پوشش زنان در ایران باستان ۱۳۸۹/۰۷/۲۰ - ۳۴۸۷ بازدید

آیا حجاب از اسلام وارد ایران شده یا از ایران باستان وارد اسلام؟ پوشش زنان ایران باستان چه بوده است؟ آیا زن عرب جاهلیت حجاب داشته؟

در مورد حجاب ایرانیان قبل از اسلام باید گفت که این مطلب ثابت شده که ایرانیان قبل از اسلام هم حجاب داشته اند و با وجود اسناد معتبر تاریخی در این مورد دیگر قبول نکردن این موضوع و مخالفت بعضی با این مورد هیچ تاثیری نباید در شما بگذارد چون مطلبی که آنان اصرار بر آن دارند بی اساس و بدون مدرک است ولی شما با دانستن مدارک و اسناد معتبر در این زمینه می توانید با استدلال با آنان برخورد کنید، حال به بررسی این موضوع در قبل و بعد از آمدن اسلام در ایران می پردازیم:برای بررسی در این موضوع یکی از بهترین تحقیقات، تحقیقی است که شهید بزرگوار مطهری داشته است لذا ما عین کلمات ایشان را در ایجا می آوریم: (مجموعه آثار جلد ۱۹ صفحه ۳۸۵( ایشان می گوید: قدر مسلم این است که قبل از اسلام در میان بعضى ملل حجاب وجود داشته است. تا آنجا که من در کتابهاى مربوطه خوانده ام در ایران باستان و در میان قوم یهود و احتمالا در هند حجاب وجود داشته و از آنچه در قانون اسلام آمده سخت تر بوده است، اما در جاهلیت عرب حجاب وجود نداشته است و به وسیله اسلام در عرب پیدا شده است. ویل دورانت در صفحه ۳۰ جلد ۱۲ تاریخ تمدن (ترجمه فارسى) راجع به قوم یهود و قانون تلمود مى نویسد: «اگر زنى به نقض قانون یهود مى پرداخت چنانکه مثلا بى آنکه چیزى بر سر داشت به میان مردم مى رفت و یا در شارع عام نخ مى رشت یا با هر سنخى از مردان درد دل مى کرد یا صدایش آنقدر بلند بود که چون در خانه اش تکلم مى نمود همسایگانش مى توانستند سخنان او را بشنوند، در آن صورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهریه او را طلاق دهد.» علیهذا حجابى که در قوم یهود معمول بوده است از حجاب اسلامى - چنانکه بعدا شرح خواهیم داد - بسى سخت تر و مشکلتر بوده است. در جلد اول تاریخ تمدن صفحه ۵۵۲ راجع به ایرانیان قدیم مى گوید: «در زمان زردشت زنان منزلتى عالى داشتند، با کمال آزادى و با روى گشاده در میان مردم آمد و شد مى کردند...» آنگاه چنین مى گوید:
«پس از داریوش مقام زن مخصوصا در طبقه ثروتمندان تنزل پیدا کرد.زنان فقیر چون براى کار کردن ناچار از آمد و شد در میان مردم بودند آزادى خود را حفظ کردند ولى در مورد زنان دیگر گوشه نشینى زمان حیض که برایشان واجب بود رفته رفته امتداد پیدا کرد و سراسر زندگى اجتماعى شان را فرا گرفت، و این امر خود مبناى پرده پوشى در میان مسلمانان به شمار مى رود.زنان طبقات بالاى اجتماع جرات آن را نداشتند که جز در تخت روان روپوش دار از خانه بیرون بیایند و هرگز به آنان اجازه داده نمى شد که آشکارا با مردان آمیزش کنند.زنان شوهردار حق نداشتند هیچ مردى را ولو پدر یا برادرشان باشد ببینند.در نقشهایى که از ایران باستان بر جاى مانده هیچ صورت زن دیده نمى شود و نامى از ایشان به نظر نمى رسد...» چنانکه ملاحظه مى فرمایید حجاب سخت و شدیدى در ایران باستان حکمفرما بوده، حتى پدران و برادران نسبت به زن شوهردار نامحرم شمرده مى شده اند.
