پاسداری از مرقد پیامبران و امامان(جعفر سبحانی) ۱۳۹۲/۴/۱۳


پاسداری از مرقد پیامبران و امامان(جعفر سبحانی)

۱ ________________________________________
بسم الله الرحمن الرحیم
________________________________________ ۳ ________________________________________
پاسداری از مرقد پیامبران و امامان
نقدی بر کتاب زیارت از دیدگاه امامان
جعفر سبحانی
________________________________________ ۹ ________________________________________
پیش گفتار


پاسداری از مرقد پیامبران و امامان(جعفر سبحانی)

۱ ________________________________________
بسم الله الرحمن الرحیم
________________________________________ ۳ ________________________________________
پاسداری از مرقد پیامبران و امامان
نقدی بر کتاب زیارت از دیدگاه امامان
جعفر سبحانی
________________________________________ ۹ ________________________________________
پیش گفتار
جهانی که ما در آن زندگی می کنیم ، به صورت دهکده واحدی درآمده که همگان می توانند از عقاید و آرای یکدیگر به صورت صحیح آگاه شوند و در حقیقت این نعمت الهی می تواند وسیله همدلی و همفکری میان مسلمانان باشد ، ولی جای تأسّف است که برخی پیوسته به جای تأکید بر مشترکات ، بر اختلافات دامن می زنند و مانع از آنند که نوعی یگانگی و همکاری میان مسلمانان صورت پذیرد و پیوسته عقاید و افکار برادران دینی خود را به صورت غیر صحیح نقل می کنند .
گاهی غرضورزی به جایی می رسد که یک مسأله فقهی ( بنای بر قبور ) را به صورت یک مسأله عقیدتی درآورده و آن را مایه تکفیر قرار می دهند .
اخیراً کتابی به نام « المزار عند الأئمّة الأطهار » به قلم دکتر عبدالهادی الحسینی در کشور بحرین چاپ و در
________________________________________ ۱۰ ________________________________________
کشور سعودی منتشر شده و به آن اکتفا نشده و فرد دیگری به نام « زین العابدین ابراهیمی » آن را به فارسی برگردانده و به نام « زیارت از دیدگاه ائمه » در « دارالقائم ( موهوم ) » چاپ و در مکه و مدینه منتشر گردیده است .
آنان یک مسأله فقهی را آن چنان مطرح می کنند که گویا علاقه مندان مراقد انبیا و اولیا از صفوف موحدان بیرون رفته و به خیل مشرکان پیوسته اند .
ما کراراً منطق آنان را در تمام موارد بررسی کرده و پاسخ آن را داده ایم ولی برای این که حجّت بر نویسنده و مترجم تمام شود و روشن گردد که منطق وهابیت ، سست و بی پایه است ، و علاقه مندان خاندان رسالت ، از منطق قوی و نیرومندی برخوردارند ، بار دیگر هر دو کتاب را مورد بررسی قرار می دهیم و در چند فصل به پرسش ها و شبهات آنان پاسخ می دهیم :
۱ . آثار سازنده زیارت از دیدگاه قرآن و سنّت .
۲ . بنای بر قبور و صیانت آثار انبیاء و اولیا .
۳ . بنای مسجد در کنار مرقد پیامبر و اولیای الهی و نماز ( گزاردن ) در چنین مساجد .
۴ . سوگواری در فراق عزیزان .
۵ . گناهانی بر سر مزار .
با بررسی این موضوعات پنج گانه بخش اعظم گفته های « المزار » مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار می گیرد .
ولی نویسنده در آخر کتاب درباره توسّل به ارواح
________________________________________ ۱۱ ________________________________________
مقدسه سخن گفته که خود دفتر جداگانه ای می طلبد و ما در این مورد در دو کتاب به صورت گسترده سخن گفته ایم . ( ۱ )
سخن را کوتاه می کنیم . امید است همه مسلمانان جهان در حفظ آثار اسلامی و یادگارهای پاکان و نیاکان و هر چه که به حفظ ارزش های اسلامی کمک می کند موفق باشند .
قم ـ مؤسسه امام صادق ( علیه السلام )
جعفر سبحانی
۲۲شعبان ۱۴۲۹
برابر با ۳شهریور ۱۳۸۷
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ . ۱ . آیین وهایت ، ۲ . وهابیّت ، مبانی فکری و کارنامه عملی .
________________________________________ ۱۳ ________________________________________
بخش اول
آثار سازنده زیارت
از دیدگاه قرآن و سنّت
« زیارت » در لغت به معنی « قصد » است و در موردی به کار می رود که فردی از نقطه ای به نقطه ای برای دیدار شخصی یا مکانی برود و هدفش از این کار تعظیم و تکریم آن فرد یا آن مکان باشد ( ۱ ) . گاهی نیز زیارت به جمله ها و عباراتی گفته می شود که انسان با آنها با فرد سخن می گوید و این اصطلاحی دیگر غیر از اصطلاح لغوی است .
فطرت و آیین اسلام
آیین اسلام ، آیین فطری است و دستورهای آن ، با آفرینش انسان ، هماهنگ و همسوست ؛ این آیین ، از هر نوع تشریع خلاف فطرت ، پیراسته است . قرآن مجید بر این اصل تصریح می کند و می فرماید :
( فَأقِمْ وَجْهَکَ لِلدّینِ حَنیفاً فِطْرَتَ اللهِ الَّتی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ . مصباح المنیر ، ص ۳۵۴ .
________________________________________ ۱۴ ________________________________________
فَطَرَ النّاسَ عَلَیْها لا تَبْدیلَ لِخَلْقِ الله ذلِکَ الدّینُ القَیِّمُ ولکِنّ أکْثَرَ النّاسِ لا یَعْلَمونَ ) ( ۱ )
« پس رو به آیین حق گرا ـ توحید خالص ـ کن که خداوند در نهاد انسان ها جای داده است . دگرگونی در آفرینش الهی نیست . این است آیین استوار ، ولی بیشتر مردم نمی دانند » .
مثلاً انسان پیوسته عدل و داد را دوست داشته و از ظلم و ستم بیزار بوده است . به زندگی اجتماعی علاقه مند ، و از زندگی در بیغوله ها گریزان می باشد و همچنین . . . .
اینک مسأله دیدار چهره های محبوب را در آرامگاه های شان از نظر اسلام بررسی می کنیم .
علاقه به درگذشتگان فطری است
هر انسان سالمی به پدران و مادران و فرزندان و بستگان و دوستان خود علاقه دارد ، و گاهی هستی خود را فدای آنها می کند ، و پس از درگذشت آنها نیز به یاد آنها می باشد ، و در خانه دل ، مهر و محبت آنها را پرورش می دهد ، و لذا آثار و یادگارهای آنها را حفظ می کند . از این جهت ، پس از خاکسپاری ، علاقه مند است که مهر جوشان خود را در کنار قبر آنها به نمایش بگذارد ، تا رابطه او با این از دست رفتگان قطع نشود ، و آرامگاه آنان به صورت خاصی محفوظ بماند . بنابراین جلوگیری از زیارت قبور افراد مورد علاقه ، امری است بر خلاف فطرت و گامی است بر خلاف خواسته های
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ . لقمان ، ۳۰ .
________________________________________ ۱۵ ________________________________________
آفرینش انسان . از این جهت شرع مقدس به زیارت قبور دستور داده و آثاری بر آن بیان شده است .
آثار تربیتی زیارت قبور
شکی نیست که انسان با حرص و ولعِ به مال و جاه آفریده شده ؛ ولی در عین حال عواملی در حیات او هست که این خواسته را تعدیل می کند و به این غریزه سر و سامان می بخشد و کاری می کند که تلاش او برای زندگی و گردآوری اموال و ثروت در مسیر سعادت او باشد نه در مسیر گردآوری اموال .
یکی از عوامل تعدیل کننده این درخواست ، رفتن به وادی خاموشان است که در آن بزرگان و قدرتمندان و ثروتمندان جهان با یک لباس سفید هم شکل آرمیده اند و چیزی جز کفن همراه خود نبرده اند . همین دیدار ، سبب می شود که انسان ، از حرص و آز خویش بکاهد . در روایاتی که از پیامبر اکرم ( صلّی الله علیه وآله ) نقل شده ، این نکته تصریح شده است . پیامبر گرامی ( صلّی الله علیه وآله ) می فرمایند :
« کُنتُ نَهَیْتُکُم عن زیارةِ القُبُورِ . ألا فَزُوروها فإنَّها تُرِقُّ القلبَ و تُدْمِعُ العَیْنَ و تُذَکِّرُ الآخِرَة » ( ۱ ) .
« من شما را از زیارت قبور نهی کرده بودم ـ به خا طر این که به زیارت قبور مشرکان می رفتند که خود ممنوع است ـ اکنون ( که قبور مسلمانان و شهیدان در برابر شماست ) ، زیارت کنید ! زیرا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ . کنز العُمّال ، ج ۱۵ ، حدیث ۴۲۵۵۵ .
________________________________________ ۱۶ ________________________________________
زیارت دل ها را نرم می کند و دیدگان را اشک بار می سازد و آخرت را به خاطر می آورد » .
و در حدیث دیگر فرمودند :
« زُوروا القُبُورَ فإنّها تُذَکِّر الآخِرةَ » ( ۱ ) .
« گور مردگان را زیارت کنید زیرا آخرت را به یاد شما می آورد » .
امّ سلمه می گوید : پیامبر ( صلّی الله علیه وآله ) فرمودند :
« زُوروا القُبُورَ فإنَّ لَکُم فیها عِبْرَة » .
« قبور را زیارت کنید زیرا برای شما آموزنده است » .
زیارت قبور عالمان
آن چه گفته شد مربوط به زیارت قبور مردم عادی است که کمترین فایده آن ، یادآوری مرگ و روز رستاخیز است ؛ ولی زیارت تربت عالمان ، اثر دیگری دارد ؛ زیرا علاوه بر این که از شخص آنان تجلیل می شود ، نوعی ترویج از علم و دانش به شمار می رود و سبب می شود که نسل جوان ، به خاطر احترامی که عالمان ـ در زندگی و پس از مرگ ـ دارند به علم ، گرایش پیدا کنند و در شمار آنان درآیند .
زیارت تربت شهیدان
زیارت تربت شهیدان که با خون سرخ خویش از شرف و عزّت ملّتی دفاع کرده اند ، مفهومی فراتر از زیارت قبور
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ . صحیح مسلم ، ج ۲ ، ص ۶۷۱ .
________________________________________ ۱۷ ________________________________________
افراد عادی دارد . حضور در کنار مرقد آنان نوعی بستن پیمان با آنان است که راه آن ها را ادامه خواهند داد . برای روشن شدن مطلب ، مثالی را مطرح می کنیم :
زائر خانه خدا ، در طواف ، « حجرالاسود » را استلام می کند . هدف از دست گذاردن بر این سنگ سیاه چیست ؟ هدف ، نوعی پیمان بستن با ابراهیم خلیل ( علیه السلام ) است که پیوسته در راه آرمان او ، سعی و کوشش کند وچون دست زائر به قهرمان توحید نمی رسد ، دست بر چیزی می گذارد که بازمانده از اوست .
در احادیث اسلامی وارد شده است که زائر خانه خدا به هنگام استلام حجر بگوید :
« أمانتی أدَّیْتُها و مِیثاقی تَعاهَدْتُهُ لِتَشْهَدَ لی بِالمُوافاة » .
« امانتی که بر ذمّه ام بود ادا کردم ، و بیعت خود را تجدید نمودم تا به ادای آن گواهی دهی » .
از این بیان روشن می شود که چرا اسلام دستور می دهد به زیارت شهیدان اُحُد و کربلا و دیگر شهدای عزیز بشتابیم ؛ زیرا حضور در کنار تربت آنان و یا دست گذاردن بر ضریح و قبر آنان نوعی بستن پیمان با روح و هدف آنان است که زائر راه آنان را تداوم خواهد بخشید .
پس زیارت قبر شهید ، گذشته از تکریم و احترام او ، پاسداری از آرمان های اوست .
________________________________________ ۱۸ ________________________________________
حضور در حرم پیامبر ( صلّی الله علیه وآله )
حضور در حرم پیامبر ( صلّی الله علیه وآله ) گذشته از این که قدرشناسی از جان فشانی ها و فداکاری های اوست ، بیعت با آن حضرت و نشان پایداری بر آرمان های او به شمار می رود . این مطلب از امام هشتم ( علیه السلام ) وارد شده است :
« إنّ لِکُلِّ إمام عَهداً فی عُنُقِ أوْلِیائِهِ و شِیعَتِهِ و إنَّ مِنْ تَمامِ الوَفاءِ بِالعَهْدِ زیارةَ قُبُورِهِم » ( ۱ ) .
« هر امامی بر گردن دوستان و شیعیان خویش پیمانی دارد و زیارت قبور پیشوایان ، بخشی از عمل به این پیمان است » .
تو گویی با این زیارت ، با پیشوای خود پیمان می بندد که جز راه و رسم آنان ، از راه و رسم دیگری پیروی نکند . زائر مرقد رسول خدا ( صلّی الله علیه وآله ) با رهبر خویش چنین گفتگو می کند :
ای رسول خدا ( صلّی الله علیه وآله ) ! اگر انصار در « عقبه دوم » با تو بیعت کردند تا از حریم رسالت دفاع کنند ، و یا گروهی از مهاجر و انصار در « حدیبیّه » زیر شجره با تو بیعت کردند که از دین خدا دفاع کنند ، من نیز ای شفیع امّت ! با حضور در حرم تو و تماس با تربت پاک تو ، با تو بیعت می کنم که پاسدار آرمان های تو باشم . گرد شرک و گناه نگردم و از تو می خواهم که برایم از درگاه الهی طلب آمرزش کنی .
اگر گردشگران عالم برای دیدار آثار باستانی و مناظر زیبا ، رنج سفر بر خود هموار می کنند ؛ من با دویدن در بیابان
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ . وسائل الشیعة ، ج ۱۰ ، باب ۴۴ ، از ابواب مزار ، حدیث ۲ .
________________________________________ ۱۹ ________________________________________
و خفتن در کنار خار مغیلان ، خواهان زیارت مرقد تو هستم . از آن جا که دستم به تو نمی رسد ، تربت تو را می بویم و می بوسم .
طلب آمرزش از پیامبر خدا
در قرآن مجید به گناه کاران دستور داده شده به حضور پیامبر ( صلّی الله علیه وآله ) برسند و از او درخواست آمرزش کنند و پیامبر خدا ( صلّی الله علیه وآله ) هم در حق آنان دعا کند . در این صورت خدا گناهان آنان را می بخشد :
( و لَوْ أنَّهُم إذْ ظَلَموا أنْفُسَهُم جآؤوک فاسْتَغْفَروا اللهَ و اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسولُ لَوَجَدوا اللهَ تَوّاباً رَّحیماً ) ( ۱ )
« اگر آنان که بر خویش ستم کرده اند نزد تو می آمدند و از خدا آمرزش می خواستند و پیامبر نیز برای آنان آمرزش می خواست ، خدا را توبه پذیر و مهربان می یافتند » .
این آیه هر چند در آغاز نظر ، مربوط به دوران حیات پیامبر ( صلّی الله علیه وآله ) است ، ولی با توجه به این که پیامبرِ شهیدان بهتر از شهیدان ، زنده است و پیام های زائران را می شنود و پاسخ درودفرستندگان را نیز می گوید ؛ می تواند برای زائران مرقد خویش طلب مغفرت کند .
شگفتا ! همین آیه هم اکنون که مرقد رسول خدا ( صلّی الله علیه وآله ) در اختیار افراد بی مهر و یا کم مهر قرار گرفته است ، بالای مرقد او نوشته شده است .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ . نساء : ۶۴ .
________________________________________ ۲۰ ________________________________________
زیارت قبور و سنّت پیامبر ( صلّی الله علیه وآله )
نه تنها پیامبر ( صلّی الله علیه وآله ) به طور شفاهی ، یاران را به زیارت قبور می خواند ، بلکه خود نیز عملا به زیارت آنها می رفت . مُسلِم در صحیح خود نقل می کند : عایشه ـ همسر پیامبر ( صلّی الله علیه وآله ) ـ می گوید : پیامبر ( صلّی الله علیه وآله ) در آخرین بخش شب ، خانه را به قصد زیارت بقیع ترک می کرد و آنگاه وارد این سرزمین می شد و با آرمیدگان در دل خاک چنین می گفت :
« اَلسَّلامُ عَلَیکُم دارَ قَوم مُؤمنینَ وَأتاکُم ما تُوعَدوُنَ غَدَاً مُؤَجَّلوُنَ وَإنّا إن شاءَ اللهُ بِکُمْ لاحِقُونَ . ألّلهُمَّ اغْفِرْ لأهلِ البَقیعِ الغَرْقد » ( ۱ ) .
« درود بر شما ای ساکنان خانه افراد باایمان ! آن چه که به وقوع آن در آینده وعده داده می شدید ، سراغ شما آمد ( و شما میان مرگ و روز رستاخیز به سر می برید . ) ما نیز به شما خواهیم پیوست . پروردگارا ! اهل بقیع غرقد را بیامرز ! » .
نه تنها خود پیامبر ( صلّی الله علیه وآله ) به زیارت آنها می شتافت ، حتی همسر خود را نیز تعلیم و آموزش داد که آنها را این چنین زیارت کند :
« اَلسَّلامُ عَلَیکُم أهلَ الدِّیار مِنَ الْمؤمنینَ وَالْمُسلِمینَ وَیَرْحَمُ اللهُ المُستَقدمین مِنّا وَالمُستَأخِرینَ وَإنّا إنْ شاءَاللهُ بِکُم لاحِقُونَ » ( ۲ ) .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ . صحیح مسلم ، ج ۳ ، ص ۶۳ ، کتاب جنائز .
۲ . همان ، ص ۶۴ .
________________________________________ ۲۱ ________________________________________
« درود بر ساکنان مؤمن و مسلمان این سرزمین ! خداوند همه مؤمنان را چه آنها که قبلا درگذشته اند و چه آنها که بعداً در خواهند گذشت رحمت کند . ما نیز به خواست خدا به شما خواهیم پیوست » .
