پلورالیسم دینی ۱۳۹۱/۲/۱۴ - ۱۱ بازدید

در رابطه با مسأله حقانیت ادیان (پلورالیسم دینى ) یا دین واحد، باید چند انگاره را مورد توجه قرار داد:<BR><BR>T}یک. چیستى حقانیت ادیان {T<BR>با بررسى نظریه پلورالیسم دینى، مى توان قرائت رایج ادعاى حقانیت ادیان را مشتمل بر انگاره هاى زیر دانست:<BR>۱-۱. منظور از حقانیت ادیان این است که اعتقادات آنها، صادق و پذیرش و تعبّد به آنها، جایز بوده و موجب رستگارى پیروانشان است.<BR>۱-۲. منظور از حقانیت ادیان، صرفاً بر حق بودن عَرْضى است؛ نه در طول زمان.
در رابطه با مسأله حقانیت ادیان (پلورالیسم دینى ) یا دین واحد، باید چند انگاره را مورد توجه قرار داد:<BR><BR>

یک. چیستى حقانیت ادیان

<BR>با بررسى نظریه پلورالیسم دینى، مى توان قرائت رایج ادعاى حقانیت ادیان را مشتمل بر انگاره هاى زیر دانست:<BR>۱-۱. منظور از حقانیت ادیان این است که اعتقادات آنها، صادق و پذیرش و تعبّد به آنها، جایز بوده و موجب رستگارى پیروانشان است.<BR>۱-۲. منظور از حقانیت ادیان، صرفاً بر حق بودن عَرْضى است؛ نه در طول زمان. به عبارت دیگر، سخن بر سر این نیست که آیین هر پیامبرى، در زمان خود حق بوده است؛ بلکه همه یا تعدادى از ادیان، در همه زمان ها برحق اند.<BR>۱-۳. حقانیت ادیان، به طور مساوى است؛ نه داراى مراتب تشکیکى. به عبارت دیگر بر اساس این انگاره، نمى توان «بر حق بودن» را درجه بندى کرد تا در پرتو آن، دینى، بهره مندى بیشترى از حقیقت کسب کند و دین دیگر، در رتبه فروتر از آن قرار گیرد. بر اساس این انگاره، هیچ فرقى بین اسلام، یهودیت، مسیحیت و دیگر ادیان نیست.<BR>۱-۴. منظور از حقانیت ادیان، صرفاً در جهات مشترکشان نیست؛ بلکه در نگاه پلورالیستى ادیان - با اختلافاتى که دارند - برحق اند؛ یعنى، هم توحید اسلامى بر حق است، هم تثلیث مسیحى، هم ثنویت زرتشتى و هم بى خدایى بودایى گرى!<BR><BR>

دو. عقل و پلورالیسم دینى

<BR>ژرف کاوى هاى عقلى، بطلان پلورالیسم دینى را آشکار مى سازد. این مسأله دلایل متعددى دارد؛ از جمله:<BR>۲-۱. استلزام تناقض؛ ادیان موجود داراى آموزه هایى هستند که بعضى از آنها با یکدیگر در تضاد و یا تناقض مى باشد. بنابراین حقانیت همه آنها، مستلزم جمع ضدین یا جمع نقیضین است و چنین چیزى محال است. به عنوان مثال آیین اسلام، بر یکتایى خداوند تأکید دارد. در مقابل، مسیحیت قائل به «تثلیث» - یعنى، خداى پدر، خداى پسر و خداى روح القدس - است! زرتشتى گرى نیز به «ثنویت» و دوگانه پرستى گرایش دارد! هر یک از این آموزه ها، نافى دیگرى است. بنابراین اگر هر سه دین، بر حق باشند، باید هم یکتاپرستى صحیح باشد، هم دوگانه پرستى و هم سه گانه پرستى؛ چنین چیزى به تناقض مى انجامد و محال است؛ زیرا یگانگى خداوند، مساوى با نفى دو یا سه انگارى او است.<BR>۲-۲. خودستیزى ؛ حقانیت همه ادیان، خودستیز است؛ زیرا هر دینى آموزه هاى مخالف در دین هاى دیگر را نفى کرده و یا به طور کلى دین دیگر را باطل مى انگارد. بنابراین هر یک از این ادیان - اگر بر حق باشند - باید این ادعایشان نیز حق بوده و مورد قبول قرار گیرد. بنابراین از حقانیت هر دین، بطلان دیگر ادیان به دست مى آید و پلورالیسم دینى، با حق انگارى همه ادیان، بطلان همه آنها را نتیجه مى دهد. از این رو گفته شده است: پلورالیسم دینى، خود برانداز است و علیه خود حکم مى کند.<BR>۲-۳. استلزام شکاکیت دینى ؛ پنداره پلورالیسم دینى، مبتنى بر نظریه «نسبیت معرفت» و یا شکاکیت است و سرانجامى جز شکاکیت دینى ندارد؛ زیرا این انگاره از سویى، به حقانیت همه ادیان حکم مى کند و از دیگر سو، ادیان موجود یکدیگر را نفى مى کنند! نتیجه این تعارض، چیزى جز همان شکاکیت و سرگردانى نیست.<BR><BR>

