى شما گفتم. بدانید که جز این
برادر من، کسى امیرمؤمنان نیست، و پیشوایى مردمان، جز براى او روا نمى&#۸۲۰۲;باشد.

۲۱(پس با دست خویش
بازوى على را گرفت و بالا برد، همچون نوبت قبل، چندان که پاهاى او محاذى زانوهاى
پیامبر (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; قرار گرفت. آنگاه ادامه داد:) اى مردم، این على،
برادر، وصى، حافظ علم من، و جانشین من براى امت است و طبق تفسیر کتاب خدا عمل
مى&#۸۲۰۲;کند و دعوت کننده به سوى آن است و آنچه را خشنودى خدا در آن است، انجام مى&#۸۲۰۲;دهد.
با دشمنان خدا مى&#۸۲۰۲;ستیزد و فرمان دهنده به اطاعت پروردگار و نهى کننده از مخالفت با
او، و سرپرست منصوب از سوى خدا و جانشین رسول خدا است، و فرمانروایى بر مؤمنان و
پیشوایى هدایت مردمان را برعهده دارد. کشنده عهدشکنان و ستمکاران و از دین خارج
شده&#۸۲۰۲;گان، به فرمان خدا است. آنچه مى&#۸۲۰۲;گویم به فرمان پروردگارم تغییر نخواهد کرد.

۲۲مى&#۸۲۰۲;گویم: خدایا،
دوستداران على را دوست بدار و دشمنانش را دشمن، بر انکار کنندگان او نفرین فرست و
تکذیب کنندگان حقش را مورد خشم و غضب خود قرار ده. خدایا، فرمان جانشینى على پس از
من، و بیان آن را براى مردم، تو به من نازل کردى، تا با نصب وى، دین بندگانت را
کامل گردانى و نعمتت را بر آنان تمام سازى و اسلام را، به عنوان دین، براى آنان
بپسندى، و فرمودى: «وهرکس غیر از اسلام، دینى اختیار کند، از او پذیرفته نیست، و او
در آخرت از زیانکاران خواهد بود» خدایا، تو را گواه مى&#۸۲۰۲;گیرم - و براى من کافى است
که تو گواه من باشى - که پیامت را ابلاغ کردم.

۲۳اى مردم، بى&#۸۲۰۲;شک خدا
دین شما را با امامت او کامل ساخت. فَمَنْ لَمْ یَأتَمَّ
بِهِ وَ بِمَنْ یَقُومُ مَقامَهُ مَنْ وُلْدی مِنْ صُلْبِهِ إلی یَوْمِ الْقِیامَةِ
و الْعَرْضِ عَلَی اللهِ عَزَّوَجَلَّ فَ«أولئِکَ الّذینَ حَبِطَتْ أعْمالُهُمْ وَ
فِی النّارِ هُمْ فِیْها خَالِدُونَ» (التوبه: ۱۷) «لا یُخَفَّفُ عَنْهُمُ
الْعَذابُ وَ لا هُمْ یُنْظَرُونَ» (البقره: ۱۶۲)



۲۴مَعاشِرَ النّاسِ هذا عَلِیٌ أنْصَرُکُمْ لِی وَ أحَقُّکُمْ
بى&#۸۲۰۲;وَ أقْرَبُکُمْ إلَیَّ وَ أعَزُّکُمْ عَلَیَّ وَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ وَ أنَا
عَنْهُ راضِیانِ، و ما نَزَلَتْ آیَةُ رِضیً إلّا فیهِ، وَ ما خاطَبَ اللهُ
الَّذِینَ آمَنُوا إلّا بَدَأ بِهِ، وَ لا نَزَلَتْ آیَةُ مَدْحٍ فِی الْقُرْآنِ
إلّا فیهِ، وَ لا شَهِدَ بِالجَنَّهِ فی «هَلْ أتی عَلَی الإنْسانِ» (الانسان: ۱) 
إلّا لَهُ، وَ لا أنْزَلَها فِی سِواهُ وَ لا مَدَحَ بِها غَیْرَهُ.


۲۵مَعاشِرَ النّاسِ هُوَ ناصِرُ دینِ اللهِ وَ الْمُجادِلُ عَنْ
رَسُولِ اللهِ، وَ هُوَ الْتَّقِیُّ الْنَّقِیُّ الْهادِی الْمَهْدِیُّ،
نَبِیُّکُمْ خَیْرُ نَبِیٍّ وَ وَصِیُّکُمْ خَیْرُ وَصِیٍّ وَ بَنُوهُ خَیْرُ
الْأَوْصِى&#۸۲۰۲;آءِ. مَعاشِرَ النّاسِ ذُرِّیَةُ کُلِّ نَبِیٍّ مِنْ صُلْبِهِ وَ
ذُرِّیَّتی مِنْ صُلْبِ عَلِیٍّ.


۲۶مَعاشِرَ النّاسِ إنَّ إبْلیسَ أخْرَجَ آدَمَ مِنَ
الْجَنَّةِ بِالْحَسَدِ، فَلا تَحْسُدُوهُ فَتَحْبِطَ أعْمالُکُمْ وَ تَزِلَّ
أقْدامُکُمْ، فَإنَّ آدَمَ أُهْبِطَ إلَی الْأرْضِ بِخَطیئَةٍ واحِدَةٍ وَ هُوَ
صَفْوَةُ اللهِ عَزَّوَجَلَّ وَ کَیْفَ بِکُمْ وَ أنْتُمْ أنْتُمْ وَ مِنْکُمْ
أعْدآءُ اللهِ ألا إنَّهُ لا یُبْغِضُ عَلِیّاً إلا شَقِیٌّ وَ لا یَتَوالی
عَلِیّاً إلا تَقِیٌّ وَ لا یُو&#۱۶۲۰;ِنُ بِهِ إلّا مؤمن مُخْلِصٌ،
پس هر کس
به او و به کسانى از فرزندان من، و از نسل او که تا روز قیامت و هنگامه عرض اعمال
به خداى عزوجل مقام او را استوار مى&#۸۲۰۲;دارند، اقتدا نکند، «ایشان اعمالشان تباه شده و
در آتش جاودانه خواهند ماند»، «نه عذابشان سبک مى&#۸۲۰۲;گردد و نه مهلت مى&#۸۲۰۲;یابند».

۲۴اى مردم، این على
یارى دهنده&#۸۲۰۲;ترین کس براى شما در اطاعت از من، و سزوارترین شما نسبت به من، و
نزدیک&#۸۲۰۲;ترین شما به من، و گرامى&#۸۲۰۲;ترین شما نزد من است. خداى عزوجل و من از او
خشنودیم، و هیچ آیه&#۸۲۰۲;اى که حاکى از خشنودى خدا باشد، نازل نشده جزء اینکه درباره او
است و خداوند کسانى را که ایمان آورده&#۸۲۰۲;اند، مخاطب نکرده مگر که خطاب خویش را به او
آغاز نموده و هیچ آیه ستایش و مدحى در قرآن نازل نشده مگر اینکه درباره او است و در
آیه «هل اتى على انسان» به بهشت گواهى نداده مگر براى او، و آن را درباره غیر او
نازل نکرده و غیر او را مدح نفرموده است.

۲۵اى مردم، او یارى
کننده دین خدا، و جنگ&#۸۲۰۲;جو در دفاع از رسول خدا، و پرهیزگار و پاکیزه و هدایتگر است.
پیامبر شما، بهترین پیامبر و وصى شما، بهترین وصى و فرزندانش بهترین اوصیاى&#۸۲۰۲;اند.
اى&#۸۲۰۲;مردم، نسل هر پیامبرى، از صلب خود او است، اما نسل من از صلب على است.


هشدارها

۲۶اى مردم، ابلیس به
خاطر حسد، آدم را از بهشت بیرون راند. پس مبادا به او [على] حسد بورزید که اعمالتان
تباه مى&#۸۲۰۲;شود و قدم&#۸۲۰۲;هاتان مى&#۸۲۰۲;لغزد. آدم به سبب یک خطا به زمین فرود آمد، در حالى که
او برگزیده خداى عزوجل بود. پس حال شما چگونه خواهد بود در حالى&#۸۲۰۲;که شما، شمایید و
دشمنان خدا در میان شمایند؟ بدانید که جز انسان تیره&#۸۲۰۲;بخت با على دشمنى نمى&#۸۲۰۲;کند، و
جز انسان پرهیزکار با او دوستى نمى&#۸۲۰۲;ورزد و جز مؤمن با اخلاص، به او رو نمى&#۸۲۰۲;کند.
وَ فی عَلِیٍّ وَ اللهِ نَزَلَتْ سُورةُ وَ الْعَصْرِ: «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ
الرَّحِیمِ وَ الْعَصْرِ إنَّ الْإنْسانَ لَفِی خُسْرٍ» إلی آخِرِها (العصر: ۳ -
۱.)