همسر رسول خدا و دخت گرامی پیامبر ، فاطمه زهرا ( علیها السلام ) به زیارت قبور می رفتند و احدی بر آنان ایراد نمی گرفت ، ولی اکنون باب زیارت قبور بقیع به روی زنان بسته است . این یک نوع تناقض بین سنّت صحابه و رفتار دستگاه های دینی برخی کشورهاست . آیا حکم خدا در قرن چهاردهم دگرگون شده است ؟ چرا باید زنان از آثار سازنده زیارت قبور ، آن هم زیارت شهیدان و اولیا محروم باشند ؟ !
زیارت مرقد پیامبر ( صلّی الله علیه وآله ) در احادیث
تقی الدین سبکی شافعی ( م ۷۵۶ ) از فقیهان چیره دستی است که عقاید ابن تیمیه را در مورد عدم استحباب زیارت قبر پیامبر ( صلّی الله علیه وآله ) نقد کرده و کتابی به نام « شفاء السِّقام فی زیارة خَیْرِ الأنام » نوشته است . وی در این کتاب ، احادیثی را که محدّثان درباره زیارت قبر پیامبر ( صلّی الله علیه وآله ) نقل کرده اند گردآورده است که می تواند مسأله را به حد تواتر برساند . حتی مفتی سابق عربستان سعودی ـ عبدالعزیز بن باز ـ به این خیل پیوسته و صریحاً به استحباب زیارت قبر پیامبر ( صلّی الله علیه وآله ) فتوا داده است ( ۱ ) .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ . جریدة الجزیرة ، تاریخ ۲۴ ذی القعدة ، سال ۱۴۱۱ ، شماره ۶۸۲۶ .
________________________________________ ۲۲ ________________________________________
ما در این جا فقط به نقل چند روایت می پردازیم .
عبدالله بن عمر از پیامبر ( صلّی الله علیه وآله ) نقل می کند :
« مَنْ زارَ قَبْری وَجَبَتْ لَهُ شَفاعَتی » ( ۱ ) .
« هر کس قبر مرا زیارت کند حتماً او را شفاعت خواهم کرد » .
امام محمد باقر ( علیه السلام ) از پیامبر ( صلّی الله علیه وآله ) نقل می کند :
« مَنْ زارَنی حَیّاً و مَیِّتاً کُنْتُ لَهُ شَفیعاً یَومَ القیامةِ » ( ۲ ) .
« هر کس مرا زنده یا مرده زیارت کند او را شفاعت خواهم کرد » .
امیرمؤمنان ( علیه السلام ) می فرماید :
« أتِمُّوا بِرَسولِ اللهِ حَجَّکُمْ إذا خَرَجْتُم اِلی بیتِ اللهِ فَإنَّ تَرْکَهُ جفاءٌ و بِذلِکَ أُمِرْتُمْ وَأَتِمُّوا بِالقُبُورِ الَّتی ألْزَمَکُمُ اللهُ زِیارَتَها وَحَقَّها » ( ۳ ) .
« زمانی که آهنگ زیارت خانه خدا کردید حج خود را با زیارت مرقد پیامبر ( صلّی الله علیه وآله ) به پایان برسانید زیرا ترک زیارت مرقد او جفا بر آن حضرت است و شما به این کار مأمور شده اید و نیز با زیارت قبوری که به زیارت آنها ملزم شده اید حج خود را به پایان برسانید » .
روی این اساس ، همه مسلمانان جهان ، در ایام حج ،
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ . سنن دارقطنی ، ج ۲ ، ص ۷۸ ، باب المواقیت .
۲ . قرب الاسناد ، ۳ .
۳ . خصال صدوق ، ج ۲ ، ص ۴۰۶ .
________________________________________ ۲۳ ________________________________________
برنامه سفر خود را طوری تنظیم می کنند که یا در رفتن و یا به هنگام برگشتن ، به زیارت مرقد پیامبر ( صلّی الله علیه وآله ) موفق شوند . چه بسا راه دوری را برمی گزینند تا به این هدف جامه عمل بپوشانند .
تفسیر حدیث « لا تُشَدُّ الرّحال . . . »
در این جا ممکن است سؤالی مطرح شود که این روایات ، زیارت پیامبر ( صلّی الله علیه وآله ) را مستحب می شمارد اما درباره سفر برای زیارت او سخن نمی گوید ، بلکه می توان گفت که سفر طبق روایت ابوهریره ، برای زیارت مرقد او جایز نیست ؛ زیرا وی از پیامبر ( صلّی الله علیه وآله ) نقل می کند :
« لا تُشَدُّ الرِّحالُ إلاّ إلی ثَلاثةِ مَساجِدَ : مسجدی هذا و مسجدِ الحرامِ و مَسجدِ الأقصی » ( ۱ ) .
« جز به سوی سه مسجد ، سفر انجام نمی گیرد : این مسجد من ، مسجدالحرام و مسجدالاقصی » .
ولی پاسخ این سؤال روشن است . موضوع در حدیث پیامبر ( صلّی الله علیه وآله ) « شدّ رحال » ( سفر ) به مساجد است نه سفر به غیر آنها ؛ مثلا زیارت قبور ، زیارت والدین ، سفر برای تجارت و یا تحصیل علم .
علت این که فقط برای این سه مسجد « شدّ رحال » می شود این است که ، غیر این سه مسجد ، در همه جا ثواب یکسانی دارد ؛ مثلا آن کس که در تهران است شایسته
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ . صحیح مسلم ، ج ۴ ، ص ۱۲۶ ، باب لا تشدّ الرّحال .
________________________________________ ۲۴ ________________________________________
نیست برای درک ثواب مسجد جامع به شهر دیگر برود ؛ زیرا ثواب مسجد جامع تهران و سمنان یکسان است و این ارتباطی به زیارت قبور ندارد .
زیارت مساجد سبعه
زائران مدینه منوره به زیارت « مساجد سبعه » می روند و اگر مسجد « ردّ الشمس » ، « بلال » و « اجابة » را بر آنها بیفزاییم ، شمار مساجد به ده مسجد می رسد . اگر زائران خانه خدا ، به زیارت این مساجد می روند نه به خاطر این که در آن جا با گزاردن نماز ، اجر بیشتری ببرند ، بلکه هدف ، یاد و خاطره مسلمانان صدر اسلام است که در سخت ترین شرایط ( جنگ خندق ) برخی از این مساجد را ساخته و در آن ها نماز گزارده اند . حضور در این مراکز به خاطر تجدید آن خاطره ها و بستن پیمان با شهیدان آن راه است و در این مورد هدف دیگری نیز هست ، قصد تبرّک از این مساجد که خون شهیدان راه توحید با آنها عجین شده است . آنگاه که وارد مسجد شدند ، به مستحبات ورود به مسجد عمل می کنند نه این که برای نمازگزاردن به آن مساجد می روند .
در پایان آیه ای را یادآور می شویم که به صورت آشکار دستور می دهد که به زیارت قبور مؤمنان بشتابیم . آن آیه مبارکه چنین است :
( وَ لا تُصَلِّ عَلی أَحَد مِنْهُمْ ماتَ أَبَداً وَلا تَقُمْ عَلی قَبْرِهِ ) ( ۱ ) .
در این آیه پیامبر ( صلّی الله علیه وآله ) درباره مشرکان از دو چیز نهی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ . توبه : ۷۴ .
________________________________________ ۲۵ ________________________________________
شده است :
۱ . ( وَ لا تُصَلِّ عَلی أَحَد مِنْهُمْ ماتَ أَبَداً ) : بر مرده هیچ یک از آنان نماز نگزار !
۲ . ( وَ لا تَقُمْ عَلی قَبْرِهِ ) : در کنار قبر آنها برای دعا توقف نکن !
بخش دوم آیه برای ما اهمیت خاصی دارد و آن این که آیا مقصود از ایستادن در کنار قبر ، تنها توقف در هنگام دفن است یا مفهومی گسترده تر از این دارد ؟ مفسّران ، معنی دوم را تأیید می کنند که به اختصار ، کلام برخی از آنان را یادآور می شویم :
بیضاوی می گوید :
لا تقف عند قبره للدّفن أو الزّیارة ( ۱ ) : بر سر قبر منافقان ـ خواه برای دفن و خواه برای زیارت ـ توقف نکن .
همین نظریه را جلال الدین سیوطی ( تفسیر جلالین ، سوره توبه ، آیه ۸۴ ) و عارف بورسی ( روح البیان ، ج ۳ ، ص ۳۷۸ ) و آلوسی بغدادی ( روح المعانی ، ج ۱۰ ، ص ۱۵۵ ) آورده اند . در این صورت معنی چنین خواهد بود :
« بر سر قبر هیچ یک از منافقان ، در هیچ زمانی توقف نکن » .
و مفهوم آیه این است که توقف بر قبر مؤمنان جایز و
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ . تفسیر بیضاوی ، ج ۱ ، ۴۱۶ .
________________________________________ ۲۶ ________________________________________
بلکه شایسته است ، خواه برای دفن و خواه برای غیر آن . بنابر این ، هر مسلمانِ باایمانی می تواند از این فیض بهره مند باشد که پیامبر ( صلّی الله علیه وآله ) در کنار قبر او توقف و برای او دعا کند ، به جز منافقان که از این فیض بی بهره اند .
حفظ آثار صالحان در سایه زیارت قبور
آثار سازنده زیارت قبور ، به ویژه زیارت قبور عالمان و شهیدان و اولیای الهی و پیامبر گرامی ( صلّی الله علیه وآله ) در گرو حفظ قبور آنان است . زیارت ، سبب بازسازی این قبور و صیانت آنهاست و اگر امت اسلامی پیوند خود را با این مراقد متبرّکه قطع کند ؛ طبعاً با گذشت زمان ، این مراکز به دست فراموشی سپرده می شوند و اثری از آنها باقی نمی ماند و در نتیجه دو خسارت بزرگ متوجه امت اسلامی می شود :
۱ . آثار سازنده ای که در زیارت این مراکز بوده ، از دست می رود .
۲ . مسایل صدر اسلام و سیره و تاریخ اولیای دین به تدریج فراموش می شود و نسل های آینده با دیده شک و تردید به اصل حادثه می نگرند ؛ زیرا زیارت قبور آنها مایه تجدید خاطره ها بود و در صورت تحریم این اعمال ، با گذشت زمان به دست فراموشی سپرده شده و نوشته ها نیز جایگزین مشاهده ها نمی شود و کم کم دیگر مسایل مربوط به اسلام نیز به همین سرنوشت دچار می شود و شک و تردید نسبت به خود آیین پیامبر خاتم و شخص شخیص او و برنامه های او راه پیدا کرده و با گذشت زمان کم رنگ می شود ؛ هم چنان که جریان درباره حضرت مسیح ( علیه السلام ) از
________________________________________ ۲۷ ________________________________________
این قرار است .
از خود مسیح و یاران او و کتاب او اثر ملموسی بر جای نمانده و نسل حاضر که با محسوسات سر و کار دارد ، نسبت به اصل وجود مسیح و آیین او با دیده تردید می نگرد و چه بسا احتمال می دهد که این آیین ساخته و پرداخته مورخان و داستان سرایان باشد . چنان که سرگذشت لیلی و مجنون و شیرین و فرهاد به همین سرنوشت مبتلا شده است .
به خاطر این آرمان است که قرآن مجید دستور می دهد خانه هایی که در آن جا صبح گاهان و عصرگاهان ، تسبیح خدا گفته می شود مورد احترام و بزرگداشت قرار گیرد :
( فی بیوت أذِنَ اللهُ أنْ تُرْفَعَ و یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فیها بِالغُدُوِّ و الآصالِ * رِجالٌ لا تُلْهیهِمْ تِجارَةٌ و لا بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللهِ و إقامِ الصلاةِ و ایتاءِ الزَّکوةِ یَخافونَ یَوْماً تَتَقَلَّبُ فِیهِ القُلُوبُ وَالأبْصارُ ) ( ۱ )
« این چراغ پرفروغ در خانه هایی قرار داد که خداوند اذن داده است که گرامی داشته شود . خانه هایی که نام خدا در آنها برده می شود و صبح و شام در آنها او را تسبیح می گویند . مردانی که خرید و فروش و بازرگانی ، آنان را از یاد خدا و برپاداشتن نماز و ادای زکات ، غافل
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ . نور : ۳۷-۳۶ .
________________________________________ ۲۸ ________________________________________
نمی کند . آنها از روزی می ترسند که در آن دل ها و چشم ها زیر و زبر می شوند » .
بنابراین ، مقصود از « بیوت » ، مساجد نیستند ؛ زیرا مساجد غیر از بیوت است و در قرآن هم بیت الله الحرام غیر از مسجدالحرام است . بیت برای خود سقف لازم دارد تا ساکنان را از سرما و گرما حفظ کند در حالی که در مسجد ، پوشش و سقف شرط نیست و احیاناً در مناطقی باز بودن سقف مستحب است .
در این صورت خانه های اولیای الهی ، مانند خانه علی ( علیه السلام ) و فرزندان او که معبد شب و روز آنها بوده باید حفظ شود و مورد احترام قرار گیرد . اتفاقاً حرم عسکریّین که از روی کینه توزی ویران شد ، معبد ائمه بوده و پیوسته در آن جا نماز گزارده و تسبیح گفته اند .
سیوطی می گوید : وقتی این آیه نازل شد و پیامبر ( صلّی الله علیه وآله ) آن را در مسجد تلاوت کرد ، مردی برخاست و از رسول خدا ( صلّی الله علیه وآله ) پرسید : مقصود از این بیوت چه خانه هایی است ؟ پیامبر ( صلّی الله علیه وآله ) فرمود : خانه های پیامبران . ابوبکر در حالی که به خانه علی ( علیه السلام ) و فاطمه زهرا ( علیها السلام ) اشاره می کرد پرسید : آیا این هم از همان خانه هاست ؟ پیامبر ( صلّی الله علیه وآله ) فرمود : از برترین آنهاست ( ۱ ) .
سخن را کوتاه می کنیم . امید است همه مسلمانان جهان در حفظ آثار اسلامی و یادگارهای پاکان و نیاکان و هرچه که به حفظ ارزش های اسلامی کمک می کند موفق باشند .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ . الدّر المنثور ، در تفسیر آیه یادشده .
________________________________________ ۲۹ ________________________________________
بخش دوم
حفاظت از قبور اولیای الهی
با آثار سازنده زیارت مرقدهای بزرگان ، به ویژه قبور پیامبران و امامان آشنا شدیم ، هر چند همه گفتنی ها درباره موضوع زیارت بازگو نشد ؛ زیرا هدف ، فشرده گویی بود .
آن چه فعلا به توضیح آن می پردازیم ، موضوع حفاظت از قبور اولیای خدا و بازسازی و ایجاد بنا بر روی آن هاست ؛ و در این مورد لازم است کتاب خدا و سنت رسول گرامی و احادیث امامان را به سخن آوریم تا حکم این مسأله دینی روشن شود .
همان طور که در پیش گفتار یادآور شدیم اخیراً کتابچه ای به نام « فقه المزار » به قلم دکتر عبدالهادی الحسینی و ترجمه آن به زبان فارسی ، به قلم زین العابدین ابراهیمی در کشور سعودی منتشر شده است .
نویسنده ، اصل موضوع را در لباس یک فقیه شیعی بررسی کرده است و خواسته است از روایات امامان معصوم ( علیهم السلام ) چنین استنباط کند که حفاظت و نگهداری قبور اولیای الهی و تعمیر و بازسازی آن ها جایز نیست ، تا از این طریق برای شیعیان ثابت کند که امامان آن ها با عقاید وهّابیان هم سو می باشند . او در کتابچه کوچک خود علاوه
________________________________________ ۳۰ ________________________________________
بر این موضوع ، موضوعات جانبی مانند توسل و درخواست شفاعت و مانند آن ها را نیز مطرح کرده است .
بررسی های آینده ثابت خواهد نمود که نویسنده نه تنها فقیه نیست ، بلکه شیعه هم نیست و او خواسته با قلمداد کردن خود به عنوان یک فقیه شیعی ، در میان شیعیان جایی باز کند و از یک وسیله حرام به مقصد خود برسد و از یک اصل « ماکیاولیستی » که می گوید : « هدف ، وسیله را توجیه می کند » ؛ بهره بگیرد .
نویسنده ، شاگرد چشم و گوش بسته دو نفر از پیشروان مکتب « وهّابیت » است و آن دو نفر عبارتند از :
۱ . احمد بن عبدالحمید بن تیمیه حرّانی ( ۷۲۸-۶۶۲ ) .
۲ . محمد بن عبدالوهاب نجدی ( ۱۲۰۶-۱۱۱۵ ) .
از روزی که اندیشه های وهابیت از طریق محمد بن عبدالوهاب و به قدرت مالی و نظامی سعودی ها منتشر گشته ، متجاوز از صدها نقد به شیوه های گوناگون بر این مکتب نوشته شده است و بخش اعظم این ردّیه ها به قلم توانای دانشمندان مصر ، سوریه ، لبنان و عراق است .
این کتاب ها در میان قشر فرهنگی و علمی تأثیر به سزایی داشته است ولی آن چه که این فکر را در سعودی و اقمار آن زنده نگه داشته ، قدرت مالی یک نظام پادشاهی است که با درآمد نفت ، به تقویت این مکتب و در نتیجه به حفظ سلطنت خود می پردازد .
شرح این هجران و این خون جگر * * * این زمان بگذار تا وقت دگر
۳۱ ________________________________________
بررسی دو اتهام : بدعت و شرک
نویسنده کتابچه « فقه المزار » مسأله را از رهگذر « بدعت » ، کمتر مطرح کرده است ولی همفکران او به این موضوع بیشتر دامن زده اند و حفظ و نگهداری قبور و تعمیر آنها را نوعی بدعت و افزودن بر دین می دانند و می گویند که این کار در شریعت وارد نشده و مصداق واضح بدعت گذاری در شریعت است .
