پیدایش اهل سنت -پیدایش شیعه -اهل سنت و عصمت ۱۳۹۰/۱۲/۲۲ - ۲۴۷ بازدید

درباره ریشه شیعه و سنی و شروع آنها و اتفاقات قبل از خلفا که چگونه جریان شیعه و سنی بوجود آمد و اینکه آیا اهل سنت پیامبر را معصوم میدانند؟
نحوه پیدایش شیعه و سنی:
آنچه بر حسب تحقیقات علمی، به دور از عواطف تقلیدی و احساسات مذهبی به دست آمده، این است که شیعه در زمان رسول خدا (ص) به وجود آمده است و ایشان اوّل کسی هستند که این بذر را نشانده، پرورش داده و در تمام مراحل زندگی‌شان مواظب آن بوده‌اند.
اینک چند حدیث از رسول خدا(ص) می آوریم:
رسول خدا(ص) فرمودند: ای علی تو و شیعیانت در کنار حوض بر من وارد می شوید. (مجمع الزوائد، ج ۹، ص ۱۳۱؛ کنوز الحقائق، ص ۱۸۸، الاستیعاب، ج ۲، ص ۴۵۷)
ای علی! به زودی تو نزد خدا وارد می‌شوی در حالی که شیعیان تو راضی و مورد رضایت خدا هستند و دشمنانت معذّب به عذابی سخت خواهند بود. (صواعق المحرقة، ص ۹۳؛ مجمع الزوائد، ج ۹، ص ۱۳۱).
علی و شیعة او، آنها در روز قیامت رستگارند.( کنوز الحقائق، ص ۹۲)
شیعة علی، آنها رستگارند. (همان، ص ۸۲)
ای علی، خدا تو و ذریّة تو و فرزندانت و اهل و شیعة تو و دوستان شیعة تو را آمرزید. همانا تو دارای قلب بزرگی هستی.( الصواعق المحرقة، ص ۹۶).
سیوطی(از علمای بزرگ اهل سنت!) در تفسیر قول خدای متعال که می‌فرماید: آنهایی که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند، آنها بهترین مردمند. می‌گوید: ابن عساکر از جابر بن عبدالله روایت کرده است که گفت: نزد پیامبر(ص) بودیم؛ پس علی (ع) وارد شد. پیامبر(ص) گفت: سوگند به آن کسی که جانم در دست قدرت اوست، این علی و شیعة او رستگارانند. و این آیه نازل شد: «انّ الّذین آمنوا و عملوا الصّالحات اولئک هم خیر البریّة»؛ پس اصحاب پیامبر(ص) وقتی علی (ع) می آمد، می گفتند: «خیر البریّه» آمد.( الدرّ المنثور)
ابن مردویه از علی (ع) روایت می کند که: رسول خدا(ص) به من گفت: «آیا نشنیدی قول خدای متعال را که فرمود: «انّ الّذین آمنوا و عملوا الصّالحات اولئک هم خیر البریّة» تو و شیعة تو، وعده‌گاه من و وعده گاه شما حوض است؛ وقتی امت‌ها برای حساب آورده شوند و پیشوای مسروران را دعوت کنند».( المقالات و الفرق،ص ۱۵)
این گونه احادیث فراوان در صحاح شش گانه اهل سنّت ذکر شده‌اند و بر این نکته تصریح دارند که نبی اکرم (ص) نخستین کسی است که تشیع را به پاداشت و آن را ایجاد کرد و به پیروان امام علی (ع)، صفات عالیه نسبت داده، آنان را به منزلت رفیع در بهشت بشارت داد.
تأییدکنندگان این روایات
گروهی از علما ـ از قدما و مؤخّران ـ بر این عقیده اند که تشیع از زمان رسول خدا(ص) تشکیل و اعلام شد. بعضی از گفته های آنها به شرح زیر است:
۱. شیخ صدوق: ثقة الاسلام شیخ صدوق (ره) تصریح کرده است که: «تشیع برای امام، امیر المؤمنین (ع) در عهد رسول خدا(ص) بود و او شیعه را به بهشت بشارت داد».( المقالات و الفرق،ص ۱۵)
۲. سعد قمی: وی تأکید کرده است که: اوّلین گروه در اسلام شیعه است و آن گروه امام علی بن ابی‌طالب (ع) است که به پیروی از او و اعتقاد به امامت او معروفند.( المقالات و الفرق،ص ۱۵)
همچنین قمی تصریح کرده است که: در پیشاپیش شیعه، نخستین صحابة پیامبر(ص) مثل صحابی مجاهد، عمّار یاسر و انقلابی بزرگ ابوذر غفّاری و مستشار پیامبر(ص) سلمان فارسی و مقداد بن اسود بودند که به اسم شیعه ملقّب شدند.( فرق الشیعة، ص ۱۵)
۳. رازی نیز تصریح کرده که: «به این گروه، شیعة علی و یاران علی (ع) می گفتند و پیامبر(ص) دربارة آنها گفته است: بهشت مشتاق چهار نفر است: سلمان، ابوذر، مقداد و عمّار.( الزینة ورقة، ص۲۰۵)
۴. شیخ مفید: وی این چهار صحابی رسول خدا(ص) را ارکان چهارگانه نامیده است؛ یعنی ارکان شیعه.( الزینة ورقة، ص ۲۰۵؛ والاختصاص، ص ۶)
۵. امام کاشف الغطا: شیخ محمّد حسین آل کاشف الغطا گفته است: «اوّل کسی که بذر تشیع را در سرزمین اسلام کاشت، شخص صاحب شریعت اسلامی بود؛ یعنی بذر تشیع، دوش به دوشِ بذر اسلام و پهلو به پهلو و به موازات آن قرار گرفته است»( أصل الشیعة و أصولها).
