پیوند دعا با مبارزه در نگاه رهبری(با نگاهی به فیلم راز) ۱۳۹۱/۶/۱۷

در نگاه رهبری، دعا نباید و نمی تواند بستری برای ظلم کردن و ظلم پذیری واقع شود. دعای حقیقی نه تنها انسان را از لاک فرد گرایی بیرون کشیده و حس همدردی را در او تقویت می نماید، بلکه او را نسبت به رفع کژی ها و اصلاح اجتماع حساس نموده و انگیزۀ سازندگی، مبارزه و جهاد را دو چندان می کند.
انسان خداخواه انحصارطلب نیست و خوبی ها و فضایل را تنها برای خود نمی خواهد، بلکه تلاش می کند زمینۀ تکامل دیگران و ارتقای روحی و رشد معنوی دیگران نیز فراهم گردد. اجتماع فاسد، قوانین ناعادلانه، مفاسد اخلاقی، روابط ناسالم اجتماعی، ظلم و تجاوزها از جمله موانع رشد و تکامل انسانهاست.
در نگاه رهبری، دعا نباید و نمی تواند بستری برای ظلم کردن و ظلم پذیری واقع شود. دعای حقیقی نه تنها انسان را از لاک فرد گرایی بیرون کشیده و حس همدردی را در او تقویت می نماید، بلکه او را نسبت به رفع کژی ها و اصلاح اجتماع حساس نموده و انگیزۀ سازندگی، مبارزه و جهاد را دو چندان می کند.
انسان خداخواه انحصارطلب نیست و خوبی ها و فضایل را تنها برای خود نمی خواهد، بلکه تلاش می کند زمینۀ تکامل دیگران و ارتقای روحی و رشد معنوی دیگران نیز فراهم گردد. اجتماع فاسد، قوانین ناعادلانه، مفاسد اخلاقی، روابط ناسالم اجتماعی، ظلم و تجاوزها از جمله موانع رشد و تکامل انسانهاست.
برخلاف تصور رهبران فیلم راز و بزرگان قانون جذب که به بهانۀ ذهن گرایی، از دیگران رفع مسئولیت نموده و انسان های آزاده را به کناره گیری از رسالت های اجتماعی و به بی تفاوتی در مقابل مفاسد و بیدادگری ها دعوت می کنند و حتی توصیه می کنند به اخبار هم گوش ندهید(لوئیز هی، شفای زندگی، ص۶۶) رهبر انقلاب از جوانان خواسته به شعار مبارزه با استکبار فکر کنند و دربارۀ راههای تحقق آن بیندیشند (۹/۸/۷۵) در نگاه رهبری انسان های خداجو با مجاهدت خود، موانعِ تعالی را از سر راه دیگران برداشته و بستر رشد انسان ها و تکامل اجتماع بشری را فراهم می نمایند. انسان معنوی اگر دعا را برای رشد خویش لازم می داند رفعِ موانعِ تعالی روحی دیگران را هم بر خود فرض می شمارد؛ در نتیجه انحرافات و آلودگی ها را برنمی تابد و اصلاح جامعه و مبارزه با انحرافات را جزو آرمان ها و مأموریت های خود قلمداد می کند. پیشوایان معصوم که ادعیه عمیق از آن ها نقل شده و خود از ابزار دعا بیشترین استفاده را برده اند، مبارزه با ظلم و ظالمان در کارنامه شان بسیار برجسته بوده است.
بیشترین و معروف ترین دعاها از سه امام است، که هر سه درگیر مبارزات بزرگِ مدّتِ عمر خودشان بودند: یکى امیر المؤمنین علیه السّلام است که دعاهایى مثل دعاى کمیل و دعاهاى دیگر از آن بزرگوار رسیده است، که یک عالَم و غوغایى است. بعد ادعیه ى مربوط به امام حسین علیه السّلام است، که همین دعاى عرفه مظهر آن هاست. این دعا، واقعاً دعاى عجیبى است. بعد هم امام سجّاد علیه السّلام است که فرزند و پیام آور عاشورا و مبارز در مقابل کاخ ستم یزید است. این سه امامى که حضورشان در صحنه هاى مبارزات از همه بارزتر است، دعایشان هم از همه بیشتر است.(۱۳/۹/۷۶)
از این روست که رهبری در کنار دعا و خلوت با خدا، از جهاد و مبارزه سخن گفته و بر ارزش هایی هم چون عدالت اجتماعی، استکبار ستیزی، رفع فساد و نهی از منکر پای می فشارند. وی چنین آرمان هایی را از ادعیه مأثوره استفاده کرده و آن را با رشد فردی و تهذیب نفس پیوند می زند.