شما در صفحات آینده به روشنی خواهید دید که قرآن مجید و احادیث امامان بر مشروعیت و بلکه بر استحباب آن دلالت روشنی دارند و با وجود چنین ادلّه محکم و گویا ، این عمل مصداق « عمل مشروع » خواهد بود نه بدعت ! بدعت عملی است که بر مشروعیت آن دلیل خاص و یا عامی در کار نباشد و خوشبختانه در این مورد ما از هر دو نوع دلیل برخورداریم که از نظر شما خوانندگان عزیز خواهد گذشت .
شرک و پرستش صاحب قبر
گاهی وهابیان تندرو گام فراتر نهاده ، ساختمان سازی بر قبور را نوعی عبادت صاحب قبر و پرستش او می پندارند . این گروه پیش از آن که « شرک در پرستش » را به نحو جامع و مانع تعریف کنند ، هر نوع حرکتی را که به عنوان تقدیر و تکریم بزرگان به شمار آید « پرستش » می دانند ؛ در حالی که عبادت این است که انسان در مقابل موجودی خضوع و کرنش کند که به عقیده او یا خدای آفریدگار جهان و انسان باشد و یا مخلوقی که سرنوشت انسان به نوعی به دست
________________________________________ ۳۲ ________________________________________
اوست . بنابراین ، در صدق عبادت دو قید لازم است : یکی مربوط به عمل او و دیگری مربوط به عقیده و اندیشه او .
الف ـ خضوع و کرنش به هر نحوی صورت بگیرد ، یکی از پایه های پرستش است که به وسیله رکوع و سجود و یا دعا و قنوت انجام می گیرد .
ب ـ اعتقاد به این که شخصی که برای او خضوع می کند یا خدای جهان است ـ چنان که موحدان با این عقیده خدا را می پرستند ـ و یا خدای آفریدگار نیست اما سرنوشت انسان در دنیا و آخرت در دست اوست ـ هم چنان که مشرکان در مقابل معبودان دروغین خود با چنین اعتقادی خضوع و خشوع می کردند ـ و عرب عصر جاهلیت معبودهای دروغین خود را آفریدگار و یا مدبّر جهان آفرینش نمی دانستند ولی معتقد بودند بخشی از سرنوشت آن ها از نظر بخشوده شدن گناه ( ۱ ) و یا مایه عزت در دنیا ( ۲ ) و پیروزی در جنگ ( ۳ ) و احیاناً فرودآمدن باران ( ۴ ) به دست آن هاست و از همین رهگذر در مقابل آن ها خضوع می کردند .
با توجه به این تعریف ، هرگاه خضوع و کرنش ، پیراسته از شرط دوم صورت پذیرد ، هرگز پرستش نخواهد بود و لذا قرآن از خضوع ملائکه و سجود آنان برای آدم ( ۵ ) و سجود یعقوب و فرزندانش برای یوسف ( ۶ ) گزارش می دهد و ابلیس را به خاطر سرپیچی از این عمل نکوهش می کند . و این گواه بر آن است که هر نوع تقدیر و تمجید و خضوع ، هرچند در حد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ . آل عمران/۱۳۵ .
۲ . مریم/۸۱ .
۳ . یس/۴۷ .
۴ . سیره ابن هشام : ۱/۷۹ .
۵ . بقره/۳۴ .
۶ . یوسف/۱۰۰ . .
________________________________________ ۳۳ ________________________________________
بالا باشد اگر در طرف مقابل اندیشه « الوهیت » و « خدایی » و یا « خدانمایی » در کار نباشد ، پرستش به شمار نمی آید .
قرآن به انسان ها فرمان می دهد که نسبت به پدر و مادر ، بیشترین تواضع و فروتنی را انجام دهند و می فرماید :
( وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُلْ رَبِّ ارْحَمْهُما کَما رَبَّیانِی صَغِیراً ) ( ۱ )
« بال های تواضع خویش را از محبت و لطف در برابر آنان فرود آر و بگو پروردگارا ! آنهارا همان گونه که مرا در کوچکی تربیت کرده اند ، مشمول رحمت قرار بده » .
با توجه به تعریفی که برای عبادت و پرستش انجام گرفت ، روشن می شود که تکریم انبیای الهی با حفظ آرامگاه و یا تعمیر خانه هایی که در آن ها به خاک سپرده شده اند نه تنها شرک نبوده بلکه عملی است نیکو ؛ زیرا افرادی که به تعمیر قبور این بزرگواران می پردازند ، آنان را انسان های والا و مبشّران توحید و مبارزان با شرک و بت پرستی می دانند و از همین منظر به حفظ آثار آنان می پردازند . در پایان آیه ای را یادآور می شویم که می تواند بیان گر حد پرستش باشد :
( یا أیُّها النّاسُ اعْبُدُوا رَبَّکُمُ الَّذی خَلَقَکُم و الَّذینَ مِن قَبلِکُم لَعَلَّکم تَتَّقونَ ) ( ۲ ) .
« ای مردم ! پروردگار خویش را پرستش کنید . آن کس که شما و کسانی را که پیش از شما بودند آفریده تا پرهیزکار شوید » .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ . اسراء/۲۴ . .
۲ . بقره/ ۲۱ .
________________________________________ ۳۴ ________________________________________
لازم است که در جمله ( اعبدوا ربّکم ) دقت کنیم . در این جا ملاک عبادت را ربوبیّت خداوند دانسته و می فرماید : چون « ربّ » شماست او را بپرستید و این حاکی از آن است که عبادت بر محور « اعتقاد به ربوبیّت » می چرخد ؛ خواه این اعتقاد صحیح باشد ـ مانند عقیده موحدان ـ یا باطل باشد ـ مانند عقیده مشرکان درباره بتان ـ .
نتیجه این که هر نوع تعظیم و تکریم ، پیراسته از چنین اعتقادی « عبادت » نبوده بلکه احترامی بیش نخواهد بود .
اکنون سؤال می شود که آیا مسلمانان و گویندگان « لا اله إلاّ الله » که به حفظ آثار انبیا در اردن ، سوریه و عراق پرداخته اند ؛ آن ها را « رب » و « پروردگار » خود می انگاشته اند یا از آن نظر که معلم توحید و آموزگاران یکتاپرستی اند به تکریم و تقدیر آن ها قیام کرده اند ؟
این بیان روشن ساخت که در حفاظت از مراقد انبیا ، مسأله بدعت و پرستش مطرح نیست ولی در عین حال باید مشروعیت آن را از کتاب و سنت استنباط کنیم ؛ زیرا چه بسا عملی ممکن است از مقوله « بدعت » یا « عبادت » نباشد ولی در عین حال « مباح » و « جایز » نیز نباشد !
اکنون جواز یا استحباب ساختمان سازی بر قبور را از دیدگاه قرآن ، سنّت و سیره مسلمانان بررسی می کنیم :
۱ . بنا ساختن بر قبور در امت های پیشین
از برخی از آیات استفاده می شود که احترام قبور افراد بزرگوار در میان ملل پیش از اسلام رایج بوده است . آن جا که درباره اصحاب کهف می گوید : هنگامی که وضع اصحاب
________________________________________ ۳۵ ________________________________________
کهف بر مردم آن زمان روشن شد و مردم به دهانه غار آمدند ، درباره مدفن آن ها دو نظر ابراز داشتند :
« ابنوا علیهم بنیاناً » : « بر روی قبر آنان بنایی بسازید » .
« و قال الذین غَلَبوا علی أمرِهم لَنَتَّخِذَنَّ علیهم مسجداً » : « گروه دیگر که در این کار پیروز شده بودند گفتند که بر روی قبور آنان مسجد می سازیم و مدفن را مسجد انتخاب می کنیم » .
قرآن این دو نظر را نقل می کند بی آن که انتقاد کند . بنابراین می توان گفت اگر این دو نظر خلاف بودند قرآن انتقاد می کرد ، یا عمل آنان را با لحن اعتراض و انتقادآمیز نقل می نمود . در هر حال این دو نظر حاکی است که هر دو کار ، وسیله بزرگداشت اولیا و صالحان می باشد .
* * *
۲ . اظهار مودت به ذی القربی
قرآن مجید به ما دستور می دهد که به بستگان و خویشاوندان پیامبر گرامی ( صلّی الله علیه وآله ) مهر بورزیم ، آن جا که می فرماید :
( قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی ) .
« بگو ! من بر رسالت ، اجری جز علاقه و دوستی خویشاوندانم نمی خواهم » .
________________________________________ ۳۶ ________________________________________
بدیهی است از نظر مسلمانان ، یکی از طرق ابراز علاقه به خاندان رسالت ، همان حفظ قبور و تعمیر آن هاست و این راه و رسم در میان ملل جهان نیز وجود دارد و همگی آن را نوعی اظهار مهر و محبت به صاحب قبر می دانند و لذا شخصیت های بزرگ سیاسی و علمی را در کلیساها یا مقابر معروف ، دفن کرده اطراف آن را گل کاری و درخت کاری می کنند .
اکنون سؤال می شود که آیا بنا ساختن بر مراقد آنان ، اظهار مهر و مودّت نیست ؟ ! و ویران کردن قبّه نبوی و یا ویران کردن آرامگاه بزرگان دین ، اهانت به ساحت مقدس آن ها نیست ؟
نتیجه : جلوگیری از هر نوع بنا و یا ویران کردن بناهای این قبور سبب می شود که مراقد شریف آنان محل رفت و آمد حیوانات و در نتیجه آلوده شدن آن ها گردد و هیچ انسان خردمندی این عمل را دوستی با اهل بیت نمی شمرد بلکه آن را نوعی عداوت و بی ادبی تلقی می کند .
اگر موحدان پیش از اسلام بر روی قبور پیامبران و اوصیای آنان بنایی می ساختندبه خاطرهمین انگیزه بود که :
اولا از آنان تکریم و تجلیل شود .
ثانیاً برهنه گذاشتن مرقد آموزگاران الهی سبب می شود آرامگاه آنان بر اثر رفت و آمد حیوانات به آلودگی کشیده شود ؛ و این ، نوعی بی احترامی به آنان به شمار می رود . از این جهت قبور پیامبران مانند ابراهیم خلیل و سایر پیامبران بنی اسراییل تاکنون به وسیله بناهای ارزشمندی محفوظ مانده و هم اکنون این بناها در عراق ،
________________________________________ ۳۷ ________________________________________
سوریه ، اردن ، فلسطین اشغالی و مصر برپاست و هزاران گردشگر مسلمان به زیارت آنان شتافته و ادای احترام می کنند .
* * *
۳ . بیوت اولیا و مزار آنان
خانه های پیامبران و صالحان از اعتبار و منزلت خاصی برخوردار است . این منزلت ارتباطی به جنبه مادی و جسمانی آن ها ندارد ؛ زیرا خانه های آنان به سان خانه های دیگران از خشت و گل و یا آجر و گچ ساخته می شده ؛ بلکه این ارزش به خاطر انسان های والایی است که در آن ها سکونت داشته اند .
قرآن در آیه معروف به آیه نور ( ۱ ) ، نور خدا را به چراغ پرفروغی تشبیه می کند که به سان ستاره فروزان در خانه هایی قرار گرفته که در آن ها مردانی وارسته ، صبح و شام ، خدا را تسبیح می گویند :
( فی بُیُوت أذِنَ اللهُ أنْ تُرفَعَ وَیُذْکَرَ فیها اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فِیها بِالغُدُوِّ وَالآصالِ . . . ) ( ۲ )
« این چراغ فروزان در خانه هایی ( روشن است ) که خدا رخصت داده که قدر و منزلت آن ها رفعت یابد و نامش در آن ها یاد شود و در آن خانه ها هر بامداد و شامگاهان ( انسان هایی ) به تسبیح خداوند می پردازند » .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ . نور : ۳۵ .
۲ . نور : ۲۶ .
________________________________________ ۳۸ ________________________________________
جمله ( یُسَبِّحُ لَهُ فِیها بِالغُدُوِّ ) بیانگر علت رفعت و عظمت این بیوت است که در جمله پیش ، ( أذِنَ اللهُ أنْ تُرفَعَ ) وارد شده است . در آیه بعدی اوصاف عبادت گران آن بیوت را یادآور می شود و می فرماید :
( رِجالٌ لا تُلْهِیهِمْ تِجارَةٌ وَلا بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللهِ وَإقامِ الصَّلوةِ وَایتاءِ الزَّکوةِ یَخافُونَ یَوْماً تَتَقَلَّبُ فِیهِ الْقُلُوبُ وَالأَبْصارُ ) ( ۱ ) .
« مردانی که تجارت و داد و ستد ، آنان را از یاد خدا و برپاداشتن نماز و دادن زکات غافل نمی سازد و از روز رستاخیز که دل ها و دیده ها در آن روز زیر و رو می شود ، می هراسند » .
آیه با گویایی خاصی از منزلت بیوتی که انسان های الهی در آن جا ، خدا را پیوسته تسبیح و تنزیه می کنند خبر می دهد . برای توضیح بیشتر باید دو مطلب را روشن کرد :
أ . مقصود از بیوت چیست ؟
به طور مسلّم مقصود از بیوت ، مساجد نیست ؛ بلکه مقصود ، بیوت انبیا و اولیای الهی است ؛ زیرا واژه « بیوت » جمع « بیت » به معنای منزل و مسکن است . ابن منظور در کتاب خود می گوید : « بیت » ، منزل مرد و خانه اوست ( ۲ ) . راغب در مفردات می گوید : « بیت » پناهگاه انسان است .
افزون بر این ، روایت ، مفسر آیه می باشد . جلال الدین
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ . نور : ۳۷ .
۲ . لسان العرب ، ج ۴ ، ص ۱۴ ، ماده « بیت » .
________________________________________ ۳۹ ________________________________________
سیوطی از اَنَس بن مالک نقل می کند که زمانی که رسول گرامی ( صلّی الله علیه وآله ) آیه ( فی بُیُوت أذِنَ اللهُ أنْ تُرفَعَ . . . ) را در مسجد تلاوت کرد فردی از یاران رسول خدا ( صلّی الله علیه وآله ) بلند شد و گفت : مقصود از این خانه ها چیست ؟ پیامبر ( صلّی الله علیه وآله ) فرمود : خانه های پیامبران . در این موقع ابی بکر در حالی که اشاره به خانه علی ( علیه السلام ) و فاطمه ( علیها السلام ) می کرد ، پرسید : این خانه نیز از همان خانه هاست که امر بر رفعت و منزلت آنان داده شده است ؟ پیامبر ( صلّی الله علیه وآله ) فرمود : « آری از برترین آن هاست ( ۱ ) » .
روی این قراین باید گفت مقصود از بیوت در آیه نور ، خانه های انبیا و اولیای الهی است که به علت تسبیح و تنزیه خداوند در آن ها ، از منزلت خاصی برخوردارند و خداوند امر کرده است که در رفعت و منزلت آن ها کوشش شود . حالا اگر این بیوت ، مرقد و مدفن آنان گردد ، باید به حکم آیه مبارکه در ترفیع ظاهری و باطنی آن ها کوشید .
ب . خانه هایی که آرامگاه شدند
بخشی از مراقد بزرگان دین ، بیوت آنان می باشد . با چنین تأکیدی ، چگونه برخی به خود جرأت می دهند که این خانه ها را با بیل و کلنگ ویران کنند ؟
۱ . مورخان و سیره نویسان اتفاق نظر دارند که رسول گرامی ( صلّی الله علیه وآله ) در خانه خود به خاک سپرده شد ؛ خانه ای که همسر وی ـ عایشه ـ در آن زندگی می کرد و از آن جا که این خانه علاوه بر منزلت دوران حیات پیامبر به سبب خاک سپاری پیامبر خدا ( صلّی الله علیه وآله ) از شرف خاصی برخوردار شده
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ . سیوطی ، الدّرّ المنثور ، ج ۶ ، ص ۲۰۳ .
________________________________________ ۴۰ ________________________________________
بود ، دو خلیفه نخست وصیت کردند جسد آن ها نیز در آن جا دفن شود و این خانه در طول سال ها ، تعمیر و مرمت و احیاناً بازسازی شده و هم اکنون به فضل الهی برپاست . ولی وهابیان از ترس مسلمانان دست به ترکیب آن نزده اند و امیران سعودی نیز پیوسته مراقب وضع حرم نبوی اند که مبادا دست شیطانی دراز شود و حجره پیامبر ( صلّی الله علیه وآله ) آسیب ببیند . اینک نمونه های دیگری از این بیوت رفیعی که بعدها مدفن افراد شده است :
۲ . قبر عباس بن عبدالمطلّب که در خانه عقیل به خاک سپرده شد . ( ۱ )
۳ . عسکریین ، امام هادی و امام حسن عسکری ( علیهما السلام ) در خانه خود به خاک سپرده شدند و خانه این بزرگواران مصداق آیه ( فی بُیُوت أذِنَ اللهُ أنْ تُرفَعَ . . . ) به شمار می رود .
بنابراین ، کلیه خانه های اولیای الهی که از احترام برخوردار می باشد ؛ هرگاه مدفن آنان گردد ، ترفیع و تکریم ظاهری و مواظبت از آن ها از وظایف اسلامی است .
* * *
۴ . خلفا و قبور پیامبران پیشین
روزی که خورشید اسلام بر بخش عمده ای از معموره جهان تابید ، در آن روز قبور پیامبران در سرزمین های فتح شده بنا و بارگاهی داشت و مسلمانان دست به بناها نزده و آن ها را به همان حالت تا به امروز حفظ کرده اند و در
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ . ابن شبّه ، تاریخ المدینة المنوّرة ، ج ۱ ، ص ۱۲۷ .
________________________________________ ۴۱ ________________________________________
طول سال ها به مرمت آنها پرداخته اند . هم اکنون قبور پیامبران مانند ابراهیم خلیل و فرزندان او : اسحاق و یعقوب و یوسف در قدس اشغالی قرار گرفته و همگی دارای علامت و نشانه و بنا می باشد .
قبر حوّا در جدّه دارای بنا و ساختمانی بود که پس از تسلط وهابیان با خاک یکسان شد و هم اکنون در کشور اردن قبور برخی از پیامبران بنی اسرائیل بر پاست و جهان گردان به زیارت آن ها می شتابند .