به عقیده ویل دورانت مقررات شدیدى که طبق رسوم و آئین کهن مجوسى درباره زن حائض اجرا مى شده که در اتاقى محبوس بوده، همه از او در مدت عادت زنانگى دورى مى جسته اند و از معاشرت با او پرهیز داشته اند، سبب اصلى پیدا شدن حجاب در ایران باستان بوده است.در میان یهودیان نیز چنین مقرراتى درباره زن حائض اجرا مى شده است.
اما اینکه مى گوید: «و این امر خود مبناى پرده پوشى در میان مسلمانان به شمار مى رود» منظورش چیست؟ آیا مقصود این است که علت رواج حجاب در میان مسلمانان نیز مقررات خشنى است که درباره زن حائض اجرا مى شود؟! همه مى دانیم که در اسلام چنین مقرراتى هرگز وجود نداشته است و ندارد.زن حائض در اسلام فقط از برخى عبادات واجب نظیر نماز و روزه معاف است و همخوابگى با او نیز در مدت عادت زنانگى جایز نیست، ولى زن حائض از نظر معاشرت با دیگران هیچ گونه ممنوعیتى ندارد که عملا مجبور به گوشه نشینى شود.
و اگر مقصود این است که حجاب رایج میان مسلمانان عادتى است که از ایرانیان پس از مسلمان شدنشان به سایر مسلمانان سرایت کرد، باز هم سخن نادرستى است، زیرا قبل از اینکه ایرانیان مسلمان شوند آیات مربوط به حجاب نازل شده است.
از سخنان دیگر ویل دورانت هر دو مطلب فهمیده مى شود یعنى هم مدعى است که حجاب به وسیله ایرانیان پس از مسلمانان شدنشان در میان مسلمانان رواج یافت و هم مدعى است که ترک همخوابگى با زن حائض، در حجاب زنان مسلمان و لااقل در گوشه گیرى آنان مؤثر بوده است.
در جلد ۱۱ صفحه ۱۱۲ (ترجمه فارسى) مى گوید: «ارتباط عرب با ایران از موجبات رواج حجاب و لواط در قلمرو اسلام بود. عربان از دلفریبى زن بیم داشتند و پیوسته دلباخته آن بودند و نفوذ طبیعى وى را با تردید معمولى مردان درباره عفاف و فضیلت زن تلافى مى کردند.عمر به قوم خود مى گفت: با زنان مشورت کنند و خلاف راى ایشان رفتار کنند.ولى به قرن اول هجرى مسلمانان زن را در حجاب نکرده بودند، مردان و زنان با یکدیگر ملاقات مى کردند و در کوچه ها پهلو به پهلوى مى رفتند و در مسجد با هم نماز مى کردند. حجاب و خواجه دارى در ایام ولید دوم (۱۲۶- ۱۲۷ هجرى) معمول شد. گوشه گیرى زنان از آنجا پدید آمد که در ایام حیض و نفاس بر مردان حرام بودند.»
همچنین ویل دورانت در جلد ۱۰ تاریخ تمدن صفحه ۲۳۳ راجع به ایرانیان باستان مى گوید : «داشتن متعه بلا مانع بود.این متعه ها مانند معشوقه هاى یونانى آزاد بودند که در میان مردم ظاهر و در ضیافت مردان حاضر شوند، اما زنان قانونى معمولا در اندرون خانه نگهدارى مى شدند. این رسم دیرین ایرانى به اسلام منتقل شد.» ویل دورانت طورى سخن مى گوید که گویى در زمان پیغمبر کوچکترین دستورى درباره پوشیدگى زن وجود نداشته است و پیغمبر فقط از پوشیدن جامه گشاد نهى کرده بوده است!و زنان مسلمان تا اواخر قرن اول و اوایل قرن دوم هجرى با بى حجابى کامل رفت و آمد مى کرده اند. و حال آنکه قطعا چنین نیست.تاریخ قطعى بر خلاف آن شهادت مى دهد.بدون شک زن جاهلیت همچنان بوده که ویل دورانت توصیف مى کند ولى اسلام در این جهت تحولى به وجود آورد.عایشه همواره زنان انصار را اینچنین ستایش مى کرد:
«مرحبا به زنان انصار. همینکه آیات سوره نور نازل شد یک نفر از آنان دیده نشد که مانند سابق بیرون بیابد. سر خود را با روسریهاى مشکى مى پوشیدند.گویى کلاغ روى سرشان نشسته است » . (کشاف، ذیل آیه ۳۱ از سوره نور)
در سنن ابو داود جلد ۲ صفحه ۳۸۲ همین مطلب را از ام سلمه نقل مى کند با این تفاوت که ام سلمه مى گوید: «پس از آنکه آیه سوره احزاب: (یدنین علیهن من جلابیبهن) نازل شد زنان انصار چنین کردند.» «کنت گوبینو» در کتاب سه سال در ایران نیز معتقد است که حجاب شدید دوره ساسانى، در دوره اسلام در میان ایرانیان باقى ماند. او معتقد است که آنچه در ایران ساسانى بوده است تنها پوشیدگى زن نبوده است بلکه مخفى نگه داشتن زن بوده است. مدعى است که خودسرى موبدان و شاهزادگان آن دوره به قدرى بود که اگر کسى زن خوشگلى در خانه داشت نمى گذاشت کسى از وجودش آگاه گردد و حتى الامکان او را پنهان مى کرد زیرا اگر معلوم مى شد که چنین خانم خوشگلى در خانه اش هست دیگر مالک او و احیانا مالک جان خودش هم نبود.