۲۷مَعاشِرَ النّاسِ قَدِ اسْتَشْهَدْتُ اللهَ وَ بَلَّغْتُکُمْ
رِسالَتی «وَ ما عَلَی الْرُّسُولِ إلَّا الْبَلاغُ المُبینُ» (النحل: ۳۵)


۲۸مَعاشِرَ النّاسِ «إِتَّقُوا اللهَ حَقَّ تُقاتِهِ، وَ لا
تَمُوتُنَّ إلا وَ أنْتُمْ مُّسْلِمُونَ» (آل عمران:۱۰۲)


۲۹مَعاشِرَ النّاسِ آمِنُوا بِاللهِ وَ رَسُولِهِ وَ الْنُّورِ
الَّذی أُنْزِلَ مَعَهُ «مِّنْ قَبْلِ اَنْ نَّطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّها عَلی
أدْبارِها».(آل عمران: ۴۷)


۳۰مَعاشِرَ النّاسِ الْنُّورُ مِنَ اللهِ عَزَّوَجَلَّ فِیَّ
مَسْلُوکٌ ثُمَّ فی عَلیٍّ ثُمَّ فِی الْنَّسْلِ مِنْهُ إلَی الْق&#۸۲۰۲;آئِمِ
الْمَهْدِیِّ الَّذی یَأخُذُ بِحَقِّ اللهِ وَ بِکُلِّ حَقٍّ هُوَ لَنا لِأنَّ
اللهَ عَزَّوَجَلَّ قَدْ جَعَلَنا حُجَّهً عَلَی الْمُقَصِّرِیْنَ وَ الْمُعانِدینَ
وَ الْمُخالِفینَ وَ الْخائِنِیْنَ وَ الآثِمینَ وَ الظّالِمینَ مِنْ جَمیعِ
الْعالَمینَ.


۳۱مَعاشِرَ النّاسِ أُنْذِرُکُمْ أَنِّیْ رَسُولُ اللهِ، قَدْ
خَلَتْ مِنْ قَبْلِیَ الرُّسُلُ أفَإِنْ مِتُّ أوْ قُتِلْتُ انْقَلَبْتُمْ عَلی
أعْقابِکُمْ «وَ مَنْ یَنْقَلِبْ عَلی عَقِبَیْهِ فَلَنْ یَضُرَّ اللهَ شَیْئاً وَ
سَیَجْزِی اللهُ الشّاکِرینَ». (آل عمران:۱۴۴) ألا وَ إنَّ عَلِیَّاً هُوَ
الْمَوْصُوفُ بِالصَّبْرِ وُ الْشُّکْرِ ثُمَّ مِنْ بَعْدِهِ وُلْدی مِنْ صُلْبِهِ.


۳۲مَعاشِرَ النّاسِ لا تَمُنُّوا عَلَیَ اللهِ إسلامَکُمْ
فَیُسْخِطَ عَلَیْکُمْ به خدا سوگند که سوره والعصر:
«به نام خداوند
بخشنده بخشایشگر. سوگند به عصر، که آدمى در زیانکارى است...» درباره او نازل شده
است.

۲۷اى مردم، خدا را
گواه مى&#۸۲۰۲;گیرم که رسالتم را به شما ابلاغ کردم «و جز پیام&#۸۲۰۲;رسانى آشکار بر عهده
فرستاده خدا نیست».

۲۸اى مردم، «از خدا
بیم نمایید، چنان که سزاوار او است، و نمیرید مگر در حالتى که مسلمان باشید».

۲۹اى مردم، به خدا و
رسولش و نورى که با اوست، ایمان بیاورید، «پیش از آنکه چهره&#۸۲۰۲;هایى را تیره گردانیم،
و آنها را به عقبشان باز پس فرستیم».

۳۰اى مردم، از سوى
خداى عزوجل در وجود من نورى است که بعد از من، نخست در وجود على راه مى&#۸۲۰۲;یابد و سپس
در وجود نسل او و قائم آل محمد که حق خدا و حق ما را مى&#۸۲۰۲;ستاند، زیرا خداى&#۸۲۰۲;تعالى  ما
را حجتى بر کوتاهى کنندگان و سرکشان و مخالفان و خیانت&#۸۲۰۲;کاران و گناه پیشه&#۸۲۰۲;گان و
ظالمان تمام جهان قرار داده است.

۳۱اى مردم، هشدار
مى&#۸۲۰۲;دهم که من فرستاده خدایم و پیش از من نیز، رسولانى بوده&#۸۲۰۲;اند. پس اگر بمیرم یا
کشته شوم، آیا به گذشته جاهلى خود باز مى&#۸۲۰۲;گردید؟ «هر کسى به پیشینه خود بازگردد
بداند که هیچ ضررى به خدا نمى&#۸۲۰۲;رسد و خداوند سپاس&#۸۲۰۲;گزاران را پاداش خواهد داد». آگاه
باشید که على به صبر و سپاس موصوف است، پس از او نیز، فرزندان من از نسل او
چنین&#۸۲۰۲;اند.

۳۲اى مردم، با اسلام
خود بر خدا منت مگذارید که بر شما خشم مى&#۸۲۰۲;گیرد وَ
یُصِیْبَکُمْ بِعذابٍ مِنْ عِنْدِهِ إنّهُ لَبِالْمِرْصادِ.



۳۳مَعاشِرَ النّاسِ إنَّهُ سَیَکُونُ مِنْ بَعْدی أئِمَّةً
یَدْعُوَنَ الِی النّارِ وَ یَوْمَ الْقِیامَةِ لا یُنْصَرُونَ. مَعاشِرَ النّاسِ
اِنَّ اللهَ وَ اَنَا بَریئانِ مِنْهُمْ.


۳۴مَعاشِرَ النّاسِ انّهُمْ وَ أنْصارَهُمْ وَ أتْباعَهُمْ وَ
أشْیاعَهُمْ فِی الْدَّرْکِ الأسْفَلِ مِنَ الْنّارِ وَ لَبِئْسَ مَثْوَی
الْمُتَکَبِّرینَ، ألا إِنَّهُمْ أصْحابُ (الصَّحیفَةِ) فَلْیَنْظُرْ أحَدُکُمْ فِی
صَحیفَتِهِ. قالَ فَذَهَبَ عَلَی الْنّاسِ إلّا شِرْذِمَةً مِنْهُمْ أمْرُ
الْصَّحیفَةِ.


۳۵مَعاشِرَ الْنّاسِ اِنّی أدَعُها اِمَامَةً وَ وِراثَةً فِی
عُقْبَیْ إلی یَوْمِ الْقِیامَةِ، وَ قَدْ بَلَّغْتُ ما أُمِرْتُ بِتَبْلیغِهِ
حُجَّةً عَلی کُلِّ حاضِرٍ وَ غائِبٍ وَ عَلی کُلِّ أحَدٍ مِمَّنْ شَهِدَ أوْلَمْ
یَشْهَدْ، وُلِدَ أوْ لَمْ یُوْلَدْ، فَلْیُبَلِّغِ الْحاضِرُ الْغ&#۸۲۰۲;آئِبَ وَ
الْوالِدُ الْوَلَدَ اِلی یَوْمِ الْقِیامَةِ، وَ سَیَجْعَلُونَها مُلْکاً و
اغْتِصاباً، ألا لَعَنَ اللهُ الْغاصِبینَ وَ الْمُغْتَصِبینَ، وَ عِنْدَها
«سَنَفْرُغُ لَکُمْ أیُّهَا الثَّقَلانِ» (الرحمن: ۳۱) فَ«یُرْسَلُ عَلَیْکُما
شُواظٌ مِنْ نارٍ وَ نُحاسٌ فَلا تَنْتَصِرانِ» (الرحمن: ۳۵)


۳۶مَعاشِرَ النّاسِ إنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ لَمْ یَکُنْ
یَذَرُکُمْ عَلی ما أنْتُمْ عَلَیْهِ حَتَّی یَمیزَ الْخَبیثَ مِنَ الطَّیِّبِ، وَ
ما کانَ اللهُ لِیُطْلِعَکُمْ عَلَی الْغَیْبِ.


۳۷مَعاشِرَ النّاسِ إِنَّهُ ما مِنْ قَرْیَهٍ إِلّا وَ
اللهُ مُهْلِکُها بِتَکْذِیبِها، وَ کَذلِکَ یُهْلِکُ الْقُری وَ هِیَ ظالِمَةٌ،
کَما ذَکَرَ اللهُ تَعالی، وَ هذا عَلِیٌّ
و به عذابى از جانب خود
گرفتارتان مى&#۸۲۰۲;سازد، چرا که او در کمین است.

۳۳اى مردم، پس از من
پیشوایانى خواهند آمد که به سوى دوزخ فرامى&#۸۲۰۲;خوانند و در روز قیامت، یارى نخواهند
شد؛ اى مردم، البته خداى&#۸۲۰۲;تعالى و من از آنان بیزاریم.

۳۴اى مردم، آنان و
یاران و پیروان و طرفدارانشان در پایین&#۸۲۰۲;ترین مرتبه دوزخ قرار دارند و چه زشت است
جایگاه گردنکشان. بدانید که اینها همان صحیفه نگارانند، و شما باید در موضوع صحیفه
دقت کنید، زیرا توطئه صحیفه همه را [به جز عده&#۸۲۰۲;اى مشخص] به گمراهى کشاند.

۳۵اى مردم، من، على و
اولادش را تا روز قیامت به امامت و وراثت پس از خود برمى&#۸۲۰۲;گزینم، و پیامى را که به
انجامش مأمور بودم، رساندم، و آن حجتى است بر تمام حاضران و غائبان، و بر همه کسانى
که شاهد بودند و نبودند، زاده شده&#۸۲۰۲;اند و نشده&#۸۲۰۲;اند. پس حاضران باید به غائبان
برسانند و پدر یا مادر به فرزندان ابلاغ نمایند، تا روز قیامت. اما به زودى، عده&#۸۲۰۲;اى
آن [ولایت] را غصب و تصرف مى&#۸۲۰۲;کنند. بدانید که خدا غاصبان و به ستم&#۸۲۰۲;گیرندگان حق را
لعنت کرده است: «اى انس و جن، به زودى به حساب شما خواهیم پرداخت»، «پس بر شما
شراره&#۸۲۰۲;هاى آتش و مس گداخته ریخته مى&#۸۲۰۲;شود و هیچ یارى&#۸۲۰۲;اى نمى&#۸۲۰۲;یابید».