روزی که مسلمانان این بلاد را فتح کردند ، هرگز از مشاهده این آثار ناراحت نشدند و آن ها را تخریب نکردند . اگر به راستی تعمیر قبور و دفن میت در مقابر سرپوشیده از نظر اسلام حرام بود ، مسلمانان پیش از هر چیز بر خود لازم می دانستند این مقابر را که اردن و فلسطین و عراق را فراگرفته اند ، ویران کنند و از تجدید بنای آنها در تمام ادوار به شدت جلوگیری نمایند ، در صورتی که نه تنها آن ها را ویران نکردند ، بلکه در مدت چهارده قرن ، در تعمیر و حفظ آثار پیامبران سلف کوشیدند . آنان با عقل خدادادی ، حفظ آثار پیامبران را نوعی ادای احترام به آنان دانسته و خود را با انجام این کار در شمار افراد مأجور و نیکوکار قرار داده اند .
ابن تیمیه در کتاب « الصراط المستقیم » می گوید : هنگام فتح بیت المقدس ، قبور پیامبران ، بنا داشت ولی درب آن تا سال چهارصد هجری بسته بود ( ۱ ) . فرض کنید گفتار ابن تیمیه صحیح باشد ؛ در حالی که ادعایی بیش
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ . کشف الارتیاب ، ص ۳۸۴ ، چاپ دوم ، به نقل از « الصراط المستقیم » ابن تیمیه .
________________________________________ ۴۲ ________________________________________
نیست . اگر به راستی ساختن بنا بر قبر حرام بود ، طبعاً باید ویران کردن آن واجب باشد و مسدود بودن آن مجوز بقای آن نمی باشد ، بلکه باید هرچه زودتر سقف و بنا با بیل و کلنگ ویران گردد .
خلاصه : وجود این ابنیه و قبه ها در طول این مدت در برابر انظار علما و سران اسلام ، خود نشانه بارزی بر جواز آن در آیین اسلام می باشد و سپاه اسلام در فتح شامات نه تنها دست به تخریب قبور پیامبران نزد بلکه خادمان آن ها را در مأموریت خود ابقا نمود و کوچک ترین حساسیت و یا عمل منفی در برابر آن ها نشان نداد .
۵ . سیره مسلمانان و بنای بر قبور
سیره مسلمانان در طول سال ها تا روزی که وهابیان بر حرمین شریفین مسلط شدند بر این بود که گنبد و بارگاه پیامبران و اولیای الهی و وابستگان آن ها را تعمیر و مرمت کنند و یا روی قبور آنان گنبد و سایه بانی بسازند و این سیره در این چهارده قرن می تواند کاشف از حکم شرعی باشد .
فقیهان اسلام اتفاق امت اسلامی یا فقها را بر امری در یک زمان ، دلیل قطعی بر جواز آن می شمارند و از این جهت اجماع را یکی از منابع حکم اسلامی می دانند . اکنون سؤال می شود چرا اجماع امت اسلامی در یک قرن ، کاشف حکم شرعی بوده و برای همه « لازم الاتّباع » می باشد ولی اتفاق عموم مسلمانان جهان و سیره عملی آنان بر بنا روی قبور ، کاشف از حکم شرعی نمی باشد ؟ !
بررسی کتب تاریخی و سفرنامه های مسلمانان گواه بر
________________________________________ ۴۳ ________________________________________
وجود صدها آرامگاه و مرقد باشکوه در سرزمین وحی و کشورهای اسلامی است . اینک ما از جهان گردان اسلامی و مورخان مورد اعتماد ـ مانند « مسعودی » در « مروج الذهب » و « ابن جبیر » و « ابن نجّار » و « ابن حجاج » ـ فرازهایی را نقل می کنیم تا روشن شود در طول زمان ها امت اسلامی بر این بناها و مقبره ها با دیده تکریم و تقدیر می نگریستند .
۱ . مسعودی در کتاب ارزشمند خود قبور امامان را در قبرستان بقیع چنین توصیف می کند :
« روی قبر آنان سنگی است که بر آن نوشته شده است : به نام خدای رحمن و رحیم ، سپاس خدای را که امت ها را نابود و مردگان را زنده می کند . این قبر فاطمه بنت پیامبر ، سرور زنان جهان ، و قبر حسن بن علی بن ابی طالب و قبر علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب و قبر محمد بن علی و قبر جعفر بن محمد است ( ۱ ) » .
مسعودی از مورخان قرن چهارم است . سلفی های متعصب ، این قرن و قرن های پیش از آن را به عنوان بهترین قرون تاریخ اسلام یاد می کنند و اعمال رایج در میان مسلمانان آن زمان را نشانه مشروعیت آن ها می دانند . متأسفانه این سنگ بزرگ که مسعودی از آن یاد کرده است ، در اثر سلطه وهابیان ، زیر خروارها خاک پنهان گشته و
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ . مسعودی ، مروج الذهب ، ج ۲ ، ص ۲۸۸ . از نظر مسعودی قبر معروف به قبر فاطمه ، به دخت پیامبر گرامی ( صلّی الله علیه وآله ) تعلق دارد ، در حالی که از نظر ما متعلق به فاطمه بنت اسد است .
________________________________________ ۴۴ ________________________________________
امروزه این قبور اساساً به صورت مشخص از هم شناخته نمی شوند .
۲ . ابن جبیر ( ۱ ) ( ۶۱۴-۵۴۰ ) جهان گرد معروف ، مشاهد انبیا و صالحان و ائمه اهل بیت ( علیهم السلام ) را در مصر ، مکه معظمه ، مدینه منوره ، عراق و شام مشاهده کرده و خصوصیات هریک را در سفرنامه خود به تفصیل آورده است . از آن چه که وی در سفرنامه مشهور خود نقل می کند به دست می آید که : تاریخ ساختن بناهای عظیم بر قبر امامان و اولیا و شهیدان ، به عصر صحابه و تابعان بازمی گردد و در آن روزگار ، مسلمانان به انگیزه اظهار ارادت و مودت به رهبران و بزرگان دینی ، دست به ساختن قبه و بارگاه زده اند و احدی از صحابه و تابعان نیز این عمل را با اصل توحید مغایر نشمرده است . ما گزیده ای از گزارش وی درباره آثار و ابنیه اسلامی را در زیر می آوریم .
وی می گوید :
از مشاهد عظیم در قاهره ، رأس الحسین است . محل دفن سر آن حضرت ، با ضریحی از نقره پوشانده شده و بنای عظیمی که زبان از وصف ، و خرد از درک آن عاجز است بر روی آن قرار دارد و بر دیوارِ مقام ، سنگ بسیار شفاف و برّاقی است که به سان آیینه های هندی حالت صیقلی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ . محمد بن احمد بن جبیر اندلسی ، از جهان گردان معروف قرن ششم است . او سه بار به جهان گردی پرداخته است . یکی از سفرهای او در سال ۵۷۸ هـ . ق آغاز و در سال ۵۸۱ به پایان رسیده است : ( الاعلام ، خیرالدین زرکلی ، ج ۵ ، ص ۳۱۹ ) .
________________________________________ ۴۵ ________________________________________
دارد و تصویر اشیایی را که در برابر آن قرار گیرد نشان می دهد . من زائران رأس الحسین را مشاهده کردم . آنان با ازدحام عجیبی رو به قبر آورده چشم بر آن می دوختند و پیوسته با پارچه روی ضریح تبرک می کردند .
« ابن جبیر » از محلی به نام « قرافه » در مصر یاد کرده و آن را از عجایب جهان می شمارد . به گفته او بسیاری از پیامبران و نزدیکان پیامبر و صحابه و تابعان و عالمان و زاهدان را در آن جا به خاک سپرده اند .
فرزند « صالح » پیامبر و « روبیل » فرزند یعقوب بن اسحاق و آسیه ـ همسر فرعون ـ در آن جا مدفون اند و از خاندان رسالت نیز قبر دو تن از فرزندان جعفر بن محمد الصادق ( علیه السلام ) . . . و نیز قبر قاسم بن محمد بن جعفر الصادق و قبر فرزندش ، عبدالله بن قاسم و فرزند او ، یحیی بن قاسم و هم چنین مزار علی بن عبدالله بن قاسم و برادر وی ، یحیی ابن عبدالله در آن جاست .
ابن جبیر از آرامگاه صحابه و تابعان و نیز امام شافعی و عظمت حرم او و وسعت مکانش سخن می گوید و یادآور می شود که صلاح الدین ایّوبی هزینه برپایی مراسم در حرم شافعی را می پردازد . نیز وی از وجود ابنیه ای در مکه و قبه هایی بر فراز قبور خبر می دهد که ذکر آن به طول می انجامد : مانند مولد النبی ( صلّی الله علیه وآله ) ، مولد الزهرا ( علیها السلام ) و دارالخیزران ( محل عبادت سرّی پیامبر ( صلّی الله علیه وآله ) ) . و نیز از مشاهد رفیع صحابه و تابعان مدینه نام برده و در ضمن آن به روضه عباس و حسن بن علی اشاره می کند که بنای
________________________________________ ۴۶ ________________________________________
مرتفعی دارند و سپس به ذکر خصوصیات ضریح آن ها می پردازد .
اگر بخواهیم آن چه را که ابن جبیر از مقامات شهدا ، علما و صالحان در عراق و شام دیده و ثبت کرده متذکر شویم ، سخن به درازا می کشد از این رو ، به همین مقدار اکتفا می کنیم . علاقه مندان برای آگاهی بیشتر ، به این کتاب مراجعه کنند .
۳ . ابن نجّار ( ۱ ) ( ۶۴۳-۵۷۸ هـ . ق ) . محمد بن محمود معروف به « ابن النّجّار » ، جهان گرد معروف مسلمان در کتاب « اخبار مدینة الرسول » می نویسد :
گنبد بسیار بلندی که از قدمت خاصی برخوردار است در اولِ بقیع موجود است که دو در دارد . هر روز یکی از آن ها برای زیارت باز می شود .
۴ . ابن حجاج بغدادی ( ۳۹۲-۲۶۲ هـ . ق ) . از شعرای بزرگ عراق می باشد که در قصیده ای به مدح امیرمؤمنان ( علیه السلام ) پرداخته و در حرم آن حضرت در محضر جمعی ایراد کرده است . در آغاز قصیده می گوید :
یا صاحب القبّة البیضاء فی النجف * * * من زار قبرک و استشفی لدیک شُفِی
« ای صاحب گنبد سپید و روشن در سرزمین نجف ! هرکس قبر تو را زیارت کند و نزد تو ( از خدا ) شفا بطلبد خدا او را شفا خواهد داد » .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ . وی جهان گرد معروفی است که در بغداد متولد شد و سفر خود را از عراق آغاز کرد و تا شام ، مصر ، حجاز و فارس ادامه داد . سفر او ۲۷ سال طول کشید .
________________________________________ ۴۷ ________________________________________
این بیت حاکی از آن است که در اواخر قرن چهارم ، قبر امیر مؤمنان ( علیه السلام ) دارای قبّه و بارگاهی بوده است .
* * *
۶ . صیانت قبور در احادیث امامان
روایاتی که در مورد حفظ قبور و بنای بر آن وارد شده است به چند گروه تقسیم می شود . اینک همه را از نظر خوانندگان می گذرانیم تا روشن شود بنای بر قبور نزد ائمه اهل بیت ( علیهم السلام ) امری مسلّم بوده و فقیهان شیعه نیز از این روایات پیروی کرده اند :
گروه نخست : استحباب تعمیر قبور
در جوامع حدیثی مانند « تهذیب » شیخ طوسی و غیره در استحباب تعمیر قبور امامان معصوم ، روایت مفصلی وارد شده است که از نظر خوانندگان می گذرد :
شیخ طوسی به سند خود از ابوعامر واعظ اهل حجاز چنین نقل می کند :
« من به خانه جعفر بن محمد ( علیه السلام ) رفتم و به او گفتم کسی که به زیارت امیرمؤمنان برود و قبر او را آباد کند چه پاداشی دارد ؟
امام صادق ( علیه السلام ) فرمود : پدرم از پدرش و او از حسین بن علی و او از علی بن ابی طالب ( علیه السلام ) نقل کرد که پیامبر ( صلّی الله علیه وآله ) فرمود : ای علی ! تو را در سرزمین عراق می کشند و در آنجا به خاک سپرده می شوی ، علی ( علیه السلام ) می گوید : به پیامبر ( صلّی الله علیه وآله )
________________________________________ ۴۸ ________________________________________
گفتم : کسانی که قبرهای ما را زیارت کنند و در آبادی آن بکوشند و پیوسته به آنجا رفت و آمد کنند چه پاداشی دارند ؟
پیامبر ( صلّی الله علیه وآله ) فرمود : ای اباالحسن ! خدا مرقد تو را و مرقد فرزندان تو را بخشی از سرزمین بهشت و قسمتی از خاک آن قرار داده است و خدا دل های انسان های بزرگوار و برگزیده از بندگان خود را به شما علاقه مند ساخته است . آنان برای تقرب به خدا و اظهار دوستی با پیامبر ( صلّی الله علیه وآله ) ، اذیت و آزار را در راه شما پذیرا می شوند و قبور شما را آباد می کنند ، آنگاه افزود :
علی جان ! آنان کسانی هستند که مورد شفاعت من قرار می گیرند و در حوض ( کوثر ) بر من وارد می شوند .
علی جان ! هر کس قبور شما را آباد سازد و به آنجا رفت و آمد کند ، به سان آن است که سلیمان بن داود را در ساختن بیت المقدس یاری کرده باشد ، و هر کس قبور شما را زیارت کند پاداش هفتاد حج به جز حجة الاسلام دارد . هر کس از زیارت شما باز گردد ، از گناهان پاک می گردد و به سان کسی است که تازه به دنیا آمده باشد .
علی جان ! دوستداران خود را به نعمت هایی که نمونه آنها را نه چشمی دیده و نه گوشی شنیده است و نه به خاطر کسی آمده است مژده ده ! البته انسان های بی ارزش ، زائران قبور شما را نکوهش می کنند . آنان شروران امت من اند و شفاعت من به آنان نمی رسد و در حوض بر من وارد نمی شوند . » ( ۱ )
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ . شیخ طوسی ، تهذیب الأحکام ، ج۶ ، ص ۴۵۰ ؛ وسائل الشیعه ، ج۱۰ ، باب۲۶ ، از ابواب المزار ، حدیث۱ .
________________________________________ ۴۹ ________________________________________
گروه دوم : کیفیت زیارت ، حاکی از وجود بناست
برخی از روایاتی که در کیفیت زیارت معصومان وارد شده است حاکی از آن است که مزار آنان دارای بنا و در بوده است .
۱ . در شیوه زیارت حسین بن علی چنین وارد شده است :
« با آب فرات غسل کن و پاک ترین جامه های خود را بپوش آنگاه پا برهنه برو زیرا تو در حرمی از حرم های خدا و رسول او هستی و پیوسته تهلیل وتکبیر بگو و خدا را تعظیم کن ، بر محمد و اهل بیت او درود بفرست تا به « باب » حائر برسی . ( ۱ )
حائر به نقطه ای می گویند که امام حسین ( علیه السلام ) در آنجا به خاک سپرده شده و تقریباً ۱۲متر از هر طرف را حائر می نامند و این حاکی است که در زمان صدور روایت مدفن سیدالشهداء ( علیه السلام ) دارای بنا و در بوده است .
۲ . در برخی از روایات « باب المشهد » وارد شده ، می فرماید :
« إذا انْتَهیتَ إلی بابِ المَشْهدِ فَقِفْ علیه وکَبِّرْ أربعاً » ( ۲ ) .
« آنگاه که به باب مشهد ( نقطه ای که حضرت به
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ . تهذیب شیخ طوسی ، ج۶ ، ص ۶۲ ، باب۱۸ ، ح۱ .
۲ . همان .
________________________________________ ۵۰ ________________________________________
شهادت رسیده ) وارد شدی بایست و چهار مرتبه تکبیر بگو . . . » .
۳ . در زیارت عباس بن علی ( علیه السلام ) چنین وارد شده است :
« ثُمَّ امْشِ تأتی مشهدَ العبّاسِ بنِ علیٍّ فإذا أتیتَهُ فَقِفْ علی بابِ السَّقیفةِ وقلْ . . . » .
و سپس به سوی جایگاه شهادت عباس بن علی برو و آنگاه که به نقطه سرپوشیده رسیدی بایست و بگو . . .
۴ . مردی خدمت امام هادی ( علیه السلام ) رسید و از ایشان درخواست کرد که به وی زیارتی را بیاموزد تا او بتواند با آن ، هر امامی را خواست ، زیارت کند . امام هادی ( علیه السلام ) به او فرمود :
« إذا صِرْتَ إلی البابِ فَقِفْ واشْهَدِ الشَّهادَتینِ » .
« هر موقع به درب جایگاهی که امام در آنجا به خاک سپرده شده رسیدی شهادتین را بگو » . ( ۱ )
۵ . از برخی روایات استفاده می شود که دعا زیر قبه حسین بن علی ( علیه السلام ) مستجاب است .
ابن عباس از پیامبر ( صلّی الله علیه وآله ) نقل می کند که آن حضرت از کشته شدن حسین بن علی ( علیهما السلام ) گزارش داد و آنگاه فرمود : هر کس تحت قبه او دعا کند ، دعای او مستجاب می شود و در تربت او شفا است . ( ۲ )
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ . التهذیب ، ج۶ ، باب ۴۶ ، از ابواب المزار ، حدیث۱ .
۲ . وسائل الشیعه ، ج۱۴ ، باب۴۵ ، از ابواب مزار ، حدیث۱۶ .
________________________________________ ۵۱ ________________________________________
۶ . روشن ترین گواه بر این که در نیمه اول قرن سوم هجری ، قبر حسین بن علی ( علیه السلام ) دارای بنا و قبه و بارگاه بوده ، این که متوکل عباسی که به عداوت نسبت به خاندان رسالت معروف بوده در سال ۲۳۶ فرمان داد قبر حسین بن علی ( علیه السلام ) ویران گردد و خانه هایی که اطراف آن قرار داشت با خاک یکسان شود و اطراف قبر را برای زراعت شخم کنند . این عمل شنیع آن چنان خشم مسلمانان را برانگیخت که مردم بغداد بر دیوار و مساجد شهر اشعاری در هجو متوکل نوشتند که نقل آنها به طول می انجامد . ( ۱ ) مسعودی می نویسد که متوکل مبالغ زیادی را در اختیار کارگران و ویرانگران قرار داد . بسیاری از مردم از این کار خودداری کردند . در این موقع خشمگین شد و خود بیل و کلنگ برداشت و سقف قبر حسین بن علی ( علیهما السلام ) را ویران کرد و آنگاه کارگران کار او را ادامه دادند و قبر حضرت به همین حالت تا دوران منتصر باقی بود .