«جواهر لعل نهرو» نخست وزیر فقید هند نیز معتقد است که حجاب از ملل غیر مسلمان روم و ایران به جهان اسلام وارد شد.در کتاب نگاهى به تاریخ جهان جلد اول صفحه ۳۲۸ ضمن ستایش از تمدن اسلامى به تغییراتى که بعدها پیدا شد اشاره مى کند و از آن جمله مى گوید:
«یک تغییر بزرگ و تاسف آور نیز تدریجا روى نمود و آن در وضع زنان بود.در میان زنان عرب رسم حجاب و پرده وجود نداشت. زنان عرب جدا از مردان و پنهان از ایشان زندگى نمى کردند بلکه در اماکن عمومى حضور مى یافتند، به مسجدها و مجالس وعظ و خطابه مى رفتند و حتى خودشان به وعظ و خطابه مى پرداختند.اما عربها نیز بر اثر موفقیتها تدریجا بیش از پیش رسمى را که در دو امپراطورى مجاورشان یعنى امپراطورى روم شرقى و امپراطورى ایران وجود داشت اقتباس کردند.عربها امپراطورى روم را شکست دادند و به امپراطورى ایران پایان بخشیدند.اما خودشان هم گرفتار عادات و آداب ناپسند این امپراطوریها گشتند.به قرارى که نقل شده است مخصوصا بر اثر نفوذ امپراطورى قسطنطنیه و ایران بود که رسم جدایى زنان از مردان و پرده نشینى ایشان در میان عربها رواج پیدا کرد.تدریجا سیستم «حرم » آغاز گردید و مردها و زنها از هم جدا گشتند.» سخن درستى نیست.فقط بعدها بر اثر معاشرت اعراب مسلمان با تازه مسلمانان غیر عرب، حجاب از آنچه در زمان رسول اکرم وجود داشت شدیدتر شد نه اینکه اسلام اساسا به پوشش زن هیچ عنایتى نداشته است.
از سخنان نهرو برمى آید که رومیان نیز (شاید تحت تاثیر قوم یهود) حجاب داشته اند و رسم حرمسرادارى نیز از روم و ایران به دربار خلفاى اسلامى راه یافت. این نکته را دیگران نیز تایید کرده اند.
در هند نیز حجاب سخت و شدیدى حکمفرما بوده است ولى درست روشن نیست که قبل از نفوذ اسلام در هند وجود داشته است و یا بعدها پس از نفوذ اسلام در هند رواج یافته است و هندوان غیر مسلمان تحت تاثیر مسلمانان و مخصوصا مسلمانان ایرانى حجاب زن را پذیرفته اند.آنچه مسلم است این است که حجاب هندى نیز نظیر حجاب ایران باستان سخت و شدید بوده است.از گفتار ویل دورانت در جلد دوم تاریخ تمدن برمى آید که حجاب هندى به وسیله ایرانیان مسلمان در هند رواج یافته است.