۶. علّامه مظفّر: علّامه شیخ محمّد حسین مظفّر گفته است: «دعوت به تشیع در روزی که ناجی بزرگ، محمّد(ص) صدایش را به کلمة «لا اله الّا الله» بلند کرد، شروع شد و آن زمانی بود که آیة «و أنذر عشیرتک الأقربین» نازل شد و پیامبر(ص) بنی هاشم را جمع کرد و آنها را انذار داد و گفت: «کدام یک از شما مرا یاری می کنید تا اینکه او برادر، وارث، وصیّ و خلیفة من در بین شما بعد از من باشد؟» احدی جواب او را نداد مگر علی مرتضی (ع). رسول خدا(ص) به آنها گفت: «این برادر من و وزیر من و وصیّ من و خلیفة من در بین شما بعد از من است؛ از او بشنوید و او را اطاعت کنید.» پس دعوت به تشیع ابوالحسن از سوی صاحب رسالت و هم‌زمان با دعوت برای شهادتین بود و از آنجاست که ابوذر از شیعیان علی (ع) است».
شیخ مظفّر از محمّد کردعلی، مؤلف خطّاط شام، چنین نقل کرده است:
«گروهی از بزرگان صحابه به موالات علی (ع) در زمان رسول خدا(ص) شناخته شده بودند؛ مانند سلمان فارسی که گفت: بیعت کردیم با رسول خدا(ص) بر سفارش به مسلمانان و امامت علی بن ابی‌طالب (ع) و پیروی از او».
۷. سعید خدری: وی گفته است که: «مردم به پنج چیز مأمور شدند. چهار تا از آن را انجام دادند و یکی را ترک کردند و چون از چهار تا سؤال شد، گفت: نماز، زکات، روزة ماه رمضان و حجّ. گفته شد پس آن یکی چیست که آن را ترک کردند؟ گفت: ولایت علی بن ابی‌طالب (ع)».( زندگی امام صادق(ع)، ج ۷، ص ۱۸۱)
نحوه پیدایش اهل سنت:
در این باره اقوالی ذکر شده است: ۱. از کلمات برخی از اهل حدیث و اشاعره استفاده می شود که به نظر آنان این اصطلاح در عصر صحابه معروف بوده است، ولی هیچ گونه شاهدی از حدیث یا تاریخ آن را تأیید نمی کند. (فرق و مذاهب کلامی، همان، ص۱۷۳)
۲.سهل بن محمد سجستانی رازی در کتاب (الزینه) چنان که در کشف الظنون جزء سوم آمده،تاریخ پیدایش این اصطلاح را عهد و زمان خلفای عباسی دانسته و گفته است: در عصر معاویه گروهی از مسلمانان که هوا خواه عثمان بودند (عثمانیه) نامیده می شدند، و دوستداران علی ـ علیه السلام ـ (علویه) خوانده می شدند و آنان پیش از آن به شیعه معروف بودند، آن گاه در زمان حکومت عباسیان نام علویه و عثمانیه، نسخ گردید، علویه به نام پیشین خود، یعنی شیعه و دیگران اهل سنت نامیده شدند، و این دو نام پس از آن ادامه یافت. (الامین سید محسن، اعیان الشیعه، بیروت، دار التعارف للمطبوعات، ج۱، ص ۱۹.(
۳. قول دیگر این است که تاریخ این اصطلاح، به اواخر قرن اول یا اوایل قرن دوم هجری باز می گردد(سبحانی جعفر، بحوث فی الملل و النحل، قم، لجته اداره الحوزه العلمیه، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص ۳۴۳.) چنانکه در رساله ای که عمر بن عبدالعزیز (متوفای ۱۰۱ هـ) در ابطال نظریه قدر نوشته است، اصطلاح (اهل سنت) به کار رفته است، آن چه از ظاهر کلام عمر بن عبدالعزیز استفاده می شود، اهل سنت به معنای اصطلاحی آن نیست، بلکه مقصود محدثان و ناقلان و عاملان به سنت نبوی است، چنان که گفته است: (تحقیقا شما دانستید که اهل سنت می گفتند: چنگ زدن به سنت راه نجات است( (اصفهانی ابو نعیم احمد بن عبدالله، حلیه الاولیاء، مصر، ج۵، ص ۳۴۶(.