گروه سوم : حرمت مشاهد و دعوت به زیارت
روایات فراوانی که شمار آن از صدها تجاوز می کند همه به زیارت قبر پیامبر گرامی ( صلّی الله علیه وآله ) و فرزندان او دعوت کرده و از احترام این قبور یاد می کنند . این روایات به اندازه ای است که یک صدم آنها را نمی توان در این جا آورد . فقط نمونه هایی را یادآور می شویم :
۱ . امیرمؤمنان ( علیه السلام ) کمال حج را در این می داند که زائر
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ . کشف الارتیاب ، ص ۳۰۹ ، به نقل از مسعودی ، مروج الذهب و تاریخ الخلفای سیوطی ، ص ۴۰۷ ، چاپ دارالجیل ، بیروت .
________________________________________ ۵۲ ________________________________________
خانه ، حج خود را با زیارت قبر رسول خدا ( صلّی الله علیه وآله ) به پایان برساند . چنان که می فرماید :
« أتمّوا حَجَّکُم برسولِ الله إذا خرجتُم إلی بیتِ الله فإنّ ترکَه جفاءٌ وبذلکَ أُمِرتُمْ » ( ۱ ) .
« حج خود را با زیارت قبر پیامبر خدا ( صلّی الله علیه وآله ) به کمال برسانید ، زیرا ترک زیارت او جفاست و به این کار مأمور شده اید » .
۲ . ابن قولویه در کامل الزیارات از فردی به نام « وشّاء » نقل می کند که از امام رضا ( علیه السلام ) شنیدم می فرمود :
« إنّ لکلِ إمام عَهداً فی عُنُقِ أولیائهِ وَشیعتهِ وإنّ مِنْ تَمامِ الوفاءِ بالعهد زیارةَ قُبُورهم » ( ۲ ) .
« هر امامی بر گردن دوستان و شیعیان خود عهد و پیمانی دارد و زیارت قبور پیشوایان بخشی از عمل به این پیمان است » .
با توجه به دعوت اکید به زیارت قبور امامان و اولیای الهی ، می توان قاطعانه گفت که دعوت همه مسلمانان بر این عمل مستحب ، در صورتی انجام می گیرد که مدفن آنان به گونه ای محفوظ باشد و افراد بتوانند به صورت روشن آن را بیابند و زیارت کنند . هرگاه مراقد آنان فاقد هر نوع حفاظت و بنا باشد مسلماً باد و باران و عوامل طبیعی آثار مراقد را از بین برده و چیزی باقی نمی ماند ، تا مردم به زیارت آنها
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ . خصال صدوق ، ج۲ ، ص ۴۰۶ .
۲ . وسائل الشیعه ، ج۱۰ ، باب ۴۹ از ابواب مزار ، ح۲ ؛ کامل الزیارات ، ص ۱۵۰ .
________________________________________ ۵۳ ________________________________________
بشتابند .
این نوع روایات که بر زیارت قبور خاندان رسالت تأکید می کند مستلزم آن است که مراقد آنان به شیوه ای باشد که از حوادث زمان محفوظ بمانند .
نتیجه می گیریم :
صیانت قبور اولیای الهی امری مرغوب و سنتی اسلامی ( است ) و قرآن و اجماع و سیره مسلمانان و روایت ائمه اهل بیت ( علیهم السلام ) بر آن دلالت دارد و هر کس بخواهد با کلنگ ظلم مدفن آنان را ویران کند ، خشم خدا را بر خود خریده و جایگاه او جایگاه دشمنان اهل بیت ( علیهم السلام ) است .
۵۴ ________________________________________
دستاویزهای سست
نویسنده کتابچه بر مدعای خود به یک رشته روایات استدلال نموده که به چند گروه تقسیم می شوند ، هر چند خود وی همه را به صورت آشفته نقل کرده است و اگر یک فرد فقیهی بود از دسته بندی روایات غفلت نمی کرد . اینک روایات مورد نظر وی را در ضمن چند گروه بیان می کنیم :
۱ . قبر را با خاک خودش پر کنید
از سه روایت استفاده می شود که در خاکسپاری میت و پر کردن قبر ، فقط از همان خاک خود قبر استفاده شود و از خاک اطراف قبر بر روی آن نریزند :
۱ . « إنّ النَّبیّ نَهی أنْ یُزادَ علی القَبْرِ تُرابٌ لَمْ یُخْرَج مِنْهُ » .
« پیامبر ( صلّی الله علیه وآله ) از پر کردن قبر با خاک اطراف قبر ، نهی کرد » .
صدوق بدون سند از امام صادق ( علیه السلام ) نقل می کند :
۲ . « کُلّما جُعلَ علی القبرِ مِنْ غیرِ تُرابِ القَبْرِ فَهُوَ ثِقْلٌ عَلی المَیِّتِ » .
« هر چه که بر روی قبر از غیر خاک آن قرار دهند آن سنگینی بر میت است » .
۳ . « لا تُطَیِّنُوا الْقَبْر مِنْ غَیْر طینِه » ( ۱ ) .
« قبر را از غیر خاک خودش ، گِل مالی نکنید » .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ . وسائل الشیعه ، ج۲ ، باب۳۶ ، از ابواب دفن ، روایات ۱ ، ۲ ، ۳ .
________________________________________ ۵۵ ________________________________________
تحلیل روایت
اوّلاً : روایت دوم فاقد سند است ونمی توان با آن استدلال کرد .
و روایت اوّل و سوم با سندی نقل شده که در آن دو فرد غیر امامی است به نام های « نوفلی و سکونی » .
ثانیاً : این روایات در صورت صحت حاکی از آن است که در قبر سازی از خاک بیرون نباید بهره گرفت . در این صورت مضمون این احادیث پیوندی با موضوع بحث ما ندارد و آن بنای بر روی قبر که چیزی بر قبر افزوده نمی شود آن هم برای این که زائران قبر در حال زیارت و خواندن قبر آن بزرگواران از سرما و گرما در رفاه و امان باشند و در ساخت و ساز بر روی قبور اولیای الهی ، چیزی بر خاک قبر افزوده نمی شود .
ثالثاً : مضمون این روایات با عمل قطعی پیامبر ( صلّی الله علیه وآله ) در تدفین عثمان بن مظعون منافات دارد ، زیرا آن حضرت پس از خاکسپاری فرزند مظعون سنگ بزرگی را روی قبر نهاد تا نشانه قبر باشد ومسلمانان بتوانند به آسانی آن را شناسایی و زیارت نمایند .
ابن ماجه از انس بن مالک نقل می کند که رسول خدا ( صلّی الله علیه وآله ) قبر عثمان بن مظعون را با سنگ بزرگی علامت گذاشت و « سندی » در حاشیه سنن ابن ماجه می نویسد : صخره ای را بر روی قبر نهاد تا شناسایی شود . ( ۱ )
سمهودی در وفاء الوفاء می نویسد : وقتی عثمان بن
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ . سنن ابن ماجه ، کتاب جنائز ، ص ۳۶۵ ، ۱۵۵۱ .
________________________________________ ۵۶ ________________________________________
مظعون خاکسپاری شد پیامبر مردی را مأمور کرد تا سنگ بزرگی را با خود حمل کند و بیاورد . آن مرد نتوانست آن سنگ را حمل نماید . رسول خدا ( صلّی الله علیه وآله ) آستین ها را بالا زد و آن را به سوی قبر عثمان حمل نمود و آن را بالای سر او نهاد و فرمود : این کار را می کنم که قبر برادرم را بشناسم و بستگانم را کنار آن به خاک بسپارم . ( ۱ )
رابعاً : گزاردن ضریح و یا صندوق بر روی قبر ارتباطی به روایات ندارد ، زیرا پایه های ضریح در چهار گوشه بیرون قبر قرار می گیرد . و کوچک ترین سنگینی بر قبر ندارد .
۲ . نهی از بنای بر قبور
از برخی روایات چنین برمی آید که از بنای بر قبور نهی شده است .
۱ . امام کاظم ( علیه السلام ) می فرماید :
« لا یَصْلُحُ البِناءُ علیه ولا الجُلُوسُ ولا تَجصیصُه ولا تَطیینُه » ( ۲ ) .
« ساختن بنا بر قبر و نشستن بر آن و گچ کاری و گل کاری آن ، کار خوبی نیست » .
۲ . یونس بن ظبیان از امام صادق ( علیه السلام ) نقل کرده که پیامبر ( صلّی الله علیه وآله ) از سه چیز نهی کرده :
۱ . أن یُصلّی عَلی قبر : بر روی قبری نماز گزارده شود .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ . وفاء الوفاء ، ج۲ ، ص ۸۵ .
۲ . التهذیب ، ج ۱ ، باب تلقین المحتضرین ، ص ۴۶۱ .
________________________________________ ۵۷ ________________________________________
أو یُقْعَد علیه : بر روی آن نشسته شود .
أو یُبنی علیه : بر روی آن ساختمان سازی شود . ( ۱ )
۳ . جراح مدائنی از امام صادق ( علیه السلام ) نقل می کند :
« لا تَبْنوا علی القُبورِ ولا تُصوِّروا سُقوفَ الْبیوتِ » ( ۲ ) .
« بر روی قبرها ساختمان نسازید و سقف خانه ها را نقاشی نکنید » .
تحلیل روایات
۱ . روایت دوم ضعیف است ، در سند آن افرادی به نام های زیاد بن مروان قندی و یونس بن ظبیان وارد شده اند . « کشی » درباره زیاد بن مروان قندی روایتی نقل کرده که حاکی از خبث اوست . علامه می گوید : روایات او نزد من پذیرفته نیست .
و « نجاشی » درباره یونس بن ظبیان می گوید : جداً ضعیف است و به روایات او توجه نمی شود تا آنجا که مورد لعن امام هشتم ( علیه السلام ) قرار گرفته است و « کشی » می گوید : او از دروغگویان معروف در حدیث است . ( ۳ )
جمله « لا یصلح » در روایت اول بر کراهت دلالت دارد و روایت سوم که می گوید که : « لاتَبْنُوا علی القبور » به قرینه روایت اول ، حمل بر کراهت می شود .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ . وسائل الشیعه ، ج۲ ، باب ۴۴ از ابواب دفن ، حدیث۲ .
۲ . همان ، حدیث ۳ .
۳ . الموسوعة الرجالیة ، شماره۲۴۵۹ و شماره ۶۷۱۳ .
________________________________________ ۵۸ ________________________________________
نتیجه این که روایت دوم ضعیف و اولی و سومی حاکی از کراهت است نه حرمت .
آنچه که مهم است این است که بدانیم مورد کراهت کجا است ؟
۲ . مورد روایات زمین های عمومی است که مردم برای دفن اموات آماده کرده اند . مسلماً بنا در چنین قبور با مشکل مواجه می شود زیرا اگر هر فردی یا خانواده ای متمکن بخواهند بر روی قبر بنایی بسازند دفن میت پس از اندکی با مشکل مواجه می شود . ( ۱ )
۳ . از آنجا که مضمون این روایات در کتاب های حدیثی اهل سنت نیز وارد شده است ، برخی از فقیهان مالکی مورد این احادیث را افرادی دانسته اند که به عنوان فخرفروشی بر روی اموات خود بنا می نهند . ( ۲ )
افزون بر این وجوه سه گانه ، می توان گفت ساختن بنا بر روی قبور اولیای الهی از مورد روایات بیرون است ؛ زیرا مقابر آنان یا در زمین های موات و یا خانه های شخصی آنان بوده و هدف از بنا سازی تسهیل زیارت برای زائران شیفته آنان است .
مؤلف « الفقه علی المذاهب الاربعه » می گوید :
بنای بر قبر آن گاه که مقصود از آن فخرفروشی نباشد ، مکروه است . مگر این که در زمینی بسازد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ . علامه حلی در المنتهی ، ج۷ ، ص ۴۰۳ می گوید : « لانّ فی ذلک تضییقاً علی الناس ومنعاً لهم عن الدفن هذا مختص بالمواضع المباحة ، امّا الاملاک فلا . . . » .
۲ . الموسوعة الفقهیة الکویتیه ۳۲ / ۲۵۰ مادة قبر .
________________________________________ ۵۹ ________________________________________
مانند زمین وقف و یا زمینی که برای دفن اموات آماده شده است که در این صورت جایز نمی باشد ؛ زیرا در این صورت جا برای دیگران تنگ خواهد شد . ( ۱ )
به مقتضای آنچه که در مورد قبور اولیا و انبیا از نظر قرآن و سنت و اتفاق فقیهان اسلام بیان شد ، می توان گفت : مورد این روایات افراد عادی و انسان های معمولی است که حفظ مقابر آنان نه تنها فاقد اثر سازنده است ، بلکه چه بسا مایه مزاحمت و فخرفروشی است . ولی قبور انبیا و اولیا بر خلاف آن است و در نتیجه این روایات ناظر به آنها نیست . ( ۲ )
۳ . گچ کاری و گِل کاری قبر
از برخی روایات استفاده می شود که گچ کاری و گِل کاری قبر صحیح نیست . در این مورد فقط یک روایت وارد شده که متن آن در گروه دوم به شماره اوّل گذشت و شیخ طوسی در نهایه و عماد الدین طوسی بر کراهت آن فتوا داده اند . ( ۳ )
تحلیل روایت
اوّلاً : واژه « لا یصلح » حاکی از کراهت است .
ثانیاً : کلینی با سند صحیح از یونس بن یعقوب نقل می کند : آنگاه که یکی از فرزندان امام کاظم ( علیه السلام ) در مدینه درگذشت ، فرمود قبر او را گچ کاری کنند و نام او را بر سنگی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ . الفقه علی المذاهب الاربعه ، ج۱ ، ص ۵۰۵ .
۲ . الذکری ، شهید اوّل ، ج۲ ، ص ۳۵ .
۳ . النهایه ، ص ۴۴ ، الوسیله إلی نیل الفضیله ، ص ۶۲ .
________________________________________ ۶۰ ________________________________________
بنویسند و بر روی قبر او بگذارند . ( ۱ )
ثالثاً : اصولاً فقیهان اسلام بدون استثنا اتفاق نظر دارند که مستحب است قبر را به مقدار چهار انگشت باز ، یا یک وجب از زمین بلندتر قرار داد . اکنون سؤال می شود هرگاه قبر بدون گِل کاری و گچ کاری صورت سازی شود دیری نمی پاید که باد و باران و طوفان های تند همه را به هم ریخته و قبر را با زمین یکسان می سازد . صیانت قبر در گرو این است که با یک عامل طبیعی اجزای خاک به هم پیوسته شود و آن جز با گِل کاری و گچ کاری و نظایر آنها امکان پذیر نیست . از این جهت ، این روایت ناظر به داخل قبر است
که به حالت طبیعی باقی بماند و ناظر به ظاهر آن
نیست .
۴ . ارتفاع قبر به اندازه چهار انگشت یا یک وجب
روایات متعددی از امامان معصوم ( علیهم السلام ) وارد شده است که مستحب است قبر به اندازه چهار انگشت باز و یا یک وجب و یا کمی افزون ارتفاع داشته باشد . این روایات را
شیخ حر عاملی در وسائل الشیعه باب ۳۱ از ابواب دفن آورده است و مجموع آنها یازده روایت است . در تمام
روایات فقط وارد شده است که قبر از سطح زمین به
مقدار چهار انگشت یا یک وجب بلندی داشته باشد و
هرگز حکم افزون بر این مقدار را متعرض نشوند . مثلاً محمد بن مسلم از امام باقر ( علیه السلام ) نقل می کند که آن حضرت فرمود :
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ . وسائل الشیعه ، ج۲ ، باب۳۶ از ابواب دفن ، ح۱ .
________________________________________ ۶۱ ________________________________________
« ویُرفعُ القبرُ فوقَ الأرضِ أربعَ أصابعَ » ( ۱ ) .
« و قبر از سطح زمین به مقدار چهار انگشت بالاتر قرار می گیرد . »
روایات دیگر نیز همگی به همین مضمون است و می رساند که مستحب است قبر چهار انگشت ارتفاع داشته باشد ولی ارتفاع بالاتر از آن را نفی نکرده است ، بلکه بلندی لازم را برای شناسایی قبر یا این که زیر پای عابران قرار نگیرد چهار انگشت و یا یک وجب می دانند .
فقط یک روایت از موسی بن جعفر می فرماید : آنگاه که مرا به خاک سپردند قبر من بیش از چهار انگشت باز بلندتر نباشد . و نکته آن روشن است ، زیرا ارتفاع قبر امام بیش از چهار انگشت مایه تحریک دشمنان او بود و مسلماً هارون و همفکران او به راحتی از کنار آن نمی گذشتند . چه بسا به آن اهانت می کردند و لذا حضرت ارتفاع بیشتر را اجازه نمی دهد و به همان مقدار استحباب اکتفا می نماید .
۵ . تسویه قبور
شیخ کلینی از امام صادق ( علیه السلام ) نقل می کند که امیرمؤمنان ( علیه السلام ) فرمود :
« بَعَثَنی رسولُ اللهِ إلی المدینةِ فقالَ لا تَدَعْ صورةً إلاّ مَحَوْتَها ولا قبراً إلاّ سَوَّیْتَه ولا کَلْباً إلاّ قَتَلْتهُ » ( ۲ ) .
« پیامبر خدا مرا به مدینه اعزام کرد و فرمود تا سه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ . وسائل الشیعه ، ج۲ ، باب۳۰ ، از ابواب دفن ، حدیث۱ .
۲ . همان ، باب۴۳ ، از ابواب دفن ، حدیث۲ .
________________________________________ ۶۲ ________________________________________
کار را صورت دهم : هر نوع تصویری را نابود کنم و هر قبری را صاف گردانم و هر سگی را بکشم » .
