نسخه آزمایشی

پیام های عاشورا ۱۳۸۹/۹/۲۲ - ۱۳۷۸۰ بازدید

پیام های عاشورا



سخنانی که از امام
حسین (علیه السلام) و اصحاب آن حضرت نقل شده به طور واضح و روشن، اهداف و انگیزه
های این نهضت پرشور و روحانی را تبیین می کند و درس ها و عبرت هایی را که انسان ها
در طول قرون می توانند از آن بهره ببرند، آشکار می نماید و پیام ها و آموزه های خود
را به همگان نشان می دهد.

ما در این مختصر
به گوشه ای از درس ها و پیام های عاشورا از زبان کسانی که خود، این نهضت خونین و
حماسی را آفریدند می پردازیم.

 


الف) پیام های
اعتقادی



۱. توحید و ایمان
به مبدأ و معاد


عقیده به مبدأ و
معاد مهم ترین عامل جهاد و فداکاری در راه خداست، چنین اعتقادی در کلمات امام حسین
(علیه السلام) و اشعار و رجزهای او و یارانش نقش محوری دارد. وقتی سپاه حرّ، راه را
بر کاروان امام بست، حضرت ضمن خطابه ای که ایراد کرد، فرمود: «تکیه گاهم خداست و او
مرا از شما بی نیاز می کند.» روز عاشورا وقتی بی تابی خواهرش را می بیند، می
فرماید: «خواهرم خدا را در نظر داشته باش، بدان که همه زمینیان می میرند، آسمانیان
هم نمی مانند، هرچیزی جز وجه خدا که آفریدگار هستی است از بین رفتنی است».


صبح عاشورا نیز
وقتی سپاه کوفه با همهمه رو به اردوگاه تاختند با خدا چنین مناجات می کند: خدایا!
در هر گرفتاری و شدت تکیه گاه و امیدم تویی و در هر حادثه ای که برایم پیش آید
پشتوانه منی.

باور به معاد رشته
های علقه انسان را از دنیا می گسلد و به او یاری می رساند تا بتواند در مسیر عمل به
تکلیف راحت از جان خود بگذرد.

۲.
اعتقاد به رسالت پیامبر


در عصر پس از
پیامبر، امت دچار تجزیه شدند، برخی به سنت و دین او وفادار ماندند، ولی اکثر مردم
دچار ضلالت و بدعت شدند. در مکه حضرت سیدالشهداء(علیه السلام) با ابن عباس درباره
امویان حاکم صحبت می کرد و از وی پرسید: «نظر تو درباره کسانی که پسر دختر پیامبر
را از خانه و وطن و زادگاهش بیرون کرده و او را آواره دشت و بیابان کردند و در پی
کشتن وی و ریختن خونش هستند، چیست؟ در حالی که این پسر پیامبر، نه برای خدا شریکی
قائل شده، نه غیر خدا را سرپرست خویش گرفته و نه از آیین پیامبر خدافاصله گرفته
است». ابن عباس در جواب عرض کرد: «درباره آنان چیزی نمی گویم، جزاین آیه قرآن که:
(آنان به خدا و پیامبرش کافر شدند...) و بعد حضرت فرمود: خدایا! شاهد باش ابن عباس
به صراحت به کفر آنان نسبت به خدا و رسول گواهی داد».

در طول سفر نیز
امام و خاندانش پیوسته از رسول خدا(ص) یاد می کردند و خود را از نسل آن حضرت معرفی
می کردند و به آن افتخار کرده و کرامت و شرافت خود را در آن می دانستند.


۳.
امامت


فلسفه سیاسی اسلام
برای مدیریت جامعه بر مبنای دین در قالب و شکل امامت تجلّی می کند. اهل بیت پیامبر
به لحاظ صلاحیت های ذاتی شایسته تر از دیگران برای تصدّی زمام داری مسلمین اند،
آنچه که در غدیر خم اتفاق افتاد، تأکید مجدّد برای چندمین بار بود که رسالت پیشوایی
امت پس از رسول خدا(ص) را به عهده شایسته ترین فرد پس از او؛ یعنی امیرالمؤمنین
(علیه السلام) می انداخت؛ هرچند که عدّه ای ریاست طلب وزورمدار با راه اندازی غوغای
سقیفه مسیر امامت مسلمین را در بستری دیگر انداختند وامت را از امامت علی (علیه
السلام) محروم کردند، ولی این حق ازآن امام بود و خود او پیش از رسیدن به خلافت و
پس از آن در درگیری و مناقشاتی که با خلفا و معاویه داشت، و پس ازشهادتش، امامان
دیگر شیعه پیوسته بر این حق مسلّم تأکید کردند و آن را حق خویش و دیگران را غاصب
دانستند.