«در دعاى روزهاى ماه رمضان، یکى از فقرات اصلى دعا این است که: «اللّهم غیّر سوء حالنا بحسن حالک.» این گونه است که عدالت اجتماعى تأمین مى شود. عدالت اجتماعى، یک اصل است. یک هدف اصلى و والاست. اما عدالت اجتماعى، در صورتى در جامعه تامین مى شود که افراد در جامعه تربیت شده باشند؛ ظلم نکنند و زیر بار ظلم نروند.»(۲۳/۴/۷۲)
ایشان نه تنها دعا را مانعی برای اصلاح اجتماع نمی داند، قدمی فراتر گذاشته و پیش شرطِ دست یابی به آرمان های نظام اسلامی را در عرصه جهانی، استفاده از ظرفیت معنوی دعا می شمارد.
«جمهورى اسلامى، آن نظامى که باید با قلدرهاى جهان مقابله کند؛ آن ملتى که باید با کوههاى فساد دربیفتد؛ آن جامعه و نظامى که در مقابل هیچ قلدرى سر خم نمى کند و براى نجات انسانیت تلاش مى نماید، چنین جامعه و نظامى، در درون و در دل افراد خود باید درهایى به سوى دعا و تضرع باز کرده باشد. بدون این، نمى شود.»(۷/۱۲/۷۱)
بنابراین در اندیشۀ رهبری در مواجهه با مقوله ظلم و مبارزه، سه استراتژی طولی ترسیم شده که به صورت پلکانی همدیگر را تکمیل می کنند. جالب اینکه در نگاه رهبری این سه با اتکاء به اصلِ طاغوت ستیزی و پذیرش توحید محوری ترسیم شده و به خوبی با موضوع دعا آشتی داده شده اند. از سوی دیگر در تعلیمات رهبران جذب تنها مرحلۀ اول یافت می شود و صد البته پذیرش مرتبۀ اول مزیتی به حساب نمی آید؛ چرا که تمامی مکاتب معنویت گرا این مرتبه را در تعلیمات خود به صورت پررنگی بیان کرده اند.
استراتژیِ اول اجتناب از ظلم کردن است که شامل ظلم به خود هم می شود. دقت شود اگر در قانون جذب، دوری از ظلم کردن مطرح است اولا این پرهیز صرفا دربارۀ مصادیقی از ظلم است که بر همگان روشن است، مانند کشتن دیگران، غصب اموال دیگران و مواردی از این قبیل. دوم این که مصداقِ متعالی در این باب که همان ظلم نکردن به خویش است و در نگرش دینی مهم ترین مصداقش دربارۀ ارتکاب معاصی است در قانون جذب وجود ندارد.
راهبرد دوم در کلام رهبری، پرهیز از ستم پذیری است. به عبارت دیگر نه تنها انسان نباید اجازه دهد دیگران به او ستم روا دارند، بلکه خود هم نباید زیر باز ظلم برود.
استراتژی سوم، قرار نگرفتن در جبهه ظالمان و متجاوزان است. این مرتبۀ از رفع ظلم که مربوط به صف بندی اولیۀ حق و باطل است، در بردارندۀ موضع جبهه حق است. بر مبنای این راهبرد، انسان معنوی نباید ستم گری و ستم پذیری را به رسمیت بشاسد و دستِ کم در بیان و گفتار، باید نسبت به ظلم و ظالم موضع انکار داشته باشد. رهبری از این مرحله به افشاگری ظالمان نام برده اند.