نویسنده با این روایت که اهل سنت نیز آن را روایت کرده اند بر عدم جواز ساختن بنا بر روی قبور استدلال کرده است . حتی در سال ۱۳۴۴ هجری که مدینه منوره به اشغال وهابیان درآمد قاضی وقت به نام ابن بلیهد به بهانه این حدیث ، تمام آثار گذشتگان را با خاک یکسان کرد و تنها از ویران کردن مرقد پیامبر ( صلّی الله علیه وآله ) به خاطر ترس از مسلمانان جهان خودداری نمود .
با توجه به توضیحی که خواهیم داد ، روشن می شود که این روایت کوچکترین دلالت بر خواسته آنان ندارد .
اوّلاً : مضمون حدیث با تاریخ قطعی زندگانی پیامبر سازگار نیست ؛ زیرا باید دید پیامبر خدا ، علی ( علیه السلام ) را در چه سالی به مدینه فرستاده تا این سه کار را انجام دهد ، آیا قبل از هجرت بوده یا پس از هجرت ؟ ! . . .
احتمال نخست قطعاً منفی است ؛ زیرا علی ( علیه السلام ) قبل از هجرت پیامبر ( صلّی الله علیه وآله ) به مدینه از مکه خارج نشده تا به مدینه اعزام گردد و این سه کار را انجام دهد ، از طرفی با سیطره مشرکان بر مدینه توانایی انجام آنها را نداشت .
صورت دوم با مشکل بیشتری روبرو است ؛ زیرا پس از گرویدن اوس و خزرج به آیین اسلام ، بت و یا صورت بتی در میان مدنیان نبود که علی ( علیه السلام ) مأمور شکستن آن باشد . ( ۱ )
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ . صحیح مسلم ، ج۳ ، کتاب جنائز ، ص ۶۱ .
________________________________________ ۶۳ ________________________________________
ثانیاً : واژه « سویته » در زبان عرب دو نوع کاربرد دارد :
الف : « سوّیته » به صورت یک مفعولی .
ب : « سوّیتُ هذا بهذا » به صورت دو مفعولی .
آنگاه که به صورت نخست استعمال شود « تسویه » صفت خود آن شیء خواهد بود چنان که قرآن می فرماید :
( فَإذا سَوَّیْتهُ وَنَفَخْتُ فیهِ مِنْ رُوْحی فَقَعُوا لَهُ ساجِدینَ ) ( ۱ ) .
« آنگاه که آفرینش آدم را به پایان رساندم و در آن از روح خود دمیدم همگی بر او سجده کنید » .
در این آیه « تسویه » به معنای کامل کردن و کنایه از پایان پذیری آفرینش آدم است .
ولی آنگاه که به صورت دوم استعمال شود صفت خودش نبوده ، بلکه صفت برای چیز دیگر خواهد بود . مثلاً آنگاه که انسان دو چوب یا دو نخ را از نظر طول یکسان کند می گوید : « سَوَّیْتُ هذا بهذا » .
قرآن مجید از زبان مشرکان نقل می کند که آنها روز قیامت به جهت پرستش بت ها ، خود را سرزنش می کنند و می گویند :
( إذ نُسوّیکُمْ بِرَبِّ الْعالَمین ) ( ۲ ) .
« آنگاه که شما را با خدای جهانیان یکسان می شمریم » .
با توجه به آنچه که گفته شد ، حدیث مورد نظر به صورت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ . حجر/۲۹ .
۲ . شعراء/۹۸ .
________________________________________ ۶۴ ________________________________________
نخست وارد شده است . بنابراین ، « تسویه » صفت خود قبر خواهد بود و مقصود این است که سطح قبر را صاف و مسطح قرار بده یعنی سطح آن یکنواخت باشد . در مقابل « تسنیم » که قبر به صورت پشت ماهی یا کوهان شتر در می آید و لذا فقیهان شیعه می گویند مستحب است قبر مسطح و صاف باشد نه غیر آن .
حدیث یاد شده در صحیح مسلم نیز وارد شده و شارحان صحیح مسلم حدیث را به نحوی که ما گفتیم شرح کرده اند .
نووی شارح معروف صحیح مسلم حدیث را این گونه تفسیر می کند : « سنت این است که قبر از زمین زیاد بلند نباشد و به شکل کوهان شتر درنیاید بلکه به مقدار یک وجب بلند و مسطح باشد . » ( ۱ )
ابن حجر قسطلانی در کتاب « ارشاد الساری بشرح صحیح البخاری » حدیث را چنین تفسیر کرده و می گوید : « سنت در قبر این است که تسطیح شود و ما هرگز نباید سنت را به خاطر این که تسطیح شعار رافضی هاست ترک کنیم . . . » . ( ۲ )
۶ . تجدید قبر
اصبغ بن نباته از امیرمؤمنان ( علیه السلام ) نقل کرده است که آن حضرت فرمود :
« مَن جَدَّدَ قَبراً أو مَثّل مِثالاً فقد خرج عَن
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ . نووی شرح صحیح مسلم : ۷/۴۱ .
۲ . ارشاد الساری۲/۴۶۸ .
________________________________________ ۶۵ ________________________________________
رِبقةِ الإسلامِ » ( ۱ ) .
« هر کس قبری را نوسازی کند و یا تصویری بکشد از آیین اسلام بیرون رفته است » .
نویسنده این حدیث را دلیلی بر تحریم ساختن بنا بر قبر گرفته است ، در حالی که این روایت هیچ ارتباطی با موضوع بحث ندارد ؛ زیرا اوّلاً حدیث از نظر سند فوق العاده ضعیف است آن هم به خاطر دو نفر : ۱ . محمد بن سنان ؛ ۲ . ابی الجارود .
ثانیاً مضمون حدیث با اصول مسلم مخالف است . چگونه نوسازی قبری و یا تصویر حیوانی سبب بیرون رفتن از اسلام می باشد ؟ !
ثالثاً : حدیث به چهار صورت نقل شده است و معلوم نیست آنچه که امام ( علیه السلام ) فرمود ، کدام یک از صور چهارگانه است :
الف : جدّد قبراً : قبر را نوسازی کند .
ب : حدّد قبراً : قبر را تیز کند .
ج . جدث قبراً : کسی را در قبر دیگری دفن کند .
د . خدَّد قبراً : قبری را بشکافد . ( ۲ )
با توجه به این نسخه بدل های چهارگانه چگونه می توان با این حدیث استدلال کرد ؟ !
تا این جا با دلایل نویسنده ، درباره ساختمان سازی بر روی قبور آشنا شدیم و روشن گشت که ایشان و اساتید وی همگی از نیم خورده های ابن تیمیه و محمد بن عبدالوهاب
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ . وسائل الشیعه ، ج۱۰ ، باب ۴۳ ، از ابواب دفن ، حدیث۱ .
۲ . الذکری ، نگارش شهید اول : ۲/۴۴ .
________________________________________ ۶۶ ________________________________________
بهره گرفته اند و اگر پیش داور نبودند ، با این روایات به مقابله با دلایل قطعی که بر تکریم بیوت انبیا و مدفن آنها تأکید دارند ، برنمی خاستند .
اکنون وقت آن رسیده است که ادّعای دوم او را که تحریم مسجدسازی در کنار مشاهد شریفه است ، مورد بررسی قرار دهیم :
________________________________________ ۶۷ ________________________________________
بخش سوم
مسجدسازی در کنار مشاهد مشرّفه
« مسجد » عبادتگاه موحدان است که در آنجا به پرستش ایزد یکتا می پردازند ، و از زمان های پیشین رجال توحید به عنوان تبرّک از مراقد اولیای الهی در کنار تربت آنان مسجد ساخته و خدا را پرستش می نمودند و هدف از قرار دادن معبد در کنار مرقد اولیا ، جز تبرک به وجود مقدس آنان انگیزه دیگری نبوده است . آنان در مسجد فقط خدا را می پرستیدند و به سوی قبله ای که در شریعت آنان وارد شده بود ، نماز می گزاردند و بر زمین مسجد سجده نموده و هرگز قبر را قبله و یا سجده گاه خود قرار نمی دادند و صاحب قبر را نمی پرستیدند .
تصور این که مرقد ،
الف : قبله .
ب : سجده گاه .
ج : صاحب قبر معبود
آنان باشد احتمالاتی است که شاهدی بر آن نیست . انگیزه این عمل فقط تبرک به مرقد و مدفن اولیای الهی بوده است . و مسأله تبرّک به وجود اولیای الهی جای بحث
________________________________________ ۶۸ ________________________________________
و گفتگو نیست و همه مسلمانان با آب وضوی پیامبر وموی مبارک او و حتّی نیم خورده وی تبرک می جستند . ( ۱ )
اینک توضیح عملکرد موحدان در طول تاریخ :
۱ . مسجدسازی بر مرقد اصحاب کهف
آنگاه که پرده ابهام از مرقد اصحاب کهف کنار رفت و بعد از سیصد و اندی سال ورق برگشت و آیین مسیح بر آیین شرک غلبه کرد و جایگاه اختفای آنان آشکار گشت ، مردم دور مرقد آنان جمع شدند تا از این انسان های والامقام که برای حفظ دین خود به غار پناه برده بودند ، تجلیل و تقدیر کنند . در این موقع مردم حاضرِ در کنار مرقد ، به دو دسته تقسیم شدند :
الف : گروهی که ظاهراً از زمره موحدان و مسیحیان نبودند ، پیشنهاد کردند بنای یادبودی بر قبور آنان ساخته شود :
( فَقالُوا ابْنُوا عَلَیْهِمْ بُنْیاناً رَبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ ) ( ۲ ) .
« بنایی بر آن بسازید پروردگارشان از وضع آنها آگاهتر است » .
ب : گروهی که موحد بودند ، گفتند مسجدی در کنار مدفن آنان بسازید :
( وَقالَ الَّذینَ غَلَبُوا عَلی أمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ . در این مورد به « التبرّک » نوشته مرحوم احمدی میانجی ، ص ۱۷۸ـ ۱۸۴ مراجعه فرمایید .
۲ . کهف/۲۱ .
________________________________________ ۶۹ ________________________________________
عَلَیْهِمْ مَسْجِداً ) ( ۱ ) .
« آنان که از رازشان آگاهی یافته بودند ، گفتند ما مسجدی در کنار مدفن آنها می سازیم » .
از این که خدا هر دو نظر را مطرح می کند آن هم با دیده مثبت ، می توان گفت هر دو مورد رضای الهی بوده بهویژه پیشنهاد دوم که با جمله روشنی آغاز می کند و می گوید :
( وَقالَ الَّذینَ غَلَبُوا عَلی أَمْرِهِمْ ) .
« آنان که بر راز اصحاب کهف آگاه بودند . »
در مقابل گروه نخست که می گفتند که : ( ربّهم أعلم بهم ) . بنابراین مسجدسازی در کنار مدفن اولیای الهی گذشته از این که مطابق فطرت بوده ، مورد تأیید شرایع پیشین الهی نیز بوده است .
محدث معاصر آقای البانی که سرسپرده وهابیان بوده ، با پیش داوری خاصی در دلالت آیه بر جواز مسجدسازی در کنار قبور اولیا ، خدشه کرده ومی گوید : مقصود از ( وَقالَ الَّذینَ غَلَبُوا عَلی أَمْرِهِمْ ) امیران و متنفذان قوم بودند ومعلوم نیست که آنان انسان های مؤمن و صالحی بوده باشند . ( ۲ )
ولی ایشان از دو مطلب غفلت کرده است :
۱ . مقصود از جمله ( غَلَبُوا عَلی أَمْرِهِمْ ) به شهادت این که ضمیر ( عَلی أَمْرِهِمْ ) به اصحاب کهف برمی گردد ، کسانی است که از اسرار اصحاب کهف آگاهی پیدا کرده
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ . کهف/۲۱ .
۲ . تحذیر الساجد باتخاذ القبور مساجد ، ص ۷۲ .
________________________________________ ۷۰ ________________________________________
بودند ، در مقابل گروه نخست که اظهار بی اطلاعی کرده و گفتند ( رَبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ ) بنابراین ، پیشنهاد کنندگان ، انسان های والایی بودند که از اسرار این گروه به روشنی آگاهی داشتند نه صاحبان قدرت .
۲ . فرض کنید مقصود از ( غَلَبُوا عَلی أَمْرِهِمْ ) کسانی هستند که غالب و پیروز شدند ، ولی مقصود غلبه دینی است ، نه غلبه نظامی ؛ زیرا طبری در تفسیر خود یادآور می شود آنگاه که اصحاب کهف پس از سیصد و اندی سال از خواب بیدار شدند فردی را از میان خود برگزیدند که به شهر برود و غذایی تهیه کند . این فرد آنگاه که گام از غار بیرون نهاد ، اوضاع را دگرگون دید ، بر دیوار تکیه کرده و به اطراف خود می نگریست و با خود می اندیشید تا دیروز اگر کسی در این شهر نام عیسی را می برد کشته می شد ، امّا حالا در همه جا نام عیسی شنیده می شود . سپس گفت : شاید اینجا آن شهری نیست که من دیده ام . ( ۱ )
این قطعه تاریخی حاکی است که مقصود از گروه پیشنهاد کننده موحدانی بودند که آیین مسیح را برگزیدند و اگر هم مقصود از ( غَلَبُوا عَلی أَمْرِهِمْ ) غلبه و پیروزی باشد منظور ، غلبه از نظر دینی و رسمیت دین و آیین بوده است .
۲ . مرقد رسول خدا در درون مسجد النبی ( صلّی الله علیه وآله )
روزی که رسول خدا ( صلّی الله علیه وآله ) به لقاء الله پیوست ، خانه او جزو مسجد نبود و او در همان خانه خود با تصویب صحابه به
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ . تفسیر طبری ، ج۱۵ ، ص ۲۱۹ .
________________________________________ ۷۱ ________________________________________
خاک سپرده شد . پس از خاکسپاری او ، همسرش عایشه سالیان درازی در آن خانه نماز می گزارد ( ۱ ) و هرگز احدی از صحابه به وی اعتراض نکرد که تو چرا در کنار قبر نماز می خوانی ؟
آنگاه که در سال ۸۸ در دوران خلافت ولید بن عبدالملک مسجد پیامبر توسعه یافت ، فرماندار مدینه یعنی عمر بن عبدالعزیز به فرمان « ولید » تمام اتاق های همسران پیامبر را که دیوار به دیوار مسجد ساخته شده بودند تخریب کرد و جزو مسجد قرار داد و در نتیجه قبر مبارک در درون مسجد قرار گرفت و هرگز نه تابعان و نه فقیهان مدینه ، به این عمل اعتراض نکردند و بالاتر از همه این که حضرت سجاد ( علیه السلام ) بر این عمل ایراد نگرفت .
این عمل حاکی از آن است که قرار گرفتن مسجد در کنار مشاهد اولیا و نماز گزاردن در آنها به عنوان تبرّک اشکالی ندارد و از آن زمان تا به حال که سیزده قرن می گذرد تمام مسلمانان جهان حتی وهابیان گرداگرد مرقد شریف رسول خاتم ( صلّی الله علیه وآله ) نماز می گزارند و کسی اعتراض نمی کند .
آری ، در زمان تخریب ، فقیهی به نام سعید بن مسیّب اعتراض کرد ( ۲ ) ولی سبب اعتراض او در تاریخ نیامده است . احتمال دارد تخریب اتاق های همسران نبی بدون رضایت صاحبان آنها صورت گرفته بود از این نظر سعید بن مسیّب اعتراض کرد .
احتمال دیگر این که نظر او این بود که این خانه های
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ . سنن بیهقی ، ج۴ ، ص ۷۸ ؛ مستدرک حاکم ، ج۱ ، ص ۳۷۷ .
۲ . وفاء الوفاء ، ج۲ ، ص ۵۱۷ .
________________________________________ ۷۲ ________________________________________
بسیار بی آلایش به همان حالت بماند تا برای آیندگان عبرت باشد . و اگر این دو هدف تأمین می شد ، هرگز با تخریب بیت عایشه و قرار گرفتن مرقد پیامبر ( صلّی الله علیه وآله ) در مسجد مخالفت نمی شد .
در طول زمان ، فقیهانی بزرگ ، مانند امامان چهارگانه چهار مذهب ، در این مسجد نماز گزارده و امامت را برعهده گرفته اند ، حتی یک نفر از آنان بر این عمل خرده نگرفته است .
۳ . مساجد در کنار قبور و نمازگزاردن در آنها
نه تنها قبر رسول خدا ( صلّی الله علیه وآله ) در دل مسجد قرار گرفته ، بلکه تاریخ بر وجود مسجدهای فراوانی در کنار مرقد انسان های ارجمند گواهی می دهد . اینک به برخی از آنها اشاره می کنیم :
۱ . جایگاه قبر فاطمه بنت اسد بعدها مسجد شد ، آنگاه که فاطمه بنت اسد مادر علی ( علیه السلام ) درگذشت ، پیامبر ( صلّی الله علیه وآله ) به سوی بقیع آمد و قبری برای او فراهم کرد . جایگاه قبر همان مسجد است که به آن قبر فاطمه می گویند . ( ۱ )
۲ . در کنار قبر حمزه مسجدی است که بر روی قبرهای مصعب بن عمیر و عبدالله بن جحش ساخته شده است . ( ۲ ) اگر واقعاً مسجدسازی در کنار مشاهد شهدا امر مذمومی بوده چرا صحابه و یا تابعان در طلیعه اسلام دست به این کار زدند ؟ ! دخت گرامی پیامبر ( صلّی الله علیه وآله ) سرور زنان جهان به زیارت قبر عمویش حمزه می رفت و می گریست و در کنار آن نماز
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ . وفاء الوفاء ، ج۳ ، ص ۸۹۷ .
۲ . همان ، ص ۲۹۲ .
________________________________________ ۷۳ ________________________________________
می گزارد . ( ۱ )
اصولاً نماز گزاردن در مراکز متبرکه امری فطری و مورد رغبت انسان هاست . علاوه بر این مورد رضای الهی است .
