پیشرفت علمی از منظر رهبر فرزانه انقلاب؟ ۱۳۹۰/۱۰/۲۸

پرسشگر محترم رهبر معظم انقلاب بارها مواضع خود را درباره تبیین جهتگیری فعالیت های علمی دانشجویی بیان نموده اند که اهم این موارد عبارتند از:
۱. تولید علم و لزوم تلاش برای عبور از مرزهای دانش: « خوشبختانه من مى‌بینم در دانشگاه‌ها تولید علم و لزوم عبور از مرزهاى دانش به یک گفتمان عمومى تبدیل شده. این خیلى براى من خرسند کننده و نویدبخش است. باید اجرائى کنید. این پیشنهادهائى که این عزیزان من در زمینه‌هاى دانش و تحقیق و پژوهش و ایجاد مراکز و نخبه‌پرورى و ارتباطات و غیره گفتند، همه در جهت همین مسئله‌ى تولید علم است. این بسیار باارزش است. این راه را باید دنبال کرد.»[۱]
پرسشگر محترم رهبر معظم انقلاب بارها مواضع خود را درباره تبیین جهتگیری فعالیت های علمی دانشجویی بیان نموده اند که اهم این موارد عبارتند از:
۱. تولید علم و لزوم تلاش برای عبور از مرزهای دانش: « خوشبختانه من مى‌بینم در دانشگاه‌ها تولید علم و لزوم عبور از مرزهاى دانش به یک گفتمان عمومى تبدیل شده. این خیلى براى من خرسند کننده و نویدبخش است. باید اجرائى کنید. این پیشنهادهائى که این عزیزان من در زمینه‌هاى دانش و تحقیق و پژوهش و ایجاد مراکز و نخبه‌پرورى و ارتباطات و غیره گفتند، همه در جهت همین مسئله‌ى تولید علم است. این بسیار باارزش است. این راه را باید دنبال کرد.»[۱]
۲. استفاده از راه های میان بر برای شتاب بیشتر در مسیر علم آموزی و خط شکنی در مرزهای علم و دانش: « امروز سرعت پیشرفت ما خوب است؛ اما با توجه به عقب‌ماندگى‌هاى گذشته که کشور ما دارد، هر چه سرعت‌مان بیشتر باشد باز هم زیادى نیست. ما باید خیلى پیش برویم؛ از راههاى میان‌بر استفاده کنیم؛ از شتابِ فراوان بهره ببریم؛ ما باید در همه‌ى علوم تولید داشته باشیم.»، «البته منظورم فقط هم علوم طبیعى نیست؛ اهمیت علوم انسانى کمتر از آن نیست: جامعه‌شناسى، روانشناسى، فلسفه. نظریه‌هاى جامعه‌شناسى غرب، مثل قرآن براى بعضى‌ها معتبر است؛ از قرآن هم معتبرتر! فلان جامعه‌شناس این جورى گفته؛ این دیگر برو برگرد ندارد! چرا؟! بنشینید فکر کنید؛ نظریه‌پردازى کنید؛ از موجودى این دانشها در دنیا استفاده کنیم؛ بر آن چیزى بیفزاییم و نقاط غلط آن را برملا کنیم. این از جمله‌ى کارهائى است که جزو الزامات حتمى پیشرفت است»[۲]؛ « ما یک نکته را باید بگوییم: خط‌شکنى علمى و عبور از مرزهاى علم همچنان در کشور ما، جدى نشده است. ما میخواهیم علما و دانشمندان ما، راههاى میانبر را پیدا کنند؛ راههاى کشف نشده را از این بینهایت مسیرهایى که در عالم طبیعت وجود دارد و بشر باید یکى پس از دیگرى کشف بکند. ما میخواهیم راههاى کشف نشده را کشف بکنیم. اینى که میتوانیم فلان ابزارِ فناورى را، فرض کنید سانتریفیوژرا براى کار هسته اى، که دیگران قبل از ما، سالها پیش، پیدا کردند و تولید کردند و استفاده و بهره بردارى کردند، خودمان بسازیم، البته کار بزرگى است که بدون کمک دیگران توانسته ایم انجام بدهیم و نسلهاى جدید آن را تولید کنیم، در این شکى نیست؛ اما این یک کار بکر نیست؛ این کار انجام شده و راه رفته اى است که دیگران رفته اند و ما هم که بنا بوده تا پنجاه سال دیگر، تا صد سال دیگر محروم بمانیم – بنا نبود این فناورى و این دانش به کشورى مثل کشور ما و ملت ما داده بشود – جوانها، دانشمندان و پژوهشگران ما توانسته اند با پیگیرى و تلاش خودشان به دست آورند و این چیز باارزشى است؛ اما من میگویم در زمینه ى علم و فناورى، آن کارى را که ذهن بشر به آن دست نیافته است، آن را وجهه ى همت قرار بدهید و دنبال بکنید؛ این طورى است که ما خط مقدم علم را شکسته ایم و یک قدم به جلو برداشته ایم.
آن وقت میتوانیم این را ادعا بکنیم؛ و این ممکن است. البته برداشتن قدمهاى جدید، مستلزم پیمودن راههاى رفته شده و طى شده ى به وسیله ى دیگران است؛ در این شکى نیست. اما هیچ وقت نباید ذهن را از کاوش و جستجو براى یافتن راههاى میانبر محروم و ممنوع کرد. ما این را در کشور لازم داریم.[۳] »