هرجا که در سطح جهان، دستمان برسد، نسبت به استکبار، افشاگرى خواهیم کرد.(۹/۸/۷۵)
راهبرد چهارم؛ جهاد در این عرصه و مبارزۀ عملی با ظلم بیدادگری در عالم است. این مرتبه که در کلام امام خمینی با تعبیر رفع فتنه در عالم آمده است، همان رسالت جهانی انقلاب اسلامی و مأموریت نهایی جبهه حق است که با پرچمداری امام عصر به بار می نشیند. امام خمینی در این باره فرموده:
اگر امروز ما جنگ می کنیم و جوان های ما می گویند: "جنگ تا پیروزی "، این طور نیست که اینها یک امری برخلاف قرآن می گویند. این یک ذره ای است، یک رشحه ای است از آنکه قرآن می گوید. آنی که قرآن می گوید، بیشتر از این حرف هاست. این که ما می گوییم، به اندازه حدود خودمان می گوییم. ما چون امروز با -فرض کنید که - صدام یا با کسانی که موید صدام هستند جنگ داریم ، در این محیط ناقص ، می گوییم که "جنگ جنگ تا پیروزی ". قرآن می فرماید: قاتلوهم حتی لا تکون فتنه، همه بشر رادعوت می کند به مقاتله برای رفع فتنه ؛ یعنی "جنگ جنگ تا رفع فتنه در عالم ". (۲۰/۹/۶۳)
رهبری بیان بالا را این گونه تکمیل کرده اند:
هرجایى که مظلومى، از ظلم استکبار دچار آسیب است و به جان آمده، ما هرطور بتوانیم، طرفِ آن مظلوم را خواهیم گرفت. (۹/۸/۷۵)
در کلام رهبری، این راهبرد با تعبیر های مختلفی آمده است؛ عبارت هایی از جمله استقرار عدالت جهانی،(۸/۴/۶۸) گسترش توحید،(۳/۹/۷۸) نجات مستضعفان(۸/۴/۶۸) و تعبیرهایی مشابه آمده است.
همه ى پیغمبران و اولیا براى این آمدند که پرچمِ توحید را در عالم به اهتزاز درآورند و روح توحید را در زندگى انسانها زنده کنند. یکى از نشانه ها یا ارکان توحید، نبودن ظلم و نبودن بى عدالتى است. لذا شما مى بینید که پیام استقرار عدالت، پیام پیغمبران است.(۳/۹/۷۸)
این ظلم جهانى از سوى مستکبرین و قلدرهاى عالم، تکلیفى را روى دوش ما مى گذارد. آن تکلیف چیست؟ مبارزه با ظلم .(۹/۲/۷۱)
هدفى که این انقلاب و این مبارزه براى خود در نظر گرفت، هدفى بود که انسانیت از آن متنفع و متمتع مى شود. آن هدف، مبارزه با ظلم و فساد و تبعیض در سطح جهانى و در محدوده ى کوچک تر، در سطح کشور است و براى این است که هدفهاى والا براى بشریت مطرح شود.(۹/۱۱/۷۱)
جالب آن که در سخنان رهبری واژۀ دعا ۷۰۰ بار تکرار شده؛ اما واژگانی هم چون جهاد و مبارزه بیش از چهار برابر دعا تکرار شده و جزو پرکاربردترین واژگان در بیانات رهبری هستند.
نگاهی به فیلم راز
فیلم راز که برای ترویج قانون جذب از تلویزیون پخش شد تصویری از دعا را به نمایش گذاشته که با نگاه متعالی رهبری متفاوت است. در قانون جذب مطالبه از کائنات که نامش دعاست، با تمرکز ذهنی و ذهن گرایی قرین شده و درخواست از کائنات در صورتی به مرحله اجابت می رسد که انسان دریچۀ ذهن خود را بروی امور منفی بسته، به هیچ چیز به عنوان متهم نگاه نکند و نسبت به امور منفی در اجتماع، بی تفاوت بگذرد. در قانون جذب ادعا می شود که راه برطرف شدن رویدادهای منفی در جهان، نیندیشیدن به آن است.
اگر چه در متون اسلامی از انسان ها خواسته شده نسبت به دیگران بدبین نبوده و کارهای مؤمنین را حملِ بر صحت نمایید (برداشت مثبت کنند) اما آن چه در قانون جذب توصیه می شود، نه نگاه خوش بینانه به کارهای انسان های مؤمن و حق طلب، بلکه نداشتنِ نگاه بدبینانه به پدیده ها و رویدادهایی است که در سایه حاکمیت نظام سرمایه داری در جهان ایجاد شده و معلول بی واسطۀ تمدن غربی است. در فیلم راز با صراحت از دیگران خواسته میشود که نسبت به تروریسم اعلام مخالفت نکنند و در راهپیمایی های ضد جنگ شرکت نکنند.
