پلورالیسم دینی ۱۳۹۱/۲/۱۴

قرآن حقانیت طولى شرایع انبیاى الهى را مى پذیرد و همه آنها را در عصر خود اسلام مى داند؛ اما حقانیت عرضى ادیان معارض با اسلام را نمى پذیرد.آیات قرآنى علاوه بر دلالت بر انحصار دین حق در اسلام و نفى پلورالیسم و تکثّرگرایى دینى، به صراحت با بعضى از اصول و مبانى پلورالیسم، مخالف است و آن را ابطال مى کند.آیاتى که در این زمینه وجود دارد، به چند بخش تقسیم مى شود:T}یک.
قرآن حقانیت طولى شرایع انبیاى الهى را مى پذیرد و همه آنها را در عصر خود اسلام مى داند؛ اما حقانیت عرضى ادیان معارض با اسلام را نمى پذیرد.
آیات قرآنى علاوه بر دلالت بر انحصار دین حق در اسلام و نفى پلورالیسم و تکثّرگرایى دینى، به صراحت با بعضى از اصول و مبانى پلورالیسم، مخالف است و آن را ابطال مى کند.
آیاتى که در این زمینه وجود دارد، به چند بخش تقسیم مى شود:

یک. امکان رسیدن به حقیقت


آیاتى از قرآن با مبناى شکاکیت و نسبیت گرایى و عدم امکان دستیابى به حقیقت - که از مبانى و پیش فرض هاى پلورالیسم دینى است - در تضاد و تقابل است و نشان مى دهد که از دیدگاه قرآن، به هیچ وجه شکاکیت و نسبیّت در دین، مورد پذیرش نیست و رسیدن به «حقیقت» امکان پذیر است.
این آیات عبارت است از:
۱-۱. آیاتى که شک ورزان را مورد سرزنش قرار مى دهد. نحل (۱۶ )، آیه ۶۶ ؛ جاثیه (۴۵ )، آیه ۳۲.
۱-۲. آیاتى که ادله پیامبران را روشن و آشکار و تردید شکاکان را بى وجه معرفى مى کند. ابراهیم (۱۴ )، آیه ۹ و ۱۰. براى مثال در رابطه با آشکار بودن حقیقت اسلام مى فرماید: «لا إِکْراهَ فِى الدِّینِ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ » بقره (۲)، آیه ۲۵۶.؛ «هیچ اکراهى در دین نیست؛ به درستى که راه هدایت از گمراهى، روشن گردید». جهت آگاهى بیشتر نگا:
الف. محمد حسن، قدردان قراملکى، قرآن و پلورالیزم دینى، (تهران: مؤسسه فرهنگى دانش و اندیشه معاصر ؛
ب. مرکز مطالعات و پژوهش هاى فرهنگى حوزه علمیه، پلورالیسم دینى، (قم: چاپ اول، ۱۳۸۰ ) ؛
پ. على، ربانى گلپایگانى، تحلیل و نقد پلورالیسم دینى، (تهران: مؤسسه فرهنگى دانش و اندیشه معاصر، چاپ اول ۱۳۷۸ ) ؛
ت. کتاب نقد، ش ۴، (تهران: مؤسسه فرهنگى دانش و اندیشه معاصر، چاپ اول، ۱۳۷۸ ).

۱-۳. آیاتى که امر به تبعیت از علم و یقین و نهى از پیروى ظن و گمان دارد. اسراء (۱۷ )، آیه ۳۶ ؛ یونس (۱۰ )، آیه ۳۶ ؛ نجم (۵۳ )، آیه ۲۸.

