پشیمانی از گناه -ترک گناه ۱۳۹۱/۰۷/۲۵ - ۷۶۶ بازدید

آیا پشیمانی بعدازگناه موجب بخشش خداوندمیشود؟چه کنیم که گناه نکنم؟

از اینکه دوباره ما را محرم اسرار خود دانستید بسیار سپاسگذاریم و امیدواریم بتوانیم شما را در این راه مقدسی که قدم برداشته اید یاری کنیم.
حقیقت توبه پشیمانى واقعى از گناه گذشته و تصمیم جدى بر عدم انجام آن در آینده است (البته در امور مالى و حق الناس باید مال دیگران نیز به آنها برگردانده شود) و همین اندازه که انسان از گذشته خود پشیمان باشد و با خویش عهد کند که در آینده تمام تلاش خود را بر عدم تکرار آن به کار گیرد، حقیقت توبه محقق شده و حتى اگر خداى ناخواسته شکستى رخ دهد نباید مأیوس شد و مى توان مجددا عزم را بر ترک گناه جزم نمود.
امام رضا (ع) مى فرمایند: (التائب من الذنب کمن لاذنب له) توبه کننده از
گناه مانند کسى است که هیچ گناهى ندارد،(میزان الحکمه ج، ۱ باب التوبه ر، ۲۱۱۶). همانطور که گفتیم این مربوط به کسی است که حق الناس بر ذمه اش نباشد، اما در صورتی که حق الناس بر ذمه انسان باشد باید ابتدا آن را صاف کند و خداوند نیز از حق خویش با توبه خواهد گذشت.
« ترک گناه »
ترک گناه از دشوار ترین کارهای ایمانی است, در عین حال اگر کسی موفق شود گناه نکند هشتاد درصد راه قرب الهی را پیموده و از گردنه های راه ایمان گذر کرده است. ولی تا کسی انگیزه بسیار قوی نداشته باشد نمی تواند در این کار مهم کاملا موفق شود. اکنون سوال اینجا است که این انگیزه قوی را چگونه باید در خود ایجاد کنیم.
در این زمینه باید به نقش هدف داشتن در زندگی اشاره کنیم. البته هر هدف گذاری ای توان ایجاد این انگیزه را ندارد. باید همان هدفی باشد که خدای متعال ما را برای آن خلق نموده و فطرت ما را همگون با آن ساخته است. قرآن کریم به صراحت هدف زندگی بندگی خدا معرفی می کند. و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون. جن و انسان را خلق نکردم مگر برای بندگی .
پس هدف نهایی زندگی انسان بندگی خدا است و تنها این هدف می تواند در انسان انگیزه ایجاد کند. ما باید به این باور برسیم که کمال و سعادت و خوشبختی ما در دنیا و آخرت از طریق بنده خوب خدا شدن بدست می آید. انسان هویتا بنده خدا است. صراط مستقیم دین راه بندگی خدا است و تمام انبیا انسان را به عبادت فراخوانده اند.
اگر ما به این باور رسیدیم و تصمیم گرفتیم که بنده خدا شویم و سعادت واقعی خود را در بندگی یافتیم, آنگاه انگیزه قوی ای برای ترک گناه خواهیم داشت. البته در کنار این باور باید بدانیم که گناه چه خسارتی به انسان در این راه می زند.
گناه انسان را از بندگی خداوند دور و خارج می کند و انسان را وارد مسیر شقاوت در دنیا و آخرت خواهد کرد. گناه یعنی خودپرستی که نقطه مقابل بندگی و خداپرستی است. گناه مانند فرار از خانه مولی است که جز حیرت و سرگردانی برای انسان به ارمغان نخواهد آورد.
یک بنده فراری ممکن است ابتدا احساس رهایی و آزادی کند و هر کاری دلش می خواهد انجام دهد و لذت ببرد ولی به زودی درخواهد یافت که سعادت یک بنده در بندگی است و او برای رهایی و لاقیدی خلق نشده و سرگردان و خسته به آغوش مولای خویش بازمی گردد و قطعا پشیمان و عذر خواه خواهد بود.
