پیرامون ابن سینا ۱۴۰۰/۰۱/۰۹ - ۳۴۵ بازدید

سلام و عرض ادب ، میخواستم در مورد ابن سینا بدانم ، از نظر بنده ابن سینا دانشمند بزرگ مسلمان و شیعه هست ، اما گاهی عده ای ابن سینا را به کفر گویی و ارتداد و دشمنی با تشیع و...متهم می کنند !!! من نیز خواستم بدانم ابن سینا واقعا چگونه انسانی بوده ، ایا عالمی بزرگ بوده یا برعکس و نظر امام خامنه ای در مورد ابن سینا و مذهبش چیست همچنین نظر دیگر مراجع مانند شیرازی ، املی ، سیستانی در مورد ابن سینا چیست ؟

اولا: منش مراجع تقلید اینطور نیست که در خصوص شخصیت افراد مستقلا اظهار نظر کنند مگر در خلال مباحث علمی، که در این خصوص آنها هم به مستندات تاریخی مراجعه می‌کنند و ما از آنها در این خصوص چیزی ندیدیم و نشنیدیم.ثانیا : بدون شک ابن سینا که درخانواده ای شیعی مذهب در بلخ به دنیا آمد، خود نیز مسلمان و قایل به مذهب تشیع بوده است. البته کم خردان همواره وی را به انحراف عقیده متهم می ساختند و شیخ در جوابشان سرود:کفر چو منی گزاف آسان نَبُوَد محکمتر از ایمان من ایمان نبوَد
در دهر یکی چون من و آن هم کافر پس در همه دهر یک مسلمان نبوَد
یک کتاب مبسوط در اثبات اینکه بوعلی شیعه دوازده امامی بوده چاپ و منتشر گشته که در آن با دلائل و شواهد گوناگون این مطلب مبرهن شده است . نام کتاب «توفیق التطبیق فی اثبات ان الشیخ الرئیس من الإِمامیة الاثنی عشریة» است. نویسنده ی آن، علی بن فضل الله جیلانی، و مصحح آن، دکتر محمد مصطفی حلمی است که استاد فلسفه اسلامی و تصوف در دانشکده ادبیات دانشگاه قاهره می باشد. چـاپ نخســت آن بـه سـال 1373هـ .ق. / 1954م. در «دار احیاء الکتب العربیه»ی حلبی و شرکا منتشر شده و دفتر نخست از مجموعه ای است که به یاد مصطفی عبدالرزاق چاپ گردیده است (/الکتاب الأَول من سلسلة ذکری مصطفی عبدالرزاق للدراسات الإِسلامیة).
ثالثا: ابو علی سینا حکیم، فیلسوف، طبیب و دانشمند بزرگ ایرانی که در جهان غرب به نام(Avicenna) و با لقب امیر پزشکان شناخته شده است، در ماه صفر از سال 370 هجری قمری در شهر بخارا به دنیا آمد.
این حکیم بزرگ که بعدها موثرترین چهره در علم و فلسفه جهان اسلامی شد و القابی مانند شیخ الرئیس، حجة الحق و شرف الملک به او دادند، از آغاز کودکی استعداد و شایستگی عجیبی در فرا گرفتن علوم مختلف داشت.
و از آنجا که پدرش عبدالله سخت در تعلیم و تربیت او می کوشید و خانه او محل ملاقات دانشمندان دور و نزدیک بود، ابن سینا تا ده سالگی تمام قرآن و صرف و نحو را آموخت و آن‌گاه به فرا گرفتن منطق و ریاضیات پرداخت. استاد وی در علم ریاضیات ابو عبدالله ناتلی بود.
پس از آن نزد ابو سهیل مسیحی به یادگیری طبیعیات و مابعدالطبیعه و علم طب مشغول شد.
در شانزده سالگی در همه علوم زمان خود استاد بود؛ جز در مابعدالطبیعه؛ آن هم به صورتی که در متافیزیک ارسطو آمده بود و با آنکه چهل بار تمام این کتاب را مطالعه کرده بود، نمی توانست آن را بفهمد.
تا این که به شرح فارابی بر این کتاب دست یافت و توانست مسائل دشوار آن را درک کند.
هنگامی که ابن سینا به هجده سالگی رسید، دیگر احتیاج به خواندن و فراگیری هیچ علمی نداشت؛ چرا که همه علوم را فرا گرفته بود و تنها لازم بود تا فهم خود را لحاظ عمق افزایش دهد تا آموخته های خود را بهتر درک کند.
در اواخر عمر خود یکبار به شاگرد مورد توجه خویش، جوزانی گفت که در تمام مدت عمر، چیزی بیش از آنچه که در هجده سالگی می دانسته، نیاموخته است.