سیوطی در کتاب خصایص درباره معراج پیامبر ( صلّی الله علیه وآله ) می گوید :
پیامبر ( صلّی الله علیه وآله ) در شب معراج در مراکزی مانند « طیبه » ، « طور سینا » و « بیت اللحم » فرود آمد و در همه آنها نماز گزارد . آنگاه جبرئیل به وی گفت « طیبه » جایی است که به آنجا مهاجرت خواهی کرد و طور سینا جایگاه سخن گفتن موسی با خداست و « بیت اللحم » زادگاه عیسی مسیح است ، در این مکان ها نماز بگزار . ( ۲ ) چه فرقی بین زادگاه و مدفن ؟
۴ . نماز در حرم حسین بن علی ( علیهما السلام ) از دیدگاه امامان
پیشوایان معصوم شیعه ( علیهم السلام ) بر خواندن نماز در مشاهد مشرفه تأکید دارند . اینک برخی از این روایات :
۱ . مفید به سند خود از ابن ابی عمیر و او با یک واسطه از امام باقر ( علیه السلام ) نقل می کند :
« إنّ الصَّلاةَ الفریضةَ عِندَ قبرِ الْحُسینِ تَعْدِلُ عُمرةً » ( ۳ ) .
« خواندن نماز واجب در کنار قبر حسین پاداش عمره را دارد » .
۲ . نیز به سند خود از ابی علی حرانی از امام صادق ( علیه السلام )
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ . سنن بیهقی ، ج۴ ، ص ۷۸ ؛ مستدرک حاکم ، ج۱ ، ص ۳۷۷ .
۲ . خصائص کبری ، ج۱ ، ص ۱۵۴ .
۳ . المزار ، تألیف مفید ، ص ۱۱۶ ، ح۱ .
________________________________________ ۷۴ ________________________________________
نقل می کند :
هر کس به زیارت قبر حسین ( علیه السلام ) برود و در کنار مرقد او دو رکعت یا چهار رکعت نماز گزارد ، پاداش حج و عمره را به او می دهند و همچنین است آن کس که به زیارت امام لازم الطاعه برود و دو رکعت نماز گزارد . ( ۱ )
۳ . نیز مفید به سند خود از شعیب عقرقوفی از امام صادق ( علیه السلام ) نقل می کند « هر کس در کنار قبر امام حسین ( علیه السلام ) نمازی بگزارد خدا از او می پذیرد و اگر دعا کند دعای او زود یا دیر پذیرفته می شود . » ( ۲ )
آنگاه اضافه می کند روایات از پیشوایان در این مورد زیاد است . و به همین مقدار اکتفا شده است .
۴ . مرحوم ابن قولویه ( متوفای ۳۶۸ ) در کتاب « کامل الزیارات » بابی در باره نماز در حرم حسین بن علی ( علیهما السلام ) گشوده و در آن شش روایت در فضیلت نماز در حرم آن حضرت آورده است که نقل آنهابه طول می انجامد . ( ۳ )
از مجموع این روایات استفاده می شود گزاردن نماز در مشاهد و مقابر بزرگان نه تنها ممنوع نیست بلکه مستحب است و ثواب فراوان دارد .
* * *
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ . المزار ، ص ۱۱۷ ، ح۳ .
۲ . همان ، ص ۱۱۸ ، ح۴ .
۳ . کامل الزیارات ، ص ۴۲۴ـ ۴۲۶ .
________________________________________ ۷۵ ________________________________________
دست آویزهای مغرضان
صحّت نماز گزاردن در حرم اهل بیت ( علیهم السلام ) و خاندان رسالت از اتفاقیات شیعه است تا آنجا که شهید اول می گوید علمای امامیه بر دو مطلب اتفاق نظر دارند :
الف . ساختن بنا بر قبور امامان
ب . گزاردن نماز در مشاهد آنان . ( ۱ )
با این حال ، چند روایت دست آویز نویسنده کتاب « فقه المزار » و ترجمه آن به نام « زیارت از دیدگاه امامان » شده که اینک بررسی می کنیم :
صدوق به صورت مرسل ( بدون سند ) از پیامبر ( صلّی الله علیه وآله ) نقل می کند :
« لا تتّخذُوا قَبری قِبلةً ولا مسجداً فإنّ الله لَعنَ الیهودَ حیثُ اتَّخذوا قُبورَ أنبیائِهم مَساجِدَ » ( ۲ ) .
پیامبر ( صلّی الله علیه وآله ) فرمود : قبر مرا ، قبله ومسجد قرار ندهید ، خدا یهود را لعنت کند که قبور پیامبران خود را مسجد قرار دادند .
این حدیث از دو چیز نهی می کند :
الف . به جای کعبه به سوی قبر نمازگزارده شود .
ب . قبر پیامبر ( صلّی الله علیه وآله ) مسجد اتخاذ شود .
اکنون باید به وسیله جمله نخست ابهام جمله دوم را برطرف کرد . در جمله نخست که قبر او قبله نمازگزار
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ . « الذکری » ، تألیف شهید اول ، ج۲ ، ص۳۵ .
۲ . وسائل الشیعه ، ج۲ ، باب۹۵ ، از ابواب دفن ، حدیث۲ .
________________________________________ ۷۶ ________________________________________
می شود ، مسلماً بر خلاف ضرورت اسلام است .
در جمله دوم ـ به قرینه جمله پیشین ـ قبر او سجده گاه می شود یعنی نمازگزار پیشانی را بر روی قبر مقدس می گذارد هر چند به عنوان تعظیم .
در این صورت ، حدیث ارتباطی به گزاردن نماز در مشاهد مشرفه ندارد ، زیرا نه کسی مرقد را قبله قرار می دهد و نه به عنوان تعظیم به قبر سجده می کند ، بلکه نماز به سوی قبله گزارده می شود و پیشانی بر زمین می گذارد .
۲ . شیخ طوسی از امام رضا ( علیه السلام ) نقل می کند :
« لا بأسَ بالصلاةِ بینَ المقابِر ما لَم یُتَّخَذِ القبرُ قِبلةً » ( ۱ ) .
« نماز گزاردن در میان قبرها اشکالی ندارد مشروط بر این که قبر قبله نباشد » .
جمله آخر دو احتمال دارد :
الف . واقعاً قبر جایگزین کعبه گردد . در این صورت بدعت و تشریع و حرام خواهد بود .
ب . قبر در پیش روی او قرار گیرد . در این صورت این بخش حمل به کراهت می شود زیرا تمام مسلمانان جهان در بخش صُفّه مسجد النبی نماز می گزارند و قبر پیامبر ( صلّی الله علیه وآله ) پیش روی آنها قرار می گیرد .
از این گذشته نظر خواننده رابه دو مطلب جلب می کنیم :
۱ . روایت یاد شده مربوط به قبرستان های عمومی است
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ . وسائل الشیعه ، ج۳ ، باب۲۵ ، از ابواب مکان مصلّی ، ح۳ .
________________________________________ ۷۷ ________________________________________
که توده مردم در آن به خاک سپرده شده اند نه مشاهد مشرفه و مراقد مطهره که در آنجا پیش رو قرار گرفتن قبر مکروه نیست .
۲ . روایات یاد شده برخی ضعیف وهمگی خبر واحدند که نمی توان با آن حکمی استدلال کرد ، به ویژه در مقابل دلایل استواری که بر گزاردن نماز در مشاهد و اماکن متبرکه تأکید می کند . ( ۱ )
فقیهان امامیه به ویژه صاحب جواهر درباره بازسازی مراقد بزرگان اسلام و نماز گزاردن در مشاهد آنها سخنان مفصل و گسترده ای دارند که نقل آنها در این جا امکان پذیر نیست . ( ۲ )
در پایان یادآور می شویم هر دو مسأله را ( ساختمان سازی بر قبور ؛ مسجدسازی در کنار مراقد اولیای الهی ) از دیدگاه روایات شیعه مورد بررسی قرار دادیم زیرا نویسنده از همین طریق ادعای همسو بودن روایات ما با عقیده خود را مطرح کرده است . و امّا بررسی روایات اهل سنت در این مورد خارج از هدف این کتابچه است . ما نیز درباره روایات آنان سخن نگفتیم .
علاقمندان در این باره می توانند به کتاب های زیر مراجعه کنند :
۱ . آیین وهابیت
۲ . وهابیت ، مبانی فکری و کارنامه عملی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ . ذکری ، تألیف شهید ، ج۲ ، ص ۳۵ .
۲ . جواهر الکلام ، ج۴ ، ص ۳۲۴ـ ۳۴۱ .
۷۹ ________________________________________
بخش چهارم
سوگواری در فراق عزیزان
حزن و اندوه در فراق عزیزان خاستگاه فطری دارد و در همه جامعه ها این پدیده مشهود است .
پیامبر اسلام ( صلّی الله علیه وآله ) هنگام مرگ فرزند دلبندش ابراهیم می گریست و فرمود :
« تَبکِی العینُ ویَحزَنُ القلبُ ولا نقولُ ما یُسْخِطُ الرّبَّ و لولا انّه حقٌّ ووعدُ صدق وأنّها سبیلٌ مأتیة لَحَزنّا علیک حُزناً شَدیداً أشدّ من هذا » ( ۱ ) .
چشم گریان است و دل اندوهگین ، ولی آنچه خدا را به خشم آورد بر زبان نمی آوریم و اگر نبود که مرگ حق است و وعده صادق و راهی است که همه باید بروند اندوه ما بر تو بیش از این بود .
هنگامی که عثمان بن مظعون از دنیا رفت ، پیامبر ( صلّی الله علیه وآله ) بر جنازه او بوسه زد و گریست به گونه ای که اشک آن حضرت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ . سنن ابی داود ، ج۱ ، ص ۵۸ ؛ سنن ابن ماجه ، ج۱ ، ص ۴۸۲ .
________________________________________ ۸۰ ________________________________________
بر گونه هایش جاری شد . ( ۱ )
دخت پاک رسول خدا ، فاطمه زهرا ( علیها السلام ) درکنار تربت پاک پدر ایستاد و مشتی از خاک قبر برداشت و آن را بویید و با چشمان گریان این دو بیت را سرود :
ما ذا علی مَنْ شَمَّ تُرْبَةَ أحْمَدَ * * * أن لا یَشمُّ مَدی الزّمانِ غوالیا
صُبَّتْ عَلیَّ مَصائِبُ لَوْ أنّها * * * صُبَّتْ عَلی الأیّامِ صِرْنَ لَیالِیا
« آن کس که تربت پاک رسول خدا را ببوید ، بر او چه باک اگر هیچ بوی خوشی را تا پایان عمر نبوید ؟ ! »
« بر من مصایبی روی آورد که اگر بر روزها فرود می آمد ، به شب تیره تبدیل می شدند » .
گریه در فراق عزیزان اختصاص به پیامبر ( صلّی الله علیه وآله ) و ذوی القربی نداشته و گروه عظیمی از صحابه و تابعان در فراق دوستان خود گریستند که نقل آنها به درازا می کشد . ( ۲ )
حتی هنگامی که عبدالرحمن بن عوف بر گریه پیامبر در مرگ ابراهیم اعتراض کرد ، حضرت فرمود : گریه من ناشی از عطوفت و رحمت است و کسی که رحم نکند بر او رحم نمی شود . ( ۳ )
گریه بر فراق عزیزان منافات با صبر ندارد . یعقوب بزرگوار که پیراسته از گناه و خطاست در عین صبر در فراق یوسف ، چهل سال گریست چنانچه فرمود :
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ . سنن ابی داود ، ج۲ ، ص ۶۳ ؛ سنن ابن ماجه ، ج۱ ، ص ۴۴۵ .
۲ . ر . ک : مرزهای توحید و شرک ، صفحه ۲۹۹ـ ۲۹۵ .
۳ . سیره حلبی ، ج۳ ، ص ۳۴۸ .
________________________________________ ۸۱ ________________________________________
( فَصَبْرٌ جَمِیلٌ وَاللهُ الْمُسْتَعانُ عَلی ما تَصِفُونَ ) ( ۱ ) .
« من صبر زیبا خواهم داشت و در برابر گزارش شما فرزندان از خداوند یاری می طلبم » .
در عین حال قرآن درباره او می فرماید :
( وَ ابْیَضَّتْ عَیْناهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ کَظِیمٌ ) ( ۲ ) .
« و چشمان او از اندوه ـ گریه ـ سفید شد ، امّا خشم خود را فرو می برد » .
تا آنجا که اسلام ـ در صورتی که مصیبت برای شخص گران و سنگین باشد ـ در مرگ پدر اجازه چاک زدن پیراهن را نیز داده است . روزی که امام هادی ( علیه السلام ) درگذشت ، فرزند وی امام حسن عسکری ( علیه السلام ) یقه خود را چاک زد . آنگاه که به حضرت اعتراض شد ، حضرت فرمود : تو آگاه از حکم الهی نیستی ، موسی بن عمران در مرگ هارون پیراهن را چاک زد . ( ۳ )
درست است ، آداب نخستین این است که در مرگ عزیزان داد و فریاد نشود و پیراهن چاک نگردد ، ( ۴ ) ولی گاهی عظمت مصیبت برای فرد به قدری سنگین می شود که تاب و توان را از دست می دهد ، در این مورد اسلام به عنوان استثنا در مواردی اجازه می دهد .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ . یوسف ، ۱۸ .
۲ . یوسف ، ۸۴ .
۳ . وسائل الشیعه ، ج۲ ، باب۸۴ از ابواب دفن ، روایات ۱ـ۹ .
۴ . همان ، حدیث۲ .
________________________________________ ۸۲ ________________________________________
عزاداری در مرگ عزیزان
تاکنون سخن در مورد گریه فردی بود . ولی گاهی شرایط ایجاب می کند برای فرد درگذشته مجلسی برپا شود و بر آن عزیز گریه کنند و عزاداری نمایند . پیشوای بزرگ ما رسول خدا ( صلّی الله علیه وآله ) هنگامی که از اُحد به مدینه برگشت با خبر شد که زنان انصار بر شهدای خود گریه می کنند . حضرت فرمود امّا حمزه عزادار و گریان ندارد ! انصار با شنیدن این جمله ، به زنان خود گفتند : هر کس خواست برای شهید خود گریه کند ، ابتدا بر حمزه عموی پیامبر بگرید . ( بنا به گفته مؤلف مجمع الزوائد ) این رسم تاکنون ادامه دارد و مردم بر هیچ مرده ای گریه نمی کنند ، مگر آن که ابتدا بر حمزه بگریند . ( ۱ )
عزاداری برای سیدالشهدا حسین بن علی ( علیه السلام )
نویسندگان وهابی عزاداری میلیونی شیعیان را در روزهای محرم نشانه گرفته و شدیداً از آن انتقاد می کنند . علت انتقاد این است که شیعیان با برپایی مراسم عزاداری آن هم به صورت های گوناگون ، تاریخ خلفا و سلفی ها را زیر سؤال می برند و آنان را دشمنان اهل بیت ( علیهم السلام ) و فرزندان پیامبر ( صلّی الله علیه وآله ) معرفی می کنند .
از این جهت کوشش می کنند این ندای الهی که از درون انسان ها سرچشمه می گیرد خاموش شود ، در حالی که هدف از عزاداری برای امام حسین ( علیه السلام ) احیای مکتب اوست . شیعه با راهپیمایی و سرودن اشعار سوزناک یادآور می شود مذهب شیعه ، مذهب حق طلبی و عدالت خواهی و جهاد و
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ . مجمع الزوائد ، ج۶ ، ص ۱۲۰ .
________________________________________ ۸۳ ________________________________________
مبارزه در این راه است .
به تعبیر دیگر : سرودن اشعار مذهبی همراه با اظهار عواطف و تأثر ، نوعی همدردی و همراهی با شهیدان راه حق است و از این طریق خواهان حفظ مکتب آنهاست ، مکتبی که اساس آن را فداکاری در راه دین ، و تن ندادن به ذلت وخواری تشکیل می دهد . اگر این مجالس تعطیل شود و یاد شهدا در هر سال تجدید نگردد ، مکتب ایثار و شهادت به فراموشی سپرده می شود . شیعیان با برپا کردن مجالس سوگواری در ماه های محرم و صفر ، منطق حسین بن علی ( علیهما السلام ) را که منطق همه شهداست احیا می کنند .
________________________________________ ۸۵ ________________________________________
بخش پنجم
گناهانی در کنار مزار
نویسنده « فقه المزار » تحت عنوان « گناهانی که در کنار قبرها انجام می شود » سیاه نمایی کرده و یک رشته گناهانی را که بر سر مزارها انجام می شود یادآور شده و ما برخی را بررسی می کنیم .
بر سر و روی خود زدن
وی با یک رشته روایاتی بر حرمت آن استدلال کرده است . اینک روایات مورد نظر وی :
حدیث اول
امام صادق ( علیه السلام ) از رسول خدا ( صلّی الله علیه وآله ) نقل می کند :
« ضَربُ المسلمِ یَدَهُ علی فَخذِه عندَ المصیبةِ إحباطٌ لاِجرِه » ( ۱ ) .
« اگر مسلمانی به هنگام مصیبت دست خود را بر ران خود بزند ، پاداش خود را از دست می دهد » .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ . کافی ، ج ۳ ، ص ۲۲۴ ، حدیث ۴ و ص ۲۲۵ ، حدیث۹ .
________________________________________ ۸۶ ________________________________________
تحلیل حدیث
اوّلاً : این حدیث به دو سند نقل شده و هر دو ضعیف است . در سند نخست دو راوی عامی است به نام « نوفلی » و « سکونی » و در حدیث دوم ، در سند آن سهل بن زیاد است که برخی او را تضعیف کرده اند و او از علی بن حسّان نقل می کند که نام او بین ضعیف و ثقه مشترک است و روشن نیست که مقصود کدام است ؟
ثانیاً : این روایت ، معارض دارد و از امام صادق ( علیه السلام ) در روایت دیگر نقل شده است که آن حضرت فرمود : پاداش مؤمن در مرگ فرزند ، بهشت است ، صبر کند یا نکند . ( ۱ )
ثالثاً : مضمون آن چه ارتباطی به موضوع بحث ما دارد ؟ مگر زیارت قبور ، یا عزاداری برای عزیزان از دست رفته ، پیوسته ملازم با این حرکت است ؟ شما می توانید بگویید که در این مراسم این عمل انجام نگیرد نه این که زیارت را تحریم کنید و عزاداری را غیر موجّه قلمداد نمایید .