دوست عزیز برای اینکه بتوانید گناه را در خود ریشه کن کنید و از طبعات آن رهایی یابید نکاتی را که در ادامه بیان می کنیم باید به دقت رعایت کنید.
نکاتی که سبب می شود تا معرفت انسان نسبت به خود و مسیری که باید در آن قرار بگیرد بالا رود. چرا که معرفت جز با عمل به دستورات الهی حاصل نمی شود و عمل صحیح به این دستورات انسان را در برابر ارتکاب گناه بیمه خواهد نمود. در حقیقت روح شریعت و فرامین الهی با گناه جمع نمی شود و هرجا که شریعت وارد شود، گناه از طرف دیگر خارج می شود. خداوند می فرماید: (انّ الصلاة تنهی عن الفحشاء و المنکر. عنکبوت ۴۵).
ابتدا مقدماتى باید طى شود تا کمی شیرینى گناه از صفحه دل محو گردد زیرا محو کامل آن زمان مى طلبد چرا که وقتى کاملا محو مى گردد که محور شیرینى در دل دگرگون شود؛ یعنى، شیرینى حب الهى دل را پر کند و محبت به اهل بیت عصمت (ع) جان را فرا گیرد اگر این شد جایى براى شیرینى گناه در دل نمى ماند. اما مقدمات:
۱- پرهیز از زمینه گناه:
فراهم شدن زمینه گناه باعث رغبت و میل باطنى به سمت گناه مى شود هر تشنه اى با دیدن آب رغبت و کشش به آب را در خود به مراتب بیشتر احساس مى کند پس با پرهیز از زمینه گناه رغبت دل و میل باطنى به گناه حداقل کم مى شود و این خود گامى است براى کم کردن شیرینى گناه. برای از بین بردن زمینه های گناه باید به چند مسئله دقت کنید:
- کنترل چشم: دقیقا باید مواظب چشم خود بود که مبادا به نامحرم و هر آنچه که شهوت انگیز است، نگاه شود. عن الصادق (ع): «النظر سهم من سهام ابلیس مسموم و کم من نظرة اورثت حسرة طویله نظر دوختن تیرى مسموم از تیرهاى ابلیس است و چه بسا نگاهى که حسرت درازمدتى را (در دل) به ارث بگذارد»، (سفینةالبحار، شیخ عباسى قمى، ماده نظر)
تا حد امکان از حضور در مجالس مختلط یا برخورد با نامحرم پرهیز نمایید.
- کنترل گوش: باید از شنیدنى هایى که ممکن است به حرام منجر شوند و زمینه ساز حرام هستند پرهیز شود. مانند نوار موسیقى، صداى شهوت انگیز نامحرم و...
- اجتناب از دوستان ناباب: دوستانى که با رفتار و گفتارشان باعث مى شوند که انسان گناه را در دل مزمزه کند در واقع دشمن هستند و پرهیز از آنها گامى موثر در کم کردن شیرینى دل از گناه مى شود. از امام سجاد (ع) نقل شده: «النهى عن مصاحبة خمسة و محادثتهم و مرافقتهم فى طریق و هم الکذاب والفاسق والبخیل والاحمق والقاطع لرحمه - حضرت از همراهى و سخن گفتن و رفیق بودن با پنج کس را نهى فرموده: کذاب، گناهکار، بخیل، احمق و کسى که قطع رحم کرده است»،( سفینةالبحار، شیخ عباسى قمى، ماده صحب). البته اینها از مهمترین زمینه هاى گناه هستند که باید ترک شوند ولى کلًا هر چیزى که زمینه گناه را فراهم مى کندباید ترک شود.