۳۶اى مردم، خداى تعالى
هرگز شما را به حالى که در آن هستید، رها نمى&#۸۲۰۲;کند تا اینکه پلید را از پاک جدا
سازد، و چنین نیست که خدا شما را از غیب آگاه نماید.

۳۷اى مردم، هیچ
قریه&#۸۲۰۲;اى نبود مگر اینکه خداوند به واسطه تکذیبشان، آنان را هلاک نمود، و به همین
روش، قریه&#۸۲۰۲;هایى را که ظالم&#۸۲۰۲;اند، نابود مى&#۸۲۰۲;کند. چنان که خداى تعالى یادآورى کرده
است. این على، امام و إمامُکُمْ وَ وَلِیُّکُمْ، وَ هُوَ
مُواعِیْدُ اللهِ، وَ اللهُ یَصْدُقُ ما وَعَدَهُ.



۳۸مَعاشِرَ الْنَّاسِ قَدْ ضَلَّ قَبْلَکُمْ أکْثَرُ الْأَوَّلینَ،
وَ اللهُ لَقَدْ أهْلَکَ الْأوَّلینَ وَ هُوَ مُهْلِکُ الْ&#۸۲۰۲;آخِرینَ، قالَ الله
تَعالی «ألَمْ نُهْلِکِ الْأوَّلِینَ، ثُمَّ نُتْبِعُهُمُ الْ&#۸۲۰۲;آخِرِینَ، کَذلِکَ
نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِینَ، وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِّلْمُکَذِّبِینَ، (المرسلات: ۱۶ ج
۱۹).


۳۹مَعاشِرَ النّاسِ إنَّ اللهَ قَدْ أمَرَنِی وَ نَهانِی، وَ قَدْ
أمَرْتُ عَلِیّاً وَ نَهَیْتُهُ، فَعَلِمَ الْأمْرَ وَ الْنَّهْیَ مِنْ رَبِّهِ
عَزَّوَجَلَّ، فَاسْمَعُوا لِأمْرِهِ تَسْلَمُوا، وَ اَطِیْعُوُه تَهْتَدُوا، وَ
انْتَهُوا لِنَهْیِهِ تَرْشُدُوا، وَ صیروُا إِلی مُرادِهِ وَ لا تَتَفَرَّقُ
بِکُمُ السُّبُلُ عَنْ سَبِیلِهِ.


۴۰مَعاشِرَ الْنّاسِ أنَا صِراطُ اللهِ الْمُسْتَقیمُ الََّذِی
أمَرَکُمْ بِاتِّباعِهِ، ثُمَّ عَلِیٌ مِنْ بَعْدی، ثُمَّ وُلْدِی مِنْ صُلْبِهِ،
أئِمَّةٌ یَهْدُونَ إلَی الْحَقِّ وَ بِهِ یَعْدِلُونَ، ثُمَ قَرَأ: «الْحَمْدُ
للهِ رَبَّ الْعالَمِینَ» إِلی آخِرِها (الحمد: ۱ ج۷) وَ قالَ: فِیَّ نُزِّلَتْ، وَ
فِیِهمْ نَزَلَتْ، وَ لَهُمْ عَمَّتْ وَ إِیّاهُمْ خَصَّتْ، أولئِکَ أوْلِیاءُ
اللهِ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ،


۴۱ألا إِنَّ حِزْبَ اللهِ هُمُ الْغالِبُونَ.


ألا إِنَّ أَعْدآءَ عَلِیٍّ هُمْ أهلُ الْشِّقاقِ وَ الْنِّفاقِ،
وَ الْح&#۸۲۰۲;آدُّونَ، وَ هُمُ الْع&#۸۲۰۲;آدُّونَ إِخْوانُ الشَّیاطینَ الّذِینَ «یُوحِی
بَعْضُهُمْ إلی بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً» (الانعام: ۱۱۲)


۴۲ألا إِنَّ أوْلِیاءَهُمُ الَّذِینَ ذَکَرَهُمُ اللهُ فی
کِتابِهِ فَقالَ عَزَّوَجَلَّ:
ولى شما، و نمونه کامل وعده&#۸۲۰۲;هاى الهی است
و خدا، خلف وعده نمى&#۸۲۰۲;کند.

۳۸اى مردم، بیش&#۸۲۰۲;تر
کسانى که پیش از شما بودند، گمراه شدند، و بى&#۸۲۰۲;شک خدا است که آنان را به هلاکت
رسانیده، و او خود نابودکننده آیندگان گناهکار است. خداى تعالى فرموده: «آیا
پیشینیان را هلاک نکردیم، پس آیندگان را در پى آنان روانه مى&#۸۲۰۲;کنیم؛ رفتار ما با
مجرمان اینگونه است. در آن روز، واى بر تکذیب کنندگان».

۳۹اى مردم، خداوند مرا
فرمان داده و نهى کرده، و من على را امر کردم و نهى نمودم، و او دانست که آن امر و
نهى از سوى پروردگارش است. بنابراین امر او را بشنوید تا راه سلامت بجویید، و او را
اطاعت کنید تا به راه هدایت در آیید، و در برابر بازداشتن او، خود را نگاه دارید تا
رستگار شوید، و آنگونه باشید که او مى&#۸۲۰۲;خواهد و مبادا راه&#۸۲۰۲;هاى گوناگون شما را از راه
او پراکنده سازد.

۴۰اى مردم، من راه
مستقیم خدایم که شما را به پیروى از آن فرمان داده است، و پس از من، على و سپس
فرزندان من از نسل او، امامانى هستند که به حق هدایت مى&#۸۲۰۲;کنند و با آن عدالت را بر
پاى مى&#۸۲۰۲;دارند (سپس خواند!) الحمدلله رب العالمین... (و فرمود:) این سوره درباره من
و درباره آنان نازل&#۸۲۰۲;شده و هم شامل تمام آنان است و هم مخصوص هریک از آنان.
ایشان&#۸۲۰۲;اولیاى&#۸۲۰۲;خدا هستندکه نه مى&#۸۲۰۲;ترسند و نه اندوهگین مى&#۸۲۰۲;شوند.

بدانید که...

۴۱بدانید که حزب خدا
پیروز است.

بدانید که دشمنان على
تفرقه افکنان و منافقان و جنگ افروزانند، همان کسانى که تجاوزگرى مى&#۸۲۰۲;کنند و برادر
شیطان&#۸۲۰۲;اند و «برخى&#۸۲۰۲;شان برخى دیگر را با سخنان آراسته مى&#۸۲۰۲;خوانند و فریب مى&#۸۲۰۲;دهند».

۴۲بدانید که دوستداران
على و اولادش همان کسانى هستند که خداى تعالى در کتاب خود چنین از آنان یاد کرده
است:


«لَّا تَجِدُ قَوْماً یُو&#۱۶۲۰;مِنُونَ بِاللهِ وَ الْیَوْمِ الآخِرِ
یُوَآدُّونَ مَنْ حَادَّ اللهَ وَ رَسُولَهُ» الی آخر آلایه (المجادله: ۲۲) ألا
إِنَّ أوْلِیاءَهُمُ الَّذِینَ وَصَفَهُمُ اللهُ عَزَّوَجَلَّ فَقالَ: «الَّذِینَ
آمَنُوا وَ لَمْ یَلْبِسُوا إِیمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِکَ لَهُمُ الْأمْنُ وَ هُمْ
مُهْتَدُونَ» (الانعام: ۸۲)


۴۳ألا إنَّ أوْلِیاءَهُمُ الّذینَ وَصَفَهُمُ اللهُ عَزَّوَجَلَّ
فَقَالَ: الَّذِینَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ ءآمِنینَ و تَتَلَقّاهُمُ الْمَلائِکةُ
بِالتَّسْلیمِ أِنْ «طِبْتُمْ فَادْخُلُوها خالِدینَ« (الزمر: ۷۳)


۴۴ألا إنَّ أوْلِیاءَهُمُ اَلَّذِینَ قَالَ لَهُمُ اللهُ
عَزَّوَجَلَّ: یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ بِغَیْرِ حِسابٍ


۴۵ألا إِنَّ أعْداءَهُمْ یَصْلَوْنَ سَعیراً. ألا إِنَّ
أعْداءَهُمُ الّذینَ یَسْمَعُونَ لِجَهَنَّمَ شَهیقاً و هِیَ تَفُورُ وَ لَها
زَفِیرٌ.


۴۶ألا إنَّ أعْداءَهُمُ الّذِینَ قَالَ اللهُ فِیْهِمْ «کُلَّما
دَخَلَتْ أمَّةٌ لَعَنَتْ أُخْتَها» (الاعراف: ۳۸)


۴۷ألا إِنَّ أعْدآءَهُمُ الّذِیَن قالَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ:
«کُلَّما أُلقِیَ فِیها فَوْجٌ سَألَهُمْ خَزَنَتُها ألَمْ یَأتِکُمْ نَذِیرٌ
قالُوا بَلی قَدْ جاءَنا نَذِیرٌ فَکَذَّبْنا وَ قُلْنا ما نَزَّلَ اللهُ مِنْ
شَیءٍ إِنْ أنْتُمْ إلّا فِی ضَلالِ مبینٍ» (الملک: ۸ ج۹)


۴۸أَلا إِنَّ أَوْلِیاءَهُمُ «الَّذِینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ
بِالْغَیْبِ لَهُمْ مَغْفِرَهٌ وَ أجْرُ کَبِیرٌ» (الملک: ۱۲)

«هرگز قومى را که به
خدا و روز رستاخیز ایمان دارند، چنین نخواهى یافت که با دشمنان خدا و رسولش دوستى
کنند».

