نسخه آزمایشی

پیشینه مهریه ۳۲ بازدید

آیا نگاه دین مذکر است و به زن کم بها داده است یا خیر و آیا به زن به دید کالا نگاه شده است و با توجه به حدیث امام رضا(ع) در کتاب آیین زندگی مؤلف محسن کتابچی، ص ۵۳ آمده است: «عله المهر و وجوبه علی الرجال ولایجب علی النساء ان یعطین ازواجهن لان علی الرجل مؤنه المرأه لان المرأه بایعه نفسها و الرجل مشتر و لایکون البیع الا بثمن و لا الشراء بغیر اعطاء الثمن مع ان النساء محظورات عن التعامل و المتجر مع علل کثیره (تفسیر نورالثقلین جلد۱ص۴۴۰عیون الاخبار الرضا جلد۲ ص ۹۴ ) یا در حدیث دیگری در همان کتاب ص ۵۹ (قال الرسول النکاح رق، فاذا انکح احدکم ولیده فقد ارقها ،فلینظر احدکم لمن یرق کریمه)وسائل الشیعه کتاب نکاح، مگر زن کالا است که نفس خود را می فروشد و یا چرا کلمه کنیز به کار برده شده است؟
تعریف مهر:
«مهر» کلمه ای است عربی که در فارسی آن را «کابین» می گویند و لغات مترادف آن در عربی، صداق، نحله، فریضه و اجر است. به عبارت دیگر «مهر» عبارت از مالی است که به مناسبت عقد نکاح، از سوی شوهر به زن تملیک می شود و شوهر ملزم به پرداخت آن به زن می باشد. (فرهنگ فارسی معین).
پیشینه مهر:
آغاز و تاریخ معینی برای این امر نمی توان تعیین کرد. تنها می توان گفت مهریه از زمان های بسیار دور در میان مردم رایج بوده است. حتی در داستان حضرت موسی(ع) در قرآن کریم (قصص، آیه ۲۷) می خوانیم که ایشان مدت هشت یا ده سال برای حضرت یعقوب در قبال نکاح دختر ایشان کار کردند.
در زمان جاهلیت نیز، پدران و مادران، مهر را به عنوان حق الزحمه و «شیر بها» حق خود می دانستند و هنگامی که دختری برای یکی از آنها به دنیا می آمد و دیگری می خواست به او تبریک بگوید می گفت: «هنیئا لک النافجه؛ این مایه افزایش ثروت، تو را گوارا باد» کنایه از این که بعد این دختر را شوهر می دهی و مهر دریافت می کنی. سراج (نگاهی گذرا به شبهات حقوقی پیرامون مسایل زنان)، مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما، ص ۱۶۸).
مهریه از دیدگاه اسلام:
گرچه قانون مهر پیش از اسلام به صورت های گوناگون وجود داشت، اما به لطافت و شفافیتی که در اسلام بیان شده است نبود. دین اسلام یک مکتب ارزشی است و زنده کننده عقل و بیدار کننده فطرت ها است.
در همین راستا مسیر انحرافی اجتماعی و دینی که در طول تاریخ به وجود آمده اصلاح نمود و برای نمونه در آیه آمده است: «و آتوا النساء صدقاتهن نحله؛ صداق های زنان را به عنوان بخشش و هدیه پرداخت کنید» (نساء، آیه ۴). این آیه تا حدود زیادی دیدگاه اسلام را درباره «مهر» روشن می کند. در این آیه از مهر به «صداق» و «نحله» تعبیر شده است. مهر را از آن جهت صداق گویند که نشانه صادقانه بودن علاقه مرد است یا به خاطر آن که نشانه صدق ایمان است. نحله یعنی بخشش از روی طلب نفس و رضای خاطر. به کار رفتن این واژه از آن جهت است که مهر جنبه اهدایی و پیش کشی و عطیه دارد. (تفسیر نمونه، ج ۳، ص ۲۶۲).