۲- روزه گرفتن:
روزه گرفتن آن قواى حیوانى انسان را که خاستگاه گناه است در هم مى شکند. عن ابى جعفر (ع): «اذا شبع البطن طغى امام باقر (ع) مى فرمایند: هرگاه شکم سیر گردد طغیان مى کند»( المحجةالبیضاء، ملا محسن فیض کاشانى، ج ۵، ص ۱۵۰). بنابراین قواى حیوانى انسان که خاستگاه گناه است، خود از سیرى شکم برمى خیزد. با روزه گرفتن، این ریشه اصلى که سیرى شکم است کنده مى شود به شرط این که روزه با شرایطش باشد مثل این که اعضاى بدن چون چشم، زبان و... هیچ یک گناه نکند. تذکر بسیار مهم این است اولاً: روزه وقتى توصیه مى شود که هیچگونه ضررى براى بدن نداشته باشد وگرنه شرعا حرام است. ثانیا: اگر براى بدن هم ضرر ندارد به هیچ وجه مخل درس، تحقیق، تعلیم و تعلم و کار نباشد. ثالثا: اگر نه مضر بود و نه مخل فقط دوشنبه ها و پنج شنبه ها روزه گرفته شود ولى اگر شرایط روزه گرفتن نیست باید مقدمه سوم که می آید دوبرابر شود. خلاصه روزه چون خاستگاه گناه را تضعیف مى کند و نیروهاى طغیان گر بدنى را سست مى گرداند. شیرینى بسیارى از گناهان را در دل مى کاهد و انسان را به سمت و سوى تجرد و ملکوت مى کشاند و روح را از چشیدن طعم شیرین گناه منصرف مى سازد.
۳- ورزش:
ورزش به نوبه خود علاوه بر آن که آثار بدنى دارد روح را در جهت ترک گناه تقویت مى کند دل را از توجه به گناه به سهم خود بازمى دارد مشروط بر این که با همین هدف و جهت خدایى انجام گیرد؛ یعنى، ورزش کند تا بتواند دل را از فکر گناه باز دارد و این خود به مرور زمان مى تواند شیرینى گناه را در دل کم کند اگر روزه گرفتن میسر نبود ورزش را از جهت زمانى دو برابر کند مثلا بیست دقیقه را چهل دقیقه کند.
۴- اشتغال به برنامه شبانه روزى:
حتما باید شبانه روز خود را با برنامه ریزى صحیح و متناسب وضع روحى و جسمى خود پر کنید و هیچ ساعت بیکارى نداشته باشید تا نفس شما را مشغول کند. در اوقات بیکارى وسوسه هاى نفس و شیطان به سراغ انسان مى آید و او را به فکر گناه و سپس به خود گناه مى کشاند. سعی کنید در طول شبانه روز و مخصوصاً هنگام خواب از تنهایی برهیزید و از افکار بیهوده و تخیلات نابجا جداً خودداری کنید. امیرالمؤمنین على (ع) می فرمایند: «ان هذه النفس لامارة بالسوء، فمن اهملها، جمحت به الى المآثم براستى و حقیقت که این نفس (انسانى) پیوسته و مرتب به بدى امر مى کند در نتیجه هر کس آن را به خود واگذارد (و به کارى نگمارد) نفس او را به سمت گناهان مى کشاند»،(الغرر والدرر، باب النفس به نقل از سرالاسراء، استاد على سعادت پرور، ج ۱، ص ۵۴۴، ح ۴).