۴۳بدانید که دوستداران
ایشان همان کسانى&#۸۲۰۲;اند که خداى عزوجل آنان را توصیف کرده و فرموده: «آنان که ایمان
آورده و ایمانشان را به ستمى نیامیخته&#۸۲۰۲;اند، ایمنى تنها براى ایشان است، و تنها آنان
راه یافتگانند».

۴۴بدانید که دوستداران
آنها همان کسانى&#۸۲۰۲;اند که آسوده خاطر وارد بهشت مى&#۸۲۰۲;شوند و فرشتگان به استقبالشان
مى&#۸۲۰۲;آیند و مى&#۸۲۰۲;گویند: «خوشا به حال شما، پس وارد بهشت شوید و جاودانه باشید».

۴۵بدانید که دوستداران
آنها همان کسانى هستند که خداى عزوجل درباره&#۸۲۰۲;شان فرموده: بدون حساب&#۸۲۰۲;رسى، وارد بهشت
مى&#۸۲۰۲;شوند.

۴۶بدانید که دشمنان
على و اولادش کسانى هستند که به آتش دوزخ کشیده مى&#۸۲۰۲;شوند. بدانید که دشمنان آنها
کسانى&#۸۲۰۲;اند که فریاد جهنم را مى&#۸۲۰۲;شنوند و لهیب آتش را که در حال فوران است، مى&#۸۲۰۲;بینند.

۴۷بدانید که دشمنان
آنها کسانى هستند که خداى تعالى درباره&#۸۲۰۲;شان فرموده: «هرگاه گروهى از آنان وارد دوزخ
مى&#۸۲۰۲;شود، گروه دیگر را نفرین مى&#۸۲۰۲;کند».

بدانید که دشمنان آنها
همان کسانى&#۸۲۰۲;اند که خداى عزوجل فرموده: «چون عده&#۸۲۰۲;اى از آنها به دوزخ افکنده شوند،
نگهبانان دوزخ سو&#۱۶۲۰;ل کنند: آیا براى شما بیم دهنده&#۸۲۰۲;اى نیامده بود؟ گویند: چرا، بیم
دهنده&#۸۲۰۲;اى نزد ما آمد اما او را تکذیب کردیم و گفتیم: خدا هیچ امرى را نازل نکرده و
شما جز در گمراهى&#۸۲۰۲;اى بزرگ بسر نمى&#۸۲۰۲;برید».

۴۸بدانید که دوستداران
على و اولادش «کسانى هستند که در نهان از پروردگارشان بیم دارند و آمرزش و پاداش
بزرگ براى آنان است».


 ۴۹مَعاشِرَ النّاسِ شَتّانَ ما بَیْنَ السَّعیرِ وَ الجَنّةِ،
عَدُوُّنا مَنْ ذَمَّهُ اللهُ وَ لَعَنَهُ وَ وَلِیُّنا مَنْ مَدَحَهُ اللهُ وَ
أحَبَّهُ.


۵۰مَعاشِرَ النّاسِ ألا و إِنِّی مُنْذِرٌ وَ عَلِیٌّ هادٍ.


مَعاشِرَ النّاسِ إِنِّی نَبِیٌّ وَ عَلِیٌ وَصِیِّی.


ألا إِنَّ خاتَمَ الْأئِمَّةِ مِنَّا الْقائِمُ الْمَهْدِیُّ.


أَلا اِنَّهُ الْظّاهِرُ عَلَی الدِّینِ.


ألا اِنَّه المُنْتَقِمُ مِنَ الظّالِمینَ.


ألا إِنَّهُ فاتِحُ الْحُصونِ وَ هادِمُها.


اَلا اِنَّهُ قاتِلُ کُلِّ قَبِیْلَةٍ مِنْ أهْلِ الشِّرْکِ.


ألا إِنَّهُ مُدْرِکُ بِکُلِّ ثارٍ لِأوْلِیاءِ الله.


ألا إنَّهُ النّاصِرُ لِدینِ اللهِ.


ألا إنَّهُ الْغَرَّافُ فِیْ بَحْرٍ عَمیقٍ.


ألا إِنَّهُ یَسِمُ کُلَّ ذِی فَضْلٍ بِفَضْلِهِ، وَ کُلَّ ذِی
جَهْلٍ بِجَهلِهِ.


ألا إِنَّهُ خِیَرَةُ اللهِ وَ مُخْتارُهُ.


ألا إِنَّهُ وارِثُ کُلِّ عِلْمٍ وَ المُحیطُ بِهِ.


ألا إِنَّهُ الْمُخْبِرُ عَنْ رَبِّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ
الْمُنَبِّهُ بأمْرِ إیْمانِهِ.


ألا إنَّهُ الْرَّشِیدُ السَّدِیْدُ.


ألا إِنَّهُ الْمُفَوَّضُ إلَیْهِ.


أَلا إِنَّهُ قَدْ بَشَّرَ بِهِ مَنْ سَلَفَ بَیْنَ یَدَیْهِ.

۴۹اى مردم، میان دوزخ
و بهشت فاصله بسیار است. دشمن ما کسى است که خدا او را نکوهش و نفرین کرده، و
دوستدار ما کسى است که خدا او را ستوده ودوست داشته است.

۵۰اى مردم، آگاه باشد
که من بیم دهنده&#۸۲۰۲;ام و على هدایت&#۸۲۰۲;گر است.

اى مردم، بدانید که من
پیامبرم و على جانشین.

بدایند که آخرین
امامان، یعنى مهدى قائم، از ما است که درود خدا بر او باد.

بدانید که او بر تمام
ادیان پیروز مى&#۸۲۰۲;شود.

بدانید که او از
ستمکاران انتقام مى&#۸۲۰۲;گیرد.

بدانید که او قلعه&#۸۲۰۲;ها
را فتح مى&#۸۲۰۲;کند و نابود مى&#۸۲۰۲;سازد.

بدانید که او با هر
قبیله مشرکى کارزار مى&#۸۲۰۲;کند.

بدانید که او انتقام
خون تمام دوستداران خدا را باز مى&#۸۲۰۲;ستاند.

بدانید که او یارى
کننده دین خدا است.

بدایند که او کشتى&#۸۲۰۲;بان
دریاهاى مواج و متلاطم است.

بدانید که او هر صاحب
ارزش و فضیلت را به فضیلتش نشان مى&#۸۲۰۲;گذارد و هر انسان نادان را به نادانى&#۸۲۰۲;اش علامت
مى&#۸۲۰۲;نهد.

بدانید که او برگزیده
خدا، و صاحب اختیار از جانب او است.

بدانید که او میراث&#۸۲۰۲;بر
تمام دانش&#۸۲۰۲;ها، و محیط بر آنها است.

بدانید که او آگاهى
بخش از سوى پروردگارش، و بیم دهنده نسبت به ایمان به او است.

بدانید که او راه
یافته و درستگار است.

بدانید که تمام کارها
به او واگذار شده است.

بدانید که پیشینیان
درباره او بشارت داده&#۸۲۰۲;اند.


ألا إِنَّهُ الْباقِیْ حُجَّةً وَ لا حُجَّةَ بَعْدَهُ، وَ لا
حَقَّ إلّا مَعَهُ، وَ لا نُورَ إلّا عِنْدَهُ،


أَلا إِنَّهُ لا غالِبَ لَهُ وَ لا مَنْصُورَ عَلَیْهِ.


ألا وَ إِنَّهُ وَلیُّ اللهِ فی أَرْضِهِ، وَ حُکْمُهُ فِی
خَلْقِهِ، وَ أَمِینُهُ فِی سِرِّهِ وَ عَلانِیَتِهِ.


۷۰مَعاشِرَ الْنّاسِ قَدْ بَیَّنْتُ لَکُمْ وَ أفْهَمْتُکُمْ، وَ
هذا عَلِیٌّ یُفْهِمُکُمْ بَعْدِی.


۷۱ألا وُ إِنِّی عِنْدَ انْقِضآءِ خُطْبَتِی أَدْعُوکُمْ إِلی
مُصافَقَتِی عَلی بَیْعَتِهِ، وَ الإقْرارِ بِهِ، ثُمَّ مُصافَقَتِهِ بَعْدِی.


۷۲ألا وَ إِنِّی قَدْ بایَعْتُ اللهَ وَ عَلِیٌّ قَدْ بایَعَنِی،
وَ أنَا آخِذُکُمْ بِالْبَیْعَةِ لَهُ عَنِ اللهِ عَزَّوَجَلَّ:«فَمَنْ نَکَثَ
فَإِنَّما یَنْکُثُ عَلی نَفْسِهِ» (الفتح: ۱۰)


۷۳مَعاشِرَ الْنّاسِ إنَّ الْحَجَّ وَ الْصَفا وَ الْمَروَةَ وَ
الْعُمْرَةَ مِنْ شَعائِرِ اللهِ، «فَمَنْ حَجَّ الْبَیْتَ أوِ اعْتَمَر فَلا
جُناحَ عَلَیْهِ أنْ یَطَّوَّفَ بِهِما» الآیه (البقره: ۱۵۸)


۷۴مَعاشِرَ النّاسِ حِجُّوا الْبَیْتَ، فَما وَرَدَهُ أهْلُ بَیْتٍ
إلَّا اسْتَغْنَوْا، وَ لا تَخَلَّفُوا عَنْهُ إِلّا افْتَقَرُوا


۷۵مَعاشِرَ النّاسِ ما وَقَفَ بِالْمَوْقِفِ مُو&#۱۶۲۰;مِنٌ إلّا غَفَرَ
اللهُ لَهُ ما سَلَفَ مِنْ ذَنْبِهِ إِلی وَقْتِهِ ذلِکَ، فَإِذَا انْقَضَتْ
حَجَّتُهُ اسْتُو&#۱۶۲۰;نِفَ عَمَلُهُ.