۳. لزوم توجه به رابطه سود و زیان در واردات و صادرات علم: «رابطه‌ى بین کشورها در زمینه‌ى علم باید رابطه‌ى صادرات و واردات باشد؛ یعنى در آن تعادل و توازن وجود داشته باشد. همچنانى‌که در باب مسائل اقتصادى و بازرگانى، اگر کشورى وارداتش بیشتر از صادراتش شد، ترازش منفى میشود و احساس غبن میکند، در زمینه‌ى علم هم باید همین جور باشد. علم را وارد کنید، عیبى ندارد؛ اما حداقل به همان اندازه که وارد میکنید – یا بیشتر – صادر کنید. باید جریان دو طرفه باشد. والّا اگر شما دائماً ریزه‌خوار خوان علم دیگران باشید، این پیشرفت نیست. علم را بگیرید، طلب کنید، از دیگران فرا بگیرید؛ اما شما هم تولید کنید و به دیگران بدهید. مواظب باشید تراز بازرگانى شما در این جا هم منفى نباشد. متأسفانه در این یکى دو قرن شکوفائى علم در دنیا، تراز ما تراز منفى بوده».[۴]
۴. پرهیز از غرب محوری: « از بیراهه‌ها باید ترسید. گاهى اوقات یک چیزها و راه‌هائى را براى پیشرفت پیشنهاد میکنند که بیراهه است. یک نمونه‌اش را گفتم؛ مثل پیشرفتهاى دوره‌ى پهلوى که حقیقتاً بعضى‌اش توقف و بعضى‌اش پسرفت و سقوط بود – که حالا جاى تفاصیلش در این جلسه نیست؛ چون وقت نیست – آن یک الگو بود که واقعاً بیراهه بود؛ به ظواهر دلخوش کردن، غربى‌ها را معیار و ملاک قرار دادن و دنبال آنها حرکت کردن که نتیجه‌اش همین میشود که در آن پنجاه شصت سالِ شوم و سیاه در دوران پهلوى مشاهده شد.»[۵]
۵. پرهیز از یأس و نا امیدی و اطمینان و اعتماد به توانایی بومی: «یک نمونه‌ى دیگر از این بیراهه‌ها، نمونه‌هائى است که گاهى ممکن است در زمان ما هم پیدا بشود؛ باید توجه داشت. در این نمونه‌ى دوم، اسمى از ظواهر آورده نمیشود، هویت ایرانى و اسلامى هم مثل آنچه که در آن شکل اول دیده میشد، نفى نمیشود؛ لیکن یک حالت نومیدىِ از تحرک و پیشرفت در این مسابقه در سیاستگذاران و سررشته‌داران امور و سخنگویان جامعه مشاهده میشود. یعنى نگاهى که به غرب میکنند، یک نگاه به یک نقطه‌ى والا و دست‌نیافتنى است، اسمش را هم میگذارند واقع‌بینى! میگویند آقا واقع قضیه چیست؛ امروز اینها از لحاظ علمى اینقدر جلویند، در زمینه‌هاى گوناگون این همه پیشرفت کرده‌اند؛ این همه نظریات مختلف در علوم انسانى، در زمینه‌هاى مسائل اجتماعى، مسائل سیاسى؛ این همه نظر، این همه فکر، این همه نظریه‌ى نو، ابتکارى ارائه داده‌اند؛ ما کِى میتوانیم به گرد اینها برسیم؟ یعنى یک چنین روحیه‌اى در آنها وجود دارد. بارها در طول این سى سال، بنده خودم با افرادى از این قبیل مواجه بودم که چه با زبان صریح یا نیمه صریح یا با زبان حال، همین معنا را بیان میکردند که «آقا ما البته باید پیشرفت کنیم، اما دنبال اینها باید حرکت کنیم! ما که نمیتوانیم به گرد اینها برسیم، چه برسد به اینکه از اینها جلو بزنیم؛ چرا بیخود زحمت میدهید خودتان را؟». این هم یک بیراهه است»[۶]
۶. لزوم استقلال در تعیین راه کار های علمی با مجاهدت علمی جوانانه و پیگیر و عدم اعتماد به نسخه های غربی و شرقی آن:«مسیرِ پیشرفت، مسیر غربى نیست، مسیر منسوخ و برافتاده‌ى اردوگاه شرقِ قدیم هم نیست. بحرانهائى که در غرب اتفاق افتاده است، همه پیش روى ماست، میدانیم که این بحرانها گریبانگیر هر کشورى خواهد شد که از آن مسیر حرکت کند. پس ما بایستى مسیرِ مشخصِ ایرانى – اسلامى خودمان را در پیش بگیریم و این را با سرعت حرکت کنیم؛ با سرعت مناسب. راه حلى که بر اساس این مقدمات وجود دارد، این راه حل را شما باید پیدا کنید. شما باید به نتیجه برسید، به این استنتاج برسید، اما آنچه که من میتوانم به عنوان راهنمائى و راهبرد کلى به شما عرض کنم، تلاش و مجاهدت جوانانه و پیگیر است. شما که در دانشگاهید، فعالیت شما فعالیت دانشگاهى است؛ باید درس بخوانید، تحقیق کنید، به فکر نظریه‌سازى باشید. الگو گرفتن بى قید و شرط از نظریه‌پردازهاى غربى و شیوه‌ى ترجمه‌گرائى را غلط و خطرناک بدانید. »[۷]




[۱] بیانات در دیدار استادان و دانشجویان کردستان ۲۷/ ۲/ ۱۳۸۸
[۲] همان
[۳] بیانات در دیدار استادان و اعضاى هیئت علمى دانشگاه‌ها ۱۳/۷/۱۳۸۵
[۴] همان
[۵] بیانات در دیدار دانشجویان ۷/۷/۱۳۸۷
[۶] همان
[۷] بیانات‌ در دیدار اساتید و دانشجویان دانشگاههاى شیراز ۱۴/۲/۱۳۸۷

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.