مهارت ابن سینا در علم پزشکی و توانایی وی در معالجه حاکم آن زمان، موجب شد تا مورد محبت حاکم واقع شده و در دربار، موقعیت بسیار خوبی داشته باشد.
ولی به سبب آشفتگی اوضاع سیاسی در ماوراء النهر ، زندگی بر ابن سینا در زادگاهش دشوار شد و او ناچار بخارا را به مقصد جرجانیه و سپس گرگان ترک گفت.
در سال 403هجری قمری، پس از پشت سر گذاشتن سختیها و مشکلات بزرگی که در این سفر با آن ها مواجه شد و حتی چند تن از دوستانش را در میان راه از دست داد، از کویر شمال خراسان عبور کرد.
بنا به گفته منابع معتبر، ابن سینا در این سفر با عارف و شاعر مشهور ابو سعید ابوالخیر ملاقات کرد.
وی آرزو داشت که قابوس بن وشمگیر را که حامی نامدار علم و ادب بود، در جرجان ببیند؛ ولی هنگامی که به جرجان رسید، قابوس بن وشمگیر از دنیا رفته بود.
چون از این حادثه دلشکسته شد، مدت چندین سال در دهکده ای عزلت گزید. سپس در فاصله سال 405و 406 هجری قمری به ری رفت.
در این هنگام آل بویه بر ایران فرمانروایی داشتند و افرادی از این خاندان در ایالات مختلف حکومت می کردند. ابن سینا مدتی در دربار فخرالدوله در ری درنگ کرد و سپس از آنجا برای دیدار یکی دیگر از فرمانروایان این خاندان، شمس الدوله به جانب همدان به راه اقتاد.
این سفر برای ابن سینا بخت بلندی داشت؛ چرا‌‌‌‌ که پس از رسیدن وی به همدان، او را برای درمان امیر شمس الدوله که بیمار شده بود و تمامی پزشکان از معالجه وی ناتوان بودند، دعوت کردند.
بوعلی توانست شمس الدوله را معالجه کند و به همین دلیل چنان تقربی نزد وی پیدا کرد که عهده دار منصب وزارت گردید و مدت چند سال؛ تا هنگام مرگ امیر، عهده دار این وظیفه سنگین بود.
پس از مرگ شمس الدوله بخت از وی روی گردانید و چون از ادامه خدمت در منصب وزارت خودداری کرد، او را به زندان افکندند. در زندان کتاب مشهورش شفا را به رشته تحریر درآورد.
پس از مدتی توانست از زندان فرار کند و با لباس درویشی از همدان گریخت.
ابن سینا از همدان به اصفهان رفت که مرکز بزرگی از علم به شمار می رفت و سال ها بود که آرزوی دیدار آنجا را داشت. در این شهر مورد توجه علاءالدوله قرار گرفت و مدت پانزده سال با آسایش خاطر در آن شهر زندگی کرد.
او در این مدت، چندین کتاب مهم نیز نوشت و حتی به ساختن رصدخانه پرداخت. اما این آسایش یرای وی دائمی نبود؛ چرا که یک بار اصفهان در معرض حمله مسعود غزنوی یعنی فرزند سلطان محمود غزنوی قرار گرفت و در این حمله بعضی از آثار مهم این حکیم بزرگ از میان رفت.
این امر ضربه بزرگی برای وی بود و علاوه بر آن، بیماری قولنج نیز آزارش می داد. به همین دلیل، دوباره به همدان بازگشت و به سال 428 هجری قمری و در سن پنجاه و هفت سالگی در این شهر از دنیا رفت و در همان جا به خاک سپرده شد.
شخصیت علمی
با وجود این که زندگی ابن سینا پر از فراز و نشیب بود و در عین حال عمری طولانی نیز نداشت، اما زندگی عقلانی و حکیمانه بسیار پرباری داشت. گواه بر این مطلب، تعداد و نوع آثاری است که او تالیف کرده است و نیز خصوصیات شاگردانی که در نزد او درس خوانده اند؛ مانند بهمنیار و جوزانی.
نیروی تمرکز فکری او عالی بود؛ تا جایی که گاهی در آن حین که سوار بر اسب در رکاب پادشاه عازم جنگ بود، بعضی از آثار خود را املا می کرد تا نویسنده ای که در خدمت داشت، آن ها را بنویسد.
او با مهارت عجیبی که در تمامی شاخه های دانش آن زمان داشت، توانست در زمینه فلسفه، اساس مکتب مشاء در سنت فکری اسلامی و نیز اساس فلسفه قرون وسطی را بریزد.
در بستر طب و پزشکی نیز میراث بقراطی و جالینوسی را ترکیب کند و در علم و ادب اسلامی چنان تاثیر نماید که هیج کس پیش یا پس از وی نتوانسته باشد آنگونه تاثیر کند.