قیام عاشورا، جلوه
ای از این حق خواهی و باطل ستیزی در ارتباط با این والاترین رکن جامع اسلامی بود،
امام حسین (علیه السلام) در مسیر راه کوفه پس از برخورد با سپاه حرّ در خطابه ای که
ایراد کرد، چنین فرمود:

 «ای مردم! اگر
تقوای خدا پیشه کنید و حق را برای صاحبانش بشناسید، خدا ازشما بیشتر راضی خواهد
بود، ما دودمان پیامبریم و به عهده داری این امر و ولایت بر شما از دیگران که به
ناحق مدّعی آنند و در میان شما به ستم و تجاوز حکومت می کنند سزاوارتریم».


پیام عاشورا این
است که در جامعه اسلامی حاکمیت و ولایت حق شایسته ترین افراد است؛ یعنی فردی که
تعهد ایمانی بالایی داشته باشد و برای اجرای فرامین قرآن وهدایت جامعه به سوی اسلام
ناب بکوشد و شیوه حکومتی اش بر مبنای عدل و قسط باشد.

۴.
شفاعت


مقام شفاعت برای
پیامبر و خاندان او در قیامت یکی از ارکان اعتقادی شیعه است. در کوفه وقتی امام
سجاد(علیه السلام) را با آن حال رقّت بار و دست و زنجیر بر گردن آوردند، حضرت ضمن
ایراد اشعاری به این نکته مهم اشاره می کند و می فرماید:

 «اگر روز قیامت
ما و پیامبر خدا در یک جا جمع شویم، شما چه خواهید گفت و چه حرفی برای گفتن یا
عذرخواهی دارید؟».

در سخنانی هم که
حضرت زینب در کوفه داشت، از جمله به این شعر تمثّل جست که:

 «آن گاه که
پیامبر (در قیامت) به شما بگوید: چه کردید؟ شما که امت آخرالزمان هستید! چه جوابی
خواهید داد؟».

یادآوری موضوع
اعتقادی شفاعت نوعی ملامت بر عملکرد دشمنان نیز بود، چراکه جنایت آنان به ذریّه
پیامبر(ص) با وضع امتی که به شفاعت آن حضرت اعتقاد داشته باشند ناسازگار است.


درخواست شفاعت و
امید به آن که در زیارت نامه ها آمده است، همین اثر تربیتی را دارد، از جمله در
زیارت امام حسین (علیه السلام) می خوانیم: «اللّهم ارزقنی
شفاعه الحسین یوم الورود»
.

۵.
بدعت ستیزی


امام حسین (علیه
السلام) مصداق بارزی از عمل به این تکلیف الهی به دفاع از حریم دین پرداخت و از
انگیزه های خویش احیای دین و بدعت ستیزی را برشمرد، از جمله در نامه ای که به
بزرگان بصره نوشت چنین آمده است:

 «أدعوکم
الی کتاب الله و سنه نبیّه فان السنّه قد اُمیتت و البدعه قد اُحییت»
؛
شما را به کتاب خدا و سنت پیامبرش دعوت می کنم، همانا سنت پیامبر مرده و بدعت زنده
شده است.

 

ب)
پیام های اخلاقی


۱.
آزادگی


حضرت علی (علیه
السلام) در جایی می فرماید: «آیا هیچ آزاده ای نیست که این نیم خورده (دنیا) را
برای اهلش واگذارد؟ یقیناً بهای وجود شما چیزی جز بهشت نیست، پس خود را جز به بهشت
نفروشید».

آزادگی در آن است
که انسان کرامت و شرافت خودش را بشناسد و تن به پستی و ذلت و حقارت و اسارت دنیا و
زیر پا نهادن ارزش های انسانی ندهد.

نهضت عاشورا، جلوه
بارزی از آزادگی در مورد امام حسین (علیه السلام) و خاندان و یارانش است به عنوان
نمونه وقتی می خواستند به زور از آن حضرت برای یزید بیعت بگیرند با ردّ درخواست آن
ها این گونه فرمودند: «نه به خدا سوگند نه دست ذلّت به آنان می دهم و نه چون بردگان
تسلیم حکومت آن ها می شوم».

صحنه کربلا نیز
جلوه دیگری از این آزادگی بود، آن حضرت از میان دو امر؛ یعنی شمشیر یا ذلّت مرگ با
افتخار را پذیرفت و فرمود: «هیهات منّا الذله».


اگر آزادی خواهان
در راه استقلال و رهایی از ظلم می جنگند، در سایه همین آزادگی است که ارمغان عاشورا
برای همیشه تاریخ است.