نتیجه: با در نظر داشتن این مطلب که قول اول را هیچ گونه شاهدی از حدیث و تاریخ تأیید نمی کند، و در قول سوم این احتمال وجود دارد که، مراد از اهل سنت، اهل سنت به معنای اصطلاحی نبوده، بلکه مقصود محدثان و ناقلان و عاملان به سنت نبوی بوده است، پس قول دوم به واقعیت نزدیک تر است، بنابر این تاریخ پیدایش اصطلاح اهل سنت درزمان خلفای عباسی بوده است.

آیا اهل سنت پیامبر را معصوم میدانند؟
در میان مذاهب اهل سنت در اینباره اندکی اختلاف وجود دارد ولی در کل آنان پیامبر را معصوم کامل نمی دانند:
ابوحنیفه مى گوید: «پیامبران از تمام گناهان کبیره وصغیره مصون و معصوم هستند». اما برخى از اصحاب ابوحنیفه معتقداند که ارتکاب صغیره پیش از بعثت جایز است.
اشاعره معتقداند که خطاى پیامبران از روى سهو و نسیان اشکالى ندارد و پیش از نبوت ارتکاب گناه کبیره نیز از آنان جایز است. ابوعذبه ـ از نویسندگان عقاید ـ پس از بیان مطلب فوق چنین مى گوید: «حق آن است که پیامبران از گناه صغیره از روى سهو نیز معصوم مى باشند».( الروضة البهیة فیما بین الاشاعرة و الماتریدیة، ابوعذبه، ص ۵۸.)
صاحب حصون الحمیدیه مى نویسد: «و اما التبلیغ فیجوز نسیان ما ذکر من جانب الله تعالى لحکمة یعلمها و اما النسیان من جانب الشیطان فمستحیل علیه»;( حصون الحمدیه، ص ۳۹.) فراموشى در تبلیغ و رساندن آن به مردم به خاطر حکمتى از جانب خداوند جایز است امّا فراموشى براى پیامبر(صلى الله علیه وآله) از جانب شیطان محال است.
در شرح عقاید نسفى آمده که پیامبران از دروغ بویژه در تبلیغ احکام معصوم مى باشند اما در مورد سایر گناهان تفصیل داده شده است که: «و هو انهم معصومون عن الکفر قبل الوحى و بعده بالاجماع و کذا عن تعمد الکبائر عندالجمهور خلافاً للحشویه وانما الخلاف فى امتناعه بدلیل السمع والعقل و اما سهواً فجوزه الاکثرون و اما الصغائر فتجوز عمداً عند الجمهور .... هذا بعد الوحى اما قبل الوحى فلادلیل على امتناع صدور الکبیرة.»( شرح عقاید نسفى، ص ۲۲۱.)
به اجماع، پیامبران پیش از وحى و پس از آن از کفر معصوم اند و همچنین نزد جمهور علما از گناهان کبیره عمدى معصوم مى باشند، بر خلاف اعتقاد گروه حشویه. امّا انجام گناه به صورت سهوى و ناخودآگاه را اکثر علما جایز دانسته اند همچنین انجام عمدى گناهان صغیره نیز جایز است اما پیش از وحى دلیلى بر امتناع گناهان کبیره وجود ندارد.
از دیدگاه معتزله، ارتکاب گناه کبیره براى پیامبران حتى پیش از بعثت جایز نیست زیرا موجب نفرت مردم مى گردد.
بنابراین، دیدگاه علماى اهل سنت درباره عصمت یکسان نیست زیرا بیشتر آنان گناه را به طور سهو و انجام گناهان صغیره را جایز مى دانند و برخى با جواز انجام صغیره مخالف اند. عده اى از محققان عقاید نیز بر این عقیده اند که انجام آنچه باعث نفرت مردم از پیامبران شود، خواه گناه صغیره باشد، یا چیز دیگر جایز نیست و بدین جهت آیات و روایاتى را که حکایت از ارتکاب گناه توسط انبیا دارد توجیه و تأویل مى کنند و مى گویند مقصود از این گونه ظواهر، ترک اولى است نه اینکه پیامبران دروغ گفته و یا مرتکب معصیت شده باشند.( شرح عقاید نسفى ص ۲۲۱ و شرح مقاصد، ج ۵، ص ۵۰.)

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.