حاصل آن که، مهر از نظر اسلام یک پیش کش و هدیه به زن است و هیچ یک از والدین حقی به آن ندارند. زن در عین این که از مرد پیش کش دریافت می کند استقلال اجتماعی و اقتصادی خود را حفظ می کند؛ یعنی به اراده خود، شوهر انتخاب می کند نه به اراده پدر یا برادر. همچنین در مدتی که در خانه پدر است و هنگامی که به خانه شوهر می رود کسی حق ندارد او را به خدمت خود بگمارد و استثمار کند. محصول کار و زحمتش به خودش تعلق دارد نه به دیگری و در معاملات حقوقی خود به قیمومت مرد احتیاجی ندارد.
فلسفه تعیین مهر:
فلسفه تعیین مهر از نگاه اسلام، تنها جنبه مادی و اقتصادی ندارد بلکه بسیاری از ابعاد معنوی و تربیتی لطیف که حاکی از پیوند محبت و عشق و بقا و تکامل بوده نیز منظور شده است.
برای این که هویت معنوی - نه اقتصادی - مهر روشن گردد لازم است برخی دستورات آسمانی که درباره تعیین صداق و تبیین کابین و مهر در احادیث آمده است مورد دقت قرار گیرد. برای نمونه اولین کابینی که برای مبدأ نسل کنونی بشر یعنی نکاح آدم وحوا(ع) معین شد آموزش احکام بود، چنان که بر اساس حدیثی که زراره از امام صادق(ع) نقل می کند: خداوند به حضرت آدم فرمود: «رضای من آن است که معارف دین مرا به او بیاموزی، آدم گفت: قبول کردم». همچنین گاهی رسول اکرم(ص) که صداق برخی اصحاب را تعلیم سوره ای از قرآن قرار می داد.
به هر حال فلسفه مهریه را در امور ذیل خلاصه می توان کرد: (زن در آیینه جلال و جمال، آیت الله جوادی آملی، نشر اسراء، ص ۳۴۰)
۱. مهریه تجلی فطرت و طبیعت است: هدیه دادن به محبوب به عنوان اظهار محبت و نشان دادن علاقه، امری فطری و طبیعی است که معمولا از سوی کسی که پیش قدم می شود و طالب و یا خواستگار است ارایه می گردد. این امر حتی در میان بسیاری از موجودات رایج است. مثلا مسأله ای که به تازگی کشف شده این است که زاغچه نو پس از بازدید آشیانه های مورد نظر به اتفاق همسر آینده اش به او یک حشره هدیه می کند.
۲. مهریه قانون عشق و جذب است: مرد از نظر آفرینش مظهر طلب، عشق و تقاضا است و زن مظهر محبوبیت و معشوقیت می باشد. مهریه از جانب مرد یک اظهار عشق و محبت فوق العاده برای زن می باشد که حتی بالاتر از بخشش و هدیه های معمولی است.
۳. مهریه پاداش و نشانه حیا و عزت زن است. مهر با حیا، عفت و عزت زن یک ریشه دارد. زن از لحاظ آفرینش نسبت به شهوت ها مقاوم تر است این ویژگی همواره به زن فرصت داده که دنبال مرد نرود و خود را رایگان در اختیار او قرار ندهد.
۴. مهریه باعث بقای خانواده و مانع از فروپاشی آن است. برخی مردان هوس باز گاه بدون هیچ دلیلی همسر را ترک و زن دیگری را که جوان تر و با نشاط تر است انتخاب می کند. مهریه مانع عمده ای در مقابل این هوس رانی ها است.
۵. مهر باعث تعادل اقتصادی است. هر چند زن دارای استقلال مالی و اقتصادی از نظر اسلام است ولی به طور معمول در جوامع ابتکار عمل به دست مردان است. در صورت طلاق و جدایی احتمال این که زن بدون پشتوانه اقتصادی بماند بسیار زیاد است. وجود مهریه یک نوع احساس امنیت اقتصادی و پشتوانه برای زن می باشد. (ر.ک: شهید مطهری، حقوق زن در اسلام، ص ۲۰۱).