۲.
ایثار


در صحنه عاشورا
نخستین ایثارگر خود حضرت بود که حاضر شد جان خود را فدای دین خدا کند و رضای او را
بر همه چیز برگزیند، اصحاب آن حضرت نیز هر کدام ایثارگرانه جان خویش را فدای امام
خویش کردند.

اظهارهای یاران
امام در شب عاشورا مشهور است، یک به یک برخاستند و آمادگی خود را برای جانبازی و
ایثار خود در راه امام (علیه السلام) اظهار کردند؛ به عنوان نمونه، به این سخن مسلم
بن عوسجه اشاره می کنیم که به امام (علیه السلام) فرمود: «هرگز از تو جدا نخواهم
شد، اگر سلاحی برای جنگ با آنان نداشته باشم با سنگ با آنان خواهم جنگید تا همراه
تو به شهادت برسم».

۳.
توکّل


امام حسین (علیه
السلام) در آغاز حرکت خویش از مدینه تنها با توکّل بر خدا این راه را برگزید و در
تمام مسیر تنها تکیه گاهش خدا بود، حتّی توکّلش بر یاران همراه هم نبود. ازاین رو
از آنان خواست که هر کس می خواهد برگردد و همین توکل باعث شد هیچ پیشامدی نتواند در
عزم او خلل وارد کند.

در وصیتی که به
برادرش محمدبن حنفیّه در آغاز حرکتش از مدینه داشت، ضمن بیان انگیزه و هدف خویش از
قیام در پایان فرمود: «ما توفیقی الاّ بالله علیه توکّلت
و الیه اُنیب»
و یا درخطبه هایی که در روز عاشورا ایراد نمود، جمله
«انی توکّلت علی الله ربّی و ربّکم» را بیان
کرد که بیانگر همین روحیه است.

۴.
جهاد با نفس


خود ساختگی و جهاد
با نفس زیربنای جهاد با دشمن بیرونی است و بدون آن، این هم بی ثمر است و کربلا
سرشار از این مجاهدت هاست. نافع بن هلال همسری داشت که نامزد بود و هنوز عروسی
نکرده بود، در کربلا هنگامی که می خواست برای نبرد به میدان رود همسرش دست به دامان
او شد و گریست. این صحنه کافی بود که هر جوانی را متزلزل کند و انگیزه جهاد را از
او سلب نماید، ولی او با آن که امام نیز از او خواست که شادی همسرش را بر میدان
رفتن ترجیح دهد، بر این محبت دنیوی و غریزی غلبه یافت و گفت: «ای پسر پیامبر! اگر
امروز تو را یاری نکنم، فردا جواب پیامبر را چه بدهم؟» جنگید تا شهید شد.


۵.
شجاعت


شجاعت عاشوراییان،
ریشه در اعتقادشان داشت، آنان که به عشق شهادت می جنگیدند از مرگ ترس نداشتند تا در
مقابله با دشمن سست شوند و به همین دلیل لشگریان دشمن پیوسته از برابرشان می
گریختند و چون توان مبارزه فردی را با آنها نداشتند به طور جمعی حمله کرده و آنها
را به شهادت می رساندند.

یکی از راویان
حوادث کربلا حمیدبن مسلم می گوید: «به خدا سوگند! هیچ محاصره شده ای در انبوه مردم
ندیدم که فرزندان و خاندان و یارانش کشته شده باشند و چون حسین بن علی قوی دل و
استوار و شجاع باشد».

۶.
صبر و استقامت


آنچه حماسه کربلا
را ماندگار و جاودانه کرد، روحیه مقاومت و صبر امام حسین (علیه السلام) و یاران و
همراهان او بود. حضرت در یکی از منزلگاه های میان راه این گونه فرمود: «صبر ومقاومت
کنید ای بزرگ زادگان! چرا که مرگ شما را از رنج و سختی عبور می دهد و به سوی بهشت
گسترده و نعمت های همیشگی می رساند».

از زمزمه های حضرت
در آخرین لحظات زندگی در گودال قتلگاه، صبر بر قضای الهی به گوش می رسید.

۷.
عزّت و افتخار


امام (علیه
السلام) و خاندان و اصحاب حضرت در مواقع و مواطن مختلف عزت و افتخار، خود را در عمل
و گفتار به منصه ظهور رساندند و در مقابل، ذلت و خواری یزید و دودمان ناپاکش را
اثبات کردند که نمونه های آن بی شمار است: وقتی والی مدینه بیعت با یزید را به حضرت
پیشنهاد کرد، حضرت ضمن ردّ آن، با ذلیلانه شمردن آن این گونه فرمود: «کسی همچون من
با شخصی چون او بیعت نمی کند».

در جای دیگر با
ردّ پیشنهاد تسلیم شدن فرمود: «همچون ذلیلان دست بیعت با شما نخواهم داد».