ممکن است تصور شود که اگر زدن بر ران ، به هنگام پیش آمدن مصیبت ، حرام باشد ، پس سینه زنی در مراسم سیدالشهداء ( علیه السلام ) همین حکم را دارد .
پاسخ آن روشن است . دست زدن بر ران ، که مورد روایت است ، ناظر به مصیبت های شخصی و فردی است و این که گاهی مصیبت زده بر اثر بی تابی جام صبرش لبریز می شود و عکس العملی نشان می دهد که دور از آداب صابران است . ولی سینه زدن در عزاداری امام حسین ( علیه السلام ) نشانه حزن
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ . وسائل الشیعه ، ج۲ ، باب۷۲ ، روایت ۷ . متن عربی آن در آینده خواهد آمد .
________________________________________ ۸۷ ________________________________________
دینی است ، نه حزن شخصی و نشانه محبت به پیامبر و خاندان اوست که به دست سفاکان روزگار و انسان های بی رحم کشته شده و آزار و جفا کشیده اند .
به تعبیر دیگر : سینه زدن در این جا برخاسته از بی تابی روحی و ضعف ایمان نیست ، و هرگز در آن اعتراضی به تقدیر حق تعالی وجود ندارد ، بلکه برخاسته از حب درونی به پیامبر و آل اوست که حقیقت دین را تشکیل می هد و به تعبیر پیامبر : « هلِ الإیمانُ إلاّ الحُبّ والبُغض » ( ۱ ) .
این نوع حرکت ها که همراه با نوحه خوانی و سینه زنی و پرچم های سیاه است ، نشان دهنده امور یاد شده زیر است :
۱ . احیای مکتب عدالت خواهی و ظلم ستیزی و نرفتن زیر بار ستم وزورگویی و بی عدالتی
۲ . توجه دادن نسل حاضر به خیانت حاکمان گذشته و رفتار ظالمانه آن ها .
۳ . ابراز همدردی با پیامبر ( صلّی الله علیه وآله ) و خاندان او در مصیبت هایی که بر آن ها رفته است .
۴ . هشدار به حاکمان وقت که از خط عدالت بیرون رفته و خودکامگی را پیشه کرده اند .
حدیث دوم
از امام باقر ( علیه السلام ) نقل شده است که فردی به او گفت :
« ما الجَزَعُ ؟ » .
قال : أَشدُّ الجَزعِ ، الصُّراخُ بالوَیلِ والعَویل ،
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ . کافی ، ج۲ ، ص۱۲۴ ، حدیث۵ .
________________________________________ ۸۸ ________________________________________
ولَطمُ الوَجهِ والصَّدر وجَزُّ الشَّعرِ من النّواصی وَمَن أقام النُّواحةَ فقد تَرکَ الصبرَ وأَخذَ فی غیرِ طریقه » ( ۱ ) .
« مردی از امام باقر ( علیه السلام ) پرسید : « جزع » ( بی تابی ) چیست ؟ امام ( علیه السلام ) بالاترین درجه بی تابی را بیان کرد و فرمود : « فریاد کشیدن ، افسوس خوردن و ناله کردن و بر سر و روی خود کوبیدن و موهای پیشانی خود را بریدن و هر کس نوحه گری کند ، صبر را از دست داده و راه نادرستی رفته است » .
تحلیل حدیث
اوّلاً : این روایت از نظر سند ، ضعیف است ، همچنان که مرحوم مجلسی در مرآة العقول یادآور می شود . ( ۲ )
ثانیاً : این حدیث از دو نظر ارتباطی به موضوع سخن ما ندارد :
۱ . خاستگاه این روایت مصیبت های فردی و دنیوی است که در پیشامدهای ناگوار و آسیب های روحی ، انسان شکیبایی خود را از دست می دهد و حرکات حساب نشده ای می کند ، مثلاً فریاد می کشد و بر چهره خود می زند ، خود را بر در و دیوار می کوبد و هرگز ارتباطی به مصائب دینی و ناگواری های مذهبی ندارد که انسان به خاطر مصیبتی که بر دین او وارد شده ، ناله و گریه کند . راهپیمایی های شیعیان در سوگ امامان بزرگوار ، از نوع دوم است نه نوع اول .
۲ . مقصود از نوحه در حدیث ، نوحه گری به باطل است .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ . کافی ، ج۳ ، ص ۲۲۲ـ ۲۲۳ .
۲ . مرآة العقول ، ج۱۴ ، ص ۱۸۱ .
________________________________________ ۸۹ ________________________________________
ما هم می گوییم حرام است ، امّا نوحه گری در عزاداری ها نوحه گری به حق است ، نه به باطل و شهید اول نوحه گری به حق را در هر دو مصیبت تجویز کرده است . ( ۱ )
در گذشته یادآور شدیم که پیامبر ( صلّی الله علیه وآله ) در مورد عموی خود حمزه به نوحه گری امر کرد ، و این که زنان مدینه برای عموی مظلوم او گرد آیند و نوحه گری کنند و همگی می دانیم که نوحه گری های زنان عرب چگونه است .
حدیث سوم
از امام صادق ( علیه السلام ) روایت شده است که فرمود : سه چیز است که نمی دانم کدام یک از آنها از نظر جرم بزرگتر است :
۱ . کسی که پشت سر جنازه بدون عبا راه برود .
۲ . کسی که در مصیبتی بر ران خود می زند .
۳ . کسی که می گوید با او مدارا کنید و بر او رحم کنید تا خدا بر شما رحم کند . ( ۲ )
تحلیل روایت
اوّلاً : این روایت ، از نظر سند ضعیف است و صاحب وسائل آن را با دو سند نقل کرده ؛ در سند نخست نوفلی و سکونی است و در سند دوم ، یک دسته راویان توثیق نشده وجود دارند ، مانند احمد بن یحیی القطّان و بکر بن عبد الله
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ . مرآة العقول ، ج۱۴ ، ص ۱۸۱ ، به نقل از شهید اول .
۲ . ثلاثة لا أدری أیّهم اعظم جرماً الذی یمشی خلف جنازة فی مصیبة غیره بغیر رداء ، والذی یضرب علی فخذه عند المصیبة والذی یقول ارفقوا وترحموا علیه یرحمکم الله . ( وسائل الشیعه ، ج۲ ، باب ۴۷ ، از ابواب احتضار ، حدیث۳ . )
________________________________________ ۹۰ ________________________________________
ابن حبیب و تمیم بن بهلول ، با چنین روایتی نمی توان بر حکم شرعی استدلال کرد .
ثانیاً : مضمون این روایت با اصول اسلام ، سازگار نیست ؛ زیرا :
۱ . فرض کنید فردی بدون عبا جنازه را تشییع می کند . آیا گناه کبیره ای مرتکب شده است تا حضرت بفرماید : نمی دانم جرم کدام یک از آنها بزرگتر است ؟
و یا اگر کسی کنار میت بایستد و بگوید : بر این جنازه ترحم کنید یعنی رحمت خدا را بر او بفرستید ، آیا این جرم است ؟
و امّا زدن بر ران ، پیش از این گفتیم که این عمل مربوط به بی صبری در مصیبت شخصی است ، و سبب می شود که پاداش صابران را به او ندهند ، نه این که مرتکب گناهی گردد و نه در مصائب مذهبی .
به علاوه از برخی روایات استفاده می شود بی صبری مایه حرمان ثواب نیست .
کلینی با سند صحیح از عبدالله بن بکیر نقل می کند که حضرت فرمود :
« ثوابُ المؤمن مِن وَلَدِه إذا ماتَ الجنّةُ صَبَرَ أو لم یَصبِرْ » ( ۱ ) .
« پاداش مؤمن در مرگ فرزند بهشت است ، صبر کند یا نکند » .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ . وسائل الشیعه ، ج۲ ، باب۷۲ ، روایت ۷ .
________________________________________ ۹۱ ________________________________________
نوحه گری بر مؤمن با سخن حق
مرگ عزیزان ، طوفان عظیمی در درون انسان ایجاد می کند و این طوفان بنیاد وجود انسان را دگرگون می سازد . برای حفظ تعادل روحی باید مصیبت دیده به گونه ای تخلیه شود ، و بهترین راه برای مهار این طوفان ، گریه کردن ونوحه سرایی است ، آن هم با کلمات حق به گونه ای که رحمت خدا را جلب کند ، بدون این که خشم او را برانگیزد . از این جهت روایات فراوانی حاکی از گریه بر بزرگان در مصائب است که برخی را از نظر شما می گذرانیم :
۱ . دختری از امام صادق ( علیه السلام ) درگذشت ، حضرت ، یک سال بر او گریست ، سپس فرزند دیگر او از دنیا رفت ، باز حضرت یک سال نوحه گری کرد ، آنگاه که اسماعیل فوت کرد ، ناله او شدت یافت ، برخی به امام صادق ( علیه السلام ) گفتند : چرا از خانه تو ، صدای ناله شنیده می شود ؟ در پاسخ فرمود : آنگاه که حمزه درگذشت ، پیامبر ( صلّی الله علیه وآله ) دستور داد زنان مدینه بر او نوحه سرایی کنند ، چون او نوحه گری ندارد . ( ۱ )
۲ . مردی به امام صادق ( علیه السلام ) گفت : فرزندی از من فوت شده و من به قدری غمگین شده ام که می ترسم تعادل روانی و ذهنی خود رااز دست بدهم . امام فرمود : هرگاه با چنین مصیبتی روبه رو شدی ، مقداری اشک بریز که مایه آرامش توست . ( ۲ )
۳ . امام صادق ( علیه السلام ) می فرماید : آنگاه که جعفر بن ابی طالب و زید بن حارثه در « موته » کشته شدند ، هرگاه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ . وسائل الشیعه ، ج۲ ، باب۷ ، از ابواب دفن ، حدیث۲ .
۲ . همان ، باب ۸۷ ، حدیث۳ .
________________________________________ ۹۲ ________________________________________
رسول خدا ( صلّی الله علیه وآله ) به خانه جعفر می رفت بر هر دو می گریست . ( ۱ )
۴ . امام سجاد ( علیه السلام ) در سوگ پدر سال ها گریست ، روزها روزه می گرفت و شب ها به عبادت برمی خاست ، به هنگام افطار ، آنگاه که چشم او به غذا و آب می افتاد ، از خوردن امساک می کرد ، غلام حضرت می گفت : سرور من چرا نمی خوری ؟ می فرمود : فرزند رسول خدا گرسنه و تشنه کشته شد ، و این جمله ها را تکرار می کرد تا اشک چشمانش ، با خوردنی ها و آشامیدنی ها مخلوط می شد . ( ۲ )
روایت در این مورد ، بیش از آن است که ما در اینجا مطرح کنیم . این نویسنده و استادان او ، سنگدلانی هستند که خدا رحم را از دل آن ها برگرفته است . به یک معنی ادامه دهندگان راه اموی هایند که از کشتن کودک شیرخوار لذت می بردند و لذا نمی توانند گریه بر عزیزان خدا و رسول را تحمل کنند و یا آن را مشروع بدانند .
موضوعات جانبی
نویسنده ، سخن را به جای دیگر برده و از این موضوعات انتقاد کرده است :
۱ . توسل به ارواح مقدسه پس از درگذشت آنان
۲ . نذر بر ارواح مقدسه
۳ . درخواست شفاعت از اولیای الهی
۴ . کمک خواستن از اولیای الهی
۵ . سوگند خوردن به اولیای الهی
۶ . طواف گرد قبور آنان
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ . وسائل الشیعه ، باب ۸۷ ، ح۶ .
۲ . همان ، همان باب ، ح۱۰ .
________________________________________ ۹۳ ________________________________________
۷ . اختلاط زنان و مردان در حرم ها
بخشی از این موضوعات از قلمرو بحث بیرون است ولی به طور فشرده به تحلیل آنها می پردازیم :
۱ . توسل به اولیا
نویسنده در کمال وقاحت ، آیاتی که درباره مشرکان نازل شده بر موحدان تطبیق کرده و توسل آنان را به اولیا به سان توسل مشرکان به بت ها دانسته است . امّا از یک اصل اساسی عمداً یا سهواً غفلت کرده است ، درست است هر دو گروه به غیر خدا متوسل می شوند ، امّا با این تفاوت بارز که مشرکان ، غیر خدا را مبدأ عزّت و نصرت در زندگی دانسته و مغفرت را در دست آنان می انگاشتند و در گذشته ، آیاتی را که حاکی از عقاید مشرکان بود در این مورد نقل کردیم . در حالی که موحّدان به امر پروردگار به رسول خدا متوسل می شوند ؛ زیرا او را انسان والایی می دانند که اگر دعا کند ، دعای او مستجاب است ، بدون این که تدبیر جهان و زندگی انسان در دست او باشد .
۲ . نذر برای اولیا
حقیقت نذر این است که افراد گرفتار و دردمند نذر می کنند که اگر گرفتاری آنان برطرف شد ، مبلغی را یا گوسفندی را برای اطعام زائران قبر نبوی ذبح کنند و چنین می گویند : « لله علیّ کذا إن کان کذا » . بنابراین نذر آنان برای خداست و با این عمل ، به خداتقرب می جویند و ثواب آن را به پیامبر ویا یکی از اولیای الهی هدیه می نمایند ، کجای این عمل شرک است ؟
________________________________________ ۹۴ ________________________________________
۳ . درخواست شفاعت
درخواست شفاعت ، جز طلب دعا از اولیای الهی نیست و انسان می تواند برای نیل به شفاعت اولیا ، به دو شیوه درخواست کند :
۱ . بگوید : « اللّهم شَفِّعْ نبیَّنا محمّداً فینا یومَ القیامة ؛ پروردگارا پیامبر را در روز رستاخیز شفیع ما قرار بده » .
۲ . از پیامبر خدا بخواهد که در روز قیامت در حق او شفاعت کند و چنین بگوید : « إشفَعْ لَنا عند الله » .
از آنجا که شفاعت جز درخواست دعا چیزی نیست ، و مسلمانان مأمور بودند که در حیات پیامبر اکرم ( صلّی الله علیه وآله ) از او درخواست دعا و استغفار کنند ( ۱ ) اکنون نیز همین عمل را پس از درگذشت او انجام می دهند . اگر درخواست شفاعت ، پس از مرگ ، مایه شرک باشد ، درخواست آن در حال زندگی نیز باید شرک باشد . و اگر کسی بگوید درخواست شفاعت در حال حیات ، مفید ، امّا درخواست آن پس ازمرگ سودمند نیست ، پاسخ آن روشن است ، زیرا بر فرض صحت ، درخواست شفاعت پس از مرگ کاری بیهوده و بی فایده می شود نه شرک و مرده پرستی . از این گذشته ، چگونه می تواند مفید نباشد ، در حالی که شهدا زنده اند ، آیا پیامبر شهدا ـ نعوذ بالله ـ از آنها کمتر است ؟
۴ . کمک خواستن از اولیا
کمک خواستن از اولیای الهی همان حکم درخواست شفاعت را دارد و بازگشت همه به توسل به دعای آنهاست .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ . نساء ، ۶۴ .
________________________________________ ۹۵ ________________________________________
۵ . سوگند خوردن به غیر خدا
نویسنده سوگند خوردن به غیر خدا را حرام می داند ، در حالی که قرآن ، مالامال از سوگند به غیر خداست .
خداوند در سوره « شمس » به ماه و خورشید و نور آن و ماه و روز و شب و آسمان و زمین و جان انسان سوگند یاد کرده است . اگر سوگند به غیر خدا شرک باشد ، باید قرآن را مروج شرک بدانیم . قرآن در موردی به جان پیامبر ( صلّی الله علیه وآله ) سوگند می خورد و می گوید :
( وَلَعَمْرُکَ إنّهُمْ لَفی سَکْرَتِهِمْ یَعْمَهُون ) ( ۱ ) .
« به جان تو سوگند آنها در مستی خود سرگردانند . »
پیامبر کراراً به جان افراد ، سوگند یاد کرده است . خوانندگان می توانند تفصیل مطلب را در کتاب « آیین وهابیت » بخوانند . ( ۲ )
۶ . طواف بر قبر
طواف بر گرد قبور ، کاری نادرست است ، و هیچ انسانی به این عنوان گرد ضریح نباید بگردد ، ولی گردش مسلمانان دور ضریح به عنوان اظهار حب و مودّت است .
۷ . اختلاط زن و مرد
اختلاط زنان ومردان در حرم ها به سان اختلاط در مسجدالحرام است ، مسلماً اگر ترتیبی داده شود که اختلاط در کار نباشد ، بسیار خوب است ، خوشبختانه امروز در
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ . حجر : ۷۲ .
۲ . آیین وهابیت ، ص ۳۰۳ به بعد .
________________________________________ ۹۶ ________________________________________
حرم ها حتی ورودی زنان با ورودی مردان جدا شده و محلّ زیارت هر دو گروه نیز جداگانه در نظر گرفته شده است .
* * *
خواننده گرامی ، ما تمامی دلایل نویسنده کتابچه « فقه المزار » را مورد بحث و بررسی قرار دادیم و روشن شد که او نه تنها دلیلی در دست ندارد ، بلکه صورت دلیل نیز در دست او نیست .
این گروه در صدد روشنگری و حق جویی نیستند ، بلکه می خواهند عقاید فاسد ابن تیمیه ومحمد بن عبدالوهاب را به هر حیله و تزویری که شده به دیگران تزریق کنند هر چند در لباس یک فقیه شیعی که برای آنان از « کافی » و « وسایل » سخن می گوید .
بارالها ! دل های ما را به نور ایمان و قرآن روشن بفرما .
بارالها ! مهر و مودت خاندان رسالت را از ما مگیر .
خداوندا ! ما را از پیروان واقعی رسول گرامی ( صلّی الله علیه وآله ) و اهل بیت ( علیهم السلام ) او قرار بده .
میان ما و قرآن و اهل بیت ( علیهم السلام ) جدایی میانداز .
دست های خائن را که در صدد جدا کردن « ثقلین » از هم هستند کوتاه بفرما .
قم ـ جعفر سبحانی
۲۰ شعبان ۱۴۲۹
یکم شهریور ۱۳۸۷

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.