تاثیر وی در این زمینه ها تا به امروز، در شرق و غرب جهان باقی است و بسیاری از پیشرفت ها در شاخه های عمده دانش، بر پایه نظرات و آراء وی صورت گرفته است.
منبع: تاریخ فلسفه در جهان اسلام به نقل از سایت رشد

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
سلام چرا خیلی از طبیبان در درمان خود عاجز بودند در حالی که در درمان دیگران بسیار عالی عمل می کردند از جمله ابن سینا با تشکر
پرسمان
سلام علیکم، اولا طبیب که خدا نیست تا همه چیز را بداند، ثانیا این بدان معناست که علم بشر و طب هنوز کامل نیست و جای رشد و تکامل دارد، ثالثا منشا یک بیماری ممکن است به عوامل و علل مختلفی مرتبط باشد که برای طبیب روشن نشده باشد یا متوجه همه آنها نشده باشد ویا بجای درمان علت اصلی به درمان معلول و یا علل فرعی مشغول شود و یا اینکه در اصل تشخیص علت بیماری و درمان آن دچار خطا و اشتباه شود چنان که امروزه زیاد اتفاق می‌افتد.
میهمان
سلام علت اینکه در پنجاه و هفت سالگی ابوعلی سینا مرد چه بود ایا اکنون کتابهای طب وی هنوز مرجع ایت با تشکر
پرسمان
سلام علیکم، ابو على سینا در سال ۳۷۰هـ.ق متولد شد[۱] و در روز جمعه اول ماه رمضان سال ۴۲۸ هجری قمری (۱۰۳۷میلادی)، در سن ۵۸ سالگی و در همدان از این جهان رخت بربست.[۲]
مورّخان و تراجم‌نویسان، علت مرگ ابوعلی سینا را قولنج نقل کرده‌اند؛ در برخی از این گزارشات چنین آمده است:
۱. ابن سینا، شمس الدّوله دیلمى را که بیماری قولنج داشت، درمان کرد، و به وزارت دست یافت؛[۳] امّا مخالفان شمس الدّوله و شیخ الرّئیس، همواره آنان را تهدید می‌کردند، و شیخ در بیم و ترس به سر می‌برد. پس از مرگ شمس الدّوله، پسرش سماء الدّوله به جاى او نشست، در این هنگام، بو على سینا با علاء الدّوله کاکویه حکمران اصفهان و رقیب سماء الدّوله مکاتبه می‌کرد؛ لذا او را گرفته، و زندانی کرد.[۴] سپس علاء الدّوله به همدان تاخت، و شیخ را از زندان آزاد کرد.[۵] ابن سینا بعد از رهایى از زندان، به اصفهان نزد علاء الدّوله کاکویه رفت، و در حضر و سفر با او بود، تا این‌که در راه اصفهان و همدان به جهت بیماری قولنج درگذشت.[۶]
ابوعبید جوزجانی -شاگرد ابن سینا- در شرح حال وی می‌گوید: «زیاده‌روى در شهوات [از راه حلال] سرانجام جسم نیرومند شیخ را فرسوده کرد. به هنگامى که علاء الدوله با "تاش فرّاش"[۷] می‌جنگید و ابن سینا همراه وى بود، بیمارى قولنج گریبان شیخ را گرفت. شیخ از ترس آن‌که مبادا در هنگامه کارزار و فرار امیر، زمین‌گیر شود و از همگامى با او بازماند، در یک روز هشت نوبت دستور تنقیه داد. بر اثر این زیاده‌روى، روده‌هایش زخم شد. چون در کار درمان ورزیده بود، خویشتن را با داروهاى مناسب اندکى بهبود بخشید، اما علیل گشت؛ زیرا از غذا پرهیز نمی‌کرد، و از همنشینی با زنان [از طریق حلال] دست‌بردار نبود. در نتیجه بیمارى قولنج وى گاهى زورآور می‌شد و زمانى تسکین می‌یافت، تا آن هنگام که در رکاب علاء الدوله به سوى همدان رهسپار گردید. در این سفر بیمارى شیخ به شدت گرایید، چون به همدان رسید دانست که نیروى جسمانى خود را چنان از دست داده که دیگر از غذا و دارو کارى ساخته نیست؛ از این‌رو، از درمان خویش دست کشید و گفت: "مدبر تن من از تدبیر فرومانده و درمان بی‌فایده است". چند روزى بر این حال بود تا دیده از جهان فرو بست. جسمش را در همدان به خاک سپردند. در آن هنگام پنجاه و هشت ساله بود».[۸]
گزارش شده است: وقتی آثار مرگ را مشاهده نمود، از جمیع گناهان توبه نمود و آنچه را داشت به فقرا بخشید و غلامان را آزاد کرد و ختم قرآن نمود.[۹]
برگرفته از پایگاه اسلام کوئست بله در برخی مراکز علمی برای طب کهن مرجع است. قانون در طب یا به اختصار قانون، از کتاب‌های ابن سینا در زمینهٔ پزشکی‌ست که نزدیک به هفتصد سال در مراکز علمی اروپا تدریس می‌شد و پس از کتاب مقدس دومین کتابی که در اروپا به چاپ رسید، کتاب قانون ابوعلی سینا بود. حتی در دوران کنونی نیز به عنوان بخش مهمی از طب کهن در مهم‌ترین مراکز و دانشگاه‌های جهان تدریس می‌شود. اصل کتاب به زبان عربی نوشته شده‌است که چند صد سال به عربی تدریس میشد و سر انجام عبدالرحمن شرفکندی (هَه ژار) در دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۶۰ شمسی، آن را به زبان فارسی ترجمه کرده‌است.