دو. عدم قبول غیر اسلام


این آیات با صراحت، اسلام را تنها دین حق و صراط مستقیم معرفى مى کند و عقاید پیروان سایر ادیان را باطل دانسته و آنان را به پیروى از اسلام دعوت مى کند:
۲-۱. «وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلامِ دِیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِى الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِینَ » آل عمران(۳ )، آیه ۸۵.؛ «و هر کس جز اسلام، دینى (دیگر) جوید، هرگز از وى پذیرفته نشود و وى در آخرت از زیانکاران است». البته اسلام همه پیامبران الهى را راهبر به سوى «حقیقت» دانسته و دین همه را اسلام مى داند. بنابراین پیروى از پیامبران خدا، در عصر رسالتشان، همان اسلام است و مصداق آن در زمان رسالت حضرت ختمى مرتبت، پیروى از آیین حضرت محمد(ص) است جهت آگاهى بیشتر نگا: محمد حسن، قدردان قراملکى، قرآن و پلورالیزم، صص ۱۱۷ - ۱۳۶..
۲-۲. «وَ لَنْ تَرْضى عَنْکَ الْیَهُودُ وَ لاَ النَّصارى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدى وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ بَعْدَ الَّذِى جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ ما لَکَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِیٍّ وَ لا نَصِیرٍ » بقره(۲ )، آیه ۱۲۰.؛ «هرگز یهودیان و ترسایان از تو راضى نمى شوند، مگر آنکه از کیش آنان پیروى کنى. بگو: در حقیقت، تنها هدایت خدا است که هدایت (واقعى)است و چنانچه پس از آن علمى که تو را حاصل شد، از هوس هاى آنان پیروى کنى، در برابر خدا سرور و یاورى نخواهى داشت».
۲-۳. «وَ قالَتِ الْیَهُودُ عُزَیْرٌ ابْنُ اللَّهِ وَ قالَتِ النَّصارى الْمَسِیحُ ابْنُ اللَّهِ ذلِکَ قَوْلُهُمْ بِأَفْواهِهِمْ یُضاهِؤُنَ قَوْلَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَبْلُ قاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى یُؤْفَکُونَ »؛ توبه(۹ )، آیه ۳۰.؛ «و یهود گفتند: عُزَیر، پسر خدا است و نصارا گفتند: مسیح، پسر خدا است! این سخنى است (باطل) که به زبان مى آورند، و به گفتار کسانى که پیش از این کافر شده اند، شباهت دارد. خدا آنان را بکشد؛ چگونه (از حق ) بازگردانده مى شوند؟!»
آیات فراوان دیگرى از این سنخ وجود دارد که شما را به تأمّل و تدبّر بیشتر در آنها ارجاع مى دهیم. ر.ک: آل عمران(۳ )، آیه ۶۱ (مباهله با مسیحیان ) ؛ توبه(۹ )، آیه ۳۱ و ۳۲ ؛ نساء(۴ )، آیه ۱۵۷و۱۷۱ ؛ مائده(۵ )، آیه ۵۱و۷۳ ؛ فتح(۴۸ )، آیه ۲۸ ؛ صف(۶۱ )، آیه ۹ ؛ مریم(۱۹ )، آیات ۸۸و۹۱ ؛ بقره(۲ )، آیه ۷۹.

سه. دین همه انسان ها


بسیارى از آیات قرآن، همه انسان ها را مخاطب قرار داده و به دین اسلام دعوت نموده و قرآن و پیامبر اسلام را هادى همه انسان ها معرفى کرده است.
از جمله اینکه مى فرماید: «وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلاَّ کَافَّةً لِلنَّاسِ بَشِیراً وَ نَذِیراً » سبأ(۳۴ )، آیه ۲۸. ؛ «و ما تو را نفرستادیم، مگر براى همه مردم تا (آنها را به پاداش الهى ) بشارت دهى و (از عذاب او )بترسانى...».
در جاى دیگر مى فرماید: «قُلْ یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنِّى رَسُولُ اللَّهِ إِلَیْکُمْ جَمِیعاً » اعراف(۷ )،آیه ۱۵۸. نیز نگا: نساء(۴ )، آیه ۷۹ ؛ حج(۲۲ )،آیه ۴۹ ؛ فرقان(۲۵ )،آیه ۱ ؛ انبیاء(۲۱ )،آیه ۱۰۷. ؛ «بگو: اى مردم! من فرستاده خدا به سوى همه شما هستم».
در رابطه با همگانى بودن قرآن در موارد مختلفى مى فرماید: «إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِکْرٌ لِلْعالَمِینَ » تکویر (۸۱ )، آیه ۲۷ ؛ یوسف (۱۲ )، آیه ۱۰۴ ؛ ص (۳۸ )، آیه ۸۷ ؛ نیز نگا : ابراهیم (۱۴ )، آیه ۱ و ۵۲ ؛ آل عمران(۳ )، آیه ۱۳۸ ؛ انعام(۶ )، آیه ۱۸ و ۹۰ ؛ نساء(۴ )، آیه ۱۷۴ ؛ فرقان (۲۵ ) آیه ۱. ؛ «آن کتاب (قرآن ) نیست، مگر تذکرى براى همه جهانیان».