سه. معیار دین حق

<BR>براساس آنچه گذشت روشن شد که همه ادیان، نمى توانند از حقانیت مساوى برخوردار باشند؛ اکنون این سؤال پدید مى آید که از دیدگاه خرد، چه راهى براى تشخیص دین حق و تمییز آن از دیگر ادیان وجود دارد؟ به عبارت دیگر ملاک حقانیت یک دین و روش سنجش آن، از دیدگاه عقلى چیست؟<BR>در این باره مى توان گفت دینى بر حق است که:<BR>۳-۱. عقاید و آموزه هاى آن، نه تنها خردستیز نباشد؛ بلکه به وسیله عقل و برهان مورد تأیید قرار گیرد.<BR>۳-۲. داراى خاستگاه الهى باشد.<BR>۳-۳. آموزه هاى آن تحریف نشده باشد.<BR>۳-۴. از سوى پیامبران بعدى الهى نسخ نشده باشد.<BR>۳-۵. از دیگر ادیان موجود، جامع تر و کامل تر باشد.<BR>بررسى تطبیقى ادیان براساس این موارد، تحقیقى گسترده و فراخ دامن مى طلبد. در عین حال به طور فشرده و کوتاه، اشاراتى در مقایسه چند دین بزرگ خواهیم داشت:<BR>الف. مهم ترین رکن اساسى یک دین، «خداشناسى» آن است. در این راستا گفتنى است آموزه خداشناسى و توحید جهت آگاهى بیشتر ر.ک:<BR>الف. سید محمدحسین طباطبایى و مرتضى مطهرى، اصول فلسفه و روش رئالیسم، ج ۵، (قم: صدرا، چاپ چهارم، ۱۳۷۴ ) ؛<BR>ب. مرتضى مطهرى، توحید، (قم: صدرا، چاپ سوم، ۱۳۷۴ ). در اسلام، خردپذیرترین آموزه است و ادله متقن بسیارى بر آن گواهى مى دهد. اثبات توحید به خودى خود، ابطال کننده آموزه «تثلیث» و «ثنویت» است. بنابراین همین مسأله، به تنهایى براى اثبات عدم حقانیت ادیان غیر الهى (مانند بودایى گرى ) و هر دین مشتمل بر شرک (مانند مسیحیت و زرتشتى گرى ) کافى است.<BR>ب. بسیارى از ادیان، به رغم دارا بودن پیشینه الهى، در طول تاریخ دچار تحریفات چشمگیرى شده و اصالت خود را از دست داده اند. همین مسأله باعث شده که آموزه هاى خردستیز بسیارى در این ادیان رخ نماید. اکنون از باب نمونه تنها به چند نمونه از تحریفات عهدین اشاره مى شود:<BR><BR>

