پیشگفتار ۱۳۹۵/۳/۳۱ - ۱۱ بازدید

زنان «موهبتى الهى»(۱) و از همان گوهر خلقت مردان هستند(۲) که در طرح نظام احسن آفرینش، قرار گرفته اند(۳) و خداى تبارک و تعالى، به جهت آفریدن انسان (اعم از زن و مرد) به خود تبریک گفته است.(۴) البته چه بسیار در طول تاریخ، زنان ـ که بخش مهمى از جامعه انسانى را تشکیل مى دهند ـ مورد ستم واقع شده، حقوق و شأن انسانى شان رعایت نشده است. آنان در روم باستان، از همه حقوق محروم و فاقد هرگونه جایگاه و شأن و منزلتى بودند. مانند یک کالا داد و ستد مى شدند و از حقوق اقتصادى بهره اى نداشتند؛ و از عنوان انسان بر آنان دریغ مى شد. (۵)
در یونان باستان نیز زن، در اختیار مرد بود و او مجاز بود، هرگونه رفتارى را با زن انجام دهد و زن از هرگونه حقوق انسانى و منافع اقتصادى محروم بود»(۶)
زنان «موهبتى الهى»(۱) و از همان گوهر خلقت مردان هستند(۲) که در طرح نظام احسن آفرینش، قرار گرفته اند(۳) و خداى تبارک و تعالى، به جهت آفریدن انسان (اعم از زن و مرد) به خود تبریک گفته است.(۴) البته چه بسیار در طول تاریخ، زنان ـ که بخش مهمى از جامعه انسانى را تشکیل مى دهند ـ مورد ستم واقع شده، حقوق و شأن انسانى شان رعایت نشده است. آنان در روم باستان، از همه حقوق محروم و فاقد هرگونه جایگاه و شأن و منزلتى بودند. مانند یک کالا داد و ستد مى شدند و از حقوق اقتصادى بهره اى نداشتند؛ و از عنوان انسان بر آنان دریغ مى شد. (۵)
در یونان باستان نیز زن، در اختیار مرد بود و او مجاز بود، هرگونه رفتارى را با زن انجام دهد و زن از هرگونه حقوق انسانى و منافع اقتصادى محروم بود»(۶)
در ایران عصر هخامنشى و اشکانى، وضعیت بهتر از این نبود. اندوه بارتر از همه، وضعیت زنان در عربستان و دوره جاهلیت قبل از اسلام بود. اختیار زنان به طور کامل در دست پدران و شوهران بود. یکى از بدترین سنت هاى رایج در جاهلیت، عمل غیرانسانى «زنده به گور کردن دختران» بوده است!!(۷)
با ظهور اسلام کرامت انسانى زن، احیا شد و او در کنار مرد، به عنوان نیمى از پیکره حیات بشرى مطرح گردید. اسلام زنده به گور کردن دختران را ممنوع کرد و احترام نهادن به زنان را جزو تعالیم خود قرار داد. ازاین رو، زن هاى صدر اسلام در امور اجتماعى، سیاسى و فرهنگى و کارهاى دیگر مشارکت داشتند.(۸)
ناگفته نماند وضعیت اسف بار زنان، در اروپا به ویژه در قرون وسطى نیز باقى مانده بود. به طورى که نه تنها در بین عوام بلکه در مجامع علمى نیز درباره انسانیت زن تردید مى شد چنان که در سال ۵۸۶ میلادى کنفرانسى در فرانسه براى بررسى این موضوع منعقد شد که آیا زن انسان است یا نه؟! و بعد از بحث و بررسى هاى زیاد، در نهایت به این نتیجه رسیدند که زن انسان است اما انسان طفیلى که فقط براى خدمت به مردان خلق شده است. و قبل از آن در اصل این که آیا زنان داراى «روح» هستند یا نه، شک و تردید شده، پس از بحث و تبادل نظر به این نتیجه رسیدند که، زنان داراى روح هستند، اما روح حیوانى. (۹)
به عقیده قوم یهودیان و در تورات تحریف شده موجود؛ طبیعت آنجا که از آفریدن مرد، ناتوان است، زن را مى آفریند. زنان و بندگان از روى طبیعت محکوم به اسارت هستند و به هیچ وجه سزاوار شرکت در کارهاى عمومى نیستند.