نهرو پس از سخنانى که از او نقل کردیم مى گوید: «متاسفانه این رسم ناپسند کم کم یکى از خصوصیات جامعه اسلامى شد و هند نیز وقتى مسلمانان بدین جا آمدند آن را آموخت.» به عقیده نهرو حجاب هند به واسطه مسلمانان به هند آمده است.
ولى اگر تمایل به ریاضت و ترک لذت را یکى از علل پدید آمدن حجاب بدانیم باید قبول کنیم که هند از قدیمترین ایام حجاب را پذیرفته است، زیرا هند از مراکز قدیم ریاضت و پلید شمردن لذات مادى بوده است.
راسل در زناشویى و اخلاق صفحه ۱۳۵ مى گوید : «اخلاق جنسى آنچنان که در جوامع متمدن دیده مى شود از دو منبع سرچشمه مى گیرد: یکى تمایل به اطمینان پدرى، و دیگرى اعتقاد مرتاضانه به خبیث بودن عشق. اخلاق جنسى در اعصار ما قبل مسیحیت و در ممالک خاور دور تا به امروز فقط از منبع اول منشعب مى شود و استثناى آن هند و ایران است که ظاهرا ریاضت طلبى در آنجا پدید آمده و در سراسر جهان پراکنده شده است.» به هر حال آنچه مسلم است این است که قبل از اسلام حجاب در جهان و به ویژه ایران وجود داشته است و اسلام مبتکر آن نیست.
اما در مورد مسلمین زمان پیامبر(ص)
آنچه را که از تاریخ استفاده می شود، این است که حجاب به معنای پوشش زنان، قبل از اسلام در جهان و در ادیان مختلف با شکل های متفاوت وجود داشته و این حکم تأسیسی نیست؛ یعنی اسلام آن را اختراع نکرده، بلکه دین اسلام آن را پذیرفته و چنان که از تاریخ زمان پیامبر (ص) استفاده می شود، اسلام قدری محدوده ی آن را وسیع تر کرده و به آن بیشتر توجه نموده است.
در ایران قبل از اسلام، در میان قوم یهود، در هند، حجاب های سخت و شدیدی وجود داشت. در ایران باستان حتی پدران و برادران نسبت به زن شوهردار نامحرم شمرده می شدند.( ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج ۱۲، ص ۳۰؛ ج ۱، ص ۵۵۲)
بنابراین، آنچه را که از تاریخ استفاده می شود این است که زنان در زمان پیامبر دارای حجاب بودند، البته نه حجاب کامل، زنان عرب معمولاً پیراهن هایی می پوشیدند که گریبان هایشان باز بود، دور گردن، سینه، در معرض دید بود. روسری هایی که به سر می انداختند، قسمت های پایین آن را به پشت سر می انداختند به طور طبیعی گوش ها و گوش واره ها و جلوی سینه و گردن نمایان بود.( مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج ۱۹، ص ۴۸۴- ۴۸۵)
نتیجه این که حجاب زنان در زمان پیامبر (ص) این گونه بوده است که تمام بدن آنان در پوشش بوده، همچنین روسری به سر می انداختند، منتها مقداری از سینه و گردن آنان و جاهایی که محل زینت و موجب تحریک شهوت مردان است، باز بود. از امام باقر (ع) روایت شده: روزی در هوای گرم مدینه زن جوان زیبایی در حالی که طبق معمول روسری خود را به پشت گردن انداخته و دور گردن و بناگوشش پیدا بود، از کوچه عبور می کرد، مردی از اصحاب رسول خدا از طرف مقابل می آمد، آن منظره ی زیبا، سخت نظر او را جلب کرد و چنان غرق تماشای آن زن زیبا شد که از خودش و اطرافش غافل گشت و جلوی خودش را نگاه نمی کرد، آن زن وارد کوچه ای شد و جوان با چشم خود او را دنبال می کرد، همان طور که می رفت ناگهان استخوان یا شیشه ای که از دیوار بیرون آمده بود به صورتش اصابت کرد و صورتش را مجروح ساخت، وقتی به خود آمد که خون از سر و صورتش جاری شده بود. با همین حال به حضور پیامبر رفت و ماجرا را به عرض رساند.( فیض کاشانی، تفسیر صافی، ج ۵، ص ۲۳۰؛ مجموعه آثار، مرتضی مطهری، ج ۱۹، ص ۴۸۵) این جا بود که آیه ی حجاب نازل شد.( وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلی جُیُوبِهِنَّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ .... نور، ۳۱) و به زنان با ایمان بگو چشم های خود را (از نگاه هوس آلود) فرو گیرند و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را آشکار ننمایند و (اطراف) روسری های خود را بر سینه خود افکنند (تا گردن و سینه با آن پوشانده شود) و زینت خود را آشکار نسازند، مگر....