این کتاب مهم‌ترین و مفصل‌ترین کتاب ابن سینا در طب و از اُمّهات کتب طبی در تمدن ایران پس از اسلام و از جمله مهم‌ترین آثار پزشکان دنیای قدیم است.[۱۰]
در تمدن ایران پس از اسلام، دو کتاب در شمار مهم‌ترین کتب طبیِ پزشکان مسلمان آورده می‌شود: کامل الصناعة الطبیه (طبّ مَلِکی) از مجوسی اهوازی و در نهایتْ قانون ابن سینا. از این میان، قانون ابن سینا ازحیث غنای مطالب و حُسن بیان بر دیگر آثار برتری دارد. نظامی عروضی در کتاب چهار مقاله گفته‌است که اگر بقراط و جالینوس زنده شوند روا بُوَد که پیشِ این کتاب سجده کنند. او به نقل از قدما روایت می‌کند که «طبیبی مجلد اول از قانون بدانسته‌باشد و سن او به اربعین [یعنی چهل سال] کشد، اهل اعتماد بُوَد».
قانون فی الطّبّ در سه مرحله نوشته شده‌است: نخست در گرگانج در حدود سال ۴۰۳ ق، بخش دوم در ری در حدود ۴۰۵ ق و بخش سوم در همدان و اصفهان بین سال‌های ۴۰۵ و ۴۱۴ ق. پی‌نوشت:
[۱]. ابن ابى اصیبعه، احمد بن قاسم ، عیون الأنباء فی طبقات الأطباء، ج ۱، ص ۸۴، قاهره، الهیئة المصریة العامة للکتاب ، چاپ اول، ۲۰۰۱م؛ ابن خلکان، احمد بن محمد، وفیات الأعیان و أنباء أبناء الزمان، ج ۲، ص ۱۶۱، بیروت، دار الفکر، چاپ اول، بی‌تا.
[۲]. وفیات الأعیان و أنباء أبناء الزمان، ج ۲، ص ۱۶۱.
[۳]. وفیات الأعیان و أنباء أبناء الزمان، ج ۲، ص ۱۵۹؛ ابو مخرمه، عبدالله طیب بن عبد الله ، قلادة النحر فی وفیات أعیان الدهر، ج ۳، ص ۳۷۰، بیروت، دار المنهاج ، چاپ اول، ۱۴۲۸ق.
[۴]. بیهقى، على بن زید، تاریخ حکماء الاسلام، ص ۶۲ - ۶۳، دمشق، مطبعة الترقی ، چاپ اول، ۱۳۶۵ق؛ خوانسارى، محمد باقر بن زین العابدین ، روضات الجنات فی أحوال العلماء و السادات، ج ۳، ص ۱۷۶ - ۱۷۷، قم، دهاقانى(اسماعیلیان)، چاپ اول، ۱۳۹۰ق.
[۵]. تاریخ حکماء الاسلام، ص ۶۳.
[۶]. وفیات الأعیان و أنباء أبناء الزمان، ج ۲، ص ۱۵۹.
[۷]. سپهسالار و امیر نامدار عصر غزنوی.
[۸]. نقل از: ابن سینا، حسین بن عبدالله، ترجمه رساله اضحویه، مترجم: نامعلوم، محقق و مصحح: خدیو جم، حسین، ص ۲۴، تهران، چاپ دوم ، ۱۳۶۴ش؛ امین، محسن ، أعیان الشیعة، ج ۶، ص ۷۵ - ۷۶، بیروت، دار التعارف للمطبوعات ، چاپ اول، ۱۴۰۳ق.
[۹]. روضات الجنات فی احوال العلماء و السادات، ج  ۳ ، ص ۱۷۲؛ أعیان الشیعة، ج ۶، ص ۷۶.
[۱۰]. Islamic Medical Manuscripts: Catalogue - Encycolopedias ۸

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.