تحریفات عهدین

<BR>۱. تناقضات ؛ ارنست رنان درباره کتاب مقدس مى نویسد: «... اکنون با توجه به مطالعه دقیقى که در کتاب مقدس انجام داده ام، در عین حال که گنجینه هایى تاریخى و زیباشناختى بر من نمایان شد، این نکته نیز براى من اثبات شد که این کتاب همچون دیگر کتب قدیمى از تناقضات، اشتباهات و خطاها مستثنا نیست. در این کتاب داستان هاى دروغین، افسانه ها و آثارى که کاملاً نگارش یافته انسان است، وجود دارد». رابرت م. گرنت، دیوید تویسى، تاریخچه مکاتب تفسیرى و هرمنوتیکى کتاب مقدس، ترجمه و نقد و تطبیق: ابوالفضل ساجدى، ص ۲۹۸، تهران: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامى، چاپ اول، ۱۳۸۵.<BR>۲. اتهامات ناروا به پیامبران ؛ علاوه بر رسوخ تحریفات بنیادى و اعتقادى در کتاب مقدس، پاره اى از اتهامات ناروا و غیراخلاقى به برخى از پیامبران نسبت داده شده است که قلم از بیان آن شرم دارد!! ر.ک: انجیل یوحنا، ۱: ۱۱۲، سفر تکوین، ۳۰: ۳۸۱۹.<BR>براى آشنایى بیشتر ر.ک:<BR>الف. انیس الاعلام، ج ۳ ؛<BR>ب. محمد، صادقى، بشارات عهدین، ص ۷۳ و ۱۷۷.<BR>این در حالى است که براهین عقلى لزوم عصمت پیامبران را اثبات مى کند.<BR>در عهد قدیم درباره حضرت لوط(ع) آمده است که دخترانش وى را شراب نوشانده، مست کردند و با او همبستر شدند. سفر پیدایش (۳۰ :۱۹ - ۳۸). همچنین داستان شرم آورى درباره حضرت داوود(ع) در عهد قدیم (کتاب دوم سموئیل) آمده است. براساس این داستان وى از پشت بام زن زیباى «اوریا» را دید که در حال شست و شوى خود بود. حضرت داوود(ع) به آن زن علاقه مند شد و به گونه اى، اسباب فرستادن اوریا به جنگ و کشته شدن وى را فراهم ساخت و پس از گذشت مدت ماتم فقدان اوریا، همسر او را به خانه خود برد. کتاب دوم سموئیل (۳ :۱۱ - ۳۱).<BR>نیز در عهد عتیق آمده است که حضرت سلیمان(ع) بر اثر وسوسه همسران خویش در آخر عمر بت پرست شد. کتاب اول پادشاهان ۱۱.<BR>۳. وجود افسانه ها ؛ وجود افسانه هاى بى پایه در کتاب مقدس، یکى دیگر از جنبه هاى تحریف آن است؛ از جمله مى توان به کشتى گرفتن حضرت یعقوب با خدا و غلبه او بر خدا، اشاره کرد!! سفر پیدایش، ۴۳ : ۲۳۳۰.<BR>«اوریگن» برجسته ترین عضو مکتب تفسیرى اسکندریه در رابطه با وجود افسانه هاى غیرعقلانى در عهدین مى نویسد: «حتى اناجیل مملو از چنین عباراتى است؛ مانند این جمله که «وقتى که شیطان عیسى را بالاى کوهى بلند مى برد تا از آنجا قلمرو کل جهان و عظمت آن را به او نشان دهد» متى (۸ :۴).... خواننده دقیق صدها عبارت مشابه دیگر در اناجیل مى یابد؛ مطالبى که او را متقاعد خواهند ساخت که حوادثى که اصلاً رخ نداده اند داخل گزارش حوادثى شده اند که به راستى رخ داده اند» تاریخچه مکاتب تفسیرى و هرمنوتیکى کتاب مقدس، ص ۲۹۷..<BR>۴. گناه جبلى ؛ مسیحیان معتقدند: آدم در بهشت به گناه آلوده و این گناه به حساب همه فرزندان او نوشته شده است؛ یعنى، انسان ذاتاً با به دوش کشیدن بار گناه، به دنیا مى آید! هر چند پس از آمدن به دنیا هیچ گناهى مرتکب نشود و هرگونه تلاش و عمل او در رهایى از این خطا، سودى نخواهد بخشید و تصلیب و به دار کشیده شدن حضرت عیسى، کفّاره گناه ذاتى و جبلى انسان است! پس انسان نه با اختیار خویش گنهکار و پلید گشته و نه با گزینش اختیارى خود پاک مى شود!<BR>۵. تقویت ظلم ؛ یکى دیگر از آموزه هاى نامعقول کتاب مقدس، توجیه ظلم و ستم و دعوت به سکوت در برابر حاکمان ظالم، به بهانه این است که آنان، حاکم و سایه خدا در زمین اند!! انجیل متى، ۳۸:۵ و اکثر نامه هاى پولس به رومیان.<BR>وجود آموزه هاى غیرعقلانى، در کنار طرح مسأله تثلیث و تجسیم و وجود تناقض هاى متعدد در متن کتاب مقدس در جلد دوم کتاب «انیس الاعلام»، ۱۲۵ مورد تناقض موجود در کتاب مقدس، مورد بررسى قرار گرفته است.<BR>نیز نگا:<BR>الف. حقیقت مسیحیت، (قم: مؤسسه در راه حق، چاپ اول ۱۳۶۱ )، صص ۱۲۷ - ۱۳۳<BR>ب. مصطفى زمانى، به سوى اسلام یا آیین کلیسا، (قم: پیام اسلام، ۱۳۴۶ ).، دلیل روشنى بر عدم حقانیت یهودیت و مسیحیت امروزى در برابر اسلام است.<BR>افزون بر آن تحقیقات علمى و زبان شناختى، بر عدم وثاقت متون مقدس گواهى داده است. توماس میشل - استاد الهیات مسیحى - بر آن است که به اعتقاد بیشتر متفکران کاتولیک، پروتستان و ارتودوکس، کتاب هاى مقدس، املاى الهى نیست و داراى عصمت لفظى نمى باشد و گاهى نویسندگان بشرى، نظریات غلط یا اطلاعات اشتباه آمیزى را در متن کتاب باقى گذاشته اند. نگا: توماس میشل، کلام مسیحى، ترجمه حسین توفیقى، (قم: مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، چاپ اول، ۱۳۷۷ )، صص ۲۳ - ۲۷.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.