بدانید که او همیشه
حجت است و حجتى پس از او نخواهد آمد، حق تنها با او است، و نور تنها نزد او یافت
مى&#۸۲۰۲;شود.

بدانید که هیچ کس  بر
او دست نمى&#۸۲۰۲;یابد و هیچ کس علیه او یارى نمى&#۸۲۰۲;شود.

بدانید که او ولى خدا
در زمین، و حکم او در میان آفریدگان، و امین او در نهان و آشکار است.

۷۰اى مردم به خوبى
براى شما بیان کردم، و به شما فهماندم و این على است که پس از من، شما را
مى&#۸۲۰۲;فهماند.

۷۱بدانید که من در
پایان خطبه&#۸۲۰۲;ام، از شما مى&#۸۲۰۲;خواهم براى بیعت با على و اقرار به ولایت او، با من دست
بدهید و آنگاه دست در دست او بگذارید.

۷۲بدانید که من با خدا
بیعت کرده&#۸۲۰۲;ام و على با من بیعت کرده است و من اکنون به فرمان خدا، از شما براى او
بیعت مى&#۸۲۰۲;گیرم «پس هر کس نقض پیمان کند، به زیان خویش چنین کرده است»

۷۳اى مردم، بى&#۸۲۰۲;شک سعى
بین صفا و مروه از شعائر اسلام است. «پس هر که حج خانه خدا و یا اعمال عمره را به
جاى آورد، ایرادى نیست بر او که بین صفا و مروه سعى کند».

۷۴اى مردم، حج خانه
کعبه را به جاى آورید که هر کس آن را انجام دهد، بى&#۸۲۰۲;نیاز شود و هر که از آن روى
بگرداند، فقیر گردد.

۷۵اى مردم، هیچ مؤمنى
در موقفى از مواقف حج نایستد، مگر اینکه خداوند گناهانى را که تا آن زمان مرتکب
شده، بیامرزد و چون حج او به پایان رسد، اعمالش از ابتدا محاسبه مى&#۸۲۰۲;شود.

۷۶مَعاشِرَ
النّاسِ الْحُجّاجُ مُعاوِنُونَ وَ نَفَقاتُهُمْ مُخَلَّفَةٌ، وَ اللهُ لا یُضِیْعُ
أَجْرَ الْمُحْسِنینَ.



۷۷مَعاشِرَ النّاسِ حِجُّوا الْبَیْتَ بِکَمالِ الدّینِ وَ
التَّفَقُّهِ، وَ لا تَنْصَرِفُواعَنِ الْمَشاهِدِ إلّا بِتَوْبَهٍ وَ إقْلاعٍ.


۷۸مَعاشِرَ الْنّاسِ أقیمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الْزَّکاةَ کَما
أمَرَکُمُ اللهُ عَزَّوَجَلَّ، و لَئِنْ طالَ عَلَیْکُمُ الاَمَدُ فَقَصَّرْتُمْ
أوْ نَسیتُمْ فَعَلِیُّ وَلِیُّکُمْ وَ مُبَیِّنُ لَکُمُ، الَّذِی نَصَبَهُ اللهُ
عَزَّوَجَلَّ بَعْدِی، وَ مَنْ خَلَّفَهُ اللهُ مِنِّیْ وَ أنَا مِنْهُ
یُخْبِرُکُمْ بِما تَسْأَلُونَ عَنْهُ، وَ یُبَیِّنَ لَکُمْ مَا لا تَعْلَمُونَ.


۷۹ألا إِنَّ الْحَلالَ وَ الْحَرامَ أکْثَرُ مِنْ أنْ أُحْصِیَهُما
وَ أُعْرِفَهُما، فَ&#۸۲۰۲;آمُرُ بِالْحَلالِ وَ أنْهِی عَنِ الْحَرامِ فِیْ مَقامٍ
واحِدٍ، فَأُمِرْتُ أنْ آخُذَ الْبَیْعَةَ مِنْکُمْ وَ الصَّفَقَةَ لَکُمْ
بِقَبُولِ ما جِئْتُ بِهِ عَنِ اللهِ عَزَّوَجَلَّ فِیْ عَلِیٍّ أمیرِالْمؤمنینَ وَ
الأئِمَّةِ مِنْ بَعْدِهِ، الّذِینَ هُمْ مِنِّیْ وَ مِنْهُ أئِمَةً قائِمَةً
مِنْهُمُ الْمَهْدِیُّ إلی یَوْمِ الْقِیامَةِ الَّذِیْ یَقْضِی بالْحَقِّ.


۸۰مَعاشِرَ الْنّاسِ وَ کُلُّ حَلالٍ دَلَلْتُکُمْ عَلَیْهِ أوْ
حَرامٍ نَهَیْتُکُمْ عَنْهُ، فَإِنِّیْ لَمْ أَرْجِعْ عَنْ ذلِکَ وَ لَمْ
أُبَّدِلْ.


۸۱ألا فَاذْکُرُوا ذَلِکَ و احْفَظُوهُ، وَ تَواصَوْا بِهِ وَ لا
تُبَدِّلوُهُ، وَ لا تُغَیِّرُوُه.


۸۲ألا وَ إنِّیْ أُجَدِّدُ الْقَوْلَ: ألا فَأقیمُوا الصَّلاةَ، وَ
آتوُا الزَّکاةَ، وَ أمُرُوا بِالْمَعْرُوفِ، وَ انْهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ.

۷۶اى مردم، حاجیان
مساعدت مى&#۸۲۰۲;شوند و هزینه&#۸۲۰۲;هاشان برمى&#۸۲۰۲;گردد، و خدا پاداش نیکوکاران را ضایع نمى&#۸۲۰۲;کند.

۷۷اى مردم، حج خانه
خدا را با دین کامل و علم به آن انجام دهید و جز با توبه و ترک گناه، از مَشاهد باز
مگردید.

۷۸اى مردم، نماز را
برپا دارید و زکات بپردازید، آنگونه که خداى عزوجل شما را فرمان داده است. اگر
عمرتان طولانى شود و به کوتاهى یا فراموشى مبتلا گردید، على سرپرست شما است و تبیین
کننده&#۸۲۰۲;اى که خدا او را براى پس از من منصوب کرده، و هر که را خدا قرار دهد و جانشین
سازد، از من است و من از اویم. او شما را به آنچه مى&#۸۲۰۲;پرستید، آگاه مى&#۸۲۰۲;کند و آنچه را
نمى&#۸۲۰۲;دانید، به شما مى&#۸۲۰۲;آموزد.

۷۹بدانید که حلال و
حرام بیش از آن است که شماره و دانسته شود. من شما را به حلال امر کردم و به همان
صورت، از حرام باز داشتم. پس شما را امر کردم که بیعت کنید نسبت به آنچه از سوى خدا
درباره على امیرمؤمنان و امامان پس از او آورده&#۸۲۰۲;ام، همان کسانى که از من&#۸۲۰۲;اند و از
او. پیشوایانى که امر خدا را بر پا مى&#۸۲۰۲;دارند و مهدى از ایشان است، تا روز قیامت که
به حق حکم شود.

۸۰اى مردم، هر حلالى
که شما را به آن رهنمون شدم و هر حرامى که از آن منع نمودم، هرگز در آنها تغییر و
تبدیلى نخواهم داد.

۸۱هشدار که اینهمه را
به یاد بسپارید و به آن سفارش نمایید و آن را عوض نکنید و تغییر ندهید.

۸۲بدانید [دوباره
مى&#۸۲۰۲;گویم] که باید نماز را برپاى دارید و زکات بپردازید و امر به معروف و نهى از
منکر کنید.


۸۳ألا وَ إنَّ رَأسَ الأَمْرِ باِلْمَعْروفِ وَ الْنَهْیِ عَنِ
الْمُنْکَرِ أَنْ تَنْتَهُوا إِلی قَوْلِیْ وَ تُبَلِّغُوهُ مَنْ لَمْ یَحْضُرْ وَ
تَأمُرُوهُ بِقَبُولِهِ، وَ تَنْهُوهُ عَنْ مُخالَفَتِهِ،


۸۴فَإِنَّهُ أَمْرٌ مِنَ اللهِ عَزَّوَجَلَّ وَ مِنِّی، وَ لا
أَمْرَ بِمَعْروُفٍ وَ لا نَهْیَ عَنْ مُنْکَرٍ إلّا مَعَ إمامٍ مَعْصُومٍ.


۸۵مَعاشِرَ النّاسِ الْقُرآنُ یُعَرِّفُکُمْ أنَّ الأئِمَّةَ مِنْ
بَعْدِهِ وُلْدُهُ، وَ عَرَّفْتُکُمْ أنَّهُ مِنِّی وَ أنَّا مِنْهُ، حَیْثُ
یَقُولُ اللهُ فِی کِتابِهِ: «وَ جَعَلَها کَلِمَهً باقِیَهً فِی عَقِبِهِ»
(الزخرف: ۲۸) وَ قُلْتُ: لَنْ تَضِلُّوا ما إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِما


۸۶مَعاشِرَ الْنّاسِ ألتَّقْوی! ألتَّقْوی! إحْذَرُوا السّاعَةَ
کَما قالَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ: «إنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَیْءٌ عَظِیمٌ» (الحج:
۱) اُذْکُرُوا المَماتَ وَ الحِسابَ وَ الْمَوازِیْنَ وَ الْمُحاسَبَةَ بَیْنَ
یَدَیْ رَبِّ الْعالَمِیْنَ وَ الثَّوابَ وَ الْعِقابَ، فَمَنْ ج&#۸۲۰۲;آءَ بِالْحَسَنَةِ
أُثِیْبَ عَلَیْها، وَ مَنْ ج&#۸۲۰۲;آءَ بِالسَّیِّئةِ فَلَیْسَ لَهُ فِی الْجِنانِ
نَصِیْبٌ.