نتیجه آن که: مهریه از نظر اسلام تنها جنبه مادی ندارد بلکه افزون بر آن، حکمت های دیگری نیز در تعیین مهر نهفته است بنابراین نه تنها به زنان به عنوان کالا نگاه نشده بلکه ارزش و احترام زن به وسیله وضع و تأیید چنین قانونی محفوظ مانده است.
اما روایات:
۱. روایتی که از حضرت رضا(ع) در پرسش درباره مهریه آمد، در راستای همان فلسفه هایی است که ذکر شد. در روایت امام رضا(ع) چند فلسفه برای وجوب مهر بیان شده است:
الف) مؤونه زن بر مرد واجب است، زیرا زن با مرد یک قرار داد بسته و گویا زن فروشنده است و مرد خریدار.
ب) زنان از تجارت و کسب درآمد به علل متعددی محرومند.
از این روایت برداشت می شود که نه تنها حضرت رضا(ع) زن را مانند کالا ندانسته بلکه ارزش و جایگاه ویژه او را برای ما معین کرده است.
توضیح آن که: هم چنان که پیش از این گذشت، زن مظهر معشوقیت و محبوبیت همراه با حیا و عزت است و خود را رایگان در اختیار هر کسی قرار نمی دهد و مرد در مقابل خواهان و متقاضی زن است، بنابراین برای به دست آوردن این شیء ارزشمند باید هدیه ای متناسب تقدیم کند.
از سوی دیگر در خانواده کوچک زناشویی، مسأله تربیت فرزندان به صورت طبیعی به عهده زن گذاشته شده است. این امر شاید در نگاه سطحی کاری کوچک و حتی بی ارزش، به نظر آید، اما این کارکرد زن بهترین و با ارزشمندترین کارها است و در واقع، عالی ترین هدف خلقت است، به همین دلیل است که پیامبر اکرم(ص) می فرمایند: «بهشت زیر پای مادران است».
زنی که خود را با این دید در اختیار مرد قرار می دهد و با او چنین معامله ای می کند و مرد او را انتخاب می کند از نظر لباس، مسکن، امرار معاش و... باید تأمین شود. این امر به عهده مرد نهاده شده تا با تأمین نفقه او و افزون بر آن تأمین پس اندازی به عنوان مهریه برای او جنبه مادی تربیت فرزندان را تأمین کند تا زن با خیالی آسوده به کارهای خود برسد پس در واقع می توان گفت: هر چند زن خود را در اختیار مرد قرار می دهد اما مرد برای او خادمی بیش نیست.
۲. درباره روایتی که از حضرت رسول اکرم(ص) نقل شد: «النکاح رق...» شایان ذکر است «رق» به کسر «ر» در لغت به معنای ملکیت و عبودیت آمده است «سجدت لک تعبدا و رقا».
این واژه در اصل به معنای «بنده» یا «کنیز» نیست، بلکه صفت مشبه این واژه «رقیق» به معنای بنده می باشد. چنانچه از این واژه فعل به کار برده شود برای مثال گفته شود «ارقه» یا «ارقها» به معنای در اختیار گرفتن کسی، محدود کردن کسی، مالک شدن کسی می آید» (مجمع البحرین، مدخل «رق» - المنجد، مدخل «رق»).
در روایت، پیامبر اکرم(ص) که برای نشان دادن اهمیت انتخاب همسری شایسته و متناسب با دختر، از ازدواج تعبیر به رقیت (محدودیت، عبودیت) کرده اند. این تعبیر در واقع کنایه از آن است که برای زنان به طور معمول با ازدواج، محدودیت هایی پدید می آید، حال این محدودیت از ناحیه چه کسی در زندگی و آینده زن بسیار مهم است، از این رو برخی بزرگان (بهشتی، احمد، خانواده در قرآن، بوستان کتاب، ص ۶۱).
این روایت را با توجه به معنای لغوی الفاظ آن چنین ترجمه کرده اند: «زناشویی محدود کردن آزادی است، هنگامی که دختری را شوهر می دهید، آزادی او را محدود می کنید ببینید آزادی دخت گرامی خود را به دست چه کسی محدود می کنید».

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.