پذیرش معجزه ۱۳۹۰/۱۲/۱۴ - ۲۱ بازدید

۱.

۱. معجزه چیست؟
پیامبر کسی است که ادّعا می کند از جانب خداوند متعال وحی دریافت می کند ؛ و این ، ادّعایی غیرعادی است ؛ لذا مردم حق دارند که آن را بدون دلیل باور نکنند ؛ امّا از طرفی وحی چیزی نیست که پیامبر بتواند آن را به مردم نشان دهد تا آنها بر صدق گفتار او یقین حاصل کنند ؛ لذا پیامبر باید امر خارق العاده دیگری را به مردم نشان دهد تا ثابت شود که او با خدا در ارتباط است ؛ و این امر خارق العاده باید چنان باشد که مدّعی دروغین نبوّت از آوردن آن ناتوان باشد ؛ به عبارت دیگر باید چنان باشد که دیگران از آوردن آن عاجز باشند ؛ تا مردم یقین کنند که صاحب معجزه متّصل به منبع لایزال قدرت الهی است ؛ تا به این طریق در مردم اطمینان لازم نسبت به نبی حاصل شود. بنا بر این ، معجزه ، عملی است برخلاف قوانین عادی طبیعت ، که نبی یا امام ، آن را برای اثبات نبوت یا امامت خود ، به اذن خدا انجام می دهد ؛ و این عمل به گونه ای است که محال است از مدعی دروغین نبوت یا امامت سربزند. بنا بر این ، غیر طبیعی و غیر عادی بودن ، از خصوصیات بارز معجزه است ؛ ولی غیر طبیعی بودن معجزه به معنی غیرعقلانی بودن آن نیست ؛ یعنی معجزه نظام طبیعی را نقض می کند نه نظام علّی و معلولی را.
۲. برای اثبات نبوّت هر پیامبری اثبات اصل صدور معجزه از او کافی است ؛ و اصل صدور معجزه از پیامبر(ص) از یقینیات است.
تاریخ نویس مشهور ، ابن شهر آشوب ، در کتاب مناقب ذکر فرموده که وجود اقدس نبی اکرم (ص) حدود چهار هزار و چهارصد و چهل معجزه داشته است که سه هزار از آنها ذکر شده است. بنا بر این اصل صدور معجزات از وجود اقدس نبی اکرم (ص) به تواتر معنوی از یقینیات است. و تواتر آن است که یک خبر از طرق زیادی به ما برسد به نحوی که عادتاً محال باشد که راویان آن خبر، باهم همدست شده باشند؛ مثلا ما یقین داریم که اهرام ثلاثه فرعون در مصر وجود دارند ، یا شهری به نام توکیو ، پایخت کشوری به نام ژاپن است ، یا نادرشاه وجود داشته است ؛ در حالی که ما نه مصر را دیده ایم و نه اهرام ثلاثه را و نه ژاپن را و نه توکیو را و نه نادرشاه را . امّا چون خبر این امور به نحو تواتر به ما رسیده است لذا ما شک نداریم که این خبرها درستند. اصل صدور معجزه از پیامبر (ص) نیز با تواتر بسیار بالا به ما رسیده است ؛ لذا شکی در این نداریم که آن حضرت معجزه داشته اند ؛ برخی از معجزات آن حضرت نیز به تنهایی با خبر متواتر به ما رسیده اند ؛ لذا شکی در آنها نیست ؛ امّا برخی دیگر متواتر نیستند .
۳.برای اثبات نبوّت هر پیامبری اثبات صدور یک معجزه کافی است.