۸۷مَعاشِرَ الْنّاسِ إِنَّکُمْ أکْثَرُ مِنْ أنْ
تُصافِقُونِیْ بِکَفٍّ واحِدَةٍ، وَ قَدْ أمَرَنِیَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ أنْ آخُذَ
مِنْ ألْسِنَتِکُمُ الْإِقْرارَ بِما عَقَّدْتُ لِعَلِیٍّ مِنْ إِمْرَةِ
الْمؤمنینَ، وَ مَنْ ج&#۸۲۰۲;آءَ بَعْدَهُ مِنَ الأئِمّةِ مِنّیْ وَ مِنْهُ عَلی ما
أعْلَمْتُکُمْ، أنَّ ذُرِّیَّتِیْ مِنْ صُلْبِهِ، فَقُولُوا بِأَجْمَعِکُمْ: إِنَّا
سامِعُونَ، مُطیعُونَ، راضُونَ، مُنْقادُونَ لِما بَلَّغْتَ عَنْ رَبِّنا وَ
رَبِّکَ فِیْ أمْرِ عَلِیٍّ
۸۳بدانید که اساس امر به معروف و نهى از
منکر آن است که بر سر آنچه گفتم، بایستید و آن را به کسى که حاضر نبوده، برسانید و
به آن وادارش نمایید و از مخالفتش مانع شوید.

۸۴این فرمانى از سوى
خدا و از جانب من است، و امر به معروف و نهى از منکرى نخواهد بود مگر با وجود امام
معصوم.

۸۵اى مردم، قرآن به
شما مى&#۸۲۰۲;آموزد که امامان پس از على، فرزندان اویند و من نیز به شما خبر مى&#۸۲۰۲;دهم که
آنان از من و اویند، چنان که خداى تعالى در کتاب خود مى&#۸۲۰۲;فرماید: «و آن را کلمه&#۸۲۰۲;اى
باقى در نسل او قرار دادیم» و من مى&#۸۲۰۲;گویم: اگر به آن دو [کتاب خدا و اهل&#۸۲۰۲;بیت] تمسک
بجویید، هرگز گمراه نمى&#۸۲۰۲;شوید.

۸۶اى مردم، تقوا را،
تقوا را، و از روز قیامت بترسید، همان&#۸۲۰۲;گونه که خداى عزوجل فرموده است: «به راستى که
زلزله روز قیامت، حادثه&#۸۲۰۲;اى است بزرگ» به یاد مرگ و روز حسابرسى و سنجش اعمال در
برابر پروردگار جهانیان، و در فکر پاداش و عذاب الهی باشید. پس هر که کار نیک کند،
پاداش یابد، و هر که کار بد انجام دهد، بهره&#۸۲۰۲;اى از بهشت نخواهد داشت.

بیعت آشکار

۸۷اى مردم، تعداد شما
بیش از آن است که یک به یک دست بیعت بدهید. از این رو خداى تعالى فرمان داده که در
پیمان بستن با على و امامانى که پس از من و او مى&#۸۲۰۲;آیند و از صلب على هستند، براى
فرمانروایى  بر مؤمنان، از شما اقرار زبانى بگیریم، پس همگى بگویید: «ما شنیدیم و
اطاعت مى&#۸۲۰۲;کنیم و خشنودیم، و در برابر آنچه از پروردگار ما و تو درباره خلافت على
وَ أَمْرِ وُلْدِهِ مِنْ صُلْبِهِ مِنَ الأَئِمَّةِ، نُبایِعُکَ عَلی ذلِکَ
بِقُلُوبِنا وَ أَنْفُسِنا وَ ألْسِنَتِنا وَ أَیْدِیْنا، عَلی ذَلِکَ نَحْیی وَ
نَمُوْتُ وَ نَبْعَثُ وَ لا نُغَیِّرُ وَ لا نُبَدِّلُ، وَ لا نَشُکُّ وَ لا
نَرْتابُ، و لا نَرْجِعُ عَنِ عَهْدٍ وَ لا نَنْقُضُ الْمِیْثاقَ، نُطِیْعُ اللهَ
وَ نَطِیْعُکَ وَ عَلِیَّاً أمِیْرَالْمؤمنیْنَ وَ وُلْدَهُ الأَئِمَّةَ الَّذِیْنَ
ذَکَرْتَهُمْ مِنْ ذُرِّیَّتِکَ مِنْ صُلْبِهِ بَعْدَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ
اَلَّذِیْنَ قَدْ عَرَّفْتُکُمْ مَکانَهُما مِنّیْ وَ مَحَلَّهُما عِنْدِیْ وَ
مَنْزِلَتَهُما مِنْ رَبِّیْ عَزَّوَجَلَّ فَقَدْ أدَّیْتُ ذلِکَ إِلَیْکُمْ وَ
أنَّهُما سَیِّدا شَبابِ أهْلِ الْجَنَّهِ، وَ أنَّهُما الإمامانِ بَعْدَ أبِیْهِما
عَلِیٍّ وَ أنّا أبُوهُما َقبْلَهُ. و قُولُوا: أطَعْنا اللهَ بِذلِکَ وَ إیّاکَ وَ
عَلِیّاً وَ الْحَسَن و الْحُسَیْنَ و الأئِمَّةَ الَّذِیْنَ ذَکَرْتَ، عَهْداً وَ
مِیثاقَاً مَأخُوذاً لِأَمیرِالْمؤمنیْنَ مِنْ قُلُوبِنا وَ أَنْفُسِنا وَ
ألْسِنَتِنا وَ مُصافَقَةِ أیْدِیْنا مِنْ أدْرَکَهُما بِیَدِهِ وَ أقَرَّ بِهِما
بِلِسانِهِ وَ لا نَبْتَغِیْ بِذلِکَ بَدَلاً وَ لا نَرَی مِنْ أنْفُسِنا عَنْهُ
حِوَلاً أبَداً، اشْهَدْنا اللهَ وَ کَفَی بِاللهِ شَهِیداً وَ أنْتَ عَلَیْنا بِهِ
شَهِیٌد، وَ کُلَّ مَنْ أطاعَ مِمَّنْ ظَهَرَ وَ اسْتَتَرَ وَ مَلائِکَةَ اللهِ وَ
جُنُودَهُ وَ عَبِیْدَهُ وَ اللهُ أکْبَرُ مِنْ کُلِّ شَهِیْدٍ.



۸۸مَعاشِرَ النّاسِ ما تَقُولُونَ فَإِنَّ الله یَعْلَمُ کُلَّ
صَوْتٍ وَ خافِیَةَ کُلِّ نَفْسٍ، «فَمَنِ اهْتَدی فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ
فَإِنَّما یَضِلُّ عَلَیْها» (الزمر: ۴۱) وَ مَنْ بایَعَ فَإِنَّما یُبایِعُ اللهَ
«یَدُ اللهِ فَوْقَ أیْدِیْهِمْ» (الفتح:۱۰)


۸۹معاشِرَ النّاسِ فَاتَّقُوا اللهَ وَ بایِعُوا
عَلِیَّاً أمَیرَ الْمؤمنینَ وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَیْنَ وَ الأئِمَّةَ کَلِمَةً
طَیِّبَةً باقِیَةً، یُهْلِکُ اللهُ مَنْ غَدَرَ
و امامانى که از
فرزندان او هستند، به ما ابلاغ کردى، گردن نهاده&#۸۲۰۲;ایم. با دل&#۸۲۰۲;ها و جان&#۸۲۰۲;ها و زبان&#۸۲۰۲;ها
و دستان خود بر این امر بیعت مى&#۸۲۰۲;کنیم و مى&#۸۲۰۲;میریم و بر انگیخته مى&#۸۲۰۲;شویم. آن را تغییر
نمى&#۸۲۰۲;دهیم و چیزى را به جایش نمى&#۸۲۰۲;گذاریم و امر دیگرى نمى&#۸۲۰۲;آوریم و در آن شک و تردید
روا نمى&#۸۲۰۲;داریم. از عهد خود باز نمى&#۸۲۰۲;گردیم و پیمان شکنى نمى&#۸۲۰۲;کنیم و از خدا فرمان
مى&#۸۲۰۲;بریم و از تو و على امیرمؤمنان و فرزندانش که امام هستند، اطاعت مى&#۸۲۰۲;کنیم؛ همان
کسانى که آنها را از نسل خود و از صلب على [پس از حسن و حسین] یاد کرده&#۸۲۰۲;اى». همان
پیشوایانى که جایگاه و منزلتشان نزد خودرا، و مقامشان در نزد خداى تعالى را به شما
یاد آور شده&#۸۲۰۲;ام. پس من رسالتم را به شما ادا کردم و آن دو [حسن و حسین
(علیهماالسلام)] سرور جوانان بهشتى&#۸۲۰۲;اند و پس از پدرشان على، امام&#۸۲۰۲;اند و من، پیش از
على، پدر آن دو هستم. بگویید: «ما خداوند و تو و على و حسن و حسین و امامانى را که
نام بردى، اطاعت مى&#۸۲۰۲;کنیم، و بر عهده ما است که با امیرمؤمنان از سر صدق و رضایت و
اقرار زبانى بیعت کنیم. هرگز براى آن بیعت، عوضى قرار نمى&#۸۲۰۲;دهیم و از پیش خود، آن را
دگرگون نمى&#۸۲۰۲;سازیم. بر این کار، خدا را گواه مى&#۸۲۰۲;گیریم و گواهى خدا ما را کافى است، و
تو نیز گواه مایى، و نیز هر که پنهان و آشکار است، و فرشتگان خدا و سپاهیانش و
بندگانش، همگى گواهان&#۸۲۰۲;اند، و خدا از هر گواهى بزرگ&#۸۲۰۲;تر است».