در قانون جذب تلاش می¬شود هیچ چیز منفی دیده نشود تا «ضرورت مقابله» شکل نگیرد؛ هر امری که تصویری منفی از خود به جا بگذارد، باید ترک شود و ذهنی مطلوب است که به رویارویی با هیچ پدیده¬ای نرود. بنا بر نگرش جذب، فقط یک نگرش و عمل منفی وجود دارد و آن هم نگرش و قضاوتِ بد در مورد رویدادهاست. غیر از این، هیچ بینش و عمل منفی وجود ندارد. هرچه در عالم خارج دیده می شود، خوب و مطلوب است و آن‌چه نیاز به تغییر دارد، زاویة دید انسان هاست، نه شالودۀ تمدن سرمایه داری. البته در قانون جذب این نگرش غلط با یک مغالطه همراه شده و آن این که "مبارزه با امور منفی" و "ترویج نیکی ها" به عنوان دو امر غیر قابل جمع ذکر می شوند که مخاطبان راز تصور کنند جمع بین "گسترش صلح" و "مبارزه با جنگ طلبی" محال است.
به جای ابراز انزجار دربارة مواد مخدر و مبارزه علیه آن، کودکان را در انتخاب راه صحیح زندگی یاری دهید. (عرفان، وین دایر، ص ۲۲۸)
در فیلم راز گفته می شود هر چه در ذهن انسان بگذرد ـ‌مثبت یا منفی‌ـ دقیقاً اتفاق می افتد. نه مبارزه با ترور و نه مبارزه با بارداری زودهنگام، هیچ‌کدام به ثمر نمی نشیند؛ زیرا این مبارزه توام شده با عکس ترور و بارداری در ذهن. از آن جا که آن‌چه در دنیای خارج پیش می آید تصویر ذهنی شماست، نه خواستة قلبی‌تان، پس بهتر است تصوّر این امور را از ذهنتان بیرون کنید و به آن ها بی تفاوت باشید، تا در عالم خارج اتفاق نیفتند. طرفداران راز پا را فراتر گذاشته و مبارزه با جنگ طلبی و ترور را نفاق معرفی می‌کنند:
به جای این¬که علیه تروریسم و جنگ اعلام انزجار کنید، طرفداران صلح باشید... اگر علیه چیزی باشید و با آن دشمنی کنید، نفاق و اختلاف در ضمیر شما نقش خواهد بست.( عرفان، وین دایر، ص ۲۲۷)
باید پرسید چرا هیچ چیز از این توصیه به ظاهر معنوی، استثنا نشده و هر مبارزه ای نفاق شمرده می شود؟ چرا اعلام انزجار علیه ترور هم ناشایست معرفی شده است؟
به‌راستی چه معنویّتی برای نظام سرمایه¬داری، بهتر از این که: «تمام مشکلات، توهّم ذهن شماست... برای مشکلات دنبال مقصّر نگردید..».(نیروی حال، اکهارت توله، ص۱۰۳)
شعارهای یادشده، خواسته یا ناخواسته در خدمت آمال و نقشه‌های متجاوزان و جنگ‌طلبان و نظام سلطة جهانی است و بیش از همه، آنها از آن سود خواهند برد. امروزه در قانون جذب، شعارِ «حمایت از صلح نه مخالفت با جنگ» به بهانة اتلاف انرژی، به راهبردی اساسی تبدیل شده است. این ایده که «بر ضد هیچ چیز جبهه‌گیری نکنید» (عرفان، وین دایر،ص ۲۳۳) دست تبهکاران را در چپاول و ظلم بازتر خواهد کرد با این شعار نادرست، هیچ‌کس خود را در مقابل جنگ طلبی قدرت های سلطه گر مسئول نمی بیند؛ درنتیجه معدود افراد خدا‌گرا هم، میدان را برای جولان سرمایه¬داران و متجاوزان خالی خواهند کرد؛ آن¬گاه همة موانع از سر راه نظام سلطه کنار خواهد رفت و ظلم و ظلم پذیری به شدّت نهادینه و مستقر شده، زمینة نظام سلطة جهانی موسوم به «دهکدة جهانی» را فراهم خواهد ساخت.
در پی این نگرش، مخاطبان جذب هیچ گاه به این برداشت نمی رسد که نجات دیگران و مبارزه با ستم گری و ستم پذیری هم کاری ارزشمند است. بدین سان این نگرش به ظاهر صلح طلبانه که در جذب مطرح است نه کمک به گسترش عدالت که بسترساز بی عدالتیِ بیشتر است و با نگرش دینی که در کلام رهبری انعکاس تام یافته است فاصلۀ زیادی دارد.

....................
حمزه شریفی دوست

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.