برای اثبات نبوّت پیامبر (ص) لازم نیست که تک تک حدوداً سه هزار معجزه ایشان را از نظر وقوع خارجی به اثبات برسانیم ؛ بلکه اثبات تحقّق یک معجزه نیز برای اثبات نبوّت آن حضرت کافی است. و معجزاتی که با تواتر از آن حضرت به ما رسیده است زیادند ؛ مثل ناله نمودن ستون حنّانه در فرقت حضرت رسول اکرم (ص) که اکثر اهل مدینه آن را مشاهده کردند ؛ یا جریان شکایت شتری از صاحبش در نزد آن حضرت که در حضور مردم زیادی واقع شد ؛ وبسیاری شاهد آن بودند. یا خوب شدن چشم بیمار حضرت علی (ع) با آب دهان پیامبر (ص) در جنگ خیبر ؛ و... اینها از معجزاتی هستند که وقوع آنها از نظر تاریخی یقینی است . ولی در بین معجزات آن حضرت ، مهمترین معجزه ، قرآن کریم است که آیات آن به گواهی اسناد قطعی ، بدون هیچ شکی از دو لب مبارک آن حضرت خارج شده است ؛ و این معجزه هم اکنون حاضر بوده و گواه نبوّت آن حضرت است ؛ وبا زبان رسا ، ندا می دهد که : « و اگر در باره آنچه بر بنده خود ، نازل کرده ایم شک و تردید دارید،( دست کم) یک سوره همانند آن بیاورید؛ و گواهان خود را- غیر از خدا- براى این کار ، فرا خوانید ، اگر راست مى گویید! »(البقرة/ ۲۳) و می فرماید: «آیا آنها مى گویند:او قرآن را به دروغ به خدا نسبت داده است؟! بگو:اگر راست مى گویید، یک سوره همانند آن بیاورید؛ و غیر از خدا، هر کس را مى توانید به یارى طلبید!»(یونس / ۳۸) و این مبارزه طلبی اختصاص به عرب زبانها ندارد ؛ بلکه خطاب به همه انسانهاست که اگر می توانید یک سوره مثل سوره های قرآن را بیاورید ؛ به هر زبان که می خواهید ؛ یعنی سوره ای بیاورید که فصیحتر از آن را کسی نتواند بیاورد ؛ سوره ای بیاورید که در مدت چهارده قرن کسی نتواند یک تناقض گویی در آن بیابد ؛ سوره ای بیاورید که مطالب آن بعد از چهارده قرن با پیشرفت علم و تمدّن نقض نگردد ؛ و... و حتی اگر بشر مضمون مطالب را از خود قرآن بگیرد باز قادر نیست آن را چنان سامان دهد که بر آیات قرآن چیره گردد ؛ و شاهد روشن این ادّعا آن است که چهارده قرن است که ادبا می خواهند آیات قرآن را به زبانهای دیگر ترجمه کنند ، ولی تا به حال کسی نتوانسته است ترجمه ای ارائه دهد که در حدّ اصل آیات قرآن باشد ؛ بلکه همه مترجمین اعتراف دارند که ترجمه کامل و دقیق قرآن ممکن نیست. وقتی ترجمه خود قرآن به زبان دیگر ممکن نیست آوردن متنی غیر از آن که درسطح آن باشد غیر ممکنتر است ؛ لذا تا به حال هیچ کس نتوانسته است به این مبارزه طلبی قرآن کریم پاسخ دهد ؛ در حالی که دشمنان اسلام هر ساله میلیاردها دلار خرج مبارزه با اسلام می کنند ؛ سوال این است که چرا اینها به جای این همه خرج برای تبلیغ بر ضد اسلام ، ادیبان و دانشمندانشان را جمع نمی کنند تا یک سوره مثل قرآن بیاورند و برای همیشه صدای قرآن را خاموش کنند.
۴.شق القمر از حتمیّات است.
معجزه شقّ القمر از معجزاتی است که قبل از هجرت ، در مکّه به وقوع پیوسته است . مشرکین از آن حضرت خواستند که ماه را به دو نیم کند و آن حضرت با اشاره انگشت به اذن خداوند متعال ماه را به دو نیم کرد.و آیات سوره القمر درباره این حادثه نازل شد که در ابتدای آن به این معجزه اشاره شده است ؛ و اکثر مفسرین قرآن بر این باورند که این آیات ، راجع به معجزه شق القمر است. معجزه شق القمر در روایات نیز به وفور ذکر شده است ؛ و روایات آن نزدیک به حدّ تواتر است ؛ که اگر با آیات سوره قمر همراه شوند ، از نظر علم حدیث ، قوّت خبر متواتر را خواهند داشت . بنا بر این ، این معجزه از نظر وقوع آن ، از یقینیات است.
۳. سایه نداشتن پیامبر مستند است ولی متواتر نیست.
سایه نداشتن پیامبر نیز در ضمن روایتی از امام باقر (ع) آمده است. لکن به نظر می رسد که این مطلب متواتر نباشد. روایت چنین است.
« انْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ کَانَ فِی رَسُولِ اللَّهِ ص ثَلَاثَةٌ لَمْ تَکُنْ فِی أَحَدٍ غَیْرِهِ لَمْ یَکُنْ لَهُ فَیْ ءٌ وَ کَانَ لَا یَمُرُّ فِی طَرِیقٍ فَیُمَرُّ فِیهِ بَعْدَ یَوْمَیْنِ أَوْ ثَلَاثَةٍ إِلَّا عُرِفَ أَنَّهُ قَدْ مَرَّ فِیهِ لِطِیبِ عَرْفِهِ وَ کَانَ لَا یَمُرُّ بِحَجَرٍ وَ لَا بِشَجَرٍ إِلَّا سَجَدَ لَه » (الکافی؛ ج ۱ ؛ص۴۴۲ )
(امام باقر علیه السلام فرموند: در رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله ، سه خصلت بود که در هیچ کس جز او نبود: ۱- سایه نداشت ۲- از راهى نمی گذشت جز آنکه هر کس بعد از دو یا سه روز از آنجا می گذشت بواسطه بوى خوشش می فهمد که پیغمبر از آنجا عبور کرده است.۳- از کنار هیچ سنگ و درختى عبور نمی کرد، مگر آنکه [به عنوان احترام ]براى او سجده مى کرند.)