۸۸اى مردم چه
مى&#۸۲۰۲;گویید؟ بى&#۸۲۰۲;شک خدا از هر صدایى و از نهان هرکس، آگاه است. «پس هر که هدایت شود،
به سود خود هدایت شده، و هر کسى گمراه گردد، به زیان خود گمراه گردیده است». و هر
کس بیعت کند، در واقع با خدا بیعت کرده و «دست خدا بالاى دست&#۸۲۰۲;هاى ایشان است».

۸۹اى مردم، خدا را
بپایید و با على امیرمؤمنان و حسن و حسین و امامانى که کلمه&#۸۲۰۲;اى پاکیزه و باقى&#۸۲۰۲;اند،
بیعت کنید. خدا آن را که پیمان بشکند، هلاک سازد و وفاداران را
وَ یَرْحَمُ اللهُ مَنْ وَفی، «فَمَنْ نَکَثَ فَإِنَّما
یَنْکُثُ عَلی نَفْسِهِ» الایه (الفتح: ۱۰)



۹۰مَعاشِرَ الْنّاسِ قُولُوا الّذِی قُلْتُ لَکُمْ وَ سَلِّمُوا
عَلی عَلِیٍّ بّإِمْرَةِ الْمؤمنینَ، وَ قُولُوا: «سَمِعْنا وَ أطَعْنا غُفرانَکَ
رَبَّنا وَ إِلَیْکَ الْمَصِیرُ» (البقره: ۲۸۵) و قولوا: «الْحَمْدُ للهِ الَّذِی
هَدَئنا لِهذا وَ ما کُنَّا لِنَهْتَدِی لَوْ لآ أنْ هَدانَا اللهُ» (الاعراف: ۴۳)


۹۱مَعاشِرَ النّاسِ إِنَّ فَضائِلَ عَلِیِّ بْنِ أبِیْ طالِبٍ
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; عِنْدَ اللهِ عَزَّوَجَلَّ، وَ قَدْ أنْزَلَها فِی الْقُرآنِ
أکْثَرُ مِنْ أَنْ أُحْصِیَها فیِ مَقامٍ واحِدٍ، فَمَنْ أنْبَأکُمْ بِها وَ
عَرَّفَها فَصَدِّقُوهُ.


۹۲مَعاشِرَ الْنَّاسِ مَنْ یُطِعِ اللهَ وَ رَسُولَهُ وَ عَلِیّاً
وَ الأئِمّةَ الَّذِینَ ذَکَّرْتُهُمْ فَقَدْ فازَ فَوزاً عَظِیماً.


۹۳مَعاشِرَ النّاسِ السّابِقُونَ الْسّابِقُونَ إلی مُبایَعَتِهِ
وَ مُوالاتِهِ وَ الْتَّسْلِیْمِ عَلَیْهِ بِإِمْرَةِ الْمؤمنیْنَ، أولئِکَ هُمُ
الْفائِزُونَ فِی جَنّاتِ النَّعیمِ.


۹۴مَعاشِرَ الْنّاسِ قُوُلوا ما یُرْضِی اللهَ بِهِ عَنْکُمْ مِنَ
الْقُوْلِ، فَإِنْ تَکْفُرُوا أنْتُمْ وَ مَنْ فِی الْأرْضِ جَمِیْعاً فَلَنْ
یَضُرَّ اللهَ شَیْئاً


۹۵الّلهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُوْمِنینَ وَ اغْضِبْ عَلَی الْکافِریْنَ
و الْحَمْدُ للهِ رَبِّ العالَمِیْنَ.

*   *   *

مورد رحمت خویش قرار
دهد، زیرا «هر که بیعت را بشکند، به زیان خود شکسته است».

۹۰اى مردم، آنچه را به
شما گفتم، بگویید و در برابر پیشوایى و سرپرستى على براى مؤمنان، تسلیم باشید و
بگویید: «شنیدیم و اطاعت کردیم، آمرزش تو را خواستاریم اى پروردگار ما، و سرانجام
همه به سوى تو است» و بگویید: «ستایش خدایى را که ما را به این امر هدایت فرمود، و
اگر نبود هدایت الهی، راه خویش را نمى&#۸۲۰۲;یافتیم».

۹۱اى مردم، فضایل على
بن ابیطالب (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; نزد خدا که آنها را در قرآن نازل کرده، بیش از آن است که
من در یک جلسه آنها را بازگو کنم، پس هر که شما را به حقایق آن فضایل آگاه کرد،
تصدیقش کنید.

۹۲اى مردم، هر که خدا
و رسولش، و على و امامانى را که از آنان یاد کردم، اطاعت کند، بى&#۸۲۰۲;شک به رستگارى
بزرگى نائل آمده است.

۹۳اى مردم، پیش
گیرندگان در بیعت با او، و سرنهادگان به فرمانروایى&#۸۲۰۲;اش بر مؤمنان، همان رستگاران و
برخورداران از بهشت پر نعمت الهی&#۸۲۰۲;اند.

۹۴اى مردم، سخنانى را
بگویید که خدا به سبب آنها از شما خشنود شود که اگر شما و تمام کسانى که روى
زمین&#۸۲۰۲;اند، کفر بورزید، هیچ زیانى متوجه خدا نخواهد شد.

۹۵خدایا، مؤمنان را
بیامرز و بر کافران عضب نما؛ و ستایش ویژه خدا، پروردگار عالیمان است.

*   *   *

در اینجا بود که مردم
فریاد برآوردند: «با گوش جان شنیدیم و با دل&#۸۲۰۲;ها و زبان&#۸۲۰۲;ها و دستان خود فرمان خدا و
رسولش را اطاعت مى&#۸۲۰۲;کنیم» و گرداگرد پیامبر (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; و على
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; ازدحام کردند و دست بیعت دادند. نخستین کسانى که دست بر دست پیامبر
(صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲;نهادند، ابوبکر و عمر و سومى و چهارمى و پنجمى بودند و آنگاه
دیگر مهاجرین و انصار و باقى مردمان به ترتیب اولویت و جایگاه خاص خود، با حضرت
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; بیعت کردند و کار بیعت چندان به طول انجامید که نماز مغرب و عشا را
با هم گزاردند.

هرگاه گروه و طایفه&#۸۲۰۲;اى
با على  (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; بیعت مى&#۸۲۰۲;کرد، رسول خدا (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; مى&#۸۲۰۲;فرمود:
«ستایش خداى را که ما را بر تمام جهانیان برترى بخشید».

از امام صادق
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; روایت است که فرمود: چون رسول خدا (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲;از این خطبه
فارغ گردید، مردم شخصى زیبارو و معطر دیدند که مى&#۸۲۰۲;گفت: «به خدا سوگند، هرگز محمد را
مثل امروز ندیده بودم تأکید شدید داشت بر ولایت پسر عمویش، و عهد و پیمانى درباره
او از مردم گرفت که جز انسان کافر به خدا و رسول، آن را نقض نمى&#۸۲۰۲;کند. بیچارگى و
پریشانى طولانى از آن کسى&#۸۲۰۲;است که این پیمان را بشکند و زیر پا بگذارد».

در این هنگام عمربن
خطاب رو به آن شخص کرد و شگفت زده شد. پس رو کرد به رسول خدا (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲;
و گفت: «آیا سخنان آن مرد را شنیدید که چه گفت؟»

حضرت
(صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; فرمود: «دانستى او که بود؟»

گفت: «نه».

فرمود: «او جبرئیل
امین بود. مبادا این پیمان را بشکنى که اگر چنین کنى، خدا و رسول و فرشتگان و
مؤمنان از تو بیزارى خواهند جست».

 

 


کتابنامه

۱. قرآن مجید، ترجمه
استاد محمد مهدى فولادوند.

۲. سیدرضى،
نهج&#۸۲۰۲;البلاغه، ترجمه و تفسیر: عبدالحمیدبن ابى&#۸۲۰۲;الحدید، بیروت: دارالجیل.

۳. ابى جعفر محمدبن
یعقوب کلینى (محمدبن ابراهیم کلینى)، اصول کافى، به تصحیح: على&#۸۲۰۲;اکبر غفارى، تهران:
دارالکتب الاسلامیة، ۱۳۵۰ ش.

۴. حسن&#۸۲۰۲;بن ابى الحسن
دیلمى، اعلام الدین فى صفات المؤمنین، قم: مؤسسه آل البیت، ۱۴۰۸ق.

۵. احمد بن على طبرسى،
الاحتجاج، مشهد: نشر مرتضى.

۶. محمدبن محمد بن
نعمان مفید، الاختصاص، تصحیح و تعلیق على اکبر غفارى، قم: منشورات جامعه مدرسین،
۱۴۱۸ق.

