پیشینه ولایت فقیه-نظریه ولایت فقیه ۱۳۸۷/۰۴/۰۸ - ۱۴۶۸ بازدید

آیا نظریه ولایت فقیه اولین بار توسط امام خمینی(ره) مطرح و ابداع شد و سابق بر این، این نظریه مورد تأیید واقع نبوده است یا اینکه خیر، این نظریه نوعی ابداع نبوده است بلکه ائمه معصومین(ع) همگی بر این مطلب اذعان داشته اند و مورد تأیید حضرات معصومین(ع) نیز بوده است؟

مساله ولایت فقیه از جهت نظری پیشینه ای به قدمت فقه شیعه دارد و موضوعی نیست که توسط مرحوم امام ابداع شده باشد و این مساله به حدی مورد قبول فقهای شیعه بوده است که برخی از علمای بزرگ از جمله مرحوم محقق اردبیلی در کتاب مجمع الفائده (قم :انتشارات جامعه مدرسین ,1403,ج 12ص 11و 38) و محقق کرکی در رسائل محقق الکرکی (قم: مکتبه آیت الله العظمی مرعشی ,1409ج 1ص 142)و محقق نراقی در عوائد الایام قم :مکتب العلام السلامی 1417 ص 536و538)و میر فتاح مراغی در العناوین (قم :موسسه نشر اسلامی 1417ج 2ص 563)و فقیه نامدار محمد حسن نجفی در جواهر الکلام (تهران : دار الکتب السلامیه 1376 ج 16 ص 178 )بر پذیرش نیابت عامه فقها و ولایت فقیه ادعای اجماع نموده اند و صاحب جواهر این مساله را از مسلمات و ضروریات در نزد فقها برشمرده است ( جواهر الکلام ج 16ص 178)همچنین ایشان آن قدر این مساله را روشن می دانند که می فرمایند : «کسى که در ولایت فقیه وسوسه کند،گویا طعم فقه را نچشیده است و معنا و رمز کلمات معصومین(ع) را نفهمیده است».(جواهر الکلام، ج 21 ص 398)مرحوم امام نیز در این زمینه مى فرماید: «موضوع ولایت فقیه، چیز تازه اى نیست که ما آورده باشیم؛ بلکه این مسأله از اول مورد بحث بوده است. حکم میرزاى شیرازى در حرمت تنباکو، چون حکم حکومتى بود ... همه علما تبعیت کردند... مرحوم کاشف الغطاء بسیارى از این مطالب را فرموده اند... مرحوم نراقى همه شئون رسول الله را براى فقها ثابت مى دانند. آقاى نائینى نیز مى فرمایند: این مطلب از مقبوله عمر بن حنظله استفاده مى شود... این مسأله تازگى ندارد...».(امام خمینى(ره)، ولایت فقیه،تهران : موسسه تنظیم و نشر آثار امام ره , ص 113 - 112)
بنابراین روشن می شود که مساله ولایت فقیه مساله جدیدی نیست که مرحوم امام آنرا ابداع کرده باشند و عمری به درازای فقه شیعه و قدمت آن دارد البته بدیهی است که شرایط و اوضاع سیاسی زمانه در روند طرح این مساله در طول تاریخ تاثیر گذار بوده است و فقهای هر با توجه به شرایط و مقتضیات زمان به طرح و بسط این مساله پرداخته اند ولی به هر حال آن چه که در منابع معتبر فقهی و آثار فقهای بزرگ شیعه وجود دارد بیانگر اهتمام آنان به این اصل و اظهار نظر پیرامون آن است . این مساله در کلام فقها مستند به ادله عقلی و نقلی زیادی است و ادله نقلی و روایات معصومین بیانگر ترسیم این اصل اسلامی و توجه به آن است
( برای اطلاع از ادله ولایت فقیه ر. ک به :کتاب ولایت فقیه , عبدالله جوادی آملی , قم : مرکز نشر اسراء و کتاب پرسشها وپاسخها و نگاهی گذرا به نظریه ولایت فقیه , محمد تقی مصباح یزدی , موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی ره و کتاب اندیشه های سیاسی شیعه در عصر غیبت , علی کربلائی قم : نشر معارف )
در اینجا تنها به یک نمونه از این روایات اشاره می کنیم و آن روایت مقبوله عمر بن حنظله از امام صادق علیه السلام است که در آن فقها به عنوان حاکم از سوی ائمه منصوب شده اند ینظران الی من کان منکم ممن قد روی حدیثنا و نظر فی حلالنا و حرامنا و عرف احکامنا فلیرضوا به حکما فانی قد جعلته علیکم حاکما فاذا حکم بحکمنا فلم یقبله منه فانما استخف بحکم الله ... مراجعه کنید به شخصی از خودتان که حدیث ما را روایت کرده است و در حلال و حرام ما اهل نظر بوده و آشنای به احکام ماست من او را برای شما حاکم قرار دادم پس هرگاه مطابق حکم ما حکم نمود و از او پذیرفته نشود پس حکم خدا کوچک شمرده شده است ...(اصول کافی ج 1 ص 67ح 10).
ولایت فقیه به دلائل عقلی ونفلی ثابت است ،لکن زمینه عملی شدن این ولایت در عصر امام خمینی ره وبا تبیین علمی وعملی توسط ایشان صورت گرفت.در گذشته نیز فقها بطور محدود ودر بسط ید اقدامهائی جهت اعمال ولایت می کردند،ولی پیاده شدن کامل آن ممکن نبود ومردم هم آمادگی نداشتند تا پشتوانه عملی باشند.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.