۸.
عفاف و حجاب


نهضت عاشورا برای
احیای ارزش های دینی بود و از جمله آنها حفظ حجاب وعفاف زن مسلمان است، سیدبن طاووس
می گوید: شب عاشورا امام حسین (علیه السلام) در گفت گو با خانواده اش آنان را به
حجاب و عفاف و خویشتن داری توصیه کرد.

دختران و خواهران
امام (علیه السلام) مواظب بودند تا حریم عفاف اهل بیت پیامبر تا آن جا که می شود،
حفظ و رعایت شود. اُم کلثوم به مأمور اسیران فرمود: «وقتی ما را وارد شهر دمشق می
کنید از دری وارد کنید که تماشاچی کمتری داشته باشد». و از آنان درخواست کرد که
سرهای شهدا را از میان کجاوه های اهل بیت فاصله بدهند، تا نگاه مردم به آنها باشد و
حرم رسول خدا را تماشا نکنند.

۹.
عمل به تکلیف


امامان شیعه در
شرایط مختلف اجتماعی طبق تکلیف عمل می کردند و در این راه هیچ چیز نمی توانست آنها
را از آن منع کند. حادثه عاشورا نیز یکی از جلوه های بارز عمل به وظیفه بود و این
را امام حسین (علیه السلام) و خاندان و اصحاب او در کردار و گفتار به اثبات
رساندند.

حضرت وقتی می
خواست از مکّه به سوی کوفه خارج شود، در جواب ابن عباس که او را از رفتن به سوی
عراق برحذر می داشت، فرمود: «با آن که می دانم تو از روی خیرخواهی و شفقت چنین می
گویی، اما من تصمیم خود را گرفته ام».


۱۰. غیرت


یکی از خصلت های
پسندیده، غیرت است و خداوند نیز بندگان غیرت مند خود رادوست دارد.

در حادثه عاشورا
جوانان بنی هاشم پیوسته اهل بیت حضرت را در طول سفر درخیمه ها محافظت می کردند، شب
ها با حراست آن ها ـ به ویژه قمر بنی هاشم ـ زنان حرم آسوده و بی هراس می خفتند.


خود حضرت نیز تا
وقتی که زنده بود، نتوانست تحمّل کند که نامردان به حریم ناموس او نزدیک شوند تا
جایی که نوشته اند: حضرت در حمله های خود نقطه ای در میدان نبرد انتخاب کرده بود که
نزدیک خیام حرم باشد تا در صورت حمله دشمن کسی متعرض مخدّرات نشود.

در واپسین لحظات
هم که مجروح بر زمین افتاده بود، وقتی شنید که گروهی از سپاه دشمن قصد حمله به خیمه
ها و تعرّض به زنان و کودکان را دارند بر سرشان فریاد برآورد: «ای پیروان آل
ابوسفیان! اگر دین ندارید و از معاد نمی ترسید، لا اقل در دنیا آزاده مرد باشید...
من با شما می جنگم و شما با من می جنگید، به زنان که نباید تعّرض کرد! تا وقتی من
زنده ام طغیان گرانتان را از تعرّض به حرم من باز دارید».


۱۱. فتوّت و جوانمردی


امام حسین (علیه
السلام) و یارانش زیباترین جلوه های جوانمردی و فتوت را در حماسه عاشورا از خود
نشان دادند، چه با حمایتشان از حق، چه با جانبازی در رکاب امام خویش تا شهادت و چه
در برخورد انسانی با دیگران حتی دشمنان.

در مسیر، وقتی
امام (علیه السلام) با لشکر حرّ برخورد کرد وقتی یکی از اصحابش پیشنهاد کرد که
اینان گروه اندکند و جنگ با اینها آسان تر از نبرد با گروه هایی است که بعداً می
آیند، در جواب فرمود: «من شروع به جنگ نمی کنم».

و صحنه دیگر آب
دادن به سپاه تشنه حرّ بود که حضرت حتی آن که از همه دیرتر رسیده بود را سیراب کرد.



۱۲. مواسات


یکی از زیباترین
خصلت های اخلاقی، مواسات، یعنی غم خواری و هم دردی ویاری کردن دیگران است. از جلوه
های بارز مواسات در حادثه عاشورا، صحنه ای است که میان بنی هاشم و دیگر یاران امام
(علیه السلام) پیش آمد و هر گروه حاضر بودند پیش مرگ دیگری شوند. در شب عاشورا حضرت
ابوالفضل (علیه السلام) در خیمه بنی هاشم این گونه ایراد سخن کرد: «فردا صبح، شما
نخستین گروهی باشیدکه به میدان می روید، ما پیش از آنان به استقبال مرگ می رویم تا
مردم نگویند اصحاب را جلو فرستادند...» و بنی هاشم هم برخاستند و شمشیرها را کشیدند
و گفتند: «ما هم با تو هم عقیده ایم».