۷. حسن&#۸۲۰۲;بن ابى&#۸۲۰۲;الحسن
دیلمى، الارشاد القلوب فى الحِکَم والمَواعظ، تحقیق سیدهاشم میلانى، ۱۴۱۷ ق،
دارالاسوه.

۸. ابى&#۸۲۰۲;جعفر محمدبن
على&#۸۲۰۲;ابن بابویه الصدوق، الامالى، قم: انتشارات اسلامى.

۹. حسن بن على طوسى،
الامالى، تهران: مکتبة الاسلامیه.

۱۰. سید هاشم
البحرانى، البرهان فى تفسیر القرآن (تفسیر برهان)، قم: مدین، ۱۳۸۴.

۱۱. ابى جعفر محمدبن
على ابن بابویه الصدوق، التوحید، تصحیح و تعلیق: سیدهاشم حسینى&#۸۲۰۲;طهرانى، قم: منشورات
جامعة المدرسین.

۱۲. ابى جعفر محمدبن
على ابن بابویه الصدوق، الخصال، تحقیق: على&#۸۲۰۲;اکبر غفارى، انتشارات اسلامى.

۱۳. محمدبن حسن حسینى
عاملى، المواعظ العددیه، طلیعه نور، ۱۳۸۴.

۱۴. محمدباقر مجلسى،
بحارالانوار الجامعه لدرر اخبار الائمه الاطهار، بیروت: داراحیاء التراث العربى،
چاپ دوم ۱۴۰۳.

۱۵. حسن بن شعبة
الحرانى، تحف العقول، قم: انتشارات جامعه مدرسین، ۱۴۰۴ ه.ق.

۱۶. ابى&#۸۲۰۲;النظر محمدبن
مسعودبن عیاش السلمى السمرقندى، تفسیر العیاشى، بیروت: النور للمطبوعات.

۱۷. ورام&#۸۲۰۲;بن ابى فراس،
تنبیه الخواطر و نزهة النواظر (مجموعه ورام).

۱۸. ملاهادى سبزوارى،
جامع الاخبار، بیروت: دار احیاء التراث العربى.

۱۹. عبدالواحد بن محمد
آمدى تمیمى، شرح غررالحکم و دررالکلم. تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۷۳.

۲۰. ابى جعفر محمدبن
على ابن بابویه الصدوق، عیون اخبار الرضا، قم: انتشارات اسلامى.

۲۱. علاءالدین على
متقى هندى، کنز العمال، تحقیق شیخ بکرى حیائى، بیروت: مؤسسه الرساله، ۱۴۰۵.

۲۲. حسین نورى طبرسى،
مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، قم: آل&#۸۲۰۲;البیت، ۱۴۰۸ ه.ق.

  

 






پی نوشت ها :
 



[۱]
. نهج
البلاغه، خطبه ۱۹۲.




[۲]
. اصول
الکافى، ج ۱، ص ۲۲۲.




[۳]
.
بحارالانوار، ج ۱۰، ص ۱۱۷.




[۴]
.
ارشاد القلوب، ج ۲۲، ص ۲۱۲.




[۵]
. نهج
البلاغه، حکمت ۴۷۰.




[۶]
.
ارشاد القلوب، ص ۱۶۸.




[۷]
.
التوحید، ص ۱۳۰.




[۸]
. شورى
۴۲، آیه ۱۱.




[۹]
.
بحارالانوار، ج ۴، ص ۹۲.




[۱۰]
.
الاحتجاج، ج ۱، ص ۴۴۹.




[۱۱]
.
مجادله ۵۸، آیه ۷.




[۱۲]
.
تفسیر البرهان، ج ۴، ص ۹۰.




[۱۳]
.
الاحتجاج، ج ۱، ص ۴۵۵.




[۱۴]
.
الکافى، ج ۳، ص ۲۶۱.




[۱۵]
. نهج
البلاغه، حکمت ۴۰۴.




[۱۶]
. نهج
البلاغه، حکمت ۳۰۰.




[۱۷]
. تحف
العقول، ص ۲۱۳.




[۱۸]
.
الاحتجاج، ج ۱، ص ۳۱۱.




[۱۹]
.
الاحتجاج، ج ۱، ص ۴۵۳-۴۵۱.




[۲۰]
.
الکافى، ج ۲، ص ۳۳.




[۲۱]
.
بحارالانوار، ج ۸۳، ص ۲۳.




[۲۲]
.
بحارالانوار، ج ۸۵، ص ۱۳۹.




[۲۳]
.
امالى الصدوق، ص ۳۲۳.




[۲۴]
.
ارشادالقلوب، ص ۱۶۸.




[۲۵]
. تحف
العقول، ص ۲۰۷.




[۲۶]
.
مستدرک الوسایل، ج ۱، ص ۳۳.




[۲۷]
.
ارشادالقلوب، ص ۱۶۸.




[۲۸]
. تحف
العقول، ص ۲۱۰.




[۲۹]
.
ارشاد القلوب، ص ۱۴.




[۳۰]
.
الخصال، ص ۱۴.




[۳۱]
.
بحارالانوار، ج ۴۱، ص ۱۳۷.




[۳۲]
. نهج
البلاغه، حکمت ۱۶۶.




[۳۳]
.
اعراف ۷، آیه ۱۳۸.




[۳۴]
. نهج
البلاغه، حکمت ۳۱۷.




[۳۵]
. نهج
البلاغه، خطبه ۳۳.




[۳۶]
.
بحارالانوار، ج ۲۶، ص ۱۱۰.




[۳۷]
.
یونس ۱۰، آیه ۳۵.




[۳۸]
.
بحارالانوار، ج ۴۰، ص ۳۰۰.




[۳۹]
.
ارشاد القلوب، ص ۱۲۷.




[۴۰]
.
یونس ۱۰ آیه ۶۲.




[۴۱]
.
تفسیر العیاشى، ج ۲، ص ۱۲۴.




[۴۲]
. تحف
العقول، ص ۲۱۱.




[۴۳]
. نهج
البلاغه، حکمت ۱۰۳.




[۴۴]
.
جامع الاخبار، ص ۲۳۸.




[۴۵]
. نهج
البلاغه، حکمت ۱۵۰.




[۴۶]
.
مجموعه ورام، ص ۱۷۳.




[۴۷]
. نهج
البلاغه، حکمت ۱۱۵.




[۴۸]
.
تنبیه الخواطر، ج ۲، ص ۳۷.




[۴۹]
.
عیون اخبار الرضا، ج ۱، ص ۲۹۷.




[۵۰]
.
بحارالانوار، ج ۸۲، ص ۱۷۳.




[۵۱]
. نهج
البلاغه، حکمت ۱۰۴.




[۵۲]
.
مجموعه ورام، ص ۱۷۳.




[۵۳]
. نهج
البلاغه، حکمت ۳۲۰.




[۵۴]
. تحف
العقول، ص ۲۲۳.




[۵۵]
.
امالى الطوسى، ص ۲۱۶.




[۵۶]
. نهج
البلاغه، حکمت ۲۳۵.




[۵۷]
.
کنزالعمال، ج ۲، ص ۳۸۷.




[۵۸]
. تحف
العقول، ص ۱۴۲.




[۵۹]
.
الخصال، ص ۲۳۶.




[۶۰]
.
مجموعه ورام، ص ۱۷۳.




[۶۱]
.
مستدرک الوسایل، ج ۱۴، ص ۲۶۸.




[۶۲]
. تحف
العقول، ص ۱۳۳.




[۶۳]
.
الاختصاص، ص ۲۳۴.




[۶۴]
.
الکافى، ج ۵، ص ۳۲۵.




[۶۵]
. نهج
البلاغه، حکمت ۴۳۷.




[۶۶]
. تحف
العقول، ص ۲۱۳.




[۶۷]
.
الکافى، ج ۲، ص ۳۴۷.




[۶۸]
. نهج
البلاغه، حکمت ۹۴.




[۶۹]
. تحف
العقول، ص ۲۱۶.




[۷۰]
.
المواعظ العددیه، ص ۱۳۱.




[۷۱]
.
مستدرک الوسایل، ج ۷، ص ۲۱۷.




[۷۲]
.
بحارالانوار، ج ۴۱، ص ۳۶.




[۷۳]
.
تفسسیر البرهان، ج ۱، ص ۱۷۱.




[۷۴]
. تحف
العقول، ص ۱۹۷.




[۷۵]
.
الخصال، ص ۶۲۸.




[۷۶]
.
غافر ۴۰، آیه ۶۰.




[۷۷]
.
فاطر ۳۵، آیه ۶.




[۷۸]
.
اعلام الدین، ص ۲۶۹ و ۲۷۰.




[۷۹]
. این
پیام&#۸۲۰۲;ها، تا شماره ۴۰ از سخنان کوتاه نهج&#۸۲۰۲;البلاغه، و بقیه از کتاب غررالحکم
و دررالکلم گزینش شده&#۸۲۰۲;اند.




[۸۰]
. این
خطبه را علامه بزرگ، امینىره در کتاب ارزشمند «الغدیر» با طول و تفصیل نقل
کرده و یادآور شده که ۱۱۰ نفر از صحابه، ۸۴ نفر از تابعین، و ۳۶۰ نفر از
علماى بزرگ اسلام، از قرن دوم تا قرن چهاردهم، آن را روایت کرده&#۸۲۰۲;اند و ۲۶
نویسنده شهیر اسلامى، به خصوص، درباره آن کتاب تألیف نموده&#۸۲۰۲;اند. ر.ک:
الغدیر، ج ۱، ص ۱۴ تا ۱۵۷. ترجمه حاضر، از متن موجود در «الاحتجاج» صورت
گرفته است.


ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.