بدیهی است که این آیه در مقام بیان توسعه ی محدوده ی پوشش و حجاب است؛ زیرا قسمت های دیگر بدن با لباس های مرسوم آن زمان که همان پیراهن های بلند بوده پوشیده می شد و فقط قسمت های سینه و گردن بود که باز بود.
آنچه در این آیه محل دقت و مورد نظر است جمله ی ولیضربن بخمرهن علی جیوبهن است. راغب در مفردات می گوید: اصل خمر به معنای پوشانیدن شیء است و به آنچه با آن چیزی را می پوشانند، خمار گویند، ولی در عرف، خمار مخصوص شده به آنچه زن سر خود را با آن می پوشاند.( راغب اصفهانی، مفردات الفاظ قرآن، واژه ی خمر) گفته اند وقت نزول آیه زنان، اطراف چارقد و روسری را جمع کرده، به پشت سر می انداختند و سینه هایشان آشکار می شد.( قرشی، سید علی اکبر، قاموس قرآن، ج ۲، واژه ی حجب)
بنابراین، معنای آیه این می شود که زنان می باید روسری خود را بر روی سینه و گریبان خویش قرار دهند، تا گردن و سینه با آن پوشانده شود.
ابن عباس در تفسیر این بخش از آیه می گوید: یعنی زن، مو و سینه و دور گردن و زیر گلوی خود را بپوشاند.( تغطی شعرها، و صدرها، و ترائبها و سوالفها». طبرسی، مجمع البیان، ج ۴، ص ۱۳۸)
از عائشه نقل شده: همین که آیه ی ۳۱ سوره ی نور نازل شد، هیچ زنانی را همانند زنان انصار، مشاهده نکردم و دیده نشد که آنان همچون سابق بیرون بیایند.( ما رأیت نساءاً خیراً من نساء الانصار، لما نزلت هذه الآیه...». تفسیر کشاف، ج ۳، ذیل آیه ی ۳۱ سوره ی نور.)
اما در مورد اینکه حجاب زنان در حکومت اسلامی چگونه بوده است، باید گفت به یقین حکومت اسلامی، فشار زیادی روی اهل کتاب و اهل ذمه نداشته و به نحوه حجاب آنان کاری نداشته است؛ ولی گاهی می شود اگر تبعیضی میان زنان مسلمان و غیر مسلمان در یک جامعه واقع شود، به عنوان ثانوی، منشأ مشکلات می شود؛ لذا احتمالا آنان نیز مانند مسلمانان حجاب کامل را رعایت می کردند مثل زنان غیر مسلمانی که در عصر ما در ایران زندگی می کنند، حکومت اسلامی می تواند از آن ها هم بخواهد برای رعایت احترام جامعه اسلامی و همرنگ شدن با مسلمین و برای این که در محیط تبعیضی نباشد، احتراماً ارزش های کشوری را که در آن زندگی می کنند، رعایت کنند که یکی از آن ارزش ها حجاب است. (برگرفته از: فرهنگ حجاب؛ بیم ها و امیدها، قم: دفتر مطالعات دینی زنان، ۱۳۸)
مطلب دیگر این است که آنچه مسلم است اینست که: آیه حجاب خطابش به مردان و زنان مؤمن و مؤمنه می باشد و نه اهل کتاب، همچنین برخوردی هم از پیامبر یا امیرالمومنین با اینگونه افراد در تاریخ گزارش نشده است.
اما در مورد مشرکین که اعتقادی به حجاب نداشته اند باید گفت چون آیات حجاب در سال ششم هجرت در مدینه و در زمان استقرار حکومت اسلامی در آنجا نازل شده و مشرکی در مدینه زندگی نمی کرده لذا طبیعتا برخوردی هم نمی‌تواند رخ داده باشد. (با دقت در روایتی که از عایشه نقل شد این مساله به خوبی قابل درک می باشد).

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.