۱۳. وفا


وقتی به صحنه
عاشورا می نگریم، مظاهر برجسته ای از وفا را می بینیم. شب عاشورا سیدالشهدا(علیه
السلام) وقتی با اصحاب خود صحبت می کند، وفای آنان را می ستاید و می فرماید: «من
باوفاتر و بهتر از اصحابم، اصحابی نمی شناسم».

 

ج)
پیام های عرفانی


۱.
اخلاص


صحنه عاشورا، صحنه
تصفیه خالصان از ناخالصان است. آنها که از اول به قصدی غیر از رضایت و قرب الهی و
عمل به وظیفه، همراه امام (علیه السلام) به طرف کربلا حرکت کردند، هر یک به بهانه
ای از حضرت جدا شدند و تنها کسانی ماندند که این راه را خالصانه انتخاب کرده بودند
و خلوص خود را در شب عاشورا و روز نبرد نشان دادند.

امام (علیه
السلام) پیش از شروع حرکت از مدینه ضمن خطابه مفصلی که ایراد کرد، هرگونه شائبه
دنیاطلبی و ریاست خواهی و جنگ قدرت را ردّ کرد و انگیزه خالص اصلاح دینی و اجتماعی
را مطرح ساخت.

در جای دیگر، این
گونه فرمود: «من هرگز به عنوان شورش و خوش گذرانی، سرمستی، فسادانگیزی یا ستم قیام
نکردم، بلکه برای طلب اصلاح و امر به معروف و نهی از منکر قیام کردم».

۲.
بلا و امتحان


عارفان با ایمان
نه تنها از بلا نمی گریزند، بلکه آن را نشانه لطف الهی و سبب پاکی روح و جان خود می
دانند و به استقبال آن می روند.

سیدالشهدا(علیه
السلام) در روز عاشورا در مناجاتی که در آخرین لحظات حیات با خدا دارد، خداوند راهم
به نعمت های سرشارش می ستاید و هم به بلای نیکویش.

۳.
رضا و تسلیم


اهل بیت، در مقابل
خواست خدا و تقدیر الهی کاملاً راضی و خشنود بودند و باپشتوانه آن هر مشکل و بلایی
را صبورانه و عاشقانه تحمل می کردند.

امام حسین (علیه
السلام) وقتی می خواست از مدینه خارج شود، هنگام وداع با قبرپیامبر(ص) از خدا خواست
که آنچه رضای او در آن است، برایش مقدّر کند.

در مسیر کوفه نیز
پس از برخورد با «فرزدق» و آگاهی از اوضاع کوفه فرمود: «اگر قضای الهی بر چیزی نازل
شود، آن را دوست داریم».

۴.
شهادت طلبی


صحنه عاشورا جلوه
شهادت طلبی یاران با ایمان امام حسین (علیه السلام) بود، خود حضرت نیز پیشتاز و
الگوی این میدان بود.

وقتی امام می
خواست از مکه حرکت کند با خواندن خطبه ای از زیبایی مرگ در راه خدا سخن گفت و از
آنها خواست که هر کس طالب شهادت است و آمادگی بذل جان خویش را دارد همراه حضرت
برود.

۵.
عشق به خدا


یکی از شاعرانی که
به حادثه عاشورا از زاویه عرفانی و عشق به خدا نگاه کرده، عمان سامانی است، دیوان
«گنجینه الاسرار» او با همین تحلیل به حماسه حسینی نظردارد. او امام حسین (علیه
السلام) را سرمست از شوق و عشق الهی می بیند، او را موجی برخاسته ازدریا می داند که
محو حقیقت خداست و در جدال عقل و عشق سپاه عشق را غالب می سازد و حتی در وداع آخر
خود با خواهرش از او می خواهد که حجاب وصل نشود.

۶.
یاد خدا


سیدالشهدا(علیه
السلام) در تمامی حالات و در بحرانی ترین پیشامدها با یاد خدا آرامش می یافت و این
اطمینان قلبی را به خاندان و یارانش نیز منتقل می کرد.

حضرت وقتی برای
اصحابش خطبه می خواند، آغاز آن را حمد و ثنای الهی قرارمی داد. در صبح عاشورا وقتی
سپاه دشمن به سویش می آید، می فرماید: «خدایا در هر گرفتاری، تو تکیه گاه منی».


 

د)
پیام های تاریخی


۱.
اتمام حجت


در نهضت عاشورا
امام حسین (علیه السلام) و یارانش پیش از آن که جنگ درگیرد و دست دشمن به خون پاک
آنان آلوده شود اتمام حجت می کردند و با آیات بیّنات راه صحیح وحق را به آنها نشان
می دادند تا مبادا کسی از روی جهالت خود را دچار عذاب الهی کند.