چهار. فراخوانى اهل کتاب به اسلام


قرآن مجید، اهل کتاب را به اسلام فراخوانده و روى گردانى از آن را کفر و حق پوشى تلقى نموده و به شدت از آن توبیخ مى کند:
«اى اهل کتاب! پیامبر ما به سوى شما آمد؛ در حالى که بسیارى از حقایق کتاب (آسمانى ) را که شما مخفى داشتید، روشن مى سازد و از بسیارى از آنها صرف نظر مى کند. آرى از جانب خدا به سوى شما نور و کتاب آشکارى آورد. خداوند به برکت آن، کسانى که خشنودى او را پیروى کنند، به راه هاى سلامت هدایت مى کند و به فرمان خود، از تاریکى ها به سوى روشنایى مى برد و آنها را به راه راست هدایت مى کند» مائده(۵ ) آیه ۱۵ - ۱۶ و نیز نگا: همان، آیه ۱۹..
قرآن در جاى دیگر مى فرماید: «یا اهل الْکِتابِ لِمَ تَکْفُرُونَ بِآیاتِ اللَّهِ وَ أَنْتُمْ تَشْهَدُونَ » آل عمران(۳ ) آیه ۷۰. نیز نگا : بقره(۲ ) آیه ۴۱ ؛ آل عمران(۳ ) آیه ۷۱. ؛ «اى اهل کتاب! چرا به آیات خدا کافر مى شوید، در حالى که (بر درستى آن ) گواهید».
در این زمینه آیات فراوان دیگرى وجود دارد که بر بطلان پلورالیسم دینى، به گونه هاى مختلف دلالت دارد و همگان را به بررسى و شناخت اسلام و پیروى از آن فرا مى خواند جهت آگاهى بیشتر نگا: محمد حسن قدردان قراملکى، قرآن و پلورالیزم..

تفکیک حقیقت و معذور بودن


دین حق و صراط مستقیم، واحد است و باید معذور بودن را از مسأله حقانیت، جدا کرد. پیروان سایر ادیان، خارج از شریعت حق و مطلوب الهى اند؛ اما چه بسا در صورت وجود شرایطى، از جمله: جهل غیرمقصّرانه نسبت به اسلام، طالب حقیقت بودن در سویداى دل، جست و جوى آن در حد مقدور و پاى بندى به احکام عقل و فطرت، اهل نجات به شمار آیند.
بر این اساس هر چند راهشان «صراط مستقیم» و دین حق نیست؛ اما در روز قیامت، نزد خداوند معذوراند. قرآن از این گروه به «مستضعف» و «مرجون لامراللَّه» یاد کرده است. این گروه ضمن معذور بودن، به تناسب صدق باطنى و نوع عقاید و رفتار و به عبارت دیگر متناسب با میزان «حسن فاعلى» و «حسن فعلى»، بهره اى از سعادت برده و به درجه اى از سعادت نائل خواهند شد.
چکیده دیدگاه اسلام عبارت است از:
۱. دین حق، تنها اسلام است. اسلام همان آیین توحیدى به معناى کامل کلمه و در همه ابعاد آن است که دین همه پیامبران الهى بوده و آنان، همگان را به سوى آن دعوت کرده اند. بنابراین آموزه هایى چون تثلیث، ثنویت و... هرگز بنیاد و اساس درستى ندارد.
۲. از نظر اسلام، شریعت داراى کثرت طولى است؛ یعنى، آنچه در طول تاریخ تغییر کرده، شریعت الهى بوده است و هر پیامبر صاحب شریعتى، شریعت پیشین را نسخ نموده و شریعت کامل تر و متناسب با رشد بشر و مقتضیات زمان، عرضه کرده است. بنابراین تکثّر طولى - نه عرضى - شریعت وجود داشته است و با شریعت خاتم همه شرایع پیشین نقض شده و تنها دین مقبول، شریعت محمدى(ص) است.
۳. نجات و رستگارى انسان، تابع حجت هایى است که خداوند بر انسان تمام کرده و پاسخ انسان به آنها است. هر کس در حد حجت هاى درونى (عقل، فطرت و...) و بیرونى (تعالیم پیامبران ) - که به آنها دسترسى داشته و یا مى توانسته دست یابد - مسئول و وراى آن معذور است براى آشنایى بیشتر ر.ک:
الف. مرتضى مطهرى، عدل الهى، بخش نهم (عمل خیر از غیر مسلمانان )، (قم: صدرا ) ؛
ب. محمد حسن قدردان قراملکى، سویه هاى پلورالیزم، (تهران: مؤسسه فرهنگى دانش و اندیشه معاصر، چاپ اول ۱۳۷۸ )، صص ۱۱۰ - ۱۱۶.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.