«یهوه» در آخرین بند از فرمان هاى دهگانه اش که، بنا به گفته مشهور، به موسى فرستاد، زنان را در ردیف چارپایان و اموال غیرمنقول ذکر کرد. (۱۰)
یهودیان، زن را مایه مصیبت و بدبختى مى دانستند. یهودیان قدیم به هنگام تولّد دختر، شمع روشن نمى کردند، مادرى که دختر مى زایید، بایستى دو بار غسل کند، اما پسر که به عهد خود با «یهوه» مى بالید، همیشه در نماز خود تکرار مى کرد، «خدایا تو را سپاسگزارم که مرا کافر و زن نیافریدى»(۱۱)
به گفته «ویل دورانت»، در اروپا زنان تا حدود سال ۱۹۰۰م کم تر داراى حقى بودند که مرد ناگزیر باشد بر اساس قانون آن را مراعات کند. (۱۲)
در دوران کنونى نیز با همه پیشرفت هایى که نصیب زنان شده و تحولاتى که ایجاد شده، باز هم در بسیارى از موارد، زنان مورد ستم و تجاوز و تبعیض قرار مى گیرند و شأن انسانى آنها رعایت نمى شود، تا جایى که یکى از نویسندگان زن در مقاله اى تحت عنوان «Are Women Human?» (آیا زنان انسان هستند؟) مى نویسد: با این همه تبعیض ها، خشونت ها و استفاده هاى ابزارى از زنان، آیا باز هم مى توان گفت: زن، انسان است و مشمول حکم کلى مقررات «اعلامیه جهانى حقوق بشر» قرار مى گیرد که انسان را به عنوان «انسان» داراى حق مى شناسد و همه را در برخوردارى از حقوق، مساوى مى داند؟(۱۳)
بیان این مقدمه، به منظور نشان دادن ضرورت بحث و پى گیرى عملى حقوق زنان «در نظام اسلامى و تلاش براى استیفاى حقوق مشروع آنان از یک سو، و پاسخ گویى به پرسش ها و شبهات مربوط به شخصیت، جایگاه و حقوق زنان از سوى دیگر است».




پی نوشت ها:
(۱) شورى ۴۲، آیه ۴۹.
(۲) نساء ۴، آیه ۱؛ شورى (۴۲)، آیه ۱۱.
(۳) تین ۹۵، آیه ۴.
(۴) مؤمنون ۲۳، آیه ۱۴.
(۵) سامیه منیسى، المرأة فى الإسلام، صص ۲۳ و ۲۵ و۲۶.
(۶) محمود عبدالحمیدمحمد، حقوق المرأة بین الإسلام و الدیانات الأخرى، ص ۱۹.
(۷) همان، صص ۲۱ و ۲۲.
(۸) محمدعبدالقادرابوفارس، حقوق المرأة، صص ۱۹-۲۰.
(۹) سامیه منیسى، المرأة فى الاسلام، ص ۱۷۶.
(۱۰) ویل دورانت، لذات فلسفه، ترجمه عباس زریاب؛ تهران؛ شرکت انتشارات علمى و فرهنگى، چاپ هشتم، ۱۳۷۳، ص ۱۴۸.
(۱۱) همان، ص ۱۴۹.
(۱۲) ویل دورانت؛ همان، ص ۱۵۰.
(۱۳) Catharine Macinnom; Reflections on the Universal Declaration of Human Rights; Netherland; ۱۹۹۸; p ۱۷۱.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.