در روز عاشورا
حضرت ضمن خطبه ای که ایراد کرد، این گونه فرمود:

 «به نسبت و تبار
من بنگرید؛ آن گاه به وجدان خویش باز گردید و خود را سرزنش کنید، ببینید آیا کشتن
من و هتک حرمتم برای شما رواست؟ آیا من پسر دختر پیامبرتان نیستم؟ آیا من پسر وصی و
عموزاده پیامبر نیستم؟ آیا حمزه سیدالشهدا و جعفر طیّار، عموی من نیستند؟ آیا این
سخن پیامبر به گوشتان نرسیده که فرمود: این دو [حسن و حسین] سرور جوانان
بهشتند؟.... آنچه می گویم حق است و تاکنون دروغی نگفته ام. اگرمی پندارید دروغ می
گویم از جابر بن عبدالله انصاری، ابوسعید خدری، سهل ساعدی، زیدبن أرقم و أنس بن
مالک بپرسید که می گویند این سخن را از پیامبر درباره من و برادرم شنیده اند. آیا
این کافی نیست که دست به کشتنم نیالایید؟».

۲.
افشاگری


در حادثه کربلا
یکی از رسالت های بازماندگان حادثه افشاگری علیه دشمن بود وضربه زدن به رژیم اموی
از طریق تبیین آنچه در کربلا گذشت. نقش امام سجاد(علیه السلام) وحضرت زینب در این
میان حائز اهمیت بود.

امام در نطقی که
در کوفه داشت، در حضور انبوه مردم این گونه خود را معرفی کرد: «ای مردم! هرکس مرا
می شناسد، که شناخته است و هر کس مرا نمی شناسد، من علی بن الحسین هستم، پسر آن که
حرمتش را زیر پا نهادند و نعمت را از او سلب کردند، مالش را به غارت بردند، خانواده
اش را به اسارت گرفتند، من پسر کسی هستم که بی گناه او را در کنار شط فرات سر
بریدند».

۳.
ریشه عاشورا در سقیفه


عاشورا در واقع
تجلی نهایت دشمنی های امویان با اهل بیت عصمت و طهارت بود که با هم دستی همه عوامل
پیدا و پنهان شکل گرفت، اگر وصیت پیامبر(ص) درباره سرنوشت مسلمین پس از خودش عمل می
شد و ولایت حاکمیت می یافت. آن بدعت ها، رجعت ها و شعله ور شدن آتش کینه و عداوت
بازماندگان احزاب شرک و ضربه خوردگان ازتیغ اسلام بروز نمی یافت، شهادت امام حسین
(علیه السلام) و یارانش در عاشورا برگی دیگر از آن ستم نخستین بود، تیری که روز
عاشورا بر قلب حسین (علیه السلام) نشست و خون حضرت را برزمین ریخت، درواقع در روز
سقیفه رها شده بود و در عاشورا به هدف نشست!

این که یزید پس از
کشتن امام (علیه السلام) مغرورانه می گفت: کاش اجدادم و نیاکانم بودندو شاهد این
انتقام گیری بودند، نشانه دیگری از همین کینه دیرینه است.

۴.
عبرت آموزی


حادثه کربلا، یکی
از حودث الهام بخش و عبرت آموز است، در عین حال که برای همه حق جویان و عدالت
خواهان و مبارزان راه حق و آزادی یکی از غنی ترین منابع الهام بخش است، از نگاه
دیگر، یکی از تلخ ترین حوادث و دردناک ترین فجایعی است که در تاریخ اسلام به دست
امت پیامبر پدید آمد و جا دارد دقیقاً مطالعه و عوامل بروز این حادثه تلخ ریشه یابی
شود.

مقام معظّم رهبری
فرموده اند: «ملت اسلام جا دارد فکر کند که چرا پنجاه سال بعد از وفات پیغمبر کار
کشوراسلامی به جایی رسید که همین مردم مسلمان از وزیرشان، امیرشان، سردارشان،
عالمشان، قاضی شان، قاری شان گرفته تا اجانب و اوباش در کوفه و کربلا جمع شدند و
جگرگوشه
همین پیغمبر را با آن وضع فجیع به خاک و خون کشیدند! خوب، باید آدم به فکر فرو رود
که چرا این طوری شد؟...
کار به
جایی برسد که جلوی چشم مردم حرم پیامبر را
بیاورند
توی کوچه و بازار به آنها تهمت خارجی بزنند».