امّا منبع مورد سوم ( نوشاندن آب یا شیر با انگشت ) را نتوانستیم بیابیم ؛ لکن از قرائن پیداست که این مورد نیز متواتر نیست.
۵.آیا معجزات پیش گفته غیر قابل باورند ؟
حال با توجه به مطالب فوق می پردازیم به بررسی سوال حضرت عالی ، که فرمودید: من نمی توانم این معجزات را باور کنم.
بر اساس مطالبی که گفته شد می پرسیم از چه جهت نمی توانید این معجزات را بپذیرید؟ از جهت معقولیت یا از جهت وقوع ؟ یعنی آیا حضرت عالی وقوع این معجزات را عقلا غیر ممکن می دانید؟ یا اینکه عقلاً آن را ممکن می دانید ، ولی در وقوع این معجزات شک دارید ؟
در مباحث قبل گفتیم که معجزه همواره عملی غیرعادی است ، ولی غیر عقلانی نیست. و هیچکدام از سه موردی که حضرت عالی به آنها اشاره فرموده اید ، غیر عقلانی نیستند ؛ یعنی محال عقلی نیستند ؛ یا به عبارت دیگر از فرض وقوع آنها تناقض لازم نمی آید ؛ چون آن چیزی محال عقلی است که از فرض وجود آن ، تناقض لازم آید.
اینکه به درخواست پیامبر (ص) و به اراده و حول و قوّه خداوند متعال ماه ، به دو نیم تقسیم شود ؛ عقلا کار غیرممکنی نیست. و هیچگاه از دو نیم شدن کره ماه تناقضی لازم نمی آید. کره ماه یک موجود مادّی است و محال نیست که به دو قسمت تقسیم شود ؛ بلی یک انسان عادی قادر نیست با اشاره انگشتش ماه را به دو نیم کند. لذا اگر کسی چنین کاری را انجام دهد یقیناً متّصل به یک قدرت الهی است.
امّا اگر در وقوع این معجزه شک دارید ، در مطالب پیشین عرض شد که وقوع این معجزه از یقینیات تاریخی است ؛ و افراد فراوانی وقوع آن را گزارش داده اند ؛ و مضاف بر اینها در سوره القمر نیز به آن اشاره شده است. و قرآن کریم خود ادّعای معجزه بودن دارد ؛ لذا اگر معجزه بودن قرآن کریم را کسی بپذیرد ، باید وقوع شقّ القمر را هم بپذیرد. مضاف بر اینها با توجّه به عکسهایی که سفینه های فضایی آمریکا از کره ماه تهیه نموده اند ؛ دانشمندان سازمان فضایی ناسا اعتراف نموده اند که اثر یک شکاف سراسری دور تا دور کره ماه به چشم می خورد ؛ به نحوی که گویی ماه به نیم تقسیم شده و دوباره به هم چسبیده است. اگر کلمات « شق القمر فضا یا شق القمر ناسا» را در اینترنت جستجو بفرمایید مقالاتی در این مورد پیدا می کنید.
امّا در مورد سایه نداشتن پیامبر (ص) ؛ این امر هم عقلا محال نیست ؛ بخصوص اگر روایت دالّ بر این مطلب را با روایت دیگری از امیر المومنین (ع) تفسیر نماییم . حضرت فرمودند:«... انّ الغمامة تظلّه من یوم ولد إلى یوم قبض فی حضره و أسفاره ... » (سنن النبى؛ علامه طباطبایی ؛با ترجمه عباس عزیزی ؛ ص۴۷۲ ) ( ... از روزى که رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله متولد شدند تا روزى که از دنیا رفتند ، در حضر و سفر، پیوسته ابرى بر آن حضرت سایه می افکند . ... ) احادیث دیگری نیز با همین مضمون در جوامع روایی نقل شده است. بنا بر این ، با توجه به حدیث امیرالمومنین (ع) معلوم می شود که اصلاً خورشیدی بر بدن مبارک ایشان نمی تابید که سایه ای هم داشته باشند ؛ لذا باید گفت که حضور دائمی ابر بر بالای سر آن حضرت ،از معجزات ایشان است ؛ و لازمه این معجزه ، این است که ایشان سایه نداشته باشند. و روشن است که حضور دائمی ابر بر بالای سر پیامبر (ص) عقلا محال نیست ؛ و موجب هیچ تناقضی نمی شود. امّا اینکه آیا این معجزه ، قطعاً رخ داده است یا نه ؟ نمی توان با قطعیّت ادعا نمود که رخ داده است ؛ باید روایات دالّ بر این معجزه جمع آوری شوند تا معلوم شود که به حدّ تواتر می رسند یا نه .
مورد آخر(نوشاندن آب یا شیر با انگشت به دیگران ) نیز از نظر عقلی محال نیست ؛ و موجب هیچ تناقضی نمی شود. امّا وقوع آن از قطعیات تاریخی نیست ؛ چون روایات آن ، ظاهراً در حدّ تواتر نیست.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.