۵- یاد مرگ:
فکر کردن و مطالعه پیرامون مرگ علاوه بر اینکه معرفت انسان به راه و هدف را بالا می برد، به انسان هشدار مى دهد و دل را از هر شیرینى گناه مى زداید. عن امیرالمؤمنین (ع): «اذکروا هادم اللذات و منغص الشهوات و داعى الشتات - یاد آورید (مرگ را) منهدم کننده لذت ها را، تیره کننده شهوات را، خواننده جدایى ها را، یاد مرگ هم لذت ها را در دل انسان در هم مى کوبد و هم مشتهیات نفسانى و خواهش هاى بى جاى دل را از درخشش مى اندازد و هم بانگ از یکدیگر جدا شدن را به صدا در مى آورد»،( غرر و درر، باب موت به نقل از سرالاسراء، استاد على سعادت پرور، ج ۲، ص ۱۵۹)
در حدیثى دیگر از امام صادق (ع) نقل شده است:» ذکر الموت یمیت الشهوات فى النفس؛ یاد مرگ شهوات را در نفس مى میراند «،( المحجه البیضاء، ملامحسن فیض کاشانى، ج ۸، ص ۲۴۲)) یعنى خواسته هاى غریزى حیوانى دل انسان را مى کشد و آن شیرینى هاى حیوانى انسان را که مصداق بارزش گناه است، از بین مى برد. کیفیت فکر در مرگ مى تواند گوناگون باشد هر کس هر گونه که بیشتر منقلب مى گردد و از دنیا و شیرینى گناهان دنیا بیشتر متنفر و بى زار مى شود، همان گونه در فکر مرگ فرو رود. مهم آن است که این فکر اولا هر روز باشد و ثانیا سعی شود به مدت نیم ساعت در مکانى خلوت باشد مخصوصا اگر آن مکان خلوت قبرستان باشد تأثیر بیشتری خواهد داشت. باید فکر در مرگ با جان عجین شود و باور دل گردد تا تأثیر مطلوب داشته باشد. مثلًا یکى از کیفیت هاى فکر در مرگ را یکى از بزرگان چنین مى فرمود: تمام خاطرات تلخ و شیرین گذشته را در حد امکان مثل یک فیلم از ذهن بگذراند و به خود بباوراند که همه اینها گذشت و چند روز باقى مانده عمر هم مى گذرد لحظات جان دادن، وقتى که خویشان و نزدیکان را رها مى سازد و از تمام تلخ و شیرینى ها وداع مى کند و همه و همه را به خوبى تأمل کند تا دل بلرزد و چشم بگرید.
روش ترک و فاصله گرفتن از گناه در فرمایشات ائمه(ع):
مردى خدمت امام حسین (ع) آمد و گفت: مى خواهم گناه نکنم ولى نمى توانم. موعظه اى کن (تا مانع صدور گناه از من شود). امام (ع) فرمود: پنج کار را بکن و آن گاه هر چه خواستى گناه کن (وگرنه دست از گناه بکش).
۱ . روزى خدا را نخور و هر چه خواستى گناه کن.
۲ . از ولایت و سیطره خداوند خارج شو و هر چه خواستى گناه کن.
۳ . جایى پیدا کن که خدا تو را نبیند و هر چه خواستى گناه کن.
۴ . آن گاه که ملک الموت براى قبض روح تو مى آید اگر توانایى دفع او را دارى و مى توانى از دست وى نجات پیدا کنى، هر چه مى خواهى گناه کن.
۵ . وقتى مأمور جهنم خواست تو را وارد جهنم کند اگر مى توانى داخل نشو و هر چه مى خواهى گناه کن. آیا با این وجود که خداوند ناظر بر اعمال و افکار ماست جایی برای گناه کردن می ماند؟
با توسل به اهل بیت (ع) از آنها بخواهید که شما را در این مسیری که قدم برداشته اید یاری کنند و لحظاتی از روز را حتماً به این کار اختصاص دهید.
بعضی از کتبی که در این زمینه می توان دبه شما کمک کند عبارتند از:
- نردبان آسمان (دروس اخلاق حضرت آیت الله بهاءالدینى)، تدوین و ویرایش: اکبر اسدى.
- سلوک معنوى، تدوین و ویرایش: آقاى اکبر اسدى.
- خودشناسى براى خودسازى، محمد تقى مصباح یزدى.
برای آگاهی بیشتر به سایت بروید و مطالعه کنید.
http://akhlagh.porsemani.ir/term۶۴

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.