 


هـ) پیام های سیاسی اجتماعی


۱.
امر به معروف و نهی از منکر


در قرآن کریم و
منابع روایی ما از این اصل به عنوان یکی از مهم ترین فرایض، بلکه برترین فریضه یاد
شده که در صورت فراهم شدن شرط بر همگان واجب است.

امام حسین (علیه
السلام) در ضمن بیان انگیزه های قیام خویش به این امر مهم اشاره می کند و می
فرماید: «ارید أن آمر بالمعروف و أنهی عن المنکر».

۲.
اصلاح


جامعه ای که دچار
انحطاط شده و از ملاک های ارزشی فاصله بگیرد، دچار فساداست. خصوصاً جامعه ای که در
رأس قدرت افرادی باشند که خود از جامع ترین مظاهر فساد از هر حیث باشند، چنین جامعه
ای نیاز به اصلاح دارد و بر آگاهان و دلسوزان جامعه خصوصاً ائمه دین واجب و فرض است
که ساکت ننشینند و به این امر مهم قیام کنند. حرکت امام حسین (علیه السلام) از نوع
همین حرکت اصلاح گرانه بود و خود در سخن معروف خویش به آن اشاره می کند، آن جا که
می فرماید: «انّما خرجت لطلب الاصلاح فی اُمه جدّی».


۳.
جهاد


در عصر امام حسین
(علیه السلام) مردم گرفتار حکومت ظالم و فاسدی شده بودند که برای مقدسات دینی و
اسلام و مسلمانان حرمتی قائل نبود و اسلام در چنین شرایطی در معرض نابودی بود. امام
حسین (علیه السلام) قیام بر چنین حکومتی را واجب می دید و با امتناع ازبیعت با یزید
به مکه رفت و از آن جا به کوفه عزیمت کرد تا شیعیان را در جهاد بر ضد ستم رهبری
کند.

خود حضرت در
دیداری که با فرزدق در مسیر کوفه داشت، ضمن برشمردن فسادهای حکومت امویان و تعطیل
حدود الهی و رواج می خواری و غارت اموال مردم فرمود: «من سزاوارترین کسی هستم که به
یاری دین خدا برخیزم و شریعت مطهر او را
عزیز بدارم
و در راه او جهاد کنم تا کلام الهی برترین شود».

۴.
عدالت خواهی


پیام عاشورا دعوت
از انسان ها برای تلاش در راه اقامه عدل و قسط است، زیرا بدون حیات اجتماعی مبتنی
بر عدل همه ارزش ها تباه می شود و زمینه مرگ دستورهای دینی و آیین الهی فراهم می
آید.

امام حسین (علیه
السلام) در یکی از سخنرانی های خویش با استناد به فرمایش حضرت رسول (ص)
که قیام
علیه سلطه جابرانه را لازم می شمارد، خود را شایسته ترین فرد برای قیام جهت تغییر
حکومت و ساختار سیاسی معرفی می کند.

این هدف در سخن
یاران امام (علیه السلام) نیز دیده می شود، مسلم بن عقیل پس ازدستگیری خطاب به ابن
زیاد فرمود:

 «ما آمده ایم تا
به عدالت فرمان دهیم و به حکم قرآن فرا بخوانیم».

۵.
عزت خواهی


امام حسین (علیه
السلام) مرگ در راه مبارزه با ستم و عدوان را سعادت می داند و زندگی درکنار ستمگران
را مایه ننگ و ذلت می شمرد: «لا أری الموت الاّ سعاده
والحیاه مع الظالمین الاّ بَرَماً»
.

۶.
هجرت


قرآن کریم از
مهاجران به عظمت یاد می کنند. در تاریخ اسلام نیز مهاجران به حبشه و یثرب موقعیت و
احترام داشتند و هجرت یک ارزش مکتبی به حساب می آمد وروی همین حساب مبدأ تاریخ قرار
گرفت.

در نهضت عاشورا
نیز امام حسین (علیه السلام) برای مقابله با حکومت جور، برای امر به معروف و نهی از
منکر و در راه احیای دین دست به هجرت زد و مدینه را به قصد مکّه و مکّه را به سمت
عراق پشت سر نهاد، حضرت هنگام خروج از مدینه آیه «فخرج
منها خائفاً یترقّب قال رب نجّنی من القوم الظالمین»
را تلاوت کرد که به
هجرت حضرت موسی (علیه السلام) از ظلم و ستم فرعون مربوط می شود.

 

و)
پیام های احیاگری


۱.
احیای کتاب و سنت


در سخنان
سیدالشهدا (علیه السلام) نمونه هایی از مرگ سنت ها و حیات بدعت ها و جهالت ها و نیز
جملاتی از احیاگری به اصول و ارزش های فراموش شده و از دست رفته وجود دارد:

حضرت در نامه ای
خطاب به مردم بصره می نویسد: «من شما را به کتاب خدا و سنّت پیامبر فرا می خوانم،
سنت مرده و بدعت زنده شده است، اگر سخنم را بشنوید و فرمانم را پیروی کنید، شما را
به راه رشد هدایت می کنم».

۲.
احیای دین


سیدالشهدا(علیه
السلام) مرگ در راه حق و احیای آن را زندگی می شمرد و در این راه باکی از شهادت
نداشت، این سخن از اوست: چه آسان است مرگ در راه رسیدن به عزّت و زنده کردن حق.


حضرت ابوالفضل
(علیه السلام) نیز در رجزی که در روز عاشورا، پس از قطع شدن دست راست خویش خواند بر
مسئله حمایت از دین تأکید داشت: «والله ان قطعتم یمینی
انّی أحامی أبداً عن دینی»
.

۳.
احیای نماز


امام حسین (علیه
السلام) و یاران باوفایش در نهضت عاشورا به نماز و اقامه آن اهمیت بسیاری می دادند،
مهلت شب عاشورا به خاطر همین بود، عشق به نماز و دعا و استغفار دردل امام (علیه
السلام) آن چنان بود که به برادرش عباس (علیه السلام) فرمود: «از این گروه بخواه تا
نبرد را به فردا بیندازند و امشب به تأخیر افتد، باشد که به نمازو دعا و استغفار
بپردازیم، خدا می داند که من پیوسته علاقه به نماز و تلاوت آیات الهی داشته ام».


 


نتیجه گیری


عاشورا مکتب انسان
سازی است و حسین آموزگار بزرگ بشریت؛ عاشورا یک حادثه نیست، بلکه یک مکتب است،
مکتبی که درس ایمان و عقیده، شهامت و شهادت، عدالت و آزادی خواهی، همّت و غیرت،
جهاد و قیام، صبر و استقامت، امامت و ولایت، ایثار و رشادت و در یک کلام درس
انسانیت به تمامی بشر و تمام آنها که می خواهند
انسان
باشند و انسان زندگی کنند، می دهد. عاشورا در ظاهر یک روز، ولی در واقع به بلندای
تمام اعصار و قرون است و عاشوراییان در ظاهر تعدادی محدود، اما در واقع به تعداد
تمام عدالت جویان و آزادی خواهان جهان و تمام آنهایی که قلبشان برای انسانیت می
تپد. آری، در آن زمان اگر چه به ظاهر یزید بر خاندان پیامبر(ص) تسلط پیداکرد و
توانست بدن های آنها را زیر سُم اسبان لگدکوب کند، اما مکتب و مرام آنها هرگز ازبین
نرفت و تا حق و حقیقت وجود دارد حسین و حسینیان زنده و جاویدند و همین رمز
بقای نهضت
اواست.

 

در
این جواب از این منابع استفاده شده است:

۱ـ الاحتجاج،
الطبرسی، احمدبن علی، م ۵۶۰ ه، نشر دارالنعمان، بیروت، لبنان.

۲ـ الارشاد، شیخ
مفید، م ۴۱۳ ه، نشر دارالمفید، تحقیق مؤسسه آل البیت:، قم.

۳ـ بحارالانوار،
مجلسی، محمدباقر، م ۱۱۱۱ ه، نشر مؤسسه الوفاء، بیروت، لبنان.

۴ـ حماسه حسینی،
مطهری، مرتضی، م ۱۳۵۸ ش، مجموعه آثار، جلد ۱(علیه السلام)، انتشارات صدرا، تهران.


۵ـ حیاه الامام
الحسین (علیه السلام)، قرشی، باقر شریف، معاصر، مطبه أدب، نجف اشرف.

۶ـ صحیفه الحسین
(علیه السلام)، قیومی اصفهانی، جواد، معاصر، مؤسسه نشر اسلامی، قم.

۷ـ العوالم،
بحرانی، عبدالله، م ۱۱۳۰ ه، نشر مدرسه الامام المهدی (عج)، قم.

۸ـ کلمات الامام
الحسین (علیه السلام)، شریفی، محمود، معاصر، نشر دارالمعروف، قم.

۹ـ مسند الامام
الشهید(علیه السلام)، عطاردی، عزیزالله، معاصر، انتشارات عطارد.

۱۰ـ معالم
المدرستین، عسکری، سید مرتضی، معاصر، مؤسسه النعمان، بیروت، لبنان.

۱۱ـ مناقب آل ابی
طالب (علیه السلام)، ابن شهرآشوب، م ۵۸۸ ه، مطبعه الحیدریه، النجف.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
عالی
میهمان
خیلی خوب بود
میهمان
خیلی مفید و کامل بود من یکی که ازش استفاده کردم.با تشکر از شما

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.